شرکت سفیر گفتمان، شعبه اصفهان، محیطی بود که برخلاف انتظارها نتوانست رضایت من را جلب کند. مدیران آنجا اصلا نسبت به کار منظم نبودند و تصمیمات ناگهانی و بیپشتوانهای درباره بخشها اجرا میکردند. یک روز به من گفتند در پروندهها تغییری ایجاد میکنند و بخشی را به طور کامل منحل و نیروها را تعدیل میکنند، بدون توضیح روشن. دستمزدها به موقع پرداخت نمیشد و خبری از عیدی یا پاداش نبود. فضای کار از منظر حرفهای تا حد زیادی پایین بود و امنیت شغلی نیز کمرنگ به نظر میرسید. روابط داخلی هم به نحوی بود که به نظر میرسید تلاشهای افراد پرثمر چندان ارزشمند نیست و گاه به جای حمایت، با وجود همکاران، به عقب رانده میشدند. به طور کلی اولویت توجه به زبانآموختگان و کیفیت آموزشی نسبت به مسائل مالی کمتر در نظر گرفته میشد و تمرکز اصلی بر پر کردن کلاسها و افزایش درآمد بود تا بهبود واقعی یادگیری کاربران.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در موسسه زبان سفیر گفتمان، صنعت آموزش، مدارس و دانشگاه ها، تهران: بر اساس ۲۰ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۲.۳ از ۵؛ ۲۵٪ از کاربران موسسه زبان سفیر گفتمان را به دیگران توصیه میکنند. ۲۰ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که فضای کار در موسسه سفیر گفتمان دارای دو وجه قابل توجه است: برخی تجربهها از محیطی با استانداردهای حرفهای، مدیریت منابع انسانی فعال و حقوق نسبتا قابل قبول سخن میگویند، در حالی که مجموعهای از گزارشها حاکی از فضای کاری سمی، فشارهای مدیریتی شدید و بیثباتی حقوقی است. برخی کاربران از وجود کادر مجرب و فرصتهای رشد در برخی شعب و واحدها یاد میکنند و معتقدند که حقوق و مزایا در برخی موقعیتها مطلوب بوده و تمرکز روی توسعه حرفهای اساتید و کارکنان وجود دارد. اما بخش قابل توجهی از تجربهها نکات منفی را برجسته میکند: تصمیمات ناگهانی در بخشها و تغییر جای کار بدون دلیل روشن، تأخیر در پرداختها، عدم امنیت شغلی، رفتارهای توهینآمیز یا اجبار به تبعیتهای غیرمنصفانه، و فضایی درونی با روابط ناسالم و شایعهسازی. برخی تجربهها همچنین به وجود تعدیل نیرو و تضادهای داخلی اشاره دارند. به طور کلی، بنا بر تجربههای ثبتشده، تفاوت چشمگیری بین دیدگاهها وجود دارد و برخی از کاربران معتقدند که مدیران مرکزی یا اجرایی نقش پرتنش و محدودکنندهای دارند، در حالی که دیگران تجربهای نسبتا مثبتتر از فضای کار و مسیرهای ارتقا گزارش میدهند. در هر دو سوی تجربهها، موضوعات مربوط به «فرهنگ سازمانی»، «حقوق و مزایا» و «مصاحبه استخدامی» به طور مشخص مطرح شدهاند و نشان میدهند که کارکرد مؤثر در این موسسه به شدت به واحد و مدیر مربوطه بستگی دارد.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
با این مجموعه به عنوان شغل پارهوقت و برای پرکردن اوقات فراغتم آشنا شدم و بیشترین نکتهای که ازش دفاع میکنم، تجربهی بالای کادر و کاربلدیشونه. البته مثل هر شرکت دیگه ایراداتی هم دیده میشه که روشنه و یکی از مهمتریناش اینه که برخی از همکارها با سابقهی بیشتر، گاهی رفتار مناسبی از خودشون بروز نمیدن، و به جز این نکته خاص چیز دیگهای رو در این مدت حدودا شش ماهه کارم ندیدم.
در این تجربه، من به عنوان مدرس در موسسه زبان سفیر گفتمان احساس کردم که نظرات منتشر شده درباره چند نفر از همکاران به شدت ناعادلانه و تحریفشده است و به نظر من بعضی از این افراد کار درست و حرفهای انجام نمیکردند. من سالهاست در شعب مختلف این مجموعه کار میکنم و تصور میکنم افرادی که همان نظرات را نوشتهاند، جزو اساتیدی بودهاند که به وظایفشان درست عمل نمیکردند و این موضوع باعث پیدایش کینه و تنش شده است. علاوه بر بحث عیدی که دو سال پشت سر هم با تاخیر پرداخت شد، و حقوقی هم داشتیم که تنها یکبار در طول تاریخ سفیر با تاخیر حدود ده روز پرداخت شد (در زمان جنگ هفده روزه)، میتوانم بگویم اکثر نظراتی که منتشر شدهاند واقعیت ندارند. هر چند مهرماه امسال پرداختی به اساتید به دو برابر افزایش یافت و وضعیت مسابقهگونهای ایجاد شده است. لازم به ذکر است که من هیچ رابطه نزدیکی یا کانکشنی با دفتر مرکزی یا دیگر افراد برقرار ندارم و حقیقت را همانطور که میبینم بیان میکنم.
به عنوان کارشناس با تجربهای از سفیر گفتمان کار را آغاز کردم و واقعا دیدم که اگر حضور چنین فردی نبود، فضای کاری میتوانست خیلی بهتر باشد. در تجربهام با این همکار زن، که او را عجیب، باندباز و گاه فاسد میدیدم، حس ترسناک و ناخوشایندی داشتم؛ او تنها برای زمین زدن دیگران برنامهریزی میکرد، تیم میساخت و بهنوعی نماد قلدری در سازمان به حساب میآمد. من تصمیم گرفتم استعفا دهم و شنیدهام که نهایتا مدیران سازمان به واقعیت او پی بردند و او را از پست مدیر کل اجرایی عزل کرده و به یک پست کماهمیت منتقل کردهاند. امیدوارم با این تغییر، اساتید و همکاران سختکوش سفیر روزهای بهتری را تجربه کنند.
برای من، تجربهای که از کار در اینجا داشتم هرگز فراموش نمیشود و واقعا فاصله زیادی با اون چیزی داشت که انتظارش را داشتم. من به عنوان معلم اینجا کار میکردم و پیام اصلی که میخواهم منتقل کنم این است که فضای مدرسه بیشتر به سمت جذب دانشآموزان و پرکردن کلاسها متمایل بود تا به کیفیت آموزش و احترام به اساتید. در این موسسه، اولویت اصلی با شاگردان بود و اگر استادی با سلیقه شاگرد مطابقت نداشت، به سرعت جابهجاییهایی انجام میشد و حتی بر روحیه مدرس هم تاثیر میگذاشت. به نظر میرسید نگاه مدیریت بیشتر بر روابط شخصی و تعامل با اولیا و تیمهای داخلی است تا ارتقای سطح علمی اساتید. اینکه چه کسانی استخدام میشوند هم بر اساس رشته آموزشی نبود و برخی از همکاران با تخصصهای مختلف کار میکردند، اما خیلی از مهمترین نکتهها با توجه به روابط و رفتارهای داخلی رقم میخورد. در کلاسها، چه از نظر سطح علمی و چه از نظر منابع، گاهی اوقات محدودیتهایی وجود داشت و به نظر میرسید که تنها داشتن ارتباط مناسب با مدیران و کارشناسان، برای دست یافتن به فرصتهای بیشتر کافی بود تا کیفیت تدریس. برای موفقیت در این محیط، لازم بود همواره با رفتارهای حرفهای و همراه با سیاست برخورد شود تا بتوان کلاسهای متنوع و بیشتری گرفت. اتاق اساتید هم فضایی پر از تنش و گاهی با حس رقابت شدید بود، و برخی از اعضا ممکن است از حضور دوستانه یا صمیمیت دوری میکردند. با وجود اینها، به دلیل رفتارهای مختلفی که در برخی موقعیتها دیده میشد، احساس میکردم که چندان جای پیشرفت و اعتماد به نفس وجود ندارد و ممکن بود تدریس به مرور برایم تبدیل به کار دشواریای شود. اگر قصد دارید سفیر را برای تدریس انتخاب کنید، بهتر است دقیق فکر کنید و جوانب را در نظر بگیرید تا با دید باز تصمیم بگیرید؛ چرا که فضای درونی مجموعه، گاهی میتواند مسیر پیشرفت را سخت یا دلزده کند.
به عنوان تجربهای از کار در موسسه زبان سفیر گفتمان، در طول زمان با مدیرعامل مجموعه روبهرو شدم که رفتارهای دیکتاتورمآبانهاش آغاز مشکلی جدی برای تیم بود. او به خاطر سرکوب نظرات و پرخاشگری، نه تنها فضا را برای ابراز دیدگاهها باز نمیگذاشت بلکه در اغلب حوزهها با دخالت بیجا مانع تصمیمگیریهای گروه میشد. در نتیجه تصور میکرد که همهچا عقل کل هستند و این نگاه از جایگاه رهبری برخلاف مجموعهای از اصول کار جمعی و مشارکتی عمل میکرد.
من نزدیک چهار سال در این آموزشگاه فعالیت داشتم؛ ابتدا هشت ماه به عنوان معلم حقالتدریس و بقیه مدت را بهعنوان معلم هیئت علمی به کار گرفته شدم. در ابتدای مسیر خیلی خوب بود چون مسیر پیشرفت داشت و مدیران شایستهای وجود داشتند، اما به مرور اوضاع تغییر کرد. با خارج شدن مدیرعامل و مدیران دفتر مرکزی از رویاهای حرفهای، و پدید آمدن نگاه خودمحورانه در آنها، شیوههای مدیریت به تدریج افت کرد و فضای کار به سمت پایین رفت. مدت زمانی که کارمندها با تاخیرهای حقوقی مواجه شدند، این موضوع باعث نارضایتی شد. سال بعد هم همان روند تکرار شد و حقوق با تاخیری طولانی به دست میآمد؛ این موضوع موج اعتراضها را در پی داشت. پس از آن، برخی مدیران شعبه با رویکردی سختگیرانه وارد شدند و به حرف کارمندان گوش نکردند و تهدید به اخراج را مطرح کردند. یک هفته بعد، نامهای از مدیرعامل مبنی بر احتمال استمرار تاخیرهای حقوقی منتشر شد که مشخص بود هیچ پاسخ روشن یا تعهد شفافی دربر نداشت. در نشستهای گروهی، صراحتا بیان شد که مدیرعامل بیشتر به منافع شخصی و رشد خودش فکر میکند تا به وضعیت مدرسها. در نتیجه قراردادهای بهکارگیری گاه به شکلی بود که فهم دقیق آن برای کارکنان دشوار میشد. فیشهای حقوقی هم بهگونهای بود که رمزگشایی آنها دشوار مینمود و بهخاطر مسائل حقوقی و قراردادهای پیچیده، امکان پیگیری دقیق وجود نداشت. بنابراین اگر قصد کار در این مجموعه را دارید، باید به این نکته توجه کنید که چنین شرایطی ممکن است وجود داشته باشد. تنها مزیت قابلتوجه، وجود بیمه تأمین اجتماعی است که برای اعضای هیئت علمی کارکرد دارد و برای کارکنان حقالتدریس، پوشش بیمه معمولا بهطور کامل نیست.
برای من اینجا شدت رفتار توی محیط کار به حدی بود که هر روز احساس میکردم درگیر وضعیتی کاملا منفی و مسموم هستم؛ اما واقعیت این است که با وجود همهی فشارها، من تصمیم گرفتم کنار بیایم و از آن جا خارج شدم. من اونجا تجربهای از مدیریت و رفتار گروهی دیدم که خیلی دور از انتظارات بود و به مرور زمان اثر منفی عمیقی روی روحیه و کارهایم گذاشت. هرچند وضعیت حقوقی و پرداختیها هم با تاخیر همراه بود و در نهایت تسویهحساب هنوز انجام نشده بود. در تجربهی من، جو مرکزی مجموعه و نحوهی برخورد با همکاران به شکل منفی و غیرحرفهای دیده میشد و اختلافات و درگیریهای داخلی به شکل گسترده وجود داشت. فضای کاری برای بسیاری از همکاران، به دلیل وجود روابط خارج از چارچوب و شنیدهها و شایعات فراوان، آرامش و تمرکز را سخت کرده بود. من در نهایت تصمیم گرفتم از این محیط فاصله بگیرم تا سلامت روانی و شرایط حرفهای بهتری پیدا کنم و در جای دیگری، با وجود دشواریهایی که میدیدم، توانستم شایستههایم را به کار بگیرم و پیش بروم. تجربهام به من نشان داد که محیطهای دارای سنتیگرایی شدید و مدیریت با رویکرد محدود میتوانند به شکل قابل توجهی روی انگیزه و عملکرد افراد اثر بگذارند و اهمیت یافتن سازمانی که به ارزشها و رشد افراد بها میدهد را به من یاد داد. اگر به دنبال کار هستید، بهتر است به جو حاکم، نحوهی مدیریت و احترام به حقوق کارمندان توجه کنید تا تجربهی کاری سازندهتری داشته باشید.
فضای کار حرفهای بود و شرح وظایف مشخصی داشتم، حقوق نسبتا خوب و بالا که یکی از نکات مثبت موسسه به حساب میآمد. آخرین ماههای سال گذشته تعدیل نیرو انجام شد که از دید من تصمیم درستی بود؛ حذف بخشهای بیربط یک سازمان را به نفس کشیدن و ادامه حیاتش تشویق میکند. در چهار سال همکاری، تجربه مثبتی از فضای کاری گرفتم و امیدوارم همین حس ادامه پیدا کند.
آشغال ترین جایی که کار کردم بود انقدر ادم های دزد و بی شرفی هستن که نمیتونم وصف کنم کلاهبردارای واقعین ، یه جوری قرارداد میبندن و یه جوری سرت کلاه میذارن که هیچ جوره نتونی ازشون شکایت کنی بی اخلاقن حرومتون باشه که خودتون تعدیل نیرو کردین بعد پولی که حقمون بود رو ندادین از حلقومتون پایین نرا خرج دوا درمونتون بشه
من برای شعبه یوسفآباد کار میکردم. حقوق دریافتی نسبت به باقی آموزشگاهها وضع بهتری داره و امکان رشد هم هست. برای افزایش حقوق یا باید درخواست مشاهده کلاس بدید یا باید در دورههای سفیر شرکت کنید و یا برای هیئت علمی شدن اقدام کنید. مدیریتش خیلی دخالتگر نیست و کارشناسها هم مناسب بودند اما پس از مدتی که کارشناسها عوض شدند کمی این وضع تغییر کرد.
یکی از بدترین ، بی اخلاق ترین ، وقت نشناس ترین و مزخرف ترین جاهایی بود که توش کار کردم. اقای مدیر عامل مطمئن باش خیلی ها از شما نمیگذرن بخاطر خودخواهی، کلاهبرداری و بی کفایتی شما در مدیریت یهو از خواب پا میشن تصمیم میگیرن یه بخش رو کلا منحل کنن کلی نیرو رو تعدیل میکنن یهو از خواب پا میشن میری سر کار میگن باهاتون حال نکردیم تعدیل شدین یا جایی که کار میکنین رو عوض میکنن یه مشت مدیر بی سواد به کفایت دیکتاتور گذاشتن راس کار که جز پول خوردن و بی لیاقتی کار دیگه ای نمیکنن عیدی نمیدن حقوق دیر میدن محیط بسیار غیر حرفه ای و بدتر از همه م عدم امنیت شغلی هست که شما در سفیر خواهید داشت حماقت محض کار کردن تو اون مجموعه نه تنها پاداش یا هدیه نمیدن به شما به عنوان کارمند بلکه دستی هم یه چیزی میگیرن🤣 کمدیه با دوربین هم کنترل میشین
مدیر بازاریابی و مدیر دیجیتال سفیر بسیار نیروهای ضعیف و فشلی بودند که خوشبختانه از سال ۴۰۴ دیگه نخواهند بود. من خوشحالم که در سفیر با همه پرسنل فوکس گروپ برگزار کردند و نظر ما رو پرسیدن و در نهایت با این دو فشل خداحافظی کردند.
اگر اهل کار هستید و دل میسوزونید برای جایی که توش کار میکنید، بازاریابی دیجیتال سفیر رو اصلا سمتش نرید چون ممکنه از دست مدیر کوتوله و بی سوادش دیوانه بشید. این اقا دائم در حال از زیر کار در رفتن، حاشیه، لجبازی با مدیران سایر بخشها و هدر دادن میلیاردی بودجه اس. مقصر اصلی رو من در درجه اول مدیر بازاریابی و در درجه دوم مدیر عامل میدونم که همه اینا رو میدونن ولی کاری نمیکنن
مشکل اصلی سفیر مدیریت منابع انسانیه. این کار علمی انجام نمیشه و مدیر منابع انسانی عملا کاری انجام نمیده و بود و نبودش فرقی نداره. فقط دو سه نفر از مدیران ارشد سرشون به تنشون میارزه بقیه واقعا ول معطلن. اگر قصد کار تو سفیر رو دارید شرایطش اکی هست ولی اول ببینید مدیر ارشدتون کیه. اگر شایقی، نصیری و نوروزیه بودن حتما توصیه میکنم کارو شروع کنید. این سه نفر علم و دانش تخصصی بالایی دارن و به پرسنل امکان رشد میدن. اگر کس دیگه بود وقت خودتون رو تلف نکنید.
سلام دوستان من ار سال1397سفیر کار می کنم این رو بگم که در دفتر مرکزی همه دشمن هم هستند چون ارزشیابی معیار خاصی نداره و زیرآب زنی رواج داره مدیریت عامل را همه انسان دهن بینی میدانند که به راحتی فریب میخورد مدیران ارشد به معنی واقعی کلمه فاجعه و نابود هستند و تنها در حال تخریب یکدیگر هستند پرسنل قربانی این رفتارها میشوند و خسارت فراوانی به بار می آوردنداما به جای اونا پرسنل را مثلا اخراج می کنند حتی شهامت اخراج پرسنل را ندارند و با عوضی بازی او را دزد میکنند یا می گویند کسی با او حرف نزند آنقدر فشار میآورند که خود پرسنل دیوانه بشود و برود و و با مشاهده شکست و تحقیر پرسنل احساس پیروزی می کنند از این وضعیت به واقع لذت می برند
مدیرعامل سفیر بسیار سنتی، دیکتاتوره و همه چیز رو میکرومنج میکنه. از طرفی رفتار بسیار توهین امیزی داره و سریع خشمگین میشه و سر مسائل جزئی داد و هوار راه میندازه. در تمامی امور از ریزترین تا درشت ترین مسائل دخالت میکنه و نظرات غیرتخصصی میده. مدیران عملا هیچ اختیاری ندارن و اگر مدیری هم باشه که حرف بزنه، نقد کنه و ایده داشته باشه اونجا دووم نمیاره و دوان دوان فرار میکنه. برای کارهای مربوط به تولید محتوا، سئو، IT و بازاریابی دیجیتال فضا و امکانات اصلا محیا نیست و گوش شنوایی هم وجود نداره البته کسی جرات حرف زدن هم نداره. در مجموع مدیریت منابع انسانی خوب صورت نمیگیره و حال ادم اونجا خوب نیست
سلام من چند سالی هست اونجا کار میکنم، اما هر چه جلو میرم چیزایی میبینم که عجیبه، مثلا یک سرپرست داشتیم که هم سابقه طولانی و هم اخلاق درجه یک و کارش هم عالی، کلا مخی بود،کارای مهمی میکرد دیروقت میموندش، به همه کاریاد میداد و با پرسنل جدا از مقامشون رفتار خیلی دوستانه داشت، سرگندزدن مدیر چندتا آدم دیگه برای اینکه کسی صداش درنیاد بلایی سر این بدبخت آوردن فک کن طرف کل حقوق ای معلمارو میگفت چقدر باشه کلی کار حقوق میکرد عیدی چقدر باشه هر جا کار گیر میکرد یا کاری سخت وپیچیده بود به اوون میسپردن اتاق اختصاصی داشت اما آخر سر وسیله با موتور جابه جا میکرد بار میدادن ببره بیاره،ما خجالت میکشیدیم که چرا انقدر آقاست آنقدر اذیتش کردن تا بره، استعفا هم داد کلی قربون صدقه مدیرا رفت به جای دلداری مدیرعامل وسط ماه با فحش انداخت بیرون،هیچی نگفت و رفت، جالبه که همه میدونن اون آدم بی گناه بود اما آنقدر آنتن زیاده که کسی جرات نکرد حرف بزنه
من از بچگی دانش اموز سفیر بودم و بعد ۵سالی مدرس و مترجم و تولیدمحتواگر سفیر شدم. با اینکه به زعم حقوق کم مدیر فرهنگی نشد که واقعا ادامه بدم اما حقیقا محیط به این منظمی، دوستانه و جذاب هیچ جای ایران پیدا نمیشه. حقیقتا به شخصیت تو اهمین داده میشه و همه چیز صرفا برای پیشرفت تو و در نهایت پیشرفت موسسه طراحی شده و تو حس پله بودن بهت دست نمیده.
با این اجازه بهطور کامل بازنویسی میکنم تا حال و روایت اصلی حفظ بشود اما جملهبندی و ساختار کاملا نو شده باشند. در رشته زبان نبودم اما بهخاطر علاقه و انگیزهای که به یادگیری و teaching زبان انگلیسی داشتم دست به کار شدم. نخست در مؤسسهای که پیشتر دانشآموز زبان بودم برای کار کردن بهعنوان معلم کودکان قبول شدم؛ این تصمیم با دلایلی دوگانه همراه بود: علاقه شخصی به یادگیری و آموزش زبان و نبودن تمایل دیگر همکاران برای کار با بچهها. بهنوعی من تازهکار بهعنوان گزینه مناسب برای این گروه شناخته شدم و این فرصت برای من جذاب بود. مشاهدم این بود که از کار با کودکان هم لذت میبرم و احساس میکردم جای پیشرفت دارم. بنابراین در آزمون استخدامی سفیر گفتمان شرکت کردم و از آموزشگاه زبان کوچکی که در محله ما بود وارد آموزشگاه معتبرتر و با شهرت شدم. فرایند گزینش به این شکل بود که ابتدا آزمون ورودی شامل مصاحبه گروهی بود و پس از قبولی با ما تماس میگرفتند تا وارد مرحله مصاحبه بعدی شویم. کلاسهای ابتدایی را با هزینه خودمان برگزار میکردند که در آن زمان برای من پرداختش سخت بود. با توجه به برنامهای که خودمان ارائه میدادیم، کلاسها به ما واگذار میشدند و برگزاری منظم آزمونها از مشخصههای سفیر بود. اگر نیاز داشتید، میتوانم در بخش پرسش و پاسخ توضیح بیشتری بدهم. اما برای من سختترین بخش، قانونی بود که میگفت حتما باید فارغالتحصیل سفیر باشی تا بتوانی تدریس کنی؛ در نتیجه همزمان با داشتن کلاس کودکان، در یک کلاس دیگر نیز شرکت میکردم که این وضعیت برای من دشوار بود. با ادامه کار متوجه شدم هزینهای که میکنم بیش از درآمدی است که انتظار دارم. هدف من از ادامه کار، آمادگی برای آزمون ارشد و پیدا کردن فرصتهای کلاس بیشتر بود، اما با توجه به محدودیتها تصمیم گرفتم استعفا بدهم. همچنین بهنظر میرسید برخی قوانین برای مربیان نسبتا سختگیرانهاند و من درست از آنها خوشم نمیآمد. اگر کسی بخواهد در آموزشگاه سفیر موفق باشد، نباید به کارهای دیگری فکر کند و تمام وقایع و برنامههایش را طبق زمانبندی سفیر تنظیم کند؛ پذیرش کلاسهای بیشتر را هم برای پیشرفت در نظر میگرفتند.
استخدام در موسسه زبان سفیر گفتمان
از مجموع ۲۰ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۲۰ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۲۵٪ از کاربران موسسه زبان سفیر گفتمان را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۲۰
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۲.۳ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۲.۳ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۲.۳ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی موسسه زبان سفیر گفتمان مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره موسسه زبان سفیر گفتمان
آیا موسسه زبان سفیر گفتمان در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از موسسه زبان سفیر گفتمان ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در موسسه زبان سفیر گفتمان چگونه است؟
بر اساس ۲۰ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۲.۳ از ۵ است؛ ۲۵٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در موسسه زبان سفیر گفتمان چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در موسسه زبان سفیر گفتمان از نگاه ۲۰ کارمند: ۲.۳ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در موسسه زبان سفیر گفتمان چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از موسسه زبان سفیر گفتمان ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در آموزش، مدارس و دانشگاه ها
شرکت گاج را در ذهنم با اتفاقات ناخوشایندی به یاد میآورم. در یکی از برخوردها با من، یکی از مدیران منابع انسانی به نحوی نامناسب ابراز تمایل کرد و به دنبال آن با بیپروا با من رفتار کرد؛ وقتی جواب من منفی بود، به شکلی خصما
فضای کاری در شرکت گاج آنقدر برایم مهم بود که با تمام وجود به دنبال بهبود آن بودم، اما تجربهام از نقش مدیر میانی همچنان برایم درسهای سختی داشت. در اینجا رفتارهای نادرستی در سطح سرپرستی دیده شد که به درک اشتباهی از عملک
اگه بخوام صادقانه بگم، تصور من از کار در این شرکت خیلی با چیزی که قولش رو میدن فرق داشت. احساس میکردم حقوقی که تو فرم استخدام نوشتم بالاتر از حد وزارت کاره، اما وقتی برای مصاحبه رفتم، مدیر گفت فعلا با حقوق وزارت کار شر
در طول سه سالی که اینجا مشغول بودم، اوضاع مدیریت منابع انسانی بدون هیچ نظمی پیش میرفت و فضا هم حرفهای نبود. اوایل سه ساله کار، شرایط مأثرتی داشت اما با ورود CTO جدید هرچه گذشت تصمیمگیریها و برنامهریزی شرکت به شدت ضع
در شرکت گاج با وجود انتظارهای بالا، بیشترین چالش را در واحد منابع انسانی دیدم. مدیران این واحد به نظر من تأثیرگذار نبودند و روابط خانوادگی در مدیریت و انبار هم نقشی پررنگ داشت؛ یکی از بستگان مدیری که مسئول انبار است، نقش
مدت زمان حضورم در مرکز مشاوره تحصیلی پوردستمالچی تجربهای بود پر از چالش و نکتههای یادگرفتنی. برخورد تیم مدیریتی اغلب با نگاه از بالا به پایین همراه بود و فضا خیلی خشک و سختگیرانه بود. حجم کار به شکل قابل توجهی بالا بود