مدت سه سال در واحد خدمات پس از فروش شرکت صنایع گرمایشی آلزان فعالیت داشتم و تجربیات فراوانی به دست آوردم. فضای کار پر از فرصتهای یادگیری بود، هرچند ممکن بود برای بعضی افراد چالشبرانگیز باشد. به نظر من برای کسانی که دنبال توسعه دانش فنی هستند، مهندس رضایی در این زمینه میتواند نقش راهنما و راهگشا داشته باشد. این دوره همزمان با اینکه حقوق نسبتا پایین بود، با مذاکرات درست و رشد تدریجی کار میشد به افزایش مزایا و ارتقا شغلی امیدوار بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
از نظر من، شرکت مانند هر جایی کارمند خوب هم داره و هم کمبودهایی که نباید نادیده گرفت. در اینجا برخی رفتارها و فضاهای منفی بود که روی فرهنگ سازمانی تاثیر گذاشت. بحثهای بیپرده و کنجکاوی بیجا درباره کار تیمهای دیگر، همراه با حسادت و تخریب همکاری، فضای کاری رو به شدت تحت تأثیر قرار میداد. از سمت مدیریت فنی هم نمونههایی دیدم که به تجربه من کمکی نکردند: فردی با ادبیاتی نابسامان و برداشت سطحی از نرمافزار، که بیشتر به دنبال عبور از زمان بود تا حل مشکلات بنیادی. این رفتارها همکاران رو دچار ناامیدی و از بین رفتن انگیزه میکرد و به نظر میآمد فرهنگ تیمی به سمت تردید و بیاعتمادی میرفت.
در شرکت اپیل، روحیهی کار گروهی مدیرعامل واقعا بالا ستacchar. اگر بتوانم ایشان را بهعنوان مرجع خودم در نظر بگیرم و با پشتکار نسبت به ایشان رفتار کنم، هم رشد فردیام تسریع میشود و هم از نظر روابط کاری پیشرفت قابل توجهی به دست میآورم.
به نظر من شرکت امن پردازان سورنا جای خوبی برایGrowth نبود و تجربهام از کار در اون پر از مشکلات بود. انگار شرکت چندانی نظم یا ساختار مشخصی نداشت و نیروی انسانی براش خیلی اهمیت نداشت. حقوق با تاخیر میدادند و مزایای ملموسی نبود. روابط فامیلی و آشناییها برای ورود نیروها نقش بیشتری داشتند و گاهی افراد از اقوام و دوستان به تیم پروژهها میآمدند. برای پروژهها معمولا کارمندانی با حقوق نسبتا پایین جذب میشدند و وقتی پروژه به پایان میرسید، با دلایل مختلف از شرکت میرفتند. پیشرفت شغلی هم خیلی به چشم نمیخورد و شرایط کار به گونهای بود که احساس میکردم حقوق کم است و با احترام کم با کارمندان رفتار میشود. مدیر شرکت هم به نظر میرسید دنبال پروژهای با راههای غیرشفاف و ارتباطاتی در بانکها باشد تا وامها و پروژهها را به دست بیاورد. فردی هم در تیم وجود داشت که تخصص مشخصی نداشت و بهطور غیررسمی مسئول پروژهها شده بود. لایسنس برخی محصولات امنیتی هم ظاهرا به صورت غیرقانونی یا با استفاده از نرمافزارهای کرکشده به مشتریان فروخته میشد. در کل رفتارها و روندها به نظر من قابل اعتماد نبود و خیلی با انتظارهای من از محیط کار سالم و حرفهای فاصله داشت.
من با مدیران و کارکنان آراد برندینگ مدت کوتاهی ارتباط داشتم و دیدم که نقش انسانهای شریف و حرفهای را جلوی دوربین ایفا میکنند، اما در واقعیت رفتارشان بیادبی و بیحرمتی بوده و حرفهایگری آنها نسبت به ظاهر نیست. بیشتر مدیران و کارمندان این شرکت به طور عمده رشتهای نامرتبط با بازاریابی و تجارت دارند. کار من بهعنوان کارمند این شرکت این بود که در شکار مشتریان مهارت خوبی در اغواگری به کار ببرم تا از هر میلیارد پولی که به نفع آراد برندینگ از مشتریان گرفته میشود حدود یک درصد به من برسد؛ در حالی که برخی از افراد که در تجارت موفقاند به تعبیر من با تلاش و پشتکار خودشان بدون استفاده از تبلیغات این شرکت نیز میتوانستند به موفقیت برسند. در منطقه طایقان قم، آنها باشگاههای اسبسواری و بیلیارد دارند که حس یادآور پولشویی اخلالگران اقتصادی را برمیانگیزد و احتمالا در مجموعه تلویزیونی هفت سر اژدها هم دیده شده است. سوال اصلی که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد این است که این ساختمانها و محوطههای پرهزینه اسبسواری و بیلیارد با این امکانات فراوان از کجا و به چه پولی تهیه شدهاند و شرکت در این زمینه فاقد شفافیت مالی است.
شرکت امرتات را در ابتدای مسیر نسبتا معمولی دیدم، اما به مرور به نگرشی منفی تبدیل شد. رفتارهای ناعادلانه با کارمندان و مشتریان به چشم آمد و انتظار میرفت که هر کس به خواستههای شرکت پاسخ دهد، هر چند این رفتارها به طور منظم شکل میگرفت. مدیر شرکت از منابع مالی پرسنل بهره میبرد و کارهای غیرقابل قبول دیگری نیز شنیده میشد، در حالی که خود او زندگی مرفهی در تهران و کانادا داشت. گروهی ناهمسو با نام بروبکس ساعی را در پروژهای به کار گرفته بودند. مجموعهای که به نظر میآمد بیشتر به دنبال ظاهر و نمایش بود تا ارائه خدمات درست در حوزه فناوری اطلاعات، با تمرکز اصلی روی سرورهای اچپی. یکی از افراد نزدیک به مدیر، بر خلاف انتظارات، رفتاری نامناسب و بیاحترامی داشت. در نتیجه، اگر درخواستی ارائه نمیشد یا همکاری به سمت همسویی با شرکت نبود، تمایل به ادامه کار کمرنگ میشد.
به نظر من شرکت آذرخش توان آفرین با جذب نیروهای جوان و بهویژه دانشجویان نخبه دانشگاههای معتبر چون امیرکبیر، بدون تجربه کاری کافی، قصد سوءاستفاده دارد. در فرآیند استخدام اولیه، قراردادی مبنی بر عدم افشای اطلاعات به کارجو ارائه میشود و تا امضا نشود وارد مرحله بعدی نمیشوی. بعد از امضا، یا باید آزمون بدهی یا چند روزی به صورت آزمایشی کار کنی. سپس با پذیرش نهایی، قراردادی متفاوت از توافقی که در جلسه مصاحبه صورت گرفت باید امضا شود که در صورت طرح شکایت، حقوق و مزایا بسیار کمتر از مبلغ توافقی به تو تعلق میگیرد. ورود و خروج نیرو در این شرکت بهشدت تکرار میشود و به همین خاطر اکثر قراردادها ماه به ماه تمدید میشود. از این رو فریب حرفهای شیرین مسئول منابع انسانی را نباید خورد. نظارت و کنترل زیادی روی نیروها از طریق دوربینها و سیستمهای نظارت وجود دارد. جو شرکت واقعا ناخوشایند است و ریاست، که آقای دکتر معرفی میشود، بهشدت مشکلساز و تندخو به نظر میرسد. بهراحتی ممکن است کارمند را بدون رعایت حقوق ابتدایی اخراج کنند، حتی اگر سالها برای شرکت کار مفید کرده باشد. پیشنهاد میکنم وقتتان را صرف محیطهایی با امنیت و شفافیت بیشتر کنید و از ورود به چنین محیطهایی خودداری کنید.
شرکت چرم کروکو تجربهای پرالتهاب و بیثبات را به من ارائه داد. بدون هیچ ساختار منسجم در بخشهای اداری و مالی همراه با تغییرات مداوم در دستورها و درخواستها از طرف مدیریت روبرو شدم. شرایط کاری گاهی برخاسته از حال و روز مدیر بود و هیچ پایبندی روشن به بندهای قرارداد مشاهده نمیشد. واریزهای حقوق به صورت نامنظم انجام میشد و معمولا در آخر ماه انجام میگرفت. در کل احساس نارضایتی از محیط کار بالاست و به همه توصیه میکنم مدت زیادی در چنین شرکتهایی وقت خود را صرف نکنند.
من تجربهام را اینطور منتقل میکنم: گروه آموزشی پرش را به هیچ وجه گزینهی همکاری ندانید. در روز مصاحبه وعدههای زیادی داده میشود، از جمله بیمه، پاداش و پورسانت، اما واقعا همهاش تحققنیافته است. قرار بود ۱۰ درصد پورسانت فروش بدهند و بعد بگویند باید تیروز هدف ۱۰۰ میلیون را بزنید تا بتوانید همان ده درصد را بگیرید، و اگر به هدف نرسیدید هم پاداشی در کار نیست. بهعنوان توصیف بیمه، در آگهی و هنگام مصاحبه بیمه تکمیلی مطرح میشود، اما در عمل مشخص میشود که فقط بیمه تامین اجتماعی وجود دارد و زیر همان بیمهها هم باید خودتان اقدام کنید تا بیمه تکمیلی را اضافه کنید. از طرفی گفته میشود که بیمه از ماه دوم به بعد شامل حالتان میشود، اما پس از یک ماه کار میگویند این دو ماه را پوشش نمیدهیم و غیره. تمام این ادعاها با مدارک و شاهدهای عینی قابل استناد است. به طور کلی از سرمایهگذاری وقت و فرزند و پولتان در این مجموعه پرهیز کنید؛ زیرا نیروها راضی نیستند و مشتریها هم ناراضیاند.
تجربهام در این شرکت را با واقعیت مشخص میکنم و به شکلی تازه و روان بیان میکنم. از همان ابتدا میخواهم بگویم که زمانی که به این کار پیوستم، اوضاع خیلی ایدهآل نبود و فشار کاری زیاد و دغدغه حقوق پایین دایم همراهمان بود. کارفرما در واقع برای من و سایر همکاران، ساعات کار طولانیای داشت، به طوری که از هشت تا هفت شب بود و اضافهکاری نیز بهطور مداوم و اجباری اعمال میشد. میگفتند اگر کارت بماند باید اضافهکاری انجام بدهی، و در عمل این اضافهکاری به بخشی سراسری از کار تبدیل شده بود. از شنبه تا پنجشنبه کار میکردیم و ساعات کار بالا بود، به ویژه با کمبود نیرو که همیشه وجود داشت، این شرایط سختتر هم میشد. بسیاری از همکاران تازهکار پس از یکی دوماه از شرکت بیرون میرفتند، به دلیل حقوق پایین و ساعات طولانی کار. حقوقها با توجه به سابقه کار، در وزارت کار ثبت میشود و معمولا با افزایش تجربه کمی ارتقا مییابد، اما انصافا افزایشی محسوس نبود. تجربه من از این شرکت تصمیم به ترک را تقویت کرد؛ پیشنهاد میکنم اگر به دنبال تجربهای بهتر هستی، شرکتی را انتخاب کنی که حقوق بالاتر و ساعات کاری کمتری ارائه دهد. تشویقکنندگان شرکت اغلب از مدیران یا معاونان صحبت میکنند و ممکن است دیدگاه مثبت از این مجموعه ارائه دهند. در مقابل، من ترجیح میدهم واقعیت را بهطور واضح بیان کنم تا تصمیم درستتری بگیرید. مزایای کار با شرکت شامل سرویس رفتوبرگشت به پرند و ارائه ناهار بود، اما اینها بهتنهایی کافی نبودند تا رضایت کامل از کار را به همراه بیاورند.
به نظر من مدیرعامل فردی باذات سودجو است که با چشمان مستقیم به تو نگاه میکند و فشار و تهدید را دستکم میگیرد. کسی هم در کنار اوست که فقط دنبال گزارش از کار دیگران است. به عنوان نمونه، برای تیم برنامهریزی با چهار نفر در هشت ماه کار میگیرند و بعد آنها را اخراج میکنند. حقوقها به موقع پرداخت نمیشود و هر بار که یکی از کارکنان شرکت جدا میشود، حقوقش با تاخیری دو ماهه پرداخت میشود.
در یک خانه قدیمی با حیاط بزرگ وارد کار شدم تا به شکل موسسه حقوقی دربیایم و مدیریت امور را به دست زنانی بسپارم که هیچ تجربهای از مدیریت موسسه حقوقی و جذب نیروی انسانی کارآمد ندارند. این موسسه به طور مداوم و گسترده در دیوارها و نقاط مختلف تبلیغات ارایه میدهد و به این وسیله مردم را جذب میکند.
از بازخورد شما سپاسگزاریم. برای شفافسازی لازم به ذکر است که خوشبختانه همکارانی که اخیرا به مجموعه پیوستند، دوره آزمایشی خود را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند و اکنون بهعنوان اعضای اصلی تیمها و شرکت مشغول فعالیت هستند؛ بنابراین اینموضوع صحت ندارد! در خصوص موضوع سورسکدها لازم به ذکر است، که کلیه کارها و پروژههای شرکت توسط تیمهای تولیدی داخلی انجام شده و خوشبختانه با موفقیت به نتیجه رسیدهاند. بنابراین این ادعا که کارها صرفا با سورس آماده انجام میشود، به هیچ وجه صحیح ندارد و محصولات تولید شده با کیفیت بالا گواه این مساله می باشد همچنین یادآور میشویم اگر هر یک از همکاران دغدغه یا مسئلهای دارند، بهترین مسیر این است که آن را بهصورت مستقیم و شفاف با واحد منابع انسانی مطرح کنند تا بررسی و پیگیری شود. ما همواره از نقد سازنده استقبال میکنیم، اما انتظار داریم موضوعات در فضایی محترمانه و مبتنی بر واقعیت بیان شود تا بتوانیم در کنار هم محیطی حرفهایتر و پویاتر داشته باشیم امیدواریم شما هم کار مورد علاقه خود را پیدا کنید و در مسیر کاری حرفه ای خود موفق باشید
مدیران ارشد شرکت بسیار با تجربه هستند و اگر آدم توانمندی باشید مسیر برای رشد شما فراهم است.به لحاظ امنیت شغلی شرکت در سطح بالایی است.امکانات رفاهی و کارانه در حد نرمال وجود دارد.
برای من کارفرمایان این شرکت تنها به دنبال سود خود هستند و رفتارشان برخلاف اخلاق حرفهای است. آنها نزاکت زیادی ندارند و با بیادبی با کارمندان برخورد میکنند. به نظر میرسد به افراد جوانتر با حقوق پایینتر فرصتهای شغلی میدهند و پس از مدتی آنان را با شرایط نامساعد اخراج میکنند و هیچ مزیت یا امکاناتی هم ارائه نمیدهند.
خیلی بالا پایین کردم که چیزی بنویسم یا نه، دیدم تجربیاتم روی یک آدم هم بتونه تاثیر بگذاره خوبه این شرکت پروژه محور هست نه محصول محور، در شرکت پروژه محور که فقط نیاز به این هست که نیازمندی های کارفرما برطرف بشه، عملا کیفیت کد شما مهم نیست، پس چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که کار تیمی وجود نداره، افراد به تنهایی کار می کنن و code review انجام نمی شه شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که به شما یک اپلیکیشن داده می شه که تایمر داره و شما زمان هایی که پشت سیستم نشستید رو استارت می زنید و می رید دستشویی استاپ می کنید شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که از اسکرام فقط تخمین زمان انجام می شه (که اون هم طبق قاعده اسکرام نیست) شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که شما رو با وسایل مختلف رصد می کنن، شما چیزی یاد نمی گیرید اگر خواستید در این شرکت استخدام شید، همین مسایلی که گفتم رو بررسی کنید، بعد با فکر باز تصمیم بگیرید، شاید برای شما این مسایل مهم نباشه تجربه شخصی من، بدترین شرکتی بود که توی این سال ها دیدم دلخوش به یک حقوق سر وقت (که اون هم حقوق مناسب سطح شما نیست) و یک ناهار نباشید، تلاش کنید که شرکت بهتری برید
هرگز نمیخواستم با این شرکت کار کنم و به تجربهای که داشتم فکر میکنم هنوز هم نفرت برانگیز است. به نظر میرسید رفتار بد برخی کارکنان اصلا با شان مجموعه هماهنگ نبود و اعتبار شرکت را تضعیف میکرد. حضور در مصاحبه احساس اینکه وقتم هدر میشود را داشت و رفتارهای تبعیضآمیز و سهمیهبندیهای غیرمنصفانه هم دیده شد. با وجود تبلیغ گسترده برند برای جذب افراد، به نظر میرسید هدف اصلی از استخدام صرفا برای نمایش ظاهر برند است و ارزیابی دقیق افراد از نظر قابلیت و انگیزه به درستی انجام نمیشد. به باور من، شرکت بیشتر روی تبلیغ برند و پارتیبازی تمرکز میکرد تا جذب نیروهای واجد استعداد و واقعی.
من بعنوان فردی تازه وارد تو سازمان، سازمان رو تو دسته میبینم خودی و ناخودی، افراد گارد دارن برای ورود فرد جدید. اکثرا ++ افراد تخصص ندارن، کار و راندمان کار بسیار پایین در حد صفر، برنامه نویسی که نمیشه بیشتر سورس ها آورد میشه، و قرار بره!!! بدنبال کارم، کامنت ها رو بدقت بخونید، جز خودی کامنت مثبت نگذاشته!!!! اسکرول و اسکرول و اسکرول کنید. وقتتون رو هدر ندید اینجا. در کل برای سازمان و بیش از همه برای منابع انسانی متاسفم!
به نظر من این شرکت واقعا جای خوبی برای کاره. من از کار کردن اینجا خیلی رضایت دارم. شرکت کوچکی است اما پروژههای جذابی دارد و با تکنولوژی بهروز پیش میرود؛ تیم حرفهای و مدیری با تجربه هم در کنار متخصصان کار میکنند. حقوق و مزایا هم نسبتا مناسب است. در کل، این شرکت را به شدت توصیه میکنم. با این حال، جذب نیروی جدید در این شرکت خیلی بالاست و بهندرت نیروی تازهوارد میگیرند.
شرکت گاج را تجربه کردم به عنوان یک توسعهدهنده Backend. هر روز انتظار داشتن ساعات کار طولانی بود، تا حدی که حدود پانزده تا شانزده ساعت در روز میگذشت و اضافهکاری هم بهدرستی ثبت نمیشد. سطح مدیریتی پروژه متوسطی بود و مدیران سابقه و تجربه لازم را نداشتند؛ تنها از طریق دیپلماسی و تظاهر به تسلط، تیم را هدایت میکردند. در چنین فضایی من باید هر روز به فردی که دانش کافی ندارد توضیح میدادم که کار درست را انجام میدهم. در نهایت روشن بود که تصمیمات به عهده مدیر بالادستی است و من اغلب مجبور میشدم کار اشتباهی انجام دهم و وقتی نتیجه را ارائه میکردم، همان فرد پرسش میکرد که چرا کار درست انجام نشده است.
مدت سه سال در واحد خدمات پس از فروش شرکت صنایع گرمایشی آلزان فعالیت داشتم و تجربیات فراوانی به دست آوردم. فضای کار پر از فرصتهای یادگیری بود، هرچند ممکن بود برای بعضی افراد چالشبرانگیز باشد. به نظر من برای کسانی که دنبال توسعه دانش فنی هستند، مهندس رضایی در این زمینه میتواند نقش راهنما و راهگشا داشته باشد. این دوره همزمان با اینکه حقوق نسبتا پایین بود، با مذاکرات درست و رشد تدریجی کار میشد به افزایش مزایا و ارتقا شغلی امیدوار بود.
از نظر من، شرکت مانند هر جایی کارمند خوب هم داره و هم کمبودهایی که نباید نادیده گرفت. در اینجا برخی رفتارها و فضاهای منفی بود که روی فرهنگ سازمانی تاثیر گذاشت. بحثهای بیپرده و کنجکاوی بیجا درباره کار تیمهای دیگر، همراه با حسادت و تخریب همکاری، فضای کاری رو به شدت تحت تأثیر قرار میداد. از سمت مدیریت فنی هم نمونههایی دیدم که به تجربه من کمکی نکردند: فردی با ادبیاتی نابسامان و برداشت سطحی از نرمافزار، که بیشتر به دنبال عبور از زمان بود تا حل مشکلات بنیادی. این رفتارها همکاران رو دچار ناامیدی و از بین رفتن انگیزه میکرد و به نظر میآمد فرهنگ تیمی به سمت تردید و بیاعتمادی میرفت.
در شرکت اپیل، روحیهی کار گروهی مدیرعامل واقعا بالا ستacchar. اگر بتوانم ایشان را بهعنوان مرجع خودم در نظر بگیرم و با پشتکار نسبت به ایشان رفتار کنم، هم رشد فردیام تسریع میشود و هم از نظر روابط کاری پیشرفت قابل توجهی به دست میآورم.
به نظر من شرکت امن پردازان سورنا جای خوبی برایGrowth نبود و تجربهام از کار در اون پر از مشکلات بود. انگار شرکت چندانی نظم یا ساختار مشخصی نداشت و نیروی انسانی براش خیلی اهمیت نداشت. حقوق با تاخیر میدادند و مزایای ملموسی نبود. روابط فامیلی و آشناییها برای ورود نیروها نقش بیشتری داشتند و گاهی افراد از اقوام و دوستان به تیم پروژهها میآمدند. برای پروژهها معمولا کارمندانی با حقوق نسبتا پایین جذب میشدند و وقتی پروژه به پایان میرسید، با دلایل مختلف از شرکت میرفتند. پیشرفت شغلی هم خیلی به چشم نمیخورد و شرایط کار به گونهای بود که احساس میکردم حقوق کم است و با احترام کم با کارمندان رفتار میشود. مدیر شرکت هم به نظر میرسید دنبال پروژهای با راههای غیرشفاف و ارتباطاتی در بانکها باشد تا وامها و پروژهها را به دست بیاورد. فردی هم در تیم وجود داشت که تخصص مشخصی نداشت و بهطور غیررسمی مسئول پروژهها شده بود. لایسنس برخی محصولات امنیتی هم ظاهرا به صورت غیرقانونی یا با استفاده از نرمافزارهای کرکشده به مشتریان فروخته میشد. در کل رفتارها و روندها به نظر من قابل اعتماد نبود و خیلی با انتظارهای من از محیط کار سالم و حرفهای فاصله داشت.
من با مدیران و کارکنان آراد برندینگ مدت کوتاهی ارتباط داشتم و دیدم که نقش انسانهای شریف و حرفهای را جلوی دوربین ایفا میکنند، اما در واقعیت رفتارشان بیادبی و بیحرمتی بوده و حرفهایگری آنها نسبت به ظاهر نیست. بیشتر مدیران و کارمندان این شرکت به طور عمده رشتهای نامرتبط با بازاریابی و تجارت دارند. کار من بهعنوان کارمند این شرکت این بود که در شکار مشتریان مهارت خوبی در اغواگری به کار ببرم تا از هر میلیارد پولی که به نفع آراد برندینگ از مشتریان گرفته میشود حدود یک درصد به من برسد؛ در حالی که برخی از افراد که در تجارت موفقاند به تعبیر من با تلاش و پشتکار خودشان بدون استفاده از تبلیغات این شرکت نیز میتوانستند به موفقیت برسند. در منطقه طایقان قم، آنها باشگاههای اسبسواری و بیلیارد دارند که حس یادآور پولشویی اخلالگران اقتصادی را برمیانگیزد و احتمالا در مجموعه تلویزیونی هفت سر اژدها هم دیده شده است. سوال اصلی که هنوز پاسخی برای آن وجود ندارد این است که این ساختمانها و محوطههای پرهزینه اسبسواری و بیلیارد با این امکانات فراوان از کجا و به چه پولی تهیه شدهاند و شرکت در این زمینه فاقد شفافیت مالی است.
شرکت امرتات را در ابتدای مسیر نسبتا معمولی دیدم، اما به مرور به نگرشی منفی تبدیل شد. رفتارهای ناعادلانه با کارمندان و مشتریان به چشم آمد و انتظار میرفت که هر کس به خواستههای شرکت پاسخ دهد، هر چند این رفتارها به طور منظم شکل میگرفت. مدیر شرکت از منابع مالی پرسنل بهره میبرد و کارهای غیرقابل قبول دیگری نیز شنیده میشد، در حالی که خود او زندگی مرفهی در تهران و کانادا داشت. گروهی ناهمسو با نام بروبکس ساعی را در پروژهای به کار گرفته بودند. مجموعهای که به نظر میآمد بیشتر به دنبال ظاهر و نمایش بود تا ارائه خدمات درست در حوزه فناوری اطلاعات، با تمرکز اصلی روی سرورهای اچپی. یکی از افراد نزدیک به مدیر، بر خلاف انتظارات، رفتاری نامناسب و بیاحترامی داشت. در نتیجه، اگر درخواستی ارائه نمیشد یا همکاری به سمت همسویی با شرکت نبود، تمایل به ادامه کار کمرنگ میشد.
به نظر من شرکت آذرخش توان آفرین با جذب نیروهای جوان و بهویژه دانشجویان نخبه دانشگاههای معتبر چون امیرکبیر، بدون تجربه کاری کافی، قصد سوءاستفاده دارد. در فرآیند استخدام اولیه، قراردادی مبنی بر عدم افشای اطلاعات به کارجو ارائه میشود و تا امضا نشود وارد مرحله بعدی نمیشوی. بعد از امضا، یا باید آزمون بدهی یا چند روزی به صورت آزمایشی کار کنی. سپس با پذیرش نهایی، قراردادی متفاوت از توافقی که در جلسه مصاحبه صورت گرفت باید امضا شود که در صورت طرح شکایت، حقوق و مزایا بسیار کمتر از مبلغ توافقی به تو تعلق میگیرد. ورود و خروج نیرو در این شرکت بهشدت تکرار میشود و به همین خاطر اکثر قراردادها ماه به ماه تمدید میشود. از این رو فریب حرفهای شیرین مسئول منابع انسانی را نباید خورد. نظارت و کنترل زیادی روی نیروها از طریق دوربینها و سیستمهای نظارت وجود دارد. جو شرکت واقعا ناخوشایند است و ریاست، که آقای دکتر معرفی میشود، بهشدت مشکلساز و تندخو به نظر میرسد. بهراحتی ممکن است کارمند را بدون رعایت حقوق ابتدایی اخراج کنند، حتی اگر سالها برای شرکت کار مفید کرده باشد. پیشنهاد میکنم وقتتان را صرف محیطهایی با امنیت و شفافیت بیشتر کنید و از ورود به چنین محیطهایی خودداری کنید.
شرکت چرم کروکو تجربهای پرالتهاب و بیثبات را به من ارائه داد. بدون هیچ ساختار منسجم در بخشهای اداری و مالی همراه با تغییرات مداوم در دستورها و درخواستها از طرف مدیریت روبرو شدم. شرایط کاری گاهی برخاسته از حال و روز مدیر بود و هیچ پایبندی روشن به بندهای قرارداد مشاهده نمیشد. واریزهای حقوق به صورت نامنظم انجام میشد و معمولا در آخر ماه انجام میگرفت. در کل احساس نارضایتی از محیط کار بالاست و به همه توصیه میکنم مدت زیادی در چنین شرکتهایی وقت خود را صرف نکنند.
من تجربهام را اینطور منتقل میکنم: گروه آموزشی پرش را به هیچ وجه گزینهی همکاری ندانید. در روز مصاحبه وعدههای زیادی داده میشود، از جمله بیمه، پاداش و پورسانت، اما واقعا همهاش تحققنیافته است. قرار بود ۱۰ درصد پورسانت فروش بدهند و بعد بگویند باید تیروز هدف ۱۰۰ میلیون را بزنید تا بتوانید همان ده درصد را بگیرید، و اگر به هدف نرسیدید هم پاداشی در کار نیست. بهعنوان توصیف بیمه، در آگهی و هنگام مصاحبه بیمه تکمیلی مطرح میشود، اما در عمل مشخص میشود که فقط بیمه تامین اجتماعی وجود دارد و زیر همان بیمهها هم باید خودتان اقدام کنید تا بیمه تکمیلی را اضافه کنید. از طرفی گفته میشود که بیمه از ماه دوم به بعد شامل حالتان میشود، اما پس از یک ماه کار میگویند این دو ماه را پوشش نمیدهیم و غیره. تمام این ادعاها با مدارک و شاهدهای عینی قابل استناد است. به طور کلی از سرمایهگذاری وقت و فرزند و پولتان در این مجموعه پرهیز کنید؛ زیرا نیروها راضی نیستند و مشتریها هم ناراضیاند.
تجربهام در این شرکت را با واقعیت مشخص میکنم و به شکلی تازه و روان بیان میکنم. از همان ابتدا میخواهم بگویم که زمانی که به این کار پیوستم، اوضاع خیلی ایدهآل نبود و فشار کاری زیاد و دغدغه حقوق پایین دایم همراهمان بود. کارفرما در واقع برای من و سایر همکاران، ساعات کار طولانیای داشت، به طوری که از هشت تا هفت شب بود و اضافهکاری نیز بهطور مداوم و اجباری اعمال میشد. میگفتند اگر کارت بماند باید اضافهکاری انجام بدهی، و در عمل این اضافهکاری به بخشی سراسری از کار تبدیل شده بود. از شنبه تا پنجشنبه کار میکردیم و ساعات کار بالا بود، به ویژه با کمبود نیرو که همیشه وجود داشت، این شرایط سختتر هم میشد. بسیاری از همکاران تازهکار پس از یکی دوماه از شرکت بیرون میرفتند، به دلیل حقوق پایین و ساعات طولانی کار. حقوقها با توجه به سابقه کار، در وزارت کار ثبت میشود و معمولا با افزایش تجربه کمی ارتقا مییابد، اما انصافا افزایشی محسوس نبود. تجربه من از این شرکت تصمیم به ترک را تقویت کرد؛ پیشنهاد میکنم اگر به دنبال تجربهای بهتر هستی، شرکتی را انتخاب کنی که حقوق بالاتر و ساعات کاری کمتری ارائه دهد. تشویقکنندگان شرکت اغلب از مدیران یا معاونان صحبت میکنند و ممکن است دیدگاه مثبت از این مجموعه ارائه دهند. در مقابل، من ترجیح میدهم واقعیت را بهطور واضح بیان کنم تا تصمیم درستتری بگیرید. مزایای کار با شرکت شامل سرویس رفتوبرگشت به پرند و ارائه ناهار بود، اما اینها بهتنهایی کافی نبودند تا رضایت کامل از کار را به همراه بیاورند.
به نظر من مدیرعامل فردی باذات سودجو است که با چشمان مستقیم به تو نگاه میکند و فشار و تهدید را دستکم میگیرد. کسی هم در کنار اوست که فقط دنبال گزارش از کار دیگران است. به عنوان نمونه، برای تیم برنامهریزی با چهار نفر در هشت ماه کار میگیرند و بعد آنها را اخراج میکنند. حقوقها به موقع پرداخت نمیشود و هر بار که یکی از کارکنان شرکت جدا میشود، حقوقش با تاخیری دو ماهه پرداخت میشود.
در یک خانه قدیمی با حیاط بزرگ وارد کار شدم تا به شکل موسسه حقوقی دربیایم و مدیریت امور را به دست زنانی بسپارم که هیچ تجربهای از مدیریت موسسه حقوقی و جذب نیروی انسانی کارآمد ندارند. این موسسه به طور مداوم و گسترده در دیوارها و نقاط مختلف تبلیغات ارایه میدهد و به این وسیله مردم را جذب میکند.
از بازخورد شما سپاسگزاریم. برای شفافسازی لازم به ذکر است که خوشبختانه همکارانی که اخیرا به مجموعه پیوستند، دوره آزمایشی خود را با موفقیت پشت سر گذاشتهاند و اکنون بهعنوان اعضای اصلی تیمها و شرکت مشغول فعالیت هستند؛ بنابراین اینموضوع صحت ندارد! در خصوص موضوع سورسکدها لازم به ذکر است، که کلیه کارها و پروژههای شرکت توسط تیمهای تولیدی داخلی انجام شده و خوشبختانه با موفقیت به نتیجه رسیدهاند. بنابراین این ادعا که کارها صرفا با سورس آماده انجام میشود، به هیچ وجه صحیح ندارد و محصولات تولید شده با کیفیت بالا گواه این مساله می باشد همچنین یادآور میشویم اگر هر یک از همکاران دغدغه یا مسئلهای دارند، بهترین مسیر این است که آن را بهصورت مستقیم و شفاف با واحد منابع انسانی مطرح کنند تا بررسی و پیگیری شود. ما همواره از نقد سازنده استقبال میکنیم، اما انتظار داریم موضوعات در فضایی محترمانه و مبتنی بر واقعیت بیان شود تا بتوانیم در کنار هم محیطی حرفهایتر و پویاتر داشته باشیم امیدواریم شما هم کار مورد علاقه خود را پیدا کنید و در مسیر کاری حرفه ای خود موفق باشید
مدیران ارشد شرکت بسیار با تجربه هستند و اگر آدم توانمندی باشید مسیر برای رشد شما فراهم است.به لحاظ امنیت شغلی شرکت در سطح بالایی است.امکانات رفاهی و کارانه در حد نرمال وجود دارد.
برای من کارفرمایان این شرکت تنها به دنبال سود خود هستند و رفتارشان برخلاف اخلاق حرفهای است. آنها نزاکت زیادی ندارند و با بیادبی با کارمندان برخورد میکنند. به نظر میرسد به افراد جوانتر با حقوق پایینتر فرصتهای شغلی میدهند و پس از مدتی آنان را با شرایط نامساعد اخراج میکنند و هیچ مزیت یا امکاناتی هم ارائه نمیدهند.
خیلی بالا پایین کردم که چیزی بنویسم یا نه، دیدم تجربیاتم روی یک آدم هم بتونه تاثیر بگذاره خوبه این شرکت پروژه محور هست نه محصول محور، در شرکت پروژه محور که فقط نیاز به این هست که نیازمندی های کارفرما برطرف بشه، عملا کیفیت کد شما مهم نیست، پس چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که کار تیمی وجود نداره، افراد به تنهایی کار می کنن و code review انجام نمی شه شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که به شما یک اپلیکیشن داده می شه که تایمر داره و شما زمان هایی که پشت سیستم نشستید رو استارت می زنید و می رید دستشویی استاپ می کنید شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که از اسکرام فقط تخمین زمان انجام می شه (که اون هم طبق قاعده اسکرام نیست) شما چیزی یاد نمی گیرید در شرکتی که شما رو با وسایل مختلف رصد می کنن، شما چیزی یاد نمی گیرید اگر خواستید در این شرکت استخدام شید، همین مسایلی که گفتم رو بررسی کنید، بعد با فکر باز تصمیم بگیرید، شاید برای شما این مسایل مهم نباشه تجربه شخصی من، بدترین شرکتی بود که توی این سال ها دیدم دلخوش به یک حقوق سر وقت (که اون هم حقوق مناسب سطح شما نیست) و یک ناهار نباشید، تلاش کنید که شرکت بهتری برید
هرگز نمیخواستم با این شرکت کار کنم و به تجربهای که داشتم فکر میکنم هنوز هم نفرت برانگیز است. به نظر میرسید رفتار بد برخی کارکنان اصلا با شان مجموعه هماهنگ نبود و اعتبار شرکت را تضعیف میکرد. حضور در مصاحبه احساس اینکه وقتم هدر میشود را داشت و رفتارهای تبعیضآمیز و سهمیهبندیهای غیرمنصفانه هم دیده شد. با وجود تبلیغ گسترده برند برای جذب افراد، به نظر میرسید هدف اصلی از استخدام صرفا برای نمایش ظاهر برند است و ارزیابی دقیق افراد از نظر قابلیت و انگیزه به درستی انجام نمیشد. به باور من، شرکت بیشتر روی تبلیغ برند و پارتیبازی تمرکز میکرد تا جذب نیروهای واجد استعداد و واقعی.
من بعنوان فردی تازه وارد تو سازمان، سازمان رو تو دسته میبینم خودی و ناخودی، افراد گارد دارن برای ورود فرد جدید. اکثرا ++ افراد تخصص ندارن، کار و راندمان کار بسیار پایین در حد صفر، برنامه نویسی که نمیشه بیشتر سورس ها آورد میشه، و قرار بره!!! بدنبال کارم، کامنت ها رو بدقت بخونید، جز خودی کامنت مثبت نگذاشته!!!! اسکرول و اسکرول و اسکرول کنید. وقتتون رو هدر ندید اینجا. در کل برای سازمان و بیش از همه برای منابع انسانی متاسفم!
به نظر من این شرکت واقعا جای خوبی برای کاره. من از کار کردن اینجا خیلی رضایت دارم. شرکت کوچکی است اما پروژههای جذابی دارد و با تکنولوژی بهروز پیش میرود؛ تیم حرفهای و مدیری با تجربه هم در کنار متخصصان کار میکنند. حقوق و مزایا هم نسبتا مناسب است. در کل، این شرکت را به شدت توصیه میکنم. با این حال، جذب نیروی جدید در این شرکت خیلی بالاست و بهندرت نیروی تازهوارد میگیرند.
شرکت گاج را تجربه کردم به عنوان یک توسعهدهنده Backend. هر روز انتظار داشتن ساعات کار طولانی بود، تا حدی که حدود پانزده تا شانزده ساعت در روز میگذشت و اضافهکاری هم بهدرستی ثبت نمیشد. سطح مدیریتی پروژه متوسطی بود و مدیران سابقه و تجربه لازم را نداشتند؛ تنها از طریق دیپلماسی و تظاهر به تسلط، تیم را هدایت میکردند. در چنین فضایی من باید هر روز به فردی که دانش کافی ندارد توضیح میدادم که کار درست را انجام میدهم. در نهایت روشن بود که تصمیمات به عهده مدیر بالادستی است و من اغلب مجبور میشدم کار اشتباهی انجام دهم و وقتی نتیجه را ارائه میکردم، همان فرد پرسش میکرد که چرا کار درست انجام نشده است.