از نگاه من به عنوان مشاور، تجربه کاریم در مرکز مشاوره هیوا دارای نقاط مثبت و چالشهایی بود. فضای کار به شدت حرفهای و بدون حاشیه بود، چیزی که برای من اهمیت زیادی داشت. خدمات مشاوره به صورت دورهای ارائه میشد؛ گاهی شبیه به ایام کنکور یا ثبتنام دانشگاهها شلوغ میشد و گاهی هم در دورههای خلوت، فرآیندها آرامتر بود. حقوقم در ابتدای هر ماه واریز میشد و تحت پوشش بیمه قرار داشتم، و پاداش ماهانه هم دریافت میکردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد.
فضای کار در اینجا برای من تجربهای بینظیر بوده است. محیطی دوستانه و حمایتی از سمت مدیران و همکاران باعث میشود هر روز با انرژی و انگیزه بیشتری به سمت کار بروم. این شرکت نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای من اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم توجه میکند. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده که بتوانم بهترین نسخه خودم را در محل کار ارائه دهم. احساس میکنم به عنوان عضوی ارزشمند دیده میشوم و این موضوع اعتماد به نفس و انگیزهام را افزایش داده است.
من در این شرکت تجربهای فوقالعاده داشتم؛ فضای کار دوستانه و پشتیبانی مداوم از طرف مدیران و همکاران، هر روز را با انگیزه و انرژی بیشتری آغاز میکردم. اینجا نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم نگاه ویژهای دارد. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده است که بتوانم بهترین نسخه از خودم را در محیط کار ارائه بدهم. احساس میکنم به عنوان عضو باارزشی دیده میشوم و این موضوع اعتمادبهنفس و انگیزهام را بیشتر کرده است.
در این تیم کار میکردم و دقیقا از همان روزهای نخست فهمیدم کارفرما و روابط کاری چگونه میخواهد باشد. فضای داخلی شرکت پر از بینظمی بود و مدیران میانی یا از اعضای خانواده مدیرعامل بودند یا با او دوستی میکردند، که هر روز برداشت جدیدی از وظایف به کارکنان ارائه میشد. با وجود همه اینها، برای آن اوضاع و شرایط تصمیم گرفتم تجربهای صادقانه بنویسم تا تصویر ملموسی از محیط کار ارائه شود. در عین حال، شرکت به عنوان مجموعهای مستقل از لحاظ ساختار سازمانی با ملاحظات خانوادگی حضور داشت؛ تصمیمگیریها گاه به سادگی به نظرات افراد نزدیک به مدیرعامل واگذار میشد و این مسئله روی روند کار اثر میگذاشت. از نظر فناوری، نرمافزارها اغلب باگ داشتند و پشتیبانی به شدت محدود بود؛ دسترسی به ابزارهای معمول مانند WinRAR یا سایر نرمافزارهای پایه در محیط کار دشوار بود و این محدودیتها کار را پیچیده میکرد. از سوی دیگر، فضای کار برای کسانی که روابط اجتماعی خوبی برقرار میکردند، به ظاهر قابلقبول بود و برخی از همکاران از این منظر احساس بهتری داشتند. با وجود اینها، فشار کاری و نظارت شدید بر کار کارکنان مشخص بود و گاهی تصور میشد که مدیریت درگیر دغدغههای خانوادگی است و این مسأله روی جنبههای حرفهای تاثیر میگذاشت. در مقایسه با محیطهای دیگر، مواردی مانند پرداخت حقوق تاخیر نداشت و دستمزدها معمولا در ابتدای ماه پرداخت میشد، حتی اگر تعطیلات یا مناسبتهای خاصی وجود داشت. در پایان باید گفت تجربه من نشان داد که اگر کسی قصد ورود به چنین محیطی را دارد، باید آمادگی مواجهه با سطح بالای روابط خانوادگی و مرزبندیهای غیرشفاف در تصمیمگیریها را داشته باشد. برای من شخصا، گذر از این تجربه به معنای درک بهتر از نوع روابط کارفرما-کارمند و نیاز به محیطی با ساختار روشن و پشتیبانی فناوری پایدار بود.
سلام من مشاور این شرکت هستم و مثل هر جای دیگه خوبی ها و بدی شو داره ... محیط اینجا صرفا کاریه به دور از حاشیه مشاوره ما دوره ای کم وزیاد میشه مثلا تایم کنکور یا ثبت نام دانشگاه شلوغیم ولی خب تایمای خلوت هم توی این یکسال خیلی داشتیم حقوقم سرماه پرداخت میشه بیمه هستم پاداش ماهانه دارم
بی تظم ترین و بی تعهد ترین شرکت بعنوان کارشناس انبار با من مصاحبه کردم و استخدام شدم ولی درعمل بعنوان کارگرساده انبار مشغول شدم فقط وعده و وعید میدن ولی درعمل یک شرکت با مدیران بی سواد و مریض که فقط درباغ سبز رو هنگام مصاحبه استخدام نشون میدن امیدوارم هیچ کس سروکارش به این شرکت نیافته
مدتی در شرکتی کار میکردم که در آن افراد برای پستها از روابط و پارتیبازی استفاده میکردند و کسانی به جای شایستگی به مقامات میرسیدند. در این روند، برخی اقدام به دریافت پول یا پولی نا مشروع میکردند تا مخاطبان را فریب بدهند و به ظاهر از طریق مسیرهای غیر شفاف، موقعیت خود را تثبیت کنند. با وجود چنین وضعیتهایی، تصمیم گرفتم به مسیر درست پایبند باشم و از اعمالی که به اعتماد دیگران ضربه میزند دوری کنم. تجربهای بود که به من نشان داد شفافیت و انصاف در کار چقدر اهمیت دارد.
برای موقعیت مدیریت فروش، پس از ده سال تجربه اجرایی تصمیم داشتم از شهرستان به تهران بیایم و شنبه صبح با ده جلسه دوره شروع کنم. گفته بودند خوابگاه و سایر امکانات برایم فراهم است. اما از شش صبح تا چهار عصر جمعه در فرودگاه معطل بودم تا مکان خوابگاه را مشخص کنند؛ در نهایت به ملارد و تهر کرج رفتم و خوابگاهی که معرفی شد هم کاملا روشن نبود. پشت تلفن جواب نمیدادند و من در حالت انتظار بودم تا سرنوشت مسیر رفتنم روشن شود. پس از نیم ساعت و تماسهای مکرر، گفتند ظرفیت ما تکمیل است و بالاخره با فشار و گلایههایی از سوی تیم پشتیبانی روبهرو شدم؛ به هیچ عنوان درباره هزینه پرواز چهار میلیون تومانی و بینظمیهای موجود صحبت نمیشد. در نهایت با حرفهای نامشخصی از پشت تلفن روبهرو شدم و آن را در خیابان ارزیابی کردند. همهی این وضعیت را بهگونهای روایت میکردند که افراد زیادی با همین تجربه روبهرو هستند و تنها من نیستم. از وعدههای حقوق بالا و امکاناتی که وعده داده شده بود، به نظر میرسید که فاصله زیادی وجود دارد و توضیح دقیقی ارائه نمیشد. از تجربهی اینجانب این نتیجه گرفتم که جلب اعتماد با ارائهی وعدههای غیرواقعی و بیثباتی در کار و محل اقامت بهراستی کارساز نیست و بهتر است حواسمان به واقعیتها باشد.
مدیران واحد شبکه فقط در اینجا به این سمت رسیدند و مطمعنا اگر از این شرکت جدا شوند ، اسنپ و تپ سی یا پیک موتوری با آغوشی باز آنها را استخدام میکنند . میتوانید به این شرکت بیایید تا حقیقت را با چشمان خود ببینید . بخصوص واحد امنیت و شبکه . امتحان کنید تا به یقین برسید
سلام بچه ها. لطفاااا به نظرات مثبت و الکی که خودشون نوشتن اعتماد نکنید. من ۲سال توی بخش مشاوره و اپراتوری فعالیت داشتم. محیطشون به شدت کلاهبرداری و دزد هستن. در قسمت مشاوره بچه هارو مجبور میکنن۴۰دقیقه بامشترک صحبت کنن و در غیر اینصورت داد میزنن و تهدید به اخراج میکنن و یا کسری حقوق شامل ما میشد.هزینه تماس به مشترک اعلام نمیشد و مسئول شیفت حقوقی خانم ن ر زی با لهجه ترکی و خشونت پسرونه و بددهنی و همچنین مسئول آموزش های ترسو که بالاسر مون داد میزدن تماس رو کش بدین .خیلی جریمه میکردن. بیمه چند ماه آخر وقتی اسم استعفا میاریم رد نمیکنن از قصد و از حقوق خیلی کم میکنن. مسئول قسمت حقوقی خانم فاطم.ه نو.ر.زی و همکاراشون خانم ک.ی.میا پر.ه.یز.گار و اف.شا.ر و س.طوتی و مسئول تحصیلی خانم طو.ل.انی و همکارش خانم حبی.بی به شدت بی شخصیت و دزد هستن. مدیر کل اصلا نظارت ندارد. موقعی که استعفا اسم میاری نمیزارن که ۳۰ روز بمونی و در طی چن روز میفرستند بری. در قسمت اپراتوووووری بچه ها رو مجبور میکنن تماس هارو کش بدن و اجازه نمیدن هزینه تماس رو اعلام کنیم. روابط و ضوابط و خاله زنک بازی توی محیطشون بشددددت بالاس. در قسمت اپراتوری خانم ح.ا.تمی و ح.بی.بی با خبرچینی و زیراب زنی و خرید کادو واسه مدیره قسمت حقوقی نو.ر.وزی و همکارش پر.هیز.ار باعث اختلاف و بحث و تنفر از کار شدن. ترووووووخدا اینجا کار نکنید و تماس نگیرید.مدیون میشید . اینا فکره جیب بری هستن.
با اینکه مرخصی حق همه کارگران است، اما در این شرکت معمولا اجازهی استفاده از مرخصی کم است و فقط به ندرت و با مشکل میتوان مرخصی گرفت. اکثر کارخانجات حداقل دو روز مرخصی در ماه دارند، اما کارخانه لیمون در شهرک صنعتی پرند چنین امتیازی ندارد. حقوقها کاهش پیدا کرده و طبقهبندی مشاغل اجرا میشود؛ برخی شغلها حتی کمتر از حد اعلامشده توسط وزارت کار پرداخت میشوند و در اطلاعرسانی به کارکنان هم شفافیتی وجود ندارد؛ فقط مدیران کارنامهی حقوق را تعیین میکنند و اکثر نیروها از مبلغ دقیق حقوق بیخبرند. پیش از این کارخانه جایگاه بهتری داشت، ولی با گذشت زمان وضعیت بدتر شده؛ مدیران ارشد در همهی زمینهها دخالت میکنند. مزایای قابلتوجهی هم وجود ندارد؛ شرایط کاری در این واحد کارخانهای مناسب نیست و بیمه، ناهار و سرویس کارگران در سایر کارخانههای همجوار رایج است. حتی بنرهای استخدامیشان هم این نکته را نشان میدهند. امنیت شغلی هم پایین است و کارکنان نسبت به مطالبههای خود، اطلاعاتی از حقوق دریافت نمیکنند. بهطور کلی، برخی کارشناسان تنها اندکی از حداقلهای وزارت کار دریافت میکنند.
سلام، تجربهام از همکاری با این شرکت را بهطور صادقانه و بدون اغراق بازگو میکنم تا نکاتی که برای دیگران مفید است، روشن باشد. مدت همکاری من با این تیم حدود چهل و پنج روز بود و در همان روزهای اول متوجه تفاوتهای قابل توجهی با چیزی که انتظار میبردم شدم. اولین نکتهای که با ورود به شرکت فهمیدم این بود که ادعای حقوق بالاتر از سطح وزارت کار در عمل تفاوتهای زیادی با واقعیت داشت. به عنوان مثال زمانی که اضافهکار در بسیاری از روزها محاسبه نمیشد یا ساعات کاری بهطور غیرواقعی کاهش پیدا میکرد، در نتیجه از نظر مالی و فرهنگی هم تفاوتهای قابل توجهی با ارزشهای اعلامشده شرکت دیده میشد. محیط کار کاملا سمی، غیرحرفهای و پر از رفتارهایی بود که بهراستی با تعهد حرفهای همسو نبود. سبک مدیریتی بهطور مشخص برای من ناامیدکننده بود. سرپرستانی که تنها به ظاهر و تحصیلات میبالیدند و از درک مناسب مدیریت منابع انسانی و اخلاق حرفهای بیبهره بودند، عمدتا روی ظاهر و رفتارهای سطحی تمرکز داشتند. گاهی برای جلب رضایت تیم، توجهی به تجربه و عملکرد واقعی افراد نمیشد. نمونههایی از فشارها و رفتارهای غیرمنصفانه وجود داشت که بهطور مستقیم روی روحیه و کارآمدی تیم تأثیر میگذاشت و من و همکارانم به دنبال شفافیت و انصاف بودیم. روابط در بین همکاران به شکل نامناسبی تحت تاثیر قرار میگرفت و گاهی تفاوتهای جنسیتی بهطور نامناسبی گسترش پیدا میکرد. رابطههای کاری بیشتر با سلیقهای بودن سرپرستان و تفاضل در ارزیابیها تعیین میشد و چنین فضایی باعث میشد افراد مطلع از حقوق خود یا اعتراض کنند به سختی کارشان را ادامه دهند یا با فشارهای پیدا کردن راههای حاشیهای روبهرو شوند. مطالعات و ارزیابیهای انجامشده نیز اغلب جنبه فرمالیته داشت و نتیجه نهایی بهراحتی میگرفت، بدون اینکه حقیقتی روشن برای اصلاح امور جستوجو شود. در نهایت وقتی از مسیر درست برای کشف حقیقت و تغییر وضعیت صحبت میکردی، با پاسخهایی مواجه میشدی که نشان میداد تغییرات اساسی بیشتری لازم است تا محیط کاری سالم و حرفهای شکل بگیرد. در کل، تجربه من از کار با این مجموعه بسیار نامطلوب بود و با ارزشهای اخلاقی و حرفهای من همخوانی نداشت. فضای کاری برای کسانی که به دنبال انصاف، احترام و فرصت برابر برای رشد هستند، مناسب به نظر نمیرسید و بهطور خاص برای بانوان با خانواده و وجدان کاری بالا، شرایط سخت و ناپایدار بهنظر میآمد. به جای تمرکز روی کار واقعی، برخی رفتارها و رویکردها بر جنبههای غیرکارآمد متمرکز بود و این مسئله باعث شد تجربه کاریام بهطور قابل توجهی منفی شود.
من تجربهای از شرکت پذیرا نوش شیرین دارم که به عنوان مدیرعامل، اصولا با پرسنل رفتار نامناسبی داشت و مسیر کار را به شکل ناخوشایندی میکرد. او برای جذب نیرو از وعدههای توخالی استفاده میکرد و پس از چند ماه آنها را اخراج میکرد. حقوقها به موقع پرداخت نمیشدند تا درخواست مساعده ثبت نشود و محاسبهی حقوق هم درست نبود. برخی بهانهها برای جریمههای مالی وجود داشت و برخی از مزایا و بیمهها به حداقل میرسید یا زیر سؤال میرفت. روز اول هر کار باید با خبر دادن از کارهای پیش رو آغاز میکردیم و در طول روز باید گزارشی از کارهای انجامشده ارائه میدادیم. جو محیط کار بسیار سمی بود و بیش از همه فردی که مدیریت را بر عهده داشت، حالتی منفی و مخرب داشت.
شرکت مهندسی نرمافزار رایورز تجربهای بود که سه سال عمرم را در بر گرفت. کار در اینجا به قدری فشار مالی و حرفهای داشت که احساس میکردم هر روز باید با ترس از آینده به کارم ادامه بدهم. تیم مدیریتی رایورز به نظر من خیلی فرسوده و کهنهکار میآمد و کسانی که به عنوان رهبر تیم انتخاب میشدند، اغلب تجربه و توان لازم برای راهنمایی درست را نداشتند. رفتارشان با افراد باتجربه یا باهوش وقتی احساس کمبود یا اختلاف در سطح حقوق یا تجربه میشد، به شدت تغییر میکرد و برای این حس کمبود، سعی میکردند شخصیت افراد را زیر سؤال ببرند تا تصور کنند ضعیفاند و برای کار در این شرکت مجبور به پذیرش حقوق پاییناند. در محیط شرکت، یکی از همکاران به نامی اشاره میشد که نسبت به نیروهای بااستعداد فشار میآورد تا همگی کارآموز باشند تا بتواند ترسها و نقصهای کودکیاش را با انتشار این رفتارها به دیگران منتقل کند. نمونهای را از نزدیک دیدم: فردی که تجربه و دانش بالایی داشت، با صدای بلند مورد تخریب قرار میگرفت تا از کار برکنار یا مجبور به استعفا شود؛ اما آن فرد با استوار بودن و حمایت دیگران به کارش ادامه داد و در نتیجه من تصمیم گرفتم پس از سه سال از شرکت جدا شوم. به خاطر حقوق پایین و عدم امکان جانشینی مناسب برای این فرد، مدیریت هم نمیتوانست واکنشی جدی نشان دهد. در ابتدا حقوقها را در سطح متوسط مینگریستند اما به مرور ارزش آن کم میشد و به جایی میرسید که از گفتن مقدار حقوق به خانواده هم خجالت میکشیدیم. فشار کاری چندان بالا نبود اما چارچوب و قوانین مشخصی وجود نداشت؛ گاهی برخی کارکنان برای یک روز دورکاری میگرفتند و برخی دیگر تنها دو روز در ماه میتوانستند دورکاری داشته باشند. این دوگانگی به سطح علمی و نفوذی که در تیم داشتید بستگی پیدا میکرد و اگر باهوش بودید ممکن بود مدام با رهبر تیم درگیر شوید چون ترس از جایگزین شدن وجود داشت. به تازگی دو روز در ماه برای برنامهنویسها دورکاری در نظر میگرفتند که احتمال دارد در آینده هم همین روال تغییر کند. حقوق در اینجا پایین بود و به دلیل محدودیتها دسترسی به اینترنت دشوار میشد؛ امکان کپی پیست از نت و استفاده در محیط کدنویسی هم محدود بود تا کدها محافظت شوند. در عین حال حقوق بهموقع واریز میشد و مزایای دیگری وجود نداشت؛ حتی امکان ارائه یک بسته یا سررسید سالانه هم نبود. ساعات کاری تا دو ساعت شناور بود و محل شرکت دسترسی خوبی داشت و رفتوآمدش ساده بود. منابع انسانی به درستی عمل نمیکرد و اعتراضها به جایی نمیرسید. یادگیری تقریبا صفر بود زیرا فریمورک اختصاصی شرکت را باید با روشهای مخصوص همان فریمورک یاد میگرفتی و این امر بسیار طاقتفرسا بود. در نهایت به شما توصیه میکنم اگر جای دیگری برای رفتن ندارید وارد این شرکت نشوید؛ مگر این که واقعا گزینه دیگری نداشته باشید. در غیر این صورت پشیمان میشوید چون حقوق بسیار پایین است، این پول به جایی نمیرسد و روی سلامت روان هم تأثیر منفی میگذارد.
من سالهاست که در شرکت رایان هم افزا مشغول به کار هستم شرکتی که توسط ۳ فرد باسواد مدیریت میشد و منابع انسانی در اون ارزشمند بودن حتی با رفتن مدیر عامل اصلی شرکت بعد سالها، بازم اوضاع اونقدی بد نبود اما از تیر ۴۰۳ با انتصاب تیم جدید شرکت از جو پویا به یک شرکت دولتی تبدیل شد و متاسفانه تیم جدید دانشی از بازار سرمایه ندارن و صرفا به روال شرکت های دولتی مشغول خودنمایی و تهیه گزارش های زمان بر و بی هدف و بورکراسی های الکی هستند و متاسفانه این عملکرد و مدیریت غلط باعث از دست دادن نیروهایی بسیار متخصصی شده که سالها به رایان وفادار بودند و بیشک یکی از مهترین دلایل موفقیت این شرکت هستند تیم جدید با ایجاد نقش های الکی عملا هر ماه مبلغ زیادی را بر شرکت وارد میکند، مشاوران و معاونینی که اصلا شایسته جایگاهی که هستند نمیباشند اما معاونت تولید این وسط واقعا یک فاجعه بزرگ است معاونتی که زمانی نبض تپنده شرکت بود متاسفانه درگیر مسایل و مشکلاتی شده که اصلا برازنده اش نیست رفتارهای غیر حرفه ای و غیر اخلاقی که دامن شرکت را گرفته، در حال حاضر با مدیریت فعلی اصلا این شرکت رو توصیه نمیکنم مگه اینکه مدیریت عوض شود و بلکه فرجی شود
سطح مدیریت افتصاه هیچامیدی بهت نمیدن برای ادامه کار همش بهت میگن چزا عقبی توی ی روز باید ۶۰۰تا بسته ببندی شما حق خوردن ی لیوان اب رو نداری چ برسه ب سیگار کشیدن و نشیتن حتی همش میگن که چرا عقبی چرا نزدی مرخصی ام بخای بهت نمیدن حق غداتم با تاخیر میدن
اندر احوالات تیمارستان پرگاس فقط این را بگویم که مدیر عامل کریمی دو پیام پایین قبل را در تجربه کاری ثبت کرد که در برود از حرکت که سر کامکار رو شیره مالید و خودش را قالب کرد. کامکار هم این را بداند اسنادی از روابط کریمی از تهرانی بگیر تا الی آخر هست که به شرکت پست خواهد شد. این شرکت چند آدم حسابی مانند ناصری فرهادی طاهری بیات میرزایی توسط کریمی همیشه زیرآبشان زد شد و کامکار کوچولو بسیار ساده اس گول خورد.
خدا رو شکر که رفتم از اینجا !مدیر تیم BI (هوش تجاری) ما نتونست مثل ادم رفتار کنه و همه از شرکت رفتن! از بس که این خانم بدرفتاری می کرد و هیچیییییی کاربلد نبود! وقتی به منابع انسانی می گفتیم ایشون هم دفاع می کرد از این خانم ! کلا مدیر تیم هوش تجاری خانم نوآ... با این خانم منابع انسانی حسی.....همدست هستن شما هر موقع برید پیش منابع انسانی یا در حال صحبت با گوشی یا غیبت با همین خانوم علیه بقیه ! اینجا که هیچ هر کی با هر یوزری میتونه کامنت بزاره، حتی تولینکدین شرکت برای تیم BI ما کامنت نوشتن این خانم منابع انسانی جواب اون ادم ها رو نداد دیگه مشخصه همه چی....
این تجربه ی پنج سال کار کردن من در دیجی کالاست یک :مدیریت ضعیف و ناکارآمد˛ مدیرانی بیسواد و بی تجربه و ناآگاه به اصول قانون کار˛اخلاق و روانشناسی/دو : جنسیت گرایی ˛اینجا مرکز رشد مدیران و تیم هد های هوس باز نه در ایران بلکه در خاورمیانه ست/ سه : عدم امکان رشد برای افراد توانمند ˛ اینجا فقط هوسرانها ˛ بیسوادها˛چاپلوس ها و پول خرج کن ها پیشرفت میکنند /چهار:عدم امکان تعادل بین کار و زندگی ˛ گاهی اوقات شما دو بار در روز باید سر کار برید و این شگفتانه در دنیا بینظیر است / پنج : دیجی کالا پلتفرمی قانون گریز است ˛ هر از چند گاهی شما را سورپرایز خواهند کرد آنهم بصورت غیر قانونی ˛ یکبار سرویس های رفت و آمد را حذف میکنند ˛ یکبار غذا را ˛ یکبار اضافه کارها را میخورند و .... / شش : احساس ارزشمندی نخواهید کرد ˛ این جمله برای کارکنان علی الخصوص قدیمی ها بسیار آشناست : اگر دوست ندارید بروید ˛ هفت هشت نه ده یازده ............القصه صاحبان و سهامداران این شرکت که خود از طبقه ی خورده بورژوا هستند نسبت به مشکلات اشراف کامل دارند اما روش آنها بر خالی کردن جیب فروشندگان خریداران و کارکنان است ˛ و من الله توفیق
از نگاه من به عنوان مشاور، تجربه کاریم در مرکز مشاوره هیوا دارای نقاط مثبت و چالشهایی بود. فضای کار به شدت حرفهای و بدون حاشیه بود، چیزی که برای من اهمیت زیادی داشت. خدمات مشاوره به صورت دورهای ارائه میشد؛ گاهی شبیه به ایام کنکور یا ثبتنام دانشگاهها شلوغ میشد و گاهی هم در دورههای خلوت، فرآیندها آرامتر بود. حقوقم در ابتدای هر ماه واریز میشد و تحت پوشش بیمه قرار داشتم، و پاداش ماهانه هم دریافت میکردم.
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد.
فضای کار در اینجا برای من تجربهای بینظیر بوده است. محیطی دوستانه و حمایتی از سمت مدیران و همکاران باعث میشود هر روز با انرژی و انگیزه بیشتری به سمت کار بروم. این شرکت نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای من اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم توجه میکند. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده که بتوانم بهترین نسخه خودم را در محل کار ارائه دهم. احساس میکنم به عنوان عضوی ارزشمند دیده میشوم و این موضوع اعتماد به نفس و انگیزهام را افزایش داده است.
من در این شرکت تجربهای فوقالعاده داشتم؛ فضای کار دوستانه و پشتیبانی مداوم از طرف مدیران و همکاران، هر روز را با انگیزه و انرژی بیشتری آغاز میکردم. اینجا نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم نگاه ویژهای دارد. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده است که بتوانم بهترین نسخه از خودم را در محیط کار ارائه بدهم. احساس میکنم به عنوان عضو باارزشی دیده میشوم و این موضوع اعتمادبهنفس و انگیزهام را بیشتر کرده است.
در این تیم کار میکردم و دقیقا از همان روزهای نخست فهمیدم کارفرما و روابط کاری چگونه میخواهد باشد. فضای داخلی شرکت پر از بینظمی بود و مدیران میانی یا از اعضای خانواده مدیرعامل بودند یا با او دوستی میکردند، که هر روز برداشت جدیدی از وظایف به کارکنان ارائه میشد. با وجود همه اینها، برای آن اوضاع و شرایط تصمیم گرفتم تجربهای صادقانه بنویسم تا تصویر ملموسی از محیط کار ارائه شود. در عین حال، شرکت به عنوان مجموعهای مستقل از لحاظ ساختار سازمانی با ملاحظات خانوادگی حضور داشت؛ تصمیمگیریها گاه به سادگی به نظرات افراد نزدیک به مدیرعامل واگذار میشد و این مسئله روی روند کار اثر میگذاشت. از نظر فناوری، نرمافزارها اغلب باگ داشتند و پشتیبانی به شدت محدود بود؛ دسترسی به ابزارهای معمول مانند WinRAR یا سایر نرمافزارهای پایه در محیط کار دشوار بود و این محدودیتها کار را پیچیده میکرد. از سوی دیگر، فضای کار برای کسانی که روابط اجتماعی خوبی برقرار میکردند، به ظاهر قابلقبول بود و برخی از همکاران از این منظر احساس بهتری داشتند. با وجود اینها، فشار کاری و نظارت شدید بر کار کارکنان مشخص بود و گاهی تصور میشد که مدیریت درگیر دغدغههای خانوادگی است و این مسأله روی جنبههای حرفهای تاثیر میگذاشت. در مقایسه با محیطهای دیگر، مواردی مانند پرداخت حقوق تاخیر نداشت و دستمزدها معمولا در ابتدای ماه پرداخت میشد، حتی اگر تعطیلات یا مناسبتهای خاصی وجود داشت. در پایان باید گفت تجربه من نشان داد که اگر کسی قصد ورود به چنین محیطی را دارد، باید آمادگی مواجهه با سطح بالای روابط خانوادگی و مرزبندیهای غیرشفاف در تصمیمگیریها را داشته باشد. برای من شخصا، گذر از این تجربه به معنای درک بهتر از نوع روابط کارفرما-کارمند و نیاز به محیطی با ساختار روشن و پشتیبانی فناوری پایدار بود.
سلام من مشاور این شرکت هستم و مثل هر جای دیگه خوبی ها و بدی شو داره ... محیط اینجا صرفا کاریه به دور از حاشیه مشاوره ما دوره ای کم وزیاد میشه مثلا تایم کنکور یا ثبت نام دانشگاه شلوغیم ولی خب تایمای خلوت هم توی این یکسال خیلی داشتیم حقوقم سرماه پرداخت میشه بیمه هستم پاداش ماهانه دارم
بی تظم ترین و بی تعهد ترین شرکت بعنوان کارشناس انبار با من مصاحبه کردم و استخدام شدم ولی درعمل بعنوان کارگرساده انبار مشغول شدم فقط وعده و وعید میدن ولی درعمل یک شرکت با مدیران بی سواد و مریض که فقط درباغ سبز رو هنگام مصاحبه استخدام نشون میدن امیدوارم هیچ کس سروکارش به این شرکت نیافته
مدتی در شرکتی کار میکردم که در آن افراد برای پستها از روابط و پارتیبازی استفاده میکردند و کسانی به جای شایستگی به مقامات میرسیدند. در این روند، برخی اقدام به دریافت پول یا پولی نا مشروع میکردند تا مخاطبان را فریب بدهند و به ظاهر از طریق مسیرهای غیر شفاف، موقعیت خود را تثبیت کنند. با وجود چنین وضعیتهایی، تصمیم گرفتم به مسیر درست پایبند باشم و از اعمالی که به اعتماد دیگران ضربه میزند دوری کنم. تجربهای بود که به من نشان داد شفافیت و انصاف در کار چقدر اهمیت دارد.
برای موقعیت مدیریت فروش، پس از ده سال تجربه اجرایی تصمیم داشتم از شهرستان به تهران بیایم و شنبه صبح با ده جلسه دوره شروع کنم. گفته بودند خوابگاه و سایر امکانات برایم فراهم است. اما از شش صبح تا چهار عصر جمعه در فرودگاه معطل بودم تا مکان خوابگاه را مشخص کنند؛ در نهایت به ملارد و تهر کرج رفتم و خوابگاهی که معرفی شد هم کاملا روشن نبود. پشت تلفن جواب نمیدادند و من در حالت انتظار بودم تا سرنوشت مسیر رفتنم روشن شود. پس از نیم ساعت و تماسهای مکرر، گفتند ظرفیت ما تکمیل است و بالاخره با فشار و گلایههایی از سوی تیم پشتیبانی روبهرو شدم؛ به هیچ عنوان درباره هزینه پرواز چهار میلیون تومانی و بینظمیهای موجود صحبت نمیشد. در نهایت با حرفهای نامشخصی از پشت تلفن روبهرو شدم و آن را در خیابان ارزیابی کردند. همهی این وضعیت را بهگونهای روایت میکردند که افراد زیادی با همین تجربه روبهرو هستند و تنها من نیستم. از وعدههای حقوق بالا و امکاناتی که وعده داده شده بود، به نظر میرسید که فاصله زیادی وجود دارد و توضیح دقیقی ارائه نمیشد. از تجربهی اینجانب این نتیجه گرفتم که جلب اعتماد با ارائهی وعدههای غیرواقعی و بیثباتی در کار و محل اقامت بهراستی کارساز نیست و بهتر است حواسمان به واقعیتها باشد.
مدیران واحد شبکه فقط در اینجا به این سمت رسیدند و مطمعنا اگر از این شرکت جدا شوند ، اسنپ و تپ سی یا پیک موتوری با آغوشی باز آنها را استخدام میکنند . میتوانید به این شرکت بیایید تا حقیقت را با چشمان خود ببینید . بخصوص واحد امنیت و شبکه . امتحان کنید تا به یقین برسید
سلام بچه ها. لطفاااا به نظرات مثبت و الکی که خودشون نوشتن اعتماد نکنید. من ۲سال توی بخش مشاوره و اپراتوری فعالیت داشتم. محیطشون به شدت کلاهبرداری و دزد هستن. در قسمت مشاوره بچه هارو مجبور میکنن۴۰دقیقه بامشترک صحبت کنن و در غیر اینصورت داد میزنن و تهدید به اخراج میکنن و یا کسری حقوق شامل ما میشد.هزینه تماس به مشترک اعلام نمیشد و مسئول شیفت حقوقی خانم ن ر زی با لهجه ترکی و خشونت پسرونه و بددهنی و همچنین مسئول آموزش های ترسو که بالاسر مون داد میزدن تماس رو کش بدین .خیلی جریمه میکردن. بیمه چند ماه آخر وقتی اسم استعفا میاریم رد نمیکنن از قصد و از حقوق خیلی کم میکنن. مسئول قسمت حقوقی خانم فاطم.ه نو.ر.زی و همکاراشون خانم ک.ی.میا پر.ه.یز.گار و اف.شا.ر و س.طوتی و مسئول تحصیلی خانم طو.ل.انی و همکارش خانم حبی.بی به شدت بی شخصیت و دزد هستن. مدیر کل اصلا نظارت ندارد. موقعی که استعفا اسم میاری نمیزارن که ۳۰ روز بمونی و در طی چن روز میفرستند بری. در قسمت اپراتوووووری بچه ها رو مجبور میکنن تماس هارو کش بدن و اجازه نمیدن هزینه تماس رو اعلام کنیم. روابط و ضوابط و خاله زنک بازی توی محیطشون بشددددت بالاس. در قسمت اپراتوری خانم ح.ا.تمی و ح.بی.بی با خبرچینی و زیراب زنی و خرید کادو واسه مدیره قسمت حقوقی نو.ر.وزی و همکارش پر.هیز.ار باعث اختلاف و بحث و تنفر از کار شدن. ترووووووخدا اینجا کار نکنید و تماس نگیرید.مدیون میشید . اینا فکره جیب بری هستن.
با اینکه مرخصی حق همه کارگران است، اما در این شرکت معمولا اجازهی استفاده از مرخصی کم است و فقط به ندرت و با مشکل میتوان مرخصی گرفت. اکثر کارخانجات حداقل دو روز مرخصی در ماه دارند، اما کارخانه لیمون در شهرک صنعتی پرند چنین امتیازی ندارد. حقوقها کاهش پیدا کرده و طبقهبندی مشاغل اجرا میشود؛ برخی شغلها حتی کمتر از حد اعلامشده توسط وزارت کار پرداخت میشوند و در اطلاعرسانی به کارکنان هم شفافیتی وجود ندارد؛ فقط مدیران کارنامهی حقوق را تعیین میکنند و اکثر نیروها از مبلغ دقیق حقوق بیخبرند. پیش از این کارخانه جایگاه بهتری داشت، ولی با گذشت زمان وضعیت بدتر شده؛ مدیران ارشد در همهی زمینهها دخالت میکنند. مزایای قابلتوجهی هم وجود ندارد؛ شرایط کاری در این واحد کارخانهای مناسب نیست و بیمه، ناهار و سرویس کارگران در سایر کارخانههای همجوار رایج است. حتی بنرهای استخدامیشان هم این نکته را نشان میدهند. امنیت شغلی هم پایین است و کارکنان نسبت به مطالبههای خود، اطلاعاتی از حقوق دریافت نمیکنند. بهطور کلی، برخی کارشناسان تنها اندکی از حداقلهای وزارت کار دریافت میکنند.
سلام، تجربهام از همکاری با این شرکت را بهطور صادقانه و بدون اغراق بازگو میکنم تا نکاتی که برای دیگران مفید است، روشن باشد. مدت همکاری من با این تیم حدود چهل و پنج روز بود و در همان روزهای اول متوجه تفاوتهای قابل توجهی با چیزی که انتظار میبردم شدم. اولین نکتهای که با ورود به شرکت فهمیدم این بود که ادعای حقوق بالاتر از سطح وزارت کار در عمل تفاوتهای زیادی با واقعیت داشت. به عنوان مثال زمانی که اضافهکار در بسیاری از روزها محاسبه نمیشد یا ساعات کاری بهطور غیرواقعی کاهش پیدا میکرد، در نتیجه از نظر مالی و فرهنگی هم تفاوتهای قابل توجهی با ارزشهای اعلامشده شرکت دیده میشد. محیط کار کاملا سمی، غیرحرفهای و پر از رفتارهایی بود که بهراستی با تعهد حرفهای همسو نبود. سبک مدیریتی بهطور مشخص برای من ناامیدکننده بود. سرپرستانی که تنها به ظاهر و تحصیلات میبالیدند و از درک مناسب مدیریت منابع انسانی و اخلاق حرفهای بیبهره بودند، عمدتا روی ظاهر و رفتارهای سطحی تمرکز داشتند. گاهی برای جلب رضایت تیم، توجهی به تجربه و عملکرد واقعی افراد نمیشد. نمونههایی از فشارها و رفتارهای غیرمنصفانه وجود داشت که بهطور مستقیم روی روحیه و کارآمدی تیم تأثیر میگذاشت و من و همکارانم به دنبال شفافیت و انصاف بودیم. روابط در بین همکاران به شکل نامناسبی تحت تاثیر قرار میگرفت و گاهی تفاوتهای جنسیتی بهطور نامناسبی گسترش پیدا میکرد. رابطههای کاری بیشتر با سلیقهای بودن سرپرستان و تفاضل در ارزیابیها تعیین میشد و چنین فضایی باعث میشد افراد مطلع از حقوق خود یا اعتراض کنند به سختی کارشان را ادامه دهند یا با فشارهای پیدا کردن راههای حاشیهای روبهرو شوند. مطالعات و ارزیابیهای انجامشده نیز اغلب جنبه فرمالیته داشت و نتیجه نهایی بهراحتی میگرفت، بدون اینکه حقیقتی روشن برای اصلاح امور جستوجو شود. در نهایت وقتی از مسیر درست برای کشف حقیقت و تغییر وضعیت صحبت میکردی، با پاسخهایی مواجه میشدی که نشان میداد تغییرات اساسی بیشتری لازم است تا محیط کاری سالم و حرفهای شکل بگیرد. در کل، تجربه من از کار با این مجموعه بسیار نامطلوب بود و با ارزشهای اخلاقی و حرفهای من همخوانی نداشت. فضای کاری برای کسانی که به دنبال انصاف، احترام و فرصت برابر برای رشد هستند، مناسب به نظر نمیرسید و بهطور خاص برای بانوان با خانواده و وجدان کاری بالا، شرایط سخت و ناپایدار بهنظر میآمد. به جای تمرکز روی کار واقعی، برخی رفتارها و رویکردها بر جنبههای غیرکارآمد متمرکز بود و این مسئله باعث شد تجربه کاریام بهطور قابل توجهی منفی شود.
من تجربهای از شرکت پذیرا نوش شیرین دارم که به عنوان مدیرعامل، اصولا با پرسنل رفتار نامناسبی داشت و مسیر کار را به شکل ناخوشایندی میکرد. او برای جذب نیرو از وعدههای توخالی استفاده میکرد و پس از چند ماه آنها را اخراج میکرد. حقوقها به موقع پرداخت نمیشدند تا درخواست مساعده ثبت نشود و محاسبهی حقوق هم درست نبود. برخی بهانهها برای جریمههای مالی وجود داشت و برخی از مزایا و بیمهها به حداقل میرسید یا زیر سؤال میرفت. روز اول هر کار باید با خبر دادن از کارهای پیش رو آغاز میکردیم و در طول روز باید گزارشی از کارهای انجامشده ارائه میدادیم. جو محیط کار بسیار سمی بود و بیش از همه فردی که مدیریت را بر عهده داشت، حالتی منفی و مخرب داشت.
شرکت مهندسی نرمافزار رایورز تجربهای بود که سه سال عمرم را در بر گرفت. کار در اینجا به قدری فشار مالی و حرفهای داشت که احساس میکردم هر روز باید با ترس از آینده به کارم ادامه بدهم. تیم مدیریتی رایورز به نظر من خیلی فرسوده و کهنهکار میآمد و کسانی که به عنوان رهبر تیم انتخاب میشدند، اغلب تجربه و توان لازم برای راهنمایی درست را نداشتند. رفتارشان با افراد باتجربه یا باهوش وقتی احساس کمبود یا اختلاف در سطح حقوق یا تجربه میشد، به شدت تغییر میکرد و برای این حس کمبود، سعی میکردند شخصیت افراد را زیر سؤال ببرند تا تصور کنند ضعیفاند و برای کار در این شرکت مجبور به پذیرش حقوق پاییناند. در محیط شرکت، یکی از همکاران به نامی اشاره میشد که نسبت به نیروهای بااستعداد فشار میآورد تا همگی کارآموز باشند تا بتواند ترسها و نقصهای کودکیاش را با انتشار این رفتارها به دیگران منتقل کند. نمونهای را از نزدیک دیدم: فردی که تجربه و دانش بالایی داشت، با صدای بلند مورد تخریب قرار میگرفت تا از کار برکنار یا مجبور به استعفا شود؛ اما آن فرد با استوار بودن و حمایت دیگران به کارش ادامه داد و در نتیجه من تصمیم گرفتم پس از سه سال از شرکت جدا شوم. به خاطر حقوق پایین و عدم امکان جانشینی مناسب برای این فرد، مدیریت هم نمیتوانست واکنشی جدی نشان دهد. در ابتدا حقوقها را در سطح متوسط مینگریستند اما به مرور ارزش آن کم میشد و به جایی میرسید که از گفتن مقدار حقوق به خانواده هم خجالت میکشیدیم. فشار کاری چندان بالا نبود اما چارچوب و قوانین مشخصی وجود نداشت؛ گاهی برخی کارکنان برای یک روز دورکاری میگرفتند و برخی دیگر تنها دو روز در ماه میتوانستند دورکاری داشته باشند. این دوگانگی به سطح علمی و نفوذی که در تیم داشتید بستگی پیدا میکرد و اگر باهوش بودید ممکن بود مدام با رهبر تیم درگیر شوید چون ترس از جایگزین شدن وجود داشت. به تازگی دو روز در ماه برای برنامهنویسها دورکاری در نظر میگرفتند که احتمال دارد در آینده هم همین روال تغییر کند. حقوق در اینجا پایین بود و به دلیل محدودیتها دسترسی به اینترنت دشوار میشد؛ امکان کپی پیست از نت و استفاده در محیط کدنویسی هم محدود بود تا کدها محافظت شوند. در عین حال حقوق بهموقع واریز میشد و مزایای دیگری وجود نداشت؛ حتی امکان ارائه یک بسته یا سررسید سالانه هم نبود. ساعات کاری تا دو ساعت شناور بود و محل شرکت دسترسی خوبی داشت و رفتوآمدش ساده بود. منابع انسانی به درستی عمل نمیکرد و اعتراضها به جایی نمیرسید. یادگیری تقریبا صفر بود زیرا فریمورک اختصاصی شرکت را باید با روشهای مخصوص همان فریمورک یاد میگرفتی و این امر بسیار طاقتفرسا بود. در نهایت به شما توصیه میکنم اگر جای دیگری برای رفتن ندارید وارد این شرکت نشوید؛ مگر این که واقعا گزینه دیگری نداشته باشید. در غیر این صورت پشیمان میشوید چون حقوق بسیار پایین است، این پول به جایی نمیرسد و روی سلامت روان هم تأثیر منفی میگذارد.
من سالهاست که در شرکت رایان هم افزا مشغول به کار هستم شرکتی که توسط ۳ فرد باسواد مدیریت میشد و منابع انسانی در اون ارزشمند بودن حتی با رفتن مدیر عامل اصلی شرکت بعد سالها، بازم اوضاع اونقدی بد نبود اما از تیر ۴۰۳ با انتصاب تیم جدید شرکت از جو پویا به یک شرکت دولتی تبدیل شد و متاسفانه تیم جدید دانشی از بازار سرمایه ندارن و صرفا به روال شرکت های دولتی مشغول خودنمایی و تهیه گزارش های زمان بر و بی هدف و بورکراسی های الکی هستند و متاسفانه این عملکرد و مدیریت غلط باعث از دست دادن نیروهایی بسیار متخصصی شده که سالها به رایان وفادار بودند و بیشک یکی از مهترین دلایل موفقیت این شرکت هستند تیم جدید با ایجاد نقش های الکی عملا هر ماه مبلغ زیادی را بر شرکت وارد میکند، مشاوران و معاونینی که اصلا شایسته جایگاهی که هستند نمیباشند اما معاونت تولید این وسط واقعا یک فاجعه بزرگ است معاونتی که زمانی نبض تپنده شرکت بود متاسفانه درگیر مسایل و مشکلاتی شده که اصلا برازنده اش نیست رفتارهای غیر حرفه ای و غیر اخلاقی که دامن شرکت را گرفته، در حال حاضر با مدیریت فعلی اصلا این شرکت رو توصیه نمیکنم مگه اینکه مدیریت عوض شود و بلکه فرجی شود
سطح مدیریت افتصاه هیچامیدی بهت نمیدن برای ادامه کار همش بهت میگن چزا عقبی توی ی روز باید ۶۰۰تا بسته ببندی شما حق خوردن ی لیوان اب رو نداری چ برسه ب سیگار کشیدن و نشیتن حتی همش میگن که چرا عقبی چرا نزدی مرخصی ام بخای بهت نمیدن حق غداتم با تاخیر میدن
اندر احوالات تیمارستان پرگاس فقط این را بگویم که مدیر عامل کریمی دو پیام پایین قبل را در تجربه کاری ثبت کرد که در برود از حرکت که سر کامکار رو شیره مالید و خودش را قالب کرد. کامکار هم این را بداند اسنادی از روابط کریمی از تهرانی بگیر تا الی آخر هست که به شرکت پست خواهد شد. این شرکت چند آدم حسابی مانند ناصری فرهادی طاهری بیات میرزایی توسط کریمی همیشه زیرآبشان زد شد و کامکار کوچولو بسیار ساده اس گول خورد.
خدا رو شکر که رفتم از اینجا !مدیر تیم BI (هوش تجاری) ما نتونست مثل ادم رفتار کنه و همه از شرکت رفتن! از بس که این خانم بدرفتاری می کرد و هیچیییییی کاربلد نبود! وقتی به منابع انسانی می گفتیم ایشون هم دفاع می کرد از این خانم ! کلا مدیر تیم هوش تجاری خانم نوآ... با این خانم منابع انسانی حسی.....همدست هستن شما هر موقع برید پیش منابع انسانی یا در حال صحبت با گوشی یا غیبت با همین خانوم علیه بقیه ! اینجا که هیچ هر کی با هر یوزری میتونه کامنت بزاره، حتی تولینکدین شرکت برای تیم BI ما کامنت نوشتن این خانم منابع انسانی جواب اون ادم ها رو نداد دیگه مشخصه همه چی....
این تجربه ی پنج سال کار کردن من در دیجی کالاست یک :مدیریت ضعیف و ناکارآمد˛ مدیرانی بیسواد و بی تجربه و ناآگاه به اصول قانون کار˛اخلاق و روانشناسی/دو : جنسیت گرایی ˛اینجا مرکز رشد مدیران و تیم هد های هوس باز نه در ایران بلکه در خاورمیانه ست/ سه : عدم امکان رشد برای افراد توانمند ˛ اینجا فقط هوسرانها ˛ بیسوادها˛چاپلوس ها و پول خرج کن ها پیشرفت میکنند /چهار:عدم امکان تعادل بین کار و زندگی ˛ گاهی اوقات شما دو بار در روز باید سر کار برید و این شگفتانه در دنیا بینظیر است / پنج : دیجی کالا پلتفرمی قانون گریز است ˛ هر از چند گاهی شما را سورپرایز خواهند کرد آنهم بصورت غیر قانونی ˛ یکبار سرویس های رفت و آمد را حذف میکنند ˛ یکبار غذا را ˛ یکبار اضافه کارها را میخورند و .... / شش : احساس ارزشمندی نخواهید کرد ˛ این جمله برای کارکنان علی الخصوص قدیمی ها بسیار آشناست : اگر دوست ندارید بروید ˛ هفت هشت نه ده یازده ............القصه صاحبان و سهامداران این شرکت که خود از طبقه ی خورده بورژوا هستند نسبت به مشکلات اشراف کامل دارند اما روش آنها بر خالی کردن جیب فروشندگان خریداران و کارکنان است ˛ و من الله توفیق