من با آقایی که مدیر بخش جذب بودند مصاحبه شدم، ایشون اصلا حرفه ای نبودند و مصاحبه کننده هم نبودند به عنوان اچ آر. کلا چهار سوال کلی ساده پرسیدند و در طول کل مصاحبه سرشون تو لب تاب بود و این حس را می داد که به حرفت گوش نمی دهد و بعد از اینکه پاسخ من تموم می شد ایشون ۵ دقیقه فکر می کردند که سوال بعدی رو چی بپرسند در صورتی اگه به من گوش داده بودند نیاز نبود اینقدر فکر کنند. تقریبا من رو نیم ساعت مصاحبه کردند و بقیه رو خودشون حرف زدند و بقولی قصد داشتند برندینگ کنند و تو حرفاشون گفتن که شما الان سفیر علی بابا هستید از لحاظ برندینگ، خیلی دوست داشتم بگم برادر من اگر شما اصول یک مصاحبه حرفه ایی رو بلد بودید و حرفه ای منو مصاحبه کرده بودی کافی بود، نیاز نبود کلی حرف بزنی و برندینگ کنی. توصیه ام اینه که اگر دنبال کار کردن با افراد حرفه ای و پر دانش هست کلا بیخیال علی بابا بشه
آخرین تجربهها
اکثرا چندین مرحله مصاحبه اومده بودن با افراد و سمت های مختلف مصاحبه داشتن همکاران اما من با یک جلسه مصاحبه مشغول بکار شدم و بهترین شرکتی بود که باهاش همکاری داشتم و در این تایم متاسفانه به دلایلی تعدیل شدم اما شرکت واقعا درکمون کرد و سعی کرد خدمات و پاداشی بده که که تا یه مدتی مشکلی واسمون پیش نیاد.ولی یه چیزی که حتما باید بگم من تو مصاحبه با شرکت علی بابا خود خود واقعیم بودم و فک میکنم کاملا متوجه شدن و درک کردن درصورتی که با شرکت های دیگه مصاحبه هایی داشتم واقعا مدلی هستن یا بودن که انتظار دارن مدل خودت نباشی و فقط یه سری چیزا رو ظاهرا بگی من اینطورم فلانم .خودشونم باورشون میشه حتی ولی نظر من این هست که تومصاحبه با این شرکت خود واقعیتون باشین و پر انرژی توصیه من به کسانی که میخوان تو این شرکت کار کنن این هست که واقعا باید صبر و حوصله فوقالعاده ای داشته باشن ۱۰ برابر شرکت های دیگه بدلیل حجم بالای کار ویژگیهایی که براشون مهم بود: پرانرژی بودنم و با انگیزه بودن و هدفمند بودنم
با من تماس گرفتند و جلسه مصاحبه ست شد. در جـلسه اول مـصاحـبه سـوالاتی در مـورد php و سـوالات کلی که در مـصاحـبه ھـا پـرسیده می شـود جـواب دادم. در آخـر جـلسه تـوضیحاتی در مـورد پـروژه و کارھـایی که بـاید در این پـروژه انـجام بـدھـند داده شـد. گـفتند که بـرای شـما ایمیلی فـرسـتاده می شـود که باید یک پروژه کوچک را انجام دھید. در حـالی که مـنتظر ایمیل پـروژه بـودم، مسئول hr ، ایمیلی بـه مـن زدنـد و زمـانی را بـرای مـصاحـبه بـا hr بـه مـن اطـلاع دادنـد. این مـصاحـبه حـدود یک سـاعـت طـول کشید و بیشتر سـوالاتی در مـورد خـودم و کار تیمی پـرسیده شـد و تـوضیحاتی در مـورد شـرایط کار در علی بـابـا بـه مـن داده شـد. در آخـر جـلسه اعـلام کردنـد که بـه زودی مـصاحـبه دیگری بـا CTO مجـموعـه و CMO علی بـابـا خواھم داشت! زمـانی که بـرای ھـماھنگی مـصاحـبه بـعدی بـا مـن تـماس گـرفـتند، از مـن خـواسـتند که یک سـاعـت زودتـر بیایم تـا قـبل از مـصاحـبه بـا CTO و CMO چـند آزمـون hr نیز بـدھـم. چیزی که در جـلسه دوم مصاحبه به من اعلام نشد. در روز مـصاحـبه، دو تسـت شخصیت شـناسی از مـن گـرفـته شـد و بـعد مـنتظر مـصاحـبه بـعدی مـانـدم. مـصاحـبه بـعدی بـا CTO انـجام شـد و مسئول CMO در مـصاحـبه حـضور نـداشـت. در انـتھای مـصاحـبه مـن پـرسیدم “چـقدر زمـان می بـرد تـا جـواب این مـصاحـبه را بـه مـن اطـلاع بـدھید؟” گـفتند حـداکثر تـا ٢ روز کاری ھمکارانـم نتیجه را بـه شـما اعـلام می کنند. در حـالی که نتیجه مـصاحـبه بـه مـن اطـلاع داده نشد. بعد از یک ھفته ایمیلی برای من ارسال کردند با این عنوان: “ سلام یکی از دو پروژه زیر به اختیار انجام شود ” مـن بـا وجـود اینکه فکر می کردم جـلسات مـصاحـبه تـمام شـده و انـتظار چنین ایمیلی را نـداشـتم یکی از پـروژه ھا را انجام دادم و ارسال کردم. بـه نـظر مـن خیلی بھـتر بـود اگـر قـبل از ارسـال ایمیل پـروژه بـا مـن تـماس گـرفـته می شـد و زمـان ارسـال پـروژه ھـماھـنگ می شـد. شـاید زمـانی که پـروژه را ارسـال می کنند کسی مشکلی داشـته بـاشـد و نـتوانـد کار را در مدت مشخص شده برساند. بـا این حـال از زمـانی که مـن پـروژه را ارسـال کردم پاسخی به من داده نشد. من تماس گرفتم و خواستم که نتیجه به من اعلام شود. بعد از چند روز یکی از کسانی که با من مصاحبه کرده بود تماس گرفت و پس از عذرخواهی گفت من فکر می کردم که از طرف hr نتیجه به شما اطلاع داده شده ،گفت شما برای این موقعیت خیلی خوب هستید و ما قصد استخدام شما را داریم ولی مدیر پروژه تصمیم گرفته که تغییراتی در پروژه داده شود. به همین دلیل ما در حال حاضر قصد استخدام نداریم!!!! و بعد از ۴ جلسه مصاحبه این بدترین دلیلی بود که برای استخدام نکردن می تونستن بیارن برای مصاحبه با این شرکت وقتتون رو هدر ندید. منابع انسانی این شرکت اصلا کار خودشون رو بلد نیستن ویژگیهایی که براشون مهم بود: کار تیمی و نحوه ارتباط شما با مشکلات گروه بیشترین اهمیت رو براشون داشت
مصاحبه خوبی بود من اولش خیلی استرس داشتم ولی دونفری که باهام مصحابه کردن خیلی رفتار دوستانه ای داشتن و کاملا طوری صحبت کردن که من استرسم کم بشه، از سوالای آسون شروع شد و با توجه به چیزی که توی رزومه نوشته بودم ازم سوال میکردن یه سوال پیچیده گی زمانی هم پرسید که من با کمک خودش تونستم جواب بدم در کل خیلی چیز سخت یا غیرعادی نپرسیدن ولی من بدون آمادگی رفته بودم و همین باعث شد پذیرفته نشم.بعد هم یه سری سوالات رو انگلیسی پرسید و من جواب دادم. به نظرم علی بابا داره حرفه ای کار میکنه و روند مصاحبه ش هم چیز عجیب یا غیرعادی نیست اگر با آمادگی ذهنی برید میشه از پسش براومد و اینکه چیزهایی که واقعا بلد هستید رو توی رزومه بیارید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: ازم در مورد اینکه نظرم در مورد فضای کار موردعلاقه م چیه پرسیدن و فکر میکنم اخلاق حرفه ای براشون مهم باشه.
جلسه اول مصاحبه با سرپرست فروش و مدیر فروش سازمانی بود. سوالات تخصصی پرسیده شد و از تجربه های کاری من در این زمینه پرسیده شد. جو مصاحبه بسیار صمیمی و خوب بود. قرار بود در سریعترین زمان برای مصاحبه با واحد منابع انسانی به من اطلاع بدن ولی حدودا یک ماه طول کشید. جلسه دوم با کارشناس ارشد جذب و استخدام علی بابا بود. جلسه بسیار خوب و عالی بود و بیشتر سوالات برای شناخت روحیات و اخلاقیات افراد و نزدیکی به فرهنگ سازمانی علی بابا بود. بعد از حدود ۴ روز هم ایمیل فرستاده شد و اعلام شد که در حال حاضر امکان همکاری وجود نداره ولی رزومه جهت موقعیت های شغلی دیگه بایگانی میشه.
مصاحبه من در شرکت علی بابا کلا ده دقیقه طول کشید به این دلیل که با وجود ارسال رزومه و مصاحبه تلفنی با منابع انسانی و توضیح کلیه سوابق کاری در جلسه مصاحبه اعلام کردند که نفر با سابقه کار مرتبط نیاز دارند و حتی نفر مربوطه را نیز انتخاب کردند . در واقع هیچ سوال خاصی از من پرسیده نشد و جواب از همون اول براشون روشن بود . می تونستن اصلا دعوت به مصاحبه نکنن و یا حتی مصاحبه رو کنسل کنن اینطوری خیلی بهتر و حرفه ای تر بود . در واقع من دو مرحله کلیه شرایط و سوابق کاری خودم را شرح داده بودم و قبل از جلسه مصاحبه اصلا به این نکته اشاره نشد که به سابقه کار مرتبط نیاز دارند فقط اعلام کرده بودند که مدرک PSM I براشون اهمیت داره که خب من این مدرک دارم .به هرحال با توجه به وقتی که صرف کردم تجربه بد و رفتار نامناسبی بود با توجه به تجربه من و بازدید شرکت از نزدیک به نظرم تبلیغات و شعارهایی که مدیران این شرکت در شبکه های مجازی پخش می کنند کاملا برخلاف واقعیت موجود هست .
در وهله اول مسیر شرکت خیلی دور هست نزدیک مترو بیمه در کارخانه فناوریه که یکسری سوله هست که مربوط به شرکت های استارتاپی دیگه است. در مصاحبه اول از امکانات شرکت و شناوری زمان کاری و این موارد اعلام کردن. بعد سوالات فنی در مورد طراحی datawarehouse و معماری ان پرسیدن و بعد در مورد تجربه های کاری قبلی . تکنیک های جدید حوزه BI. گفتن در مصاحبه بعدی باید حداقل ۴ ساعت زمان در شرکت حضور داشته باشیم برای انجام پروژه. که با توجه به کرونا این مرحله انجام نشد و به زمانی دیگری موکول شد. پس از تعدیل بسیاری زیادی که در سال ۹۸ برای کارکنان علی بابا اتفاق افتاد عملا استخدام در این شرکت با شک و شبهه است.
مصاحبه اول گروهی بود قدرت مذاکره تعامل و سرچ کردن خیلی مهم بود ولی معلوم نشد چه جوری انتخاب کردن مرتب همه ی افرادشون تو رو به چالش می انداختن که وقت نداری نمیتونی تو باختی دیگه وقت نزار این کار بی فایده است چه جوری بلد نیستی اینو انجام بدی و …. یک بدی بارزش این بود که آخر سر توضیح ندادن فلانی رو بر چه اساسی انتخاب کردیم … دومی اصلا سوالی نپرسیدن! فقط گفتن خیلی سابقه داری؟ گفتم نه همین و بس دومی خیلی بد بود شرکت سلیقه ای از هرکی خوششون بیاد تحویلش میگیرن ویژگیهایی که براشون مهم بود: قدرت تعامل
روند مصاحبه خیلی جالب نبود. سعی نکردند استرس مصاحبه رو پایین بیارن. نوع مصاحبه بازخواستی بود. بدترین چیزش عدم صداقت در مصاحبه بود. چون گفتن که فیدبک مصاحبه رو ایمیل میکنند و نکردند. سوالات کاملا کلیشه ای بود. و نگاه مصاحبه کننده از بالا به پایین بود بشدت. کلا حس خوبی نسبت به این مصاحبه نداشتم. و هر زمان اسم علی بابا رو میبینم یاد روز مصاحبه و حس بدش میافتم.
خیلی با انرژی شروع شد و چون من سابقه کار در آژانس داشتم بهم خیلی کمکم کرد یه سوال قوی پرسیدن که یه هرم رو تصور کن جایگاهتو کجای هرم میبینی؟ من گفتم قطعا توی ردیف های بالا اگر صدر هرم نباشم کف هرم هم نخواهم بود. پرسیدن برای کسب جایگاه مناسب توی هرم فکر میکنی مهمترین ویژه گی چی هست؟ گفتم انعتاف پذیری. گفتن قراره از سخت ترین جایگاه شروع کنی و گذاشتنم پشتیبانی شیفت شب ساعت ۱۶ الی ۲ بامداد مسیرم دور بود ولی قبول کردم الان ۲ سال خورده ای گذشته و من سرپرست عملیات تیم تور علی بابا هستم و از سخت ترین نقطه شروع کردم تا جایگاه مناسب ببین با انرژی برو علی بابا و اگه فکر میکنی نمیتونی با هر تایپ ادمی ارتباط بگیری و همکاری داشته باشی پیشنهاد نمیکنم بری
سوالاتی که از من پرسیده شد بشدت ابتدایی بود و کلا نیرویی که با من مصاحبه کرد ظاهرا مسئول جذب منابع انسانی بود.در مورد مدیرعامل حرف زدن و فرهنگ علی بابا.البکا من از دوستانی که تو این شرکت هستن شنیده بودم که شدیدا اما چیز بتو دیکته میشه و مخصوصا تو منابع و مدیر منابع ظاهرا بشدت خودبین و متظاهره و نگاه از بالا به پایین داره و کلا همه براش بی ارزشن و فقط خودش درست فکر میکنه من اصلا خوشم نیومد فقط طبل تو خالی بود که از دور فقط صدا داشت قبلش حتما تحقیق کنه چون اینجا شدیدا همه چی تقلید شده از شرکتای بزرگی مثل کافه بازار ولی اصلا شبیه اونا نیست فقط سعی میکنن خودشون خیلی خاص و مدرن نشون بدن.البته الان فهمیدم که بزرگترین مشکل اونجا بخاطر بنیانگذارش و ادعا ها و بی حرمتی اای ایشون هستش.اخراج آدما کاملا سلیقه ای و شدیدا سیستم سفارشی و پارتی بازی دیده میشه.حتی افرادی که هیچ قابلیتی ندارن فقط بخاطر سفارش مدیر ارشد وارد شرکت میشن.سیستم بشدت خبرچینی و خاله زنکی داره.مدیر ارشد دوست داره همه براش خبر ببرن و جاسوسی کنن
من درخواستی برای این پوزیشن و برای شرکت علی بابا نداشتم اما خودشون یک بار تماس گرفتند و من رو به جلسه مصاحبه دعوت کردند که من گفتم تمایلی ندارم. بعد اصرار کردند و گفتم باشه. مصاحبه به صورت اسکایپی بود و سوالات فنی بود و خیلی اچ آری نبود و تقریبا هرچی بلد بودم رو گفتم اونایی هم که بلد نبود رو گفتم بلد نیستم. حدود نیم ساعت طول کشید و قرار شد نتیجه رو خبر بدن ولی بعد از ۲ ماه هنوز اعلام نکردند.
من برای یکی از هلدینگ های علی بابا مصاحبه داشتم، توی مصاحبه با مدیر فنی از کلیت کار و مدل کسب و کار و تیم صحبت شد بعد درخواست انجام یک آزمون رو دادند انجام دادم فرستادم فرداش تماس گرفتند توی مصاحبه فنی پذیرفته شدی بیا برای مصاحبه منابع انسانی قبلش هم در مورد حقوق صحبت کردیم گفتن توی اشل حقوقی شون هست و اوکیه. روز مصاحبه منابع انسانی در انتهای جلسه گفتن شما خیلی رسمی و مودبی و از من سوال کردن اگر مدیر علی بابا باشی چرا خودت رو استخدام نمیکنی گفتم وقتی همه رفتارشون باهم راحته و به اسم کوچیک صدا میکنن پس یه آدمی که رسمیه و مودب ممکنه از نظر مدیر با تیم خوانایی نداشته باشه تایید کردن و همین شد دلیلی برای تایید نشدن… میدونم الان همه فکر میکنند دلیلی غیر از این بوده اما هرچیی صحبتهاشون و مدل رفتاریشون رو بررسی میکنم این تنها دلیل برای تایید نشدنم بود… اما بعدش ایمیل زدن تایید نشدم خیلی خوشحال شدم چون اگر میرفتم و همکاری میکردم به دوماه نکشیده بود استعفا میدادم و رزومه ام هم خراب میشد. اما در نهایت براشون آرزوی موفقیت کردم و آرزوی موفقیت دارم.
برخوردشون عالی بود، هم محیط شرکت و هم شخصی که مصاحبه کرد خیلی خوب بود، قبلش استرس داشتم ولی وقتی مصاحبه شروع شد لحن دو نفری که مصاحبه میکردن خیلی گرم و آروم بود و با دقت بهم گوش میکردن سوالهای شخصیتی پرسیدن اصلا تخصصی نپرسیدن فقط گفتن حسابداری ارزی کار کردی که گفتم نه ولی یاد میگیرم، البته رفتار غیر حرفه ایشون این بود که همون اول اصلا خودشون رو معرفی نکردن که من بدونم با کدوم قسمت و چه اشخاصی دارم مصاحبه میشم و هیچی در مورد خودشون نگفتن فقط از من پرسیدن و یه چیزایی هم یادداشت کردن.بعد از حدود یک هفته هم بهم ایمیل زدن که متاسفانه کمتر انطباق داشتی با شخص مد نظر ما. صادق و رو راست باشه و اینکه منتظر هر نتیجه ای باشه چون من واقعا فکر میکردم پذیرفته میشم چون برای هر کسی گفتم چیا پرسیدن و چیا در جواب گفتم همه میگن عالی گفتی، خودشونم نظرشون مثبت بود ، ولی میذارمش به عنوان تجربه مصاحبه ویژگیهایی که براشون مهم بود: کار گروهی و تعامل سازگار با بقیه همکارها ،دقت و توجه و تمرکز بر حسب شغل حسابداری براشون مهم بود
مصاحبه من بصورت اسکایپ بود، منابع انسانی در استکهلم بود و ما تصویری صحبت کردیم، سوالهای مرتبط و غیر مرتبط می پرسیدن، و خیلی گیر میداد که چرا از شرکت قبلی بیرون اومدی، حالا هی من میگفتم مدیر پروژه ام و وقتی پروژه ام تموم میشه کاری با شرکت نداشتم، باز از یه در دیگه وارد میشد، آخر سر هم وقتی حقوق رو گفتم یجوریش شد، انتظار حقوق چهار تومنی برای مدیر پروژه ۱۵ سال سابقه با مدرک معتبر بین المللی رو داشت.
یک مرحله مصاحبه رفتم که فنی بود. چون من در رزومم نوشته بودم برنامه نویس فرانت اند کار کردم؛ در این خصوص از من سوال شدو با سئوالای فنی من رو به چالش کشیدن و حالم ی کم بد شد چون بعضی سئوالات رو نتونستم جواب بدم.
سوال هایی که از من پرسیده شد بیشتر از اینکه مهارت نرم رو در نظر بگیره دانش رو در نظر میگیرفت. یکی از principle های اجایل رو بگو. یا مثلا شاخص های سلامت محصول رو نام ببر. برای همین فکر میکنم یه آدمی رو میخواستن که جدای از تفکر پروداکتی روی این جور تئوری ها هم تسلط داشته باشه. کلا یه حس مچ گیری هم داشتم. یعنی انگار که منتظر بودن یه جوابی بدم و بعد اون جواب رو انقدر به چالش بکشن که بعد تو فکر کنی اشتباه جواب دادی. در کل من خیلی احساس راحت بودن نداشتم. و سوال ها رو هم از جنس مدیرمحصولی ندیدم. حالا شاید اونا توقع و نظرشون چیز دیگه ای بوده.
قبل از اینکه برم برای مصاحبه بهم گفته بودند که آن پیج رو بررسی کنم و توی یه فایل براشون ارسال کنم منم همین کار رو کردم و نزدیک ۱۴ صفحه ایراد از سئو داخلی مکتوب و ایمیل کردم . با خودم فکر کردم که من در مصاحبه با یک تیم حرفه ای گسترده طرف هستم و گفتم الان من رو با کلی سوال توی چالش بندازند . بعد که در دفتر علی بابا در خ مطهری حضور پیدا کردم مصاحبه توسط یک نفر انجام شد ! ایشون گفتند که چندین ماهه کل مسئولیت سئو در دست ایشون بوده و تنهایی این کار را انجام می دادند که من بسیار از این موضوع تعجب کردم که چطور شرکت به این بزرگی با این همه نتایج برتر در گوگل باید توسط یک نفر اداره و نگهداری میشد. جالب تر از اون که سوالاتی که میپرسیدند بسیار مضحکانه بود و در حد چنین شرکتی نبود . به طور مثال فرق html5 با نسخه قبلی چیه ؟ از سئوکارها کیارو میشناسی ؟ و از این جور سوالات . سوالی که از همه بیشتر متعجب شدم این بود که توقع داشتند با برنامه نویسی سمت بک اند آشنایی داشته باشم در صورتی که نیازی نیست و اکثریت متخصصین سئو برنامه نویسی سمت بک اند نمی دانند .در کل توقع داشتم سوالات چالشی و ارتقاء رتبه سایت در حوزه های مختلف کاریشون مثل تور ها ازم سوال بشه و سولوشن هایی را مطرح کنم و بیشتر خودم را برای ارائه راهکار اماده کرده بودم ولی زهی خیال باطل … خیلی هم نگاه بالا به پایین داشتنند در صورتی که با بررسی بیشتر متوجه می شوید این سایت با تبلیغات گسترده و هزینه ای گزافی که میکنند بالا امده ! نه از راه کار های علمی و منطقی. در کل از رفتنم پشیمان شدم و به کسی توصیه نمیکنم بره .
شاید از بین تمام کسانی که تجربه مصاحبه در علی بابا را داشتند من تلخ ترین خاطره را داشته باشم .وقتی برای مصاحبه در علی بابا رفتم ۸ سال سابقه کار مفید توی شرکت های معتبر و بزرگ ایرانی داشتم .مصاحبه فنی من خیلی خوب بود تقریبا ۹۵ درصد سوال ها را جواب دادم .بعد از یک هفته از مصاحبه فنی برای مصاحبه منابع انسانی صدام کردند .مصاحبه طولانی بود و تاکید داشتند که ما خودمون را جزئی از سازمان می دونیم و حتی اگر لازم باشه تا ساعت ۱۱ می مانیم. منم چون کار عملیاتی زیاد کرده بودم برام مسئله ای نبود .گفتن خبر میدهیم .بعد از یک هفته تماس گرفتند که تبریک میگیم شما تو مصاحبه قبول شدید و ما برای تاریخ شروع کار با شما تماس میگیریم .شما هم قول بدید که دیگه با جایی مصاحبه نکنید .۳ هفته بعد تماس گرفتند گفتند ما به تخصص شما نیاز داریم اما واقعیتش یک نفر دیگه قرار شده یک خبری به ما بده میشه دو هفته دیگه هم صبر کنیم .من عجله ای نداشتم پذیرفتم .بعد از کلی تردید تماس گرفتند گفتند برای شروع کار بیا و مدارکت را بیار .از همان روز اول شروع کردند به چالش کشیدن من می گفتند چون شخصی که من میخوام ازش کار تحویل بگیرم میخواد به خارج از کشور بره ۳ ماه فرصت نداریم که کار را تحویل بگیری باید زودتر کار را تحویل بگیری .ده روزی بیشتر نشده بود و من هنوز نتونسته بودم توانایی های مو نشون بدم صدام کردند گفتند شما کارت خوبه اما اون خلاقیت ای که ما میخواهیم نداری من خیلی جا خوردم چون در تمام ۸ سالی که کار کرده بودم همه مدیران از توانایی هام تعریف میکردند و هنوز هم بهم پیشنهاد کار میدهند .بعد از اون روز به مدت یک هفته کاری به من داده نشد .من از این وضعیت خسته شده بودم گفتم اگر نمی خواهید بهم بگید من خودم استعفا را میدم چون نمی تونم با این شرایط کار کنم .گفتند پیشنهاد خوبی چون شما خیلی تو مصاحبه درخشیدی اما تو این ده روز نتونستین انتظارات ما را برآورده کنی .منم با توجه به شرایط استعفا دادم و قطع همکاری کردم .بعدا متوجه شدم فردی که منتظر تماسش بودن بهش گفته پشیمون و میخواد باهاشون کار کنه .من کار کردن تو علی بابا را به کسی توصیه نمی کنم چون به نظر این رفتار انسانی نیست و اعتماد به نفس چندین ساله آدم ها را زیر سوال میبره .من در حال حاضر در یک شرکت بزرگ با همین سمت و حقوق بیشتر مشغول به کار هستم . توصیه من به دوستان .هر جایی میخواهید استخدام بشید حتما تحقیق کنید بعضی از شرکت رنگ و لعاب زیبایی دارند .
مصاحبه ها اصلا جالب نبود. سعی نکردند بیشتر استرس بدند و خودنمایی کنند تا یک مصاحبه حرفه ای. بدترین موضوع هم عدم صداقت در مصاحبه بود. به طوریکه در مراحل مختلف مصاحبه موارد ضد و نقیضی می شنیدم … مثلا یکی شون می گفت بیمه تامین اجتماعی مون کامله، ولی نهایتا از دوستام که کار می کنند اونجا متوجه شدم بیمه به اندازه حداقل حقوق رد می شه! سوالات هم کاملا کلیشه ای بود و حوصله سر بر حس خوبی نداشتم و هر زمان اسم علی بابا رو می بینم یاد روز مصاحبه و تجربه بدش میافتم. به نظرم تو گزینه های آخرتون باشه …
من با آقایی که مدیر بخش جذب بودند مصاحبه شدم، ایشون اصلا حرفه ای نبودند و مصاحبه کننده هم نبودند به عنوان اچ آر. کلا چهار سوال کلی ساده پرسیدند و در طول کل مصاحبه سرشون تو لب تاب بود و این حس را می داد که به حرفت گوش نمی دهد و بعد از اینکه پاسخ من تموم می شد ایشون ۵ دقیقه فکر می کردند که سوال بعدی رو چی بپرسند در صورتی اگه به من گوش داده بودند نیاز نبود اینقدر فکر کنند. تقریبا من رو نیم ساعت مصاحبه کردند و بقیه رو خودشون حرف زدند و بقولی قصد داشتند برندینگ کنند و تو حرفاشون گفتن که شما الان سفیر علی بابا هستید از لحاظ برندینگ، خیلی دوست داشتم بگم برادر من اگر شما اصول یک مصاحبه حرفه ایی رو بلد بودید و حرفه ای منو مصاحبه کرده بودی کافی بود، نیاز نبود کلی حرف بزنی و برندینگ کنی. توصیه ام اینه که اگر دنبال کار کردن با افراد حرفه ای و پر دانش هست کلا بیخیال علی بابا بشه
اکثرا چندین مرحله مصاحبه اومده بودن با افراد و سمت های مختلف مصاحبه داشتن همکاران اما من با یک جلسه مصاحبه مشغول بکار شدم و بهترین شرکتی بود که باهاش همکاری داشتم و در این تایم متاسفانه به دلایلی تعدیل شدم اما شرکت واقعا درکمون کرد و سعی کرد خدمات و پاداشی بده که که تا یه مدتی مشکلی واسمون پیش نیاد.ولی یه چیزی که حتما باید بگم من تو مصاحبه با شرکت علی بابا خود خود واقعیم بودم و فک میکنم کاملا متوجه شدن و درک کردن درصورتی که با شرکت های دیگه مصاحبه هایی داشتم واقعا مدلی هستن یا بودن که انتظار دارن مدل خودت نباشی و فقط یه سری چیزا رو ظاهرا بگی من اینطورم فلانم .خودشونم باورشون میشه حتی ولی نظر من این هست که تومصاحبه با این شرکت خود واقعیتون باشین و پر انرژی توصیه من به کسانی که میخوان تو این شرکت کار کنن این هست که واقعا باید صبر و حوصله فوقالعاده ای داشته باشن ۱۰ برابر شرکت های دیگه بدلیل حجم بالای کار ویژگیهایی که براشون مهم بود: پرانرژی بودنم و با انگیزه بودن و هدفمند بودنم
با من تماس گرفتند و جلسه مصاحبه ست شد. در جـلسه اول مـصاحـبه سـوالاتی در مـورد php و سـوالات کلی که در مـصاحـبه ھـا پـرسیده می شـود جـواب دادم. در آخـر جـلسه تـوضیحاتی در مـورد پـروژه و کارھـایی که بـاید در این پـروژه انـجام بـدھـند داده شـد. گـفتند که بـرای شـما ایمیلی فـرسـتاده می شـود که باید یک پروژه کوچک را انجام دھید. در حـالی که مـنتظر ایمیل پـروژه بـودم، مسئول hr ، ایمیلی بـه مـن زدنـد و زمـانی را بـرای مـصاحـبه بـا hr بـه مـن اطـلاع دادنـد. این مـصاحـبه حـدود یک سـاعـت طـول کشید و بیشتر سـوالاتی در مـورد خـودم و کار تیمی پـرسیده شـد و تـوضیحاتی در مـورد شـرایط کار در علی بـابـا بـه مـن داده شـد. در آخـر جـلسه اعـلام کردنـد که بـه زودی مـصاحـبه دیگری بـا CTO مجـموعـه و CMO علی بـابـا خواھم داشت! زمـانی که بـرای ھـماھنگی مـصاحـبه بـعدی بـا مـن تـماس گـرفـتند، از مـن خـواسـتند که یک سـاعـت زودتـر بیایم تـا قـبل از مـصاحـبه بـا CTO و CMO چـند آزمـون hr نیز بـدھـم. چیزی که در جـلسه دوم مصاحبه به من اعلام نشد. در روز مـصاحـبه، دو تسـت شخصیت شـناسی از مـن گـرفـته شـد و بـعد مـنتظر مـصاحـبه بـعدی مـانـدم. مـصاحـبه بـعدی بـا CTO انـجام شـد و مسئول CMO در مـصاحـبه حـضور نـداشـت. در انـتھای مـصاحـبه مـن پـرسیدم “چـقدر زمـان می بـرد تـا جـواب این مـصاحـبه را بـه مـن اطـلاع بـدھید؟” گـفتند حـداکثر تـا ٢ روز کاری ھمکارانـم نتیجه را بـه شـما اعـلام می کنند. در حـالی که نتیجه مـصاحـبه بـه مـن اطـلاع داده نشد. بعد از یک ھفته ایمیلی برای من ارسال کردند با این عنوان: “ سلام یکی از دو پروژه زیر به اختیار انجام شود ” مـن بـا وجـود اینکه فکر می کردم جـلسات مـصاحـبه تـمام شـده و انـتظار چنین ایمیلی را نـداشـتم یکی از پـروژه ھا را انجام دادم و ارسال کردم. بـه نـظر مـن خیلی بھـتر بـود اگـر قـبل از ارسـال ایمیل پـروژه بـا مـن تـماس گـرفـته می شـد و زمـان ارسـال پـروژه ھـماھـنگ می شـد. شـاید زمـانی که پـروژه را ارسـال می کنند کسی مشکلی داشـته بـاشـد و نـتوانـد کار را در مدت مشخص شده برساند. بـا این حـال از زمـانی که مـن پـروژه را ارسـال کردم پاسخی به من داده نشد. من تماس گرفتم و خواستم که نتیجه به من اعلام شود. بعد از چند روز یکی از کسانی که با من مصاحبه کرده بود تماس گرفت و پس از عذرخواهی گفت من فکر می کردم که از طرف hr نتیجه به شما اطلاع داده شده ،گفت شما برای این موقعیت خیلی خوب هستید و ما قصد استخدام شما را داریم ولی مدیر پروژه تصمیم گرفته که تغییراتی در پروژه داده شود. به همین دلیل ما در حال حاضر قصد استخدام نداریم!!!! و بعد از ۴ جلسه مصاحبه این بدترین دلیلی بود که برای استخدام نکردن می تونستن بیارن برای مصاحبه با این شرکت وقتتون رو هدر ندید. منابع انسانی این شرکت اصلا کار خودشون رو بلد نیستن ویژگیهایی که براشون مهم بود: کار تیمی و نحوه ارتباط شما با مشکلات گروه بیشترین اهمیت رو براشون داشت
مصاحبه خوبی بود من اولش خیلی استرس داشتم ولی دونفری که باهام مصحابه کردن خیلی رفتار دوستانه ای داشتن و کاملا طوری صحبت کردن که من استرسم کم بشه، از سوالای آسون شروع شد و با توجه به چیزی که توی رزومه نوشته بودم ازم سوال میکردن یه سوال پیچیده گی زمانی هم پرسید که من با کمک خودش تونستم جواب بدم در کل خیلی چیز سخت یا غیرعادی نپرسیدن ولی من بدون آمادگی رفته بودم و همین باعث شد پذیرفته نشم.بعد هم یه سری سوالات رو انگلیسی پرسید و من جواب دادم. به نظرم علی بابا داره حرفه ای کار میکنه و روند مصاحبه ش هم چیز عجیب یا غیرعادی نیست اگر با آمادگی ذهنی برید میشه از پسش براومد و اینکه چیزهایی که واقعا بلد هستید رو توی رزومه بیارید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: ازم در مورد اینکه نظرم در مورد فضای کار موردعلاقه م چیه پرسیدن و فکر میکنم اخلاق حرفه ای براشون مهم باشه.
جلسه اول مصاحبه با سرپرست فروش و مدیر فروش سازمانی بود. سوالات تخصصی پرسیده شد و از تجربه های کاری من در این زمینه پرسیده شد. جو مصاحبه بسیار صمیمی و خوب بود. قرار بود در سریعترین زمان برای مصاحبه با واحد منابع انسانی به من اطلاع بدن ولی حدودا یک ماه طول کشید. جلسه دوم با کارشناس ارشد جذب و استخدام علی بابا بود. جلسه بسیار خوب و عالی بود و بیشتر سوالات برای شناخت روحیات و اخلاقیات افراد و نزدیکی به فرهنگ سازمانی علی بابا بود. بعد از حدود ۴ روز هم ایمیل فرستاده شد و اعلام شد که در حال حاضر امکان همکاری وجود نداره ولی رزومه جهت موقعیت های شغلی دیگه بایگانی میشه.
مصاحبه من در شرکت علی بابا کلا ده دقیقه طول کشید به این دلیل که با وجود ارسال رزومه و مصاحبه تلفنی با منابع انسانی و توضیح کلیه سوابق کاری در جلسه مصاحبه اعلام کردند که نفر با سابقه کار مرتبط نیاز دارند و حتی نفر مربوطه را نیز انتخاب کردند . در واقع هیچ سوال خاصی از من پرسیده نشد و جواب از همون اول براشون روشن بود . می تونستن اصلا دعوت به مصاحبه نکنن و یا حتی مصاحبه رو کنسل کنن اینطوری خیلی بهتر و حرفه ای تر بود . در واقع من دو مرحله کلیه شرایط و سوابق کاری خودم را شرح داده بودم و قبل از جلسه مصاحبه اصلا به این نکته اشاره نشد که به سابقه کار مرتبط نیاز دارند فقط اعلام کرده بودند که مدرک PSM I براشون اهمیت داره که خب من این مدرک دارم .به هرحال با توجه به وقتی که صرف کردم تجربه بد و رفتار نامناسبی بود با توجه به تجربه من و بازدید شرکت از نزدیک به نظرم تبلیغات و شعارهایی که مدیران این شرکت در شبکه های مجازی پخش می کنند کاملا برخلاف واقعیت موجود هست .
در وهله اول مسیر شرکت خیلی دور هست نزدیک مترو بیمه در کارخانه فناوریه که یکسری سوله هست که مربوط به شرکت های استارتاپی دیگه است. در مصاحبه اول از امکانات شرکت و شناوری زمان کاری و این موارد اعلام کردن. بعد سوالات فنی در مورد طراحی datawarehouse و معماری ان پرسیدن و بعد در مورد تجربه های کاری قبلی . تکنیک های جدید حوزه BI. گفتن در مصاحبه بعدی باید حداقل ۴ ساعت زمان در شرکت حضور داشته باشیم برای انجام پروژه. که با توجه به کرونا این مرحله انجام نشد و به زمانی دیگری موکول شد. پس از تعدیل بسیاری زیادی که در سال ۹۸ برای کارکنان علی بابا اتفاق افتاد عملا استخدام در این شرکت با شک و شبهه است.
مصاحبه اول گروهی بود قدرت مذاکره تعامل و سرچ کردن خیلی مهم بود ولی معلوم نشد چه جوری انتخاب کردن مرتب همه ی افرادشون تو رو به چالش می انداختن که وقت نداری نمیتونی تو باختی دیگه وقت نزار این کار بی فایده است چه جوری بلد نیستی اینو انجام بدی و …. یک بدی بارزش این بود که آخر سر توضیح ندادن فلانی رو بر چه اساسی انتخاب کردیم … دومی اصلا سوالی نپرسیدن! فقط گفتن خیلی سابقه داری؟ گفتم نه همین و بس دومی خیلی بد بود شرکت سلیقه ای از هرکی خوششون بیاد تحویلش میگیرن ویژگیهایی که براشون مهم بود: قدرت تعامل
روند مصاحبه خیلی جالب نبود. سعی نکردند استرس مصاحبه رو پایین بیارن. نوع مصاحبه بازخواستی بود. بدترین چیزش عدم صداقت در مصاحبه بود. چون گفتن که فیدبک مصاحبه رو ایمیل میکنند و نکردند. سوالات کاملا کلیشه ای بود. و نگاه مصاحبه کننده از بالا به پایین بود بشدت. کلا حس خوبی نسبت به این مصاحبه نداشتم. و هر زمان اسم علی بابا رو میبینم یاد روز مصاحبه و حس بدش میافتم.
خیلی با انرژی شروع شد و چون من سابقه کار در آژانس داشتم بهم خیلی کمکم کرد یه سوال قوی پرسیدن که یه هرم رو تصور کن جایگاهتو کجای هرم میبینی؟ من گفتم قطعا توی ردیف های بالا اگر صدر هرم نباشم کف هرم هم نخواهم بود. پرسیدن برای کسب جایگاه مناسب توی هرم فکر میکنی مهمترین ویژه گی چی هست؟ گفتم انعتاف پذیری. گفتن قراره از سخت ترین جایگاه شروع کنی و گذاشتنم پشتیبانی شیفت شب ساعت ۱۶ الی ۲ بامداد مسیرم دور بود ولی قبول کردم الان ۲ سال خورده ای گذشته و من سرپرست عملیات تیم تور علی بابا هستم و از سخت ترین نقطه شروع کردم تا جایگاه مناسب ببین با انرژی برو علی بابا و اگه فکر میکنی نمیتونی با هر تایپ ادمی ارتباط بگیری و همکاری داشته باشی پیشنهاد نمیکنم بری
سوالاتی که از من پرسیده شد بشدت ابتدایی بود و کلا نیرویی که با من مصاحبه کرد ظاهرا مسئول جذب منابع انسانی بود.در مورد مدیرعامل حرف زدن و فرهنگ علی بابا.البکا من از دوستانی که تو این شرکت هستن شنیده بودم که شدیدا اما چیز بتو دیکته میشه و مخصوصا تو منابع و مدیر منابع ظاهرا بشدت خودبین و متظاهره و نگاه از بالا به پایین داره و کلا همه براش بی ارزشن و فقط خودش درست فکر میکنه من اصلا خوشم نیومد فقط طبل تو خالی بود که از دور فقط صدا داشت قبلش حتما تحقیق کنه چون اینجا شدیدا همه چی تقلید شده از شرکتای بزرگی مثل کافه بازار ولی اصلا شبیه اونا نیست فقط سعی میکنن خودشون خیلی خاص و مدرن نشون بدن.البته الان فهمیدم که بزرگترین مشکل اونجا بخاطر بنیانگذارش و ادعا ها و بی حرمتی اای ایشون هستش.اخراج آدما کاملا سلیقه ای و شدیدا سیستم سفارشی و پارتی بازی دیده میشه.حتی افرادی که هیچ قابلیتی ندارن فقط بخاطر سفارش مدیر ارشد وارد شرکت میشن.سیستم بشدت خبرچینی و خاله زنکی داره.مدیر ارشد دوست داره همه براش خبر ببرن و جاسوسی کنن
من درخواستی برای این پوزیشن و برای شرکت علی بابا نداشتم اما خودشون یک بار تماس گرفتند و من رو به جلسه مصاحبه دعوت کردند که من گفتم تمایلی ندارم. بعد اصرار کردند و گفتم باشه. مصاحبه به صورت اسکایپی بود و سوالات فنی بود و خیلی اچ آری نبود و تقریبا هرچی بلد بودم رو گفتم اونایی هم که بلد نبود رو گفتم بلد نیستم. حدود نیم ساعت طول کشید و قرار شد نتیجه رو خبر بدن ولی بعد از ۲ ماه هنوز اعلام نکردند.
من برای یکی از هلدینگ های علی بابا مصاحبه داشتم، توی مصاحبه با مدیر فنی از کلیت کار و مدل کسب و کار و تیم صحبت شد بعد درخواست انجام یک آزمون رو دادند انجام دادم فرستادم فرداش تماس گرفتند توی مصاحبه فنی پذیرفته شدی بیا برای مصاحبه منابع انسانی قبلش هم در مورد حقوق صحبت کردیم گفتن توی اشل حقوقی شون هست و اوکیه. روز مصاحبه منابع انسانی در انتهای جلسه گفتن شما خیلی رسمی و مودبی و از من سوال کردن اگر مدیر علی بابا باشی چرا خودت رو استخدام نمیکنی گفتم وقتی همه رفتارشون باهم راحته و به اسم کوچیک صدا میکنن پس یه آدمی که رسمیه و مودب ممکنه از نظر مدیر با تیم خوانایی نداشته باشه تایید کردن و همین شد دلیلی برای تایید نشدن… میدونم الان همه فکر میکنند دلیلی غیر از این بوده اما هرچیی صحبتهاشون و مدل رفتاریشون رو بررسی میکنم این تنها دلیل برای تایید نشدنم بود… اما بعدش ایمیل زدن تایید نشدم خیلی خوشحال شدم چون اگر میرفتم و همکاری میکردم به دوماه نکشیده بود استعفا میدادم و رزومه ام هم خراب میشد. اما در نهایت براشون آرزوی موفقیت کردم و آرزوی موفقیت دارم.
برخوردشون عالی بود، هم محیط شرکت و هم شخصی که مصاحبه کرد خیلی خوب بود، قبلش استرس داشتم ولی وقتی مصاحبه شروع شد لحن دو نفری که مصاحبه میکردن خیلی گرم و آروم بود و با دقت بهم گوش میکردن سوالهای شخصیتی پرسیدن اصلا تخصصی نپرسیدن فقط گفتن حسابداری ارزی کار کردی که گفتم نه ولی یاد میگیرم، البته رفتار غیر حرفه ایشون این بود که همون اول اصلا خودشون رو معرفی نکردن که من بدونم با کدوم قسمت و چه اشخاصی دارم مصاحبه میشم و هیچی در مورد خودشون نگفتن فقط از من پرسیدن و یه چیزایی هم یادداشت کردن.بعد از حدود یک هفته هم بهم ایمیل زدن که متاسفانه کمتر انطباق داشتی با شخص مد نظر ما. صادق و رو راست باشه و اینکه منتظر هر نتیجه ای باشه چون من واقعا فکر میکردم پذیرفته میشم چون برای هر کسی گفتم چیا پرسیدن و چیا در جواب گفتم همه میگن عالی گفتی، خودشونم نظرشون مثبت بود ، ولی میذارمش به عنوان تجربه مصاحبه ویژگیهایی که براشون مهم بود: کار گروهی و تعامل سازگار با بقیه همکارها ،دقت و توجه و تمرکز بر حسب شغل حسابداری براشون مهم بود
مصاحبه من بصورت اسکایپ بود، منابع انسانی در استکهلم بود و ما تصویری صحبت کردیم، سوالهای مرتبط و غیر مرتبط می پرسیدن، و خیلی گیر میداد که چرا از شرکت قبلی بیرون اومدی، حالا هی من میگفتم مدیر پروژه ام و وقتی پروژه ام تموم میشه کاری با شرکت نداشتم، باز از یه در دیگه وارد میشد، آخر سر هم وقتی حقوق رو گفتم یجوریش شد، انتظار حقوق چهار تومنی برای مدیر پروژه ۱۵ سال سابقه با مدرک معتبر بین المللی رو داشت.
یک مرحله مصاحبه رفتم که فنی بود. چون من در رزومم نوشته بودم برنامه نویس فرانت اند کار کردم؛ در این خصوص از من سوال شدو با سئوالای فنی من رو به چالش کشیدن و حالم ی کم بد شد چون بعضی سئوالات رو نتونستم جواب بدم.
سوال هایی که از من پرسیده شد بیشتر از اینکه مهارت نرم رو در نظر بگیره دانش رو در نظر میگیرفت. یکی از principle های اجایل رو بگو. یا مثلا شاخص های سلامت محصول رو نام ببر. برای همین فکر میکنم یه آدمی رو میخواستن که جدای از تفکر پروداکتی روی این جور تئوری ها هم تسلط داشته باشه. کلا یه حس مچ گیری هم داشتم. یعنی انگار که منتظر بودن یه جوابی بدم و بعد اون جواب رو انقدر به چالش بکشن که بعد تو فکر کنی اشتباه جواب دادی. در کل من خیلی احساس راحت بودن نداشتم. و سوال ها رو هم از جنس مدیرمحصولی ندیدم. حالا شاید اونا توقع و نظرشون چیز دیگه ای بوده.
قبل از اینکه برم برای مصاحبه بهم گفته بودند که آن پیج رو بررسی کنم و توی یه فایل براشون ارسال کنم منم همین کار رو کردم و نزدیک ۱۴ صفحه ایراد از سئو داخلی مکتوب و ایمیل کردم . با خودم فکر کردم که من در مصاحبه با یک تیم حرفه ای گسترده طرف هستم و گفتم الان من رو با کلی سوال توی چالش بندازند . بعد که در دفتر علی بابا در خ مطهری حضور پیدا کردم مصاحبه توسط یک نفر انجام شد ! ایشون گفتند که چندین ماهه کل مسئولیت سئو در دست ایشون بوده و تنهایی این کار را انجام می دادند که من بسیار از این موضوع تعجب کردم که چطور شرکت به این بزرگی با این همه نتایج برتر در گوگل باید توسط یک نفر اداره و نگهداری میشد. جالب تر از اون که سوالاتی که میپرسیدند بسیار مضحکانه بود و در حد چنین شرکتی نبود . به طور مثال فرق html5 با نسخه قبلی چیه ؟ از سئوکارها کیارو میشناسی ؟ و از این جور سوالات . سوالی که از همه بیشتر متعجب شدم این بود که توقع داشتند با برنامه نویسی سمت بک اند آشنایی داشته باشم در صورتی که نیازی نیست و اکثریت متخصصین سئو برنامه نویسی سمت بک اند نمی دانند .در کل توقع داشتم سوالات چالشی و ارتقاء رتبه سایت در حوزه های مختلف کاریشون مثل تور ها ازم سوال بشه و سولوشن هایی را مطرح کنم و بیشتر خودم را برای ارائه راهکار اماده کرده بودم ولی زهی خیال باطل … خیلی هم نگاه بالا به پایین داشتنند در صورتی که با بررسی بیشتر متوجه می شوید این سایت با تبلیغات گسترده و هزینه ای گزافی که میکنند بالا امده ! نه از راه کار های علمی و منطقی. در کل از رفتنم پشیمان شدم و به کسی توصیه نمیکنم بره .
شاید از بین تمام کسانی که تجربه مصاحبه در علی بابا را داشتند من تلخ ترین خاطره را داشته باشم .وقتی برای مصاحبه در علی بابا رفتم ۸ سال سابقه کار مفید توی شرکت های معتبر و بزرگ ایرانی داشتم .مصاحبه فنی من خیلی خوب بود تقریبا ۹۵ درصد سوال ها را جواب دادم .بعد از یک هفته از مصاحبه فنی برای مصاحبه منابع انسانی صدام کردند .مصاحبه طولانی بود و تاکید داشتند که ما خودمون را جزئی از سازمان می دونیم و حتی اگر لازم باشه تا ساعت ۱۱ می مانیم. منم چون کار عملیاتی زیاد کرده بودم برام مسئله ای نبود .گفتن خبر میدهیم .بعد از یک هفته تماس گرفتند که تبریک میگیم شما تو مصاحبه قبول شدید و ما برای تاریخ شروع کار با شما تماس میگیریم .شما هم قول بدید که دیگه با جایی مصاحبه نکنید .۳ هفته بعد تماس گرفتند گفتند ما به تخصص شما نیاز داریم اما واقعیتش یک نفر دیگه قرار شده یک خبری به ما بده میشه دو هفته دیگه هم صبر کنیم .من عجله ای نداشتم پذیرفتم .بعد از کلی تردید تماس گرفتند گفتند برای شروع کار بیا و مدارکت را بیار .از همان روز اول شروع کردند به چالش کشیدن من می گفتند چون شخصی که من میخوام ازش کار تحویل بگیرم میخواد به خارج از کشور بره ۳ ماه فرصت نداریم که کار را تحویل بگیری باید زودتر کار را تحویل بگیری .ده روزی بیشتر نشده بود و من هنوز نتونسته بودم توانایی های مو نشون بدم صدام کردند گفتند شما کارت خوبه اما اون خلاقیت ای که ما میخواهیم نداری من خیلی جا خوردم چون در تمام ۸ سالی که کار کرده بودم همه مدیران از توانایی هام تعریف میکردند و هنوز هم بهم پیشنهاد کار میدهند .بعد از اون روز به مدت یک هفته کاری به من داده نشد .من از این وضعیت خسته شده بودم گفتم اگر نمی خواهید بهم بگید من خودم استعفا را میدم چون نمی تونم با این شرایط کار کنم .گفتند پیشنهاد خوبی چون شما خیلی تو مصاحبه درخشیدی اما تو این ده روز نتونستین انتظارات ما را برآورده کنی .منم با توجه به شرایط استعفا دادم و قطع همکاری کردم .بعدا متوجه شدم فردی که منتظر تماسش بودن بهش گفته پشیمون و میخواد باهاشون کار کنه .من کار کردن تو علی بابا را به کسی توصیه نمی کنم چون به نظر این رفتار انسانی نیست و اعتماد به نفس چندین ساله آدم ها را زیر سوال میبره .من در حال حاضر در یک شرکت بزرگ با همین سمت و حقوق بیشتر مشغول به کار هستم . توصیه من به دوستان .هر جایی میخواهید استخدام بشید حتما تحقیق کنید بعضی از شرکت رنگ و لعاب زیبایی دارند .
مصاحبه ها اصلا جالب نبود. سعی نکردند بیشتر استرس بدند و خودنمایی کنند تا یک مصاحبه حرفه ای. بدترین موضوع هم عدم صداقت در مصاحبه بود. به طوریکه در مراحل مختلف مصاحبه موارد ضد و نقیضی می شنیدم … مثلا یکی شون می گفت بیمه تامین اجتماعی مون کامله، ولی نهایتا از دوستام که کار می کنند اونجا متوجه شدم بیمه به اندازه حداقل حقوق رد می شه! سوالات هم کاملا کلیشه ای بود و حوصله سر بر حس خوبی نداشتم و هر زمان اسم علی بابا رو می بینم یاد روز مصاحبه و تجربه بدش میافتم. به نظرم تو گزینه های آخرتون باشه …