بعد از اتمام مصاحبه دوم متوجه شدم مصاحبه سه مرحله دار. مرحه اول کاملا اماده بودم و بعد از رائه رزومه به مرکز مراجعه کردم . مصاحبه اول توسط یکی از مدیران منابع انسانی انجام شد. که کاملا تایم کاری رو توضیح دادن و درباره کارم توی این سه سال توضیح دادم . طبق اگهی سایت jabinja و سایت خود شرکت ساعات کاری بین ۲تا۲۲.۴تا۲۴وو۴ شیفت عصر بود .که من باتوجه به همون زمان رزومه ارسال کرده بودم .ولی اون زمانی که من فراخونده شدم به سازمان گفتن ساعت کاری ( زمان خالی برای پست مرکز تماس فعلا شیفت ۱تا۲۱) و با توضیحات مسئول منابع انسانی کسانی مه ساعت ۲۲ به بعد از شرکت خارج میشن هزینه ایاب و ذهاب دارن. و ایشون تاکید کردن که تا هر زمان بخوایم میتونیم اصافه کار داشته باشیم که از این حق بهره ببریم .همون روز به من گفتن فردا ۱۰ صبح بیام برای مصاحبه دوم .دوتا خانم که مسئول و سوپروایزر بخش call center بودن. که دوباره روند دیروز تکرار شد . و وقتی ازشون پرسیدم درباره اضافه کار گفتن که به شما تعلق نمیگیره و هر زمان بخوایم اضافه کاری به شما محول میشه پس از حق ایاب و ذهاب برخوردار نخواهید بود ..من به حالت تعجب گفتم که دیروز خانمی که مصاحبه میکردن تاکید داشتن که میشه اضافه کار داشت که گفتن ما به امور بخش خودمون بیشتر مسلط هستیم ..پخش منابع انسانی ریز ماجرا رو نمیدونن. نتیجه بعد از رفت و امد این شد که بعد از صحبت با مسئوا منابع انسانی بعد از اینکه از پیش اون خانم ها برگشتن گفتن که رفتار شما بد بوده و ردتون کذدن. در صوذتی که من گفتم میت.ونم باهاشون صحبت کنم و بگم رفتار من اصلا این طوری نبود .گفتن جلسه دارن و شما اولین نفر هستین که میگین تیم مصاحبه کننده چنین و چنان… در نهایت شرکتی با دیسیپلین خوب بود که متاسفانه در انتخاب بعضی از مصاحبه کننده ها اشتباه کردن . شغل موردد نظرتون حتتما مطالعه کنید. تمام بند ها و قسمت هاش.. و اگر میتونید در حین مصاحبه (در صورت امکان)کاملا انعطاف پذیر باشین چون ممکن گفته اشون طی چندین مصاحبه تغییر کنه..موفق باشین .
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
روز مصاحبه حدود سه ساعت کلی ادم رو منتظر نگه داشتن بعد از مصاحبه اول زنگ زدن برای مصاحبه دوم رفتم و همون سوالات تکراری پرسیدن !!!!! و گفتن زنگ میزنن و در مصاحبه سوم کلا همه حرفایی که تو مصاحبه اول زدن رو نقض کردن و بعد اینکه سه روز وقتمو گرفته بودن یه شغل جدید و با شرایط داغون بهم معرفی کردن و تازه گفتن که برای مصاحبه چهارم زنگ میزنن !!!!! والا وزارت دفاع انقد مصاحبه نداره ، من رد کردم و بهشون گفتم که کارشون دور از انسانیته بهتر بود این شغل مسخره رو از اول میگفتن که من وقتمو حروم نکنم واقعا افتضاح بود جلسه اول کاملا معیارها و شغلتون رو با فرد مصاحبه گر فیکس کنین وگرنه یک هفته پاستون میدن بهم و در اخر بی نتیجه میمونید
من سه مرحله مصاحبه شدم، مرحله اول که تلفنى بود و حدودا ٧ دقیقه طول کشید و مصاحبه بعدى هم با خودشون بود اما از طریق اسکایپ بود و سوالات زیادى پرسیده شد و تقریبا ۴۵ دقیقه تا یک ساعت طول کشید و مصاحبه بعدى با مدیر منابع انسانى بود که سوالات کاملا با مرحله قبل متفاوت بود و چالشى بود. نتیجه رو هم از طریق واتس اپ ارسال کردند ، درسته پذیرفته نشدم اما یکى از مصاحبه هایى بود که لذت بردم.
سه مرحله مصاحبه داشتم، که دوتا اسکایپی بود و آخری حضوری، سوالات تو هر مرحله به نسبت خوبی تکراری بود. هر سه مرحله تاخیر زیادی داشت، (مصاحبه دوم رو که یادشون رفته بود کلندر کنن و تا وقتی من شاکی شدم متوجه نشدن که یه مصاحبه ای میس شده، بعدش عذرخواهی کردم.) مصاحبه حضوری ۴۵ دقیقه تاخیر داشت، هیچ کس برای راهنمایی یا استقبال نیومد، از آدمایی که می دیدم راهنمایی میگرفتم، در نهایت هم گفتن با توجه به هزینه آنبوردینگ من حاضر نیستن بیشتر از حقوق فعلیم به من پرداخت کنن. بعد دو هفته از آخرین مصاحبه هم کارشناس منابع انسانی از کنار سیستمش رد میشد که یه وویس داخل واتساپ برام ارسال کرد که رد شدم.
من چهار بار برای مصاحبه رفتم که سری ماقبل آخر با مدیر عملیات شرکت (نفر دوم) شرکت بود و مراحل پیشتر مصاحبه توسط مدیران میان رده برگزار شده بود و تا اینجا همه چیز عالی و فضای مصاحبه خیلی دوستانه و با احترام بود. اما آخرین مصاحبه با عزیزی بود که متاسفانه اومده بودند که ایراد بگیرند و از ثانیه اول مکالمه مشخص بود در نهایت چه خروجی از روند مصاحبه خواهند داشت. خودتون باشید و از تجربیاتتون بگیدو خودتون رو آماده کنید که بعضی مصاحبه ها چالشی میشه
تجربهای که داشتم در مصاحبه طراحی رابط کاربری و گرافیک با تیم تپسل بود. در فضا، شخصیتم رو شناختم و روش همکاری تیمی رو پرسیدند؛ دو نفر بودن و یکی یکی سوال میکردن، اما برخلاف انتظار حس دوستانه نبود و به جای کاهش استرس، استرس بیشتری وارد میکردن. بیشتر سوالها رو به خاطر فشار زیادی که داشتند نتونستم بهخوبی بیان کنم. از خودشان هم معرفی واضحی نداشتن که کدوم بخش از شرکت هستند. هیچ نکتهای درباره پایهها یا مباحث فنی نپرسیدن و برخورد مصاحبهکنندهها حرفهای به نظر نمیرسید. بعدها فهمیدم که کسی که مصاحبه را انجام داده طراح داخلی شرکت بوده و تیم منابع انسانی در این جلسه حضور نداشته است. سوالها هم بیشتر حول و حوش شخصیت و رفتار بود تا جنبههای فنی. همچنین جالب است بدانید تا سه هفته منتظر پاسخ بودند و حتی یک ایمیل هم درباره پذیرش یا رد دریافت نکردم، حال آنکه من پیگیری کردم و جوابی نگرفتم. تجربه من این بود که وقتی تیم برای مصاحبه غیر فنی به جای منابع انسانی از طراحی داخلی استفاده میکند، بهتر است با تیم فنی یا منابع انسانی مستقل هماهنگ شوند تا روند بهتری ایجاد شود. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: سوالهایی کاملا روانشناختی، تیمی و شخصیتی.
کمتر از یک هفته بعد از ارسال رزومه با بنده تماس گرفتن و قرار مصاحبه ست شد. در روز مصاحبه پس از تماس با بنده مصاحبه با یک نفر شروع شد. مصاحبه کننده اعلام کرد که یک نفر دیگر نیز باید به مصاحبه ملحق شود ولی تا زمان آمدن شخص دوم, مصاحبه را شروع کنیم. فرد دوم پس از نیم ساعت از زمان شروع جلسه به جلسه مصاحبه ملحق شد و تنها با اعلام اینکه جلسه قبلی بیشتر طول کشیده شروع به صحبت کردن (بدونه عذرخواهی و یا رفتار مناسب تری). به دلیل اینکه ایشان نیم ساعت در جلسه نبودن تقریبا از صبحت های انجام شده با اطلاع نبودن که مسئله منجر به پرسیدن سوالات تکراری و در نتیجه طولانی و خسته کننده شدن جلسه می شد.
برای مصاحبه طراحی یوآی/یوایکس با تپسل، دو مرحله را تجربه کردم. در جلسه اول، حضور مدیر منابع انسانی، مدیر فنی محصول و مدیر محصول را داشتم و درباره تحصیلات و درسهایی که گذراندم سوال شد. صحبت در مورد سابقه کاری، چالشها و نحوه برخورد من با آنها هم مطرح شد و از میزان آشناییام با دیجیتال مارکتینگ پرسیده شد. موضوع مهاجرت هم مطرح شد و از من نقاط ضعف و قوتم را خواسته بودند. در ادامه، چند سوال درباره محصول پرسیدم و گفتند فضای کار به شکل استارتاپی خواهد بود. در نهایت گفتند اگر تأیید شوند، یک پروژه برایم ارسال میشود. پس از یکی دو روز، پروژه فرستاده شد و قرار بود محصول از نظر رقبا و یوآی/یوایکس بررسی شود. حدود یک هفته برای بررسی زمان دادم و نتایج را ارسال کردم؛ در این دوره با یکی از اکانت منیجرها جلسه داشتم تا سوالات و ابهاماتی که داشتم برطرف شوند. یکی دو روز بعد از ارسال پروژه، جلسهای دیگر با همان افراد برگزار شد به جز مدیر منابع انسانی و من توضیحاتی را در مورد نوشتههایم ارائه دادم. در پایان جلسه درباره حقوق سه ماهه آزمایشی صحبت شد. مدیر فنی بیشتر به جنبههای فنی و عملی کار میپرداخت و مدیر محصول روی دانش و تواناییهای نرمافزاری برای توسعه محصول تمرکز داشت. در نهایت هدف از ارائه خودم این بود که بتوانم به دخالتها و چالشهای کاری پاسخ داده و نشان بدهم که پویا و مشتاق یادگیری هستم. لازم بود در مورد شرایط کاری بهصورت دقیق مذاکره کنم، شفافیت کامل در همه جنبهها را حفظ کنم و به خودم اعتماد داشته باشم. ویژگیهایی که برای تیم مهم بود، عبارت بودند از داشتن شخصیتی انعطافپذیر و تعاملی، انگیزه بالا برای یادگیری و تمایل به تعامل مستمر.
وقتی وارد شرکت تپسل شدم، فکر میکردم با یک فضای تازه و پرانرژی روبهرو میشم؛ اما تجربهام خیلی متفاوت بود. اولین مصاحبه با تاخیر نیم ساعته آغاز شد و مسئول مصاحبه بدون هیچ عذرخواهیای این وضع را طبیعی جلوه داد. سوالها سخت نبودند، اما از دید من با توجه به سابقهام، نگاهی از بالا به پایین حس میشد. درباره فضای تبلیغات آنلاین و کارهایی که انجام دادهام اطلاعاتم را به صورت کلی توضیح دادم و تحصیلاتم را هم گفتم. در جلسه دوم، مدیر واحد مدیااد حضور داشت و باز هم با تاخیر بود. سوالات مطرحشده سطحی و پیشپاافتاده بود؛ پس از آن گفتند با توجه به سابقه کمکاریات باید چند ماه به صورت کارآموزی کار کنی تا بعد درباره جذب تصمیم بگیرند. با توجه به شرایط آن مقطع، پذیرفتم و یک ماه آنجا ماندم؛ تجربهای واقعا ناهموار برایم بود. به نظر من شرکتهایی که بیرونی جذاب به نظر میرسند، داخلش ممکن است تفاوت چندانی با سایر مجموعهها نداشته باشند. در تیمی که با من کار میکرد، برخی از افراد درک حرفهای و تیمی لازم را نداشتند و استارتاپ بودن را تنها با داشتن پیاسافور و ماگ میدیدند. چون تازهوارد بودم، لازم بود بسیاری از پرسشها را بپرسم، اما پاسخهای لازم را نمیگرفتـم و میگفتند در سایت مقاله را بخوان. گمان میکردند بخش جدیبودن با حرفهایبودن یکی است و هیچ تفاوتی بین این دو قائل نبودند. سطح دغدغهها در مجموعه چندان بالا نبود و بیشتر دنبال این بودند که رقبا چه کار میکنند تا بهشان نگاه کنند. در کل فکر میکنم این دسته از شرکتها فقط از بیرون خوب به نظر میرسند و نباید فریب ظاهر را خورد، چون داخلش واقعا چیز اضافهای نصیب آدم نمیشود. نقطه قوتی در تیم حس نکردم و اگر فضای بازار تبلیغات آنلاین واقعا رقابتیتر بود، شاید این تیپ شرکتها هم سهمی در بازار نمیداشتند.
شرکت تپسل را تجربه کردم در قالب مصاحبه برای موقعیت .NET developer. طبق گفتهی مصاحبهگر منابع انسانی، قرار بود ظرف دو روز نتیجه را اعلام کنند اما این زمان به یک هفته رسید و خبری از نتیجه نشد. در بخش فنی هم همه چیزهایی که انتظار میرفت حضور داشتند، اما در نهایت بدون توضیح روشن قبول نشدم. به نظرم همکاران معمولا دانشجو بودند و محیط برای دانشجوها بیشتر مناسب بود. سوالهای فنی نشان میداد سردرگمی وجود دارد و فهرستوار مطرح میشدند؛ به نظر من مدیریت شرکت میتوانست بهتر عمل کند و افراد با تجربهتری برای مصاحبه و ارزیابی انتخاب شوند. در آخر از من پرسیدن چقدر طول میکشد تا کد محصولی که داریم را بخوانم. این سوال نشان میدهد چه طور کدها با معماریها و اندازههای مختلف پروژهها تفاوت دارند و کیفیت کد برای فهمیدن کد مهم است؛ پرسیدن چنین سوالی بدون دیدن کد، نکات زیادی درباره تیم مصاحبه و نحوه کار در شرکت روشن میکند. اگر قبول میشدم، به دلیل فضای پرسروصدای شرکت تمایلی به کار در آن محیط نداشتم. نهار با خودتان است و اگر دانشجو هستید احتمالا مناسب میسازد. اضافهکار وجود ندارد و به نظر میرسد کمی بینظم باشد. تجربه کاری احتمالی خوبی به نظر میرسد. صبحانه هم میدادند.
روز مصاحبه را با حس کنجکاوی نسبت به تیم فنی شرکت آغاز کردم و تصمیم گرفتم روندش را عادی و روالگونه بگذرانم. در مرحله اول با تیم فنی ملاقات کردم؛ گفتگو بیشتر حول کارها و پروژههای آنان بود تا جنبههای فنی دقیق. به نسبت یک مصاحبه سنگین نبود و بیشتر آشنایی بود تا شرح تخصصی. در مرحله دوم به من پروژهای پیشنهاد شد و نیم روز فرصت داشتم آن را تکمیل کنم؛ حدودا با همان زمان فرستادمشان و نتیجه را به سرعت ارسال کردم. مرحله سوم مصاحبه با معاونت فنی بود که درباره کار، شرکت و مسائل مرتبط صحبت کردیم. به طور کلی روند مصاحبه منظم و روالی بود و سعی کردم خودم را همانگونه که هستم نشان بدهم.
شرکت تپسل را تجربه کردم و مصاحبه کاریم بهنوبه خودش خوب بود. آزمون کدنویسی بهصورت تستی بود و خوشبختانه میتونستم از خانه آن را انجام بدهم. ارزیابی مهارتهای ارتباطی و کار تیمی هم برگزار شد که حس خوبی داشت. در انتهای فرایند انتخاب فرصت شغلی، امکان انتخاب بین چند تیم برای من فراهم بود و گزینهها را بررسی کردم.
مصاحبه برای کار منیجر کمپین در تپسل به دو مرحله تقسیم شد. در گام نخست با فردی روبهرو شدم که برخوردی فوقالعاده محترمانه و وقتشناس داشت و کلیت مصاحبه به خوبی پیش رفت. به نظرم او دنبال این بود که بداند چقدر با فرهنگ گروه سازگارم و آیا واقعا مشتاقم تا در مسیر رشد حرفهای قدم بردارم یا نه.
من برای موقعیت شغلی کارشناس فروش، رزومه ای در تابستان ۹۸ فرستاده بودم. در اواخر مهر آقای حمید قنبری با من تماس گرفته و قرار مصاحبه گذاشته شد. مصاحبه ام با خود آقای قنبری بود و در اواخر مصاحبه فهمیدم که اصلا بنده را برای تصدی موقعیت شغلی دیگری (Account Manager) دعوت کرده اند. فرآیند مصاحبه، بسیار بی نظم و بی برنامه بود؛ طوری که انگار من مزاحم کار مصاحبه کننده شده و وقت ایشان را گرفته ام! از یک جایی به بعد هم روند مصاحبه بیشتر تحقیرآمیز شد که مثلا تو هنوز این چیزها را نمی دانی و فلان و فلان … . بعد از مدتی هم خانمی آمدند برای صحبت که اصلا متوجه نقش ایشان در مصاحبه نشدم! و سوالات خاصی هم نپرسیدند و در آخر هم کاملا مشخص بود که رد شده ام. نکته بسیار جالب این بود که درست هفته بعد از این مصاحبه، آقای محمد جلالیان با بنده تماس گرفتند و گفتند که برای مصاحبه دوم بروم! وقتی رفتم، ایشان توضیح دادند که بنده را برای مدیااد (از زیرمجموعه های هلدینگ پگاه داده کاوان شریف) می خواهند و مصاحبه قبلی برای خود تپسل بوده است. سوالات ایشان باز هم هیچ نظمی نداشت و تازه به دنبال رزومه ارسالی من می گشتند که پیدایش کنند! چند سوالی از پایان نامه ام پرسیدند و در آخر هم گفتند که شاید بهتر باشد برای افزایش مهارت هایم کمی اینجا به صورت رایگان کار کنم که من قبول نکردم و خداحافظ! بسیار بسیار از برخورد مصاحبه کنندگان (آقایان قنبری و جلالیان و دو خانم) حس بدی گرفتم. انگار فقط می خواستند یک سری نکات آموزشی را به من گوشزد کنند که یاد بگیرم. هیچ نظم و برنامه ای نداشتند و هیچ حرف مفیدی در جلسه مطرح نشد. در کل فوق العاده ناراضی ام و این شرکت را هرگز برای کار پیشنهاد نمی کنم. این شرکت را هرگز برای کار پیشنهاد نمی کنم.
سلام من با شرکت تپسل یکبار به صورت اسکایپی با یه آقایی مصاحبه شدم و مصاحبه خوبی بود و تقریبا تمام سوالاتی که پرسیده شد رو جواب دادم و قرار بر این شد که نتیجه مصاحبه اطلاع داده بشه حدودا یک هفته بعد با من تماس گرفته شد و گفتن که باید یک جلسه حضوری هم داشته باشیم با این که اکثر پرسنل شرکت دورکار بودن و تو اوج دوران کرونا بودیم من برای مصاحبه حضوری رفتم . بعد از حدود نیم ساعت تاخیر ، مصاحبه با یه خانم و همون آقایی که با من یکبار مصاحبه اسکایپی کرده بودن شروع شد سوالاتی که پرسیده میشد تقریبا ۵۰ درصد تکراری بود و قبلا جواب داده بودم . مصاحبه تموم شد و گفتن که نتیجه مصاحبه به من اطلاع داده میشه و الان حدود ۴ ماهه که اطلاعی داده نشده 🙂 با اینکه من تو اسکایپ به همون آقا پیام هم فرستادم و ازشون خواستم که نتیجرو بگن ایشون سین کردن و جواب ندادن فکر میکنم این مدل رفتار خیلی مناسب نباشه . خیلی راحت میتونستن بگن که ریجکت شدی ویا یه ایمیل برام بفرستن که ریجکت شدم اینکه پیام منو میبینن و جواب نمیدن علاوه بر بی مسئولیتی ، بی احترامی هم هست اگه من پیگیری نمیکردم خیلی بنظرم چیز عجیبی نبود که یه شرکت نتیجه مصاحبه رو اطلاع نده من تعریف خیلی زیادی از شرکت تپسل شنیده بودم و تصوراتم به کل به هم ریخت .
مرحله اول مصاحبه با مدیر بخش تگرو مصاحبه انجام شد، بیشتر سوالات درباره نوع رفتار و تیپ شخصیتی بود که بعدا متوجه شدم میخوان متوجه بشن چقدر با فرهنگ سازمانی مچ هستم ، داخل جلسه نمونه کارهایی که انجام دادم تا حدی چک شد و راجع بهشون صحبت کردیم ، برخوردشون خیلی خوب بود. ایمیلی برای جلسه دوم مصاحبه دریافت کردم که تاریخش برای دو روز بعد بود این بار تو جلسه مصاحبه دونفر از مدیران میانی حضور داشتن و سوالات اون ها بیش تر به نوع برخورد تو شرایط مختلف و اینکه چقدر رفتارهام با فرهنگ سازمانی هم خوانی داره اشاره داشت . جلسه کاملا دوستانه بود و بعد از خروج از اتاق با اینکه دقیقا متوجه نشدم نظر نهاییشون چیه ولی حس خوبی داشتم. مرحله سوم مصاحبه نبود و انجام یک پروژه بود توصیه ام برای کسی که میخواد تو جلسه مصاحبه شرکت کنه اینه که حتما ان تایم باشن، جواباشون صادقانه باشه و سعی نکنن خیلی خوب و پرفکت به نظر بیان ، به خودشون اعتماد داشته باشن و تحربیات و نظرات خودشونو راحت اعلام کنن. ویژگیهایی که براشون مهم بود: توانایی کار تیمی ،خلاقیت ، اشتیاق به کار و رشد شخصی و این که چقد آموزش پذیر هستم .
من نظرات سایر دوستان رو خوندم و با توجه به تجربههای خودم در مصاحبه با شرکتهای بزرگ باید بگم که برخورد کارجو هم در رفتار مصاحبهکننده واقعا مهم و تاثیرگذاره درسته بعضی شرکتها برای سنجش عکسالعمل شما در شرایط خاص کارایی رو میکنن که شما رو از نظر صبوری و مدیریت فردی تون در برخورد با چیزای غیر روتین بسنجن اما واکنش شما هم به نظرم خیلی مهمه در مصاحبه یکی از اپراتورهای اینترنتی معروف یادم نمیره که مدیر نهایی مصاحبه خودکار پرت کرد روی میز و یکم تند حرف زد که ببینن من چه واکنشی دارم آخرم پذیرفته شدم و رفتم اونجا و بعد گفتن بهم چون مخاطب (کاربر) همه جور داریم (در شبکههای اجتماعی) خواستیم ببینی چجوری بحران رو کنترل میکنی و یا زود از کوره در میری؟ اینا تجربه هست و امیدوارم مفید باشه براتون برخورد در تپسل برای من فوقالعاده محترم و تخصصی بود و طی سه مرحله مصاحبه، ادب و احترام متقابل که حرف اول رو میزد، انتظاراتشون هم معقول و منطقی بود. یک نکته مهم اینکه من واقعا لذت بردم براشون مهمه هم تایپ شرکتشون باشی، یعنی گلچین میکنن و میخان از نظر فرهنگی با بچهها و کار و محیط هماهنگی وجود داشته باشه که برای من که از یه محیط همه مدل آدمه اومده بودم جذاب بود راستش، به هر حال سلیقه هست
برای مصاحبه Java Developer با شرکت دکتر تامین رفتم و روند مصاحبه را عادی و معمولی احساس کردم؛ به وضوح مشخص بود که شرکت بیشتر جنبهای غیرتکنیکال دارد تا فنی. در جلسه مصاحبه با دو نفر از مدیران شرکت و واحد منابع انسانی صحبت کردم. وقتی قرارداد را گرفتم فهمیدم که شرکت تامین قراردادهایش را با شرکتی دیگر به نام کتاب گستر میبندد که آن شرکت هنوز سیستم حقوق و دستمزد ندارد و ورود و خروج ما به شرکت به صورت دستی ثبت میشود؛ به این معنی که شرکت اول نیرو میگیرد و من به عنوان کارمند تازهوارد شرکت گرفتنشده، شامل مزایای شرکت تامین نخواهم شد.
اول یک تجربه تلخ از مصاحبهای که داشتم رو به اشتراک میذارم. اوایل مصاحبه سوالهای فنی پرسیدن، هرچند که میدونستن من تازهکارم و سطح بالا بودنت هم دور از انتظار بود. من از دوره برنامهنویسی خارج از شرکتها اومده بودم و وقتی پرسیدن چرا این همه هزینه کردی و دوره رفتی، گفتم که پیشنهاد دادن حتما کارآموزی رو تجربه کنم و گفتم شاید بهتر بود میرفتم تو شرکتها کارآموزی کنم. در نهایت گفتن شرکت ما کارآموز بدون حقوق میگیره، میخوای بیای؟ من قبول نکردم. بعد از اون پرسیدن چقدر بازیابی حقوق میکینی اگر کارآموز بیاد. به وضوح فهمیدم دنبال کارآموز بودنن و این قضیه من رو خیلی ناراحت کرد. رفتار حرفهای نبودنشون خیلی آزار دهنده بود. آگهیها هم حقوق بالا و بدون سابقه کار رو مینویسن، اما توی مصاحبه میگن بیا کارآموزی! به یه سری چیزها با واقعیت همخوان نبودن. من توصیه میکنم با این نگاهها دودستگی شرکتها رو کنار بذارید و به ارزشدادن به خودتون فکر کنید. به آگهیها نگاه کنید: وقتی ادعا میکنن به یه برنامهنویس جاوا با سابقه کار نیاز ندارن و حقوق ۵ تا ۸ میلیون میذارن، اما تو مصاحبه میگن چون سابقه ندارید میتونیم تا سه ماه کارآموز بدون حقوق نگهداریم و بعد از اون جذبتون کنیم، کمی شک میکنم. من حتی با وجود تجربههای پروژهای و کار با فریمورکهای مختلف، اون موقعیت رو مناسب ندیدم. به نظر میرسه ترفندشون اینه که حقوق بالا توی آگهی میزنن تا افراد بدون سابقه رو جذب کنن و بعد از اون ازشون استفاده کنن.
در طول دههای اخیر مشاور مدیریت و خدمات ماشینی شرکت تامین بودم و بهطور تماموقت در حوزه ساخت نرمافزار فعالیت میکردم؛ آخرین سال همکاری من به سال ۱۳۹۶ بازمیگردد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.