تجربه من از کار در شرکت مهندسان مشاور سکو این بود که حقوق به ذاتاً پرداخت نمیشود یا با تاخیر زیادی روبهرو میشد و فشار کار تا حد زیادی بالا بود. فضای کار به نظر میرسید برای آدمهایی طراحی شده باشد که جدی نیستند؛ برخی از همکاران ترجیح میدادند با تکیه بر ظاهر و ایجاد رابطه با مدیر، شاید به حقوق برسند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربهای از مصاحبه که در بخش فنی کارگاهشی را گذراندم را با ارزش قائل شدم و درباره حال و هوای آن توضیح میدهم. با حوصله به سوالهای آنها درباره پروژهها و کارهای گذشتهام پاسخ دادم؛ مشخصاً درباره هر مرحله از تستها، چگونگی ثبت نتایج و تحلیلم از آنها پرسیدند و دلیل انتخاب همان رویکرد را هم جویا شدند. در طول مصاحبه حس میکردم مدیر UX و مسئول محصول واقعاً به این حوزه آشنایی دارند و از انتظاراتشان برای این نقش کاملاً روشن است. احتمالاً هر چیزی که در رزومهام نوشته شده بود را میتوانستند بهراحتی با دقت ارزیابی کنند، چون گاه برخی جزئیات را فراموش کرده بودم و ایکاش قبلش مرور میکردم. از من خواستند بهطور همسو با تیم کار کنم، انعطافپذیر باشم و نشان دهم قصد دارم در این حوزه بمانم.
در طول پروسه همکاری با شرکت های مختلفی که داشتم این اولین مصاحبه ای بود که واقعا برام عجیب بود و تو مصاحبه از سوالات ریاضی گسسته استفاده شد! بعد از دو باری که با توجه به شرایط موجود کسب و کار و انجام تست های mbti و دیسک برای یک شرکت نوپا و استارت آپی قرار دادن همچون سوالاتی برای این پوزیشن و اینکه در متن آگهی انتظارات رو حتی پایین تر از ساده درخواست میکنن اما حقیقت امر موارد بعدی رو تو جلسه های حضوری عنوان میکنن
انتظار داشتن برای شروع با حقوق زیر وزارت کار قرارداد ببندیم که برای من مناسب نبود، ولی به طور کلی شرکت بدی نیست برای اینکه کار یاد بگیرید، اگر تازه کار هستید و حقوق براتون اهمیت نداره به نظرم برای شروع خوبه، آموزش داره و تیم صمیمی هست.
شروع مصاحبه با ۱۵ دقیقه معطلی همراه بود با وجود گرما خیلی زیاد آب هم در اتاق مصاحبه نبود پس از تاخیر خانم و آقایی وارد اتاق شدن بدون اینکه خودشونو معرفی کنن خانم شروع کرد به پرسش فضای خیلی رسمی تکیه به زیرمجموعه بودن ایران خودرو ولی فقط یدک کشیدن اسم برند ، هیچ رفتار حرفه ای در همون ابتدا نخواهید دید و فایل ورد رو بجای پرسلاین ارسال کردن که قبل مصاحبه اطلاعات رو وارد کنم پرینت بگیرم و بفرستم عملا وقت کارجو رو هدر میدن
در شرکت پلین نگار، تجربهای که داشتم را به شکلی تازه و با صدای خودم بازگو میکنم. به نظر من، بخش پشتیبانی اداری فقط ظاهر سازگار داشت، اما تا زمانی که کارم با وظایفشان تداخل میکرد، رفتار همکاران عملاً سرد بود. کار من بیشتر معطوف به ارتباط با مدیران بود؛ مدیرانی که به ظاهر دوستداشتنی و بدون دردسر به نظر میرسیدند اما در پسِ ماجرا بسیار زیرک و گمراهکننده بودند. نظم و پاکیزگی در محیط کمرنگ بود و معاونان به دلیل کمبود دانش، تنها به پیروی از مدیران بسنده میکردند.
برای من همکاران خیلی پرانرژی و فعال هستند و به شدت در زمینه فروش هاستینگ تجربه دارن. فضای کار امن و باصفاست، طوری که به راحتی میتونم کارم رو انجام بدم. همیشه فرصت وجود داره تا تو مهارتهای فروش و جنبههای فنی پیشرفت کنم. مدیرها به دغدغههام گوش میدن و عموماً دنبال راهحلهای عملی هستن تا مشکلات رو سریعتر برطرف کنن.
دوست داشتم تجربهام از کار در تعالی پروژه دهگام را با صداقت بیان کنم، اما به طور کلی محیط آنجا رضایتبخش نبود و خیلی از جنبهها ضعف داشتند. اصولاً تعطیلات رسمی هم به کار مشغولم میکردند و فضا پر از حاشیههای بیربط به وظیفههای کاری بود. مدیران و مدیران میانی از نظر حرفهای بودن جای بحث داشتند و اکثر کارکنان از قبل تجربهای متفاوت داشتند که به کار ربطی نداشت. حقوق پایین بود اما توقعات بالا بود، و به طور خلاصه اگر امکان داشت با خیال راحتتر میشد در خانه ماند.
مصاحبه محل کار من را خیلی ناخوشایند کرد؛ جلسهٔ دوم با مدیرعامل بود و آنقدر فضای سنگین و سرد بود که ترجیح دادم کمحرف بزنم و هر چه زودتر از آنجا بیرون بروم. در همانجا یک خانم معروف که دوستانم از او تعریف کرده بودند حضور داشت، اما اوضاع آنجا به گونهای بود که احساس میکردم امنیت ندارم و فضای روانی برایم ترسناک است. صدای من را ضبط میکردند و در ابتدا گمان کردم حالت و ژست من را میسنجند، اما به مرور فهمیدم رفتارهاشان خیلی خشک و بیجان است و جو کلی آنجا نسبتاً منفی است. بعداً در اینترنت بعضی تجربیات دیگران را خواندم و متوجه شدم قضیه از چه چیزی نشأت میگیرد. امیدوارم خدا به خوبیها پاداش دهد و به هدایت کسانی که رفتار نامناسب دارند کمک کند.
دوست عزیزی که میخوای بری توی این مجموعه مشغول به کار بشی اینو بدون که تحت هیچ شرایطی توی این مجموعه چیزی به نام امنیت شغلی نداری و شده باشه چند سال هم سابقه ی کار داشته باشی خیلی راحت باهات خدافظی میکنن و اطلا هم به شرایط مملکت نگاه نمیکنن و فقط و فقط خودشون برای خودشون مهم هستن
اگر امتیازها صفر داشت حتما همه رو صفر میزدم حتی ارزش ۱ هم ندارن حواستون به قرارداد باشه اگر خدایی نکرده تصمیم به کار در این شرکت بی لیاقت داشتید حتما از قراردادتون عکس بگیرید چون اجازه کپی ازش ندارید دوتا قرارداد میبندن تا در انتها مبلغ تسویه پایین بیاد پس حتما دقت کنید نکته بعد اینکه ارزش یه منشی ساده از یه کارشناس ارشد بالاتره پس خودتونو برای تحقیر توسط مدیریت آماده کنید چون ارزش منشی حتما بالاتر از هر کسیه حالا امتیازای قشنگ این شرکت بیخود مدیریت از دانش گرفته تا عمل = صفر حقوق و مزایا = صفر ارزش برای کارمند کارآمد = صفر اخلاق و تعهد = صفر ارزش دادن به کارمند خاله زنک و معلوم الحال = بیست تصمیمات بی منطق = بیست پرورش افراد دروغگو و زیرآب زن = بیست پروژه های ناتمام که امتیازش ۱۰۰ 😂 در واقع یه محیط کاملا مناسب برای افراد بی تعهد و بی تخصص و بی ارزشه نا گفته نمونه کارمندای خوب زیاد داره ولی همه به ناچار و با اذیت مشغول کار هستن متاسفم برای وقت و عمر و تلاشی که کارمندای خوب برای این شرکت نالایق میذارن
اولا که سه تا مدیر داره نه یه مدیر که طبق سلایق شخصی خودشون بدون هیچ منطقی تصمیم میگیرن ، قراردادها ۳ ماهه بسته میشه و هروقت دوست داشته باشن بدون اطلاع رسانی اخراج میکنن ! دوقرارداد میبندن که مالیات کمتری به تامین اجتماعی بدن که این موضوع موقع تسویه به ضرر کارمند میباشد ، واحدا با هم هماهنگ نیستن و زیر بار مسئولیتشون نمیرن که این موضوع بخاطر سو مدیریته ، واحد مالی حتما حتما یه سوگلی داره که مدیر مالی تصمیماتشو بر اساس نظر اون میگیره و همه شرکت یه جور ضایعی اینو میدونن ، سوگلی به کارمند چندین ساله و حتی مهندسین ارشد ارجعیت داره ! خلاصه اینکه جای جالبی برای کار نیست
به هیچ عنوان شرکت رمیس رو توصیه نمیکنم. اگر وارد این شرکت شدید فقط به چشم کار پروژه ای بهش نگاه کنید چون اصلا امنیت شغلی ندارید. امسال کاهش نیروهای شرکت جز برنامه هاشون بود ولی خیلی غیرانسانی جنگ رو بهونه کردند و نیروها رو توی شرایط جنگی تعدیل کردند حتی کسایی که سالهای زیادی توی رمیس بودن چون در این شرکت نیروی انسانی اصلا اهمیتی نداره و وقتی نوبت پرسنل میشه بودجه ندارن ولی به مناسبت های مختلف برای همسر مدیرا هدیه ارسال میشه. وقتی کار دارن نیرو میگیرن وقتی کارشون تموم میشه یه واحد رو منحل و تعدیل میکنن. حتی یک نفر از منابع انسانی تماس نگرفت همدردی کنه یا حرفامونو بشنوه، فقط یه ایمیل خداحافظی و اعلام رسمی تعدیلی زدن. وقتی بخوای استعفا بدی باید یک ماه زودتر اعلام کنی اما خودشون تعدیلی رو دو هفته قبلش اعلام کردن. متاسفم برای این شرکت که فقط شوآفه.
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
در اینجا فضا آرام است و با همکارانِ باادب روبهرو میشوم. کسانی که کنارت هستند معمولاً حرفهایاند و فرصت خوبی برای یادگیری و کسب تجربه به من میدهند. اما مدیران اصلاً برنامهریزی منظمی ندارند؛ تصمیمات هر روز تغییر میکند و اعتبارشان تا روز بعد باقی نمیماند؛ بهطبع کار بیشتر شبیه مدیریت سنتیِ یک رستوران است. اگر دوست داری مثل یک آچارفرانسه که هر روز کارِ متفاوتی به عهدهاش میافتد باشی و به دنبال برنامههای بلندمدت یا نتیجههای پایدار نباشی، اینجا جای مناسبی است.
پس از مدتی کار در استارتاپی که فکر میکنم دیگر وجود ندارد یا حداقل دفتر حضوری ندارد، تجربهام را میگویم. آن زمان شرایط شرکت واقعا خوب بود و حالا که به گذشته نگاه میکنم، یاد آن روزها و فضای کاریشان میفهمم که چه طور بود.
شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجهاش را بهصورت واقعبینانه روایت میکنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژههای نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمیگرفتند. پس از فارغالتحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پارهوقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمیشود، حال آنکه میدانستند رزومهام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تماموقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوالهای نرمافزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روانشناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفتهاند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیریهایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار میگذارند. در نهایت حس میکردم شرکت ادعا میکند شایستهسالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلبها را هدر میدهند. تنها نکتهی مثبت، رفتار مصاحبهکنندهها و نظم در زمانبندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.
سالها تجربهای از حضور در این مجموعه دارم و دوباره برای فرصت تازهای به مصاحبه آمدم؛ آنها با وجود آشنایی قبلی، سوالات را تکرار کردند تا مطمئن شوند واقعاً دنبال پیشرفت هستم و اگر لازم باشد مرا راهنمایی میکنند تا به اهدافم برسم. انتظار دارم امتیازات بر مبنای بازههای سهماهه افزایش یابد. تیم در حوزههای معماری، مطالعات، آموزش و آیتی واقعاً حرفهای است و احساس میکنی تنها نیستی؛ آنها از رشد من حمایت میکنند و اگر دنبال توسعه باشی، جای مناسبی است. برایشان نظم و کار گروهی اهمیتی بالا دارد و روش جالبی برای حفظ نظم دارند که حتماً در جلسه مصاحبه توضیح میدهند.
سلام. میخواهم تجربهای از زمانی در گروه ای اچ جی اچ را بازگو کنم که به نظرم نشاندهنده فاصله بین تصویر بیرونی شرکت و واقعیت داخلی بود. هرچند همکارم میگفت نظرات خوانده میشود و هدف چیزی جز منحرف کردن ذهنها نیست، اما واقعاً دیده بودم که فضای کارگاه و کارخانه از جو دفتر مرکزی تفاوت زیادی دارد. بنابراین با اعتمادبهنفس، نباید از اوضاع مجموعه تعریف کلی کرد و گفت همه چیز رو به راه است؛ چرا که وضعیت به این شکل نیست. اگر تا آن موقع واقعیتها را دقیق درک میکردم، متوجه میشدم قائممقام مجموعه بهخاطر چند نفر از همکاران که همگی مشخصاند چهطور تغییر کرده و در حال حاضر یک معاون جدید روی کار آمده است. از مزایای کار هم به جز نوشیدنی رایگان چیز خاصی نبود.
بهرغم علاقهمند بودن به مسیر حرفهای خودم، تجربهام از کار در این شرکت چندان مثبت نبود. به نظرم اینجا پر از حاشیه است و گاهی مدیران بدون اطلاع قبلی بیمه را ثبت نمیکنند و با صراحت یا انعطاف کمی برخورد میشود. همچنین، فرصتهای رو به رشد برای من به عنوان برنامهنویس چندان فراهم نیست.
تجربه من از کار در شرکت مهندسان مشاور سکو این بود که حقوق به ذاتاً پرداخت نمیشود یا با تاخیر زیادی روبهرو میشد و فشار کار تا حد زیادی بالا بود. فضای کار به نظر میرسید برای آدمهایی طراحی شده باشد که جدی نیستند؛ برخی از همکاران ترجیح میدادند با تکیه بر ظاهر و ایجاد رابطه با مدیر، شاید به حقوق برسند.
تجربهای از مصاحبه که در بخش فنی کارگاهشی را گذراندم را با ارزش قائل شدم و درباره حال و هوای آن توضیح میدهم. با حوصله به سوالهای آنها درباره پروژهها و کارهای گذشتهام پاسخ دادم؛ مشخصاً درباره هر مرحله از تستها، چگونگی ثبت نتایج و تحلیلم از آنها پرسیدند و دلیل انتخاب همان رویکرد را هم جویا شدند. در طول مصاحبه حس میکردم مدیر UX و مسئول محصول واقعاً به این حوزه آشنایی دارند و از انتظاراتشان برای این نقش کاملاً روشن است. احتمالاً هر چیزی که در رزومهام نوشته شده بود را میتوانستند بهراحتی با دقت ارزیابی کنند، چون گاه برخی جزئیات را فراموش کرده بودم و ایکاش قبلش مرور میکردم. از من خواستند بهطور همسو با تیم کار کنم، انعطافپذیر باشم و نشان دهم قصد دارم در این حوزه بمانم.
در طول پروسه همکاری با شرکت های مختلفی که داشتم این اولین مصاحبه ای بود که واقعا برام عجیب بود و تو مصاحبه از سوالات ریاضی گسسته استفاده شد! بعد از دو باری که با توجه به شرایط موجود کسب و کار و انجام تست های mbti و دیسک برای یک شرکت نوپا و استارت آپی قرار دادن همچون سوالاتی برای این پوزیشن و اینکه در متن آگهی انتظارات رو حتی پایین تر از ساده درخواست میکنن اما حقیقت امر موارد بعدی رو تو جلسه های حضوری عنوان میکنن
انتظار داشتن برای شروع با حقوق زیر وزارت کار قرارداد ببندیم که برای من مناسب نبود، ولی به طور کلی شرکت بدی نیست برای اینکه کار یاد بگیرید، اگر تازه کار هستید و حقوق براتون اهمیت نداره به نظرم برای شروع خوبه، آموزش داره و تیم صمیمی هست.
شروع مصاحبه با ۱۵ دقیقه معطلی همراه بود با وجود گرما خیلی زیاد آب هم در اتاق مصاحبه نبود پس از تاخیر خانم و آقایی وارد اتاق شدن بدون اینکه خودشونو معرفی کنن خانم شروع کرد به پرسش فضای خیلی رسمی تکیه به زیرمجموعه بودن ایران خودرو ولی فقط یدک کشیدن اسم برند ، هیچ رفتار حرفه ای در همون ابتدا نخواهید دید و فایل ورد رو بجای پرسلاین ارسال کردن که قبل مصاحبه اطلاعات رو وارد کنم پرینت بگیرم و بفرستم عملا وقت کارجو رو هدر میدن
در شرکت پلین نگار، تجربهای که داشتم را به شکلی تازه و با صدای خودم بازگو میکنم. به نظر من، بخش پشتیبانی اداری فقط ظاهر سازگار داشت، اما تا زمانی که کارم با وظایفشان تداخل میکرد، رفتار همکاران عملاً سرد بود. کار من بیشتر معطوف به ارتباط با مدیران بود؛ مدیرانی که به ظاهر دوستداشتنی و بدون دردسر به نظر میرسیدند اما در پسِ ماجرا بسیار زیرک و گمراهکننده بودند. نظم و پاکیزگی در محیط کمرنگ بود و معاونان به دلیل کمبود دانش، تنها به پیروی از مدیران بسنده میکردند.
برای من همکاران خیلی پرانرژی و فعال هستند و به شدت در زمینه فروش هاستینگ تجربه دارن. فضای کار امن و باصفاست، طوری که به راحتی میتونم کارم رو انجام بدم. همیشه فرصت وجود داره تا تو مهارتهای فروش و جنبههای فنی پیشرفت کنم. مدیرها به دغدغههام گوش میدن و عموماً دنبال راهحلهای عملی هستن تا مشکلات رو سریعتر برطرف کنن.
دوست داشتم تجربهام از کار در تعالی پروژه دهگام را با صداقت بیان کنم، اما به طور کلی محیط آنجا رضایتبخش نبود و خیلی از جنبهها ضعف داشتند. اصولاً تعطیلات رسمی هم به کار مشغولم میکردند و فضا پر از حاشیههای بیربط به وظیفههای کاری بود. مدیران و مدیران میانی از نظر حرفهای بودن جای بحث داشتند و اکثر کارکنان از قبل تجربهای متفاوت داشتند که به کار ربطی نداشت. حقوق پایین بود اما توقعات بالا بود، و به طور خلاصه اگر امکان داشت با خیال راحتتر میشد در خانه ماند.
مصاحبه محل کار من را خیلی ناخوشایند کرد؛ جلسهٔ دوم با مدیرعامل بود و آنقدر فضای سنگین و سرد بود که ترجیح دادم کمحرف بزنم و هر چه زودتر از آنجا بیرون بروم. در همانجا یک خانم معروف که دوستانم از او تعریف کرده بودند حضور داشت، اما اوضاع آنجا به گونهای بود که احساس میکردم امنیت ندارم و فضای روانی برایم ترسناک است. صدای من را ضبط میکردند و در ابتدا گمان کردم حالت و ژست من را میسنجند، اما به مرور فهمیدم رفتارهاشان خیلی خشک و بیجان است و جو کلی آنجا نسبتاً منفی است. بعداً در اینترنت بعضی تجربیات دیگران را خواندم و متوجه شدم قضیه از چه چیزی نشأت میگیرد. امیدوارم خدا به خوبیها پاداش دهد و به هدایت کسانی که رفتار نامناسب دارند کمک کند.
دوست عزیزی که میخوای بری توی این مجموعه مشغول به کار بشی اینو بدون که تحت هیچ شرایطی توی این مجموعه چیزی به نام امنیت شغلی نداری و شده باشه چند سال هم سابقه ی کار داشته باشی خیلی راحت باهات خدافظی میکنن و اطلا هم به شرایط مملکت نگاه نمیکنن و فقط و فقط خودشون برای خودشون مهم هستن
اگر امتیازها صفر داشت حتما همه رو صفر میزدم حتی ارزش ۱ هم ندارن حواستون به قرارداد باشه اگر خدایی نکرده تصمیم به کار در این شرکت بی لیاقت داشتید حتما از قراردادتون عکس بگیرید چون اجازه کپی ازش ندارید دوتا قرارداد میبندن تا در انتها مبلغ تسویه پایین بیاد پس حتما دقت کنید نکته بعد اینکه ارزش یه منشی ساده از یه کارشناس ارشد بالاتره پس خودتونو برای تحقیر توسط مدیریت آماده کنید چون ارزش منشی حتما بالاتر از هر کسیه حالا امتیازای قشنگ این شرکت بیخود مدیریت از دانش گرفته تا عمل = صفر حقوق و مزایا = صفر ارزش برای کارمند کارآمد = صفر اخلاق و تعهد = صفر ارزش دادن به کارمند خاله زنک و معلوم الحال = بیست تصمیمات بی منطق = بیست پرورش افراد دروغگو و زیرآب زن = بیست پروژه های ناتمام که امتیازش ۱۰۰ 😂 در واقع یه محیط کاملا مناسب برای افراد بی تعهد و بی تخصص و بی ارزشه نا گفته نمونه کارمندای خوب زیاد داره ولی همه به ناچار و با اذیت مشغول کار هستن متاسفم برای وقت و عمر و تلاشی که کارمندای خوب برای این شرکت نالایق میذارن
اولا که سه تا مدیر داره نه یه مدیر که طبق سلایق شخصی خودشون بدون هیچ منطقی تصمیم میگیرن ، قراردادها ۳ ماهه بسته میشه و هروقت دوست داشته باشن بدون اطلاع رسانی اخراج میکنن ! دوقرارداد میبندن که مالیات کمتری به تامین اجتماعی بدن که این موضوع موقع تسویه به ضرر کارمند میباشد ، واحدا با هم هماهنگ نیستن و زیر بار مسئولیتشون نمیرن که این موضوع بخاطر سو مدیریته ، واحد مالی حتما حتما یه سوگلی داره که مدیر مالی تصمیماتشو بر اساس نظر اون میگیره و همه شرکت یه جور ضایعی اینو میدونن ، سوگلی به کارمند چندین ساله و حتی مهندسین ارشد ارجعیت داره ! خلاصه اینکه جای جالبی برای کار نیست
به هیچ عنوان شرکت رمیس رو توصیه نمیکنم. اگر وارد این شرکت شدید فقط به چشم کار پروژه ای بهش نگاه کنید چون اصلا امنیت شغلی ندارید. امسال کاهش نیروهای شرکت جز برنامه هاشون بود ولی خیلی غیرانسانی جنگ رو بهونه کردند و نیروها رو توی شرایط جنگی تعدیل کردند حتی کسایی که سالهای زیادی توی رمیس بودن چون در این شرکت نیروی انسانی اصلا اهمیتی نداره و وقتی نوبت پرسنل میشه بودجه ندارن ولی به مناسبت های مختلف برای همسر مدیرا هدیه ارسال میشه. وقتی کار دارن نیرو میگیرن وقتی کارشون تموم میشه یه واحد رو منحل و تعدیل میکنن. حتی یک نفر از منابع انسانی تماس نگرفت همدردی کنه یا حرفامونو بشنوه، فقط یه ایمیل خداحافظی و اعلام رسمی تعدیلی زدن. وقتی بخوای استعفا بدی باید یک ماه زودتر اعلام کنی اما خودشون تعدیلی رو دو هفته قبلش اعلام کردن. متاسفم برای این شرکت که فقط شوآفه.
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
در اینجا فضا آرام است و با همکارانِ باادب روبهرو میشوم. کسانی که کنارت هستند معمولاً حرفهایاند و فرصت خوبی برای یادگیری و کسب تجربه به من میدهند. اما مدیران اصلاً برنامهریزی منظمی ندارند؛ تصمیمات هر روز تغییر میکند و اعتبارشان تا روز بعد باقی نمیماند؛ بهطبع کار بیشتر شبیه مدیریت سنتیِ یک رستوران است. اگر دوست داری مثل یک آچارفرانسه که هر روز کارِ متفاوتی به عهدهاش میافتد باشی و به دنبال برنامههای بلندمدت یا نتیجههای پایدار نباشی، اینجا جای مناسبی است.
پس از مدتی کار در استارتاپی که فکر میکنم دیگر وجود ندارد یا حداقل دفتر حضوری ندارد، تجربهام را میگویم. آن زمان شرایط شرکت واقعا خوب بود و حالا که به گذشته نگاه میکنم، یاد آن روزها و فضای کاریشان میفهمم که چه طور بود.
شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجهاش را بهصورت واقعبینانه روایت میکنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژههای نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمیگرفتند. پس از فارغالتحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پارهوقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمیشود، حال آنکه میدانستند رزومهام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تماموقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوالهای نرمافزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روانشناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفتهاند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیریهایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار میگذارند. در نهایت حس میکردم شرکت ادعا میکند شایستهسالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلبها را هدر میدهند. تنها نکتهی مثبت، رفتار مصاحبهکنندهها و نظم در زمانبندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.
سالها تجربهای از حضور در این مجموعه دارم و دوباره برای فرصت تازهای به مصاحبه آمدم؛ آنها با وجود آشنایی قبلی، سوالات را تکرار کردند تا مطمئن شوند واقعاً دنبال پیشرفت هستم و اگر لازم باشد مرا راهنمایی میکنند تا به اهدافم برسم. انتظار دارم امتیازات بر مبنای بازههای سهماهه افزایش یابد. تیم در حوزههای معماری، مطالعات، آموزش و آیتی واقعاً حرفهای است و احساس میکنی تنها نیستی؛ آنها از رشد من حمایت میکنند و اگر دنبال توسعه باشی، جای مناسبی است. برایشان نظم و کار گروهی اهمیتی بالا دارد و روش جالبی برای حفظ نظم دارند که حتماً در جلسه مصاحبه توضیح میدهند.
سلام. میخواهم تجربهای از زمانی در گروه ای اچ جی اچ را بازگو کنم که به نظرم نشاندهنده فاصله بین تصویر بیرونی شرکت و واقعیت داخلی بود. هرچند همکارم میگفت نظرات خوانده میشود و هدف چیزی جز منحرف کردن ذهنها نیست، اما واقعاً دیده بودم که فضای کارگاه و کارخانه از جو دفتر مرکزی تفاوت زیادی دارد. بنابراین با اعتمادبهنفس، نباید از اوضاع مجموعه تعریف کلی کرد و گفت همه چیز رو به راه است؛ چرا که وضعیت به این شکل نیست. اگر تا آن موقع واقعیتها را دقیق درک میکردم، متوجه میشدم قائممقام مجموعه بهخاطر چند نفر از همکاران که همگی مشخصاند چهطور تغییر کرده و در حال حاضر یک معاون جدید روی کار آمده است. از مزایای کار هم به جز نوشیدنی رایگان چیز خاصی نبود.
بهرغم علاقهمند بودن به مسیر حرفهای خودم، تجربهام از کار در این شرکت چندان مثبت نبود. به نظرم اینجا پر از حاشیه است و گاهی مدیران بدون اطلاع قبلی بیمه را ثبت نمیکنند و با صراحت یا انعطاف کمی برخورد میشود. همچنین، فرصتهای رو به رشد برای من به عنوان برنامهنویس چندان فراهم نیست.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.