برای من تجربه کار در این مجموعه واقعا ناراحتکننده بود. بزرگترین مشکل، رفتارها و شیوهی مدیریت بود؛ هیچ چیز اینجا حرفهای به نظر نمیرسید و به جای حل مشکلات، فشار و استرس به کارمندها منتقل میشد. بعد از مدتی احساس میکردم بیشتر در حال کنترل شرایط هستم تا اینکه کار اصلی را انجام بدهم. بار کاری بالاست و فقط به خاطر حجم زیاد نیست؛ رفتارهای نامناسب مدیر انرژی را از بین میبرد و عملاً تا پایان روز انگیزه برای کار باقی نمیماند. از نظر پرداختی هم وضعیت رضایتبخشی نبود: پرداختها غالباً با تاخیر انجام میشد و وجود دو بخش در حقوق باعث میشد تصویر روشنی از وضعیت مالیام نداشته باشم. عیدی هم ناقص میدادند و سنوات را هم درست پرداخت نمیکردند. از همه بدتر اینکه در ابتدای کار سفته سفید میگیرند و هر اشتباهی که slightest اتفاق بیفتد با تهدید همان سفته را به کارمند میسپارند؛ این منجر به استرس مداوم میشود. در کل، همانطور که دوست دیگری هم گفته بود، بهتر است به اینجا فکر نکنید. موفق باشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت شهر اکتان آرش را ترک کرده بودم و بعد از تعطیلات نوروز اوضاع مجموعه دچار آشفتگی شد. خروجهای گستردهای انجام شد و بقیهی اعضا هم حال و روز مساعدی نداشتند؛ برخی از همکاران حتی در آخر اسفند و اوایل فروردین شنیدند که در اردیبهشت آخرین روزشان است و باید به دنبال کار بگردند، در وضعیتی که بازار کار کمرمق بود و خانوادهها روی درآمدها حساب میکردند. حقوق کاهش پیدا کرده بود و اضافهکاریهای وعده دادهشده یا پرداخت نمیشد یا دیگر خبری از آنها نبود؛ سرویسهای روزمره مانند صبحانه و ناهار هم کیفیت پایینتری داشتند. برخی مسائل اخلاقی هم مطرح شد و شایعاتی مبنی بر روابط بین کارمندان و نمایش احساسات در جمع به وجود آمد که از منظر حرفهای مناسب نبود. درباره لیدرها هم مطرح شد که رفتارشان در جلسات یا حین کار غیرقابلقبولی بود: دستوراتشان را تحمیل میکردند، اضافهکاری را نگه میداشتند و خطاهای خود را به گردن دیگران میانداختند. اگر مدیران ارشد این گزارش را میخوانند، امیدوارم بیشتر به رفتار لیدها رسیدگی کنند.
در این شرکت به شدت احساس ناامیدی داشتم؛ همه چیز از همان روزهای اول به هم ریخته بود و من بهشدت حس میکردم که پشت این فضا، بینظمی و بیتفاوتی موج میزند. محیط کار پر از رفتارهای غیرحرفهای و نمایشهای بیمعنا بود، جدیت و حرفهایگری به چشم نمیآمد و انگار همهجا نوعی شوخی و لودگی رایج بود. بهعلاوه، با آمدن تیم جدید مدیر و سرپرست، وضعیت شرکت بیصاحب و بیسامانتر از قبل شد و من احساس کردم جایی که باید رشد میکردم، به یک فضای ناامیدکننده تبدیل شده است.
در این مجموعه تجربهی کار آرام و خوشایندی داشتم. تنها سه ماه در آنجا بودم، اما وقتی اعلام کردم برای ادامهٔ تحصیل در مقطع ارشد قبول شدهام و چهارشنبهها نمیتوانم حاضر شوم، با درک و حمایت کامل روبهرو شدم و هیچ اجباری از سمتشان نداشتند. گرفتن مرخصی هم به هیچوجه من را اذیت نکرد؛ همهچیز ساده و بیدردسر بود.
مصاحبه را با آرامش و با نگاهی مثبت پشت سر گذاشتم و ظاهراً برخورد تیم مقابل هم دوستانه و منطقی بود. در دو مرحله پیش رفتم؛ نخست با مسئول منابع انسانی که جوان و منصف بود و رفتار محترمانهای داشت. پس از آن در مرحله دوم با مدیران منابع انسانی و کل تیم منابع کنتراست کم بود و جمعاً چهار نفر حضور داشتند. قبل از آن جلسه، یک تست اکسل هم گرفتم. در جلسه دوم بیشتر به این دنبال میکردند که آیا میتوانم اضافهکاری و کار در روزهای پنجشنبه را تحمل کنم و آیا به کار تیمی علاقه دارم یا نه. حس کلی برخوردم با مصاحبه مثبت بود و احساس استرس زیادی تجربه نکردم.
اینجا رو به عنوان فضایی تجربهمحور از کار در شرکتی میبینم که با وجود تمام مشکلات، همچنان فعالیت میکند و من به عنوان یک کارمند نرمافزاری تصمیم دارم از منظر خودم این وضع را بازگو کنم. در این شرکت، مواردی که در سایر جاها معمولاً نکته منفی محسوب میشود، به صورت عادی و روزمره دیده میشود و به نظر میرسد به یکی از واقعیتهای جاری تبدیل شده باشد. گویی معیارهای اخلاقی و سطح فنی در اینجا دوباره در حال بازتعریف هستند و هرگونه مسئلهای به چشم مشکل بزرگی دیده میشود. حتی تغییر مدیرعامل هم نتوانسته تغییری در فضای کاری ایجاد کند، زیرا ریشه مشکلات عمیقتر به نظر میرسد. به طور خلاصه، شرایط در اینجا به شکلی است که میتوان گفت محیطی برای پرورش برخی ضعفهاست.
برای مدتی به عنوان برنامهنویس در شرکتی نرمافزاری کار میکردم. فضای کار واقعا باروحیه و همیارانه بود؛ همکاران و مدیران همگی اهل تجربه و دانش بودن و همیشه راهنمایی میکردن و تجربههاشون رو به اشتراک میگذاشتن. در ابتدا شرکت مشتریان چندانی نداشت، اما با افزودن قابلیتهای جدید و ارتقای محصول، رشد قابل توجهی پیدا کرد و با کارفرماهای بزرگ در صنایع مختلف همکاری شروع کرد. همچنین گواهیها و تأییدیههای نرمافزاری به دست آورد. اوضاع مالی به طور کلی مناسب بود و حقوق و مزایا به موقع پرداخت میشد، هرچند گاهی به دلیل شرایط اقتصادی کمی تأخیر داشت. من تجربهٔ خوبی از این شرکت داشتم و برای موفقیتهای آیندهشان آرزوی موفقيت دارم.
بهعنوان برنامهنویس در موسسه کمک به توسعه فرهنگ و هنر کار میکردم، از طریق جابینجا باهاشون آشنا شدم. توضیحاتی که خودشون دربارهی شرکت نوشته بودن خیلی اغراقآمیز بود، از جمله ادعاهایی مثل پاداشگیری یا اینکه میتونی دستمزدت رو خودت تعیین کنی؛ اینها واقعیت نداشت. مدیریت شرکت ضعفهای زیادی داشت، اما پرداخت حقوق بهراحتی انجام میشد. مسئلهی اصلی این بود که قراردادها با کار واقعی که از من میخواستن انجام بدم تفاوتهای زیادی داشت و برای اتمام و تحویل پروژه از روشهای گوناگونی استفاده میکردن که از نظر اخلاقی برای من پذیرفتنی نبود؛ بههمین دلیل همکاری را قطع کردم.
من نزدیک به دو سال تو این مجموعه بودم، خانم مدیر که مدیر عامل هست در انواع مسائل خصوصی کارمندها سرک میکشه و حرفهای خارج از چارچوب تو این فضا زده میشه، اگر نیروی فروش هستید در جریان باشید که کمیسیونتون یا با تاخیر یک سال یا اصلا پرداخت نمیشه، چه من چه کسایی که حتی ۱۰ سال سابقه کار داشتن و تعدادمون کم هم نبود هرگز کمیسیون فروشمون رو نگرفتیم و زمانی هم که درخواست کردیم که مگه شما قول ندادین به بهانه های مختلف پیچوندن و گفتن تو قراردادتون ذکر نشده چیکار میخواید بکنید؟! مدیریت حتی انگلیسیش در حد بچه ده ساله نیست، به شما اجازه شرکت تو جلسات و رشد نمیده و عملا کوتوله پروری رایجه تو این فضا. پولتون رو راحت میخورن یه آبم روش. تنها کار مدیر اینه که دوربین رو چک کنه و عملا کار دیگه ای نمیکنه، خانم مدیرعامل بین بچه ها رقابت منفی ایجاد میکنه و بچه هارو به جون هم میتدازه. امور شخصیش از تعمیر وسایل خونش تا امورات بچه هاسو به کارمندا میسپره تا صبح مورد هست بخوام براتون بگم
مدیریت شرکت بسیار بینظم هست. مهمترین مشکل، عدم توازن سفارشات و تولید هست. در عرض یکسال که من اونجا بودم، یکبار نشد که سفارش مشتریان، به موقع اعلام شود. خرابی های مستمر تجهیزات و عدم تزریق مالی برای تعمیرات پیشگیرانه، همواره باعث توقف های زیاد خط تولید میباشد. نگاه مدیریت به نیروهای انسانی، فقط به عنوان دستمال کاغذی میباشد و پس از اینکه کار راه افتاد، دیگر ارزشی برای نیروی انسانی قائل نیستند. مدیریت ارشد ضعیف، باعث تشدید مشکلات مالی شده و پرداختی نامنظم شده است. با توجه به شرایط سازمان، تمامی کارگران خط تولید، بالای ۵۰ سال هستند و چندین نفر بازنشسته هستند. و این تنها به علت شرایط برخورد با نیروی انسانی میباشد
یک روز شهر فرهنگ و هنر خاقانی اصفهان کار کردم و آنقدر رفتار مدیریت نامحترمانه و بچگانه بود که فقط فرار کردم.
جزو کوبل دارو هستند خب معتبر بنظر میومد یک مصاحبه انلاین با مدیر جذب داشتم تجربم مرتبط بود با صنعتشون و ۹۰ درصد سوالاتشون رو جواب دادم و شانس قبولی داشتم اما انتظار ۱۰۰ درصد داشتن که همچین چیزی فکر نمیکنم پیدا بشه بعد از مدتی خبری ندادن خودم پیگیری کردم گویا خود اون مدیر هم مردد بود رد کنه یا اکسپت یه مصاحبه انلاین دوم گذاشتن با یک خانم برای یک فیلد متفاوت تو حوره کاریم و در نهایت باز هم مدتی خبر ندادن و پیگیری کردم رد شدم مطمعنم توانایی هام بدرستی درک نشد چراکه تو صنعت خودشون سال ها تجربه داشتم و قطعا چالش ها رو میدونستم و میتونستم عملکرد خوبی داشته باشم شاید نتونستم بصورت مناسب پرزنت کنم و دلیل بر این نبود که ضعف دارم انتظار داشتم قضاوت سریع نمی کردند
مصاحبه بسیار سختی بود برام و توانمندی های لازم رو نداشتم اما نتیجه مصاحبه اطلاع داده شد.
با موتوسل سپاهان شهر مصاحبه بسیار حرفه ای و دوستانه ای داشتم و در دو جلسه مصاحبه ای که داشتیم بسیار از مدیر واحد مربوطه چیزهای جدید یاد گرفتم و مسیر شغلیم برام روشنتر شد.
به دلایلی نتونستم با این مجموعه همکاری داشته باشم اما مصاحبه خیلی خیلی حرفهای و دوستانه ای داشتیم و بسیار بازخورد های سازنده ای بهم دادن ازشون ممنونم
مصاحبه اولیه بسیار ضعیف انجام میشه و پیشنهاد کاری به شما داده میشه، نه حقوقی معلوم میشه نه شرح وظایفت معلومه. اول اینکه بسیار روابط براساس آشنابازیه و سواد هیچی ملاکی برای استخدام نیست. بسیار عدم شفافیت در کار وجود داره و امنیت شغلی نداره و زود به زود افراد کار را ترک میکنن. اصلا توصیه نمیشه حتی یک ساعت وقت بگذارید واسه مصاحبه و اینکه فاصله اش از تهران بسیار زیاده و امکانات ضعیف. مدیریت ضعیف در کار مشهوده و راستگو و قابل اطمینان نیستند متاسفانه. توی این بازار کار که خیلی از شرکت ها تلاش برای بهبود خودشون انجام میدن؛ این شرکت و روسای آن از این وادی به دورند.
دوست عزیزی که میخوای وارد رمیس بشی حواست باشه فقط ظاهر پر زرق و برق رمیس توی لینکدین و اینستاگرام رو نبینی. از تجربه من امنیت شغلی بسیار پایین است و حتی سابقه طولانی در شرکت هم تضمینی برای ماندن نیست. میلیارد میلیارد هزینه ایونت ها، دورهمی ها، ساخت کافه و... میکنن ولی کارمندای با حقوق حدود ۳۰ میلیون تومن تعدیل میشن در حالیکه افراد با حقوق های بسیار بالاتر حفظ میشن. و وقتی علت رو پرسیدیم، گفتن سیاست های شرکت به این صورته
من یکسال پیش رفتم اسنپ کارفیکس سپاهان شهر مصاحبه هیچ پاسخی ندادند و در طول مصاحبه سوالات بسیار خصوصی پرسیدند و اصلا به حریم شخصی اعتقاد نداشتند. حقوق زیر اداره کار پیشنهاد دادند و گفتند ما سیستم نداریم و همیشه باید لپتاپ بیاری سرکار
دو سال و نیم در اینجا کار کردم و در ابتدای کار فکر میکردم اوضاع نسبتاً پایدار است، اما به مرور متوجه شدم هم حقوق به شکل منظم پرداخت نمیشود و هم مدیریت جدید واقعاً ضعيف و بیکفایت است. نتیجه این وضعیت این شد که نیروهای باتجربه یکی یکی رفتند و افرادی که توانمند نبودند، فرصت بیشتری پیدا کردند. مدیران نیز برای پوشش ضعفهایشان به استخدام افراد کمتوانتر روی میآورند و نیروهای قدیمی را هم با شیوههای نامناسبی تحریم یا کماعتماد میکنند. چند نکته از تجربهام که به آن رسیدم: برخی از همکاران فقط به خاطر نام شرکت جذب شدند و از مدیریت ضعیف اطلاع زیادی ندارند. همچنین اگر تصمیم به ترک شرکت بگیری، معمولاً امکان بازگشت وجود ندارد. به طور کلی مزیت خاصی برای کار در اینجا حس نکردم، اما عیبهای فراوانی هم وجود دارد که در این متن به آنها اشاره میکنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.