در این مجموعه جو آرام و رفتار محترمانه از فرهنگ کاری به وضوح مشخص است و همکارانی متخصص دارم که فضای مناسبی برای یادگیری و تجربه فراهم میکنند. با این حال مدیریت پروژهها هنوز منسجم و مشخص نیست و تصمیمات به شکل روزانه اتخاذ میشود و اعتبارشان تا پایان همان روز است؛ به نظر میرسد روال کار بیشتر به مدیریت سنتی رستوران شبیه است. اگر خود را فردی میدانید که مثل یک آچار فرانسه هر روز میتواند کار متفاوتی انجام بدهد و به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور علاقهای ندارید، این محل میتواند برایتان مناسب باشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ناخودآگاه از همان برخورد اول با شرکت، احساس کردم جو کار تیمیشان خیلی عجیب است. مصاحبه با مدیر تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالاتی مطرح شد که ارتباط زیادی به کار عملی نداشتند و گاهی بیراه به نظر میرسیدند. با وجود اینکه در زمینه استخدام تخصص دارم، چنین سوالاتی را تجربه نکرده بودم و بیشتر حس کردم وارد مجموعهای میشوم که فضای آن خیلی متفاوت از انتظارم است. حضور در شرکت به خودی خودش شگفتانگیز بود و انگیزهام برای کار در آنجا نسبت به قبل تقویت شد. آدرس دفترشان خیابان احمدیان، شماره قصیر ۱۵ بود.
الان که دارم این تجربه رو مینویسم چند ماهی میشه که از شرکت بیرون اومدم. من یک سال تو چارگون کار کردم و هر چی گذشت من سختتر کار کردم اما وضعیت بدتر و بدتر شد. کدبیس قدیمی و پر از بدهی فنی به کنار اینجور چیزا همه جا هست، مشکل مدیرای بیسواد و خاله زنک بود که نمیتونستم تحمل کنم. ازت میخواستن انتقاداتتو تو جمع بیان کنی که بعد نادیده گرفته بشی و تهش اونا بودن که بدهکار بودن (جلسات احمقانه رترو). بازم میگم کدبیس افتضاحی داشتیم که تا یه حدی عادیه اما چیزی که عادی نبود این بود که هیچکس حتی تیم لید به هیچ جاش نبود و تایم ریفکتور و تست نویسی نمیدادن و حتی وقتی مطرح میکردی مسخره میکردن. و مهمتر از همه بحث حقوقه که خیلی گدا بازی در میارن که البته وقتی وارد شرکت میشی با عقل جور در میاد چون همه عین لاکپشت کار میکنن و هر چقدر هم که سریع و خفن باشی فقط بیشتر سوارت میشن همین. تو یه شرکت خوب کاراموز باشی بهتره تا اینکه وارد چارگون بشی چون تو چارگون حتی از لحاظ تکنیکال هم رشد نخواهی کرد.
من یک سال و نیم در یک هلدینگ مشغول به کار بودم و تجربهام نشان میدهد که فساد و پارتیبازی بخش جداییناپذیری از فضای مدیریتی آنجا بود. چون جایگاهها با حمایتهای فامیلی و رانتهای داخلی حفظ میشد، گاهی سعی میکردند برای افراد دارای بیسواد یا بیتجربه داستانی بسازند و از کارشان بگذرند. قائممقام هلدینگ هم از نظر برخی همکاران به عنوان فردی با نفوذ بیرقیب مطرح بود و خیلیها با هم همدستی و چاپلوسی میکردند تا بتوانند به جایگاهشان اضافه کنند؛ مدرکش را هم از سمت خرید به دست آوردهبودند. در نتیجه فضا پر از ریشهدار بودن پارتیبازی و فامیلبازی در سطحهای مختلف بود. با وجود این، همکاران خوبی هم داشتم و با اینکه مدت کوتاهی در آنجا بودم، ارتباطم با خیلیهایشان هنوز هم پایدار است.
شرکت خوبی هست فقط آدمای چیپ و مزخرفی وارد شدن که اون جارو با چال میدون اشتباه گرفتن مثل کارشناس ****** که شرکت ****** رو آباد کزد و حالا نوبت اونجاست
با درود به دوستانی که طی ماههای گذشته با هویت های جعلی و نظرات فیک این صفحه را مورد عنایت قرار دادهاند. در سال های گذشته برخی از افراد که عملکرد ضعیفی داشتند، از کاریزما جدا شدند و افراد شایستهتری جایگزین آنها شدند. جالب است که برخی از این افراد، پس از جدایی، در این صفحه فعال شدهاند و نظراتی را منتشر کردهاند که شاید نشاندهنده نارضایتی آنها باشد و این درحالیست که اصلا حضوری در کاریزما ندارند. اما همانطور که میدانیم، افراد قوی و با انگیزه، پس از جدایی از یک مجموعه، به دنبال فرصتهای جدید میروند و وقت خود را صرف انتقاد بی پایه و اساس نمیکنند. امیدواریم کارجویان جدید این نظرات را جدی نگیرند! تا درودی دیگری بدرود
روابطی در این شرکت حاکم هست که روابط کارمندی و صرفا همکاری نیست و به نظر من همین روابط باعث این هجمه بد و بدنامی شرکت شده... شما نمیتونی به شرکتی که مطمئنی از اصول و قواعدی پیروی میکنه که عرف نیست اعتماد کنی و انتظار پیشرفت داشته باشی این شرکت چند شرکت زیر مجموعه داره که تو اون مدتی که من کار میکردم متوجه شدم فقط و فقط شرکت بازرگانی خوب کار میکنه چون کلا مدیرش مسیرش رو از اینا جدا کرده، منابع انسانی هرمس رو آدم حساب نمیکرد و راه و روش خودش رو داره تو اداره کردن و خیلی هم موفقه کل مجموعه درگیر حاشیه و درگیری و بحث های غیر کاری ... هر روز منتظر یه داستان جدید و قهر یکی از پرسنل و دعوا و آشتی دادن دوتای دیگه
در نگاه من، تولیمرغ شرکتی با تمرکز روی زنجیره یکپارچه تولید مرغ بود که در نهایت ورشکسته شد. مسیر رشد و پیشرفتش نسبتا سریع بود، اما مشکلات مالی سنگینی در زمینه قراردادها با شرکا و همکاران کار را دشوار کرد و چالشهای قابل توجهی ایجاد کرد.
برای من این شرکت با تمرکز بر رفاقتهای داخلی و روابط خانوادگی اداره میشود و به دنبال همکاری با آدمهای همسو با تیم خودش است. سرمایهگذاری روی مهارتها و تخصصهای کارکنان برخی مواقع کم است و ورود افراد جدید از طریق ارتباطات صورت میگیرد. مدیریت پشت صحنه گاهی از زیرساختهای شرکت با خبر است و بعضی مواقع علیه همتیمیها و رقبایشان اقدام میشود. حقوق و مزایا در برخی دورهها به صورت منظم پرداخت نمیشود و گاه تاخیرهایی وجود دارد. سیاستهای داخلی بیش از هر چیز به ظاهر شبیه به مجموعهای از ماجراهای دراماتیک است تا یک محیط حرفهای منسجم. همه با هم درگیر روابط گستردهایاند و مسئولیت اصلی به صورت روشن تقسیم نشده است.
در شرکت همیار گشت سفربازی به من تماس گرفتند و گفتند یک مصاحبه آنلاین برای من تنظیم میکنند. وقتی رسیدم به جلسه، فقط یک ربع از زمان گذشت و هیچکس در جلسه حاضر نبود. با شمارهای که در ایمیل داده بودند تماس گرفتم ولی پاسخگو نبودند. پس از دو ساعت دوباره تماس گرفتند و گفتند در یک جلسه هستیم و شما نمیتوانید حضور پیدا کنید و برای همان روز، ساعت نه شب زمان دیگری مقرر شد. برای بار دوم در مصاحبه شرکت کردم و حدود یک ساعت و ربع سوال پرسیدند. در پایان گفتند از سطح دانشی که دارم تحتتأثیر بودهاند و یک تسکی ارسال میکنند. تسک را فرستادند و وقتی فایل فیگما را باز کردم دیدم قسمتی از پروژه پنل ادمین خود شرکت است. با این وجود دو روز زمان صرف کردم تا تسک را انجام دهم و فرستادم. بعد از هشت روز پیگیری کردم تا نتیجه را بدانم، چون میخواستم تصمیمگیری کنم. برای من پیامی فرستادند که همه تحت تأثیر مهارت من قرار گرفتند اما در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد. بدون اینکه دلیل مشخصی ارائه دهند فیدبکی دریافت نکردم و به طور کلی شنیدم که بعضی شرکتها چنین رویکردی دارند و پروژهها را جمع میکنند.
میخواستم در یک محیط کار آرام و امن تجربه کنم اما این شرکت خیلی فراتر از انتظارم عمل نکرد. حقوقم رو بهطور غیرمنظم و با تاخیر دریافت کردم و هدیهای از تشویق و انگیزه به من داده نشد. در پرداختها با کتهتیکه و فشار مواجه شدم و انگار چیزی به نام حقوق کامل وجود ندارد. برای خروج از شرکت هم تهدید به نگهداشتن حقوق یا دو برابر کردن تعهدات داخل قرارداد شد؛ در نتیجه احساس کردم باید با پیگیری و دعوا پیگیری کنم تا بتوانم حقوقم را بگیرم. در کنار اینها، برخورد کارکنان با من تحقیرآمیز بود و درگیریهای غیرضروری پیش میآمد. مدیر واحد حقوقی شرکت سابقه شکایتهای متعددی در اداره کار داشت که این موضوع نشان میداد ساختار سازمانی چندان پایدار نیست. از نظر سطح کاری نیز بیشتر با کارهای اضافی و مزاحم روبهرو بودم و فرصتهای رشد و پیشرفت کم بود. به طور کلی مدت حضور در این شرکت برای من تجربهای بود که همزمان با ارزشهای حرفهایام همخوانی نداشت و بهطور کل به من توصیه نمیکنم طولانیمدت در این محیط بمانم.
قبل از اينكه درباره شخصي اظهار فضل كنيد ، حداقل درباره سوابق كاريش بررسي كنيد نمي دونم سابقه آن شخصي كه مطلب را نوشته چقدر است ولي اين را مي دانم از سال 79 دارم برنامه نويسي مي كنم و نيازي هم ندارم به كسي اثبات كنم كسي كه استقرار و توليد يك محصول را غير مرتبط ميدونه نشان از غير حرفه اي بودنش داره اگر با اين شركت مشكل داريد با خودش حل كنيد و از ديگران مايه نزاريد
حالا به دوستان ثابت شد کاریزما برای پولشوییه که اگر نبود بااینهمه بازخورد منفی اینجا و منعکس شده به hrمدیران ارششد سازمان بعد از اخراج و ساکت کردن صداهای معترض دنبال راه حل میگشن ولی اینطور نشد لجنزار و سازمان جفتگیری و تخلیه عقده های جنسی نام های برازنده تری هستند برای این شرکت همه کار میکنند به جز کارفنی رو سیاهیشم موند برای سایت تجربه کاری که یه مدت اجازه ثبت کامنت نمیداد حل شد چیزی؟
شرکت داده پردازی رسپینا کاملا بی برنامه و بی نظم علی الخصوص در واحد مالی و منابع انسانی بی برنامگی زیادی وجود داره و عدم پاسخگویی از طرف دو واحد وجود داره رئیس حسابداری واحد مالی خانم س.ح تسویه تمام پرسنل رو بی دلیل نگه میداره و پاسخگو هم نیستن بعد از 6 ماه تسویه پرسنل به زور و پیگیری های بسیار پرداخت میکنند. در واحد مالی کاملا باند بازی وجود داره و بین پرسنل فرق های زیادی گذاشته میشه و عدم مدیریت بسیاری وجود دارند. پاتون رو رسپینا علی الخصوص در واحد مالی جهت همکاری نذارید.
اول از همه از مصاحبه یا جلسه بازجویی باید بگم که به دفعات شما رو میکشونن پای میز محاکمه تا مصاحبه اخرش که از اینها رد شدی تازه میرسی به غول مرحله اخر یه مشت ادم سن بالا میریزن سرت که چرا از محل کار قبلیت اومدی بیرون ما اطمینان نداریم اینجا بمونی!!!!!! اصلا یکی بگه چرا باید یه نفر بخواد کل عمر حرفه ای خودشو بیاد اینجا با حقوق ناچیز بدون هیچ مزایا یا حتی اضافه کاری بگزرونه ؟ اتفاقا من هم اطمینان ندارم به شما اضافه کار ندارن ولی جرات داری بگو تایم کارم تموم شده میخوام برم و عواقبشو ببین هیچ پاداش مناسبتی هم در کار نیست مزایا و ... هم هیچ فقط همون حقوق که اول سال اونم با عنوان ارزیابی عملکرد ازش بریدن و البته تو واقعیت بسته به اینکه چه قد پاچه خاری نکردی و مستحق تسویه حساب شخصی هستی کم میکنن سر سال وقت تسویه حساب شخصیه یه برنامه نویس رو میکنن مدیر تیم بدون هیچ اموزشی بدون هیچ توانایی مدیریتی بعد نتیجه میشه اعصاب خرد کردن و خاله زنک بازی حالا یکی سوال کنه چرا فکر میکنید حتما باید یه نفر مدیر یه چیزی بشه ؟ مثلا نمیشه کارشناس برنامه نویس بمونه و پیشرفت کنه ؟ حتما باید عقده ها شو سر بقیه خالی کنه ؟ جالبه یکی از همین عقده ای ها هم اخرش پارسال رفت که مثلا بره کانادا ولی فعلا رفته یه شرکت دیگه اسم نمیارم ولی "مرت ض..." شاید برای خیلی ها اشنا باشه و بشناسنش شما جرات نداری از چیزی انتقاد کنی چون قطعا همه میریزن سرت و اخرشم کینه میکنن تو یه بازی مسقره ای به اسم ارزیابی عملکرد چندرغازی که میخوان بهت بدن رو کم میکنن اونم با منت یعنی ادم تحصیلکرده اینقدر تحقیر بشه برای دوزار حقوق باعث شرمندگیه اون شرکت باید باشه یه سری مثلا دوره اموزشی بهت اجبار میکنن که باید بری سر کلاس انلاین بعد یه مشت ادم تعطیل مثل نوار ضبط شده میان یه چیزهایی رو رو خونی میکنن و میرن سوال و ... نداریم فقط گوش کن حوصله ات سر بره کافیه حالا اگه و امتحانو قبول بشی که هیچ اگه نه تا ابد همون دو زار حقوق سرسال رو با همین عنوان که فلان دوره رو امتحان ندادی کم میکنن خیلی ها رو میشناسم چند نفری تقلب کردن که فقط بیخیالشون بشن اینجا یه سری عاشق همیشه سبز هایی هست که به نظرم برای فرار از شکستهای زندگیشون واسه شرکت کاسه داغ تر از آش میشن ولی سواد تعطیل مطلقا تعطیل کار فنی و تجربه تکنولوژی خاصی هم وجود نداره عملا فقط در حد نگهداری و تسکهای خرابی دیتا و .... اگه جای بهتری سراغ دارید اینجا نیاین وگرنه یه مدت بمونید و برید دنبال کار دیگه که عمرتون حدر نشه عمده عمده جذب نفراتشون هم دانشجو هست امریه سربازی هم محدود دارن خلاصه بیاین اینجا عاشق همیشه سبز بشین سربازی رو بگزروننین بعد برید یه جای دیگه هیچ ساختار منسجمی نیست پشتیبانی با محصول دعوا محصول با تولید کلا هم همه هر کاری میکنن حتی کارهای روزمره رو با جلسه بازی فقط میخوان گنده اش کنن من خنده ام میگیره همیشه جالب ترش اینه که میگن هیچ شرکتی رقیب ما نیست اما هر کاری میخوان بکنن میرن سراغ همونهایی که هر روز مسقره شون میکنن و خودشونو ساعتها با بحث های خاله زنکی جر میدن کارهای پیش پا افتاده که نهایتش با یه درخواست حل میشه باید بری جلسه بزاری 2 ساعت صبحانه دارن، نهار هم میتونین نصف بها از شرکت بخرین یا سفارش بدین از نهار تایم خیلی کیفیتی نداره ولی بد هم نیست یه صندوق هم برای وام دارن یه مبلغی هر ماه ازت کسر میشه ولی من که نتونستم بگیرم هر بار یه شرطی گذاشتن که جور نمیشد نگاه از بالا به پایین شدیدا اونجا هست از بس هر کی اونجا مونده زدن تو سرش نوبت خودش که شده میخواد جبران کنه گول اسم اینجا رو نخورین، اینجا هیج اتفاق شگفت انگیزی نمیوفته تازه انگیزه هاتونم از دست میدین
برای شرکتی که باهاش کار میکردم، جو امنیتی فوقالعاده سخت بود و این دیدگاه همیشه توی ذهنم بود. حقوق هم نسبت به کاری که انجام میدادم، انصافا مناسب به نظر نمیرسید. چندی پیش هم اطلاعات همهی اعضا در اینترنت منتشر شد.
شخصی نوشته «یک نفر از تیم استقرار الان تو تیم تولید داره کار میکنه و این یعنی انعطاف پذیری .....» بله! Job Rotation تو بعضی از شرکت ها اتفاق می افته ولی اولویت با شغل های مرتبط هست یعنی اینطوری فرض کنید که یک نفر سابقه ۱۰ ساله در تیم استقرار و پشتیبانی داره و هیچ سابقه ای در تیم تولید نداره. مدیران سازمان تصمیم میگیرن یک نیروی با سابقه در استقرار رو به عنوان یک نیروی بی سابقه و بی تجربه در تولید جذب کنند ولی مساله خود شرکت هست که در جذب نیرو به مشکل خورده و به جا به جایی نیرو از دو بخش نامرتبط روی آورده!!! و اثراتش سالها بعد دیده میشه! آینده کاوان نه ناهار میده و نه پول ناهار رو میده، آینده کاوان از هر سفارش غذا با رستوران های طرف قراردادش، 60 هزار تومانش رو پرداخت میکنه یعنی تقریبا ۳۰٪ از هزینه یک غذای معمولی! فضای کار آینده کاوان یا آیکن، سمی هست. میبینید پرسنلی که اتفاقا از طرف هیات موسس حمایت میشن هر رفتاری که دلشون بخواد میکنن! خیلی زود این رفتارها رو میبینید و تازه متوجه میشید که نمیتونید اعتراض کنید. #آیکن آینده کاوان کهکشان نرم افزار آینده سازان کهکشان نرم افزار داده نگاران نرم افزار پارسی
متاسفانه شرکتی که ادعاهایش گوش زمین و زمان رو کر کرده است . ولی از مدیریت کردن نحوه محاسبه ساعات کاری و پرداخت حقوق و مزایای کارمندان عاجز و ناتوان هستش. این شرکت در حال استعمار کارمندانش هست نمونه واضح و روشن برای همه همین مسله قیمت غذا و نحوه اجرا کردن اون هستش . این واقعا مسول و مدیران شرکت با همین قیمتی که برای غذا تعیین کردن خودشون بیرون غذا تهیه میکنن. واقع فقط باید گفت شرم بر شما که به هر نحوی میخوایید حق کارمند و کارگر رو بخورید ....
مزخرف ترین شرکت ممکن هیچ مزایایی که ندارن با آدم مثل برده رفتار میشه انقدر این رفتارها تکرار میشه که انگیزه و اعتماد به نفس آدم رو میارن پایین انتظار هزار کار از آدم رو دارن ولی حقوق یه نفرهم بهت نمیدن مدیران نالایق و پارتی بازی شدید. پاداش هارو به هرکی که دلشون میخواد میدن و اصلا کار براشون مهم نیست
من از سر اجبار به این شرکت اومدم، ولی دوست داشتم لااقل پیشرفت کنم و ارتقاء بگیرم اما پس از سالها فقط و فقط درجا زدم و موندم سرجای اولی که بودم. مدیریت میگفتن که زورم به بچهها نمیرسه و خودتون مشکلتونو حل کنید. محیطی به شدت پر از استرس و تنش و حاشیه. تکون بخوری زیرآبتو زدن. همه الکی باهات دوستن و باهات کلی درد و دلای دروغی میکنن تا ازت آتو بگیرن و سریع بفروشنت. در کل اگه کسی دنبال پیشرفت و جایی واسه درست کار کردن و رسیدن به آرزوهاشه اینجا جاش نیست.
در این مجموعه جو آرام و رفتار محترمانه از فرهنگ کاری به وضوح مشخص است و همکارانی متخصص دارم که فضای مناسبی برای یادگیری و تجربه فراهم میکنند. با این حال مدیریت پروژهها هنوز منسجم و مشخص نیست و تصمیمات به شکل روزانه اتخاذ میشود و اعتبارشان تا پایان همان روز است؛ به نظر میرسد روال کار بیشتر به مدیریت سنتی رستوران شبیه است. اگر خود را فردی میدانید که مثل یک آچار فرانسه هر روز میتواند کار متفاوتی انجام بدهد و به برنامههای بلندمدت و نتیجهمحور علاقهای ندارید، این محل میتواند برایتان مناسب باشد.
ناخودآگاه از همان برخورد اول با شرکت، احساس کردم جو کار تیمیشان خیلی عجیب است. مصاحبه با مدیر تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالاتی مطرح شد که ارتباط زیادی به کار عملی نداشتند و گاهی بیراه به نظر میرسیدند. با وجود اینکه در زمینه استخدام تخصص دارم، چنین سوالاتی را تجربه نکرده بودم و بیشتر حس کردم وارد مجموعهای میشوم که فضای آن خیلی متفاوت از انتظارم است. حضور در شرکت به خودی خودش شگفتانگیز بود و انگیزهام برای کار در آنجا نسبت به قبل تقویت شد. آدرس دفترشان خیابان احمدیان، شماره قصیر ۱۵ بود.
الان که دارم این تجربه رو مینویسم چند ماهی میشه که از شرکت بیرون اومدم. من یک سال تو چارگون کار کردم و هر چی گذشت من سختتر کار کردم اما وضعیت بدتر و بدتر شد. کدبیس قدیمی و پر از بدهی فنی به کنار اینجور چیزا همه جا هست، مشکل مدیرای بیسواد و خاله زنک بود که نمیتونستم تحمل کنم. ازت میخواستن انتقاداتتو تو جمع بیان کنی که بعد نادیده گرفته بشی و تهش اونا بودن که بدهکار بودن (جلسات احمقانه رترو). بازم میگم کدبیس افتضاحی داشتیم که تا یه حدی عادیه اما چیزی که عادی نبود این بود که هیچکس حتی تیم لید به هیچ جاش نبود و تایم ریفکتور و تست نویسی نمیدادن و حتی وقتی مطرح میکردی مسخره میکردن. و مهمتر از همه بحث حقوقه که خیلی گدا بازی در میارن که البته وقتی وارد شرکت میشی با عقل جور در میاد چون همه عین لاکپشت کار میکنن و هر چقدر هم که سریع و خفن باشی فقط بیشتر سوارت میشن همین. تو یه شرکت خوب کاراموز باشی بهتره تا اینکه وارد چارگون بشی چون تو چارگون حتی از لحاظ تکنیکال هم رشد نخواهی کرد.
من یک سال و نیم در یک هلدینگ مشغول به کار بودم و تجربهام نشان میدهد که فساد و پارتیبازی بخش جداییناپذیری از فضای مدیریتی آنجا بود. چون جایگاهها با حمایتهای فامیلی و رانتهای داخلی حفظ میشد، گاهی سعی میکردند برای افراد دارای بیسواد یا بیتجربه داستانی بسازند و از کارشان بگذرند. قائممقام هلدینگ هم از نظر برخی همکاران به عنوان فردی با نفوذ بیرقیب مطرح بود و خیلیها با هم همدستی و چاپلوسی میکردند تا بتوانند به جایگاهشان اضافه کنند؛ مدرکش را هم از سمت خرید به دست آوردهبودند. در نتیجه فضا پر از ریشهدار بودن پارتیبازی و فامیلبازی در سطحهای مختلف بود. با وجود این، همکاران خوبی هم داشتم و با اینکه مدت کوتاهی در آنجا بودم، ارتباطم با خیلیهایشان هنوز هم پایدار است.
شرکت خوبی هست فقط آدمای چیپ و مزخرفی وارد شدن که اون جارو با چال میدون اشتباه گرفتن مثل کارشناس ****** که شرکت ****** رو آباد کزد و حالا نوبت اونجاست
با درود به دوستانی که طی ماههای گذشته با هویت های جعلی و نظرات فیک این صفحه را مورد عنایت قرار دادهاند. در سال های گذشته برخی از افراد که عملکرد ضعیفی داشتند، از کاریزما جدا شدند و افراد شایستهتری جایگزین آنها شدند. جالب است که برخی از این افراد، پس از جدایی، در این صفحه فعال شدهاند و نظراتی را منتشر کردهاند که شاید نشاندهنده نارضایتی آنها باشد و این درحالیست که اصلا حضوری در کاریزما ندارند. اما همانطور که میدانیم، افراد قوی و با انگیزه، پس از جدایی از یک مجموعه، به دنبال فرصتهای جدید میروند و وقت خود را صرف انتقاد بی پایه و اساس نمیکنند. امیدواریم کارجویان جدید این نظرات را جدی نگیرند! تا درودی دیگری بدرود
روابطی در این شرکت حاکم هست که روابط کارمندی و صرفا همکاری نیست و به نظر من همین روابط باعث این هجمه بد و بدنامی شرکت شده... شما نمیتونی به شرکتی که مطمئنی از اصول و قواعدی پیروی میکنه که عرف نیست اعتماد کنی و انتظار پیشرفت داشته باشی این شرکت چند شرکت زیر مجموعه داره که تو اون مدتی که من کار میکردم متوجه شدم فقط و فقط شرکت بازرگانی خوب کار میکنه چون کلا مدیرش مسیرش رو از اینا جدا کرده، منابع انسانی هرمس رو آدم حساب نمیکرد و راه و روش خودش رو داره تو اداره کردن و خیلی هم موفقه کل مجموعه درگیر حاشیه و درگیری و بحث های غیر کاری ... هر روز منتظر یه داستان جدید و قهر یکی از پرسنل و دعوا و آشتی دادن دوتای دیگه
در نگاه من، تولیمرغ شرکتی با تمرکز روی زنجیره یکپارچه تولید مرغ بود که در نهایت ورشکسته شد. مسیر رشد و پیشرفتش نسبتا سریع بود، اما مشکلات مالی سنگینی در زمینه قراردادها با شرکا و همکاران کار را دشوار کرد و چالشهای قابل توجهی ایجاد کرد.
برای من این شرکت با تمرکز بر رفاقتهای داخلی و روابط خانوادگی اداره میشود و به دنبال همکاری با آدمهای همسو با تیم خودش است. سرمایهگذاری روی مهارتها و تخصصهای کارکنان برخی مواقع کم است و ورود افراد جدید از طریق ارتباطات صورت میگیرد. مدیریت پشت صحنه گاهی از زیرساختهای شرکت با خبر است و بعضی مواقع علیه همتیمیها و رقبایشان اقدام میشود. حقوق و مزایا در برخی دورهها به صورت منظم پرداخت نمیشود و گاه تاخیرهایی وجود دارد. سیاستهای داخلی بیش از هر چیز به ظاهر شبیه به مجموعهای از ماجراهای دراماتیک است تا یک محیط حرفهای منسجم. همه با هم درگیر روابط گستردهایاند و مسئولیت اصلی به صورت روشن تقسیم نشده است.
در شرکت همیار گشت سفربازی به من تماس گرفتند و گفتند یک مصاحبه آنلاین برای من تنظیم میکنند. وقتی رسیدم به جلسه، فقط یک ربع از زمان گذشت و هیچکس در جلسه حاضر نبود. با شمارهای که در ایمیل داده بودند تماس گرفتم ولی پاسخگو نبودند. پس از دو ساعت دوباره تماس گرفتند و گفتند در یک جلسه هستیم و شما نمیتوانید حضور پیدا کنید و برای همان روز، ساعت نه شب زمان دیگری مقرر شد. برای بار دوم در مصاحبه شرکت کردم و حدود یک ساعت و ربع سوال پرسیدند. در پایان گفتند از سطح دانشی که دارم تحتتأثیر بودهاند و یک تسکی ارسال میکنند. تسک را فرستادند و وقتی فایل فیگما را باز کردم دیدم قسمتی از پروژه پنل ادمین خود شرکت است. با این وجود دو روز زمان صرف کردم تا تسک را انجام دهم و فرستادم. بعد از هشت روز پیگیری کردم تا نتیجه را بدانم، چون میخواستم تصمیمگیری کنم. برای من پیامی فرستادند که همه تحت تأثیر مهارت من قرار گرفتند اما در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد. بدون اینکه دلیل مشخصی ارائه دهند فیدبکی دریافت نکردم و به طور کلی شنیدم که بعضی شرکتها چنین رویکردی دارند و پروژهها را جمع میکنند.
میخواستم در یک محیط کار آرام و امن تجربه کنم اما این شرکت خیلی فراتر از انتظارم عمل نکرد. حقوقم رو بهطور غیرمنظم و با تاخیر دریافت کردم و هدیهای از تشویق و انگیزه به من داده نشد. در پرداختها با کتهتیکه و فشار مواجه شدم و انگار چیزی به نام حقوق کامل وجود ندارد. برای خروج از شرکت هم تهدید به نگهداشتن حقوق یا دو برابر کردن تعهدات داخل قرارداد شد؛ در نتیجه احساس کردم باید با پیگیری و دعوا پیگیری کنم تا بتوانم حقوقم را بگیرم. در کنار اینها، برخورد کارکنان با من تحقیرآمیز بود و درگیریهای غیرضروری پیش میآمد. مدیر واحد حقوقی شرکت سابقه شکایتهای متعددی در اداره کار داشت که این موضوع نشان میداد ساختار سازمانی چندان پایدار نیست. از نظر سطح کاری نیز بیشتر با کارهای اضافی و مزاحم روبهرو بودم و فرصتهای رشد و پیشرفت کم بود. به طور کلی مدت حضور در این شرکت برای من تجربهای بود که همزمان با ارزشهای حرفهایام همخوانی نداشت و بهطور کل به من توصیه نمیکنم طولانیمدت در این محیط بمانم.
قبل از اينكه درباره شخصي اظهار فضل كنيد ، حداقل درباره سوابق كاريش بررسي كنيد نمي دونم سابقه آن شخصي كه مطلب را نوشته چقدر است ولي اين را مي دانم از سال 79 دارم برنامه نويسي مي كنم و نيازي هم ندارم به كسي اثبات كنم كسي كه استقرار و توليد يك محصول را غير مرتبط ميدونه نشان از غير حرفه اي بودنش داره اگر با اين شركت مشكل داريد با خودش حل كنيد و از ديگران مايه نزاريد
حالا به دوستان ثابت شد کاریزما برای پولشوییه که اگر نبود بااینهمه بازخورد منفی اینجا و منعکس شده به hrمدیران ارششد سازمان بعد از اخراج و ساکت کردن صداهای معترض دنبال راه حل میگشن ولی اینطور نشد لجنزار و سازمان جفتگیری و تخلیه عقده های جنسی نام های برازنده تری هستند برای این شرکت همه کار میکنند به جز کارفنی رو سیاهیشم موند برای سایت تجربه کاری که یه مدت اجازه ثبت کامنت نمیداد حل شد چیزی؟
شرکت داده پردازی رسپینا کاملا بی برنامه و بی نظم علی الخصوص در واحد مالی و منابع انسانی بی برنامگی زیادی وجود داره و عدم پاسخگویی از طرف دو واحد وجود داره رئیس حسابداری واحد مالی خانم س.ح تسویه تمام پرسنل رو بی دلیل نگه میداره و پاسخگو هم نیستن بعد از 6 ماه تسویه پرسنل به زور و پیگیری های بسیار پرداخت میکنند. در واحد مالی کاملا باند بازی وجود داره و بین پرسنل فرق های زیادی گذاشته میشه و عدم مدیریت بسیاری وجود دارند. پاتون رو رسپینا علی الخصوص در واحد مالی جهت همکاری نذارید.
اول از همه از مصاحبه یا جلسه بازجویی باید بگم که به دفعات شما رو میکشونن پای میز محاکمه تا مصاحبه اخرش که از اینها رد شدی تازه میرسی به غول مرحله اخر یه مشت ادم سن بالا میریزن سرت که چرا از محل کار قبلیت اومدی بیرون ما اطمینان نداریم اینجا بمونی!!!!!! اصلا یکی بگه چرا باید یه نفر بخواد کل عمر حرفه ای خودشو بیاد اینجا با حقوق ناچیز بدون هیچ مزایا یا حتی اضافه کاری بگزرونه ؟ اتفاقا من هم اطمینان ندارم به شما اضافه کار ندارن ولی جرات داری بگو تایم کارم تموم شده میخوام برم و عواقبشو ببین هیچ پاداش مناسبتی هم در کار نیست مزایا و ... هم هیچ فقط همون حقوق که اول سال اونم با عنوان ارزیابی عملکرد ازش بریدن و البته تو واقعیت بسته به اینکه چه قد پاچه خاری نکردی و مستحق تسویه حساب شخصی هستی کم میکنن سر سال وقت تسویه حساب شخصیه یه برنامه نویس رو میکنن مدیر تیم بدون هیچ اموزشی بدون هیچ توانایی مدیریتی بعد نتیجه میشه اعصاب خرد کردن و خاله زنک بازی حالا یکی سوال کنه چرا فکر میکنید حتما باید یه نفر مدیر یه چیزی بشه ؟ مثلا نمیشه کارشناس برنامه نویس بمونه و پیشرفت کنه ؟ حتما باید عقده ها شو سر بقیه خالی کنه ؟ جالبه یکی از همین عقده ای ها هم اخرش پارسال رفت که مثلا بره کانادا ولی فعلا رفته یه شرکت دیگه اسم نمیارم ولی "مرت ض..." شاید برای خیلی ها اشنا باشه و بشناسنش شما جرات نداری از چیزی انتقاد کنی چون قطعا همه میریزن سرت و اخرشم کینه میکنن تو یه بازی مسقره ای به اسم ارزیابی عملکرد چندرغازی که میخوان بهت بدن رو کم میکنن اونم با منت یعنی ادم تحصیلکرده اینقدر تحقیر بشه برای دوزار حقوق باعث شرمندگیه اون شرکت باید باشه یه سری مثلا دوره اموزشی بهت اجبار میکنن که باید بری سر کلاس انلاین بعد یه مشت ادم تعطیل مثل نوار ضبط شده میان یه چیزهایی رو رو خونی میکنن و میرن سوال و ... نداریم فقط گوش کن حوصله ات سر بره کافیه حالا اگه و امتحانو قبول بشی که هیچ اگه نه تا ابد همون دو زار حقوق سرسال رو با همین عنوان که فلان دوره رو امتحان ندادی کم میکنن خیلی ها رو میشناسم چند نفری تقلب کردن که فقط بیخیالشون بشن اینجا یه سری عاشق همیشه سبز هایی هست که به نظرم برای فرار از شکستهای زندگیشون واسه شرکت کاسه داغ تر از آش میشن ولی سواد تعطیل مطلقا تعطیل کار فنی و تجربه تکنولوژی خاصی هم وجود نداره عملا فقط در حد نگهداری و تسکهای خرابی دیتا و .... اگه جای بهتری سراغ دارید اینجا نیاین وگرنه یه مدت بمونید و برید دنبال کار دیگه که عمرتون حدر نشه عمده عمده جذب نفراتشون هم دانشجو هست امریه سربازی هم محدود دارن خلاصه بیاین اینجا عاشق همیشه سبز بشین سربازی رو بگزروننین بعد برید یه جای دیگه هیچ ساختار منسجمی نیست پشتیبانی با محصول دعوا محصول با تولید کلا هم همه هر کاری میکنن حتی کارهای روزمره رو با جلسه بازی فقط میخوان گنده اش کنن من خنده ام میگیره همیشه جالب ترش اینه که میگن هیچ شرکتی رقیب ما نیست اما هر کاری میخوان بکنن میرن سراغ همونهایی که هر روز مسقره شون میکنن و خودشونو ساعتها با بحث های خاله زنکی جر میدن کارهای پیش پا افتاده که نهایتش با یه درخواست حل میشه باید بری جلسه بزاری 2 ساعت صبحانه دارن، نهار هم میتونین نصف بها از شرکت بخرین یا سفارش بدین از نهار تایم خیلی کیفیتی نداره ولی بد هم نیست یه صندوق هم برای وام دارن یه مبلغی هر ماه ازت کسر میشه ولی من که نتونستم بگیرم هر بار یه شرطی گذاشتن که جور نمیشد نگاه از بالا به پایین شدیدا اونجا هست از بس هر کی اونجا مونده زدن تو سرش نوبت خودش که شده میخواد جبران کنه گول اسم اینجا رو نخورین، اینجا هیج اتفاق شگفت انگیزی نمیوفته تازه انگیزه هاتونم از دست میدین
برای شرکتی که باهاش کار میکردم، جو امنیتی فوقالعاده سخت بود و این دیدگاه همیشه توی ذهنم بود. حقوق هم نسبت به کاری که انجام میدادم، انصافا مناسب به نظر نمیرسید. چندی پیش هم اطلاعات همهی اعضا در اینترنت منتشر شد.
شخصی نوشته «یک نفر از تیم استقرار الان تو تیم تولید داره کار میکنه و این یعنی انعطاف پذیری .....» بله! Job Rotation تو بعضی از شرکت ها اتفاق می افته ولی اولویت با شغل های مرتبط هست یعنی اینطوری فرض کنید که یک نفر سابقه ۱۰ ساله در تیم استقرار و پشتیبانی داره و هیچ سابقه ای در تیم تولید نداره. مدیران سازمان تصمیم میگیرن یک نیروی با سابقه در استقرار رو به عنوان یک نیروی بی سابقه و بی تجربه در تولید جذب کنند ولی مساله خود شرکت هست که در جذب نیرو به مشکل خورده و به جا به جایی نیرو از دو بخش نامرتبط روی آورده!!! و اثراتش سالها بعد دیده میشه! آینده کاوان نه ناهار میده و نه پول ناهار رو میده، آینده کاوان از هر سفارش غذا با رستوران های طرف قراردادش، 60 هزار تومانش رو پرداخت میکنه یعنی تقریبا ۳۰٪ از هزینه یک غذای معمولی! فضای کار آینده کاوان یا آیکن، سمی هست. میبینید پرسنلی که اتفاقا از طرف هیات موسس حمایت میشن هر رفتاری که دلشون بخواد میکنن! خیلی زود این رفتارها رو میبینید و تازه متوجه میشید که نمیتونید اعتراض کنید. #آیکن آینده کاوان کهکشان نرم افزار آینده سازان کهکشان نرم افزار داده نگاران نرم افزار پارسی
متاسفانه شرکتی که ادعاهایش گوش زمین و زمان رو کر کرده است . ولی از مدیریت کردن نحوه محاسبه ساعات کاری و پرداخت حقوق و مزایای کارمندان عاجز و ناتوان هستش. این شرکت در حال استعمار کارمندانش هست نمونه واضح و روشن برای همه همین مسله قیمت غذا و نحوه اجرا کردن اون هستش . این واقعا مسول و مدیران شرکت با همین قیمتی که برای غذا تعیین کردن خودشون بیرون غذا تهیه میکنن. واقع فقط باید گفت شرم بر شما که به هر نحوی میخوایید حق کارمند و کارگر رو بخورید ....
مزخرف ترین شرکت ممکن هیچ مزایایی که ندارن با آدم مثل برده رفتار میشه انقدر این رفتارها تکرار میشه که انگیزه و اعتماد به نفس آدم رو میارن پایین انتظار هزار کار از آدم رو دارن ولی حقوق یه نفرهم بهت نمیدن مدیران نالایق و پارتی بازی شدید. پاداش هارو به هرکی که دلشون میخواد میدن و اصلا کار براشون مهم نیست
من از سر اجبار به این شرکت اومدم، ولی دوست داشتم لااقل پیشرفت کنم و ارتقاء بگیرم اما پس از سالها فقط و فقط درجا زدم و موندم سرجای اولی که بودم. مدیریت میگفتن که زورم به بچهها نمیرسه و خودتون مشکلتونو حل کنید. محیطی به شدت پر از استرس و تنش و حاشیه. تکون بخوری زیرآبتو زدن. همه الکی باهات دوستن و باهات کلی درد و دلای دروغی میکنن تا ازت آتو بگیرن و سریع بفروشنت. در کل اگه کسی دنبال پیشرفت و جایی واسه درست کار کردن و رسیدن به آرزوهاشه اینجا جاش نیست.