برای من خیلی جالب بود که روند مصاحبه برای یک موقعیت کارشناس برنامهنویسی در آسیاتک چطور پیش رفت. حدود یکی دو هفته پس از ارسال رزومه، فردی از منابع انسانی با من تماس گرفت و چند سوال اولیه درباره اطلاعات و سوابق رزومهام مطرح کرد تا یک مصاحبه تخصصی با واحد برایم تنظیم کنند. در همان مصاحبه تخصصی اول، یکی از برنامهنویسان با من صحبت کرد و سوالها را با فرم دلخواه خودش مطرح کرد؛ معمولا درباره سابقه کار و پروژههای اجراشدهام پرسیدند و تقریبا یک ساعت طول کشید. بعد گفتند طی یک هفته نتیجه را جمعبندی میکنند و در صورت تایید اولیه، باید مصاحبهای با مدیر توسعه نرمافزار و سپس معاون فنی انجام بدهم و در نهایت یک مصاحبه نهایی با منابع انسانی است. حدودا یک هفته بعد با مدیر توسعه نرمافزار مصاحبه داشتم که درباره Python، Linux و Django پرسیدند و توانستم بخشی از پاسخها را ارائه کنم. علاوه بر سوالات فنی، از مثالهایی درباره روحیه کار تیمی و مسئولیتپذیری نیز خواستند تا توضیح بدهم و پرسیدند از چه تاریخی میتوانم کار را آغاز کنم و آیا محدودیتی در شروع به کار دارم. همچنین احتمال داشت که در صورت تأیید، مصاحبهای با معاون فنی هم برایم برگزار شود و در نهایت پس از گذراندن همه این مراحل، باید مصاحبهای نهایی و آزمونهای منابع انسانی را انجام بدهم. بعد از این مرحله هم همکار جذب منابع انسانی شرکت گفت اگر برای تاریخ مشخصی نتوانم حضور یابم، چون رزومهام در بانک Interview شرکت ثبت شده، دوباره برای پوزیشنهای مرتبط از من دعوت به مصاحبه میکنند. این مصاحبهها برای حدود سه تا چهار ماه قبل بود و در یکی از روزهای ابتدای مرداد هم دوباره درباره یک پوزیشن دیگر تماس گرفتند؛ وقتی درباره شرایط احراز پرسیدم، پاسخ مشخصی در آن زمینه ندادند و من با تشکر و احترام از ادامه گفتگو صرفنظر کردم. رفتار سازمانی و توانایی تعامل با دیگران برایشان خیلی اهمیت داشت و چند بار تأکید کردند که تعامل سازنده برایشان مهم است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبهی کارشناس حسابداری رفتم و با تشکیل پرونده در کارگزینی، مدارک لازم را ارائه دادم؛ فرآیند ثبت اطلاعات حدود نیم ساعت طول کشید.
بخش اول مصاحبم با معاونت دریایی و مدیر بخش رده بندی بود.رفتیم تو ی اتاق و دور یه میز نشستیم صحبت کردن.سوالات خیلی خوبی پرسیدن با توجه به کاری که قرار بود انجام بدم.یه بخشیش مربوط به زبان بود و یه بخشیش راجع به عکس العمل تو شرایط مختلف
در جمعبندی تجربههای من از مصاحبه برنامهنویس سیستمی، میخواهم بگویم که این فرآیند چهار جلسهای بود و در دوره شیوع، همه مراحل از طریق اسکایپ انجام میشد. ابتدا درباره سوالات فنی ساده و مطرحشدن نکات رزومه صحبت میشد، و اگر بتوانی از پسش بر بیایی، یک فرصت یکهفتهای برای پیادهسازی کد تمیز میگرفتی که باید آن را روی گیتهاب یا گیتلب برای تیم ارسال میکردی. در این مرحله، موضوع کلی به تو ارائه میشد و با هر زبانی که ترجیح میدادی، میتوانستی کد را بنویسی. در جلسه دوم، دفاع از چالش مطرح میشد؛ اگر کدی که نوشتی تمیز بود و مطابق انتظار کار میکرد، سوالات فنی بیشتری پرسیده میشدند. بهعنوان مثال سوال میشد که برای افزایش کارایی یک سرویس چه مراحلی را طی میکنی، چگونه باگهای لاگدار را پیدا میکنی، و نکاتی درباره اورفلوی متغیرها، تردها و ارتباط با API در لینوکس مطرح میشد. جلسه سوم با حضور همه اعضای تیم بود و معمولا سوالات خیلی عمیق و دشوار نبودند و اکثر اوقات پذیرش میشد. جلسه چهارم مربوط به فرهنگ سازمانی بود و سوالاتی درباره منابع انسانی و فرهنگ شرکت مطرح میشد. برای این بخش انتظار داشتند که نشان دهی مطالعهای روی کتاب linux programming interface داشتی و با مباحث مولتیتردینگ آشنا بودی. در جلسه فرهنگ باید میگفتم که سایت شرکت را مطالعه کردهام و به هر سوالی پاسخ مثبت نمیدادم، بلکه در صورت غیرمنطقی بودن، مخالفت خود را به صورت آگاهانه اعلام میکردم. این کمترین نکتهای بود که بهطور عمده برای بررسی خطوط قرمزها مطرح میشدند. ویژگیهایی که برایشان حیاتی بود: همسویی با فرهنگ شرکت
به خاطر تجربهای که داشتم، مصاحبهای برای فرصت کار در آروان کلاد در قالب noc برگزار شد. ایمیلی برای تعیین زمان مصاحبه ارسال شد و جلسه اسکایپ ترتیب داده شد. سوالات نسبتا پیچیده نبودند اما معنایی بودند و من تا حد امکان پاسخها را ارائه کردم تا درباره لایهها، پکت سوییچینگ و پروتکلهای مسیریابی پرسشها روشن شود. فردا پاسخ ایمیل را دیدم که تأیید نشده بود.
در نخستین مرحله از مصاحبه، با مدیر واحد بازاریابی از راه اسکایپ صحبت کردم. از من خواست تا خودم را معرفی کنم و سابقهام را توضیح بدهم. همچنین درباره دلیل خروج از شغل قبلیم و دلیل انتخاب آروان کلاد سوال شد. سوالات فنیای هم مطرح شد از جمله نحوه کار با ابزارهای آنالیتیکس، تحلیل کمپینها و بهبود محتوای رسانههای اجتماعی شرکت. اطلاعاتی درباره صنعت و کسبوکارشان داشتم و انتظار میرفت مهارتهای فنی مناسبی در حوزه دیجیتال داشته باشم.
من به عنوان کسی که عاشق کار با سرورها هستم، فکر میکردم که کار کردن توی ابرآروان Dream Job منه. بعد از فرستادن رزومه باهام قرار مصاحبه گذاشتن. دو نفر بودن، یه دختر و یه پسر که شروع کردن یه سری سوالها پرسیدن که خیلی سخت نبود. اما چیزی که برای من عجیب بود این بود که یکی از مصاحبهکنندهها لحن خیلی بدی داشت وقتی داشت مصاحبه میکرد مدام وسط حرفهام میپرید و نمیذاشت دقیق توضیح بدم. چون من توی تجربهی قبلی کاریم شرایط بدی رو تجربه کرده بودم، با این که مرحلهی اول قبول شدم عطاشو به لقاش بخشیدم.
در مرحله اول که یه مصاحبه تقریبا نیم ساعته هست که توش فقط یه سری سوال می پرسن که آیا فلان کار کردی یا نه خیلی نکته خاصی نداره بعد چند روز یه چالش می فرستن که باید انجام بشه. چالشش سخت نیست ولی تو پیاده سازیش سعی باید بشه دقت بشه و سعی کن تو شی گراییش دقت داشته باشید. بعد از اون چالش سوال می پرسن تو جلسه من سه نفر بودن ولی یه نفر فقط سوال می پرسید که خیلی هم حس مثبتی نمی داد از سوال پرسیدن هاش، این حس ازش برداشت می شد که مثلا بگه اینجا رو خوب کار نکردی و … . ولی خوب بالاخره جلسه اش چالشی هست و تا حدودی هم طبیعی هست. توصیه میکنم چالشش رو با حوصله انجام بدن و دقیق باشن. حتما سوال بپرسن از چالشش چون اهمیت داره سوال پرسیدن. و تو جلسه چالشش هم اگه خیلی برخوردشون مثبت نبود دیگه سخت نگیرین 🙂
مصاحبه برای روز سهشنبه ۲۱ مرداد ساعت ۱۷:۳۰ به صورت غیر حضوری در اسکایپ با معمار کسب و کار ابر آروان هماهنگ شد. ساعت ۱۷:۳۰ معمار کسب و کار تشریف آوردن و همکارشون رو هم به جلسه دعوت کردن. همکارشون از اینکه جلسه مصاحبه برای این ساعت هماهنگ شده اظهار بی اطلاعی کرد و گفت که تمرکز و وقت کافی رو برای این جلسه نداره و باید نیم ساعته تموم بشه. شخص معمار کسب و کار هم پشت فرمون و در حال رانندگی بودن و در شروع مصاحبه به دلیل قطع شدن اینترنت از اتاق جلسه رفتن بیرون و آخر مصاحبه دوباره برگشتن. همکار عزیزشون هم هم ویدیو رو قطع کرده بودن.(البته خود شخص معمار کسب و کار هم در شروع جلسه بدون ویدیو حضور داشتن که یحتمل چون در حین جلسه مصاحبه در حال رانندگی تشریف داشتن، به دلیل رعایت قواعد راهنمایی و رانندگی نمیتونستن ویدیو داشته باشن!!!!) میکروفون رو هم پس از پرسیدن سوال قطع میکردن. تا حدی بیتوجه بودن به جوابهای من که پس از وقفه افتادن، بهشون تذکر میدادم که جواب سوالتون رو دادم اگر تمایل دارین میتونید سوال بعدی رو بپرسین. با اختلاف از بدترین تجربههای مصاحبهام در این سالها بوده و به نظرم برای شرکتی که خودش رو رهبر بازار ابری کشور میدونه بسیار جای تامل داره.
دو روز بعد از ارائه درخواست از طریق یکی از سایتهای کاریابی، رزومه دیده شد و روز بعد هم برای مصاحبه تماس گرفتند. با اینکه آدرس شرکت درون طرح ترافیک بود و میشد مصاحبه نخست رو به صورت آنلاین برگراز کنند اما این کار انجام نشد و مصاحبه حضوری بود. مصاحبه اول با تاخیری حدودا ۲۰ دقیقهای با یک خانم خوشرو انجام شد که خودشون رو مشاور سازمان معرفی کردند، در مورد تجربه کاری و واکنشام در چند موقعیت مختلف سوال مطرح کردند. مصاحبه با ایشون تموم شد و با ده دقیقه معطلی، آقایی از بخش بازاریابی مصاحبه دوم رو شروع کردند. برام جالب بود که روابط عمومی زیرمجموعه بازاریابی شده و نکات مدنظر ایشون هم بیشتر شبیه بازاریابی بود تا روابط عمومی و ارتباطات برون سازمانی. سوابق و تجربیات کاری فراتر از روابط عمومی میخواستند که بنده در اختیار نداشتم.
در مصاحبه برای موقعیت تحلیلگر سیستم، به دلیل رفتار غیرحرفهای و عجولانهی مصاحبان، احساس کردم که سطح آشنایی آنها با اصول مهندسی نرمافزار حداقلی بود. با وجود این که از عنوان مدیر فنی صحبت میکردند، سطح دانش و تسلطشان پذیرفتنی نبود. رفتارشان در طول جلسه حرفهای و مساعد نبود و به چشم یک شرکت فعال در زمینه فناوری اطلاعات نمیآمد. با وجود اینکه موضوع را به واحد منابع انسانی اطلاع دادم و آنها با واکنش مناسب سعی در دلجویی کردند، تصمیم گرفتم این تجربه را در اختیار افرادی که میخواهند پیش از مصاحبه از فضای شرکت شناخت پیدا کنند، قرار بدهم تا دید بهتری نسبت به رویکرد سازمانی به دست آورند.
برای مصاحبه کارشناس مناقصات دعوت شدم و در نخستین جلسه مدیر مناقصات با من درگیر شد. رفتارش محترمانه بود و در کنار سوالات معمول مناقصاتی، به مقدار کمی هم به جنبههای شخصی و رفت و آمدهای من اشاره کرد. از همان ابتدای جلسه حس کردم تخصص بالا مقولهی مهمی برای آنها نیست و احتمالا در حین کار یاد میگیرم. پس از یک هفته تماس گرفتند و گفتند میتوانم کار را آغاز کنم، بدون اینکه با مسئول منابع انسانی یا مدیرعامل صحبت کرده باشم. به چند دلیل از پذیرش منصرف شدم: اول اینکه فضای شرکت را تاریک و کسلکننده دیدم. دوم اینکه گفتند حقوق به صورت منظم پرداخت نمیشود و با تاخیر دو تا چهار ماهه مواجه خواهند بود. سوم اینکه بهعنوان مهمان روی صندلیای شکسته نشسته بودم و به گونهای که عملا از افتادن جلوگیری میکردم و هیچکس هم از من عذرخواهی نکرد. شاید برای برخی دوستان شرایط مناسب باشد، اما نظر من کاملا برنگشت.
در آغاز احساس کردم که به وقت داوطلان بیاحترامی شد و همهی ما در یک زمان، بدون نوبتبندی منظم فراخوانده شدیم؛ انتظار طولانی دو ساعتهای که واقعا غیرحرفهای بود. فضاي کار شرکت هم استاندارد نبود؛ خانهای ویلایی را بدون هیچ تابلو یا اعلامی به محیط کار تبدیل کرده بودند و محوطه انتظار با یک مبل دو نفره تدارک دیده شده بود. ما تعدادمان پنج نفر بود و خوشبختانه دو نفر از ما خانم بودیم و باقی آقایان با ادب به جای ما تعارف میکردند. پس از دو ساعت که به لطف داشتن کتاب همراهم، دیوار را مینگریستم، برای مصاحبه وارد شدیم. مدیرعامل همراه با پسرش، دامادش و یک مسئول منابع انسانی نشسته بودند و تنها به سابقه و تحصیلات من بسنده کردند؛ درک مناسبی از دانشگاههای دولتی معتبر و استانداردهای فارغالتحصیلان دانشگاههای برتر دولتی مانند امیرکبیر وجود نداشت. همچنین تعصب و بدبینی نسبت به کارجو را هم احساس کردم. در نهایت قرارداد تعهد سه سالهای پیش رویم گذاشتند که در آن هیچ حقی برای من بهعنوان کارجو ذکر نشده بود؛ برای مثال هر مسئولیتی که میدادند باید قبول میکردم، گویی منشی با مدرک ارشد مهندسی از دانشگاه امیرکبیر بودم. ضمنا تضمینهای میلیونی هم میگرفتند. حقوق با اضافهکار ماهانه حدودا سیهزاز ساعتی، کمتر از حد کف حقوق وزارت کار بود و کمتر از یک میلیون و هشتصد بود. و بههمراه بایدها و مزاحمتهای بیاهمیت میگفتند که سابقه کارت کم است برای صادرات ما. بهخاطر همهی این موارد، امیدوارم هرگز کسی چنین گفتوگو و تجربهای در یک شرکت مشابه نداشته باشد.
من برای جایگاهی واقع در آپارات دعوت نشدم بلکه برای موقعیت دیگری که خواسته بودم معرفی شدم. در جلسه اول فقط درباره سبک کار من در شرکت قبلی صحبت شد که آن شرکت در واقع رقیب آپارات بود. سعی کردم با حفظ اسرار مشارکت کنم و در پایان راضی بودن همه از نتیجه و سریع و با اصرار دعوت شدم به مصاحبه حضوری؛ شنبه صبح تماس گرفتن و گفتند عصر ساعت سه مصاحبه دوم دارم. تقاضا کردم که ساعت چهارت باشم، گفتند امکان ندارد. خودم را به شرکت معتبر آپارات در ظفر رساندم و تا حدود یک ساعت تا چهار در لابی منتظر ماندم تا با بالاترین مدیر شرکت مصاحبه کنم. سؤالات خیلی بیربط بود. درباره آشپزی پرسیدند؟ سبزیجات داخل ماهی شکم پر چه چیزهایی است؟ اگر فردا اتفاقی بیافتد و پدر مادرت را چه میگویی؟ به روح اعتقاد داری؟ … بعد از این مصاحبه عجیب گفتند صبر کن تا با مدیر منابع انسانی مصاحبه کنی. بیست دقیقه بعد آمدند و گفتند ایشان جلسه فوری دارد، بروید و بعدا زنگ میزنیم. دیگر تماس نگرفتند. حتی نمیدانم به عنوان مدیر مارکتینگ رد شدم چون روزمرگیها درباره سبزیجات داخلی ماهی شکم پر را بلد نبودم یا اینکه خبر مرگم را خیلی زود به پدر و مادرم نمیگویم.
در مصاحبه به صورت اسکایپی رسیدم و این نکته را خوب ترجیح دادم، چرا که از آغاز راحتی بیشتری داشت. پرسشها روی تجربههای کلی من متمرکز بود؛ من چهار سال سابقه دارم و این موقعیت برایم نسبتا تازه و چالشبرانگیز بود. در فرم مصاحبه فرم مفصلی تکمیل کردم که حتی کروکی منزل را هم شامل میشد و همچنان پرسشهایی مانند نقاط قوت و ضعفم را در برمیگرفت. پس از جلسه، با من درباره دپارتمان و کارکرد آن صحبت شد و معرفی شده بود که در کنار مصاحبه، آموزش هم ارائه میشود و برای تازهفارغالتحصیلها زمینه رشد مناسبی وجود دارد. اما تعهد سه ساله از قبل ذکر شده بود. در این جلسه، به سوالات مربوط به دانش فعلیم و تواناییهایم پاسخ داده نشد.
در فرش امیران، بیشتر از همه به تعهد و نظم کاری بها میدهند و این دو شاخص از اولویتهای اصلی ارزیابی به حساب میآیند. نکتهای که میتواند متمایز باشد این است که ممکن است سطح مهارتهای اولیهی شما خیلی تعیینکننده نباشد، اما میزان تلاش و پشتکارتان برای رسیدن به اهداف آینده که توضیح داده میشود، اهمیت زیادی دارد. اگر شما فردی منضبط، پایبند به وظایف و با انگیزهی بالا هستید، توصیه میکنم به این تیم ملحق شوید.
در مصاحبه اول با مسئول بخش Front-end چند سوال منطقی پرسید و روی تخته چند الگوریتم و تابع جاوااسکریپت نوشتم که انجام شد. از آن مصاحبه را قبلا تأیید شدم و قرار شد هفته بعد مصاحبه دوم با مدیر ارشد شرکت باشد که با تأخیر بیبیان ۴۰ دقیقهای آمدند و هیچ توضیحی ندادند. سوالاتشان معمولی بود: سابقه کاری، چالشهای فنی اخیر، و آیا علاقهمند به پذیرش چالشهای تازه و سخت هستم یا خیر؟ مصاحبه دوم هم نتیجه داده شد و هفته بعد برای ارائه مدارک و صحبت با مسئول منابع انسانی به دفتر دیگر رفتیم که اوضاع آنجا مشخص شد. مسئول منابع انسانی رفتارش تند و نامناسب بود و تماما به گوشی خود نگاه میکرد و به صحبتهای من کمتر توجه داشت. در نهایت هم چند سوال کلیشهای پرسید که فقط برای پر کردن فرم استخدام بود. کاش کاوش بیشتری در اولی داشت تا متوجه میشدم وضعیت چیست و سه بار بیدلیل به مصاحبه نمیرفتم. طوری رفتار میشد که انگار من فردی با سابقهی مجرمانه باشم یا قصد دزدی از شرکت را دارم و به نظر مشکوک میآمدم. همچنین شرکت بررسی فاندامنتالی برای حقوق دارد و مبلغ آن به الگویی داخلی وابسته است، نه به درخواست من. حقوق ماه اول که دورهی آزمایشی است تقریبا به نصف حقوق پیشنهادی میرسد و حتی اگر مدیر فنی تأیید کند، همان الگو برای من تعیین میشود. رفتار مسئولین مناسب نبود و باید تحمل زیادی در برابر بینظمیهای اداری و کاری داشت. به نظر میرسید شرکت اخیرا مشکلات مالی داشته و به گفتهی خودشان بین پانزده تا بیست و پنج روز تاخیر در پرداخت حقوق وجود دارد و معلوم نیست حقوق داده میشود یا خیر. گاهی دو ماه یکبار یا سه ماه یکبار پرداخت میشد؟
قبل از هر چیز به این فکر میکنم که روال استخدام در اینجا یک ماه آموزش دارد؛ عمدهی آن کلاسگاهی است و فقط در پایان دوره هم آزمون میگیرند. اگر نمرهام خوب باشد، برای دو ماه بهطور آزمایشی بررسی میشوم، و درصورت قبول شدن وارد شرکت میشوم. فرآیند سخت و طولانی است و تیم آموزش رفتار مطلوبی ندارد؛ گویی واقعا تیم آموزش چیزی را که میخواهند انجام میدهند و مدیران کم میبینندشان، اگرچه در کل شرکت را خوب ارزیابی میکنم. علاوه بر این، همان روال برای ارزیابی اولیه وجود دارد که یک ماه آموزش در کلاس انجام میشود و عملی نبودن آن، سپس آزمون و در صورت کسب نمره مناسب، دو ماه بررسی آزمایشی آغاز میشود. در نهایت اگر موفق شوم وارد شرکت میشوم، با چالشی نسبتا طولانی روبهرو میشوم. ویژگیای که برایشان مهم بود، درسخون بودن من بود.
در ابتدای مصاحبه، آرامش خودم را حفظ کردم تا با آرامش بیشتری به پاسخها نزدیک شوم. فرد مقابل با رفتاری دوستانه وارد شد و پس از معرفی کوتاه از من، یکی از چالشها را مطرح کرد تا با هم آن را بررسی کنیم. من ایدههایم را مطرح میکردم و او با راهنمایی همراه بود تا نتیجه نهایی را به دست بیاوریم. بیشتر پرسشها جنبه چالشی داشت و سوالات تعریفمحور کم بود. در کل تجربهای جالب و آموزنده بود و نکتههای زیادی از آن یاد گرفتم. به نظر من اگر فکر میکنی هوش بالایی داری، حتما برای مصاحبه در علیبابا اقدام کن، زیرا میتواند برایت مفید باشد.
در مصاحبه اول فنی بود و پرسشها حول اکتیو دایرکتوری میگشت و اینکه تاکنون چه کارهایی با آن انجام دادهام و با همکار عصبانی چه میکنم. درباره شرایط شرکت صحبت کردیم و اینکه تا چه حد فرصت پیشرفت وجود دارد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.