اول که وارد میشید وعده ها عالیه. سه نفر صاحب شرکت هستند. آقایان حد. حیدر. و ریا. مدیرعامل نفر اوله به ظاهر اما اون دو تا بسیار نفوذ دارند. دربارۀ پرداخت حقوق تا پیامک واریز نیومده باورش نکنید که فردا میدیم بهتون یا این هفته!! بچه هایی که باهاشون کار کردند از این بابت بسیار طلبکارند و همه هم شاکیند. اینها به شدت غیر حرفه ای رفتار میکنند و خرشون که از پل بگذره جواب تلفن رو هم نمیدن ... به هیچ عنوان توصیه نمیشه چون فقط و فقط خودشون و منافع شخصیشون براشون اهمیت داره و از طرفی بسیار هم وانمود میکنند حرفه ای هستند در حالی که دقیقا برعکسه ...
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در زمان مصاحبه گفته شد که در دوره کارآموزی حقوق مطابق قانون کار پرداخت میشود، اما بعد از پایان دوره اعلام شد که شرکت اصولاً برای کارآموزی حقوقی پرداخت نمیکند. چند مورد دیگری که در مدت همکاری با آن مواجه شدم: انتظار انجام کار خارج از ساعات کاری وجود داشت. در مواردی به بهانه قطعی بودن اینترنت، پرداخت حقوق انجام نمیشد، در حالی که کار همچنان انجام میشد و گزارش آن نیز تحویل داده میشد. در آگهی استخدام، بیمه تکمیلی بهعنوان یکی از مزایا ذکر شده بود، اما بعداً اعلام شد که چنین بیمهای ارائه نمیشود. در آگهی اشارهای به سفر کاری نشده بود، اما بعد از استخدام به نیروها اعلام شد که در صورت عدم موافقت با سفر کاری همکاریشان به پایان میرسد. نکته قابل توجه دیگر، ماندگاری بالای آگهیهای استخدام شرکت است. اگر درباره این موضوع سؤال کنید، توضیح شرکت این است که به دلیل بزرگی مجموعه، دائماً در حال جذب نیرو هستند. با این حال، چیزی که من در مدت حضورم مشاهده کردم، خروج مکرر نیروها و استعفای افراد در مدت کوتاهی پس از شروع همکاری بود. پیشنهاد میکنم قبل از پذیرش پیشنهاد کاری، حتماً درباره حقوق، بیمه، ساعات کاری، اضافهکاری، محل انجام کار و سفرهای کاری، همه چیز را شفاف و حتما حتما حتما بهصورت مکتوب از شرکت بپرسید. تجربه من از همکاری با این مجموعه مثبت نبود و توصیه میکنم در انتخاب آن بهعنوان محل کار، با دقت و تحقیق بیشتری تصمیم بگیرید.
آقای مدیرعامل پول کارمنداتو بده دوماه دوماه عقب میوفته ما اگه مشکل مالی نداشتیم که توی شرکت تو واینمیستادیم کار کنیم هر روزم ناسزا بشنویم
قاصدک پیک شهر آموت سفر پارسه پارسه گشت ایران اینها مهم ترین شرکت هایی هستن که مدیریت این شرکت تاسیس کرده و هر روز با اسم جدید شرکت دیگه ایی به کارش ادامه میده توصیه ایی به عنوان یک دوست بهتون میکنم برای مصاحبه برید مشکلی نداره ولی اصلا به کار در این شرکت فکرم نکنید اگرم مشغول به کار شدید تا صحت حرف های مدیرعامل و اون خانم که یسر پیش مدیرعامل هستن تایید نشده به هیچ وجه قرارداد امضا نکنید که تو باتلاق بدی میوفتید. نه حقوق و بیمه به موقع دارید نه احترامی دارید هرکاریم که مدیرعامل بگه باید انجام بدید تکون هم بخورید اقدام قضایی علیه شما انجام میدن.
بدترین تجربه شغلیم بود،یه ادم عقده ای که مدرکشو از شریف گرفته بود ریس هیت مدیره بود ،منظورم حسن پور هستش.جو بسیار سمی و خاله زنکی،این ادم عقده ای توو تمام واحد ها جاسوس گذاشته بود،خلاصه که خیلی داغونن
شرکتی کوچک با مدیران بسیار سمی و فاقد ادب و احترام می باشند . مدیر شرکت آقای ح . ج یک فرد بی ادب که تمام به فکر روابط ای غیر کاری و حاشیه هست. تمام روز تنش دارد و خودشان به تنهایی شخصیت نابود میکنند . هیچ رشدی نیست هر شخصی مانده از دوستان است با بقیه افراد مثل برده هستند .توصیه نمیکنم و اگر رفتید بعد به تراپی فکر کنید که شما رو نابود میکنند . این پیام هم بهشون نشون بدید میگن ما دشمن زیاد داریم شما کافیه یک ماه کار کنید خودتان متوجه خواهید شد.
در مدتی که مدیر عامل جدید بعد از اقای منوچهری امد متاسفانه به علت مدیریت سمی ، جو بی اعتمادی در شرکت حاکم شد و اکثر پرسنل توانمند شرکت را ترک کردند و یا اخراج شدند.
چند سال در این مجموعه کار کردم؛ از زمانی که برند «زپ اکسپرس» بود تا دورهای که با «الوپیک» ادغام شد. بنابراین چیزی که مینویسم صرفاً یک برداشت کوتاهمدت نیست و بر اساس تجربه مستقیم از بخشهای مختلف این سازمان است. متأسفانه یکی از بزرگترین مشکلات مجموعه، ضعف جدی در ساختار منابع انسانی است. از همان روز اول، فرآیند ورود و معرفی نیروی جدید بسیار غیرحرفهای است و در بسیاری از موارد فرد عملاً بدون آموزش و برنامه مشخص وارد واحد میشود. بخشی از مواردی که در آگهیهای استخدامی اعلام میشود نیز در عمل با چیزی که تجربه میکنید تفاوت دارد؛ از شرایط رفاهی گرفته تا نحوه محاسبه حضور و غیاب، کسرکار و سایر موارد. مشکل فقط HR نیست. در بخش قابل توجهی از مدیریت، چیزی که بیشتر از تخصص و شایستگی به چشم میآید، روابط، رفاقت و نزدیکی به افراد خاص است. متأسفانه گاهی این تصور ایجاد میشود که مسیر پیشرفت بیشتر از آنکه به عملکرد، دانش و نتیجه کار وابسته باشد، به ارتباطات وابسته است. جلسات متعدد برگزار میشود، اما بسیاری از آنها خروجی مشخصی ندارند و تصمیمها و ایدههایی مطرح میشود که نشان میدهد فاصلهای جدی بین جایگاه مدیریتی و دانش و تجربه واقعی وجود دارد. گاهی اعتمادبهنفس افراد بسیار بیشتر از دانش و توانایی مدیریتی آنهاست. از طرف دیگر، در بعضی واحدها نوع برخورد با کارکنان به شکلی است که به جای ایجاد انگیزه، باعث فرسودگی و کاهش اعتمادبهنفس افراد میشود. حتی ایدهها و پیشنهادهای خوب هم همیشه فرصت واقعی برای اجرا یا دیدهشدن پیدا نمیکنند. نکته عجیب اینجاست که نیروهای توانمندی در این مجموعه حضور داشتهاند که بعد از خروج، در شرکتها و برندهای معتبر به جایگاههای بسیار خوبی رسیدهاند؛ موضوعی که شاید نشان دهد مشکل همیشه از خود نیروی انسانی نیست، بلکه گاهی ساختار سازمانی توان استفاده درست از افراد توانمند را ندارد. در شرایط فعلی نیز با توجه به وضعیت مالی مجموعه، کاهش یا حذف برخی خدمات و مزایا و همچنین تأخیر در پرداختها، فشار بیشتری به کارکنان وارد شده است. وقتی یک سازمان از کارکنانش انتظار عملکرد بالا دارد، طبیعی است که در مقابل باید ثبات، احترام، شفافیت و امنیت شغلی هم ایجاد کند. در مجموع، تجربه من از این مجموعه این بود که اگر به دنبال محیطی برای رشد واقعی، یادگیری، شنیدهشدن و پیشرفت بر اساس شایستگی هستید، بهتر است قبل از ورود، حتماً درباره فرهنگ سازمانی و تجربه کارکنان فعلی و سابق تحقیق کنید. این نقد از روی کینه یا عصبانیت نوشته نشده؛ اتفاقاً حاصل چند سال تجربه است. امیدوارم روزی این مجموعه به جایی برسد که همان اندازه که برای برند و اعداد و KPI اهمیت قائل است، برای آدمهایی که این اعداد را میسازند هم ارزش قائل باشد.
یه تجربه بگم: تو این مجموعه یه نفر بود که هرچی میگفت، بالادستیا گوش میدادن و کسی جلوشو نمیگرفت. همه از یه آدمِ قوی میترسیدن و اون با حرفاش چندتا نیروی واقعاً کاربلد و همکارای شایسته رو به مدیر بالا میفرستاد که 'ردش کن' و اونم قبول میکرد. بعد از چند هفته تازه میفهمیدن اشتباه کردن و کارهای اون افراد میافتاد رو دوش همون آدمی که دستور داده بود و خودش میافتاد تو دردسر و دستوپا میزد. حالا اون یکی رفته، ولی همون روش رفتارش رو تو جانشینهاش گذاشته و وضع همینه. ما هم که چند سال تو همون نقطه موندیم و عمرمون تلف شد، کسی هم که یه ذره عاقل بود، زود اومد و رفت.
شرکت ایمن صنعت آگرا با وجود فضای صمیمی و همدلی میان تیم، تجربهای کارآمد و مثبت از من داشت. مدیر پروژه با درک بالا از کار، بهطور واقعی کنار پرسنل بود و همواره با صبر و حوصله مباحث آموزشی را به همه توضیح میداد. پرداختها همیشه بهموقع بود و گاهی حتی مبلغی بیش از توافق اولیه واریز میکردند. برای من اهمیت داشت که حقوق در ابتدای هر ماه وصول شود و این نکته در این شرکت رعایت میشد. عیدی نیز معمولاً ابتدای اسفند همراه با حقوق بهمن پرداخت میشد و این رفتار را من بهنام حمایت از پرسنل میدیدم. آرزومندم که همواره دعای خیر کارکنان پشتوانه موفقیتشان باشد.
به نظر من اینجا بیشتر شبیه یه جمع خانوادگیه تا یه محیط کار حرفهای. افراد با رابطهی فامیلی یا رفیقهای صاحب شرکت به کار جذب میشن و اغلب از شرکت بهفوریت اخراج میشن مگر اینکه وابستگی خانوادگی داشته باشن. کار خیلی جدی نیست؛ بیشتر کارهای حسابداری و جابهجایی پول از طریق سیستم بانکی انجام میشه و سرمایهگذاریها توی نقاط دیگه صورت میگیره. قراردادها اغلب یکماههن یا حداکثر دوماهه، امنیت شغلی وجود نداره و از مسیر رشد و ارتقا خبری نیست. انگیزه هم کم و جو کلی کار منفی و ناامیدکننده است.
اگر دیتای قبلی ویکی تجربه بود میدید که چقد اوضاع خرابه با این شروع کنم که شرکت سیمرغ تجارت تقریبا یک سالی هست که ریبرند کرده و اسم خودشو سیموتک گذاشته فقط هم دلیلش وجه بد شرکت هست نه چیز دیگه من تو تیم باجت بودم این چند سال فشار کاری زیادی رو تحمل کردم ولی دریغ از یه حقوق منصافانه منابع انسانی که عملا کلاه برداری میکنه و با حساب و کتاب های پیچیده در باغ سبز نشون میده ولی با دریافتی کاملا سوپرایز میشید حق ناهار هم جز حقوق شما حساب میشه و انگار دارید هزینه اش رو خودتون میدید باجت یه پروژه شکست خورده اس که تا الان 5 تا مدیریت عوض کرده ولی بجایی نرسیده حجم کامنت های منفی بازار و مایکت گواه همچی هست اتوبوس جدیدی هم که از بله اومده کاری از پیش نبرده و فقط دوست و رفیق های خودشون رو جمع کردن استک پروژه از دات نت شده جاوا ولی جالب اینه هیچکدوم از برادران بله اینترپرایز سابقه نرم افزار و جاوا ندارند مدیر فنی که کلا دیتا ساینس بوده و با همون تجربیاتش نظرات خارقالعاده ایی برای یه اپ بانکی داره( باید ببنید تو جلسات فنی چی میگه) یه بنده خدایی هم اوردن با پوزیشن Engineer Manager که رفیق هموناس با این اوصاف که طرف نه تنها فنی هیچی بارش نیست بلکه بیزینس هم هیچی نمیدونه تنها کارش شده گیر دادن به بچه ها کالچر شرکت یجوریه که واحد های مختلف تو تلاش هستند زیر آب همو بزنن و خودشون رو کار کن نشون بدن تازه به فکر افتادن باجت رو یه شرکت جدا کنند ولی قول میدم راه به جایی نمیبره امنیت شغلی هم که نداری چون قرارداد ها سه ماه و شیش ماه هست البته نور چشمی ها فرق میکنن طولانی شد ولی اگر دوست داشتید میتونید امتحانش کنید و از فضای سمی لذت ببرید
محیط کاری به شدت افتضاح، دسترسی تمامی پرسنل به نرم افزار حسابداری، دخالت بی حد و حصر مدیر عامل و مدیر اجرایی در امور حسابداری
شرکت هایکا پر از فضای یادگیری است و همواره با چالشهای تازه روبهرو میشوی. اینجا رشد روند کار رو تجربه میکنم و احساس میکنم فرصتهای زیادی برای توسعه وجود دارد. تیمهای مهندسی اکثراً با تخصصهای گوناگون گرد هم مینشینند؛ از طراحی صنعتی تا نرمافزار سیستمی و اپلیکیشن کاربری، تا سیستمعامل و پشتیبانی. با توجه به اینکه شرکت جزء تولیدکنندگان محصولات ذخیرهساز در بازار داخلی است، به نظر میرسد آیندهاش روشن باشد.
هر چند سال اول کارم رو توی اورال سپری کردم و حالا که از اون فضا بیرونم، میخواهم تجربهام را بازگو کنم تا برای تازهواردها هشدار باشد. اینجا دوستانی بودن که یا مدیر بوده یا به نحوی با او ارتباط داشتن و از طرف تیم به نمایندگی حرف میزدن. همواره فضا را پر میکردن از جدالها و تفرقه و با اینکه میکوشیدم بیطرف باشم، گاهی خودم هم بین این حرفها گرفتار میشدم و در نهایت از کار کنار میکشیدم. حقوق واقعی کارکنان را درست نمیدانستم یا با توضیحهای ناقص، از بخشهای مختلف پولها را به طرقی جمع میکردند. از بیرون نگاه میکردم و فکر میکردم شرکت برای حمایت از اعضاست تا بتوانند مخارجشان را بدهند، اما در عمل با برخی تصمیمهای ناسزا یا دوگانه روبهرو میشدم؛ کسانی که به خاطر شرایطی مانند بارداری یا نگاه کوتاه به گوشی، با تبعیض روبهرو میشدند، و این رفتار به نظر دو رو بود. وقتی از شرکت جدا شدم، احساس آزادی کردم و فهمیدم چه زمانهایی از زندگیام را در آن محیط بدون بازده صرف کردم. حالا میخواهم بنویسم تا جوان تازهوارد بداند چگونه میتواند از تجربههای من درس بگیرد و از ورود به چنین فضاهایی پرهیز کند. درک من این است که برخوردها گاهی به گونهای است که انگار همه به دنبال تأییدِ یک فرد یا رابطه هستند، و این فاصلهگذاریِ نبودنِ انصاف را تقویت میکند. از بیرون رفتن باعث شد بفهمم چگونه نسبت به همکاران با دیدی برابر رفتار شود و چگونه میشود در مجموعهای با رویکرد بهتر کار کرد. در مجموع، احساس کردم فضای شرکت فاقد حمایت و عدالت کافی است و رفتارهای غیرمنصفانه را به عنوان بخشی از فرهنگ میدیدم. به همین دلیل تصمیم گرفتم تجربهام را بیان کنم تا افراد بعدی با درک بهتری وارد شوند و از افتادن در دام همین چرخه جلوگیری کنند.
مدت تقریبی سه سال است که در این مجموعه مشغول به کارم. مدیران مهربان و واقعگرا هستند و احترام به وعدهها را رعایت میکنند؛ حقوقمان دقیق و بهموقع پرداخت میشود و به تعهداتی که میدهند پایبند هستند.
شرکت حیدری مدیا برایم تجربهای پر از بینظمی بود و فساد در تمامی سطوح دیده میشد. هرکس که موفقتر ظاهر میشد، بیشتر مورد توجه قرار میگرفت و حسابوکتاب را نادیده میگرفتند. مدیرانی که دانش کافی نداشتند در پستها ماندند، در حالی که افراد با توانمندی بالا تصمیم به رفتن گرفتند. واحد منابع انسانی هم ضعیف بود و بهویژه بخش کارگزینی از فساد قابلتوجهی رنج میبرد.
شرکتمون خشکبار امیرحسین بود. کار رو به عنوان پشتیبان فنی پورتال آغاز کردم و یک ماه پیش برای مصاحبه تماس گرفتند. قبلش رفتم تو سایتی نظرها رو نگاه کنم؛ چند تا دیدگاه منفی بود و چندتای دیگه مثبت، اما حس کردم بعضیها مشکوکاند. در تماس اول از من خواستن درباره کارهای قبلیم و حقوق مدنظرم رو بگم. در جلسه گفتم اون سایت رو دیدم و مدیر مجموعه هم واقعاً اون سایت رو نمیشناخت؛ آدرسشو دادم و گفتم میتونید ببینید چند تا کامنت برای خودشون ثبت شده تو چند روز اخیر. شرکت کوچیکی بود و چند نفر برنامهنویس داشت؛ فضای دفتر واقعاً دلگیر بود و این حس رو هر بار که رفتم تجربه کردم. قبل از هرچیز باید بدون آموزش اولیه پشتیبان میبودم تا بتونم مشکلات پورتال رو رفع کنم، اما به من گفتن از روز اول باید بدون آموزش آماده باشم. اگر سوالی میکردی یا اشتباهی داشتی، با رفتاری تند برخورد میکردن و سرزنشت میکردن، انگار باید از این که چیزی بلد نیستی شرمنده باشی. هنوز یک ماه نشده بهشون گفتم دیگه لازم نیست بیایند. قرارداد سهماهه بود و حقوق تصویبشده طبق حداقل وزارت کار بود، یعنی سیصد و هفتصد و بیست و نه هزار تومان، در حالی که در مرحله اول گفته بودند سیصد و پنجاهصدتومان. وقتی پرسیدم گفتن اینطور بنویسیم تا بیمه برای هر دو طرف کمتر بشه—که واضحاً به نفع خودشون تمام میشد. تو اون مدت هر روز مدیر و یکی دیگه از همکارا با لحن تند تماس میگرفتند؛ ابتدا شخصیت آدم رو زیر سوال میبردند و بعد ازت میخواستن راه درست رو بیان کنن تا التماس کنی که کمک کنن. به هیچ عنوان اینجا رو توصیه نمیکنم. به نظر میرسه کسایی که چندتا کامنت فیک بذارن هدف مشخصی دارن. ممکنه روز اول مدیر با روی خوش باشه، اما بعد اوضاع تغییر میکنه—گول نخورید.
مدیرعامل باجناقشو که دو سه سال تجربهی کاری داره و فوقالعاده عقدهایه و هیچ مهارت نرمی نداره روcto کرده، اونم فقط دوستاش رو نگه میداره و بقیه رو اخراج سلیقهای میکنه. یه آدم بیتجربه با یک سال تجربهی محصولی لید پروداکته که فقط فیچرهای بیخود بالا میاره و وقت ما رو حروم میکنه. نکتهی جالب اینه خواهر زن مدیرعامل هم تکلید یه تیم دیگهست. عملا شرکت شده یه سفره که واسه مدیرعامل و فامیلا و پاچهخواراش پهنه!
برای من اون جا چهار سال بهعنوان مسئول دفتر یکی از مدیرها سپری شد، جایی که حقوق من با عنوان شغلیم همخوانی نداشت و جدی گرفتن کارها هم چندان رایج نبود. مزایا نسبتاً خوب بود و بهطور کلی رفتارهای مربوط به بستههای کالا و خواربار هم بد نبود. فضای کار پر از حس همخانوادگی و حرفهای بیمورد بود؛ از مدیرعامل تا کارکنان خدماتی همگی پر از چاپلوسی و پارتیبازی بودند. اکثر همکاران با هم رفیق بودند و کسی جرات نمیکرد به آنها ایرادی بگیرد؛ نورچشمیهای زیادی وجود داشتند و کسانی که آشنا نبودند، بهانههای بیپایهای میآوردند تا از کار کنارشان گذاشته شوند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.