من با بخش منابع انسانی شروع کردم و اوضاع دستکم روشن و آرام بود. فردای آن روز جلسهای داشتم با مدیر ارشد مربوط به پوزیشن که برخوردشان بسیار حرفهای و دقیق بود. یک نصیحت هم داشتند: صادق بمون و خود واقعیات باش.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
باورم نمیشد وقتی وارد واحد تحقیق و توسعه شدم، با چنین فضایی روبهرو بشم. اوضاع بازار اگر رقابتی بود، قطعاً این مجموعه با این سبک مدیریتی و نحوهٔ انتصابات هیچ تعادلی پیدا نمیکرد. هر واحدی رو که نگاه میکردی، اکثر مدیران تازهکار و بهظاهر پسکوچهای بودن؛ وقتی منافع شخصیشون به خطر بیفته، خیلی سریع نشان میدادن که واقعاً دنبال چه هستند. یکی از بزرگترین دغدغههای من وجود مدیر تحقیق و توسعه است که ظاهرًا رفتارِ شارلاتانگونهای از خودش به نمایش میگذارد؛ واقعاً مشخص نبود چه معیارهایی برای آوردن این افراد به کار داشی. نه مدیریتی دقیق و برنامهریزیشده، نه سواد ثابت و روشن، و نه حتی توانایی صحبتِ شستهرفتهای داشتند؛ انگار هر سال تنها یک جلسه برگزار میکنن، حرفی میزنن و بعد دوباره میرن، بدون پیگیری و اقدام ملموس. از همان برخورد اول مشخص بود با شخصیتِ کاذبی روبهرو هستی؛ حرفهاش بیشتر تظاهر و دور از واقعیتاند. رفتار و طرز فکرش هم بهغایت نابسامان است و توضیح دقیقِ بیشتری نمیخواهم بدهم. در چنین محیطی، افراد درستکار و بااخلاص دوام نمیآورند و آنهایی که با لابی و بازیهای ناسالم بالا میآیند، به جایگاه میرسند؛ و واقعاً بهنظر میرسد صلاحیتِ آنها زیر سوال است. ترکیب ریاستها هم وضعیتِ نامطلوبی دارد: بیبرنامه، مسئولیتناپذیر و گاه بدون سابقهٔ فنی یا پروژهای که تائید کند لایقاند. هر روز وارد اتاقهای شیشهای میشدند، چند جلسهٔ بیمعنی برگزار میکردند و میرفتند؛ کارِ واقعی کجا و زدوبند کجا. برخی هم ادعا میکردند آنور آب تجربه داشتهاند و الان استاندارد هستند، با خاطرات خارجی که اغلب فیک و بیپایه است. خلاصه اینکه فضا پر از ریا و پوچی است و آدمهایی که فقط بلدند نقش بازی کنند در اینجا ماندگارند.
سلام وقتتون بخیر مصاحبه انجام شد بنده رو به زور به دلیل عدم امضای قرارداد از شهرستان به تهران کشوندن ساعت ها از شعبه به شعبه دیگر ارجاع دادن و پس از اخذ قرارداد بعد از برگشت به شهرستان قرارداد رو بدون هیچ دلیل منطقی فسخ کردن و ادامه همکاری صورت نگرفت زمان و هزینه ای که برای این سفر کارمندی مثل من پرداخت شد بسیار گزاف بود برای مدیریت این شرکت متاسفم
سلام وقتتون بخیر من برای این شرکت رزومه فرستادم قبول شدم از بنده سفته ۱۰۰ میلیونی خواسته شد ولی با حقوق ناچیز اداره کار و از شهرستان باید تهران میرفتم اما هیچ رو نوشتی از قرارداد برای من ارسال نشد و اصرار به امضای قرارداد به تهران پس اینکه آماده حرکت شدم پیام دادم تا ساعت امضای قرارداد رو بپرسم به من گفته شد به دلیل عدم اعتماد شما به شرکت ما نمیتوانیم شمارو قبول کنیم آخه چه اعتمادی؟ حتی رو نوشت قرارداد ارسال نشد تا من سفته ۱۰۰ میلیونی رو تحویل بدم!!!! مدیران تهران اغلب به زمان و تایمی که کارمند از شهری به شهری دیگه میزارن رو بی ارزش میدونن و اهمیتی نمیدن تجربه فوق العاده بدی برای من رقم خورد
ببینید اول میگن ساعت 1 بیا بعد خیلی تاکید که سر وقت بیا بعد میری نیم ساعت معطل میشی میری مصاحبه اصلا فنی حرف نمیزنن از نظر فنی بسیار ضعیف من معمولا مصاحبه نمیرم برای کار ثابت فریلنسرم خداروشکر اوکیه وضعیت برای فان رفته بودم چون 100 متر با خونمون فاصله داره گفتم ببینم چجوری که فاجعه بود مصاحبه از سوالات شخصی که چنتا خواهر برادر داری تا نقاط قوت و ضعفت چیه جمع کنین بابا تو ایرانیم بعد برای چی مارو انتخاب کردین منم گفتم چون نزدیک بود به خونمون بعد همون روز گفتن بیرون وایسا برای مصاحبه دوم منم گفتم یه آبی چایی عنی بدید گرمه به زور یه لیوان آب تو لیوان پلاستیکی دادن بعد همه اونجا کراوات و لباس یه شکل برای یه شرکت نو نیم که حداقل از هنر چیزی نمیفهمه زیاد گه میخورن خلاصه مصاحبه دومم هم واینسادم کلا یه اتاق مصاحبه داشتن 5 نفر اومده بودن مصاحبه مردم مگه ک.ی.ر شمان؟؟ دیگه به اون منشی دم در گفتم من رفتم گفت چرا گفتم مسخرتونم مگه نیم ساعت معطل شدم برای مصاحبه نیمساعتم بمونم برای دومی
سلام وقتتون بخیر شرکت خوبی بود منتها بی نظمی در اون موج میزد تمام افراد تیم برای خودشون کار میکردن و مدیریت فوق العاده ضعیف
سلام شرکتی رها شده، بی مدیریت که با پول فراوان رانت زیادی به دست آورده مدیر عامل شرکت های زیر مجموعه را رها کرده و فقط در کشور های خارجی سیر و سفر میکند و مدیران انبار ها و شعبات به همراه سرپرستان در حال حکومت به کارگران بیچاره و تحت فشار قرار دادن ناعادلانه آنها به جای خدمت کردن به شرکت، در حال ایجاد حکومت دیکتاتوری و تامین منافع شخصی و چپاول شرکت هستند از جمله آقایان کردی، صادقی، خوش کلام، موسوی و ... حقوق پایین، قرارداد ناعادلانه و غیر شفاف، برخورد سلقیه ای مدیران، پاسخگو نبودن در هیچ زمینه ای، نداشتن بازرسی و حراست، نداشتن صندوق انتقادات و پیشنهادات، نداشتن ارتباط مستقیم کلیه پرسنل با مدیر عامل شرکت و یا معاون یا حتی مسئول دفتر آن باعث شده که مدیران داخلی بشدت تندرو، بی عمل و بی پروا باشند و با سو استفاده از جایگاهشان حق را ناحق و فشار روانی زیادی به پرسنل وارد کنند و دائما کمکاری خود را با فشار روانی از کارگران طلب کنند. تمامی نیرو های حاضر در بخش انبار و پخش از وضعیت موجود ناراضی هستند و تعداد کمی به عنوان مزدور در اطراف مدیران و سرپرستان از موقعیت سو استفاده میکنند
خیلی محیط خوبی بود. اول در اتاق انتظار یه فرمیدرباره خودم پر کردم. با مدیر مستقیم دیجیتال مارکتینگ صحبت کردم و ایشون با احترام ازم سوالاشون رو پرسیدن. بعد به دیدار مدیرعامل رفتیم تا ایشون هم تایید کنن. بعد از اون سرپرستم رو دیدیم و ایشون هم خیلی محترمانه برخورد کردند. محیط خوب بود و همه با احترام رفتار میکردند
برای کارشناس ارشد منابع انسانی رزومه دادم و تایید اولیه شد ۴۰ روز بعد ساعت ۷ غروب تماس کرفتن و مصاحبه انلاین برای چندروز بعد ست کردن بعد گفتن تو بله لینک میفرستیم که تا ۱ ساعت قبل مصاحبه نفرستادن خلاصه راس ساعت انلاین شدم اما دیدم کسی داخل روم نیست پیگیری کردم بعد از ۱۰ دقیقه یه خانم ا.پ که خودش به اصطلاح کارشناس شریک تجاری بود انلاین شد نکته اینکه درست نیست کسی که سطح پایین تر و تجربه غیر مرتبط و سطحی نسبت به اون شاخه داره برای مصاحبه انتخاب میشد .بعد از سلام علیک گفتن نت شما ضعیفه منم گفتم یکبار ریکانکت کنم البته این روزا هم که مشکل نت همگانی و باید اینو درک می کردن که نکردن بعد از استارت دوباره دیدم رفتن از روم و باز پیگیری کردم گفتن تایم مصاحبه تموم شده و اولین فرصت دوباره ست میکنیم منم منتظر بودم تا ۲ هفته بعد ایمیل گرفتم که رد شدین !!!!! اصلا مصاحبه نکردن که بخوام رد بشم و مطمعنم اون خانم همدلی، درک عمیق و تجربه لازم رو برای مصاحبه نداشت که شاید این فرصت برای افراد مهم باشه پس با حس مسیولیت پذیری پیگیری کنن انگار یکی از افراد خوانواده خودشون باشه. پس موضوع رو حتی به مدیر منابع انسانی گفتم جالب اینکه ایشون عکس العمل خاصی انجام نداد !!! قطعا اگر اچ آر با کیفیتی داشتن حتما پیگیری میکردن تو ارزیابی اون مصاحبه کر تاثیر میدادن اما فهمیدم کلا داغونن و خوب شد قسمتم نشد برند کارفرمایی ضعیف و تیم اچ آر که نیاز به توانمند شدن داره متاسفم واقعا یوقت اینجارو انتخاب کردین بدونین که اچ آری با کیفیتی بابت رسیدگی به مسایلتون وجود نداره و به دنبال نیرو باکیفیت نیستن فقط اگه باهاتون حال کنن یا اون خانم احساس کنن ظاهری شبیه خودشونی استخدامی کاملا سلیقه ای
محل این شرکت یک ساختمان نو نیم و بی نشان بود یک دفتر کوچیک تو در تو ۹۰ متری بوی غذا سوخته پیچیده بود همه جا مصاحبه با سرپرست جذب استخدام شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های درخور بدم چون مهارت تخصصی خودم این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست تا کسی که تازه کاره رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن افراد کم تجربه در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یک جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست کاملا واقعیت رو بیان کردم هرچند با برداشتی که کردم قابل پیش بینی هست که بعد از این کامنت خودشون کامنت فیک بزارن و شروع به تعریف تمجید از خودشون می کنن
اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم فاجعه تمام عیار!! اینهمه تجربه کاری داشتم همچین چیزی ندیده بودم اصلا شبیه چیزی که نشون میدن نیستن کلا شرکت روی هواست نه حقوق شبیه چیزیه که توافق میکنی نه رفتار منابع انسانی به شدت استعفا و تعدیل دارن و هرکی میاد اینجا سریع میره منم دنبال کار هستم زودتر خارج بشم از این محیط وقت و انرژی خودمو هدر دادم متاسفم براشون
یک عالمه وعده و وعید مثل بیمه تکمیلی دادن که محقق نشد، حقوق و مزایا رو تا حد ممکن میپیچونن، قرارداد رو یک مدت بعد از کار در نو نسخه متفاوت برای پیچوندن مالیات مجبور میشین امضا کنین چون اولش خیلی چیزا رو نمیگن، روی حقوق اضافه کار خیلی چیزا اصلا حساب نکنین در حالی که انتظارشو دارن و اگه یک مقدار تحقیق کنین میبینی که خیلیا از این شرکت خارج شدن، از جمله مدیر منابع انسانی، اصلا انتقاد پذیر نیستن و هیچ جوره روی حرف مدیر امل حساب نکنین چون معلوم نیست اصلا مدیر کیه. بیمه طبق حقوق درخواستی نیست که باعث میشه خیلی از مزایا رو از دست بدین، حقوق در دو مرحله و به اسم های متفاوت واریز میشه که نتونین شکایت کنین
شرکت شیمی کاران سهند را تجربه کردم. پشتیبان نرمافزار بودن برای این سازمان به مرور فهمیدم که اتوماسیونِ فروشرفته به ارگانها پر از ایراد و منوهای درهمبرهم است و کار پشتیبانی از همان نرمافزار هم با مشکلاتی فراوان همراه بود. ابتدا باید ماهها زمان بگذاری تا به این سیستم عادت کنی، انگار درسِ هشت واحدی خواندهای اما آنچه یاد میگیری عملاً در جای دیگر به کارت نمیآید. فرض بر این بود که پشتیبانی جواب تلفن بدهد و مشکلات مشتری را برطرف کند، اما فرایندِ صدپلهای ساختن برای هر مشکل را تجربه کردم؛ دفترچهای که باید بنویسی تا بگویی چه کار باید کنی و به چه کسی ارجاع بدهی، و این روالها گاهی ناگهان تغییر میکرد و هیچکس به تو خبر نمیداد. ناگهان بالادستی از تو میخواست بابت کارها توضیح بدهی و با تحقیر روبهرو میشدی. حقوق واقعاً پایین بود. در ابتدا میگفتند کارانه وجود دارد تا حقوقت بالاتر برود، اما سه ماه اول هیچ کارانهای پرداخت نمیشد یا مبلغی ناچیز بود. گاه میدیدم که فقط برای موارد خاصی کارانه تعریف میشود که مدیران میدانند اما به تیم توضیح نمیدادند. رفتار مدیران سلیقهای و نامناسب بود و کیفیت کارِ من و همکاران برایشان اهمیت چندانی نداشت. کسانی که دوست داشتند، با آنها برخوردِ مطلوب میشد و مزایا میگرفتند؛ اما سایرین حتی با وجود توانایی، مورد اذیت قرار میگرفتند. آموزش نیروهای جدید بر عهده تیمِ قبلی میافتاد و این فشار را دوچندان میکرد چون اکثر افراد بعد از مدت کوتاهی میرفتند و وظیفه آموزشِ مداوم بر عهده ما بود. شیفتها و محل کار ثابت نبود؛ ممکن بود هفتهای یکی تا سه روز یا حتی یک ماه پشتِ سر هم سرِ سایت مشتری باشی و هزینه رفتوآمد را خودت باید بدهی؛ گاه فقط بخشی از این هزینهها را محاسبه میکردند و باز هم بهطورِ کلی سلیقهای بود. اضافهکاریِ اجباری هم بسیار بود و با حقوقِ قراردادِ پایین، محاسبهاش چندان عادلانه نبود. گاهی به عنوان نیرویِ مقیمِ مشتری شناخته میشدی و باید جای کارت را عوض میکردی، رفتوآمد و ساعات کار بالا میرفت ولی حقوق تغییر نمیکرد. هر سال وعده میدادند که آموزش فنی مثل لینوکس ارائه میکنند، اما واقعیت این بود که باید خارج از زمان کاری و با هزینهٔ شخصی کلاس میرفتی تا شاید بتوانی وارد تیم فنی شوی. سو مدیریت و فشارِ کاری شدید هم بهشدت محسوس بود.
مدوسا دکور یکی از جاهای عجیب و بد بود برای کار کردن. داستان از همون اول بوی نامطبوع کارخانه اذیتم میکرد و هر چی فاسد و دورریز بود مثل این که به چشم مسئولان ضایعات محسوب نمیشد. ساعات کار رسمی که بهمون میگفتن بین ۷:۴۵ تا ۱۷:۱۵ بود، اما به طور عملی تا حدود ساعت هفت شب باید مینشستم. محیط کار سنگین و پرتنش بود و اکثریت کارها ایستاده انجام میشد؛ زنان هم با حمل سبدهای سنگین روبهرو بودن و هیچ تفکیکی بین مرد و زن صورت نمیگرفت. حقوق هم کمتر از چیزی بود که انتظار داشتم. روز اول هیچ توضیحی درباره این که اگر زیر هفت روز کار کنم حقوقی تعلق نمیگیره داده نشد؛ من بعد از پنج روز که تسویه کردم، وسایلم رو تحویل دادن و گفتن چون زیر هفت روزه حقوقی ندارم. وقتی اعتراض کردم، با بیاحترامی از مجموعه بیرونم انداختن. واقعاً آدمها کمتر از دو سه روز دوام نمیتن؛ همون اول کار یه نیرو جدید پیدا میکنن و نیروهای قدیمی هم به ندرت پیدا میشن.
برای من اولین تجربهی حضوری کار، چیزی فراتر از انتظار بود و خوشحالم که با چنین موقعیتی آغاز شد. فضای تیمی در آنجا خیلی جدی و دقیق بود: پس از اینکه ما کد را مینوشتیم، تیمی سهمرحلهای از تستها وارد میشد و هر نوع باگی را پیدا میکردند—حتی خطاهایی که در بسیاری از محیطها به آنها بهعنوان باگ برچسب زده نمیشد. همهچیز با دقت و وسواس بررسی میشد و من هم طرفدار این رویکردم که کار را درست و تمیز تحویل بدهم.
برای من اینجا کار کردن تجربهای قابل اعتماد و رضایتبخش بوده است. دو سالی است که در ویستا کار میکنم و با وجود اظهار نظر همکاران درباره حقوق پایینتر، من تفاوت فاحشی نسبت به شرکتهای بزرگ نرمافزاری احساس نمیکنم و گاهی حتی حقوقهای برخی شرکتهای گمنامتر از اینجا هم میتواند بیشتر باشد. اما واقعیت این است که فرهنگ کار در این مجموعه واقعاً مطلوب است و وفاداری بین تیم بالا است. امنیت شغلی هم وضعیت خوبی دارد و لازم نیست همیشه بابت تمدید قرارداد استرس داشت. محیط کار برای یادگیری فراهم است و به طور مداوم چیزهای جدید یاد میگیرم و ارتباطاتم بهبود پیدا میکند. من اینجا را به دیگران توصیه میکنم و خودم نیز حس خوبی دارم، گویی در کنار خانواده کار میکنم.
من تجربه کار در واحد آموزش دارم حقوق در ماه های اول کمتر از وزارت کار بود.ساعت کاری بیشتر از قانون کار بود ولی اضافه کاری پرداخت نمیشد.بیمه هم چند ماه برام رد نکردن.در آخر هم چهار ماه حقوق ام رو ندادن و تسویه حساب هم کامل انجام نشد.آیا میتونن اینکارو بکنن؟ بله میتونن. همین طور که تونستن نظراتی که قبلا در ویکی تجربه بود رو پاک کنن خیلی عجیبه من قبلا چند تا نظر منفی خونده بودم ولی الان هیچکدوم نیست!!!
برای چهار سال کنار این مجموعه بودم و روزهای پرتلاشش برای من تجربهای پر از رشد بود. آدمهای بااستعداد زیادی در آنجا حضور داشتند و واقعاً فضای حرفهای و انگیزهبخش را میساختند. برای دوستانی که دنبال کار هستند، آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم راهی برایشان هموار شود.
در این شرکت فضای کار بهطور مداوم پر از وعدههای پوچ مدیران بود و حس میکردم که پیشرفتی وجود ندارد. مدیرعامل با نمایشهای آزاردهنده و ادعاهای غیرواقعی هر موضوعی را بهپیچانده و از پاسخگویی فرار میکرد. حقوقها معمولاً با تاخیر پرداخت میشدند و گاهی تا نزدیک به چهار ماه عقب میافتاد یا بهصورت قسطی پرداخت میشد. اگر دنبال حقوقت بودی باید آنقدر پیگیری میکردی که حس گدایی بهت دست بدهد. تیم یا شرکت همچنان با فناوریهای قدیمی مانند VB6 کار میکرد و پروژههایی که با زبانهای دیگر آغاز شده بودند، به دلیل ضعف در مدیریت بیشتر درجا میزدند یا کنار گذاشته میشدند. فضای کار هم بهشدت سمی و خانوادگیمآب بود؛ نه فقط فرصت رشد وجود نداشت، بلکه رشد نیز عقب میافتاد.
کار کردن اینجا برای من تجربهای بود که از خیلی جهات با انتظاراتم همخوانی نداشت. حقوقی که میدادن با کارِ واقعاً خواسته شده همسویی نمیکرد و معمولاً ازم انتظار میبردن نقش واسطه بین والدین و تیمهای مختلف را ایفا کنم. وقتی مشکلی پیش میآمد، بیش از همه نگاهها به من بود و هر دو طرف اول از من سوال میکردن یا از من نتیجه میخواستن. اگر واقعاً دوست داشتی با بچهها کار کنی، زمان آزاد زیادی داری و به دنبال پول یا پیشرفت سریع نیستی، شاید تحملشپذیر باشه. اما در غیر این صورت نه پیشرفت چشمگیری میبینی و نه تجربهای که ارزش زیادی داشته باشه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.