مدتهاست با دیجی آلفا همکاری میکنم و تجربهام از این همکاری یکی از بهترینها بوده. این مجموعه همواره نظم کاری دارد، هم روی کار و مهارتهای تیم تمرکز میکند و هم از ابزارها و فناوریهای بهروز استفاده میکند. برای من اهمیت زیادی داشت که اینجا فقط خروجیها ملاک نیستند؛ تیم روی توسعهی خود برنامهنویسها سرمایهگذاری میکند، با ابزارهای جدید همراه میکند و فرصت یادگیری و بهروز ماندن میدهد. این نکته وقتی برایم پررنگ شد که با تجربههای قبلیم مقایسه کردم یا از دوستانم شنیدم جاهایی که تغییر نیروی انسانی زیاد است، پرداختها نامنظم است یا انتظارها با واقعیت همخوانی زیادی ندارد. با وجود تمام چالشهای موجود، بهخصوص مشکلات اینترنت و ناپایداریهای عمومی کشور، من شاهد بودم که همیشه تلاش میشود تعهدات بهموقع اجرا بشود. تا کنون نه مشتری ناراضی دیدم و نه همتیمیای که از حضور در این محیط راضی نباشد. میدانم گاهی نظرات منفی هم مطرح میشود، اما بهعنوان عضوی از تیم احساس کردم لازم است تجربهام را بیان کنم: چنین دیدگاههایی که میبینید، در تجربه من اصلا وجود نداشت. بیشک هیچ محیط کاری کامل نیست، اما تجربه من از دیجی آلفا حرفهای، سالم و کاملا مثبت بوده و با اطمینان کامل میتوانم همکاری با این مجموعه را پیشنهاد کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
افتضاحترین جایی که میتونید کار کنید اسنپفوده حقوقا بسیار پایین مدیران نالایقو میکرومنیجی که از ایرانسل همه اومدن اسنپفود هرکاری میکنی در نهایت میگن تو هیچ کاری نکردی هرچی زحمت میکشی و روز تعطیل کار میکنی باز میگن کمه سیاست برده داری که هنوز تو این شرکت هست به دشمن هم پیشنهاد نمیدم وارد این شرکت شه وقتی وارد این فضای سمی بشید تمام درامدتون بایدخرج روانپزشکی شه بعد از اون بقیه پولتونو باید خرج لباس و قر و فر کنید چون مدیران ایرانسلی توقع دارن همیشه لباسای جدید و باکلاس بپوشید ارایش کنید و به خودتون برسین با حقوق اندک توقع زیادی دارن انگار حق لباس و حق سالن زیبایی تو فیش حقوقی اضافه کردن همیشه از همه چیزت ایراد میگیرن ولی خودشون سر تا پا ایرادن همه هم اینو میگن ولی چون به کار احتیاج دارن صداشون در نمیاد، فقط کافیه نیم ساعت تو سلف بشینی از گوشه کنار میشنوی پشت سر خانم ی-ش چه چیزایی که نمیگن خداروشکر من راحت شدم
خیلی جالبه یکی اومده از مدیرای فنی انتقاد کرده بعد یکی دیگه اومده گفته اتفاقا مدیرای فنی خیلی خوبن! خب کاملا واضحه این متنو یکی از همون مدیرای فنی نوشته 😆 پس میشه نتیجه گرفت صحبت های اون دوستمون کاملا صحیحه و دمش گرم. در مورد شخص یا اشخاص گلباز در واحد فنی هم واقعا جای تاسف داره که سداد با این همه اسم و رسم چطور همچین افرادی رو استخدام میکنه؟ منابع انسانیش اونجا چیکارست؟ حراستش چیکارست؟ گزینشش دقیقا چیو گزینش میکنه؟ نظرم کلا در مورد واحد فنی سداد تغییر کرد...
در واقع، مدیران ۲۱ تنها نامی است که نشان میدهد توان مدیریت بحرانها موضوعی فراتر از یک جایگشت حروف است. تجربه نشان میدهد وقتی به جای درک عمیق مسائل، تنها نسخههای کلیشهای و تصمیمهای سطحی جایگزین شوند، نتیجه، نه پیشرفت که تشدید بحران است. به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
متوجه شدم که تجربهام از کار در پرگاس طب خیلی ناگوار بود و هنوز هم اثرش را احساس میکنم. در ابتدا به من و همکارانم قولهایی داده شد که واقعیت ندارد و ما را فریب دادند. بعد از آن با وضعیتی روبهرو شدیم که از لحاظ پرداختی با مشکل مواجه شدیم و حتی یک بار هم پولمان را کامل نگرفتیم و بخشی از حقوقها عقب افتاد. قول دادند شعبهها را به پخش بدهند تا بدهیها و حقوق عقب افتاده را جبران کنند، اما این حرف هم تحقق پیدا نکرد و همچنان سه ماه حقوق عقب مانده است. علاوه بر این، نزدیک زمان پرداخت حقوق هم مبلغی از حقوق به حساب برداشت شده و به ارزی که تهیه کرده بودند اختصاص یافت. آنها به هر بهانهای اضافهکاریها را صفر کردند تا حقوق کمتری بدهند و آن هم به موقع پرداخت نشد. به نظر میرسد در شرکت افراد معتبر زیادی باقی نماندهاند و تنها فردی که نمایندهای واقعی بود، حتی نتوانست یک سال دوام بیاورد و از شرکت رفت. چرا این چنین وضعی میشود و چرا ما همچنان نسبت به این رفتارها بیتفاوت میمانیم؟ با وجود وعدههای بیثمر، هنوز نمیدانم حقوقمان چگونه و چه زمانی پرداخت میشود و هر چند وقت یکبار با تاخیر مواجه است. همواره در کنار ما حکم بردگی برای این مدیران وجود داشت و حقوق به عنوان آخرین هزینهها محسوب میشد و گاهی گفتند که در این ماه حقوق را نمیدهند. با وجود این، مدیران ارشد همچنان با عباراتی بزرگوارانه صحبت میکنند و سعی میکنند ما را فریب بدهند. از همه چیز خستهام و در لحظهای که فکر میکنم اوضاع کمی بهتر میشود، میبینم که همچنان حقوقمان در خطر است. از درون کمک لازم دارم و به خدا توکل میکنم.
من متاسفم که عمرمو اینجا تلف کردم. کار های شرکت خاصه، ولی بیگاریه. چند تا از چیزای جالبی که دیدم رو میگم. شرکت اولا بینهایت قوانین رو دور میزنه. حتی یه سری مجوز ها رو هم نداره. برای این که گندش در نیاد، اگه ما نزدیک شرکت پارک میکردیم جریممون میکردن. تو فرض کن باید حداقل پونصد متر فاصله میگرفتیم برای پارک ماشین! و الا سال ۴۰۲ پونصد تومن جریممون میکردن! اصلا مزایاشون شوخییی!!! یه بار بسته شب عید دادن بهمون... بخدا روم نمیشد ببرم خونه. تن ماهیش فروردین منقضی میشد:))) برنجش قهوه ای شده بود. مدیر محترم شرکت خرداد امسال که جنگ شده بود فرار کردن کانادا. بعد این که برگشتن موووووج تعدیل نیرو به راه افتاد. یعنی باورتون نمیشه، حقوق نمیدادن که خود نیرو ها بیخیال بشن نیان. آدمای نانجیبی هستن دوستان. فاصله بگیرین ازشون. لازم به ذکره که مدیریت شرکت اتصالات قوی ای داره. باوجود تخطی های مالیاتی و فنی متعدد هنوز پر قدرت سر کاره.
به نظر من اون برخوردها با رد میکردن تخصص و تجربهی من بود، نه واقعا به خاطر لزوم استخدام. بعد از جلسه، به این نتیجه رسیدم که سطح دانش من نسبت به مدیر و رهبر تیم بالاتر بود و ممکن بود تصور کنند که جای اونا میآیند و این برایشان خطرناک بود. با وجود اینکه پاسخ همه سوالها را دادم، رد شدم و واقعا خدا رو شکر میکنم که در چنین فضای فقط بیکار و آشفتهای پوزیشن نگرفتم. این محیط برای آدمهای بیانگیزه و کسانی که جای دیگری کار گیرشان نمیآید، مناسب نیست. از نظر من بیشتر شبیه محلی است که مدیران سمی و ترسو و کمدانش حضور دارند که از کنار رفتنشان بترسند و بچسبند به صندلیشان؛ میدانند اگر از اینجا بیرون بروند، در جای دیگری بهعنوان کارشناس پذیرفته نمیشوند. تجربهام از نگاه من نشان میدهد که آنجا افراد ناسالم، پر سروصدا، بیراندمان و پرحاشیه حضور دارند و دنبال کسانی مثل خودشان میگردند؛ اگر شخصیت سالمی داشته باشی، احتمالا پذیرفته نمیشوی و رد میشوی.
من از رفتار منابع انسانی این شرکت ناامید و ناراضی بودم؛ آنها هر روز تصمیمی میگرفتند که فشار روی پرسنل را افزایش دهد و این فشار هم مالی است هم روحی و روانی، تا جایی که به نظر میرسد در حال فراری دادن متخصصان و کارشناسان هستند. سرمایه انسانی برایشان اهمیت ندارد و تنها به دنبال منافع کوتاهمدت خودشان هستند. حقوق پایین و فشار کاری بالا، بیتوجهی به از خودگذشتگیها و دستاوردهای ارزشمند کارکنان و استثمار آنان از ویژگیهای بارز این شرکت است.
من از یک واحد فنی به حوزه فناوری اطلاعات منتقل شدم و با تمامی نکات و استانداردهای کار در این زمینه آشنا بودم. تعدادی از توسعهدهندگان نسبت به همدیگر ادعاهای زیادی داشتند و تا وقتی که فردی با رفتار نامناسب و بیادب مثل آقای م.ح.صا همراهی میکرد، امکان پیشبرد کار را سخت میدیدم. بیاحترامی و بیانضباطی در کار را تحمل نمیکنم و انتظار داشتم هر کسی وظیفهاش را بهدرستی انجام بدهد. متأسفانه مدیران IT هم از آن فرد پشتیبانی میکردند.
اگه میخواهید خودتون رو بی ارزش کنید اسنپ باکس کار کنید بخدا صب تا شب دنده صد من یه غاز باید بدی با هزار نفرم تو خیابان بحث کنی با این کرایه های بشدت پایین اسنپ بعد پشتیبانی بهت زنگ میزنه خیلی راحت تهمت دزدی میزنن بعد حساب کاربری پیک بد بختو جریمه میکنن. ۲۰ درصد کمیسیون پول زوری که دارن میخورن براشون کافی نیست جریمه هم میکنن لعنت به مدیران بی لیاقت اسنپ
شرکت پرگاس طب تجربهای از حضور ستادی بود که ادامه پیدا نکرد و نکتهای که در ذهنم ماند، بیانضباطی و بیبرنامگی بود. پس از جنگ بیست و چهار ساعته، تعدادی از همکاران اخراج شدند و شعبههای شرکت در شهرهای بزرگ بسته شد. هنوز تسویه حقوقم انجام نشده و تاخیر سه ماهه پرداختها وجود داشت. منابع انسانی را مسئول جذب نیرو دانستن و اینکه گفتند کار دشواری ندارد، حقیقت را نداشت. برای خودم تاسف میخورم که چقدر منظم و متعهد بودم در این شرکت اما نتیجه چیزی بود که انتظارش را نداشتم.
به خاطر تجربیات سختی که داشتم تصمیم گرفتم تغییر مسیر بدم و با عزمی تازه به تهران بیام تا دنبال کار بگردم. فهمیدم رشته حسابداری هم بازار کار خوب و هم درآمد مناسبی داره، پس پیگیر شدم و رفتم کلاسها، اما متوجه شدم هزینههای آموزش بالا است. در این گرفتم پارسیان حساب را شناختم و آنجا اصول پایهی حسابداری را به صورت رایگان یاد گرفتم که در نهایت امکان کار در یک شرکت را برایم فراهم کرد. از لطف و کمکشان سپاسگزارم و خدا خیرشان بدهد.
با سلام پارسیان حساب در مشاوره مالیاتی به بنده کمک خوبی کرد من حسابدار هستم ولی تو کار هیچ موقع نمیزاشتن کار مالیاتو یاد بگیرم ، ولی تیم پارسیان حساب کمک خوبی بهم کرد و الان کارهای مالیتیو انجام میدم الان دیگه کارهای مالیاتی بازار کار خیلی خوبی داره دیگه فقط از موسسات مالیاتی میشه کمک گرفت و پارسیان حساب از موسسه های مالیاتی قدیمیه
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش.... یک ماه کامل به امید استخدام اون ماژول مزخرف انبار رو مطالعه کردم و به تمام سوالات مزخرف شون جواب دادم ولی رد شدم :)
سال ۱۴۰۰ را بهعنوان نیروی پروژهای آغاز کار کردم و از همان ابتدای تجربه، تفاوتی بین نظرات دیگران و واقعیتهای شرکت حس میشد. وقتی نخست با مدیر داخلی و مدیرعامل برخورد جدی داشتم، درک کردم که برخی رفتارها صرفا سودآور و خارج از منطق است و به نظر میرسد مشروعیت نظرات متفاوت فقط تا زمانی است که به منافع گروه لطمه نزند. با وجود این، در فاصلهای که با آن دو کنار آمدم، اوضاع برای من بهطور کامل روشن شد و نتیجه این همکاری برایم رضایتبخش نبود.
در این شرکت، ثبتنام کردم و با تیمی که بهشدت دربارهشان توی ذهنم نامی با بار منفی دارم، سهام خریدم و بعد از فروش دو طرفه، نتوانستم وجهم را برداشت کنم. پشتیبانی هم اصلا پاسخگو نبود و هیچکس مسئولیت وضعیت را به عهده نمیگرفت. از همان ابتدا احساس گولخوردگی به من دست داد و فکر میکردم با وجود تیم سعی در جلب اعتماد، در نهایت به افراد سودی میرسد اما نتیجه برای بقیه افراد فریب است. آن گروه را کسانی اطلاق میکردند که اطرافشان جمع میشدند و به هر نفر سودی نشان میدادند، اما واقعا هزاران نفر را در معرض ضرر و خطای حقوقی قرار میدادند. به بهانه اینکه هر کس میتواند به جمع آنها بپیوندد، سرمایهها را میگیرند و پس از آن دیگر پاسخگوی هیچکس نیستند.
بنده مدیر مالی هستم رسیان حساب آشنا شدم ، رفتم کاراموزی با نرم افزارها مسلط شدم و حسابداری یک شرکت محصولات بهداشتی را به عهده گرفتم و کم کم چندتا پروژه گرفتم و پیشرفت کردم و الان مدیر مالی هستم و از پارسیان حساب تشکر میکنم که سکوی پرتاب خوبی بود برام ، آلانم داشتم سرچ میکردم واسه خرید نرم افزار پارسیان که یه دفعه این لینکه تجربرو دیدم منم خواستم کسانی که حدود سال ۸۸ بود با پ اجدیدا با این موسسه با سابقه آشنا میشن خیالشون راحت باشه تلاش کنند نتیجه خوبی میگیرن
من بهعنوان programmer که حدود هفت ساله با دیجی آلفا همکاری میکنم، تجربهام از این شرکت همواره مثبت، حرفهای و روشن بوده است. ساختار کار مشخص و انتظارات شفاف، همراه با تأکید جدی بر کیفیت فنی، باعث شده همکاریها با توجه به توان واقعی افراد شکل بگیرد. در هر تیم حرفهای ممکن است افراد برخی از مهارت یا آمادگی لازم را نداشته باشند که این موضوع به نبود تطابق سطح توانایی با استانداردهای کار برمیگردد و میتواند منجر به چالش یا نارضایتی شود. حقوق و پاداش و سایر تعهدات مالی همواره بهموقع پرداخت شده و حتی در شرایط دشوار و بحرانی مانند جنگ، دیجی آلفا با وجود محدودیتها همچنان به پرداخت حقوق کارکنان پایبند بود. این شرکت محیطی عادلانه و مبتنی بر شایستگی برای برنامهنویسان فراهم کرده و من این رویکرد را طی سالها بهصورت عملی لمس کردهام. تا جایی که میدانم، بیش از سه سال است که خروج نیروهای کلیدی از مجموعه کم است و اکثر همکاران، همکاریهای بلندمدت و پایدار دارند. بنابراین هر محتوایی که خلاف این واقعیتها است یا بهدلیل عدم تطابق مهارتی با سطح همکاری حرفهای مطرح شود، یا از سوی رقبا با قصد تخریب اخلاقی منتشر شود، قابل اعتماد نیست.
از کار در شرکتی با ظاهر حرفهای اما مدیریت ضعيف فراری بودم و تجربهی من در موننکو ایران همین را به من آموخت. زمانی که ده سال در این شرکت خدمت کردم، با رانتخواری و پاچهخواری در برخی مدیران پروژه و معاونت تولید روبهرو شدم که انگار ژن فاسدهای سازمان بودند و همچنان به پستها میرسیدند با نفوذی که داشتند. فضای کار خیلی سمی بود و دانش فنی کمتری نسبت به انتظار وجود داشت. دستمزدها هم خیلی پایین بود. با وجود ظاهر منظم و دیسیپلین، مدیریت داخلی را ضعیف دیدم.
من حدود شش سال به صورت تماموقت در این شرکت فعالیت داشتم و اگر بخواهم به صورت خلاصه بیان کنم، شرکت خیلی معمولی است. از بیرون به نظر یک ویترین میرسد و فکر میکنید که عضو گروه مپناست، پس خیلی باکیفیت است اما در واقع در پایینترین سطح قرار دارد. مدیرعامل وقت شعارش این بود که فقط از دانشگاههای سراسری جذب میکنیم تا برند باشیم، اما واقعیت نشان میدهد تیم مهندسی و تیم پروژه بسیار ضعیفاند، چه در حوزه نیروگاهی و چه در حوزه نفت که واقعا فاجعه بود. تیم مالی، پروژه و منابع انسانی بزرگترین رانتها را داشتند و میدیدم که با پایان ساعات کار، به مدیرعامل گزارش میدادند. به طور کلی هرکس که از موننکو رفت، پیشرفت کرد، اما افرادی که ماندند تنها به چاپلوسی کار خود را میگذراندند؛ چون بیرون شرکت جایگاهی برایشان نبود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.