در طول نزدیک به سالی که اینجا بودم، تجربهام نسبتاً رضایتبخش بود و حس میکردم در جای درست قرار دارم. مدیر داخلی از همکارانش دل میسُزد و واقعاً به حرفهای تیم گوش میداد. پرداخت حقوق بهموقع بود و در برخی مواقع هم افزایش سطحی دیده شد. ناهار رایگان هم میدادند که کمک خوبی محسوب میشد. تنها نکته ناراحتکننده برای من، برخورد سرد و رسمیِ رئیس مستقیم بود و کمبود فضا برای صمیمیت در محیط کار؛ همچنین انتظار داشتند توسعهدهندگان پنجشنبهها هم در محل بمانند تا در صورت نیاز کار انجام شود، که برای من مناسب نبود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به دنبال پایان دادن به دورهای که در شرکت پیشگامان لوتوس داشتم، تصمیم گرفتم به سمت فرصت جدیدی برم و از واحد منابع انسانی و تیم فنی جدا شوم تا به کار جدیدم ملحق بشم. همه مراحل فنی و منابع انسانی رو پشت سر گذاشتم، نامه استعفا رو تقدیم کردم و طبق هماهنگیها از مجموعه قبلیم جدا شدم تا چند روز دیگه کار جدید رو آغاز کنم. اما پس از تماس از طرف شرکت، مطلع شدم همه چیز لغو شده و به دلایلی نمیتونن با من همکاری کنن. واقعاً انتظار چنین اتفاقی از شرکتی با این سطح از ادعا رو نداشتم و در نهایت تجربهای که داشتم چیزی جز آزاردهنده و ناامیدکننده نبود.
من اونجا کار کردم و با دیدگاهی صد درصد حقیقی میتونم بگم اوضاع IT خیلی نامنظم بود. ساختار تیم و مدیریت به نظر میرسید از کارکرد واقعی بیخبر باشند و فضای حاکم پر از چاپلوسی و حرفهای بیمعنی بود. از لحاظ حقوقی وضعیت رو به جلو نبود و همزمان کارهای زیادی با توقعات غیرمنطقی از من خواسته میشد.
من سه ماه رو کنار این مجموعه سپری کردم. در ابتدای کار همه چیز به نظر بزرگ و دوستانه میآمد و انگار وضعیت مالی شرکت هم رو به رونق بود؛ حقوق بهموقع میدادن، ساعتهای کاری پالایششده بود، بیمه تکمیلی داشتند و کارت هپی هم وجود داشت. اما به مرور فهمیدم جابهجایی نیروها زیاد است و برخی حساسیتها وجود دارد که در همان اوایل مشخص نمیشود؛ از جمله کنترلهای مداوم و اهمیت حضور پشت میز و کم حرف زدن. حتی با وجود عملکرد خوب، اگر این اصول در آغاز رعایت نشود، شرکت نسبت به شما حساس میشود و ممکن است با شما برخورد کند. از سوی دیگر، اگر چند سالی در کنارشان بمانی، روابط عاطفی نسبت به تو شکل میگیرد و دوست ندارند از دستت بدهند، اما معمولاً با پیشنهاد حقوق بالاتر موافقت نمیکنند. در این سه ماه دائما تغییر نیروها را شاهد بودم؛ کارکنان قدیمی میرفتند و نفرات جدید جایگزین میشدند.
یکی از بدترین شرکت ها محیط سم وحشتناک همه دنبال خاله زنکی متاهلا همه دنبال خانم بازی حتی تو لول مدیران البته تو ظاهر خودشون مذهبی و کار درست جلوه نیدن اما در اصل میپرن تو دایرکت اینستا و روابطو… پیش یکی از سمی ترین ها ع.خ کار میکردم مدیر توسعه که قشنگ باند بازی داره ینی هرکی بیشتر پاچه خواری میکرد جا داش و افراد واقعا با استعداد اصلا راه نمیداد تو تیمش بودم هرچی بگین دیدم از این ادم شوخی های جنسی با خانم ها دعوت به باغ قلیون… ادم بی سواد بی لول خودش فارسی به زور حرف میزد توقع داشت یکی که میاد تافل داشته باشه کلی محصول با تظر ایشون تولید شد که ایراد برندی داشتن و حجم بالایی اسپری مایع دسشویی و… پالت پالت مرجوع میشد و همش ضرر اما هیچکسی چیزی بهش نمیگفت بخاطر همون باندبازیاش این ادم با دیپلم و پاچه خواری رشد و فقط سابقه طولانی که داشت رشد کرد نه صلاحیت و این فرهنگو ادامه میده
کار کردن تو ایران ایرتور در مجموع برای من لذت بخش بود. نقطه عطفی بود که اونجا بسیار یاد گرفتم و در بعضی موارد هم تونستم چیزهای جدید زیادی تجربه کنم. از مدیریت خود دپارتمانمون واقعا خاطرات خوبی دارم از همکارانم هم همینطور. محیط در مجموع طوری بود که همه برای بهتر شدن پروژه تلاش می کردن. اونجا یه طورایی محل امن منه که روزهای سختی هم توش داشتم و می دونم در بعضی موارد افراد کارشون رو درست انجام نمیدادن یا به افراد دیگه بهای بیشتری داده میشد. ولی به نظرم نقاط مثبت بیشتره و خوشحالم از چهار سالی که اونجا کار کردم.
من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهمترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهینآمیز یا غیر حرفه ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه ای قابل قبول نیست. گرچه نمی خوام وارد جزئیات ناراحتکننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبهرو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفهای تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.
رفتار بد سرپرست ها و مدیران عدم هماهنگی در کارها حجم کار فوق العاده بالا حقوق و مزایا خیلی کم ( پایین تر از وزارت کار عملا ) ساعت کاری متغیر هست و مواقعی که از قبل برنامه ریزی انجام شده برنامه تغییر میکنه آپدیت ها و تغییرات کاری یهویی و بی برنامه بودن در طول مدت قرارداد حقوق به صورت ساعتی هست و نه ساعتی که درگیر فرآیند کار هستی صرفا ساعتی که دقیق داخل تماس بودی با دانش آموز که خب در طی روز اگر 12 ساعت وقت بزاری حدود شاید 8 ساعت خروجی ازش دربیاد که میشه ساعت کاری وزارت کار عملا بیشتر کارش توی عصر هست که دانش آموزا مدرسه نباشن و تعداد خیلی کمی هست که صبح باشه تماس هاشون مشکلات کاری و قطعی سامانه و خیلی موارد هست که رسیدگی نمیشه و نیرو ها معمولا شاکی هستن ولی هیچ تاثیری نداره و هر دفعه اعتراض بکنی میگن سفته ات رو میزاریم اجرا و جریمه ات میکنیم و فلان اگرم خیلی خیلی نیروی خوبی باشی همینطوری نگاهت میکنن میگن خب همینه که هست و دیگه قرارداد بعدی رو خب امضا نکن و اصلا احترام گذاشتن معمولی رو هم بلد نیستن واقعا و همش تیکه میندازن توی موقعیت های مختلف و نگاه از بالا به پایین دارن به پشتیبانان اکثر کار به صورت دورکاری هست ولی طبق خواسته اونا هست یعنی تعطیلات رسمی عید نوروز همه اینا باید کارشون انجام بشه و اهمیتی براشون نداره 1 روز باید هر هفته به صورت حضوری اومد داخل خود موسسه توی میدان فردوسی تهران
یکی از غیر حرفه ای ترین سازمانهایی که باهاشون کار کردم، چه از لحاظ مدیریت منابع انسانی، چه از لحاظ پروسه های کاری در روند پیش برد وظایف. از همون اول on boarding بسیار ضعیفی داشتن. یه داکیومنت ناقص دادن که خودت بخون. روز اولی که وارد شرکت شدم اصلا سیستم نداشتم و دیوار رو تماشا می کردم. بسیار کنترل گر هستن در حدی که مدیر محصول از ما می پرسید مرخصی برای چی می گیرید. و اینکه علاوه بر دوربین شنود هم داره شرکت. وضعیت اینترنت شرکت هم که بماند بعضی اوقات انثدر بد بود که هات اسپات می کردیم به گوشی خودمون. مافیای زیادی هم وجود داره هر چقدر به مدیران رد بالا نزدیک باشی امنیت شغلی داری در غیر اینصورت دائم باید نگران تعدیل باشی. از اول سال 1405 هم که اوضاع با توجه به جنگ نابود شد ایویز با شنیع ترین حالت ممکن و تخریب منابع انسانیش ازشون خداحافظی می کرد و همچنان هم تعدیل در این شرکت ادامه داره. فضا هم تا حد خوبی مذهبی هست طوری که هر کس نمی تونه آزادانه عقاید خودش رو داشته باشه. موقع خداحافظی هم طوری که انگار دزد گرفتن سه نفر به همراه خود مدیر عامل اومدن لپ تاپ من رو ازم گرفتن. من به شخصه کار کردن تو این شرکت رو به هیچ کس توصیه نمی کنم.
تجربه کاری من در این مجموعه یکی از بدترین تجربههای حرفهایام بود. محیط کار کاملاً سمی و پر از استرس بود و به جای ایجاد فضای همکاری، فشار و تنش دائمی وجود داشت. مدیریت مجموعه رفتار حرفهای نداشت، برخوردها اغلب با بیاحترامی و بددهنی همراه بود و کوچکترین ارزشی برای کارکنان قائل نمیشد. حجم کار بسیار زیاد بود و انتظار میرفت حتی در شبها، آخر هفتهها و ایام تعطیل نیز بدون در نظر گرفتن تعادل بین کار و زندگی در دسترس باشیم. با وجود این حجم از مسئولیت و فشار، حقوق پرداختی در حد پایه و به هیچ عنوان متناسب با میزان کار و انتظارات نبود. وعدههای مختلف نیز در عمل محقق نمیشد و هیچ برنامه مشخصی برای رشد، آموزش یا پیشرفت کارکنان وجود نداشت. یکی از نکات قابلتوجه این بود که در کمتر از ۶ ماه، نزدیک به ۱۰ نفر از کارکنان این مجموعه از آن جدا شدند. از دید من، بخش قابلتوجهی از این جابهجاییها با مشکلات مدیریتی و نحوه برخورد خانم محمودی همزمان بود. رفتارهای غیرحرفهای، لحن نامناسب و فضای پرتنش باعث شده بود بسیاری از کارکنان تمایلی به ادامه همکاری نداشته باشند. این میزان بالای خروج نیروها، به نظر من، نشاندهنده وجود مشکلات جدی در محیط کار و شیوه مدیریت بود و تأثیر مستقیمی بر انگیزه، آرامش و رضایت کارکنان میگذاشت. در مجموع، اگر به دنبال محیطی حرفهای، محترمانه و با مدیریت اصولی هستید، این مجموعه انتخاب مناسبی نیست. امیدوارم این تجربه برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد و بتوانند با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند.
مدت کوتاهی است که اینجا کار میکنم و در کل فضای کار چندان بد نیست، اما واحد منابع انسانی را مشکلی عمده میدانم. گمان میکنم آنها همیشه دنبال برنامهریزی و کنترلاند و با چند نفر از همکاران در قالب نقشهای دورکاری مینمایند که حسابی برایم آزاردهنده شده است. به نظر میرسد وقتی از منابع انسانی صحبت میکنم، انگار با منابع غیرانسانی روبهرو میشوم؛ کند و بیحال و عملاً بیفایده بهنظر میرسد.
مزخرفترین شرکتی که میتونی توش کار کنی مدیر عامل و معاونش هر دو روان پریش اگه برای خودت ارزش قائلی هیچوقت نروووووووووو
تو اون ۶ ماهی که تو شرکت بودم، واقعاً محیط شرکت رو دوست داشتم. همکارها بهشدت خوب بودن و یکی از بهترین بخشهای این تجربه برای من بودن. مدیرعامل هم ۳ روز مهربونه، ۴ روز عصبیه! 😄 هر کاری داشتید، تو همون ۳ روز مهربونیش بهش بگید. بهنظرم نقطهضعف شرکت، بخش منابع انسانیشه که انگار تو آسموناس! مثلاً باهات خداحافظی میکنن، ولی خودت تازه یه ماه بعد میفهمی. غیر از این، حقوق همیشه بهموقع پرداخت میشد و این شرکت خیلی تو پیشرفت کاری من تأثیر داشت. در آخر هم از مهندس فروغی بابت فرصتی که بهم دادن و چیزهایی که یاد گرفتم، خیلی ممنونم.
به شرکت کارتن گسترش پیوستن برای من تجربهای پرتنش بود که تعادل کار و زندگی در آن به کل از بین رفته بود. انتظار داشتن از صبح تا ساعات پایانی شب در شرکت حضور داشتم چون ددلاینها فشار میآوردند و تقریباً دو ماه روند لانچ داشتیم؛ شبها هم باید میماندی تا از نظر مدیر فنی تأیید شود که بازده کار کافی است یا نه، اما هیچوقت اضافهکاری به حساب نمیآمد. حقوق و مزایا هم شرایط معمول قرارداد را نداشت و مبلغهای مشخصی مانند ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ بهطور ثابت برای قرارداد در نظر گرفته میشد و عیدی، سنوات و بیمه هم درست محاسبه یا پرداخت نمیشد. امنیت شغلی صفر بود؛ تقریباً هر ماه یکی دو نفر اخراج میشدند و خود من هیچوقت پروفایل لینکدینم را بهروزرسانی نکردم چون انگار همواره منتظر بودند که از ماه بعد کنار بگذارندم. تنها نکتهای که خوب بود، تأکید شدید روی سبک کد بود که به بهبود کیفیت کدها کمک کرد. اما مدیران اغلب با اخم و ایجاد فضای ترس کارها را پیش میبردند. از همه آزاردهندهتر، یکی بود که مدام با سخنرانیهای پرطمطریح حرف میزد در حالی که مدیریت زندگی روزمرهاش هم به تزلزل بود و حرفهایش واقعی به نظر نمیرسید.
بعد از 7 سال سابقه کار در شرکت اینو مینویسم حقوق باهات کم میبندن و بهت وعده مزایاو شارژ اوانو ... میدن،اولش فکر میکنی تو چه شرکت بین المللی خفنی داری کار میکنی بعد کم کم میبینی فلان کسک با پارتی بازی میشه بالادستیت اگر به HR هم بگی پارتی بازی میشه تو این شرکت سخت مخالفت میکنن چه بسا اخراجتم میکنن دیدم که میگم بعد آمار خود نفرات HR رو در میاری میبینی همشون با پارتی بازی شدن HR ، در واقع سوادشو ندارن فقط با مالیدن رفتن بالا شرکت به شدت ضعف دختر داره و یکسری مدیرا کاملا هول دخترن ،درمورد مدیران خانم هم بگم که من انسان نرمال توشون ندیدم یا طلاق گرفتن و مشکل روحی روانی دارن یا به شدت فمنیستن تنها و تنها چیزی که نگهت میداره تو شرکت همکاراتن که باهات رفیق میشن اگر میخوای کار یاد بگیری و روانت سالم باشه این شرکت مناسبت نیست، اگر میخوای رزومتو آپدیت کنی شرکت خوبیه
شرکت دیتایژن فقط با پارتی و لابی مدیریت میشود و هیچ برنامهٔ مشخصی برای پیشبرد وظایف وجود ندارد. اگر در مسیر این بازیهای پشتپرده قرار نگیری، به مسیر بازندگیها میافتی، یا با حرف و تهمت مواجه میشوی. مدیران بالا ثبات چندانی ندارند و هر چند ماه بهطور پیوسته تغییر میکنند؛ با تغییر مدیران ارشد احتمالاً مدیرعامل هم عوض میشود.
من تقریباً پنج سال است که در اینجا کار میکنم. این شرکت برای من فرصتهای رشد فراهم میکند، حقوق منصفانه است و پرداختها بهموقع انجام میشود. پروژههای گروه ما هم جذاباند و در سطح ملی اجرا میشوند؛ از پیامرسانها گرفته تا سامانههای دولتی و اپهای پزشکی، که سبب شدهاند تا هنوز بهترین گزینه برای کار باشد و به دنبال جایی دیگر نباشم. با این حال، به خاطر سبک کاری و ماهیت پروژهها و اینکه من فولاستک هستم، گاهی کارها سنگین و چالشبرانگیز میشوند؛ اما با روحیات من همخوانی دارد و اذیتکننده نیست.
خوشبختانه از ورود به این تیم بینیازم میدانم که کارکردن در اینجا بهطور عملی بهعنوان وظیفهای بدون دستمزد محسوب میشود و حقوق و مزایا بسیار کم یا نامشخص است. گاهی بیمه نیز بهموقع فعال نمیشود و ممکن است برای دریافت خدمات پزشکی مجبور شوم هزینهها را خودم بپردازم. با این اوصاف، روی پروژهها و تجربههای فنی متمرکز شدم و تلاش کردم مهارتهایم را به کار ببرم.
به خاطر تجربهای که داشتم، احساس کردم زمانمو باطل میگرداندن. من با بیش از پانزده سال سابقه، همون موقع با قراردادی سهماهه مواجه شدم. فضای کار پر از توهم بود؛ در مصاحبه ازم پرسیدن چرا باید از بین همه گزینهها منو انتخاب کنن، و من پرسیدم خب بقیه کجایند که من هیچکس رو اونجا نمیبینم؟
در این تجربه، از نظر من یک کارفرما خیلی بداخلاق و فریبکار ظاهر شد که با همسرش همکاری میکرد تا به تعدادی از افراد ضرر بزند. من کارم را در دفتر کوچکی حدوداً صد متری آغاز کردم و با کمک همسر و خویشاوندانش توانستند بیش از صد نفر را گرفتار کنند. به عنوان نکتهای مهم، باید مراقب چنین رفتارهایی بود و از هرگونه ارتباط یا اعتماد بیجا پرهیز کرد. این تجربه نشان داد که باید با دقت و هوشیاری وارد بخشهای مختلف کار شویم و از رویههای نامناسب دوری کنیم.
در طول نزدیک به سالی که اینجا بودم، تجربهام نسبتاً رضایتبخش بود و حس میکردم در جای درست قرار دارم. مدیر داخلی از همکارانش دل میسُزد و واقعاً به حرفهای تیم گوش میداد. پرداخت حقوق بهموقع بود و در برخی مواقع هم افزایش سطحی دیده شد. ناهار رایگان هم میدادند که کمک خوبی محسوب میشد. تنها نکته ناراحتکننده برای من، برخورد سرد و رسمیِ رئیس مستقیم بود و کمبود فضا برای صمیمیت در محیط کار؛ همچنین انتظار داشتند توسعهدهندگان پنجشنبهها هم در محل بمانند تا در صورت نیاز کار انجام شود، که برای من مناسب نبود.
به دنبال پایان دادن به دورهای که در شرکت پیشگامان لوتوس داشتم، تصمیم گرفتم به سمت فرصت جدیدی برم و از واحد منابع انسانی و تیم فنی جدا شوم تا به کار جدیدم ملحق بشم. همه مراحل فنی و منابع انسانی رو پشت سر گذاشتم، نامه استعفا رو تقدیم کردم و طبق هماهنگیها از مجموعه قبلیم جدا شدم تا چند روز دیگه کار جدید رو آغاز کنم. اما پس از تماس از طرف شرکت، مطلع شدم همه چیز لغو شده و به دلایلی نمیتونن با من همکاری کنن. واقعاً انتظار چنین اتفاقی از شرکتی با این سطح از ادعا رو نداشتم و در نهایت تجربهای که داشتم چیزی جز آزاردهنده و ناامیدکننده نبود.
من اونجا کار کردم و با دیدگاهی صد درصد حقیقی میتونم بگم اوضاع IT خیلی نامنظم بود. ساختار تیم و مدیریت به نظر میرسید از کارکرد واقعی بیخبر باشند و فضای حاکم پر از چاپلوسی و حرفهای بیمعنی بود. از لحاظ حقوقی وضعیت رو به جلو نبود و همزمان کارهای زیادی با توقعات غیرمنطقی از من خواسته میشد.
من سه ماه رو کنار این مجموعه سپری کردم. در ابتدای کار همه چیز به نظر بزرگ و دوستانه میآمد و انگار وضعیت مالی شرکت هم رو به رونق بود؛ حقوق بهموقع میدادن، ساعتهای کاری پالایششده بود، بیمه تکمیلی داشتند و کارت هپی هم وجود داشت. اما به مرور فهمیدم جابهجایی نیروها زیاد است و برخی حساسیتها وجود دارد که در همان اوایل مشخص نمیشود؛ از جمله کنترلهای مداوم و اهمیت حضور پشت میز و کم حرف زدن. حتی با وجود عملکرد خوب، اگر این اصول در آغاز رعایت نشود، شرکت نسبت به شما حساس میشود و ممکن است با شما برخورد کند. از سوی دیگر، اگر چند سالی در کنارشان بمانی، روابط عاطفی نسبت به تو شکل میگیرد و دوست ندارند از دستت بدهند، اما معمولاً با پیشنهاد حقوق بالاتر موافقت نمیکنند. در این سه ماه دائما تغییر نیروها را شاهد بودم؛ کارکنان قدیمی میرفتند و نفرات جدید جایگزین میشدند.
یکی از بدترین شرکت ها محیط سم وحشتناک همه دنبال خاله زنکی متاهلا همه دنبال خانم بازی حتی تو لول مدیران البته تو ظاهر خودشون مذهبی و کار درست جلوه نیدن اما در اصل میپرن تو دایرکت اینستا و روابطو… پیش یکی از سمی ترین ها ع.خ کار میکردم مدیر توسعه که قشنگ باند بازی داره ینی هرکی بیشتر پاچه خواری میکرد جا داش و افراد واقعا با استعداد اصلا راه نمیداد تو تیمش بودم هرچی بگین دیدم از این ادم شوخی های جنسی با خانم ها دعوت به باغ قلیون… ادم بی سواد بی لول خودش فارسی به زور حرف میزد توقع داشت یکی که میاد تافل داشته باشه کلی محصول با تظر ایشون تولید شد که ایراد برندی داشتن و حجم بالایی اسپری مایع دسشویی و… پالت پالت مرجوع میشد و همش ضرر اما هیچکسی چیزی بهش نمیگفت بخاطر همون باندبازیاش این ادم با دیپلم و پاچه خواری رشد و فقط سابقه طولانی که داشت رشد کرد نه صلاحیت و این فرهنگو ادامه میده
کار کردن تو ایران ایرتور در مجموع برای من لذت بخش بود. نقطه عطفی بود که اونجا بسیار یاد گرفتم و در بعضی موارد هم تونستم چیزهای جدید زیادی تجربه کنم. از مدیریت خود دپارتمانمون واقعا خاطرات خوبی دارم از همکارانم هم همینطور. محیط در مجموع طوری بود که همه برای بهتر شدن پروژه تلاش می کردن. اونجا یه طورایی محل امن منه که روزهای سختی هم توش داشتم و می دونم در بعضی موارد افراد کارشون رو درست انجام نمیدادن یا به افراد دیگه بهای بیشتری داده میشد. ولی به نظرم نقاط مثبت بیشتره و خوشحالم از چهار سالی که اونجا کار کردم.
من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهمترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهینآمیز یا غیر حرفه ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه ای قابل قبول نیست. گرچه نمی خوام وارد جزئیات ناراحتکننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبهرو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفهای تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.
رفتار بد سرپرست ها و مدیران عدم هماهنگی در کارها حجم کار فوق العاده بالا حقوق و مزایا خیلی کم ( پایین تر از وزارت کار عملا ) ساعت کاری متغیر هست و مواقعی که از قبل برنامه ریزی انجام شده برنامه تغییر میکنه آپدیت ها و تغییرات کاری یهویی و بی برنامه بودن در طول مدت قرارداد حقوق به صورت ساعتی هست و نه ساعتی که درگیر فرآیند کار هستی صرفا ساعتی که دقیق داخل تماس بودی با دانش آموز که خب در طی روز اگر 12 ساعت وقت بزاری حدود شاید 8 ساعت خروجی ازش دربیاد که میشه ساعت کاری وزارت کار عملا بیشتر کارش توی عصر هست که دانش آموزا مدرسه نباشن و تعداد خیلی کمی هست که صبح باشه تماس هاشون مشکلات کاری و قطعی سامانه و خیلی موارد هست که رسیدگی نمیشه و نیرو ها معمولا شاکی هستن ولی هیچ تاثیری نداره و هر دفعه اعتراض بکنی میگن سفته ات رو میزاریم اجرا و جریمه ات میکنیم و فلان اگرم خیلی خیلی نیروی خوبی باشی همینطوری نگاهت میکنن میگن خب همینه که هست و دیگه قرارداد بعدی رو خب امضا نکن و اصلا احترام گذاشتن معمولی رو هم بلد نیستن واقعا و همش تیکه میندازن توی موقعیت های مختلف و نگاه از بالا به پایین دارن به پشتیبانان اکثر کار به صورت دورکاری هست ولی طبق خواسته اونا هست یعنی تعطیلات رسمی عید نوروز همه اینا باید کارشون انجام بشه و اهمیتی براشون نداره 1 روز باید هر هفته به صورت حضوری اومد داخل خود موسسه توی میدان فردوسی تهران
یکی از غیر حرفه ای ترین سازمانهایی که باهاشون کار کردم، چه از لحاظ مدیریت منابع انسانی، چه از لحاظ پروسه های کاری در روند پیش برد وظایف. از همون اول on boarding بسیار ضعیفی داشتن. یه داکیومنت ناقص دادن که خودت بخون. روز اولی که وارد شرکت شدم اصلا سیستم نداشتم و دیوار رو تماشا می کردم. بسیار کنترل گر هستن در حدی که مدیر محصول از ما می پرسید مرخصی برای چی می گیرید. و اینکه علاوه بر دوربین شنود هم داره شرکت. وضعیت اینترنت شرکت هم که بماند بعضی اوقات انثدر بد بود که هات اسپات می کردیم به گوشی خودمون. مافیای زیادی هم وجود داره هر چقدر به مدیران رد بالا نزدیک باشی امنیت شغلی داری در غیر اینصورت دائم باید نگران تعدیل باشی. از اول سال 1405 هم که اوضاع با توجه به جنگ نابود شد ایویز با شنیع ترین حالت ممکن و تخریب منابع انسانیش ازشون خداحافظی می کرد و همچنان هم تعدیل در این شرکت ادامه داره. فضا هم تا حد خوبی مذهبی هست طوری که هر کس نمی تونه آزادانه عقاید خودش رو داشته باشه. موقع خداحافظی هم طوری که انگار دزد گرفتن سه نفر به همراه خود مدیر عامل اومدن لپ تاپ من رو ازم گرفتن. من به شخصه کار کردن تو این شرکت رو به هیچ کس توصیه نمی کنم.
تجربه کاری من در این مجموعه یکی از بدترین تجربههای حرفهایام بود. محیط کار کاملاً سمی و پر از استرس بود و به جای ایجاد فضای همکاری، فشار و تنش دائمی وجود داشت. مدیریت مجموعه رفتار حرفهای نداشت، برخوردها اغلب با بیاحترامی و بددهنی همراه بود و کوچکترین ارزشی برای کارکنان قائل نمیشد. حجم کار بسیار زیاد بود و انتظار میرفت حتی در شبها، آخر هفتهها و ایام تعطیل نیز بدون در نظر گرفتن تعادل بین کار و زندگی در دسترس باشیم. با وجود این حجم از مسئولیت و فشار، حقوق پرداختی در حد پایه و به هیچ عنوان متناسب با میزان کار و انتظارات نبود. وعدههای مختلف نیز در عمل محقق نمیشد و هیچ برنامه مشخصی برای رشد، آموزش یا پیشرفت کارکنان وجود نداشت. یکی از نکات قابلتوجه این بود که در کمتر از ۶ ماه، نزدیک به ۱۰ نفر از کارکنان این مجموعه از آن جدا شدند. از دید من، بخش قابلتوجهی از این جابهجاییها با مشکلات مدیریتی و نحوه برخورد خانم محمودی همزمان بود. رفتارهای غیرحرفهای، لحن نامناسب و فضای پرتنش باعث شده بود بسیاری از کارکنان تمایلی به ادامه همکاری نداشته باشند. این میزان بالای خروج نیروها، به نظر من، نشاندهنده وجود مشکلات جدی در محیط کار و شیوه مدیریت بود و تأثیر مستقیمی بر انگیزه، آرامش و رضایت کارکنان میگذاشت. در مجموع، اگر به دنبال محیطی حرفهای، محترمانه و با مدیریت اصولی هستید، این مجموعه انتخاب مناسبی نیست. امیدوارم این تجربه برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد و بتوانند با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند.
مدت کوتاهی است که اینجا کار میکنم و در کل فضای کار چندان بد نیست، اما واحد منابع انسانی را مشکلی عمده میدانم. گمان میکنم آنها همیشه دنبال برنامهریزی و کنترلاند و با چند نفر از همکاران در قالب نقشهای دورکاری مینمایند که حسابی برایم آزاردهنده شده است. به نظر میرسد وقتی از منابع انسانی صحبت میکنم، انگار با منابع غیرانسانی روبهرو میشوم؛ کند و بیحال و عملاً بیفایده بهنظر میرسد.
مزخرفترین شرکتی که میتونی توش کار کنی مدیر عامل و معاونش هر دو روان پریش اگه برای خودت ارزش قائلی هیچوقت نروووووووووو
تو اون ۶ ماهی که تو شرکت بودم، واقعاً محیط شرکت رو دوست داشتم. همکارها بهشدت خوب بودن و یکی از بهترین بخشهای این تجربه برای من بودن. مدیرعامل هم ۳ روز مهربونه، ۴ روز عصبیه! 😄 هر کاری داشتید، تو همون ۳ روز مهربونیش بهش بگید. بهنظرم نقطهضعف شرکت، بخش منابع انسانیشه که انگار تو آسموناس! مثلاً باهات خداحافظی میکنن، ولی خودت تازه یه ماه بعد میفهمی. غیر از این، حقوق همیشه بهموقع پرداخت میشد و این شرکت خیلی تو پیشرفت کاری من تأثیر داشت. در آخر هم از مهندس فروغی بابت فرصتی که بهم دادن و چیزهایی که یاد گرفتم، خیلی ممنونم.
به شرکت کارتن گسترش پیوستن برای من تجربهای پرتنش بود که تعادل کار و زندگی در آن به کل از بین رفته بود. انتظار داشتن از صبح تا ساعات پایانی شب در شرکت حضور داشتم چون ددلاینها فشار میآوردند و تقریباً دو ماه روند لانچ داشتیم؛ شبها هم باید میماندی تا از نظر مدیر فنی تأیید شود که بازده کار کافی است یا نه، اما هیچوقت اضافهکاری به حساب نمیآمد. حقوق و مزایا هم شرایط معمول قرارداد را نداشت و مبلغهای مشخصی مانند ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ بهطور ثابت برای قرارداد در نظر گرفته میشد و عیدی، سنوات و بیمه هم درست محاسبه یا پرداخت نمیشد. امنیت شغلی صفر بود؛ تقریباً هر ماه یکی دو نفر اخراج میشدند و خود من هیچوقت پروفایل لینکدینم را بهروزرسانی نکردم چون انگار همواره منتظر بودند که از ماه بعد کنار بگذارندم. تنها نکتهای که خوب بود، تأکید شدید روی سبک کد بود که به بهبود کیفیت کدها کمک کرد. اما مدیران اغلب با اخم و ایجاد فضای ترس کارها را پیش میبردند. از همه آزاردهندهتر، یکی بود که مدام با سخنرانیهای پرطمطریح حرف میزد در حالی که مدیریت زندگی روزمرهاش هم به تزلزل بود و حرفهایش واقعی به نظر نمیرسید.
بعد از 7 سال سابقه کار در شرکت اینو مینویسم حقوق باهات کم میبندن و بهت وعده مزایاو شارژ اوانو ... میدن،اولش فکر میکنی تو چه شرکت بین المللی خفنی داری کار میکنی بعد کم کم میبینی فلان کسک با پارتی بازی میشه بالادستیت اگر به HR هم بگی پارتی بازی میشه تو این شرکت سخت مخالفت میکنن چه بسا اخراجتم میکنن دیدم که میگم بعد آمار خود نفرات HR رو در میاری میبینی همشون با پارتی بازی شدن HR ، در واقع سوادشو ندارن فقط با مالیدن رفتن بالا شرکت به شدت ضعف دختر داره و یکسری مدیرا کاملا هول دخترن ،درمورد مدیران خانم هم بگم که من انسان نرمال توشون ندیدم یا طلاق گرفتن و مشکل روحی روانی دارن یا به شدت فمنیستن تنها و تنها چیزی که نگهت میداره تو شرکت همکاراتن که باهات رفیق میشن اگر میخوای کار یاد بگیری و روانت سالم باشه این شرکت مناسبت نیست، اگر میخوای رزومتو آپدیت کنی شرکت خوبیه
شرکت دیتایژن فقط با پارتی و لابی مدیریت میشود و هیچ برنامهٔ مشخصی برای پیشبرد وظایف وجود ندارد. اگر در مسیر این بازیهای پشتپرده قرار نگیری، به مسیر بازندگیها میافتی، یا با حرف و تهمت مواجه میشوی. مدیران بالا ثبات چندانی ندارند و هر چند ماه بهطور پیوسته تغییر میکنند؛ با تغییر مدیران ارشد احتمالاً مدیرعامل هم عوض میشود.
من تقریباً پنج سال است که در اینجا کار میکنم. این شرکت برای من فرصتهای رشد فراهم میکند، حقوق منصفانه است و پرداختها بهموقع انجام میشود. پروژههای گروه ما هم جذاباند و در سطح ملی اجرا میشوند؛ از پیامرسانها گرفته تا سامانههای دولتی و اپهای پزشکی، که سبب شدهاند تا هنوز بهترین گزینه برای کار باشد و به دنبال جایی دیگر نباشم. با این حال، به خاطر سبک کاری و ماهیت پروژهها و اینکه من فولاستک هستم، گاهی کارها سنگین و چالشبرانگیز میشوند؛ اما با روحیات من همخوانی دارد و اذیتکننده نیست.
خوشبختانه از ورود به این تیم بینیازم میدانم که کارکردن در اینجا بهطور عملی بهعنوان وظیفهای بدون دستمزد محسوب میشود و حقوق و مزایا بسیار کم یا نامشخص است. گاهی بیمه نیز بهموقع فعال نمیشود و ممکن است برای دریافت خدمات پزشکی مجبور شوم هزینهها را خودم بپردازم. با این اوصاف، روی پروژهها و تجربههای فنی متمرکز شدم و تلاش کردم مهارتهایم را به کار ببرم.
به خاطر تجربهای که داشتم، احساس کردم زمانمو باطل میگرداندن. من با بیش از پانزده سال سابقه، همون موقع با قراردادی سهماهه مواجه شدم. فضای کار پر از توهم بود؛ در مصاحبه ازم پرسیدن چرا باید از بین همه گزینهها منو انتخاب کنن، و من پرسیدم خب بقیه کجایند که من هیچکس رو اونجا نمیبینم؟
در این تجربه، از نظر من یک کارفرما خیلی بداخلاق و فریبکار ظاهر شد که با همسرش همکاری میکرد تا به تعدادی از افراد ضرر بزند. من کارم را در دفتر کوچکی حدوداً صد متری آغاز کردم و با کمک همسر و خویشاوندانش توانستند بیش از صد نفر را گرفتار کنند. به عنوان نکتهای مهم، باید مراقب چنین رفتارهایی بود و از هرگونه ارتباط یا اعتماد بیجا پرهیز کرد. این تجربه نشان داد که باید با دقت و هوشیاری وارد بخشهای مختلف کار شویم و از رویههای نامناسب دوری کنیم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.