شرکت مهندسی تابکو را تجربه کردم و میخواهم از روز مصاحبه برای یک شغل دولوپر جاوا بگویم. با جاوا تقریبا شش ماه کار کردم؛ یک ماه با SE و حدود سه ماه هم با اسپرینگ. در حال یادگیری بودم و تمرینهای زیادی انجام داده بودم. روز مصاحبه خیلی راحت پیش رفت؛ اکثر سوالها آشنا بودند و مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم. از نتیجه راضی بودم. گفتنی است که مصاحبه حدود نیم ساعت طول کشید، گفتگو بیش از حد نبود و سوالات بیهودهای پرسیده نشد. برخورد مصاحبهکننده عادی، آرام و منطقی بود. سوالات هم همان مواردی بودند که معمولاً از یک دولوپر جاوا میپرسند. واقعاً نمیفهمیدم چرا برخی نظرهای منفی داده بودند. در روز مصاحبه از نظر جسمی خیلی خسته و عصبی بودم، اما فضای کار آرام بود و میانکاری مصاحبهکننده با انتظار من کاملاً فرق داشت و به طرز مثبتی surprisedم کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به تازگی از طریق تماس تلفنی با یک شرکت رفتم و روز ملاقاتی در دفتر آنها داشتم. جلسه مصاحبه در همان روز بین واحد منابع انسانی و تیم فروش برگزار شد و فضای مصاحبه آرام و احترامآمیز بود. در فرم توضیح دادم که از یک آموزشگاه تحصیل کردهام، کارشناسی دارم اما تنها ۹۶ واحد پاس کردم و در نهایت کاردانی گرفتم؛ این موضوع برایشان نکتهای منفی بود. به نظر میرسید مدیران آنجا بهظاهر برای مدیران فروش سطح تحصیلی بالاتری را ترجیح میدهند و برای سرپرستی و مدیران که حداقل فوقلیسانس را میطلبند، معیارهای بالاتری در نظر میگیرند، هرچند در عمل این موضوع خیلی روشن نبود. به طور کلی فضا مودبانه بود و برخورد معاون فروش هم مثبت بود، اگرچه اطراف او بیشتر همکاران قدیمی شرکت بودند. در پایان اعلام کردند از من خوششان آمده اما در حال حاضر با شرایط موجود سازگار نیستم. هفته بعد تماس گرفتند و گفتند با وجود علاقه به من، kandidat شرایطشان را نمیبیند.
برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومهام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجلهای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسشهای فنی مطرح شد و هم سوالهای عمومی؛ به نظر میرسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوبهای آن است، چون دورهی کارآموزی حقوق داشت.
به نظر میرسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومهام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفتهی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومهام بود و باید دوباره پرش میکردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربههایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژههای شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفتوگویی فنی نبود و از نمونهکار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر میآمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب میپرسیدند که آیا تواناییهایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بینظمی همراه بود.
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت کنند من چنین تجربه ای قبلا نداشتم اما این روش برام جذاب بود از این جهت که کارجوها در مقایسه با هم سنجیده میشدند و البته که این تکنیک به نظرم فقط در سطح مدیران ارشد قابل پیاده سازی است
مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم میتونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداختشون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ میکنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ میکنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت میکنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت میکنن! اما چون پاداش هست میتونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت میکنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه میشه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون میبندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون میبندن که قطعا یکطرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژههای شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفهای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت میمونید! اگر داستان گروگانگیری و بهرهکشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین میخواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکیتجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوانهای مردم میرن این شرکت و گرفتار میشن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمیکنید. دو طبقه مجزا از هم فکر میکنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفتوآمد باشید که اندازهی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، میدونم فشار اقتصادی روی همهمون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدمهای مریض و سمی، و شرکتهای دوزاری کار نکنید.
فکر میکنم فضای مصاحبه چندان حرفهای نبود و خیلی سریع به مسائل حواشی رسید. در شروع کار با یک خانم مصاحبهکننده صحبت کردم و بیشتر دغدغهها و سابقه کارم بررسی شد تا سوالات فنی؛ همان ابتدا ازم میزان حقوقی که میخواهم را پرسیدند و من گفتم که حقوقم بالاست، اما آنها گفتند برای این پوزیشن چنین دستمزدی با رنج شرکت همخوانی ندارد. چند روز بعد جلسه دوم با پاسخنامهای فنی برگزار شد، طوری که من حتی کیف و گوشی را به اتاق نبردم تا تمرکز بیشتری داشته باشم. آزمون کتبی را خوب سپردم، اما بخش منابع انسانی گفت که شاید لازم باشد سه ساعتی صبر کنم تا مدیر ارشد برسد و نتیجه مصاحبه نهایی مشخص شود. من از صبح تا حدودی نمیتوانستم بمانم چون قرارهای دیگری داشتم و گفتم نمیتوانم بیش از این منتظر بمانم؛ به نظرشان یک مقدار ناراحت شدند و دیگر ادامه مذاکرات را پیگیری نکردند. در اصل با همان محدودیت حقوقی و زمانبندی سه ساعته بدون هماهنگی، به نظرم بهتر بود تیم استخدام به دنبال فردی با تجربه بیشتری بگردد. همچنین توضیحی که ارائه دادم، عمدتاً همان موارد کلیدی را پوشش داد اما خیلی از ویژگیهای مهمی که برایشان مطرح بود را بهطور مشخص بیان نکردند.
در مصاحبه با این شرکت، حس میکردم فضای کار دوستانه و پویایی زیادی حاکم است. سوالها به جزئیات گیر نکردن و بیشتر به نحوهی حل مسئله و مواجهه با چالشها توجه داشتند. بعد از جلسه هم واقعاً برای پرسشهایم وقت گذاشتند و این احساس را داشتم که چنین رفتاری برای اولین بار دیدهام. در کل فرایند دو مرحلهای بود که هر دو از جنس رفتاری بودند و به نظر میرسید تمرکزشان روی اشتیاق به یادگیری و میل به کسب تجربه است.
برای مصاحبه کارشناس پشتیبانی، اول فرم اطلاعات شخصی، سابقه و مهارتها رو پر کردم. بعد خانمی به عنوان مصاحبهکننده اومد و سوالها درباره همون موارد نوشتهشده از من پرسید و توضیحاتی درباره ساعات کاری و وظایف پشتیبانی داد. درباره حقوق، بیمه و مزایا هم صحبت شد و گفتن با اضافهکاری و تشویقیها ممکنه حقوقم بالاتر بره. گفته بودن منتظر تماس بمونم و فردا تماس گرفتن که پذیرفته شدم و میتونم برای آموزش بیام. دوره آموزشی یک هفتهای رو خیلی منظم و کامل طی کردم؛ هر بخش رو چندین بار توضیح دادن و تمرین کردیم. بعد از آموزش یکی دو هفته پشت کامپیوتر نشستم تا کار رو بهطور عملی یاد بگیرم، اما بهخاطر مسائل شخصی و تداخل زمانی مجبور شدم خروج کنم. حقوق اون مدت دقیقاً بهصورت ساعتی محاسبه و کامل پرداخت شد. نکتهای که میخوام بهگم اینه که با انرژی و روحیه مثبت به سراغ مصاحبه برید، با تسلط حرفهاتون رو بزنید و نترسید اگه تجربه پشتیبانی ندارید — آموزشها طوری طراحی شده که توی یک هفته مهارتهای لازم رو به دست میآورید و به مرور با سیستم آشنا میشید. خصوصیات مهمی که ازتون میخوان اینا هستن: ادب و متانت، وقتشناسی، انرژی بالا و روحیه خوب، ظاهر مرتب و دامنه سنی ۲۰ تا ۲۸.
امور مصاحبه به خوبی برای زمانبندی مقدمات انجام شده بود و یادآوریها هم دقیق بود. با این حال قرار بود نتیجه نهایی، چه پذیرش و چه رد، چند روز بعد به من اعلام شود و تا الان خبری دربارهاش نشنیدم. به نظرم این یک نقطه ضعف است و واحد منابع انسانی باید در این زمینه پیگیری و رسیدگی بیشتری انجام دهد.
برای موقعیتی در بخش CRM رزومه فرستادم و بعد از ارتباط اولیه، آزمونی از من گرفتند که واقعاً بیربط و تلفکننده بود. آنها میگفتند باید حدود بیست ویدئوی سیدقیقهای را نگاه کنیم و انتظار داشتند آزمون از همان ویدیوها باشد، چون خودشان به عنوان منبع معرفی کرده بودند؛ اما در نهایت هیچ ارتباطی با آنها نداشت و فقط وقتگیر بود. با وجود این، آزمون را قبول شدم و به مصاحبه دعوت شدم؛ اما جلسه بیش از آنکه حرفهای باشد، شبیه شو بود و سوالاتی مثل چه رنگی را دوست دارم، صبح تا شب چه کار میکنم و آیا ورزش میکنم مطرح شد. پس از آن گفتند که خبر خواهیم داد، اما سه هفته گذشت و من پیگیری کردم تا سرانجام فهمیدم پذیرفته نشدهام. به هیچ عنوان خبری هم از نتیجه به من داده نشد؛ کاش کمی احترام میگذاشتند و نتیجه را اعلام میکردند تا افراد را بیخطر معطل نکنند.
متاسفانه برای این شرکت رزومه فررستادم که پشیمونم این افراد ناشی رزومه منو دریافت کردن و بابت مصاحبه تماس گرفتن روز مشخص رفتم که هوا بارونی بود اولا در ورودی نفررو نبود از محوطه پارکینگ رفتم اتاق نگهبانی هماهنگ نشده بود من برای چی اومدم سردرگم به من گفتن برو از ساختمون داخل بپرس رفتم همه اتاقا درش بسته بود یا کسی داخل نبود بالاخره بعد چند دقیقه الاف شدن اتاق مصاحبه رو پیدا کردم که تو حیاط ضلع شمالی طبقه پایین بود .دیدم یک پیرمرد با موهای سفید شبیه امین تارخ داخله ولی در از بیرون قفله حالا منم زیر بارون در زدم که بیاد دیدم توجه نمیکنه بالاخره بعد ۵ دقیقه که خیس شدم حسابی به خودش زحمت داد اومد پشت در انگار طلبکار بود مردک احمق که چرا اینقدر در میزنی چخبره ! واقعا شعور در حد صفر پیرمرد نادان هیچی از تشریفات مصاحبه نمیدونست که هیچ انگار مدیر منابع انسانیم بود !!! خلاصه چیزی نگفتم سعی کردم رفتار حرفه ای داشته باشم رفتیم نشستیم فضای اتاق شبیه سنگر جبهه پر عکس شهیدو المان های جنگ و پاچه خواری که قشنگ ریاکاری موج میزد هم تو ظاهر اون مرد هم تو فضای اتاق حالا نشستیم کلی حرف مفت که اینجا مال بنیاد مستضعفانه فلان سردار سهام داره و… بعد رزوممو دیده میگه ما برای فیلد دیگه ای غیر از تخصص شما نیرو میخواهیم بلدی بسم الله !!! آخه ادم نفهم ریا کار بی سواد مگه مردم مسخره شمان مگه رزومه منو ندیده بودین منو زیر بارون کشوندین الاف کردین آخرشم اینطور . پشبمونم چرا نشستمش همونجا والکی احترام گذاشتم جالب اینجاس موقع برگشت انتظامات گفت چی شد گفتم هیچ گفت ببین داداش اینا تیپ شما رو نمیگیرن باید ریش کله قندی و تیپ برادر گونه داشته باشی ادکلن زده کت شلواری قبول نمیکنن خلاصه اصلا نرید سمت این شرکت به هیچ وجه منم فکر می کردم برند معتبریه نگو یه مشت ادم رانتی اونجان ادمین جان خواهشا نظرمو کامل بزار رفتار بسیار بدی داشت و ناراحت شدم
بعد از ارسال رزومه این شرکت نامعتبر بدون اینکه تماس از خط معتبر شرکتی بگیره یا هر مدل دیگه خانمی به اسم سمیرا یک پیام داخل واتساپ فرستاد بدون اینکه معرفی کنه بگه عنوانش چیه و… گفت رزومه دادی قبل برا اینکه در وقت صره جویی بشه چنتا سوال نیفرستم جواب بده !!!! سوالا ها کاملا معلوم بود از چت جی پی تی درومده و منم چون این رفتارو غیر حرفه ای دیدم جوابارو دادم چت جی پی تی دراورد فرستادم براش بعد گفت مرحله اول قبول شدی بریم مرحله بعد 😂😂😂😂 دوباره کفت یک سری سوال مجدد میفرستم تاثیری رو استخدام نداره فقط بیشتر اشنا بشیم سوالاش بازم تخصصی بود بازم هوش مصنوعی 😂😂😂 بازم روش قبلی جواب دادم گفت اطلاع میدم نتیجه رو خلاصه چندروز بعد پیام داد نشد 😂 گفتم این مدلی ندیده بودیم حای تماس نکرفتین شاید طرف کرو لال بلشه این چ مدل مسخره ایه سوالاتونم از هوش مصنوعی گرفتین و… کاملا معلوم بود ناشیه اگهی بابت بنچ مارک بود یا هر چیز دیگه سرگرمی… خلاصه این مدت که بیکار شدم عجب چیزایی دیدم مسخره ها به هیچ وجه نرید اینجور جاها چون بی در دیکره هیچی بلد نیستن ساختار ندارن حقتون ضایع میشه
متاسفانه مدتی با مدیر مستقیم واحد جذب استخدام خانم م.س کار کردم ایشون تجربه و تخصص زیادی از فرآیند ها نداشت و رابطه ای این جایگاه رو بدست آوردن که بسیار از خود مچکر بود و با حس قدرتی که داشت و حمایتی که نمیدونم به چه دلیلی ازش میشد با بقیه همکاران حق به جانب و بسیار توهین آمیز برخورد میکرد .دختری بی تجربه با علم کم بی ادب و تنها ادعا که با رانت و پارتی بازی شده بود مدیر بارها شاهد بودم سلیقه ای و یا وقتی که از قیافه یک متقاضی خوششون نمی اومد غیر منطقی اون رو رد می کردن و ژس قهرمانانه می گرفتن که دیدی ردش کردم؟!!! یک بار هم متقاضی مصاحبه فاینال انجام داده بود و تاییدیه ها گرفته شد تنها به این دلیل که بقیه گفتن بنظر خوب نیس طرفو ریجکت کرد .تجربه و تحمل این موارد برای من سخت بود اونم در منابع انسانی و چند ماه پیش تصمیم به استعفا گرفتم البته به بهانه درخواست افزایش حقوق اینکارو کردم چون می دونستم قبول نمی کنن .این موارد و فرهنگ در مورد بقیه شرکت های فردا موتور که مسیولین منابع انسانی همگی خانم ن.ار و خانم ش که الاناونجا نیستن هم صدق میکنه
متاسفانه این مدت ک بیکار شدم تجربه های مصاحبه عجیب غریبی داشتم که یکیش گلستان بود متاسفانه در ابتدا جذب برند این شرکت شدم و رزومه ارسال کردم اما چون تخصقی تو منابع انسانی فعالیت کردم و خطاهای سناختی رو میشناسم و متوجه شدم سرپرستان جذب اقای م.ص و خانم س.ح بسیار کار نابلد و شایسته اون جابگاه نیستند و تجربه خوبی ندارند احتمالا با رابطه در اون شغل قرار گرفتند دو ماه برای این شغل اگهی درج کردن و قصدشون فقط بنچ مارک و تهیه گزارش از متقاضیان راجب شرایط شرکت ها بود که تو مصاحبه متوجه شدم .هیچ تخصصی در رابطه با سنجیدن شایستگی ها و توانایی افراد نداشتند واقعا متاسفم برای این افراد که برند کارفرمایی رو لطمه میزنند من واقعا پشیمون شدم از مصاحبه و حتی متنفر شدم از برند گلستان یک پست اعتراضی هم لینکدین در موردشون کذاشتم اما بی شرفا دسته جمعی ریپورت کردن اکانتم بن شد
بابت مصاحبه رزومه دادم دفتر تهران جلوتر تر از بیمارستان تریتا و مصاحبه اول با یک کارشناس جذب انجام شد که تجربه عجیبی بود تجربه ایشون بسیار کمتر از من بود ولی مشکلی نبود جالب اینجا بود که وقتی وارد شدم در راهرو منتظر بودم برای مصاحبه یهو دیدم این نفر با دمپایی اومد و همونجا تو راهرو باهام مصاحبه کرد 😅😅😅 این مرحله قبول شدم رفتیم واحد روبرو برای مصاحبه با مدیر اچ آر که قبل ورود بهم گفتن کفشاتونو در بیارید !!!!! شگفتا گفتم چرا گفت اخه موکت کردیم 😅😅😅 تازه به دوران رسیده های ندید بدید وای خدای من وارد شدم دیدم چند نفر تو یه واحد ۷۰ متری هستن گویا همه مدیر ومدیر عامل بودن همه هم با دمپایی 😂😂😂😂😂 خلاصه رفتیم مصاحبه ادم بدی نبودن و نظرشون مثبت شد بعدش رفتم پیش حاجی ایشونم حرفایی زد ک مدتی ازمایشی باید باشی و وزارت کار میدیمو… که صریحا گفتم نه خلاصه ایشونم دید اینجوریه قبول کرد و قرار شد یه روز دیگه برم مصاحبه چهارم با مدیر عامل باز هم با دمپایی تازه تو اون جلسه یهو به من گفت قراره کار دیگه ای نسبت به تخصصم انجام بدم و اصلا ربطی به تجربم نداشت 😂😂😂 که منم قبول نکردم حالا جالب اینکه تو کاری که مدنظرشون بود نه دانش داشتن نه تجربه نه قابل قیاس با رقبا بودن 😂😂😂 اوضاع بیریخت بود خلاصه فقط وقت منو کرفتن الکی مطمعنم مدیر اچ ار تازه اونجا مشغول بود و از رو ناچاری اونجا بود زبان بدنش اینو میگفت کلا اگه میخواهین یه جای بی در پیکر برین جای خوبیه اسمشو میزارم شرکت دمپایی پوشان 😂😂😂😂😂
بابت مصاحبه یک مرحله انلاین پذیرفته شدم مرحله بعد حضوری بود رفتم با سرپرست جذب ع.ر مصاحبه کردم حین مصاحبه که حواسش به بازی گوشی بود گوش نمیداد و انگار سوری بود ۹۰ درصد سوالارو با بهترین حالت ممکن و امادگی جواب دادم که بنظرم قابل قبول بود ابشون دانش کافی نداشت در مورد جواب یکی از سوالاشون اصرار داشت اشتباه میگم ولی میدونستم درسته جوابم که حتی بعد مصاحبه رفتم تحقیق کردم دیدم حق با من بوده و اشتباه اون بود خلاصه ایشون رو توانمند ندیدم حتی حین صحبت گفتن اینجا اکثرا خانم هستن و خودم کار کردن با خانم دوست ندارم کلی دردسر دارن!!! مطمعنم در تعاملاتشون با خانم ها مشکل دارن خلاصه بعد ۳ ماه با پیگیری بالاخره جواب دادن مورد قبول نیستم و حق من رو ضایع کردن اگر ناحق بوده خدا نگذره ازشون
اول یه دیدار اولیه با کسی که قراره مسئول دفترش باشم داشتم و توقعاتش رو در مورد کار گفت. یه هفته بعد تماس گرفتن و گفتن بیا برای یه مصاحبه بهاصطلاح رفتاری؛ اون مرحله عمومی بود و مصاحبهگر خیلی حرفهای بود و حس خوبی گذاشت. دو هفته بعد رفتم واسه مصاحبه تخصصی که دو نفر انجام دادن؛ البته انگار توی اون بخش کمی بیتجربه بودن و من فکر میکردم یه مسئول دفتر قدیمیتر این بخش رو بگیره. یه روز هم آزمون کتبی و عملی داشتیم که هر دو تو یه روز برگزار شد. یه جلسه هم بیرون شرکت برگزار شد که بیشتر شبیه یه ارزیابی کلی بود تا یه مصاحبه مفصل. نکتهای که باید مواظب باشی: خیلی براشون مهمه بدونن تو چرا اینجا رو انتخاب کردی و آیا میتونی نیروی بلندمدت باشی. ویژگیهایی که براشون ارزش داشت صبر، وفاداری، رازداری و مدیریت احساسات و هیجان بود.
به خاطر تجربهای که داشتم، احساس کردم زمانمو باطل میگرداندن. من با بیش از پانزده سال سابقه، همون موقع با قراردادی سهماهه مواجه شدم. فضای کار پر از توهم بود؛ در مصاحبه ازم پرسیدن چرا باید از بین همه گزینهها منو انتخاب کنن، و من پرسیدم خب بقیه کجایند که من هیچکس رو اونجا نمیبینم؟
توی مصاحبه با شرکت هتل بلوط، برخورد کارشناس مرکز تماس خیلی محترمانه و صبور بود. روند مصاحبه ساده و بدون پرسش یا پروسه پیچیدهای بود، اما برای ضمانت ازم سفته گرفتند. چند روز بعد تماس گرفتند تا برای آموزش برم، اما به دلیل تصادف و شکستگی پادم نتونستم بیام و گفتم اگه امکانش باشه در زمان دیگری بیام چون واقعاً دوست دارم کار کنم. از اون روز به بعد نه ایمیلم پاسخ داده شد و نه تماس، و به طور کامل پیگیری نکردند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.