برای مصاحبه رفتم و با اینکه کلا ۱ ساعت تو محیط بودم ولی با خوندن کامنت بقیه میتونم تایید کنم سعی کردن جو حاکم رو مشابه دولتیا کنن یعنی کار رو بزرگ جلوه بدن خودشونو برتر نشون بدن ولی در اصل ملوم نیست کی داره چکار میکنه یا اصلا کسی کار میکنه یا نه بیشتر تو نقش دولتی ها فرو رفتن فکر میکنن آسمون باز شده این ها افتادن بقیه بیسوادو ناچیزن ولی برعکسه معمولا این جو ها کاملا سمی هستن حداقل ۳-۴ ماه طول میکشه تا وضعیت مصاحبه یک نفر مشخص بشه نمیگن یه نفر ممکنه فرصت های بعدیو از دست بده اخرم شاید تایید بشه شاید نشه این اداها و مدل کار کردن اصلا تو شرکت خصوصی قابل قبول نیست و پدر منابع انسانیو در میارن ولی اچ ار اینجا هتله انگار کار نمیکنن اصلا نمیدونم چه مدلی کار میکنن عجیبه
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در خدمات انفورماتیک، صنعت کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت، تهران: بر اساس ۳۴ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵؛ ۶٪ از کاربران خدمات انفورماتیک را به دیگران توصیه میکنند. ۳۴ تجربه کاری و ۱ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تصویر تجربههای ثبتشده از کار در خدمات انفورماتیک تهران نشان از محیط کار پرتنش و نظام مدیریتی پیچیده دارد. بسیاری از کاربران بر وجود فرهنگ منفی، فشار تصمیمگیری پنهان و فشار همردهها بهعنوان عامل اصلی مشکلات تأکید کردهاند. برخی گزارش میکنند که روسای گروهها با شبکهسازی و رابطهمحوری، جایگاه واقعیشان را حفظ کردهاند و این امر منجر به کمتحرکی در نوآوری، پایین آمدن انگیزش و کاهش اعتماد به تیم شده است. در عین حال، عموم تجربهها درباره فرآیندهای استخدام و Onboarding، وجود سردرگمی، تأخیرهای طولانی و کمبود پاسخگویی از واحد منابع انسانی را منعکس میکند. برخی کاربران از حضور نیروهای مازاد و تأثیر منفی آن بر بهرهوری و هزینههای سازمان سخن میگویند و برخی دیگر از رفتارهای ناسالم، تبعیض یا برخوردهای نامناسب در محیط کار گزارش دادهاند. با وجود این تنوع، برخی تجربهها هم نشان میدهد که اگر مدیریت از بیرون یا با رویکرد دادهمحور اصلاح شود و از نیروهای متخصص در صنعت پرداخت استفاده شود، میتواند به بهبود تصمیمگیری، کاهش فشار روی کارشناسان و بهبود فرهنگ سازمانی کمک کند. در مجموع، موضوعات کلیدی شامل تجربهی کار در محیطهای با فشار کار زیاد، و فرایندهای استخدام و مصاحبهای است که نیازمند بازنگری و شفافسازی است.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
امروز مسئله اصلی در سطح رؤسا گروه مطرح است. تعدادی از این افراد سالهاست در یک جایگاه ثابت ماندهاند؛ تجربه دارند، اما اغلب این تجربه به نوآوری، تغییر شیوه کار یا ارتقای خروجی تبدیل نشده است. نتیجه این وضع این است که در برخی واحدها بیشتر به حفظ وضع موجود فکر میشود تا توسعهمحور بودن در مدیریت. نکته مهم این است که گاهی وقتی خطا یا ضعف در تصمیمگیری بهوجود میآید، بهجای اینکه مسئولیت در سطح مدیریتی باقی بماند، فشار به شکل غیرشفاف به کارشناسان منتقل میشود. این مساله باعث میشود آنها همواره با احتیاط کار کنند و طبیعی است که فضای روانی تیم آسیب ببیند. در صنعت پرداخت که پویا و به شدت وابسته به تغییرات بازار و مقررات بانک مرکزی است، این مدل کارکرد پایدار ندارد. رئیس گروه باید فقط عنوان و سابقه نباشد؛ واقعا باید از جنس این صنعت باشد، با فضای شرکت و مقررات آشنا باشد، بازار را بشناسد و توان هدایت تیم را داشته باشد. به نظر میرسد این سطح مدیریتی نیاز به بازنگری جدی دارد؛ هم از حیث شایستگی و هم از لحاظ عملکرد. در این میان، بهکارگیری افراد متخصص و شناختهشده در حوزه پرداخت، که تجربه عملی در همین فضا دارند، میتواند به بهبود کیفیت تصمیمگیری و کاهش فشار روی کارشناسان کمک کند.
من سالهاست اینجا هستم و بهعنوان کارشناس، واقعیتها را بدون اغراق توضیح میدهم: پیشرفتی که انتظار داشتم نصیبم نشده است. برای تازهواردها صریحا بگویم که بدون ارتباطات و پارتی کارها بهکندی پیش میرود. گروهها روابط خودشان را ساختهاند و اگر زیرآبزن نباشی، دیده نمیشوی؛ متأسفانه هرچهقدر تلاش میکنی، به چشم نمیآیی. در برابر، برخی یا به وبگردی و کارهای شخصی میپردازند یا به دنبال کارهای دانشگاهیاند و با چاپلوسی و زیرآبزنی، افراد پرتلاش را کنار میگذارند. چون به رگ خواب رییس گروهها آشنایی دارند، از همهچیز مطمئناند. مشکل اصلی این است که خیلی از رییس گروهها جایگاه واقعیشان را بالاتر از حد میبینند. بسیاری از آنها از دورهای که با نجفی آغاز شد بهخاطر رابطه خانوادگی یا آشنایی سالها در همانجا ماندهاند. از ایشان خواهش میکنم یک مشاور حرفهای خارج از مجموعه بیارید که هم دانش فنی را بشناسد و هم جنبه کسبوکار را بفهمد. مصاحبه با رییس گروهها باید از بیرون انجام بشود تا رودربایستی داخلی حل نشود و نتیجه همانی باشد که باید باشد. اگر چند نفر از بیرون بیاورید، روشن میشود کی واقعا تلاش میکند و کی فقط ظاهر میسازد. البته من همواره صریح هستم و باید بگویم بعضی از همکاران خانم هم اینجا رفتارهایی دارند که مناسب نیست و کسی هم جلویش را نمیگیرد. از آقای دکتر ب.د.ر میخواهم که از حقخوری جلوگیری کنند، چون پیامدهایی دارد.
من از یک واحد فنی به حوزه فناوری اطلاعات منتقل شدم و با تمامی نکات و استانداردهای کار در این زمینه آشنا بودم. تعدادی از توسعهدهندگان نسبت به همدیگر ادعاهای زیادی داشتند و تا وقتی که فردی با رفتار نامناسب و بیادب مثل آقای م.ح.صا همراهی میکرد، امکان پیشبرد کار را سخت میدیدم. بیاحترامی و بیانضباطی در کار را تحمل نمیکنم و انتظار داشتم هر کسی وظیفهاش را بهدرستی انجام بدهد. متأسفانه مدیران IT هم از آن فرد پشتیبانی میکردند.
در زمان مدیریت آقای ب.د.ر، وارد شرکت شد تعداد زیادی مدیر بدون تجربه و منفعتطلب که حتی پاسخگویی به سؤالات ابتدایی حوزه انتصاب را هم بلد نبودند. دیدن این وضعیت واقعا تأسفبار بود. این افراد پست را به دست آوردند، اما من میدانم که خودم هم این کاره نیستم و به زودی نیروهای انتصابی در شرکت ملی کنار گذاشته میشوند؛ از این دلیل که همه به فکر لابی کردن برای پستهای بالاترند. سطوح مدیریتی به قدری پر از افراد کممایه شده که حرفی برای گفتن ندارند. بانک مرکزی هم وضعمان را دیده و حتی اوضاع بدتر است. افراد دارای مشکل در فناوری اطلاعات بانک همیشه بیحال و بیحوصلهاند و به بهترین کارشناسان، برنامهنویسها و تحلیلگرها کارهای نامربوط نسبت میدهند تا آنها را اذیت کنند و کارهایشان را به گردن دیگران بیندازند و خودشان فقط به چرت زدن مشغول باشند. واقعا این وضعیت آزاردهنده است و همه چیز به خاطر مدیران ضعیف در هر دو مجموعه است. با این حال من ناامید نیستم، چون اعتماد دارم که خدا و روزی روزگاری حق باجگیران و بیهنران از بین میرود. در بانک مرکزی هم اوضاع همینطور است؛ تویی که آرزوی اینکه دکتر صدات کنند داری و تا به هر حال پاسخ میدهی، خودت و خانوادت میداندهی، پس من هم سعی میکنم تا جای ممکن از این وضعیت جلوگیری کنم و به کارمندانی که واقعا تلاش میکنند کمک کنم. مدیر عامل جدید، با وجود نزدیک به دو سال گذشتن از حضورش، هنوز همه او را مدیر عامل جدید مینامند چون هیچکس نپذیرفته که او را به عنوان مدیر عامل واقعی بپذیرد. او به نوعی خالهزنک است و یک فایل اکسل دارد که نام آدمهای مختلف را در آن نوشته است. همچنین خبرچین شرکت را شیپورچی مینامند و در حوزه فناوری اطلاعات وجود دارد؛ فردی بیدانش، خسته، طلبکار، عصبانی و شهوتران. مزیتهای خاصی نداریم و هر ماه مدیر عامل همه چیز را حذف میکند. اگر در خدمات کار کنی، تورم روی هزینههای ایاب و ذهاب تأثیرش چندان نیست؛ سالهاست که هزینه ایاب و ذهاب یک میلیون است و این موضوع واقعا مضحک است. بعضیها با ماشین از شرکت استفاده میکنند و خانهای نزدیک شرکت دریافت میکنند، اما برای بقیه هیچ مزیتی وجود ندارد. به پیمانکار ماهی ده میلیون برای غذا میدهند، اما اگر غذای پیمانکار را دوست نداشتی، ماهی سههزار وپانصد تومان به شما میدادند تا بتوانند پروژه را به شکلی خرجی کنند. این کار را دوست دارند. پاداشهایی که در سالهای گذشته پرداخت میشد، اکنون از سوی مدیر عامل برداشته شده و کارکنان به اداره کار شکایت میبرند؛ زیرا پرداختهایی که همیشه وجود داشت قانونی است و قابل تغییر نیست و وظیفه شرکت است. اما آقای ب.د.ر خود را درگیر کوچکترین کارها کرده است؛ از جابهجایی یک میز تا رنگآمیزی یک دیوار. استراتژیهای کلان و چشمانداز آینده هیچ چیزی را نشان نمیدهد زیرا چیزی از آنها سر در نمیآوردم. معاونت بازاریابی هم بهطور بیخاصیت وجود دارد: در زمان آقای نجفی یک عده افراد بیخاصیت وارد این معاونت شدند. واقعا در ده سال اخیر بازاریابی چه کردهاند؟ چه کار کردهاند؟ فقط سرگرمیهای سطحی و بیاخلاقیها.
مدتهاست در این شرکت حضور دارم و از زمان مدیریت عامل آقای نجفی، تصمیماتی گرفته شد که آشکار بود در بلندمدت به مشکلاتی خواهد انجامید. یکی از این تصمیمها، استخدام گسترده نیرو بود که بیشتر به خاطر کاهش سرانه درآمد شرکت صورت گرفت تا نیاز واقعی به نیروی انسانی. نتیجهاش امروز بحرانهایی است که با آن روبهرو هستیم. نیروی مازاد وجود دارد و متأسفانه به درستی نمیتوان از آن برای پروژهها و محصولات جدید بهره برد. این مازاد باعث بالا رفتن هزینههای جاری شده و حقوقها با تورم همخوانی ندارد. با عبور از این موضوع به مدیرعامل وقت، آقای درویش روحانی، میرسیم که واقعا گیرنده استانداردهای لازم برای مدیریت یک شرکت بزرگ در سطح ملی نیست و تنها از روی روابط به جایگاه مدیریتی رسیده است. تغییرات در سازمان زیاد است و انتصابها، بهخصوص آنهایی که از خارج شرکت آمدهاند، متناسب با سمتهایشان نیستند. مراسم بیست و دومین سالگرد تأسیس شرکت که در برج میلاد برگزار شد، بهشدت پاییندست و با شأن و جایگاه پرسنل خدمات انفورماتیک همخوانی ندارد. به طور کلی، آن شکوه و جلالی که شرکت خدمات انفورماتیک بیست یا ده سال پیش داشت، اکنون کمرنگتر شده و سطح رفاه پرسنل روز به روز کاهش مییابد. مدیران ارشد به جای تمرکز روی افزایش درآمد شرکت و بهبود سطح رفاه کارمندان، بیشتر به کاهش هزینهها و صرفهجویی میپردازند؛ اما با این روند، نیروهای با استعداد در بازار که فرصتهای بهتری دارند از شرکت خواهند رفت و تنها کسانی باقی میمانند که دارای دانش کمتر و فرصتهای شغلی بهتر را از دست دادهاند.
مدت دو هفته است که با نقصها و بحرانهای متوالی در سامانهها و سرورها درگیرم و هیچکدام از مشکلات به راحتی حل نمیشوند. سادهترین کارها مثل چک حضور و غیاب هم به درستی انجام نمیشود و وقت در شرکت به سختی پاسخگو پیدا میشود. چند سرور مهم برای توسعه و عملیات سامانهها از دست رفتند و پیگیریها در واحد فناوری اطلاعات بیپاسخ ماندهاند؛ در حالی که باید اطلاعرسانی میکردند. افراد ناآشنا و بیتجربه در حوزه فناوری اطلاعات در این بخش آسیبهای جدی به شرکت میزنند. این شیوهی پاسخگویی سیاست اصلی شرکت است؛ اگر فردا یکی از سامانههای حاکمیتی شرکت دچار اختلال شود، همین روال پاسخگویی تکرار میشود. پرشمار نمونهها نشاندهندهی وضعیت است: پرسنل واحد جبران خدمت همواره عصبانیاند، واحد مالی به شدت سکوت میکند و به نظر میرسد سطح بلوغ فعلی برای مدیریت رخدادهای بزرگ ناکافی است. هیچکس از مدیریت ذینفعان اطلاعی ندارد و فناوری اطلاعات را نمیخوانند و از اخلاق حرفهای در این حوزه چیزی نمیدانند. اگر به جایگاهی آسیب میزنیم، باید اطلاعرسانی کنیم نه اینکه ساکت بمانیم. کار شما برای ما جدی نیست اما کار ما حرفهای است. لطفا به وضعیت واحد فناوری اطلاعات توجه بیشتری کنید؛ در حال حاضر تشکلها و جلسات، به نظر میرسد کار آموزشی و پیگیری جدیشان به مهدکودک شبیه شده و گاهی برخی جلسات به شکل گفتگوهای خانوادهمحور بینتیجه برگزار میشوند.
شرکت خدمات انفورماتیک را تجربه کردم با گرهای بزرگ از بیتجربگی در مدیریت فناوری اطلاعات. مدتی است که از کمکاری مدیر فناوری اطلاعات رنج میبریم؛ به خاطر نبود دانش لازم در زمینه فناوری اطلاعات و صرفا آشنایی با کابلکشی و Ping، وظیفه مدیریت IT به فردی سپرده شده که سابقهای در این حوزه ندارد. او به همراه چند همکار بیدقت خود را مسئول گروه کرده و در نتیجه تعداد زیادی از همکاران با تجربه و توانمند از شرکت جدا میشوند. اکنون بسیاری از سامانهها و سرورهای داخلی از دسترس خارج شدهاند و به دلیل عدم فاصلهگیری مناسب از سوی مدیر جدید، اطلاعرسانی لازم به ذینفعان انجام نمیشود. رفتارها و روالهای رسیدگی به رخدادها و طرحهای بازیابی فاجعه برای او کاملا آشنا نیست و چنین مدیریتی در چنین شرکت بزرگی قابل قبول نیست.
واکنش من به کار در این شرکت پر از اضطراب و تردید بود و هر روز بیقراری بیشتری حس میکردم. کار بیش از حد به من فشار میآورد و با هر تغییر، حالم بدتر میشد. از بابت آینده نگران میشدم و احساس میکردم که جایی برای رضایت وجود ندارد. درخواست داشتم که هر چه سریعتر همه چیز پایان یابد و از این فضای کاری خارج شوم، اما ناکامیها و بیاعتمادی نسبت به رفتار همکارانم هم بیشتر میشد. در نهایت دلم میخواست محیط کار تا حداقل وجودی آرامش و نظم دوباره به دست آورد، چون واقعا به اشتیاقی برای ادامه کار و انرژی تازه نیاز داشتم.
شرکت خدمات انفورماتیک امروز فاصله زیادی با دوران طلایی و اقتدار سابق خود دارد و کاهش سرمایه اجتماعی و انگیزه کارکنان در سراسر سازمان مشهود است. تصمیمات اخیر عمدتا شتابزده، بدون تحلیل اثرات راهبردی و ارزیابی ریسک سازمانی گرفته شدهاند، که باعث ناکارآمدی سیستمیک و کاهش انسجام سازمانی شده است. نباید به ساختارهای تثبیتشده و موفق سالهای گذشته دست زده شود؛ ایجاد مدیریتهای جدید الزما کار درستی نیست و میتواند تعادل داخلی، سرمایه شناختی و ثبات سازمانی را تضعیف کند. تغییرات شتابزده و مدیریتهای جدید میتوانند موجب **کاهش تعهد سازمانی**، تضعیف انگیزه، افزایش ریسک خروج نیروهای کلیدی و تخریب سرمایه انسانی شوند. برای اصلاح واقعی، نیاز است یک نظرسنجی سازمانی جامع و کمی برگزار شود تا شاخصهای کلیدی مانند موارد زیر ارزیابی شوند: رضایت شغلی و انگیزه کارکنان فشار محیط کار و سلامت روان سازمانی تحلیل نتایج این نظرسنجی میتواند مبنای طراحی اقدامات اصلاحی راهبردی و تحول سازمانی پیشرفته باشد، شامل: کاهش استرس و ارتقای سلامت روان سازمانی افزایش بهرهوری و کارایی سازمانی از طریق بهبود فرآیندها و تصمیمگیری راهبردی اگر شرکت تمرکز خود را روی نقاط قوت ساختار قدیمی حفظ کند و اصلاحات مبتنی بر دادههای واقعی و اصول مدیریت پیشرفته انجام دهد، میتواند دوباره پیشرو در خاورمیانه شود و اقتدار و مشروعیت سابق خود را بازگرداند.
حواستون باشه این شرکت جزو لیست تحریم های بین المللی هست یموقع پرونده مهاجرتتون به مشکل نخوره! این شرکت خداوندگار کشتن علاقه و انگیزه هست و تبعیض و حق خوری توش موج میزنه رانت و پارتی بازی غوغا می کنه.
من تجربه چندین سال کار در این شرکت و دارم و از دید خودم نقدی رو می نویسم که شاید به درد عزیران بخورد تا بتوانند در ورود یا خروج از این شرکت تصمیم گیری کنند. پس اگر میخوای رزومه بدی، تازه کاری یا استخدام شدی ولی هنوز متوجه نیستی دور و اطرافت چه خبره این متن رو بخون. قطعا سوگولی ها نظرات منفی من رو رد خواهند کرد ولی این واقعیتیست که شما می توانید از هر آدم صادق و منصفی که در این شرکت بوده بشنوید. این شرکت برای کی خوبه>>>>>>>>>>>>>>> - اگر آنچنان سواد و تجربه خوبی ندارید ولی دنبال یک شرکت هستید که کار خاصی هم انجام ندید ولی حقوق بدن، این شرکت جای توست - اگر توانایی بالایی در شو آف دارید و می توانید کار کوچک را مهم و بزرگ جلوه دهید، این شرکت جای توست - اگر با شنیدن و انجام حرف زور و غیر منطقی قالبا از سمت رئیستون مشکلی ندارید، این شرکت جای توست - اگرحوصله یادگیری ندارید و دوست دارید الکی در دوره های آموزشی شرکت کنید و براتون ساعت کاری حساب بشه، این شرکت جای توست چون کسی نمیپرسه نتایج اون کلاس ها چی شد - اگر به این قانع هستید که سر ماه یه حقوقی بیاد، عید ها در انتظار این باشید که آیا مقرر میشود یه خرده پولی بدن، این شرکت جای توست - اگر دوست داری به عینه باند بازی و حق خوری رو ببینی، این شرکت جای توست - اگر از دیدن حذف شدن یکی یکی مزایا لذت می برید، این شرکت جای توست - اگردوست دارید مزه تبعیض (مثلا حق پارکینگ)، عدم پیشترفت و حمایت را بچشید، این شرکت جای توست - اگر مشتاق این هستید که ببینید در حالیکه شما هم در یک گروه زحمت کشیدین تا کاری را به ثمر برسانید ولی بعد از گذشت زمانی مطلع شوید به طور یواشکی به بعضی ها (سوگولی های عزیز) کارت هدیه یا کارانه بالا دادند، این شرکت جای توست - اگر علاقه دارید تا از جان مایه بگذارید و سرویسی را راه اندازی کنید تا مدیران و روسا با افتتاح آن احساس غرور کنند، ژست مایکروسافت و آی بی ام بگیرند، کنفرانس بگذارند و عکس بگیرند و سپس از پاداش آن لذت ببرند، و سهم تو گاها حتی یک ایمیل تشکر هم نباشد، این شرکت جای توست - اگرعلاقه داری تا در زمان های خاص مثل اعیاد که تراکنش بالاهست، به طرز نفسگیری کار کنی و استرس فراوان تحمل کنی و در آخر با جمله "وظیفت بوده" روبرو بشی، این شرکت جای توست - اگر به خاله زنک بازی علاقه می ورزید، این شرکت جای توست - اگر نگاه از بالا به پایین و گاهی توهین شما را نمیرنجاند، این شرکت جای توست - اگر دوست دارید وقتی به چیزی اعتراض کردید با جمله " ناراحتی برو، از سر میدون کارگر جایگزینت می کنم و ..." روبرو شوید، این شرکت جای توست - اگر دیدن حقوق بالای همکارت (گاها تا دو برابر) که یک سوم سواد تو را ندارد آزارت نمی دهد، این شرکت جای توست - اگر فرستادن اشخاص خاص و سوگولی به سمینار، ماموریت و ... بدون داشتن شایستکی برایتان مساله نیست ،این شرکت جای توست - اگر نامه نگاری الکی، شرکت در جلسات آبکی و یک پذیرایی در انتها شما را خوشحال می کند، این شرکت جای توست - اگر راحت می توانید بدون منطق بر هرآنچه که مقام بالاتر می گوید صحه بگذارید، تبریک می گم، این شرکت قطعا جای توست، بزودی پیشترفت می کنی - در آخر این شرکت بهشت کسانیست که تنبل باشند ولی قدرت بالایی در تملق و بزرگ نمایی داشته باشند و از یک کار کارمندی ساده لذت ببرند. - مزایای شرکت ازجمله وام (گرچه مبلغ پایین است) و کارانه که قالبا در گروی تایید رئیس می باشد نیز ابدا ارزش ندارد. چون معیار رئیس چیست؟ درست است، آیا با او مخالفتی کرده اید یا نه! در مورد ویلای شمال هم فکر نکنید همون اول بهتون میدن، نه نخیر. سهم قدیمی هاست تا چند سال خبری از ویلا نیست. بعد از چند سال هم آپشن های درب و داغون در تاریخ های نا محبوب سهم شماست باشگاه هم مالی نیست، خودتون و به یه باشگاه نفروشید این شرکت برای کی بده>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> - اگرسواد و تجربه خوبی داری اصلا وارد شرکت نشو، چون زیاد طول نمیکشه تا انگیزت رو ازدست بدی، احساس پس رفت کنی و خودت رو بی فایده ببینی - اگر اهل پیشترفت هستی، ایده های نو داری و خلاق هستی، این شرکت جای تو نیست. آنها استاد کشتن خلاقیت تو هستند. - اگر دیدن تبعیض و شنیدن حرف غیر منطقی شما رو اذیت می کنه و نمی تونید جلوی زبونتون رو بگیرید، این شرکت جای تو نیست - اگر توانایی تحمل قوانین عجیب گاها قوانین طرز پوشش برای حتی آقایان را نداری، این شرکت جای تو نیست در یک کلام، اگر نمی خواهی آیندت رو ارزون بفروشی (در عوض حقوق اندک ماهیانه)، آمال و آرزوهاتو رو فراموش کنی و درجا بزنی، این شرکت جای تو نیست خدمات مثل یه باتلاق می مونه که معدود انسانهای باسواد آن سالهاست در آن غرق شده و حتی خود را از یاد برده اند، خدمات شرکتی که با رانت دولتی سرپاست و در هیج رقابتی شرکت ندارد. خدمات شرکتی که میتواند تنها با 200 نفر اداره شود ولی 2000 کارکن دارد تا بگوید خفن است و بتواند نیروهای سفارشی مدیران را تامین کند. شاید با خودت بگی اگر اینجوریه چرا اینهمه آدم توش هستن، خب بیان بیرون. جواب اینه که این آدما اکثرا چون سواد ندارد بیرون بهشون کار نمیدن چه جایی بهتر از خدمات، لش کن، حقوق بگیر. آدمهای باسوادشم کم کم میرن یا اینکه دیکه به لحاظ سنی حوصله تغییر رو ندارن.
داشتم نظرات همکارانم رو میخوندم چند سالی هست که توی این شرکت کار میکنم و به نظرم خیلی از مشکلات از لایه رییس گروه ها شروع میشه بعضی از رییس گروه ها فقط با رابطه و شبکه ای که ساختن تونستن خودشون رو نگه دارند نه با توانایی جایگاهی دارن که واقعا براشون بزرگه در حالی که این کارشناسان هستن که دارن کار می کنن و پروژه ها رو جلو میبرن و چون راه دیگه ای ندارن دارند تحمل میکنند از اون طرف با اینکه مدیر عامل گفته امتیازدهی باید از پایین به بالا باشه ولی بیشتر کارشناسا از ترس نمره بالا میدن و این باعث شده واقعیت ها دیده نشه این سیستم امتیاز دهی اصلا دقیق نیست و باید ریشه ای درستش کرد اگه قراره تغییری اتفاق بیوفته باید از همین لایه های میانی شروع بشه هم در رفتار هم در ساختار یکسری تغییرات در لایه روسا اتفاق افتاد اما کافی نبود وقتی یه رییسی چندین سال در اون موقعیت هست اصلا معنی خوبی نداره و یعنی ساخت روابط برای حفظ موقعیت
بعد از سالها کار و تجربه در این شرکت، متأسفانه باید بگویم هیچوقت مثل امروز اینقدر احساس ناامیدی، بیاعتمادی و بیانگیزگی نداشتهام. سوءمدیریتهای مداوم، تصمیمهای پشتپرده، پنهانکاری، و نبود شفافیت باعث شده فضای شرکت به شدت تیره و پر از ابهام شود. دیگر نه به تصمیمها اعتماد داریم، نه به آینده شغلی خودمان در این مجموعه. روزبهروز شایعات بیشتر میشوند، اما هیچ پاسخ روشنی از مدیریت داده نمیشود. چیزی که بیشتر از همه آزاردهنده است، این است که دیده نمیشویم؛ نه صدایمان شنیده میشود، نه زحماتمان به چشم میآید، و نه تفاوتها و تواناییهای فردی ما اهمیتی دارد. انگیزه کار کردن در این فضا به حداقل رسیده و بسیاری از همکارانم فقط برای گذران روزها اینجا ماندهاند. اگر هرچه زودتر تغییری در نگاه مدیریتی و رویکرد کلان شرکت اتفاق نیفتد، هم سرمایه انسانی از بین خواهد رفت، هم اعتبار سازمان
حیف و صد حیف شرکت خدمات انفورماتیک، یکی از کلیدیترین شرکتها در فناوری اطلاعات بانکی بود. بازوی فنی بانک مرکزی بود. نقش مهمی در توسعه زیرساختهای حیاتی بانکداری داشت. و با این مدیریت جدید، روند افت جایگاه، کاهش انگیزه، و دور شدن از رسالت نه از سر ضعف فنی، بلکه از بیتوجهی به سرمایههای انسانی و تبدیل نگاه راهبردی به نگاه صرفا سیاسی و مصلحتی.
در یکی از کامنت ها به Onboarding اشاره شده کاملا به درست مطرح شده اگر اومدی خدمات انفورماتیک Onboarding نداره دنبالش نگرد و حالا تصور کن Kpi هم مثلا دارند البته مثلا ! یکی نیست بگه وقتی آموزشی نیست شاخص کلیدی عملکرد بر مبنای چی هست نیروهای جدید اینجا نابود میشن مگر پررو باشند و از پس قدیمی ها بر بیایی
مدیر عامل جدید این شرکت کلا به تئوری توطئه خیلی علاقمند هست از روزی که اومده کلی از نفرات رو بی دلیل یا بیرون کرد یا سمتشون رو ازشون گرفت حالا هم شایعه شده تعدیل نیروی 30 درصدی میخواد انجام بده واقعا تأسف بار هست
- محیط به شدت سمی (از هر نظر). - برخی رئسای گروه و مدیران عقده ای. - در این شرکت با افرادی کار خواهید کرد که شارلاتان علمی هستند(معنی شارلاتان را جستجو کنید). - برخی از زن ها از موقعیت زن بودن خود سوءاستفاده و برای گرفتن امتیاز از "رئیس گروه" مرد یا مدیر مرد استفاده می کنند. - اگر با این زن ها به هر دلیلی به مشکل بخورید ، با تهمتهای جنسی مواجه خواهید شد(مثلا فلان آقا به من نظر داره). - حراست با اینگونه زنان برخورد نمی کند(توی این شرکت حراست برای مردها است). - اگر تازه وارد باشید بیشتر افراد به شما آموزش نمی دهند یا اطلاعات اشتباه می دهند(آنبوردینگ یک جک است). - برخی افراد قدیمی در این شرکت - زن و مرد هم ندارد - قلدری و گردن کلفتی می کنند(رسما لات مخفی هستند). - زد و بند و پارتی بازی بی داد می کند.
این شرکت اصلا منابع انسانی نداره، دو ماه از تاریخ مصاحبه من گذشته و درحالیکه مصاحبه خیلی خوب پیش رفت و مصاحبه کننده گفت از منابع انسانی باهاتون تماس میگیرن، هیچکس در مورد نتیجه به من اطلاع رسانی نکرده که تکلیف خودمو بدونم... به این امید که اینا قراره با من تماس بگیرن حتی یکی از شغل هایی که در مراحل پایانی پروسه جذب بودم رو کنسل کردم! واقعا جای تأسف داره
امروز داشتم پست های بقیه رو می خوندم خواستم بگم لطفا با کامنت های منفی بقیه را گمراه نکنید اینجا یک شرکت حرفه ای است و برای غیر حرفه ای ها فضایی وجود ندارد
استخدام در خدمات انفورماتیک
از مجموع ۳۵ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۳۴ مورد تجربه کاری و ۱ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۶٪ از کاربران خدمات انفورماتیک را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۳۴
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۱
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۶ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۶ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی خدمات انفورماتیک مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره خدمات انفورماتیک
آیا خدمات انفورماتیک در حال استخدام است؟
بر اساس ۱ تجربه مصاحبه ثبتشده در ویکیتجربه، خدمات انفورماتیک به طور دورهای فرآیند استخدام دارد. برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی شرکت مراجعه کنید.
تجربه کاری در خدمات انفورماتیک چگونه است؟
بر اساس ۳۴ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۶ از ۵ است؛ ۶٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در خدمات انفورماتیک چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در خدمات انفورماتیک از نگاه ۳۴ کارمند: ۱.۶ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در خدمات انفورماتیک چطور است؟
۱ تجربه مصاحبه کاربران در دسترس است. سختی مصاحبه، نتیجه (پذیرش/عدم پذیرش) و شرح روند مصاحبه بهصورت ناشناس منتشر شده. برای دیدن، تب «مصاحبه» در بخش تجربهها را انتخاب کنید.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنت
من توی شرکت فیتو به عنوان کارگر بستهبندی کار کردم. تجربهام از این کار خیلی ناامیدکننده بود: شیفتهای طولانی دوازده ساعته بهقدری فشار میآورد که پاها ورم میکرد و وقتی میرفتم خانه خسته و بیجان میشدم. اگر در زمان خلو
مدتی کار پشتیبانی را تجربه کردم و برایم پر از خاطرههای خوب بود. حدود یک سال در مجموعهای با تیمی متشکل از سی نفر کار کردم و حضور همکاران واقعا لذتبخش بود. مدیر بخش فردی مهربان و همدل بود و یکی از همکاران فنی همواره با
در این شرکت انتظار میرفت پروژههای بزرگ و بینالمللی را با استفاده از بهروزترین فناوریها پیاده کنم و همواره در کنار فنّاوری روز باشد؛ اما حقوقی که میگرفتیم به ریال بود و با سطح مسئولیت و تخصصی که داشتم همخوانی چندانی
من سالها با محیطهای کاری متفاوت کار کردم و تجربهام از مانا نگر اینطور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر میکند و ب
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا