در این شرکت، اوضاع بسیار پیچیده بود و من با دیدی واقعبینانه به تجربهام نگاه میکنم. مدیریت به شکلی افتضاح عمل میکرد و از توییقها و ارتباطات درست خبری نبود. انتظارات بالا و غیرمنطقی از طرف مدیران، فضای کار را به سمت فشار بیوقفه برد، تا حدی که احساس میکردم فرهنگ کار به شکل ارباب و برده درآمده است. مزایایی وجود نداشت و فضای سازمانی به طور کلی هیچ حمایتی ارائه نمیکرد. محیط کار به نظر من مزهی کار تیمی را میگرفت و به جای انگیزهدهی، ضررهای بیشتری ایجاد میشد. از سمت مدیریتی، امکان تغییر یا بهبود وضعیت وجود نداشت و با سرعت زیادی حتی پرسنل را به خروج سوق میدادند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به نظرم ساعات کار ۹ تا پر استرس است و وقتی اضافهکاری هم در بر میگیرد واقعا فضای خالی برای زندگی باقی نمیماند. اگر کارمند تحت فشار باشد و ذهنش مشغول کارهای عقبافتاده باشد و ترافیک هم سر خانه و زندگیاش را بزند، چگونه میتواند از پس کارها بربیاید و حجم کار را با اضافهکاری کم کند؟ شبانهروز فقط ۹ ساعت برای انجام کار کافی نیست، حالا اگر دو ساعت هم اضافه کار شود و باز رفتوبرگشت هم به مجموع اضافه شود، به عبارتی تقریبا ۱۳ ساعت میشود. با ۸ ساعت خواب، سه ساعت باقی میماند تا به کارهای روزانه برسد. پس کی فرصت زندگی و استراحت باقی میماند؟ واقعا این روال کار را دوست دارید و میخواهید چنین سبک زندگی را تجربه کنید؟
دیدن این شرکت را به هیچ عنوان توصیه نمیکنم؛ با وجود حجم بالای کار، دستمزد هم مناسب نیست و معمولا خیلی چیزها چیزی جز ناامیدی ندارد. کار در اینجا خیلی سنگین است و ساعات کار طولانی است؛ از صبح هفت تا عصر یا نزدیک به آن میمانند و گاهی تا شب هفتم هم ادامه میدهد. حقوق هم تفاوت زیادی با جاهای دیگر ندارد و اکثر کارها در کارخانهها استاندارد نیستند. در مجموع اگر تصمیم به کار در جای کوچکتر و با کاهش فشار دارید، شاید بهتر باشد به دنبال فرصتهایی با حجم کار کمتر باشید تا بتوانید برای خانواده و زندگی شخصیتان وقت بگذارید. به نظر میرسد که اداره و نظارتها هم با واقعیت تفاوت زیادی دارند: حجم کار بالا و فشار زیاد، اخلاق ناخوشایند برخی همکاران و رفتارهایی که حس بردگی میدهد. تعطیلات رسمی هم به نظر نمیرسد که به درستی رعایت شوند و گاهی کارفرماها حتی جمعهها را هم تعطیل نمیکنند. در آگهیها ادعا میشود که حقوق تا دو میلیون بالاست و از وزارت کار بهتر است، اما واقعا اینطور نبوده و احتمالا برای نیروی قدیمی به سختی میشود دوام آورد؛ اغلب افراد به سرعت از کار میروند یا کنار میروند و محیط کار خیلی پوست کلفت میطلبد. نهار ارائهشده هم کیفیت مناسبی ندارد. اگر دنبال کار با فشار کمتر و تعادل بهتر بین کار و زندگی هستید، به نظر من جای بهتری را انتخاب کنید. در کل اینجا حجم کار بالا، ساعات طولانی و رفتارهای نامطلوبی دیده میشود و به نوعی مثل کار کردن در یک محیط غیرمنصفانه به نظر میرسد.
به نظر من شرکت دمنده محیطی با ساختار سنتی و قدیمی دارد و بیشتر روی تولید متمرکز است. برای نقش کارشناس مهندسی تقاضا میکردند و در نهایت اکثر افراد را بهعنوان کارشناس جذب میکردند. در اینجا کارکردن به شدت به کار فیزیکی در سالنها محدود است و حجم کار بالاست؛ هر چه بیشتر در مسیر کار حرکت کنید و بدون دلیل سرگردان باشید، تصور میشود که عملکرد بالاتری دارید و این تصویر از کارایی را تقویت میکند. فرصت کار پشت سیستم به ندرت فراهم میشود و اگر کارهای سیستمی وجود داشته باشد، ساعات محدود است و در غیر این صورت با دوربینها نظارت میشوید و ممکن است با شما برخورد شود. به زبان دیگر، انتظارات کارکرد مطلوب از نظر مدیریت با نگرشهای کهنه و غیرکارآمد همسو شده است. در نتیجه کار در کارخانه را اصلا توصیه نمیکنم. تمرکز صرف روی تولید و فشار بالا بر اپراتورها برای ثبت و اندازهگیری عملکرد وجود دارد و حقوق نیز پایین است. سطح نارضایتی در مجموعه بالا است و نیروهای قدیمی که به کار وابستهاند، به نیروهای جوان و تازهکار در بخشهای مهندسی فرصت پیشرفت نمیدهند. مدیریت کارخانه را فردی با منافع شخصی میبینم که به جای ایجاد فضای گفتوگو بین واحدها، همواره فضای رقابت میان افراد ایجاد میکند و از درگیری بین کارشناسان واحدهای مختلف بهره میبرد. افرادی با سطح مدیریتی پایین و حقوق نسبتا بالا در جایگاه نامناسبی هستند و به تدریج روند مجموعه را به عقب میرانند. فضای کار بهطور کل غیرحرفهای است، با حجم کاری زیاد، ساعات طولانی کار، جلسات بیهدف و بازخواست غیرعادلانه از نیروهای جدید بهخاطر کمکاری افراد قدیمی از جمله معایب دیگر شرکت است. بهطور کلی کار در اینجا را توصیه نمیکنم و امیدوارم ظاهر بزرگ شرکت و شکل ظاهری افراد باعث جذب افراد نشود.
Ramin Amiri and his wife, Farzaneh Javaheri, with the following résumé, are under a lawsuit in China and Iran. If you have any information, please contact us via the following email address: jst.law@gmail.com CV: Bachelor’s degree in Power Electronics, University of Tehran Master’s degree in Power Engineering, Michigan State University Minor job experience at GM and Delphi
در مصاحبهای که در سال ۱۴۰۴ داشتم، دو نفر حضور پیدا کردند و با بیاحترامی کنار من نشستند و رفتارشان مانند جلسه دادگاهی بود. آنها با لحن نامناسب سوالات بیربط و غیرمستدل مطرح میکردند و از احترام به من چیزی باقی نگذاشتند، بهطوری که بعد از رفتنشان احساس پشیمانی کردم و از نحوهی برخوردشان پشیمان شدم.
به نظرم اینجا فضای کاری خیلی بیثبات و پرتنش است؛ مدیران دائما با فحاشی و بددهنی سعی در پیشبرد کار دارند و نظم مدیریتی آنها قابل اعتماد نیست. جو زیرآبزنی و درگیریهای مداوم بین اعضا، باعث میشود محیط کار خیلی خراب به نظر برسد.
در حال حاضر در ایران تابلو مشغول به کارم و واقعا از محیط کار رضایت دارم. یکی از نکات کلیدی برای من برخورد صمیمانه و عادلانه با همه همکاران و نیروهای انسانی است؛ چه از طرف مدیران و چه همکاران. اینجا هیچ کسی بالاتر از من نیست و به تواناییهایم اعتماد میشود. نظم کار بالا است و پروژهها با برنامهریزی مشخص پیش میرود؛ هر فرد دقیقا میداند وظیفهای که باید انجام بدهد چیست. در طول مدت کار، فضای آموزش و یادگیری فعال است و بهخصوص در بخشهای فنی، مدیران با پشتیبانیهای مفید به رشد نیروها کمک میکنند تا تجربهشان افزایش یابد. شرایط کاری نسبت به صنعت برق واقعا مناسب است: ساعات کاری منظم، پرداختها بهموقع، محیط کار تمیز و با احترام است. به طور کلی حس میکنم در شرکت قدیمی و معتبرای کار میکنم که برای کارکنان ارزش قائله و تنها به دنبال صرفا تحویل پروژه نیست.
در نگاه من، جای بهبود کلان در مدیریت شرکت حس میشود؛ هرچند امکانات قبلی مانند وعدههای غذایی و میانوعدهها وجود دارد، اما پرداخت حقوق با تأخیرهای نسبتا طولانی همراه است و اضافهکاری هم بهطور قابل توجهی وجود ندارد.
برای من تجربهی کاری در این مجموعه، به عنوان یه برنامهنویس، تجربهای نسبتا تیره نیست اما نقاط ضعف و کاستیهایی هم داره که باید بهش اشاره کنم. من حدود هشت تا نه ساله که با این شرکت همکاری میکنم و دیدم برخی نظرات منتشرشده واقعبینانه نیستند و خیلیها بدون دیدن جزئیات، بدبینانه حرف میزنند. هر شرکتی مشکلات خودش رو داره و نمیشه زور داشت که با معیارهای هرکس همسو بود. با این حال، در مقابل خیلی از شرکتهای همرده، اینجا عملکرد بهتری ارائه میشه و با استانداردهای روز بازار سازگاری داره و با اعضای تیم خوب همکاری میکنم.
خیلی تجربه بدی بود . خیلی راحت و ساده بهت توهین و بی ادبی و بی احترامی میکنند و تو جلسه جلوی همه افراد بد دهنی میکنند و اصلا اجازه توضیح هم بهت نمیدن اگر خیلی بخوای برای دفاع از خودت پا فشاری کنی هرچی روی میز مدیرعامل هست ممکنه تو سر و صورتت پرتاب بشه واقعا میدون جنگه خیلی ترسناک تر از چیزی که فکر کنید و فحش هم راحت اونجا داده میشه به آدم اصلا محیط با تبلیغاتی که میکنند زمین تا آسمون متفاوته
تجربهام از کار در یک شرکت بینظم و بیپایه آغاز شد، جایی که مسئولان و مدیران جایگاه مشخصی نداشتند و پاسخگویی به کارکنان سفرهای بینظم و بیپاسخ بود. پرداخت حقوق با تاخیر چند ماهه انجام میشد و برای جلوگیری از شکایت، سفته میگرفتند. حداقل حقوق تنها روالی بود که پرداخت میشد و امتیاز تحصیلی برای کارگران قائل نبودند؛ بیمه هم بهطور داوطلبانه و اختیار شرکت بود. هیچکدام از بخشهای مالی، اداری یا شعبه پاسخگوی نیروی کار نبودند و حضور تلفنی هم مکررا بیپاسخ میماند. قراردادها به نفع مدیران نوشته میشد و با مهر تأیید میشدند. بهطور کل، این شرکت از منظر کارایی و سازماندهی ناکارآمدترین نمونهها بود. برخی از افرادی که از شرکت تعریفهای اغراقآمیز میکردند نیز بهنوعی در کنار مدیران بالا جای میگرفتند و حقوق کارگران را بهنفع خود میبلعیدند.
شرکت پرگاس طب را ترک کردم به خاطر بیثباتی قانونی و بیتفاوتی به حقوق کارگری. زمانی که قرارداد کار کتبی هیچگاه به امضا نمیرسید، احساس میکردم راهی برای پیگیری حقوقم وجود ندارد و این رفتار نقض اصول ابتدایی کار بود. عدم ثبات مالی و مدیریتی هم مزید بر علت شد؛ پرداخت حقوق به تأخیر افتاد و نشانههای ورشکستگی در شرکت نمایان بود که امنیت شغلی را به شدت کاهش میداد. فضای کار ناسالم و بینظم، با کمبود شفافیت و رفتارهای دوگانه، از مسیر حرفهای من جدا شد و با ارزشهای رشدی من همخوانی نداشت. به طور شخصی، محیطی را دیدم که وجود افراد ناکارآمد و سوء استفاده از منابع کارکنان را نشان میداد و این شرایط انگیزهام را برای حضور در اینجا کاهش داد.
من پارسال به مدت 15 روز به عنوان سرپرست مشغول به کار شدم و اینارو متوجه و سریعا زدم بیرون: 1- مهمتر از همه که به من حس عدم حفظ حریم را داد، تمام نقاط شرکت، از دستشویی گرفته تا تک تک اتاقها دوربین با قابلیت ضبط صدا رو داره_مدیرعامل تو اتاقش نشسته میبینه کی داره چکار می کنه زنگ میزنه هرچی حرفه بش میزنه 2-روز اول مصاحبه اصلا راجب شاخص های کلیدی که از حقوقت کم می کنه نگفتن و جوری ازت کار می خوان که نمیرسی شاخص ها را ثبت کنی و بالطبع از حقوقت کسر می کنن 3- یه بلندگو نصب کردن که اسم نفراتو صدا می زنن، هنوز تروما اون بلندگو را دارم 4- یک اتاق مانتیورینگ دارن که خانمی اونجاس فقط میبینه، مینویسه و به مدیریت اطلاع میده. هر از بر نمیفهمه بعد میگه اینجاها ایراد داره 5- قائم مقام مدیرعامل که یه آدم دمدمی مزاج بود_هرچی بگم کم گفتم_اصلا به تخصص و دانشت کار نداره_دکترا داشت خیر سرش 6- مدیر تولید (البته دو ماه بعد من ایشونم استعفا داد) ایشونم که مطابق شرایط کاری اخلاقش میچرخید 8-مدیرعامل و صاحب مجموعه که دیگه نگم براتون_هرچی خصلت بد و بی ادبانس در آن خلاصه شده 9- و مهمتر از همه موقع تسویه حساب حتی نگفتن بیا بالا، همون نگهبانی خانم کاوسی برگهامو اورد گفت اینا بهت تعلق میگیره، منم تا این رفتارو دیدم سریع امضا زدم و زدم بیرون_بعدش به مدیر اداری زنگ زدم گفتم یک مشت عقده ای جمع شدین خلاصه اگر برای تجربه کاری می خواین برین خوبه بعد 1 یا 2 سال دنبال کار بهتر بری ولی برای اینکه روش حساب کنی اصلا...... اینا گوشه ای از چیزهایی بود که دیدم،بیشتر بودن ولی حوصله نمیکشه به خوندنشون
من وقتی وارد این مجموعه میشم که بفهمم چطور جنبههای مختلفش با هم جور درمیآیند، اما واقعا هر روز فهمیدنش سختتر میشود. پرداختیها فراموش میشود و مدیریت به شدت غیرمنعطف است؛ مدیران بالادستی تنها به دنبال ایناند که زیرمجموعههای کمسن و کمتجربهتر را به جایگاههای بالاتر بنشانند و از خودشان تعریف کنند. اعتراض کردن به تأخیر و وضعیت حقوقی تنها به برخورد سرد منتهی میشود و در نهایت سعی میکنند با ارائه واژههای اغلب تکراری، از مسئولیت فرار کنند. یکی از نکات مثبتی که خیلیها به آن اشاره میکنند، محیط کاری دوستانه و صمیمی است که با وجود این، سایر مزایا چندان جدی نیستند و به شکل قابل توجهی دنبال نمیشود. حقوق نیز جزو نکات کمتر بهبود یافته است و اخیرا حتی پرداخت برخی از مسائل مالی به تعویق افتاده است. موضوعی به نام مساعده وجود دارد که با تعاریف معمول تفاوت دارد و به صورت غیرشفاف اجرا میشود. در حال حاضر برای حقوق مردادماه پرداختی وجود ندارد و برجها هم بهروز نشدهاند؛ حقوق مهرماه هنوز پرداخت نشده است. بحثهای فنی و مدیریتی هم به دلیل تعطیلیهای گسترده چندان پیگیری نمیشود. در حال حاضر بیش از شصت روز است که مبالغی به برخی از کارکنان پرداخت نشده و با وجود اعتراضهای متعدد، پاسخ مشخصی داده نمیشود و اخیرا برخی از همکاران اخراج شدهاند. با این اوصاف، اگر به دنبال محیطی بسیار آرام با پرداختی سریع و شفاف نیستید، اینجا ممکن است گزینه مناسبی نباشد.
من به عنوان کارشناس فروش در گروه تک سامان هور تجربهای ناخوشایند داشتم. به هیچ وجه این شرکت، دفتر یا کارگاه تولید آجر بلوک را پیشنهاد نمیکنم و با گذشت نزدیک به یک سال، بدون توضیح و بیدلیل باید شرکت را ترک کردم. در حال حاضر کارکنان بخش منابع انسانی و کارمند تحصیلدار و نظافت کار شرکت نیز به عنوان کارشناس فروش در این مجموعه فعالیت میکنند؛ به نظر میرسد دامنه گزینههای شغلی برای کارجویان بسیار محدود است و ارزشی برای جذب هیچکس قائل نیستند. آنها حتی از واژه ویزیتور سیار استفاده میکنند تا عنوان کارشناس فروش به کار بگیرند که دارای بار روانی خاصی است، اما واقعا مسئولیتهای قدرتمندی به آنها نسبت داده میشود.
تعریف من از این تجربه اینه که وضع شغلیم با شرکت پرگاس طب خیلی بحرانی بود؛ حقوقم را پنج ماه عقب میانداختن و حتی هزینه رفت و آمد هم نمیدادن. ساعات کاری خارج از حد قانونی بود و با کارگر قانون کار همخوانی ندارد. مزایا هم هیچکدام نبود و تنها نکتهای که به چشم میخورد، کمبود توجه به کارکنان بود. با این وضعیت، نمیتونم ازش چیزی به عنوان محیط مناسب کاری تصور کنم و به نظر من بهتره که به تجربهام از اینجا فکر نکنم و زمانم را در این شرکت سپری نکنم.
تو این شرکت کلی به خاطر کار آدمو نگه میدارن حتی روزهای تعطیل بعد خیلی راحت حق و حقوق آدمو نمیدن.برادران مدیر انشالله که هر حقی که ناحق کردین مرض بشه تو جون بچه هاتون
من تنها یه چیز میخوام بگم اینه که حتی برای مصاحبه هم ارزش رفتن نداره چه برسه برای مار کرد من مدت ۷ ماه مشغول به کار بودم تا زمانی که مدیر عامل داشت شرکت اوکی بود از زمانی که ح م یکی از برادرا اومد نشست جای مدیر ادم بی تربیت بد دهن زن و مرد هم فرقی براش نمیکنه مدیری که از الفاظ حرمزاده به کار میبره باید فاتحه اون شرکت خوند وافرادی که هستن وموندن از نظر من مثل خودش باید باشن که بتونن دوام بیارن در غیر این صورت محاله
برای من که تجربیاتم را از صنایع غذایی بدر دارم ثبت میکنم، کارم به عنوان کارگر خط تولید شروع شد و خیلی زود محیط کار را پر از فشار و تنش دیدم. بوهای ناخوشایند کارخانه را فرا گرفته بود و رئیس بخش حتی ضایعاتی که گندیده بودند را به عنوان ضایعات قبول نمیکرد و میگفت ضایعات نداریم. ساعات کاری هم با وعده ۷:۴۵ تا ۵:۱۵ بود اما واقعا تا ساعت هفت کار میکشید. فضای کار خیلی استرسزا بود و فشار کاری بالا بود. بیشتر پرسنل بهخصوص خانمها را وادار میکردند سبدهای سنگین را بلند کنند و تفاوتی بین مرد و زن نبود. حقوق هم خیلی پایینتر از چیزی بود که اعلام میشد. علاوه بر اینها، روز اول گفتند زیر هفت روز فعالیت حقوقی تعلق نمیگیرد. من پنج روز درس کردم و برای تسویه رفتم، اما به من گفتند زیر هفت روز حقوق نمیدهند و وقتی اعتراض کردم با بیاحترامی از من جدا شدم. شرایط کار واقعا سخت بود و هر کس که میآید، بیشتر از دو سه روز دوام نمیآورد و نهایتا حقوقی هم دریافت نمیکرد. روز به روز کارمند تازهوارد میکردند و بندرت کارمندان قدیمی میماندند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.