سطح مصاحبه کننده ها از هر فردی که هوشیاری داشته باشه کمتره و قطعا به راحتی نیرو جذب میشه...ولی تا اونجا که من شنیدم اگر بیشتر از سه ماه بمونید شروع می کنن به بی احترامی که برید...نیروهای قدیمی ممتازشون رو نگاه کردم هر روز در جمع تحقیرشون می کنن و بهشون توهین می کنن...نیروهای قدیمی تر حق دستشویی رفتن یا آب خوردن بین تماس رو هم ندارن چون تهدید به اخراج میشن و تا چند روز به یک نفر گیر می کنند و به خاطر موارد بچگانه در گروه های جمعی تحقیر میشه... این رفتارو دیدم با اینکه ماه دوممه فکر نکنم بمونم...تیم لیدها از نظر فکری ضعیف
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از تماس اولیه این شرکت، من زنگ زدم که در مورد وضعیت سربازی شفافسازی کنم، اما در حین صحبتهای من تلفن رو قطع کردن. یعنی وقتی به این نتیجه رسیدن که با موقعیتشون سازگار نیستم یک ثانیه برای این که بگن سازگار نیستی وقت نذاشتن.
من برای مصاحبهٔ بکاند دعوت شدم و دیدم برخی از دوستان قبلاً تجربهای شبیه را داشتند؛ میگفتند شرکت برای نمایش ظاهر خود دعوت میکند تا فقط جنبهٔ رسمی و مثبت شرکت نمایش داده شود. خود مصاحبه هم بیشتر شبیه یک نمایش خوشطبع و فرمال بود و پر از کلمات دلنشین، اما چیزی که واقعاً مرا آشفته کرد این بود که همان حرفهایی که من آخرای گفتنم بود، همان روز بهعنوان کامنتی از طرف من منتشر شده بود. نمیفهمم چرا چنین کاری میکنند. به نظر من هدف اصلیشان ساختن ویترینی زیبا از شرکت در سایتهاست، اما در نهایت واقعیتها فاش میشود.
شرکت پویندگان پزشکی پردیس برای من تجربهای دوگانه داشت. اوایل سال گذشته برای کارشناس SME وارد روند مصاحبه شدم و برخورد اعضای منابع انسانی خیلی محترمانه و گرم بود؛ شفافیت کامل وجود داشت و آرامش بهطور کامل به من منتقل شد. در ادامه برای مرحله فنی با دو نفر مصاحبه کردم و به دلیل حقوق پایین در آن نقش، تصمیمی نگرفتم. امسال دوباره برای همان پست ارتباط گرفتند و دوباره رفتم تا گفتوگوهای فنی را پشت سر بگذارم. در اینبار با بانویی مسن از منابع انسانی روبهرو شدم که بهشدت بیادب و بیمنش بود و کلمهها با سختی رد و بدل میشد. همچنان فهمیدم که فضای کار بهنظر شلخته است و رفتارها نظم مشخصی ندارد؛ گویی هر لحظه ممکن است از حضور من منصرف شوند. در نهایت تجربهام از این شرکت خیلی تناقضی بود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
در حال حاضر به من پیشنهاد میشد که درباره آینده و اهدافم صحبت کنم و این موضوع بیشترین تمرکز را در مصاحبه داشت. با پرسشهایی مواجه شدم که میگفتند با چه ابزارهایی آشنایی دارم و چطور از آنها در کارم استفاده میکنم، و اینکه تا چه حد با الگوها و پترنهای رایج در رشته برنامهنویسی آشنایی دارم. درباره خود شرکت توضیحاتی دادند که زیرمجموعهای از یک مجموعه بزرگتر هستند و پروژههای مختلفی دارند. یکی از پروژهها قرار است مسیریابی دقیقی را شبیه به اپهای مسیریابی مشهور پیادهسازی کند و من هم باید بخشی از مسیریابی را بسازم. گفتند میتوانم قسمت مربوط به مسیریابی را بسازم؟ پاسخ دادم قبلاً چنین کاری را انجام ندادهام و نیاز است زمان و پژوهش بیشتری انجام بدهم چون کار نسبتا پیچیدهای است. ظاهراً توضیحاتشان قانعکننده بود. مصاحبهکننده فردی بود که برخوردی آرام و منطقی داشت و بیشتر به تعهد کاری و اخلاق حرفهای اهمیت میداد.
یکی از معدود جاهایی که واقعا مصاحبه گر بسیار بی اخلاق و بی شخصیت بود در طول مصاحبه مدام سوالات پراکنده میپرسید و از اینکه اکثر سوالات رو بخوبی پاسخ میدادم حرفای عجیب در میاورد در لحظه قضاوت و نقد نامربوط میکرد نمونه حرفایی که تو جلسه اول میزد و واقعا عجیب و تهوع آور بود شخصیتش - درسته داری جواب میدی ولی معلومه عمیق بلد نیستی - رزومه پر کردی اومدی اینجا ولی اندازه رزومه ای که پر کردی بلد نیستی به محض خروج از شرکت افتضاحشون تماس گرفتم با منابع انسانی و گفتم تمایل به ادامه روند ندارم اصلا نمیشه کار سالم با چنین آدمایی داشت
واقعا برخوردشون محترمانه و مثبت بود اچ آر خوب و متشخصی داره در مورد تیمشون هم شنیده بودم نسبت به میانگین مجموعه ها سطح فنی بالاتر و حرفه ای دارن دوست داشتم کار کنم باهاشون ولی رد شدم
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای ج قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک
در برخورد با مصاحبه، یکی از مزایای این تجربه این بود که فضای جلسه خیلی آرام و دوستانه بود و سوالها بیشتر حول تفکر و روش حل مسئله میگشت. در جلسه با مسئول منابع انسانی و مدیرعامل شرکت ملاقات کردم و برخلاف بعضی مکانها که روی جزئیات دقیق دست میگذارند، اینجا تمرکز اصلی روی روندها و طرز فکر استدلالی بود. هدفشان این بود که بفهمند من چگونه فکر میکنم و مسائل را چگونه پیریزی و حل میکنم. بهطور کلی جلسه هیچ گونه استرسی ایجاد نکرد و به شکل خودمانی برگزار شد. تنها نکتهای که توصیه میکنم این است که قبل از مصاحبه حتماً درباره مجموعه، نوع فعالیتها و وضعیت بازار تحقیق کنم.
به نظرم از همان اول باید میگفتم که همه چیز ظاهر شادهنور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر میرسید حرفهای نیست و انگیزهای هم در کار نمیدیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبتشان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح میکردند، مثل این که از روز اول باید وثیقهای ۲۵۰ میلیون میدادم. در حین مصاحبه سطح سوالها سطحی و بیتمرکز به نظر میرسید؛ گوشیشان زنگ میخورد و میگفتند ادامه بده و بعد با موبایلشان دوباره صحبت میکردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخها را بیحال و بیدقت ارائه دادم تا هرچه سریعتر از آن فضای خستهکننده خلاص شوم.
دوست داشتم سابقهام را از ابتدا تا پایان به شکلی صریح و روشن بیان کنم، اما روند تماس و پاسخگویی تیم استخدامی قطعاً نامطمئن بود. اولین تماس برای تعیین وقت مصاحبه گرفتند و در ادامه فرم طولانی هفت صفحهای فرستادند و تأکید کردند اگر پرش نکنم، به صورت خودکار از فرآیند کنار گذاشته میشوم. فرم را ارسال کردم، اما روز مصاحبه هیچکس تماس نگرفت و حتی یک پیام یا توضیحی داده نشد؛ نتیجهاش این بود که خیلی در انتظار ماندم و هیچ خبری به دستم نرسید.
مصاحبهی من برای کارفرای فرانتاند در شرکت گسترش مبلمان آسیا با یک بخش فنی آغاز شد؛ یکی از برنامهنویسان ارشد اون تیم با من گفتوگو کرد و رفتار خیلی محترمانه بود. از مهارتهام پرسید و اینکه هر کدوم رو چقدر کار کردم، چگونه یاد گرفتم و تجربهم چیه. بعد مفاهیم پایهی مهندسی اینترنت رو بررسی کرد و هر جا که لازم بود با صبری توضیح میداد که چی رو بلد نیستم. به تدریج سوالها تخصصیتر شد و سعی میکردن منطق رو بپرسم، اما در مورد سینتکس کمتر گیر دادن و تأکید داشتند که برای این موقعیت باید تسلط کافی روی جاوااسکریپت داشتم. سپس به سراغ بخش منابع انسانی رفتم و با تیمی واقعاً با گرمی مواجه شدم. فضای گفتوگو راحت بود و صحبتها درباره مدرسه و دانشگاه و این که چرا مسیر شغلیم با رشتهام ربطی ندارد ملموس شد. یکی از دوستانم آشناشون کرده بود و این موضوع باعث شد جو کمی صمیمیتر شود. از آیندهنگریم پرسیدن و اینکه پنج تا ده سال بعد خودم را کجا میبینم. سپس مسئلهای ریاضی-منطقی دادند و من روی تخته حلش کردم؛ راهنماییها هم در جریان حل ارائه میشد. در پایان با مهربانی خداحافظی کردند و گفتند نتیجه را از طریق همان دوستی که معرفی کرده بودم اعلام میکنند. نکتههایی که از تجربهام به ذهنم میرسد: برای حوزهای که درخواست میدهید، سطح مهارتهای پایه را خیلی جدی بگیرید و در جلسههای مصاحبه آرامشتان را حفظ کنید؛ ممکن است از شما بخواهند چیزی را روی تخته حل کنید و استرس میتواند باعث فراموشی یا کمبود زمان شود. آرامش را حفظ کنید و به راحتی با تفکراتتان رو به جلو بیایید، معمولاً مصاحبهکننده همراهم است و از نحوهی فکرکردنتان باخبر میشود. نتیجه اینکه موفق به پذیرش نشدم؛ دلیل اصلی را کمبود مهارتها و اینکه در آن مقطع بیماری سختی داشتم و بهشان گفتم، عنوان میکنند؛ شاید بیتأثیر نبود. با این حال گفتند اگر بهبود پیدا کنم و مهارتها را تقویت کنم، در صورت درخواست دوباره اپلیکیشنم بررسی میشود. مسئلهی وقتشناسی هم برای آنها اهمیت زیادی داشت؛ من زودتر به ساختمان رسیده بودم و جلوی در با نگهبان هماهنگ کرده بودم که در راهرو منتظر بمانم. مصاحبهکننده چند دقیقه تأخیر داشت و فکر کرد تأخیر از جانب من است؛ توضیح دادم که من زودتر آمده بودم و منتظر بودم. پس از هماهنگی با حراست، رفتار نگهبان را یکی از نکات منفی دانستند و مرا عذرخواهی کردند تا وارد اتاق مصاحبه شوم.
آگهیهای کاری رو هر چند روز یه بار توی شبکههای اجتماعی و سایتهای کاریابی تکرار میکنن، ولی وقتی به منابع انسانی ایمیل میزنی و رزومه میفرستی نه تنها هیچ جوابی بهت نمیده (حتی دریغ از یه پیام اتوماتیک «رزومهی شما دریافت شد»)، بلکه حتی جواب کامنتهای ملت تو شبکههای اجتماعی رو هم نمیدن در نهایت رزومهم رو تو سایت جابویژن هم براشون فرستادم و بعد از اینکه دو هفته هیییچ آپدیتی ازشون نگرفتم (حتی رزومه رو سین هم نزده بودن 🤡) دیگه درخواستم رو کنسل کردم
من رفتاری شبیه آشنا را توی مصاحبه تجربه کردم، و حضورم حدوداً یک ساعت طول کشید تا دعوت به جلسه شود. در همان نشست، بخش فنی از من سوال زیادی نکردند و وقتی درباره شرایط کاری پرسیدم، پاسخها خیلی ناامیدکننده بود: گفتند باید دو هفته بیایم و حقوق یا بیمهای پرداخت نمیشود، در حالی که سابقهای نزدیک به یازده سال دارم و نه دانشجو و نه بیسابقه. گفته شد اگر رفتار و عملکردم رضایتشان را جلب کند، ممکن است قرارداد بسته شود. همچنین گفتند مأموریتهای شهرستان را باید بهتنهایی انجام بدهم، اضافهکاری الزامی است و حق اعتراض هم وجود ندارد. به نظر میرسید هدفشان جذب نیروهای تخصصی است، اما بهطور عملی کار بهصورت رایگان میخواستند. چند روز بعد تماس گرفتند تا بیایم سر کار، ولی مدیرعامل بدون هماهنگی قبلی از حقوقی که مطرح شده بود، دویست هزار تومان کسر کرد و بیمه هم دو هفته بعد ثبت میشود.
شرکت پویا فن آوران را در یک تجربه مصاحبه بهزبان خودم میگویم که با صراحت و بیپرده بودن همراه بود. جلسهی مصاحبه خیلی سریع به نظر میرسید و انگار اولویتشان گرفتن سریع نفر جدید بود. بیشتر دربارهی سابقههای کاری گذشتهام بحث شد و از سوالات فنی خبری نبود. با مدیر پروژه صحبت کردم و در هیئت مدیرعامل شرکت خبری نبود؛ بهجای آن فردی که مسئول کل مجموعه بود، در مصاحبه کاملاً مضطرب بهنظر میرسید. از صحبتهای غیررسمی که در حین انتظار شنیدم فهمیدم کارمندان اغلب با مدت زمان کوتاهی کمتر از شش ماه از کار کنار گذاشته میشوند. تقریباً یک ساعت منتظرم گذاشتند و دفتر هم چندان پر نبود. همچنین شنیدم از نام برند معتبری برای جذب استفاده میکنند بدون ارتباط واقعی با فعالیتهایشان، و شنیدم حقوقها معمولاً با تاخیر پرداخت میشود. با پژوهش و مشاهدهای که در این مدت داشتم، بهنظر میرسد فرصت همکاری با این مجموعه مناسب نیست.
شرکت گروه اچ جی ایچ برای مصاحبه من تجربهای بسیار مثبت بود. در نخستین جلسه با تیم منابع انسانی صحبت کردم و بخش فنی برای مرحله بعد هماهنگ شد. مصاحبهکننده با دقت و شفافیت سوالها را مطرح میکرد و واقعاً به پاسخهایم توجه داشت. به نظرم این سازمان ویژگیهایی دارد که آیندهای روشن برایش میبینم و اگر در بخش فنی هم پذیرفته شوم، خوشحال میشوم که با آنها همکاری کنم.
سرعت پاسخدهی مصاحبه مثل همیشه نبود، اما از نظر من تجربه نسبتاً معمولی و بدون هیجان بود. برخورد همکاران و سوالات مطرحشده عادی و سادهست؛ فقط محدودیتهای ضمانتی آن مجموعه کمی سنگین است و خیلی سختگیرانه به نظر میرسد، اما حقوق نسبت به کار مشخص خوب است. تنها نکتهای که آزارم داد، اینکه مسیر تا دفتر خیلی از ایستگاه مترو فاصله دارد و رفتوآمد را دشوار میکند.
همین که وارد شرکت شدم فهمیدم مصاحبه فنی، مثل یه گفتوگوی عملی بود تا یه امتحان تئوری سنگین. یکی از همکاران سابقم که الان مدیر مستقیمم محسوب میشود، سوالات فنی پرسید اما خیلی عمیق نرفت؛ هدفشون این بود که ببینن مسئله رو چطور میبینم و چطور سرچ میکنم. چند دقیقه بعد، مصاحبه منابع انسانی هم بهطور همزمان انجام شد؛ واقعاً مصاحبهای با انرژی بالا و در عین حال علمی بود که بیشتر شبیه یک گفتوگوی دوستانه میماند تا یک آزمون رسمی. بعد از این مرحله، یک جلسه دیگر با دو نفر از مدیران ارشد داشتم که به دوره آزمایشی عنوان «جامعهپذیری» را میدادند؛ برخوردشان دوستانه و صمیمی بود و اگر من دختر بودم، احتمالاً یکیشان توجهام را جلب میکرد. دوره آزمایشی به مدت هفت روز است و حقوقش محاسبه نمیشود؛ اما ساعات کار دست من است. خیلی با راحتي با واژه «جامعهپذیری» کنار نیامدم و احساس میکردم شرکت برای این دوره برنامه مشخص و ساختاریافتهای ندارد؛ به نظرم اگر به صورت یک تور آشنایی برای طرفین برگزار بشه، نتیجهبخشتر و جذابتر میشود. نکته جالب این بود که از من سه آزمون رفتارشناسی و شخصیتسنجی استاندارد گرفتند. نگران نباشید، مصاحبهکنندهها حرفهای و آرام بودند و از ژستهای اغراقآمیز خبری نبود. یکی دیگر از نکات خوب این بود که به اعتقادات شخصی احترام میگذاشتند؛ در فرم اولیه هیچ سوالی درباره دین و مذهب نبود و در مورد پوشش هم سختگیری خاصی نداشتند؛ فقط پوشش عرف جامعه کافی بود.
در این شرکت باید از اولین روز به یک سری قواعد عجیب پایبند باشی و با همکاران خود فقط به صورت حرفهای رفتار کنی. از همان ابتدا توضیح میدادم که ارتباطات صمیمی با همکاران ممنوع است و نباید از سطح دوستی فراتر رفت، چون ممکن است در آینده با ارتقاء یا کارهای گروهی مشکلاتی به وجود آید. همچنین تأکید میکردند که روابط دوستانه خارج از کار میتواند پشت سر همکاران ایجاد حرف و حدیث کند و به ترفیع یا عملکرد تیم ضربه بزند. نکته دیگر این بود که برای بعضیها ناهار به عنوان یک زمان مشخص وجود ندارد و بعضاً تا بعد از ساعت پنج، ناهار را کنار گذاشته و به انجام تسکها و اولویتهای کاری میپردازند.
مصاحبه را با آرامش و با نگاهی مثبت پشت سر گذاشتم و ظاهراً برخورد تیم مقابل هم دوستانه و منطقی بود. در دو مرحله پیش رفتم؛ نخست با مسئول منابع انسانی که جوان و منصف بود و رفتار محترمانهای داشت. پس از آن در مرحله دوم با مدیران منابع انسانی و کل تیم منابع کنتراست کم بود و جمعاً چهار نفر حضور داشتند. قبل از آن جلسه، یک تست اکسل هم گرفتم. در جلسه دوم بیشتر به این دنبال میکردند که آیا میتوانم اضافهکاری و کار در روزهای پنجشنبه را تحمل کنم و آیا به کار تیمی علاقه دارم یا نه. حس کلی برخوردم با مصاحبه مثبت بود و احساس استرس زیادی تجربه نکردم.
سطح مصاحبه کننده ها از هر فردی که هوشیاری داشته باشه کمتره و قطعا به راحتی نیرو جذب میشه...ولی تا اونجا که من شنیدم اگر بیشتر از سه ماه بمونید شروع می کنن به بی احترامی که برید...نیروهای قدیمی ممتازشون رو نگاه کردم هر روز در جمع تحقیرشون می کنن و بهشون توهین می کنن...نیروهای قدیمی تر حق دستشویی رفتن یا آب خوردن بین تماس رو هم ندارن چون تهدید به اخراج میشن و تا چند روز به یک نفر گیر می کنند و به خاطر موارد بچگانه در گروه های جمعی تحقیر میشه... این رفتارو دیدم با اینکه ماه دوممه فکر نکنم بمونم...تیم لیدها از نظر فکری ضعیف
بعد از تماس اولیه این شرکت، من زنگ زدم که در مورد وضعیت سربازی شفافسازی کنم، اما در حین صحبتهای من تلفن رو قطع کردن. یعنی وقتی به این نتیجه رسیدن که با موقعیتشون سازگار نیستم یک ثانیه برای این که بگن سازگار نیستی وقت نذاشتن.
من برای مصاحبهٔ بکاند دعوت شدم و دیدم برخی از دوستان قبلاً تجربهای شبیه را داشتند؛ میگفتند شرکت برای نمایش ظاهر خود دعوت میکند تا فقط جنبهٔ رسمی و مثبت شرکت نمایش داده شود. خود مصاحبه هم بیشتر شبیه یک نمایش خوشطبع و فرمال بود و پر از کلمات دلنشین، اما چیزی که واقعاً مرا آشفته کرد این بود که همان حرفهایی که من آخرای گفتنم بود، همان روز بهعنوان کامنتی از طرف من منتشر شده بود. نمیفهمم چرا چنین کاری میکنند. به نظر من هدف اصلیشان ساختن ویترینی زیبا از شرکت در سایتهاست، اما در نهایت واقعیتها فاش میشود.
شرکت پویندگان پزشکی پردیس برای من تجربهای دوگانه داشت. اوایل سال گذشته برای کارشناس SME وارد روند مصاحبه شدم و برخورد اعضای منابع انسانی خیلی محترمانه و گرم بود؛ شفافیت کامل وجود داشت و آرامش بهطور کامل به من منتقل شد. در ادامه برای مرحله فنی با دو نفر مصاحبه کردم و به دلیل حقوق پایین در آن نقش، تصمیمی نگرفتم. امسال دوباره برای همان پست ارتباط گرفتند و دوباره رفتم تا گفتوگوهای فنی را پشت سر بگذارم. در اینبار با بانویی مسن از منابع انسانی روبهرو شدم که بهشدت بیادب و بیمنش بود و کلمهها با سختی رد و بدل میشد. همچنان فهمیدم که فضای کار بهنظر شلخته است و رفتارها نظم مشخصی ندارد؛ گویی هر لحظه ممکن است از حضور من منصرف شوند. در نهایت تجربهام از این شرکت خیلی تناقضی بود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
در حال حاضر به من پیشنهاد میشد که درباره آینده و اهدافم صحبت کنم و این موضوع بیشترین تمرکز را در مصاحبه داشت. با پرسشهایی مواجه شدم که میگفتند با چه ابزارهایی آشنایی دارم و چطور از آنها در کارم استفاده میکنم، و اینکه تا چه حد با الگوها و پترنهای رایج در رشته برنامهنویسی آشنایی دارم. درباره خود شرکت توضیحاتی دادند که زیرمجموعهای از یک مجموعه بزرگتر هستند و پروژههای مختلفی دارند. یکی از پروژهها قرار است مسیریابی دقیقی را شبیه به اپهای مسیریابی مشهور پیادهسازی کند و من هم باید بخشی از مسیریابی را بسازم. گفتند میتوانم قسمت مربوط به مسیریابی را بسازم؟ پاسخ دادم قبلاً چنین کاری را انجام ندادهام و نیاز است زمان و پژوهش بیشتری انجام بدهم چون کار نسبتا پیچیدهای است. ظاهراً توضیحاتشان قانعکننده بود. مصاحبهکننده فردی بود که برخوردی آرام و منطقی داشت و بیشتر به تعهد کاری و اخلاق حرفهای اهمیت میداد.
یکی از معدود جاهایی که واقعا مصاحبه گر بسیار بی اخلاق و بی شخصیت بود در طول مصاحبه مدام سوالات پراکنده میپرسید و از اینکه اکثر سوالات رو بخوبی پاسخ میدادم حرفای عجیب در میاورد در لحظه قضاوت و نقد نامربوط میکرد نمونه حرفایی که تو جلسه اول میزد و واقعا عجیب و تهوع آور بود شخصیتش - درسته داری جواب میدی ولی معلومه عمیق بلد نیستی - رزومه پر کردی اومدی اینجا ولی اندازه رزومه ای که پر کردی بلد نیستی به محض خروج از شرکت افتضاحشون تماس گرفتم با منابع انسانی و گفتم تمایل به ادامه روند ندارم اصلا نمیشه کار سالم با چنین آدمایی داشت
واقعا برخوردشون محترمانه و مثبت بود اچ آر خوب و متشخصی داره در مورد تیمشون هم شنیده بودم نسبت به میانگین مجموعه ها سطح فنی بالاتر و حرفه ای دارن دوست داشتم کار کنم باهاشون ولی رد شدم
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای ج قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک
در برخورد با مصاحبه، یکی از مزایای این تجربه این بود که فضای جلسه خیلی آرام و دوستانه بود و سوالها بیشتر حول تفکر و روش حل مسئله میگشت. در جلسه با مسئول منابع انسانی و مدیرعامل شرکت ملاقات کردم و برخلاف بعضی مکانها که روی جزئیات دقیق دست میگذارند، اینجا تمرکز اصلی روی روندها و طرز فکر استدلالی بود. هدفشان این بود که بفهمند من چگونه فکر میکنم و مسائل را چگونه پیریزی و حل میکنم. بهطور کلی جلسه هیچ گونه استرسی ایجاد نکرد و به شکل خودمانی برگزار شد. تنها نکتهای که توصیه میکنم این است که قبل از مصاحبه حتماً درباره مجموعه، نوع فعالیتها و وضعیت بازار تحقیق کنم.
به نظرم از همان اول باید میگفتم که همه چیز ظاهر شادهنور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر میرسید حرفهای نیست و انگیزهای هم در کار نمیدیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبتشان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح میکردند، مثل این که از روز اول باید وثیقهای ۲۵۰ میلیون میدادم. در حین مصاحبه سطح سوالها سطحی و بیتمرکز به نظر میرسید؛ گوشیشان زنگ میخورد و میگفتند ادامه بده و بعد با موبایلشان دوباره صحبت میکردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخها را بیحال و بیدقت ارائه دادم تا هرچه سریعتر از آن فضای خستهکننده خلاص شوم.
دوست داشتم سابقهام را از ابتدا تا پایان به شکلی صریح و روشن بیان کنم، اما روند تماس و پاسخگویی تیم استخدامی قطعاً نامطمئن بود. اولین تماس برای تعیین وقت مصاحبه گرفتند و در ادامه فرم طولانی هفت صفحهای فرستادند و تأکید کردند اگر پرش نکنم، به صورت خودکار از فرآیند کنار گذاشته میشوم. فرم را ارسال کردم، اما روز مصاحبه هیچکس تماس نگرفت و حتی یک پیام یا توضیحی داده نشد؛ نتیجهاش این بود که خیلی در انتظار ماندم و هیچ خبری به دستم نرسید.
مصاحبهی من برای کارفرای فرانتاند در شرکت گسترش مبلمان آسیا با یک بخش فنی آغاز شد؛ یکی از برنامهنویسان ارشد اون تیم با من گفتوگو کرد و رفتار خیلی محترمانه بود. از مهارتهام پرسید و اینکه هر کدوم رو چقدر کار کردم، چگونه یاد گرفتم و تجربهم چیه. بعد مفاهیم پایهی مهندسی اینترنت رو بررسی کرد و هر جا که لازم بود با صبری توضیح میداد که چی رو بلد نیستم. به تدریج سوالها تخصصیتر شد و سعی میکردن منطق رو بپرسم، اما در مورد سینتکس کمتر گیر دادن و تأکید داشتند که برای این موقعیت باید تسلط کافی روی جاوااسکریپت داشتم. سپس به سراغ بخش منابع انسانی رفتم و با تیمی واقعاً با گرمی مواجه شدم. فضای گفتوگو راحت بود و صحبتها درباره مدرسه و دانشگاه و این که چرا مسیر شغلیم با رشتهام ربطی ندارد ملموس شد. یکی از دوستانم آشناشون کرده بود و این موضوع باعث شد جو کمی صمیمیتر شود. از آیندهنگریم پرسیدن و اینکه پنج تا ده سال بعد خودم را کجا میبینم. سپس مسئلهای ریاضی-منطقی دادند و من روی تخته حلش کردم؛ راهنماییها هم در جریان حل ارائه میشد. در پایان با مهربانی خداحافظی کردند و گفتند نتیجه را از طریق همان دوستی که معرفی کرده بودم اعلام میکنند. نکتههایی که از تجربهام به ذهنم میرسد: برای حوزهای که درخواست میدهید، سطح مهارتهای پایه را خیلی جدی بگیرید و در جلسههای مصاحبه آرامشتان را حفظ کنید؛ ممکن است از شما بخواهند چیزی را روی تخته حل کنید و استرس میتواند باعث فراموشی یا کمبود زمان شود. آرامش را حفظ کنید و به راحتی با تفکراتتان رو به جلو بیایید، معمولاً مصاحبهکننده همراهم است و از نحوهی فکرکردنتان باخبر میشود. نتیجه اینکه موفق به پذیرش نشدم؛ دلیل اصلی را کمبود مهارتها و اینکه در آن مقطع بیماری سختی داشتم و بهشان گفتم، عنوان میکنند؛ شاید بیتأثیر نبود. با این حال گفتند اگر بهبود پیدا کنم و مهارتها را تقویت کنم، در صورت درخواست دوباره اپلیکیشنم بررسی میشود. مسئلهی وقتشناسی هم برای آنها اهمیت زیادی داشت؛ من زودتر به ساختمان رسیده بودم و جلوی در با نگهبان هماهنگ کرده بودم که در راهرو منتظر بمانم. مصاحبهکننده چند دقیقه تأخیر داشت و فکر کرد تأخیر از جانب من است؛ توضیح دادم که من زودتر آمده بودم و منتظر بودم. پس از هماهنگی با حراست، رفتار نگهبان را یکی از نکات منفی دانستند و مرا عذرخواهی کردند تا وارد اتاق مصاحبه شوم.
آگهیهای کاری رو هر چند روز یه بار توی شبکههای اجتماعی و سایتهای کاریابی تکرار میکنن، ولی وقتی به منابع انسانی ایمیل میزنی و رزومه میفرستی نه تنها هیچ جوابی بهت نمیده (حتی دریغ از یه پیام اتوماتیک «رزومهی شما دریافت شد»)، بلکه حتی جواب کامنتهای ملت تو شبکههای اجتماعی رو هم نمیدن در نهایت رزومهم رو تو سایت جابویژن هم براشون فرستادم و بعد از اینکه دو هفته هیییچ آپدیتی ازشون نگرفتم (حتی رزومه رو سین هم نزده بودن 🤡) دیگه درخواستم رو کنسل کردم
من رفتاری شبیه آشنا را توی مصاحبه تجربه کردم، و حضورم حدوداً یک ساعت طول کشید تا دعوت به جلسه شود. در همان نشست، بخش فنی از من سوال زیادی نکردند و وقتی درباره شرایط کاری پرسیدم، پاسخها خیلی ناامیدکننده بود: گفتند باید دو هفته بیایم و حقوق یا بیمهای پرداخت نمیشود، در حالی که سابقهای نزدیک به یازده سال دارم و نه دانشجو و نه بیسابقه. گفته شد اگر رفتار و عملکردم رضایتشان را جلب کند، ممکن است قرارداد بسته شود. همچنین گفتند مأموریتهای شهرستان را باید بهتنهایی انجام بدهم، اضافهکاری الزامی است و حق اعتراض هم وجود ندارد. به نظر میرسید هدفشان جذب نیروهای تخصصی است، اما بهطور عملی کار بهصورت رایگان میخواستند. چند روز بعد تماس گرفتند تا بیایم سر کار، ولی مدیرعامل بدون هماهنگی قبلی از حقوقی که مطرح شده بود، دویست هزار تومان کسر کرد و بیمه هم دو هفته بعد ثبت میشود.
شرکت پویا فن آوران را در یک تجربه مصاحبه بهزبان خودم میگویم که با صراحت و بیپرده بودن همراه بود. جلسهی مصاحبه خیلی سریع به نظر میرسید و انگار اولویتشان گرفتن سریع نفر جدید بود. بیشتر دربارهی سابقههای کاری گذشتهام بحث شد و از سوالات فنی خبری نبود. با مدیر پروژه صحبت کردم و در هیئت مدیرعامل شرکت خبری نبود؛ بهجای آن فردی که مسئول کل مجموعه بود، در مصاحبه کاملاً مضطرب بهنظر میرسید. از صحبتهای غیررسمی که در حین انتظار شنیدم فهمیدم کارمندان اغلب با مدت زمان کوتاهی کمتر از شش ماه از کار کنار گذاشته میشوند. تقریباً یک ساعت منتظرم گذاشتند و دفتر هم چندان پر نبود. همچنین شنیدم از نام برند معتبری برای جذب استفاده میکنند بدون ارتباط واقعی با فعالیتهایشان، و شنیدم حقوقها معمولاً با تاخیر پرداخت میشود. با پژوهش و مشاهدهای که در این مدت داشتم، بهنظر میرسد فرصت همکاری با این مجموعه مناسب نیست.
شرکت گروه اچ جی ایچ برای مصاحبه من تجربهای بسیار مثبت بود. در نخستین جلسه با تیم منابع انسانی صحبت کردم و بخش فنی برای مرحله بعد هماهنگ شد. مصاحبهکننده با دقت و شفافیت سوالها را مطرح میکرد و واقعاً به پاسخهایم توجه داشت. به نظرم این سازمان ویژگیهایی دارد که آیندهای روشن برایش میبینم و اگر در بخش فنی هم پذیرفته شوم، خوشحال میشوم که با آنها همکاری کنم.
سرعت پاسخدهی مصاحبه مثل همیشه نبود، اما از نظر من تجربه نسبتاً معمولی و بدون هیجان بود. برخورد همکاران و سوالات مطرحشده عادی و سادهست؛ فقط محدودیتهای ضمانتی آن مجموعه کمی سنگین است و خیلی سختگیرانه به نظر میرسد، اما حقوق نسبت به کار مشخص خوب است. تنها نکتهای که آزارم داد، اینکه مسیر تا دفتر خیلی از ایستگاه مترو فاصله دارد و رفتوآمد را دشوار میکند.
همین که وارد شرکت شدم فهمیدم مصاحبه فنی، مثل یه گفتوگوی عملی بود تا یه امتحان تئوری سنگین. یکی از همکاران سابقم که الان مدیر مستقیمم محسوب میشود، سوالات فنی پرسید اما خیلی عمیق نرفت؛ هدفشون این بود که ببینن مسئله رو چطور میبینم و چطور سرچ میکنم. چند دقیقه بعد، مصاحبه منابع انسانی هم بهطور همزمان انجام شد؛ واقعاً مصاحبهای با انرژی بالا و در عین حال علمی بود که بیشتر شبیه یک گفتوگوی دوستانه میماند تا یک آزمون رسمی. بعد از این مرحله، یک جلسه دیگر با دو نفر از مدیران ارشد داشتم که به دوره آزمایشی عنوان «جامعهپذیری» را میدادند؛ برخوردشان دوستانه و صمیمی بود و اگر من دختر بودم، احتمالاً یکیشان توجهام را جلب میکرد. دوره آزمایشی به مدت هفت روز است و حقوقش محاسبه نمیشود؛ اما ساعات کار دست من است. خیلی با راحتي با واژه «جامعهپذیری» کنار نیامدم و احساس میکردم شرکت برای این دوره برنامه مشخص و ساختاریافتهای ندارد؛ به نظرم اگر به صورت یک تور آشنایی برای طرفین برگزار بشه، نتیجهبخشتر و جذابتر میشود. نکته جالب این بود که از من سه آزمون رفتارشناسی و شخصیتسنجی استاندارد گرفتند. نگران نباشید، مصاحبهکنندهها حرفهای و آرام بودند و از ژستهای اغراقآمیز خبری نبود. یکی دیگر از نکات خوب این بود که به اعتقادات شخصی احترام میگذاشتند؛ در فرم اولیه هیچ سوالی درباره دین و مذهب نبود و در مورد پوشش هم سختگیری خاصی نداشتند؛ فقط پوشش عرف جامعه کافی بود.
در این شرکت باید از اولین روز به یک سری قواعد عجیب پایبند باشی و با همکاران خود فقط به صورت حرفهای رفتار کنی. از همان ابتدا توضیح میدادم که ارتباطات صمیمی با همکاران ممنوع است و نباید از سطح دوستی فراتر رفت، چون ممکن است در آینده با ارتقاء یا کارهای گروهی مشکلاتی به وجود آید. همچنین تأکید میکردند که روابط دوستانه خارج از کار میتواند پشت سر همکاران ایجاد حرف و حدیث کند و به ترفیع یا عملکرد تیم ضربه بزند. نکته دیگر این بود که برای بعضیها ناهار به عنوان یک زمان مشخص وجود ندارد و بعضاً تا بعد از ساعت پنج، ناهار را کنار گذاشته و به انجام تسکها و اولویتهای کاری میپردازند.
مصاحبه را با آرامش و با نگاهی مثبت پشت سر گذاشتم و ظاهراً برخورد تیم مقابل هم دوستانه و منطقی بود. در دو مرحله پیش رفتم؛ نخست با مسئول منابع انسانی که جوان و منصف بود و رفتار محترمانهای داشت. پس از آن در مرحله دوم با مدیران منابع انسانی و کل تیم منابع کنتراست کم بود و جمعاً چهار نفر حضور داشتند. قبل از آن جلسه، یک تست اکسل هم گرفتم. در جلسه دوم بیشتر به این دنبال میکردند که آیا میتوانم اضافهکاری و کار در روزهای پنجشنبه را تحمل کنم و آیا به کار تیمی علاقه دارم یا نه. حس کلی برخوردم با مصاحبه مثبت بود و احساس استرس زیادی تجربه نکردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.