باور کنید در آن موقع وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالای شرکت به من داده شد؛ اما از همان ابتدای ورود متوجه فشار کار بالا و عدم پرداخت اضافهکاری شدم. تقریبا هر هفته باید کسری صندوق پرداخت میکردم، حتی وقتی صندوق را نمیزدم. یک روز در هفته هم از صبح تا شب به طور کامل زمان میگذشت. برخوردها در محل کار گاهی توهینآمیز و کلامی بود که در طول تجربههایم تجربه نکرده بودم. حالا میفهمم وقتی استخدام شدم، بسیاری از همکاران سفتههایشان را از شرکت میگرفتند. به طور کلی، به هیچ عنوان توصیه نمیکنم برای کار در فروشگاه فکر کنید یا بخواهید چنین تجربهای را پشت سر بگذارید.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در پارس حیات، صنعت تولید و صنایع، تهران: بر اساس ۱۲ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۸ از ۵؛ ۸٪ از کاربران پارس حیات را به دیگران توصیه میکنند. ۱۲ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
تجربههای ثبتشده نشان میدهد که محیط کار در پارس حیات با چالشهای جدی روبهرو است و رویکرد مدیریت به سمت تبعیض، فشار کاری بالا و پرداختیهای ناهمسو با ساعات کار دیده میشود. برخی از کاربران از وعدههای اولیه در مذاکرات استخدامی و اختلاف بین تصور از مزایا و واقعیت حقوق و اضافهکاری گلایه دارند و بارها تجربه کردهاند که صندوق فروشگاه و پرداختیهای مرتبط با آن با مشکل همراه بوده است. همچنین گزارشهایی از مدیریت با رفتارهای نامناسب، فشارهای شدید، و تبعیض میان کارکنان وجود دارد که به تضعیف روحیه و افزایش استعفا منجر شده است. در برخی موارد، شیوههای بازرسی و باجخواهی یا رفتارهای غیراخلاقی در سطوح مدیریتی گزارش شده است. از طرف دیگر، برخی تجربهها به جنبههای مثبت هم اشاره کردهاند؛ همچون وجود قرارداد کاری با بیمه و فرصتهای پیشرفت در برخی واحدها، اما این نکتهها غالبا با نکات منفی و مشکلات ساختاری کنار میآیند. بنا بر تجربههای ثبتشده، کار در جانبو بهخصوص برای کارکنانی که به دنبال تعادل میان کار و زندگی و حقوق منصفانه هستند، چالشبرانگیز به نظر میرسد. برخی از کاربران پیشنهاد میکنند که شرکت به بازنگری سیاستهای حقوقی، مدیریت منابع انسانی و فرهنگ سازمانی بپردازد تا تجربهی کار در این مجموعه بهبود یابد.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
برای من از همان روزهای اول مصاحبه وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالا داده شد، اما واقعیت خیلی فرق داشت. با ورودم به شرکت متوجه ساعات کار طولانی و نبود پرداخت اضافهکاری شدم. هر هفته باید به اندازهای که صندوق خالی بود از جیب خرج میکردم، حتی اگر صندوق را نمیزدم هم باید پرداخت میکردم. برخی روزها تمام روز، از صبح تا شب، حاضر بودم. رفتارهای بیاحترامی و کلامی که در جانبو دیدم هرگز در هیچ تجربهای چنین نبود. حالا فهمیدهام وقتی استخدام شدم خیلیها سفتهشان را از شرکت تحویل میگرفتند. بهطور کلی نمیتوانم این کار را توصیه کنم، حتی به فکر کار در بخش فروش هم نباید باشید.
در ابتدای کار تمایل داشتم توضیح بدهم که تجربهام از کار در پارس حیات، به خاطر فشارهای مدیریتی و رفتارهای غیرمنصفانه، خیلی سنگین بود. من توی فروشگاه با ساعات طولانی از سرکار میرفتم، از هفت و نیم صبح تا ده شب، چون کلیه هزینهها با سود شرکت گره خورده بود و به بهبود شرایط کاری توجه چندانی نمیشد. گاهی پنجشنبهها مدیرعامل تصمیم میگرفت فروشگاه تا یازده و نیم شب باز باشه تا با کمبود نیروی انسانی مقابله کنه؛ همین هم باعث میشد که مشکلات امنیتی بیشتر بشه و مبادا جنسها به سرقت بره. نتیجه این مسائل این بود که هر ماه بعضی از معاونها تحت فشار قرار میگرفتند یا از کار برکنار میشدند و یا تحت فشارهای مختلفی ازجمله پیشنهادهای نامناسب یا باجخواهی مالی قرار میگرفتند تا از اخراج افراد جلوگیری بشه. در یکی از نمونهها شنیدم یکی از کارمندان سابق، که دوران خدمت سربازی رو تجربه کرده بود، گفت در سربازی هم سختیها زیادی دیده؛ و اینکه برخی برای تخلیه عقدههاشون سعی میکنند مشکلات دیگران را به راه بیندازند. در کنار اینها به این فکر میکردم که اگر شرکت بینالمللی است، چرا قوانین اضافهکاری و مزایای کارگری به درستی پرداخت نمیشود. واقعا جانبو برای من تبدیل به یک جهنم شد تا این که خوشبختانه کار بهتری پیدا کردم و از آن فروشگاه خارج شدم.
کار در این شرکت دشوار است، اما از طرفی برخی افراد با فرار از کار و کمکاری، تقصیرها را گردن شرکت میاندازند. پارس حیات را به عنوان یک شرکت بینالمللی میبینم که سرمایهگذاری خارجی را در کشور ارزشمند میدانم و معتقدم قدر دانستن این فرصت لازم است. با این حال برخی ضعفها و کمکاریهای افراد با نسبت دادن آنها به شرکت دنبال میشود. هر کس اگر با انگیزه و منظم و وقتشناس باشد و روی کار خود تمرکز کند، حتما در نقشش موفق خواهد بود. از طرفی ارسال پیام در مجموعه برای همه بیاهمیت به نظر میرسد، زیرا برخی جوانان به دلیل بیکاری با مشکلاتی روبهرو هستند و دلسرد شدنشان از کار فزاینده است. کاری که در محیط کار انجام میشود برای برخی مانند خدمت سربازی است؛ کسانی که وظیفهشناس هستند از این تجربه بهره میبرند، اما برای کسانی که بیانگیزه و بینظم هستند، کار سخت و آزاردهنده میشود.
من در یک شرکت با سابقه کار کردم که معاونان و مدیران زیادی در دفتر مرکزی حضور داشتند و گاهی برای دریافت پورسانت روزانه، تیمی تشکیل میشد تا برای شعبهها سفارش بدهند و اگر ضایعاتی پیش میآمد، مسئول فروشگاه را دعوت میکردند تا از او خسارت بگیرند. من وظیفه فروشگاه را داشتم و فضای کاری پر از رفتوآمد اعضای تیم بود، اما گاهی رفتارهای غیرحرفهای کارکنان و فشار برای کسب پورسانت به وجود میآمد. در نهایت احساس میکردم باید از محیط سالمتری استفاده کنم تا به تصمیمات درست و اخلاقمحور نزدیک شوم.
باور نکردنی بود وقتی از جایی با حقوق پایین و ساعات طولانی وارد اینجا شدم، اما مقصدی که پیش رویم بود امیدبخش به نظر میرسید. در آذرماه وارد مجموعه شدم تا از شرایطی بهتر از قبلم بهره ببرم؛ جایی که حقوق ۷۴۰۰ و بیمه تأمین اجتماعی و تکمیلی، اضافهکاری و پاداش و فرصتهای پیشرفت و یک روز مرخصی در هفته وعده داده میشد. اما واقعیت فرق میکرد. فقط دو ماه است که اینجا هستم و ساعات کار از ۸ صبح تا ۵ عصر است؛ به قدری طولانی که در شیفتی بودن فروشگاه، زنده ماندن ساده است. کار کردن با وجود همهی اینها ما را به فروشگاه میکشاند و رفت و آمدهای من حصارهای ناگفتنی بین کار و زندگی میسازد. با وجود مدیریت نسبتا خوب، معاونان به دردسر تبدیل شدند. یکی بیمسئولیت بود و رفت؛ یکی دیگر سختگیر شد و فضای کار را به نظم نظامی تبدیل کرد. تیمی که در آن حضور دارم، افرادی که استعفا دادند و نفرات جدیدی جایگزین شدند هم کارایی لازم را ندارند. مشکلاتی که با کارفرمایی به وجود آمده و گاهی به کمکاری انجام میدهد، تا حدی در شرایط فعلی نقش دارند. گاهی اوقات صندوق پول وقتی کسر میشود، به حساب کارمندان میرود؛ این ماه حقوقم تنها ۱ تومان مانده بود چون هزینههای صندوق در ابتدای ماه کسر شد و برای هر نفر حدود ۱۲۵۰ کارت کشیده شد. ماه گذشته هم برای صندوق به مبلغ ۴۵۰ تومان قرض گرفتم تا کسر صندوق جلوگیری کنم. کارهای فروشگاه به عهدهی همه است؛ از فروش تا صندوق، نظافت و چیدمان. در هفته، یک روز مرخصی داریم که روز بعد باید کامل بیایم و کار کنم. هفتهای که منتهی به اول ماه است و پنجشنبه اول ماه را شامل میشود، باید به طور کامل در فروشگاه حضور داشت. هر ماه یکبار هم انبارگردانی انجام میشود که گاهی باید از ساعت ۵ صبح بیایم یا اگر زمان دیگری باشد، باید شب هم در فروشگاه بمانم. ناهار را خودم میبریم و واقعا تمام وقت را در آن محیط سپری میکنم. اضافهکاری وجود ندارد و تعطیلات تنها شاملش میشود. اگر گوشت و مرغ و ماهی تاریخ مصرفشان گذشته باشد، باید پول را بدهیم حتی اگر تقصر با ما نیست. بیمه تکمیلی هم فقط پس از یک سال فعال میشود، در حالی که در بسیاری جاها سه ماهه ارائه میشود. کارهای باهم فشار میآید تا جایی که فرصت فکر کردن به مشکلات شخصیام را هم ندارم. در این دو ماه واقعا فروشگاه را تجربه کردهام و تنها شبها به خانه میآمدم و میخوابیدم. صدای دور از دسترس از دور خوشحال است اما واقعیت چیز دیگری است. محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته یا نامآشنا نیستند در فروشگاه وجود دارد و حتی با وجود این وضعیت نمیدانم چرا روی نایلونهای شرکت نوشته است که هفت سال پیاپی فروشگاه زنجیرهای برتر ایران است. در این مدت بیشتر از پسانداز یا پرداخت بدهیهایم، خرجی را دوباره به شرکت برگرداندم. حتی یک ریال هم راضی نیستم و استعفای خود را نوشتهام و تصمیم دارم تا پایان بهمن ماه از اینجا بیرون بیایم.
به دلیل مشکلات مدیریتی و فشار کمهزینهای در اجرای کار، تجربه من از کار در فروشگاه جانبو اینطور رقم خورد که باید همیشه جابهجایی بین فروشگاهها انجام میدادم، جایی که نظم کار به شکل مطلوبی وجود نداشت. پیادهسازی چیدمان جعبهها بهصورت مرتب، زمانگیر بود و باید از منافع کارفرما برای جابهجایی اجناس از پشت به جلوی قفسهها استفاده میکردند. در نتیجه، ساعات کار به طور نامناسبی تنظیم میشد و تعطیلات ساعات پایانی در برخی روزها با طولانی شدن کارها همراه بود. کارگران کم بودند و این به معنا بود که از صبح تا نیمههای شب باید کار میکردیم و اضافهکاری بهطور مشخص ارائه نمیشد. وظایف شامل بستن صندوق، ارائه تخفیفها و هدایت مشتریان بهطور مرتب بود و فشار برداشت بارهای خالی و انجام عملیات مختلف فروشگاهی همواره وجود داشت. در کل تجربهای با چالشهای مدیریتی و ساعات کاری نامتعادل بود.
من ۴ سال در این شرکت کار کردم و با اینکه بهترین عملکرد را در تیم داشتم ولی همیشه مورد خشم و توهین و تحقیرو پشت سر گویی های مدیر مربوطه بودم این شرکت ترکیه ای فقط برای ۴ تا مدیر ارشد جیره خوار خودش خوبه اصلا به کارمندای زیر دست اهمیت نمیدن با دادن وعده های دروغین و پروموت کردن تموم وقت و توان ادمو میگیرن و آخرش هم که میخوای حقتو بگیری و اعتراض کنی اخراجت میکنن .شرایط کاری سخت پر استرس و ساعت کار طولانی و تبعیض و زیراب زدن های نوچه ها و زیر پا گذاشتن عملکرد کاری و زیر سوال بردن شان انسانی و تبعیض جنسی ،آزار کلامی و حق خوری و بی سوادی و بی تجربگی مدیر و کارنابلد بودن و انداختن فشار کار روی کارمند ، اجازه ندادن برای استراحت و ناهار خوردن ، سیگار کشیدن مدیران در محل کار و اخراجهای پی در پی نیروها و استعفاهای مکرر افراد و ….از تجربه کار من در این شرکت بود .با شکایت به اداره کار بخاطر اخراج در اثنای کار تا حدودی به حقم رسیدم ولی هنوز بعد یکسال سفته های منو پس ندادند. جالب اینکه مدیر منابع انسانی بهمن گفت فقط شما در صورتی میتونی اعتراض کنی که مدیر به شما تعرض جنسی کرده باشه یعنی تو این شرکت هیچ حقی برای نیرو دیده نمیشود و فقط مدیر ارشد و چاپلوس و فریبکار براشون مهمه
من یکی از کارکنان شرکت هستم ساعت کاری ۱۲ساعته آدم از زندگی میوفته مگه کارگر آدم نیست مام زندگی داریم آرزو داریم این چ وضعشه آدم از خستگی نمیدونه چیکار کنه
من سه سال برای یکی از شرکتهای تابعه پارس حیات به نام اورست مدرن پارس کار کردم، مجموعهای که شعبههایی چون جانبو را در بر میگرفت. فضای کار در این مجموعه واقعا فاقد شایستهسالاری بود و من با این شرایط روبهرو بودم. ساعات کاری غیرحضوری از عصر تا شب بود و اضافهکاری برای تعطیلات یا جمعهها پرداخت نمیشد. وقتی از شرکت شکایت کردیم، به ظاهر مجبور به پرداخت شدند. برای ماموریتهای خارج از شهر و راهاندازی سیستمهای فروشگاههای شهرستانها حق مأموریت در نظر گرفته نمیشد. امنیت پرسنل و تردد در جادههای بینشهری در شرایط بد جوی برای انجام کارها اولویت نبود و دائم میگفتند باید بروید. با شکایتهای خارج از سازمان، ظاهرا تغییراتی تحمیل شد. مسئول مستقیم من فردی بود نامنظم و بیاحترامی، که با پشتیبانی مدیران از سایر بخشها به این سمت رسیده بود و فشار کاری عمدتا روی پرسنل بود. تلاشهایمان به چشم نمیآمد و رویکرد غالب به کار به شکل طلبکاری بود؛ تقدیرها و تشکرها غالبا به سهم همان مسئول بخش میرسید. کار در این مجموعه را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم. ارتقاءهای شغلی نبودند و معیارهای عادلانهای پشت آن نبود. روابط فامیلی و حمایتهای غیرصحیح از افراد نزدیک به تیمها رایج بود. احترامی برای افراد تحصیلکرده دیده نمیشد و ممکن بود با پاسخ دادن به کارکنان فروش سطح پایین شرکت هم روبهرو شوید چون نگاه شرکت به فروش محور است. برای من که متأهل بودم، مجموعه مناسبی نبود. خوشحالیام از تغییر شغل به دلیل احساس دوباره ارزش و احترام بود که به دست آوردم.
در واحد مالی شرکت پارس حیات کار میکردم و تجربهام را با شما در میان میگذارم. فشار زیادی از برخی همکاران به خاطر عملکرد ناعادلانه وجود داشت؛ عدهای دیگر به راحتی کار میکردند و تبعیض میان افراد محسوس بود. انتظار پیشرفت براساس کار حرفهای نبود و از جانب مدیران میانی و ارشد گاهی توهین دیده میشد، به دلیل اینکه به نظرشان پشتشان گرم است و اهداف شرکت برای ترکیه صرفا سودآوری است و به نیروهای انسانی اهمیت چندانی نمیدهند. در نتیجه در آنجا تیم مناسبی از منابع انسانی وجود ندارد و چند نفر غیرحرفهای در این حوزه حضور دارند که هنگام مسائل کاری به جای همراهی با تیم، به سمت مدیر یا سرپرست مینگرند و دردسر را به جان نمیخرند تا با سایر واحدها درگیر شوند. گرچه در لینکدین نشان میدهند که برای منابع انسانی اهمیت قائلند، اما به نظر میرسد فقط ظاهرسازی است. همچنین تعدادی از همکاران در اتاقهای کار خود سیگار میکشیدند که این موضوع برای من آزاردهنده بود. در کل، این محیط برای من تجربهای مطلوب نبود و جای بهتری میتواند باشد.
من تجربهای از پارس حیات دارم که ترجیح میدهم بهطور روشن و بیپرده بیان کنم، هرچند واقعیت تلخی را روایت میکند. وقتی وارد واحد منابع انسانی شدم، به سرعت متوجه فضای فرار از پاسخگویی و روابط خانوادگی-وابستگی شدم. در آنجا باندبازی بود و برخی از اعضای تیمهای مالی و منابع انسانی دوستان و شناختههای یکدیگر بودند. بهعنوان همرده زیر دست، متوجه شدم که مدیر من با یکی از کارمندانش ارتباط خانوادگی دارد و این مسئله تصمیمگیریها را تحتتأثیر میگذاشت. گاهی بدون اطلاع من برای آن کارمند مرخصی صادر میشد و من وقتی به تشخیص و بازخواست کمکاری او میخواستم بپردازم، با موانع ناشی از این آشناییها روبهرو میشدم. علاوه بر این، کارمند را بدون نظر من استخدام میکردند، که فضای کار را ناعادلانه میکرد. فاجعه بود اما من تصمیم گرفتم حذف شوم یا از آنجا فاصله بگیرم. در دوره بودجهبندی، برای دو هفته کمو بیش سه تا چهار روز تا ساعت چهار صبح در شرکت میماندیم، تا نهایتا به جایی رسید که خانوادهام هم تحتتأثیر قرار گرفت و فشارها افزایش یافت. مدیر من با لحن طلبکارانه، حضور کارمند تا این ساعات طولانی را حق مدیر میدانست و این وضعیت را تحمل میکردم. به هر حال، کار در واحد منابع انسانی و مالی پارس حیات را به هیچ وجه توصیه نمیکنم و خوشحال هستم که از آن فرار کردم.
استخدام در پارس حیات
از مجموع ۱۲ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۱۲ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۸٪ از کاربران پارس حیات را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۱۲
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۸ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۸ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۸ از ۵
سؤالات متداول درباره پارس حیات
آیا پارس حیات در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از پارس حیات ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در پارس حیات چگونه است؟
بر اساس ۱۲ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۸ از ۵ است؛ ۸٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در پارس حیات چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در پارس حیات از نگاه ۱۲ کارمند: ۱.۸ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در پارس حیات چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از پارس حیات ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در تولید و صنایع
در ابتدا دوبارهنویسی را با گفتوگویی روشن از تجربم آغاز کردم و سپس به جزییات مصاحبه پرداختم. برابر انتظار، فرم اولیه را ارسال کردم و وارد فرآیند استخدام شدم. جلسه نخست با تیم منابع انسانی بود؛ درباره خود مجموعه صحبت شد
وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که
به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار میکردم و تجربهام رو از اون دوره به طور روشن یادم میآید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنت
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که ب