برای مصاحبه کاری کارشناس منابع انسانی در سان استار، برخورد ابتدایی بسیار مثبت بود و فرآیند پذیرش هم به موقع آغاز شد. کسی که فرم را برای تکمیل دراختیارم گذاشت، رفتار دوستانه و حرفهای داشت و فضای شرکت هم بهروز و مناسب به نظر میرسید. واضح بود که شرکت تازه منتقل شده و هنوز بهطور کامل تثبیت نشده است. مصاحبهکننده خانمی بود که در همان ابتدا خود را یکی از اساتید حوزه منابع انسانی معرفی کرد و شروع کرد به طرح پرسشهای دانشگاهی و مباحث تئوری. او با استفاده از اصطلاحات مخفف انگلیسی صحبت میکرد و وقتی ازم میخواست توضیح بیشتری بدهم، پاسخ میداد که معادل فارسیاش را بلد نیستم. روند مصاحبه از بالا به پایین بود و در پایان، سوالاتی که مطرح میشدند، قدری اعتمادبهنفسم را کاهش دادند تا حدی که حتی اگر آماده بودم هم بهراحتی نمیتوانستم پاسخ بدهم. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که بهتر است کتابهای دانشگاهیام را مرور کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در ابتدایش تماس گرفتم و پس از معرفی، مشخص کردم که آمادگی دارم برای مصاحبه کوتاه با مسئول فنی هماهنگی کنم. سپس با مسؤول فنی مربوطه تماس گرفتم و خلاصهای از سابقهام را بیان کردم. او در توضیح کارشان حوزه کاری را هم گفت و از من خواست تا علاقهام را به فعالیت در همان حوزه اظهار کنم و سوالاتی درباره تجربیات دیگرم مطرح کرد و دقیقتر درباره برخی تجربههای قبلیام از من پرسید. در پایان جلسه هم مقدار حقوق پیشنهادیام را پرسید.
برای مصاحبه اندروید به پردازش موازی سامان رفتم و اول جلسه را با تماس تلفنی برای تعیین زمان قطعی کردم. شرکت در میدان ولیعصر بود، محیط داخلیشان کوچک و بسته بود. در رزومهام حقوق درخواستی را نوشته بودم و انتظار داشتم اگر برخلاف آن بود، دعوتم به مصاحبه صورت نگیرد. هنگام ورود، فرم تشریحی دادند و دوباره همان مواردی را که در رزومه نوشته بودم، نوشتم. پس از چند دقیقه وارد اتاق مصاحبه شدم؛ سه نفر حضور داشتند: دو نفر آقا با تخصصهای اندروید و بکاند و شاعبه مدیر فنی تیم خانم که جلسه را مدیریت میکرد. توضیحاتم را درباره پروژهها و چند اپلیکیشن توضیح دادم و بین سوالات، نماینده بکاند و اندروید هم سوالاتی میپرسیدند. خانم مدیر هیچ پاسخ یا توضیحی در طول مصاحبه نداد. وقتی توضیحاتم تمام شد و به نظر میرسید که از نظر فنی وضعیت قابل قبول است، او گفت حداقل حقوق درخواستی من پنج و پنجاه و ششصد تومان است که همان عددی بود که در فرم نوشته بودم و در رزومه هم گنجانده بودم. سپس گفتند که در جابینجا اعلام میکنند. همان روز بعد از ظهر نیز یک پیام مبنی بر عدم تطابق حقوق درخواستی با شغل پیشنهادی فرستاده شد. این موضوع برایم عجیب بود چون تصور میکردم رزومهام روشن است و یا شاید رزومه را درست خوانده نبودند یا تیم مصاحبه حرفهای نبودند و وقت من را بیهوده گرفتند. با حقوق پایینتر از حد انتظار، شرکت به نظر من زیاد مشتاق همکاری نبود. اگر برای شما حقوق اهمیت دارد، بهتر است به مصاحبه نروید یا دقیقتر بررسی کنید.
در اولین تماس تلفنی تصمیم گرفتند که زمان هر دو طرف تلف نشود و فرصتی برای شناخت اولیه فراهم شود. از من درباره سابقههای کاریام پرسیدند و توضیح مختصری هم درباره کار شرکت و بخش مالی و حسابداری آنها ارائه شد. سؤال اصلی این بود که با مباحث مالی و حسابداری آشنایی دارم یا نه؛ من پاسخ دادم که ندارم.
در آغاز کار مصاحبهکنندگان با من به بررسی رزومه و سوابقم پرداختند و من را از نزدیک ملاقات کردند. سپس تیمی از همکاران کارگاه ایدهپردازی در کادر تیم منابع انسانی با من مصاحبه کردند و درباره تجربیاتم از من سؤال کردند. همچنین از من خواسته شد تا یک نمونه فرضی را ارائه دهم و پس از تکمیل کار، مدیرعامل هم به طور مستقیم نظر خود را درباره نتیجه اعلام کرد. با این حال در کار ما چون خروجیها باکیفیت است، دقیقا نمیشود کیفیت را بهطور عددی اندازه گرفت. تأکید شد که حتما با نمونهکار و تخصص مناسب آماده باشید.
در مصاحبهی مرکز تماس برای اسنپ فود بود که اول کار، حدودا کمتر از یک هفته منتظر زنگ بودم تا درباره ساعات و شیفتها صحبت شود. گفتند چهار روز کار میکنم، یک روز مرخصی دارم و بعد از آن دوباره چهار روز کار را ادامه میدهم؛ به این صورت بهطور چرخشی خواهد بود و ساعات از نه تا هجده است. یک مصاحبه تلفنی هم برگزار شد. پرسیدند آیا تجربهای در مرکز تماس داشتم یا نه، من گفتم نه اما تجربه فروش و کار با مشتریان را دارم و مهارتهای مذاکره و بیان خوبی دارم. از من پرسیدند رضایت مشتری را چگونه میبینی؟ گفتم در بازار رقابتی و اشباع، اکنون رضایت مشتری بهخاطر بهرهبرداری از خریدهای مکرر آنان است. پرسیده شد ویژگیهایی که یک کارمند مرکز تماس باید داشته باشد چیست و همچنین اینکه محیط کاری برای من چگونه است، شلوغ یا خلوت. من پاسخ دادم فرقی ندارد و انعطافپذیرم. نکتهای که توصیه میشه برای واقعا پذیرفتهشدن در مصاحبه در نظر بگیرند این است که کار در این بخش در ابتدای کار دشوار است؛ باید سرعت عمل بالا و قدرت یادگیری خوبی داشته باشی، چون باید تمام اطلاعات سازمان را در ذهن نگه داری تا در برخورد با مشتری دچار مشکل نشی. همچنین باید آرامش خود را هنگام مواجهه با مشتری ناراضی حفظ کنی. ویژگیهای مهم آنها عبارت بود از: انعطافپذیری و سازگاری با محیط شلوغ.
وقتی وارد دفتر شدم، چند دقیقهای منتظر کارمند منابع انسانی شدم. برخوردشان مودبانه بود و فرم سادهای دادند که پر کنم؛ پر کردم و مرا به اتاقی بردند تا برای مصاحبه منتظر بمانم. این مدت طولانی به نظر رسید تا اینکه فردی آمد و فکر کردم مدیر فنی یا حداقل مدیر بخش کلاینت است، اما مشخص شد که او مدیر بخش پروداکت بود. سوالهای فنی کمی پرسیدند، اما بیشتر به تجربیات من در شرکتهایی که با آنها کار کرده بودم پرداختند. یکی از سوالها مربوط به تخلیه پایتخت در بیست و چهار ساعت بود و یک سوال الگوریتمی هم مطرح شد. مصاحبهگرها کاملا بیاحساس و بیقاطع بودند و رفتارش این حس را به من منتقل کرد که آرامش و اعتمادبهنفسم را از دست میدهم. در آخر وقتی پرسیدم که مرحله بعد چیست، گفتند که نتیجه یا قبول یا رد را اطلاع میدهند، اما خبری از آنها نگرفتم. به ذهنم رسید که برای یک مصاحبه شدید آماده باشم و با اعتماد به نفس کامل در جلسه حضور یابم.
شرکت اسنپ فود بود و من برای شغلی در زمینه مدیریت رستورانها مصاحبه داده بودم. بعد از برچیده شدن یکی از ونچرهای گروه IIG، همهی شرکتهای فعال در اون مجموعه شروع به مصاحبه با کارکنان سابق کرده بودند و من هم با اکثریت شرکتهای IIG مصاحبه کردم چون رزومههای ما در اختیارشون بود و به همین خاطر با من تماس میگرفتند و برای مصاحبه دعوت میکردند. نخستین مصاحبه با مدیر مربوطه بود و از من سوالات فنی بسیاری پرسید تا دربارهی بخشبندی و مدیریت اصولی رستورانها نظراتم را بنویسم؛ کاری که تا آن زمان انجام نداده بودند. چون در شغل قبلیم همین کارها را انجام میدادم، با جزییات کامل همهی ایدههایم را گفتم و مدیر آن بخش خیلی از آنها استقبال کرد و خوشحال شد. قرار شد جلسهی بعدی با واحد منابع انسانی باشد و آفر ارائه شود، اما هیچ خبری از آنها نشد. پیگیریهایم هم نتیجهای نداشت و حتی ایمیلی از طرف آنها دریافت نکردم تا اینکه در نهایت یکی از همکاران از اسکایپ را پیدا کردم و پیگیر شدم؛ گفتند فعلا امکان همکاری نداریم. دو نکته که برای من خیلی مهم بود: - در آن مقطع بحران منابع انسانی در کل گروه وجود داشت و احتمالا کموکاستی در هماهنگی بین منابع انسانی و دپارتمان توجیهپذیر است؛ با این حال عملکرد منابع انسانی اسنپ فود در مدیریت این بحران ضعیف بود. - در کار قبلیم سرپرست بخش بودم و سطح کارشناس نسبتا پایینتر بود. این مسئله را در همان مرحله مطرح کردم و مدیر بخش گفت که این دپارتمان را از صفر میسازیم و افرادی مثل من که اولین اعضا هستند، شایستهی مدیریتی خواهند بود. - اگر به دلایل سابقه یا کیفیت کارتان حقوق بالاتری نسبت به میانگین دارید، اسنپ فود گزینهی ایدهآل برای شما نیست؛ رنج حقوق معمولی است، نه خیلی خوب و نه خیلی بد. دوستان من در حال حاضر آنجا مشغولاند و حقوق حدود سه تا چهار میلیون میگیرند. البته این به حوزهی کار آنها در بخش تجاری مربوط میشود و درباره حقوق تیمهای IT اطلاعی ندارم.
در حال کار با یک شرکت معتبر بودم و در تجربهای از مصاحبه کنترل پروژه صحبت میکنم. از من دربارهی سوابق تحصیلیم و کارهای قبلیم پرسیدند و سوال عجیبی هم مطرح شد: اگر تهران در وضعیتی خطرناک بیفتد و فقط بیست و چهار ساعت فرصت داشتم شهر را تخلیه کنم، چگونه این کار را انجام میدادم؟
ابتدا برای من یک تست تایپ انجام دادند و پس از آن یک آزمون هوش گرفتند، و در نهایت مصاحبهای نسبتا کوتاه به مدت حدودا یک ربع برگزار شد. آنها به سوالاتی که در فرم ثبت کرده بودم پاسخ دادند و توضیحی کوتاه درباره کارهایی که باید انجام بدهم ارائه کردند؛ در مورد میزان حقوق چیزی نگفتند اما گفتند زمان پرداخت حقوق را نیز اعلام میکنند. از من پرسیدند نظر من دربارهی پیشرفت شغلی چیست، چرا برای این شرکت رزومه فرستادهام و هدفم از آینده چگونه است؛ همچنین گفتند اگر تأیید یا رد نهایی شدم، ظرف دو روز آینده خبر میدهند. برایشان مهم بود که نقاط ضعف و قوتم را به وضوح بیان کنم و تمام کارهای مرتبط با وظیفهای که برای آن مصاحبه میکنم را توضیح دهم، زیرا این مسئله برایشان بسیار اهمیت دارد. همچنین درباره حضور در سمینارها یا گذراندن دورههای آموزشی نیز سوال کردند تا بدانند تا کنون چنین تجربهای داشتهام یا نه.
شرکت اسنپ فود را بهعنوان مقصد مصاحبه بیان میکنم و توضیح میدهم چگونه دو آزمون مختلف برای من پیش رفتند. نخستین مرحله بر اساس ارتباط از طریق لینکدین بود و شخص مسئولHR پیام را ارسال کرد تا پذیرش اولیه را اعلام کند. در مجموع دو جلسه مصاحبه برگزار شد و هر کدام با یک نفر انجام شد. جلسه اول از دید من بهتر بود؛ هم نحوه پاسخهایم رضایتبخش بود و هم سوالها بهدرستی مطرح میشدند و منطقشان را میپسندیدم. اما در جلسه دوم، فردی با سطح مدیریتی بالاتر حضور داشت که دقیقا سمتش را به خاطر نمیآورم. از ابتدای گفتوگو اجازه نمیداد زیاد صحبت کنم و من برای ارائه توضیحات کامل در پاسخها، بارها با تذکرهایی مبنی بر کمبود زمان مواجه میشدم. پرسشها بهگونهای بود که برخی از آنها نیازمند توضیحات طولانی بودند و امکان پاسخ کوتاه برایشان وجود نداشت. بهعنوان مثال در یک موقعیت فرضی از من خواسته میشد تا تمامی جنبهها و فرضیاتم را بیان کنم و سپس پاسخ خود را ارائه دهم، اما مصاحبهکننده این فرصت را در اختیارم قرار نمیداد و در نهایت از جلسه دوم کاملا راضی نبودم. با وجود این، خود سوالات مطرحشده ارزشی داشتند و بهنوعی خوب بودند.
در نخستین برخورد، از من یک مصاحبه دیجیتال مارکتینگ گرفتند که با سرپرست تیم روبهرو شدم. او آدمی بود با انرژی و روحیهی بالا که حتی اگر چیزی بلد نبودم هم با لبخند میگفت اوکیه و کار راحت است. در طول جلسه سوالات تخصصی زیادی مطرح شد و چند چالش هم ارائه شد تا راهکارهای خودم را توضیح بدهم. از من خواست تا توضیح بدهم تجربههایم در شرکتهای قبلی چه جلوهای داشتند و دستاوردهای هر کدام را واکاوی کنم. مجموعا برخوردشان بهطور کلی دلنشین و مثبت بود.
روز مصاحبه را با فرض آمادهبودن برای چالشهای واقعی تیم تجربه مشتریان آغاز کردم. دو مصاحبه تخصصی ترتیب داده شد و علاوه بر آن، یک تسک نسبتا عجیب و دشوار به من محول شد که فقط یک روز فرصت داشت تا انجامش بدهم. هر یک از سوالهای تسک، گویی پروژه نسبتا طولانی سه هفتهای بود و برای مصاحبهکنندگان هم دقیقا چنین انتظارهایی وجود داشت. در جلسه نهایی گفتند با مدیر ارشد عملیات هماهنگی میشود تا مصاحبهای دیگر برگزار شود. اما روز بعد ناگهان ایمیل آمد و خبر دادند که ریجکت شدهام. هیچوقت هم از من حقوقی برای بررسی پیشنهاد نکردند. به نظر من هدف این مصاحبه شاید چیز دیگری بود که با روحیه سازمانی اسنپ فود همخوانی دارد و چنین کارهایی را در بر میگیرد.
تصمیم گرفتم برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس در اسنپ فود شرکت کنم و از همان ابتدا فهمیدم مسیر نسبتا چالشبرانگیزی در پیش دارم. در مرحله اول باید اطلاعاتم را در سیستم شرکت وارد میکردم و سپس در همان سیستم با آزمونهای مختلفی مواجه شدم که ترکیبی از سوالات ریاضی و زبان بود و در ادامه تستهای تایپ و سایر بخشهای مختلف هم اضافه شد. سوالات واقعا سخت به نظر میرسیدند، اما وقتی به اتاق مصاحبه رفتم با رفتاری مثبت مواجه شدم. برخورد Assistant محترمانه و آرام بود و با طمأنینه طوری رفتار میکرد که اگر چیزی بلد نبودم یا در هر زمینهای ضعف داشتم، احساس غرور یا استرس نکنم و آرامش لازم را داشتم. این فضا به من فهماند که جو مصاحبه نسبت به سختی سوالات، خیلی آرام و حمایتی است. در نهایت میشود گفت که سختی مصاحبه وجود داشت، اما برای استخدام به اندازهای که انتظار میرود دشوار نبود و به طور کلی خودم هم باید توانایی کار در چنین فضایی را میداشتم تا بتوانم از پسش بر بیایم. با این که گویی روند مصاحبه خیلی سخت بود، اما به خاطر جو مصاحبه و رفتار مثبت تیم، درک بهتری از فرایند پیدا کردم و متوجه شدم که اگر توانایی لازم را داشته باشم، احتمال قبولی بالاست.
من مرحله اول مصاحبه که رفتم با مدیر منابع انسانی این شرکت بود که بعد از پر کردن دوباره فرم مصاحبه و تکرار اطلاعات داخل رزومه و تقریبا ۷-۸ دقیقه انتظار، ابتدا یک نفر به اشتباه به سراغ من اومد و شروع به صحبت کردیم و بعد متوجه شد و رفت و دوباره بعد از کلی انتظار مدیر مربوط اومد و گفت بریم یه اتاق دیگه واسه مصاحبه. در حین مصاحبه هیچ وقتی به من برای پرسیدن سوال داده نشد و هیچ توضیحی نیز از طرف ایشون درباره شرایط و تسهیلات کار و شرکت داده نشد!! ولی مهم ترین نکته ای که این جلسه داشت و واقعا حس توهین به من داد این بود که خانم مدیر مثلا منابع انسانی یک شرکت پر ادعا دائم این سوال رو از من تکرار میکرد که چرا با وجود تحصیلات خوبی که داشتی اومدی تو این کار…!!! و من اصلا نمیفهمیدم که چی باید بگم… یعنی انگار به کسی که هیییچ اطلاعی از اهمیت و کار منابع انسانی در دنیای امروز نداره بخوای دلیل انتخابتو توضیح بدی…. و دائما به این اشاره میکرد که منابع انسانی باید خودشو تو چشه کارمندان کنه تا بفهمن که هستن و کار انجام میدن…!!! واقعا با این رویکرد و دیدگاهی که داشتن من متعجبم چطور به این پوزیشن رسیدن و اون شرکت از نظر مدیریت منابع انسانی در چه وضعیت اسفباری به سر می بره… .
بعد از ارسال رزومه خیلی دیر با من تماس گرفتن و با hr یه مصاحبه اسکایپی ست کردن، که مصاحبه خیلی خوب پیش رفت و مصاحبه کننده هم خیلی دوستانه برخورد کردن. و بعد مصاحبه فنی هماهنگ کردن که توی ایمیل گفته بودن با هد فرانت اند که اسمشون هم توی ایمیل بود و مقاله هاشونم توی ویرگول خونده بودم و ایشون رو میشناختم، ولی روز مصاحبه شخص دیگری با من مصاحبه کرد که من اصلا حس خوبی نداشتم، اصلا توضیح ندادن که چی شده ایشون اومدن مصاحبه کنن و شروع کردن به پرسیدن سوال،صدای محیط خیلی زیاد بود و خودشون هم حواسشون به اطراف بود و چندبار هم خندیدن!! یه سوال خیلی ساده جاوااسکریپت پرسیدن که به من گفتن اشتباهه و از اونجایی که من مطمئن بودم و براشون توضیح دادم قبول نکردن!! و اخر جلسه هم گفتن اوکی ممنون خدانگهدار! و بعدشم هیچ تماسی نگرفتن. من واقعا برام عجیب بود شرکتی که فکر میکردم خیلی معروف هست ، انقدر نگاه بالا به پایین داره و یه کسی که خودش جواب سوال رو اشتباه میده میزارن برا مصاحبه! من بعدش از چندتا از دوستانم که تو زمینه جاوااسکریپت senior هستن پرسیدم و بعدش مطمئن شدم که ایشون اشتباه کرده. من تجربه خیلی بدی داشتم .
سه مرحله مصاحبه بود که مرحله اول اصلا جالب نبود و برخورد مصاحبه کننده واقعا بد بود. چند روز بعد برای مصاحبه دوم و شغل مشابه دعوت شدم که با فرد مصاحبه کننده که خوش برخورد بود به توافق رسیدیم به جز مساله مالی مرحله آخر با مدیرعامل بود که سوالات ریاضی و هوش پرسید و تهش پیشنهادی که داد نصف مبلغ پیشنهادی من بود و اصرارش بر این بود شاید مبلغ کم باشه ولی اینجا اسنپ فوده! فکر کنم اگه مدیرعامل گوگل بود یه پولی هم درخواست میکرد که ماهیانه بدیم به شرکتشون. قرار شد باز هم تماس بگیرند و مبلغ نهایی رو بگن که اصلا تماسی گرفته نشد. در مجموع با کارجو بسیار بد و آماتور و از دید بالا به پایین برخورد میشه. به نظرم از روز اول سر مبلغ صحبت بشه که زیاد وقتش گرفته نشه و بعد کلی رفت و امد به نتیجه نرسه.
اولا ک حتما با امادگی کامل برید فایل صوتی مصاحبه دکتر شهبانعلی رو گوش کنید حتما در زمینه کاریتون مطالعه کنید و بعد با خیال راحت برید اول از تجربیلت شغلی پرسیدن مرحله بعد یه خانم دیگه باز از رشته تحصیلی و کارای و توانایی پرسید مرحله اخر یه اقایی بودن ک خیلی خوش برخورد بودن و خیلی سوال نپرسیدم از همون اول گفتن میدونی کارت چیه گفتم با اسنپ فود اشنا هستم و کار فروش کردم و تحربه دارم و مطالعه داشتم در این زمینه ک گفتن فن بیانت عالیه و میذاریمت برای بخش داخل شرکت و منتظر تماسمون باش مطالعه در زمینه نحوه مصاحبه و در مورد عنوان شعلی و همچنین در زمینه کاری خود شرکت ویژگیهایی که براشون مهم بود: فن بیان صبر
شرکت اسنپ باکـس بود و من برای مصاحبه Junior Data Analyst آماده شدم. در نخستین مرحله، فردی که تخصصی در زمینه داشت و بهعنوان senior شناخته میشد با من گفتوگو کرد. از من خواست تا درباره تحصیلات و سوابقم صحبت کنم و در مدت حدود چهل و پنج دقیقه، سوالات تخصصی مطرح شد. او سناریوهایی را مطرح میکرد و از من میخواست راهحلهایم را برای مسائل نشان دهم. پس از آن، پیام ایمیلی دریافت کردم که فاصله تقریبی یک هفتهای تا مرحله بعدی را یادآوری میکرد. در مرحله دوم، مدیر ارشد تیم با من مصاحبه کرد. جو کار به نسبت دوستانه و تا حدودی غیررسمی بود. در این گفتوگو، جزئیات کارهای سابقم در شرکتهای گذشته بهطور دقیق پرسیده شد و همچنین بخشی از سوالات مرتبط با منابع انسانی مطرح شد؛ مثلا موقعیتهای چالشی که در گذشته با آنها مواجه شده بودم و عکسالعملم در آن شرایط چگونه بوده است. از نزدیک به توضیحات مربوط به جزئیات نرمافزارهایی که در رزومهام ذکر کرده بودم و سطح تسلطم در هر کدام پرسیده شد. این مرحله نیز تقریبا چهل و پنج دقیقه طول کشید. حدود یک هفته بعد، ایمیلی از بخش منابع انسانی مبنی بر ارائه حقوق پیشنهادی دریافت کردم. تمام جزئیات رزومه باید دقیق و واقعی باقی میماندند. از نکتههای کلیدی که برای آنها اهمیت داشت، آماده بودن برای یادگیری مسائل جدید و داشتن روحیه کار تیمی بود.
قبل از اولین تجربه مصاحبهام برای کارشناس مرکز تماس، کمی دلواپس بودم. یک پادکست درباره سوالهای مصاحبهای مثل نقطههای قوت و ضعف و سوالات روانشناختی را که معمولا مطرح میشود گوش کردم؛ فکر میکنم خیلی در آمادهسازی کمک میکند. توصیهام این است که هم خودتان باشید و هم با آمادگی کامل بروید دنبال مصاحبه. یک جستوجوی ساده انجام بدهید و به اندازه نیمساعت پادکست گوش بدهید؛ واقعا موثر است. نکتهای که میخواهم اضافه کنم این است که فکر نکنید اینگونه نکتهبرداریها فقط برای برونگراهاست؛ اینها هیچ ربطی به شخصیت شما ندارد. مهم این است که بتوانید به خودتان مسلط باشید و روند رفتار و صحبتهایتان را آرام و کنترلشده مدیریت کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.