همیشه برای این شرکت فرض میکنم که رد میشم، اما تجربهام رو به شکل روشن بیان میکنم. به فاصله اولیه تماس، یک زمان مشخص برای صحبت باهام گذاشتن و حاضر نبودن تغییری بدهند. وقتی گفتم میتونم یک هفته تأخیر بیارم، پاسخ دادن همهزمانها پر است. بعد سه مصاحبه حضوری دیگه داشتم؛ دو تا دو ساعته بودن و یکی چهار ساعته، با فاصلههای تقریبی دو تا سه هفته بین هر کدوم؛ به طوری که مجبور شدم از مرخصی استفاده کنم. قبل از رفتن پروفایل شرکت را بررسی کردم؛ یا دانشجو بودن یا سابقه کم داشتن. در حضورها آنقدر تمرکز کار میخواستند که فرصت تفکر را ازم میگرفتند، با این وجود من تمام تمرینها را در زمان کمتر از موعد تعیینشده تحویل دادم. حدوداً پس از دو و نیم ماه فرآیند، بهوسیله ایمیل فهمیدم که امکان همکاری نیست. در نهایت این تجربه به من نشان میدهد که معمولاً بهتر است پیشاپیش فرض را بر رد شدن بگذارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اول اینکه هیچ تابلو و نام نشانی حتی پلاک وجود نداشت ساختمان چند طبقه قدیمی با یه ورودی تنگ تاریک هیچ ساختار استانداری ندیدم مشخص بود یه روش قدیمی رو برای پیش بردن اهداف ادامه میده و اصلا در فضای رقابتی اقدامی بابت به روز شدن و رقابت نکردن البته شاید چون انحصار تولید گلاب دارن رقیبی نداشته باشن که بخوان خودشونو اپدیت کنن ولی برای کارکنان خوب نیست اکثرا فقط یه کار بیس بدون تخصص و یادگیری رو انجام میدادن که فقط حقوق بگیرن و توانایی هاشون پایین و از دانش شغل خودشون عقب میوفتن چون شرکت پلنی برای توانمند سازی نداشت مزایا هم که تو همون ۲۰ سال پیش مونده چیز خاصی نداشتن ۶ روز کاری در هفته در کل جای حرفه ای بنظر نمیومد همه چی تو ۵۰ سال پیش گیر کرده بود انگار دکور در دیوار طراحی دیزاین مسخره تر اینکه خانم مدیر فروش مصاحبه رو شروع کرد که هیچ ربطی به شغل من نداشتن و تجربه و دانش نداشتن حالا چه روابطی باعث شده بود که ایشون نظر بدن خدا داند مدیر عاملم که تو ی اتاق نشسته بود ریموت دستش باهاش در اتاق باز بست میکرد بازی میکرد وضعیت مسخره ای بود کلا
جلسه با مصاحبه کننده به گونه ای بود که شخص مصاحبه کننده مهارت های تکنیکال نداشت. انتظار میرفت جلسه مصاحبه حرفه ای و درخور باشه اما حرفه ای نبود.
در وهله اول، شرکت بسیار مرتب و مناسبی به نظر میرسه. تیم مصاحبه رفتار خوبی داشتند. جو خوبی بود. اما مشکل بزرگ اونجاست که سفته با مبلغ بسیار بالایی رو به عنوان حسن نیت از شما درخواست میکنند و حقوق پیشنهادی شما اگر سابقه بیشتر از دو سال داشته باشید با نیروی صفر تفاوتی نمیکنه. حقوق پیشنهادی بسیار توی ذوق میزنه و از این شرکت انتظار نمیرفت. امیدوارم کارجویان توجه بیشتری داشته باشند.
جلسه مصاحبه برای من با ۴ سال سابقه، با شخصی که سابقه کار نداشت به یک صورت انجام شد. امتحان عملی و تست عملکرد برای کسی که ۴ سال سابقه کار حرفه ای دارد توی ذوق زد. محیط کار تمیز نبود و رفتار منابع انسانی خارج از اصول حرفه ای مصاحبه بود. از تجربه مصاحبه با این شرکت بسیار ناراضی هستم و امیدوارم کارجویان عزیز در انتخاب خودشون دقت کنند.
برای مصاحبه حضوری تماس گرفتن، چندتا برگه فرم دادن تکمیل کردم بعد رفتم مدیر واحد و مدیر محصول مصاحبه کردن، اول اینکه خودشونو معرفی نکردن و خیلی مدیر محصول حق به جانب فقط میخواست بگه خودم بلدم و هیچکسی هیچی بلد نیست ، اول از همه فرم مصاحبه رو دید خندید گفت چرا پر کردی وقتی رشته ت خوبه گفتم چیکار کنم تو فرم پرسیدن جواب دادم گفت نه لیموجی خنده بزارید گفتم نهایت بی احترامیه و دید شما اینجوریه جاهای دیگه دیدشون با ایموجی نیست و بی احترامی میشه. سوال پرسیدن جواب دادم میگفتن نه این جواب نیست گفتم سرچ کردم خوندم جوابش اینه بعد سوال سخت تر پرسیدن گفتم کار نکردم مسخره م کردن و گفتم نه من بلدم و من قبلا کد زدم و فلان کارو کردم که خودشو پیش مدیر بالا ببره بالاخره با کلی تحقیر و پوزخنداشون مصاحبه تموم شد و بعد چند روز تماس گرفتن که شما قبول شدید و من که متعجب بودم پرسیدم واقعا؟ چون مدیر محصول خیلی گارد داشت و متعجب شدم گفتن نه ایشون اخلاقشون اینجوریه و بعد سریع اصلاح کردن نه دیگه مصاحبه ست اینجوری میشه و برای فرایند منابع انسانی حضوری بیاین، همون روز مصاحبه منابع انسانی برای اینکه یه موقع ساعت ۱۲:۳۰ گفتن همون شرکت باشم اسنپ گرفتم که برسیم مصاحبه تو اسنپ بودم که ۱۵ دقیقه به جلسه مصاحبه تماس گرفتن که ساعت ۱۲:۳۰ مصاحبه داشتید؟ گفتم بله گفتن تشریف نیارید اقایون رفتن جلسه گفتم یعنی چی من تو اسنپ هستم مصاحبه های دیگه رو رد کردم که بیام برای مصاحبه با اسنپ بیام که سریع برسم و بد قول نشم گفتن نه تغییر مسیر بدید و برید جای دیگه همون اول راه از اسنپ پیاده شدم ۲۰۰ تومن که تو این گرونی که هزینه الکی بود به اسنپ پرداخت کردم و تماس گرفتم و جدی گفتم یعنی جی دلیلتون چیه گفت به من گفتن تماس بگیرم کنسل کنم دروع که میگن جلسه دارن و نیستن بعدش با وجود این همه کار میگه تغییر مسیر بده مگه بیکارم که برم بگردم مصاحبه هامو کنسل کردم انقدر هزینه دادم گفتم کلا منصرف شدم فقط با غرور حرف زد و آخرش گفت بله حق با شماست همین... و حتی عذرخواهی هم نکردن و مشخص بود که منصرف شدن و نمیخواستن که برم، واقعا نهایت بی احترامیه فقط برنامه ریزی خودشون مهمه انگار کارجو مسخره ست اصلا رفتارشون محترمانه نبود
مدیریت مجموعه با نگرش باز و تخصیص زمان لازم برای معرفی مجموعه و اهداف مورد نظر به صورت شفاف ، امکان انتخاب و مقایسه مورد نیاز رو به من داد تا بتونم تو اتمسفر و شرایط ثابت نسبت به معرفی خودم و توانایی های خودم اقدام کنم به نظرم در صورت تداوم این سیاست های کاری محیط مناسبی برای رشد و رضایت شغلی وجود داره ...
بزرگترین و ترسناک ترین خواسته ی شرکت تعهد محضری دو ساله به بهانه آموزش و ترک نکردم مجموعه میباشد که بسیار ایده ی مسخره ای می باشد و علاوه بر اون ۵۰۰ میلیون سفته هم از شما طلب میکنن و اگر مراقب نباشید کلاه بزرگی سرتون رفته
با سلام و عرض ادب؛ در مصاحبه فنی اول طرف کاملا حرفه ای رفتار کرد و خیلی خوب اما در مصاحبه فنی دوم فرد مصاحبه فنی دوم که مدیر بالاتری بود ف.ا پرسید چی بلدی از همون بپرسم گفتم این مباحثو از همونا سوال پرسید و جواب دادم وقتی دید جوابم اوکیه خودشو به اون راه زد و من مجبور بودم برای یک مساله به چند ادبیات مختلف صحبت کنم تا منظورمو بفهمه وسطاش چنتا سوال مربوط به بحث دیگر پرسید ( بعوان مثال در انتها گفت دوستاتو عوض کن ) من که گفتم بلد نیستم بعدش دقیقا زوم کرد من میگفتم بلد نیستم اما انگار گوش نمیکرد، رو همون بحث زوم بود و فقط از همون بحث سوال میکرد و هی با پوزخند میگفت "هه اینم که بلد نیسی" و "هه اینم ناقص گفتی" و "هه هه" گفت و جلسه بیشتر شبیه حمله به شخصیت من و حمله به نقاط ضعف من بود تا پیدا کردن سقف دانش من بنظرم مدیر لاین کاملا رفتار آماتور بدون فرهنگ سازمانی و کوچه بازاری بود جالبش این بود که کارشناس منابع انسانی HRBP هم اونجا بود و جلوی اون آقا رو نمیگرفت اما من احترام سنشون و فرهنگ سازمانی رو نشون دادم و چیزی نگفتم و بعد من بعد مصاحبه به سمت در خروج دویدم.بعد دوماه زنگ زدن و گفتن پذیرفته شدی و من ریجکت کردم چرا باید برم سمت یه سازمان سمی.
در جلسه مصاحبه با موسسه فرهنگی شبر، مدیرعامل با تاخیری نسبتاً طولانی وارد شد و تقریباً چهلوپنج دقیقه دیر رسید. بیشتر پرسشهای مصاحبه حول مهارتهایم و مقدار حقوق پیشنهادی بود، چون رزومهام را چاپ کرده بودند و به همین خاطر به طور کامل به لینکهای نمونهکار و پورتفولیو نرفتند. در انتها، به سوالاتی با جنبههای روانشناختی رسیده و برخی از آنها برایم نامفهوم بودند. در طول کل زمان یک ساعت و نیم حضورم، فضای شرکت کمانرژی و سرد به نظر میرسید.
برای من تجربهی مصاحبه در شرکت شهر اکتان آرش اینطور بود که فکر میکردم فرایند سه مرحلهای کار واقعاً برای ارزیابی عمیق طراحی شده؛ اما بعدها احساس کردم بیشتر جنبه تبلیغی دارد تا واقعیت سنجش. به نظرم یک تبلیغ کمهزینه برای شرکت است؛ هر کسی که رد میشود، دربارهی آن تعریف میکند که چه شرکت «پیشرفتهای» است که این همه داوطلب را رد میکند. از سوی دیگر نشان میدهند که به رقبایشان هم نشان بدهند با چه کسانی کار میکنند و برای کارمندانشان هم ثابت میکنند که همیشه جایگزین هستند. به نظر میرسد دادههایی از نیروهای مختلف جمعآوری میکنند تا بازار مصاحبههایشان را پر از دعوت نگه دارند و در جلسهها طوری رفتار میکنند که آدم فکر میکند خوشحال میشود آنجا کار کند؛ مثل دو نفر که با آمدن و رفتنشان استقبال و بدرقه میکنند. اما به تجربهام اینها همه ترفندهای تبلیغاتی هستند و نباید فریب آنها را خورد.
متاسفانه مدیر مجموعه بسیار مغرور و خودبزرگبین هست و نگاه بالا به پایین داره. بسیار نامحترم و غیرحرفهای. به هیچ وجه فعالیت در این شرکت رو توصیه نمیکنم.
زنگ زدن که بیا برای مصاحبه. رفتم و به محض اینکه نشستم، بدون اینکه آقای مدیر چک کنن رزومهی من رو، گفتن ما نمیتونیم با هم کار کنیم. گفتم چرا؟ گفتن شما پوششت خیلی بستهست!!! من مانتو شلوار اداری سادهی مشکی تنم بود با شال. گفتن ما مشتریامون خاصن، شما از پس این کار بر نمیاید. من رزومهی عکسدار فرستاده بودم، اگر چک میکردن رزومه رو، لازم نبود منو اینهمه مسیر بکشونن تا دفتر!!! هر چند مسخرهست که فکر کنیم من چون شال سرم بوده، پس نمیتونستم کار اداری انجام بدم! من ۳ سال سابقه کار خوب، توی سازمانهای بزرگتر داشتم و هیچوقت بابت پوششم به مشکل نخورده بودم.
در ابتدا با من از واحدی تماس گرفتند و یک گفتوگوی نیم ساعته داشتیم، سپس جلسهای دو ساعته برای مصاحبه ترتیب داده شد. مصاحبهٔ دوم هم به خوبی پیش رفت و پس از آن فرایندی برای انجام تمرین فرستاده شد که من آن را به درستی تکمیل کردم. به جلسهٔ نهایی رسیدم اما سوالها بسیار سخت و عجیب بودند و باعث سردرگمیام شدند. پس از حدود یک ماه و نیم با من تماس گرفتند و گفتند که تخصص دارم اما در چارچوبِ اسکوپشان نیستم. واقعاً عملکرد فرایند استخدام را بیفایده دیدم — به این شکل که استخدام نمیشود؛ کاش دستکم دو هفته کار آزمایشی میدادند تا بتوانم دقیقتر ارزیابی شوم. به نظر من سیستم جذبشان قابل تحسین نیست.
ورودی این شرکت واقعاً به من حس سازماندهی و قدرت مدیریتی میداد. وقتی به ساختمان مرکزی وارد شدم، امنیت با احترام منو به طبقه هفتم برد؛ همهجا بیعیب و مرتب بود. مسئول اداری همراهیم کرد و فرمی برای تکمیل دادن بهم داد. مدیر توسعه بازار دقیقاً سرِ وقت رسید و با گرمایی دوستانه، استرسِ من رو کم کرد. سوالها خیلی حرفهای و مدیریتی بود، مثل شیوههای رهبری تیم فروش و مدیریت بحران. نکتهٔ جالب این بود که همان روز نتیجهٔ مصاحبه را گفتند.
مشغول مصاحبه برای یک موقعیت برنامهنویس جاوا بودم که کارفرمایی از طریق یک مرکز سلامت با من تماس گرفت. در تماس اولیه، به طور کوتاه تماس قطع شد و وقتی دوباره تماس گرفتند، حس کردم رفتارشان طوری است که انگار کار اشتبانی کردهام؛ مرتب سؤال میکردند چرا تماس را قطع کردم و حتی میخواستند بدانند آیا نمیخواهم محل کارم را بفهمانند یا نه. گفتند جلسهای آموزشی خواهند داشت اما آن روز هم وقتم تنگ بود و آنها قطعاً پاسخ دادند که باشه و قطع کردند. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند و همان حرفها را تکرار کردند که یک بار تماس گرفتیم و شما قطع کردید، حالا دوباره میخواهیم جلسهای بگذاریم. از لحن مطمئن و با اصرار و تکرار این موضوع، من احساس فشار کردم و تصمیم گرفتم منصرف شوم؛ دیگر جلسهای تنظیم نشد. ترجیح میدهم در جایی کار کنم که آرامش اولیه وجود داشته باشد و سپس به کار یاد بگیرم، به همین دلیل از تصمیمی که گرفتم راضیام.
شنیدم از شرکت خوشگوار و موقعیت توسعهدهنده اندروید بود. حدود یک تا دو هفته پس از فرستادن رزومه، تماسی گرفتند و قرار مصاحبه اسکایپی گذاشتند. ازم خواستن بیام برای بیست دقیقه درباره constraint layout، motion layout و lifecycle صحبت کنم و نکات کلیدی را با اسلایدهایی که روی آن کار کردهبودم توضیح بدهم. در میان ارائه، معمولاً از تجربههایم سؤالهایی پرسیدند و من با اکثر مواردی که داشتم، پاسخ دادم. در پایان گفتند ظرف دو روز یک تست میفرستند اما چنین چیزی ارسال نشد؛ دو هفته بعد ایمیل زدند که با من همکاری نمیکنند. تجربهای کمی نامنظم بود، ولی حداقل خبر را رساندند.
برای من فقط کافی بود به مصاحبه فکر کنم و ببینم چه تجربهای در انتظارم است. در فرمت اولیه رزومهام را فرستاده بودم و حدود دو هفته بعد، اوایل خرداد، تماس گرفتند و گفتند امکان دورکاری نیست و فقط حضوری میگیرند؛ از طرف من هم رد کردند. تقریباً یک ماه بعد، در تیر، دوباره تماس گرفتند و من دوباره توضیح دادم؛ گفتند برای مصاحبه بیای تا دربارهاش حرف بزنیم و رفتم. فضای دفتر از بیرون که نگاه میکردی خیلی بزرگ و مرتب بود، طبقه اول بخش فنی و طبقه دوم منابع انسانی و اتاق جلسه بود. با وجود اینکه همه اطلاعات من روی رزومه بود، مجبور شدم فرم دیگری هم پر کنم. سپس با مسئول فنی صحبت کردم و به طبقه اول بردند تا تست عملی بدهند. اولین نکته منفی این بود که اصلاً نگفته بودند تست عملی هم وجود دارد. تست واقعاً حرفهای نبود؛ جلوی یک سیستم نشسته بودم و منتظر بودم تا مدیر فنی برسد و توضیح دهد چه کاری باید انجام بدهم. در روزی که رفتم تازه کولر گازی نصب کرده بودند و دقیقاً جلوی صندلیم بود و بادش مدام کم و زیاد میشد. اتاق پر از نفر فنی بود و تنها دو نفر از آنها ماسک زده بودند — شرایط ناامیدکنندهای بود. مدیر فنی هم دائماً در حال رفتوآمد بود و نیم ساعت معطل شدم تا بیاید؛ وقتی آمد، دستگاه را روشن کرد و گفت با این سیستم کار نمیکند و باید صبر کنم. تقریباً طول کشید تا چهل و پنج دقیقه دوباره به من زنگ زد و با بیحوصلگی پرسید: آیا در پکیج فلاتر نوشتی؟ میتونی از خانه یک پکیج بنویسی و برایشان بفرستی؟ یعنی پس از بیش از یک ساعت معطلی تازه به من گفت از خانه بفرست! در کل فرایند مصاحبه خیلی ضعیف بود — بدون برنامهریزی و بیاحترامی به زمان داوطلب.
برای مصاحبه رفتم فضای کار مرتب و تمیز همه پشت میزاشون خیلی منظم نشسته بودن داخل باکس های شیشه ای بزرگ و شلختگی ندیدم همه چی سر جاش بود ولی خب هپینس ایمپلویی بالایی حس نکردم آدم ها شبیه ربات مشغول بودن اتاق مصاحبه کمی از لحاظ فضا استاندارد نبود وایب قفس میداد با برچسب دورتا دور پوشیده کمی بروکراسی هاشون زیاده که بنظرم لازم نیست مثلا رفرنس چک های حضوری و زمانگیر از مشاغل قبلی که این مدل رو ادارات دولتی انجام میدن و در شرکت های خصوصی کمتر از ۵۰۰ نفر اصلا نیازی نیست مگر اینکه حین مصاحبه مورد خیلی حادی احساس کنن پنجشنبه هاشم یکی در میون ماری بود ک بنظرم جالب نیومد کامنت های بد در مورد این شرکت زیاد نوشتن بنظرم تا حدی درست بنظر میومد و این شرکت ها از لحاظ امنیت شغلی سریعا اسیب پذیرن و پشتوانه ندارن از لحاظ منابع انسانی هم طی مصاحبه متوجه تخصص بالایی ندیدم در کل ایده ال نبود
در میان روزهای کاریام، تجربهای ناخوشایند از مصاحبه را به خاطر میسپارم که تازه در همین ابتدای سال پیش آمد. نمونهای از برخورد نامناسب مصاحبهکننده در یک جلسه کارشناس کنترل کیفیت بود که رفتارش چه از نظر گفتار و چه از نظر شیوه برقراری ارتباط، چندان حرفهای نبود. کلماتش ناخوشایند بود و جملاتش با دقت کافی چیده نمیشد؛ پوزخندهای پی در پی تمرکزم را بههم میزد و در نتیجه نتوانستم بهتر به سوالات پاسخ بدهم و نهایتاً از جلسه خارج شدم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.