یکی از عجیب ترین مصاحبههایی بود که تو این چندین سال رفته بودم. به من اطلاع دادن که برای مصاحبه برم اونجا. اول یه برگه گذاشتن جلوم تست IQ بود که خیلی ساله منسوخ شده و یه نفر دیگه هم مثل من برای مصاحبه اونجا بود و تست رو جیبیتی داشت براش حل میکرد. من بعد از تست انتظار مصاحبه فنی و تخصصی داشتم ولی بهم همونجا اطلاع دادن که مصاحبه HR هست. یه خانومی که فکر کنم مدیر hr اونجا بود چندتا سوال پرسید و بعد درکمال تعجب شروع کرد سوالات تخصصی پرسیدن! ایشون درخصوص OKR مدام سوال میپرسیدن و وقتی بهشون جواب میدادم پافشاری میکردن که من دارم اشتباه میکنم و ایشون درست میگن. ایشون فرق KR و اکشن رو نمیدونست و با نیشخند به جوابی که بهشون میدادم میخندیدن ومیگفتن KR همون اپیک هاس! درخصوص Career Path و مسیر شغلی پرسیدم و گفتن همچین چیزی نداریم ولی داشتن. ایشون نمیدونستن کریر پس چیه چون چندتا سوال پرسیدم و متوجه شدم که اگه پرفورمنس خوبی داشته باشی میتونی ارتقا داشته باشی ولی خب ایشون در جریان نبودن معنی کلمه کریر پس چیه و اصرار داشتن که همچین چیزی تو سازمان وجود نداره. درنهایت به نظر میاد چون به ایشون توضیح زیاد و چیزیکه دوست نداشتن دادم، رد شدم. فوقالعاده مصاحبه غیرحرفه ای بود و به نظر میاد وقتی یکی با این دانش حداقلی همچین سمتی اونجا داره شرکت جالبی برای کار کردن نیست کاش مصاحبه رو آنلاین برگزار کنین که وقت خودتون و بقیه رو نگیرین ممنون
ویکیتجربه — تجربه واقعی کار در شرکتهای ایران
ویکیتجربه پلتفرم فارسی و رایگان ثبت تجربه کاری و مصاحبه در شرکتهای ایرانی است. قبل از قبول پیشنهاد شغلی، تجربه همکاران سابق را بخوان و تصمیم شغلیات را بر پایه داده بگیر، نه شانس.
متاسفانه برای نیروی انسانی کمترین حق، که دادن حقوق نیروهاست رو قائل نیستن و این موضوع به قول خودشون 20 ساله توی این شرکت وجود داشته و عادیه و جالبه که یه سری…
از نظر حقوق و مزایا، اسنپپی شرایط نسبتاً خوبی دارده و پرداخت حقوق نیز منظم و بهموقع انجام میشه. همچنین کار کردن در مجموعهای با برند شناختهشده مثل اسنپ…
واقعاً کلکسیونی از رفتارهای غیرحرفهای و چندشآوره! شرکتی که از سال ۸۳ با کلی زحمت و خون دل شروع به کار کرده و تقریباً هر کسی که از قدیمیهای اینترنت ایران…
تجربه من از این شرکت، متأسفانه همراه با بینظمی و ضعف جدی در مدیریت بود. حقوقها گاهی تا دو ماه با تأخیر پرداخت میشد و عیدی، سنوات و پاداشها هم معمولاً خیلی…
اگر دوست دارید سلامت روانتون رو از دست بدید و بابتش هر ماه 15وم 18وم 20وم حقوق بگیرید حتما صبانت رو برای کار انتخاب کنید. محیط به شدت سمی، مدیریت به روش…
قبل از اینکه وارد هفهشتاد بشم، توی فرایند مصاحبه کامنتهای ویکیتجربه رو خونده بودم. چیزی که بعداً خودم تجربه کردم، تو بعضی بخشها با تصویری که از اون…
بابا کجای کاریییییین !!!!! این داستان فقط قضیه سرپرست و اون کارمند و باقی کارمندا نبوده. مسئله جلوگیری کردن از افشای این اطلاعات پیش حاجی تو اصفهانه، واقعا فکر…
تجربه من از این شرکت اصلاً تجربه خوبی نبود. محیط کاری بهشدت ناسالم و پر از روابط پشتپرده و غیررسمی بود و این حس وجود داشت که اگر با جریانها و افراد خاصی…
ظاهر شرکت حرفهای و ساختار سازمانی آن در نگاه اول قابلقبول به نظر میرسد، اما تجربه کاری من با فضای داخلی مجموعه، تصویری کاملاً متفاوت ایجاد کرد. متأسفانه در…
تجربهام از فرآیند جذب در گروه ترنا خیلی خوب بود. برخلاف خیلی از شرکتها که مصاحبهها بینظم است، اینجا همه چیز خیلی حرفهای و اصولی پیش رفت. انتظارات از روز…
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.
پربازدیدترین شرکتها
مشاهده همهپرتجربهترین شرکتها
مشاهده همهجدیدترین شرکتها
مشاهده همهمرور بر اساس صنعت
آخرین تجربهها
بیشتراول از همه اینکه این آکادمی تقریبا هیچ ردپای دیجیتالیای نداره و این در تناقضی بزرگ با ادعای خودشونه که یک شرکت بینالمللی با تعداد زیادی کارمند هستند. من برای این آکادمی در جابویژن رزومه فرستادم که تایید شد و اطلاع دادن باید عضو یک چنل بشم. اونجا شرایط کار رو توضیح داده بودن که البته بسیار مشکوک بود. مخصوصا اینکه نباید کسی میفهمید ما ایرانی هستیم و باید با اسم انگلیسی خودمون رو معرفی میکردیم. کار هم تدریس انگلیسی به بچههای چینی بود. خیلی واضح گفته بودن باید وانمود کنیم نیتیو هستیم چون به والدین گفته شده معلم بچههاشون نیتیو انگلیسیزبانه! سر این مسائل من منصرف شدم و مدتی ولش کردم. در اینمدت، در همون سایت جابویژن یک آگهی دیگه دیدم دقیقا مشابه آگهی پلیبان فقط با یک اسم دیگه. اضافه کنم که هرچهقدر دنبال یک مکان فیزیکی با اسم پلیبان در دنیا گشتم چیزی پیدا نکردم. در نهایت با پیشنهاد دوستی وارد پروسهی استخدام پلیبان شدم (با شک و تردید کامل). اینو همینجا بگم که من مدرک لیسانس ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران دارم و الان در مقطع ارشد اموزش انگلیسی در همین دانشگاه مشغول به تحصیلم. مدرک تیتیسی هم دارم و حداقل ۷ ساله که زبان تدریس میکنم. اینو میگم که بدونید با تجربه و دانشِ صفر نرفتم سراغ این کار. اول از همه یک ویدیو معرفی به زبان انگلیسی ازم خواستن که برای تیم ایرانشون فرستادم. بعد از تایید و تبریک، گفتن یه اپلیکیشن نصب کنم و اونجا به ادمین چینی پیام بدم. ادمین چینی (بدون هیچ اسمی) یه ویدیوی معرفی دیگه به زبان انگلیسی ازم خواست (برای نشوندادن به والدین چینی) به همراه ارسال مجدد رزومه و مشخصکردن تایم خالی در هفته برای کلاس. همه رو فرستادم و تایید کرد. بعد ازم خواست یه دموی ۱۵ دقیقهای از کتابی که برام فرستاده ضبط کنم و بفرستم. انجام دادم و منتظر پاسخ موندم. دو هفته بعد پاسخ داد که تبریک قبول شدید و حالا باید با یک زباناموز واقعی دمو داشته باشید (چیزی که قبلا نشنیده بودم هیچ موسسهای بخواد). دوباره ازم خواست جدول کلاسبندی پر کنم و متریال رو برام دقیقا روزِ دمو فرستاد که تقریبا هیچ وقتی برای آمادهشدن نداشتم. کلاس آزمایشی شروع شد که باید ۲۵ دقیقه طول میکشید. غیر از من و بچه کسی توی کلاس نبود. یه بچهی فوقالعاده شیطونِ هفتساله بود و کلاسمون جوری بود که به جفتمون خوش گذشت و چیز جدید یاد گرفتیم ضمن اینکه مطالبی که باید تدریس میشد کاور شد. تقریبا مطمئن بودم خوب از پس بچه و شیطنتهاش براومدم. دوباره یک هفته نشستم به انتظار پاسخ از طرف ادمین چینی و هرروز اپلیکیشن رو چک میکردم. بالاخره بعد از یک هفته این پاسخی بود که دریافت کردم: “dear teacher, we are sorry to inform you that your application has been unsuccessful.” بدون هیچ توضیح دیگری. دو ماه تمام این پروسه طول کشید و کل تابستون من گذشت که فقط اینو بشنوم. یه بیاحترامی به تمام معنا. خلاصه که وقت من هدر رفت. شما سراغش نرید.
متاسفانه برای نیروی انسانی کمترین حق، که دادن حقوق نیروهاست رو قائل نیستن و این موضوع به قول خودشون 20 ساله توی این شرکت وجود داشته و عادیه و جالبه که یه سری ادما هم بهش عادت کردن ممکنه 2-3ماه حقوق رو پرداخت نکنن و بابت این موضوع هم هیچکس پاسخگو نیست خیلی وقت ها داخل حساب شرکتی که اسما نفت و گازیه حتی اندازه پول اسنپ هم پول نیست به عالم و ادم بدهکارن و هیچکس عین خیالش نیس ذره ای آبرو توی صنعت و بازار کار ندارن و براشون مهم هم نیست توی چندسال تجربه کاری بدترین و بی مسئولیت ترین شرکتی بوده که دیدم
مصاحبه بسیار آسان بود و مصاحبه کننده سوالات تخصصی نپرسیدن از تجارب کاری من پرسیدن و چندتا سناریو ساده رو جلو بردن و حقوق پیشنهادیم رو پرسیدن. تنها مسئلهای که یکم اذیتم کرد اشاره مداوم به پوشش و حجاب بود و تاکید زیاد داشتن که حجاب براشون خیلی مهمه؛حتی قبل از مصاحبه بهم گفته بودن که تو مصاحبه آنلاین حجاب داشته باشم. انقدری که رو این موضوع تاکید میکردن رو دانش من اصراری نداشتن با وجود اینکه پوزیشنی که دنبالش بودن مدیریتی بود ولی سوالات بسیار آسان بود و کارشناس جونیور هم به راحتی از پس سوالات برمیومد.
از نظر حقوق و مزایا، اسنپپی شرایط نسبتاً خوبی دارده و پرداخت حقوق نیز منظم و بهموقع انجام میشه. همچنین کار کردن در مجموعهای با برند شناختهشده مثل اسنپ میتواند از نظر رزومه و تجربه کاری فرصت خوبی باشد. اما در کنار این مزایا، تجربه من از محیط کاری و مدیریت، نکات منفی قابلتوجهی داشته حجم کاری بالا بود و در بسیاری از مواقع برای انجام کارها مجبور به اضافهکاری و کار خارج از ساعت معمول بودیم. با وجود اینکه اضافهکاری رسمی وجود نداشت و بابت این ساعات نیز دریافتی جداگانهای پرداخت نمیشد، انتظار انجام کار و اضافه کاری خیلی زیاد خارج از ساعت کاری وجود داشت. به نظرم برنامه مشخص و مؤثری هم برای کنترل حجم کار و کاهش ساعات کاری بالا وجود نداشت و همین موضوع تعادل بین کار و زندگی شخصی را بسیار سخت میکرد. موضوع دیگه که برای من قابلتوجه بود، فضای مدیریتی و تصمیمگیری در شرکت بود. به نظر میرسید بخش قابلتوجهی از تمرکز مدیرعامل و مدیران ارشد روی رقابت با سایر شرکتها و جلو افتادن از رقبا قرار داشت و این فشار رقابتی در سطح تیمها خیلی زیاد احساس میشد و حتی سرزنش هم میشید! از طرف دیگه، احساس من این بود که روابط و نزدیکی به مدیران ارشد میتونه در فرصتهای پروموشن و حتی تصمیمات مربوط به تعدیل تأثیرگذار باشد. فضای باندی و ارتباطات غیررسمی در بعضی بخشها کاملاً محسوس بود. در ظاهر روابط بین افراد دوستانه است، اما در عمل همیشه نمیشه به این روابط اعتماد کرد و گاهی پشت سر افراد صحبت یا اقداماتی انجام میشود که با رفتار ظاهری آنها متفاوت است. نکته مهم دیگه اینه که حتی اگر فرد بسیار تلاش کنه، آموزش ببینه، دائماً در حال یادگیری باشه و زمان زیادی برای کار بذاره، این تلاش لزوماً تضمینی برای حفظ موقعیت شغلی نیست. تجربه شخصی من این بود که با وجود تلاش زیاد، یادگیری مستمر و حتی کار کردن خارج از ساعت کاری، در نهایت در جریان تعدیل نیرو قرار گرفتم. به نظرم بزرگترین مزیت اسنپپی، حقوق و پرداخت منظم، برند اسنپ و ارزش تجربه آن در رزومه است. اگه تعادل بین کار و زندگی، ساعات کاری منطقی، امنیت شغلی و یک سیستم شفاف برای رشد و پروموشن براتون اهمیت زیادی داره، تجربه من نشون داد که این موارد در اسنپپی نقاط قوت شرکت نیستن
واقعاً کلکسیونی از رفتارهای غیرحرفهای و چندشآوره! شرکتی که از سال ۸۳ با کلی زحمت و خون دل شروع به کار کرده و تقریباً هر کسی که از قدیمیهای اینترنت ایران باشه یا یه زمانی مشتریش بوده یا حداقل اسمش رو شنیده، امروز به جایی رسیده که واقعاً آدم دلش میسوزه ببینه چه بلایی سرش اومده. بعد از اینکه شرکت توسط هلدینگ علاءالدین خریداری شد، کمکم یه سری آدم با تفکر کاملاً بازاری وارد مجموعه شدن و افتادن به جون شرکتی که زمانی تو حوزه خودش واقعاً اسم و رسم داشت. البته هنوز هم آدمهای فنی خیلی باسواد، محترم و کاربلدی داخل شرکت هستن و واقعاً بخش زیادی از اعتبار باقیمونده شرکت هم به خاطر همین آدمهاست. ولی چیزی که آدم رو حرص میده اینه که به مرور یه عالمه آدم خودی، فامیل، آشنا و بعضاً کاملاً نامرتبط با تخصص مورد نیاز، سر از پستهای مدیریتی درآوردن. یه سری آدم که نه دانش روز دارن، نه مدیریت بلدن، نه حتی بلد هستن درست با نیروی انسانی برخورد کنن، ولی تا دلت بخواد توی تعریف و تمجید از مدیر بالادستی و بلهقربان گفتن استاد هستن. کار به جایی رسیده که بچههای ۸-۹ ساله خودشون رو میارن شرکت و مینشونن کنار دست آدمهای متخصص و مهندسهای حرفهای که مثلاً ازشون کار یاد بگیرن! واقعاً انگار دکون بازاره، نه یه شرکت حرفهای. متخصصی که سالها درس خونده و تجربه جمع کرده باید وسط ساعت کاری بشینه نقش مربی بچه مدیر رو هم بازی کنه چون آقا دلش خواسته بچهش یه چیزی یاد بگیره! اما شاهکار اصلی این مجموعه برای من واحد HR ـشه. اگر فکر میکنید HR جاییه که وقتی حقتون خورده شد، حقوقتون عقب افتاد، باهاتون بد برخورد شد یا مشکلی با مدیریت داشتید میتونید برید و انتظار حمایت داشته باشید، خیلی زود ناامید میشید. حداقل چیزی که از عملکرد این واحد دیده میشه اینه که منابع انسانی بیشتر از اینکه «منابع انسانی» باشه، تبدیل شده به بلندگوی مدیریت. یعنی قرار نیست بین کارمند و مدیریت تعادل ایجاد کنه؛ بیشتر این حس رو میگیری که وظیفهش اینه هر تصمیمی از بالا گرفته شد به کارمند منتقل کنه و در نهایت هم توضیح بده چرا شما باید باهاش کنار بیاید. اصلاً انگار فلسفه HR اینجا برعکس تعریف شده. به جای اینکه پیگیر حق کارمند باشه، بیشتر پیگیر اینه که کارمند صداش درنیاد. به جای اینکه سؤال کنه «چرا حقوق این آدم عقب افتاده؟» احتمالاً باید توضیح بده «شرایط شرکت رو درک کنید». به جای اینکه جلوی برخورد غلط مدیر رو بگیره، ممکنه آخرش خود کارمند احساس کنه مقصر بوده که اصلاً اعتراض کرده! واحدی که باید امنترین جای شرکت برای مطرح کردن مشکل کارکنان باشه، عملاً یکی از آخرین جاهاییه که آدم دلش میخواد درد دل کاریش رو اونجا مطرح کنه. چون از همون اول این حس وجود داره که حرفت قرار نیست جایی به نفع تو استفاده بشه. در واقع HR اینجا بیشتر از اینکه نماینده نیروی انسانی باشه، نماینده صاحب شرکته. بلهقربانگویی و اجرای خواستههای بالا دستی اونقدر پررنگه که بعضی وقتها آدم شک میکنه اصلاً این واحد برای کارمندها ساخته شده یا برای کنترل کارمندها. اسمش «منابع انسانی»ه، ولی در عمل خیلی وقتها نه از «انسانی» بودنش چیزی میبینی و نه از «منابع» بودنش! اگر مدیریت تصمیمی بگیره، ظاهراً نقش HR دفاع از منطقی بودن یا عادلانه بودن اون تصمیم نیست؛ بیشتر نقش توجیه کردن و تحمیل کردنشه. وضعیت حقوق هم که خودش یه فاجعه جداست. حقوق با چیزی حدود ۲۸ روز تأخیر پرداخت میشه و موقع پرداخت هم طوری رفتار میکنن انگار لطف بزرگی در حق کارمند کردن! انگار نه انگار که این پول حق آدمه و در ازای یک ماه کار کردن باید سر وقت پرداخت بشه. سه ماه اول سال هم حقوقها ناقص پرداخت شد و حالا با گذشت حدود هفت ماه هنوز بخشی از مطالبات کارکنان مونده و خبری از پرداختش نیست. بعد جالب اینجاست که در چنین شرایطی هم واحد منابع انسانی عملاً اون جایگاهی نیست که انتظار داشته باشی محکم بایسته و بگه این وضعیت حق کارمند نیست. بیشتر باید آماده شنیدن انواع توضیحات و توجیهات باشی. از اون طرف برخورد با خانمها هم واقعاً جای حرف زیاد داره. بعضی وقتها نوع رفتار جوریه که انگار کارمند زن درجه دو محسوب میشه. اعتراض کنی میشی غرغرو، حرف بزنی میگن زیادی شاکی هستید و عملاً این حس بهت داده میشه که بهتره سرت رو بندازی پایین و چیزی نگی. و اینجا دوباره آدم میپرسه دقیقاً HR کجای این داستان ایستاده؟ واحدی که باید حداقل در برابر رفتارهای تبعیضآمیز حساس باشه، وقتی خودش بیش از حد وابسته به نظر مدیریت باشه، طبیعتاً نمیشه انتظار داشت خیلی جدی جلوی مدیریت بایسته. مزایا؟ تقریباً هیچی. نهار رو حذف کردن، بیمه تکمیلی هم که پولش عملاً از جیب خود کارمند میره. بعد همزمان مدیران برای خ
تجربه من از این شرکت، متأسفانه همراه با بینظمی و ضعف جدی در مدیریت بود. حقوقها گاهی تا دو ماه با تأخیر پرداخت میشد و عیدی، سنوات و پاداشها هم معمولاً خیلی دیر پرداخت میشدند. بیمه هم منظم رد نمیشد و گاهی با چند ماه تأخیر انجام میشد.بعلاوه امنیت شغلی هم وجود ندارد چون براحتی نیرو را اخراج و تعدیل میکنند. منابع انسانی ای هم وجود ندارد. از طرفی، استخدامها بیشتر بر اساس فامیل و آشنابازی بود تا تخصص و تجربه. نیروهای متخصص تعدیل میشدند و بهجایشان افرادی میآمدند که دانش و تجربه کافی نداشتند و بعضاً فقط بعد از یکی دو ماه مسئول یا مدیر یک تیم میشدند. این موضوع طبیعتاً باعث هدررفت منابع و بینظمی بیشتر در شرکت میشد. در کنار این موارد، برای قراردادها سفتههای سنگین هم دریافت میشد. در کل مدیران این شرکت دانش خاصی ندارند و فقط پاچه خارند. این شرکت توسط هلدینک علائدین خریده شده و بمرور اقوامشان در این شرکت گذاشته شد و همینطور وضعیت شرکت هم روز به روز بخاطر تصمیمات شر و ورشون بدتر شد. بعلاوه اگر خانم هستید یک لباس نخنما زشت و بد کیفیت پلاستیک را باید هنیشه بپوشید و یک مقنعه خیلی زشت سه خط را هم باید همیشه بپوشید:)) شرکت صبانت ورشکسته هست، حتما ازشون دور بشید.من استعفا دادم چون هرچه زودتر از اونجا فرار کنی راحت میشی.
اگر دوست دارید سلامت روانتون رو از دست بدید و بابتش هر ماه 15وم 18وم 20وم حقوق بگیرید حتما صبانت رو برای کار انتخاب کنید. محیط به شدت سمی، مدیریت به روش بازاری، هر مدل توهینی فکر کنید بهتون میشه. منابع انسانی یه شوخیه توی این شرکت و از نظر منابع انسانی پرداخت مبلغ در ازای اضافه کاری مزایای شرکت هست نه حق کارمند. فامیل بازی و پارتی بازی همه جای شرکت هست. حتی آسانسور رو جوری دستکاری کردن که اگه طبقه مدیران خواست بره هیچ طبقه ی دیگه ای واینسته. برده داری مدرن رو با ساعت کاری از 8 الی 5:35 میتونید تجربه کنید. حق ندارید صبحانه بخورید. مدام از دوربین چک و کنترل میشید و در آخر کار و عملکردتون هیچ اهمیتی نداره بلکه مقدار پاچه خواری و زیرآب زنیتون مهم ترین فاکتور بقا در این دیوونه خونه هست.
از بلاگ ویکیتجربه
همه مطالبدرباره خودتان بگویید: چطور خودتان را در مصاحبه معرفی کنید (+ نمونه جواب)
جواب خوب به «کمی درباره خودتان بگویید» یک معرفی ۶۰ تا ۹۰ ثانیهای با ساختار حال، گذشته و آینده است که به همان شغل گره میخورد. با دو نمونهجواب کامل، یکی برای فرد باتجربه و یکی برای تازهکار، و اشتباههایی که باید کنار بگذارید.
عیدی و سنوات چقدر است؟ نحوهٔ محاسبهٔ عیدی پایان سال و حق سنوات
عیدی پایان سال بین ۲ تا ۳ برابر حداقل حقوق ماهانه است و حق سنوات برای هر سال سابقه یک ماه آخرین حقوق. راهنمای محاسبهٔ هر دو با مثال، شرایط تعلق حتی در استعفا و ترک کار، و تفاوت حق سنوات با پایهٔ سنوات، با استناد به قانون کار.
مرخصی استحقاقی چند روز است؟ محاسبه، ذخیره و بازخرید مرخصی
مرخصی استحقاقی سالانه ۲۶ روز کاری با حقوق کامل است (ماده ۶۴ قانون کار) و ماهی ۲.۵ روز جمع میشود. راهنمای تعداد روز مرخصی، سقف ۹ روزهٔ ذخیره، بازخرید مرخصی استفادهنشده، مرخصی ساعتی و انواع دیگر مرخصی.
ویکیتجربه چیست؟
ویکیتجربه یک پلتفرم فارسی و رایگان است که در آن کارمندان شرکتهای ایرانی تجربه کاری و تجربه مصاحبه را بهصورت ناشناس ثبت میکنند. هدف ویکیتجربه این است که جویندگان کار قبل از قبول پیشنهاد شغلی، تصویر واقعیتری از فرهنگ سازمانی، حقوق، مدیریت و محیط کار شرکت داشته باشند و تصمیم آگاهانه بگیرند.
بر خلاف معرفیهای رسمی شرکتها، تجربههای ویکیتجربه از زبان کسانی نوشته میشود که خودشان آنجا کار کردهاند یا در مصاحبهاش حضور داشتهاند — بدون فیلتر روابط عمومی، بدون نام و چهره، و با امتیازدهی چندمعیاره به فرهنگ، مدیریت، حقوق، رشد شغلی و تعادل کار و زندگی.
سؤالهای پرتکرار درباره ویکیتجربه
- آیا تجربهها در ویکیتجربه واقعی هستند؟
- بله. هر تجربه قبل از انتشار توسط تیم ادمین برای تطابق با قوانین استفاده بررسی میشود. هویت نویسنده ناشناس میماند ولی محتوای تجربه واقعی و قابل اعتماد است.
- آیا ثبت تجربه در ویکیتجربه ناشناس است؟
- بله. ثبت تجربه بهصورت پیشفرض کاملاً ناشناس انجام میشود. کاربر میتواند بهاختیار نام مستعار خود را نمایش دهد ولی این اطلاعات الزامی نیست.
- استفاده از ویکیتجربه رایگان است؟
- بله. مطالعه و ثبت تجربه برای همه کاربران رایگان است و هیچ اشتراک یا پرداختی در کار نیست.
- چطور در ویکیتجربه تجربه ثبت کنم؟
- پس از ثبتنام و تأیید ایمیل، روی «ثبت تجربه» کلیک کنید. شرکت مورد نظر را انتخاب یا اضافه کنید، فرم تجربه کاری یا مصاحبه را پر کنید و ارسال کنید. پس از تأیید ادمین، تجربه شما در صفحه شرکت منتشر میشود.


