بعد از ثبت درخواست، خیلی سریع باهام تماس گرفتن و گفتن فلان روز بیاید برای مصاحبه. دفتر شرکت توی یه ساختمان نوساز نزدیک ونک بود. رفتم بالا و یه آقایی فرم داد و پر کردم. ده دقیقه منتظر موندم تا اون آقا برگشت، فرم رو گرفت و تا یه اتاق راهنماییم کرد. گفت منتظر باشید خانم فلانی (اسمش یادم نمیاد) بیان و مصاحبه شروع بشه. جالبه که توی آگهی شغلی اصلا، به هیچ وجه در مورد لزوم تسلط بر SEO چیزی ذکر نشده بود و ایشون در بدو ورود گفتن سئو بلدی؟ گفتم برای محتواگذاری که سئو لازم نیست! شما هم که نگفته بودید. گفت نه لازمه. ممنون که اومدید! بعد گفتن دوست دارید توی بخش پشتیبانی باشید؟ گفتم بله، تجربه خوبیه. گفتن صبر کنید من هماهنگ کنم! رفتن و دیگه برنگشتن تا ده دقیقه بعد که اون آقا اومدن و گفتن باهاتون تماس میگیریم! بیشتر وقت تلف کردن بود. فضای شلوغ و درهم شرکت و سبک رفتاری کارمندها و مدیران هم طوری بود که به نظر میرسید خیلی قابل تحمل نیست و کسی که اهل کار باشه و دنبال تجربه، خیلی دوام نمیاره.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
یه فرم دادن که پر کنم که مثه همه فرمای دیگه بود. سوالای کلیشه ای و کلی پرسیدن. اصلا سوالای تخصصی و فنی نپرسیدند چون فرد مصاحبه کننده کارمند اداری منابع انسانی بود و احتمالا در مراحل بعدی قرار بود مصاحبه تم تخصصی تری بگیره. ساختمونی که تخفیفان توش بود مثل یه خونه بود و من هی فکر میکردم که اشتباه اومدم. همین موضوع اولش زد توی ذوقم چون تصورم از تخفیفان یه سازمان درست و حسابی بود. البته داخلش رو شبیه یه آفیس درست کرده بودند
مرحله اول مصاحبه حضوری بود که بهم گفته بودن لپ تاپ ببرم که یه تست کوتاه اونجا انجام بدم. سوالای تخصصی پرسیدن و تکنولوژیهایی که کار کرده بودم یا لازم بود توضیح دادم. در پایان یه کد جاوایی کوتاه ازم خواستن که بزنم و همونجا کد زدنم رو دیدن.
مرحله اول مصاحبه من به صورت فنی انجام شد. سوالات در حوزه مربوطه پرسیده شد و به نظرم مناسب بود. مرحله سوم مصاحبه منابع انسانی بود که سوالات پیرو سابقه من، دلیل جابهجایی و انگیزه و شخصی بود که به نظرم خوب و متعادل بودن. مرحله دوم مصاحبه من تست فنی بود که ارسال کردن و انجام دادم، تست به نسبت راحت و مناسبی برای این مرحله بود. من خیلی طولانی کردم ارسالش رو اما مدام پیگیری کردن تا فرستادم روال مصاحبه مناسب و بدون فرآیند و پیچیدگی خاصی بود. فرم رزومه کمی طولانی بود که به نظرم با صبر باید پر کرد. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به موقع بودن، سختکوشی و مسوولیت پذیری بعضی سوالات هم بود که متوجه نشدم چرا پرسیدن
در شرکت طبیعت سبز پارس کهن با وجود احساس سردی اولیه، فرآیند مصاحبه برای کارشناس کارگزینی را پشت سر گذاشتم، اما نتیجهاش چندان مطلوب نبود. ابتدا با فردی بسیار جدی و عبوس روبهرو شدم؛ پرسشهای مطرحشده بیشتر از حوزه منابع انسانی بود تا مربوط به کارگزینی که درخواست دادهبودم. تجربه به نظرم خوشایند نبود و به ندرت به بحث وارد میشد. کاش روند مصاحبه کمی دوستانهتر بود و مشخص میشد چرا با وجود رزومه قوی من، از ورود به مرحله بعد صرفنظر شد. رفتار مصاحبهکننده هم گاهی غیرمنطقی به نظر میرسید، بهطور مثال از من خواسته شد تا ماسک را بردارم تا او را ببینم که شاید ظاهر برایشان ملاک بود. به هر حال نتیجهای که گرفتم نشان داد که در آن ملاقات ظاهر اثرگذار بوده است.
برای آشنایی اول یکی مصاحبه برگزار شد و بعد از آن تسکی برای ارزیابی تواناییهایم فرستاده شد و در نهایت مصاحبهای درباره همان تسک انجام شد تا نتیجه اعلام شود. در تمام مراحل برخورد مصاحبهکنندگان با احترام و صمیمیت بود و این رفتار به طور محسوسی از ایجاد استرس جلوگیری میکرد و همه چیز بسیار خوب پیش رفت.
مصاحبهای که داشتم به نحوی پویا و با حضور افراد با شخصیت برگزار شد و فضایش برای من جذاب بود؛ در طول جلسه هیچ احساس اضطراب یا ترسی تجربه نکردم. اعضای تیم مصاحبه از نظر شخصیتی قدرتمند بودند و در برخی لحظهها نحوه عملکردشان با نمایش یک تفکر الگوریتمی روشن همراه بود که هم سخت بود و هم جالب. ارزیابی مهارتهای فرانتاند را به خوبی انجام دادند و نکات کلیدی مورد توجهشان برای من روشن شد. به نظر من مواردی که برایشان ارزشمند بود اینها بودند: ۱- تواضع ۲- اخلاقمداری ۳- عدم برخورد بالا به پایین ۴- تمایل به یادگیری خودبهخودی ۵- کتابخوان بودن
مصاحبهای تلفنی با مدیر منابع انسانی آغاز شد و پس از آن، جلسهای حضوری با حضور مدیرعامل، عضو هیئت مدیره و مدیر منابع انسانی ترتیب پیدا کرد که هر دو مسیر به شکل بسیار مؤثری پیش رفتند. در روند پرسشها به رعایت حقوق دو طرف کارفرما و کارمند توجه شده بود و این احترام به اصول حرفهای حس خوبی به من منتقل کرد. همکاری با تیمی اینچنینی برای من مایه افتخار است.
به طور کلی در نهایت احساس کردم تیم حرفهای بودنش را از پرسشها میشد فهمید، هرچند مصاحبهها طولانی، سخت و چالشبرانگیز بودند اما به خاطر فرصت شغلی محتمل، تا حدی طبیعی به نظر میرسید. سوالهای پرسیده شده دست کم از نظر من روشن بود و نکته مثبتی که به خصوص برایم دلگرمکننده شد این بود که از سوالات شخصی غیرمرتبط با کار پرسیده نشد. در خیلی از جلسات، برخی سوالها بود که به نظرم هدف از آنها مشخص نبود و گاهی حیرتم را برمیانگیخت. من سه مصاحبه داشتم: یک مصاحبه تلفنی با مدیر منابع انسانی، سپس جلسهای با مدیر محصول و منابع انسانی به همراه یک تسک، و در نهایت جلسهای دیگر با مدیر محصول و مدیرعامل. رفتارها دوستانه و محترمانه بود، هرچند فرآیند مصاحبه طولانی بود و چالشبرانگیز. با توجه به موقعیت پیشنهادی، این سطح از سختی تا حدی طبیعی به نظر میرسید.
برای مصاحبه پشتیبان نرمافزار در همکاران سیستم، حس ناامیدی و سردرگمی داشتم. روند سوالات به گونهای بود که گویا وسط اتاق بازجویی نشستهام؛ جواب که میدادم باز هم پرسش میکردند و تکرار میشد. در حین پر کردن فرم، فردی از خود شرکت با من تماس گرفت و گفت رزومهام را فرستادم. با توجه به جو گفتوگو، به نظر میرسید که شاید در رزومه به معدل گیر بدهند، و منشی هم توضیح داد که شاید روزی بیایم تا تیم استخدام با افراد همکاری کند تا در مراحل اولیه دچار مشکل نشوند. فکر میکردم شرکتهای بزرگ دیگر به آشنابازی هم اهمیت نمیدهند، اما آن سوالات آزاردهنده بیشتر تمرکز روی همکاری بلندمدت را نشان میداد. با این وجود، به صراحت پاسخ دادم. نکتهای که توصیه میکنم از آن استفاده کنید این است که در مصاحبهها بگویید به دنبال همین شغل هستید و ثابت نیستید که به هر شرایطی علاقه دارید؛ صادق نباشید در کل.
به خاطر میخواستم در مصاحبه کارشناس پشتیبانی، یک تجربه را به سبک خودم بیان کنم. همون روز، مدیر منابع انسانی شرکت هم بود و هم سرپرست تیم پشتیبانی. یکی از سوالهایش این بود که چرا با پدرم همکاری نمیکنم و چند تا نکته درباره پدرم و بازار کار رشتهام مطرح کرد، در حالی که من مدام دلیل میآوردم و هنوز راضی نمیشد و به شخصیت و زندگی خانوادگی خیلی ورود میکرد و بدون آشنایی کافی دربارهشون نظر میداد. از طرفی مدیر پشتیبانی هم نتیجهای از صحبتها نمیگرفت و به حرف زدن خیلی مسلط نبود نمیدانم چگونه مدیر پشتیبانی شده بود.
رویای رسیدن به شغل موردنظرم با یک مصاحبه فنی شروع شد، سپس به مصاحبه با مدیر و نهایتا جلسه کمیته جذب کشیده شد. مجموعا پروسه خوب و قابل قبول بود، با همان ریتمی که در خیلی از جاهای دیگر میبینم. جلسه کمیته جذب طولانیتر بود اما برخوردشان با من خیلی خوب بود. در کل مجموعه مصاحبهها را که مرور میکنم، میگویم آن بخش کمیته جذب از همه بهتر بود؛ افرادی که مصاحبه میکردند هم بهطور فنی حرفهای و هم با تجربه به نظر میرسیدند، دارای تعامل اجتماعی خوب و در عین حال صمیمی بودند.
وقتی وارد شرکت شدم، مصاحبه فنی با دو نفر آغاز شد و از طراحی مدل داده شروع شد تا اصول برنامهنویسی و مباحث دیگر جلو رفت. برایشان واضح بود که تجربه و توانایی برنامهنویسی برایشان اهمیت دارد. جلسه که قرار بود نیمساعت طول بکشد، به یک ساعت و بیست دقیقه کشید و در طول مصاحبه سعی میکردند با چالش کشیدن من بفهمند سطح من چقدر است. به نظر میرسید هدفشان این بود که نشان بدهند نمیتوانم به سوالات پاسخ بدهم، اما من هر سوالی را پاسخ میدادم و یکی از آنها مدام میگفت صبر کن، صبر کن و این هم به ذهنم رسید که بپرسم. نتیجه به من این حس را داد که جلسه طولانی شد و من همچنان توان پاسخ دادن به سوالات را داشتم.
برای من تجربهی مصاحبه با همکاران سیستم خیلی مثبت بود و احساس خوبی از فضای کار و رفتار مصاحبهکنندگان دارم. در یک آزمون آنلاین شرکت کردم و فردای آن روز هم برای مصاحبه حضوری دعوت شدم. در جلسهی حضوری اوضاع عالی بود؛ دو نفر حضور داشتند که از لحاظ اخلاقی فوقالعاده و از نظر فنی هم بینظیر بودند. رفتارشان بسیار تواضعآمیز و برخوردشان خوشفکرانه بود و هیچ پرسش عجیب یا دور از مسیر مطرح نشد. سوالاتشان بهطور منطقی و با روشنی مطرح میشد، در عین حال عمق داشتند. دربارهی سیشارپ، SQL، MVC و جاوااسکریپت پرسشهایی مطرح کردند و میشد واقعا حس کرد که تخصص بالایی دارند. بهطور کلی از همکاری با چنین تیمی خوشحال و امیدوارم کسانی که با آنها کار میکنند، شرایط خوبی داشته باشند.
در یک جلسه اسکایپی با دو نفر مصاحبه شدم که بیشتر به یک مراسم خانوادگی شبیه بود تا بررسی حرفهای برای فروش. سوالات آنها کاملا شخصی بود و هیچ ربطی به تخصص من نداشت؛ از میان آنها پرسشهایی درباره تعداد دوست پسرها، شغل و درآمد خانواده، و رابطه پدر و مادرم مطرح شد. همچنین از تعداد همکاران فعلیم و اشخاصی که در شرکت فعلی کار میکنند هم پرسیدند. به نظر میرسید مصاحبه بیشتر نقش جلسه خواستگاری برای خانوادههای سنتی را داشت تا فرآیند همکاری در یک سازمان خصوصی.
در یک تجربهی کاربری از مصاحبه برای پشتیبانی نرمافزار، در مرحله نخست با فردی که سرپرستی تیم پشتیبانی را بر عهده داشت صحبت کردم و پرسشهایی مرتبط با وظایف پشتیبانی مطرح شد. در مرحلهی بعدی با مدیرعامل شرکت ملاقات کردم. او رفتار نامناسبی داشت و پرسشهایی غیرمرتبط با کار مانند حال و هوای زندگی شخصی مطرح کرد که ارتباطی با شغل من نداشت. به عنوان نمونه، سوالی دربارهی وضعیت پدرم که بازنشسته است پرسیده شد و اینکه چگونه مخارج زندگی را تامین میکنم. همچنین سوالاتی در سطح هوش مطرح شد و به گونهای رفتار کرد که انگار احساس برتری نسبت به من وجود دارد. در همان جلسه توضیح دادند که پذیرششده نیستم. از آن به بعد تصمیم گرفتم هرگز برای این شرکت رزومه نفرستم، حتی اگر پیشرفت قابل توجهی داشته باشم و یا پیشنهاد با درآمد خوب دریافت کنم. در نهایت به نظر میرسید هدف آنها بیش از هر چیز آزمونهای هوش است و برای پشتیبانی تنها آشنایی با SQL و سطح هوش مطرح میشود.
واکنش مصاحبه به من خیلی مثبت بود و از نخستین تماس تا نتیجه نهایی تجربه مطلوبی داشتم. حدود یک هفته پس از ارسال رزومه، با من تماس گرفتند و مصاحبه نخست با فاصله سه روز کاری تنظیم شد. در آن جلسه دو نفر حضور داشتند: یکی برای ارزیابی مهارتهای پایه و دیگری برای بررسی تواناییهای تخصصی. طول مصاحبه حدود دو ساعت بود و رفتار مصاحبان کاملا دوستانه و محترمانه بود؛ سؤالات هم بهطور کامل در محدوده کار و فنی باقی ماند. مصاحبه دوم هفتهای بعد با مدیرعامل برگزار شد و درباره شرایط کار و حقوق صحبت شد؛ برخورد مدیرعامل نیز بسیار خوب بود. مصاحبه سوم که مربوط به کمیته جذب بود، دو روز بعد انجام شد و نتیجه نهایی تنها یک ساعت پس از آن اعلام شد.
برای مصاحبه شغلی در همکاران سیستم، من در سه مرحله فنی، مدیریت ارشد و مدیر عامل شرکت کردم. در سطح فنی مصاحبه کننده خیلی دقیق بود و میفهمید واقعا چقدر بلد هستم. در مرحله بعد با مدیر ارشد بخش برنامهنویسان و سپس مدیرعامل صحبت کردم؛ هر دو نفر هم فوقالعاده باهوش و واقعگرا بودند. اما از منظر من، یک نقصی وجود دارد: از شروع کار مشخص نمیکردند که برای تکمیل پروژه باید روزانه بیشتر از یک ساعت کار اضافه انجام بدهیم و گاهی پنجشنبهها هم باید کد بزنیم. من الان هشت ماه همکار شرکت هستم و این موضوع اذیتم میکند. به شدت توصیه میکنم کتاب سیشارپ ایننشل را بخوانید، با اعتماد به نفس ظاهر شوید و صادق باشید. اگر واقعا با شرایط کاری و نوع کار که تنها با فریمورک خودشان کار میکند کنار میآیید، به شرکت بروید؛ زیرا بعد از مدتی ممکن است به فریمورکشان وابسته شوید و توانایی کدنویسیتان کاهش پیدا کند.
فردای روزی که رزومه فرستادم به من ایمیل زدن و ازم خواستن در یک آزمون آنلاین که مربوط به سی شارپ بود شرکت کنم. اگر شرکت کننده در این آزمون حداقل نمره قبولی رو کسب کنه تماس میگیرن برای مصاحبه حضوری. آزمون آنلاین ۳۰ سوال داشت و ۳۰ دقیقه زمان. سوالات انگلیسی بود و سطح سوالات متوسط به بالا بود.
بعد ی هفته ارسال رزومه تو شهر ساری دعوت شدم مصاحبه اولین بار ی مصاحبه با مدیر عامل شرکت و مدبر فنی و یکی دیگر از اعضای بخش فنی مصاحبه دادم که خیلی خوب نبود گفتن برو فکراتو بکن ببین اصلا با شرایط کار اینجا میتونی کنار بیای یا نه! بعد ی هفته دوباره رفتم و مصاحبه داشتم با بخش فنی بیشتر از sql و cloud پرسیدن و خود همکاران سیستم! همون روز با مدیر فروش و مدیر عامل باز مصاحبه کردم خیلی بنظرم خوب بود مصاحبه اون روز هم فنی هم بقیه! گفتن ی روز زنگ میزنیم بیا با بچه ها کارکن که اشنا بشی! دوروز بعد زنگ زدن رفتم ی روز اونجا کارشون دیدم بازم آزمون گرفتن که طرف گفت خوب بودی! گفتن باید منتظر مصاحبه تهران باشی! الان دوماه شده هنوز تو سایت وضعیت من زده آماده بررسی در کمیته تخصصی! کسی میدونه جریان چیه؟
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.