برای من تجربهای بود که هیچوقت دوست نداشتم تکرار شود، از نظر من به عنوان کارمند آن مجموعه، یکی از بدترین دوران کاریام بود و سعی میکنم بدون ورود به تهمت یا اتهامهای شدید، واقعیت را بازگو کنم. در آنجا با مدیری روبهرو شدم که به نظر خیلیها خبرنگارانی برای انتشار خبرهای زرد مینوشتند و من احساس میکردم او بیسواد و بیمسؤلیت است. او بدون توجه به تخصص حضور داشت و با گستردگی سطح اطلاعاتی پایین و نگاه سطحی به پروژهها، از هر فرصت برای جلب توجه استفاده میکرد. به عبارتی با شیوهای خودشیفته و بیپروای کاری میکرد تا هر چالشی را به شکل ساده یا سطحی ارائه دهد و مقاومت قابل توجهی در برابر نقد یا بازخورد نشان نمیداد. ارزیابی کار او در زمینه تست نوشتن و معماری نرمافزار برای من همیشه ناکافی و نامناسب مطرح میشد و از همین دلیل، فضای کار برای من به شدت آشفته بود. با خروج از چنین مجموعهای احساس آرامش و فرصت بهتری برای رشد پیدا کردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
از اولین روزی که رفتم شرکت نوین چرم، فهمیدم که فضای کار با انتظاراتی که ازش داشتند همسو نیست. مدیریت در سطح بالایی برخوردی نامشهود اما محسوس دارد و مشکلات مالی شرکت هم تأثیر بدی روی تیم گذاشته است; بین کارکنان هم فضای رقابتی ناسالم و بیاعتمادی ایجاد شده و گاهی سوءنیت کوچک به ضرر مجموعه بدل میشود. این جو منفی به مرور به شکل رفتارهای تضعیفکننده میان پرسنل، کارشکنیهای غیرواضح و ضربه زدن به پیکره شرکت در سطوح پایینتر بسط پیدا کرده است. ورود به مجموعه برای تازهواردها با حسادت و کمبینی نسبت به تواناییهای دیگران همراه است و این وضعیت با فشار محیط کار و برخی تعصبات جامعهای که کارمندان رشد کردهاند، تشدید میشود. اکثر همکاران تازه از طبقههای شهری دور و مناطق کمخانوادهاند و تلاش میکنند به هر نحوی ارتقا پیدا کنند، اما این تلاشها با برخوردهای منفی مواجه میشود. به محض ورود، تصور میشد با یک شرکت خصوصی لاکچری با امکانات فراوان روبهرو هستم و با امیدی بیپایه پا به اینجا گذاشتم؛ اما پس از چند ماه ناامیدی و سردرگمی به سادگی فهمیدم که این تجربه، آنگونه که وعده داده شده بود، نیست و آن بوی دلگرمی که انتظار میرفت، واقعاً وجود ندارد.
عجیب اینجاست که بیزینس سپردن به عقده های م.م اچ آر بی پی برای این زن اصلا مهمنیست شرکت نتیجه بگیره یا نگیره فقط براش مهمه قدرت نمایی کنه آدمهای خودشو گوشه کنار شرکت بچینه از وقتی این خانم بیسواد اچ ار بی پی کامرشال شد کامرشال و بیزینس فنا شد بابا این مثلا مدیر جذب بود سرگرم بود حالا خیلی اونجا دستاورد داشت اچ ار بی پی کردین؟ چی میدونست اصلا عدد میفهمید حقوق دستمزد میفهمید بعد خنده دار پوزیشنهایی که تو لینکدین واسه خودش میزنه اچ ار بی پی سینیور منیجر چه صیغه ای سراسر این زن عقده ست و بقدری دلش سیاهه که تو قیافه ش میشه دید این سیاهی
در تجربهام فهمیدم که شرکت خوب عنوان میکرد اما واقعاً پارتیبازی توش غوغا بود. ریاست تاسیسات بهطور مداوم همشهریهای خودش رو میگیره و هر سال گروه جدیدی استخدام میکنن، با اینکه بسیاریشون حتی آچار به دست گرفتن بلد نیستن. خود شرکت هم حقوقها رو به درستی پرداخت نمیکنه و مشخص نیست دقیقاً چندم حقوق دارم.
در این شرکت احساس میکنم فضای کار بارها تکراری و سرد است و برنامهریزیها طوری است که به نظر میرسد بیشتر به صرفهجویی مالی توجه میشود تا رشد تیم. ظاهراً به دنبال کارمندانی با دستمزد پایین و بدون مزیت ویژه هستند و از همدلی یا اشتراک تجربه با سایر همکاران استقبال زیادی نمیکنند. نتیجهاش این است که حمایت از همیاری یا گسترش دانش بین کارکنان کمتر دیده میشود.
برای من اینجا شدت رفتار توی محیط کار به حدی بود که هر روز احساس میکردم درگیر وضعیتی کاملاً منفی و مسموم هستم؛ اما واقعیت این است که با وجود همهی فشارها، من تصمیم گرفتم کنار بیایم و از آن جا خارج شدم. من اونجا تجربهای از مدیریت و رفتار گروهی دیدم که خیلی دور از انتظارات بود و به مرور زمان اثر منفی عمیقی روی روحیه و کارهایم گذاشت. هرچند وضعیت حقوقی و پرداختیها هم با تاخیر همراه بود و در نهایت تسویهحساب هنوز انجام نشده بود. در تجربهی من، جو مرکزی مجموعه و نحوهی برخورد با همکاران به شکل منفی و غیرحرفهای دیده میشد و اختلافات و درگیریهای داخلی به شکل گسترده وجود داشت. فضای کاری برای بسیاری از همکاران، به دلیل وجود روابط خارج از چارچوب و شنیدهها و شایعات فراوان، آرامش و تمرکز را سخت کرده بود. من در نهایت تصمیم گرفتم از این محیط فاصله بگیرم تا سلامت روانی و شرایط حرفهای بهتری پیدا کنم و در جای دیگری، با وجود دشواریهایی که میدیدم، توانستم شایستههایم را به کار بگیرم و پیش بروم. تجربهام به من نشان داد که محیطهای دارای سنتیگرایی شدید و مدیریت با رویکرد محدود میتوانند به شکل قابل توجهی روی انگیزه و عملکرد افراد اثر بگذارند و اهمیتِ یافتن سازمانی که به ارزشها و رشد افراد بها میدهد را به من یاد داد. اگر به دنبال کار هستید، بهتر است به جو حاکم، نحوهی مدیریت و احترام بهِ حقوق کارمندان توجه کنید تا تجربهی کاری سازندهتری داشته باشید.
من دلم نمیخواست تا مدت طولانی با این جو کار کنم؛ احساس میکنم فضای کار اینجا خیلی ناسالم است و انتخاب مدیران هر بخش بر پایه روابط و سلیقه شخصی است، نه تخصص و تجربه کافی. در این محیط به جای روحیه تیمی، تخریب همکاران به عنوان ارزش شناخته میشود. اگر انگیزهات این است که زیرابزنی کنی و کارهای بیارزش خودت را به مدیر نمایش بدهی، اینجا برایت گزینه مناسبی است. با این حال توجه داشته باش که تا زمانی که شرکت به تو نیاز دارد، حضور خواهی داشت و به محض رفع نیاز، بدون احترام قطع همکاری میکنند و حتی به اجرای قانون یک ماه هم پایبند نیستند؛ این اتفاق در آغاز سال جدید و به بهانه نبود قرارداد شما رخ میدهد و شما فقط به خاطر اعتماد و قولهای غیررسمی در این شرکت ماندهاید. به عنوان کسی که زمان زیادی را در این مجموعه سپری کردهام، توصیه میکنم به آینده بلندمدت در آن نگاه نکنید و با این تصور که فقط انجام کار صادقانه کافی است، بهراحتی از دست روی میدهم.
در این شرکت به نظر میرسد رفتار با نیروها به عنوان کارگران موقت صورت میگیرد و اولویت با پروژههای کوتاهمدت است. وقتی پروژهای باشد، به هر روشی که باشد از جمله قولهای پوچ، کارمندان جذب میشوند اما پس از پایان پروژه یا وقتی نیاز کم میشود، معمولاً قرارداد تمدید نمیشود یا ممکن است تمایلی به ادامه همکاری با آن فرد وجود نداشته باشد. اضافهکاریها هم گاهی تأیید نمیشود. اگر دانشجو هستید یا به دنبال کار موقت میگردید، این وضعیت میتواند مناسب باشد، اما برای دید بلندمدت توصیه نمیشود. در تمامی پژوهشکدهها و بهطور کلی در این پژوهشگاه چنین سیاستی وجود دارد و از کسانی که در اینجا کار کردهاند نیز میتوانید چنین تجربیاتی را بشنوید. به طور کل، توجیه نیروها به پروژه و نیاز آنها بستگی دارد و پس از اتمام پروژه، تعدیل انجام میشود. برای دانشجویان یا مأموریتهای خاص یا کار گذرا ممکن است مناسب باشد، اما برای همکاری بلندمدت خیر.
مدیر شرکت ادمی بسیار مزخرف هستش . ثبات شخصیت نداره . الان حرفی رو میزنه دو روز بعد توی چشمت زل میزنه میگه کی گفته من که نگفتم . کلا وعده و وعید میدن و به حرفشون عمل نمیکنن. از قدیم گفتن مرد و قولش ولی اینا گویا مرد نیستن
شرکت بزرگی هستش ولی متاسفانه فرهنگ سازمانی و ساختار درستی نداره . همه چی بر اساس زیرآب زنی و سخن چینی بنا شده . قوانین شفافی نداره . مسول نیروی انسانی هم متاسفانه آدم کار بلدی نیست . قوانین شرکت به صورت لحظه ای تغیر میکنه . پرداخت حقوق به روشهای صورت میگیره خود کارمند هم نمی دونه چه طوری حساب میشه . فیش حقوقی ندارن . اضافه کارهای هر ماه با یک ماه تاخیر واریز میشه . مثلا این ماه حقوق میگیری اضافه کار ماه قبل رو همراهش میریزن و اضافه کار ماه جاری رو میزارن یک ماه بعد میدن .علت اصلی هنوز نامشخص و کشف نشده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدمات رفاهی صفر هستش و خدمت رفاهی در حد یه صبحانه و یک کمک هزینه ناهار بهتون تعلق میگیره اونم با منت. سود مالی شرکت هم برای دو سه نفر مسول شرکت هستش و همکاران هیچ سهمی از سود شرکت ندارن . هیچ خبری از پادآش و کارانه نیست . خلاصه بگم . از ریزشهای که طی دو سال گذشته و امسال داشته معلومه که شرکت آینده ای نداره.
کاری که تجربه کردم این بود که با شرکت آی تی ساز همصحبت شدم و کار رو در قالب برنامهنویسی آغاز کردم. اوضاع حقوقی توافقی نبود و حقوق من هم به سختی پرداخت میشد و تازه با این همه شدت مشکلات، فرصت اعتراض داشت برای پیگیری. وقتی میپذیرید با چنین شرکتی همکاری کنید و قراردادی هم بهطور کتبی به دستتان نمیرسد، امکان انجام کار و پیگیری حقوق بهخاطر نبودن قرارداد مشخصی به شدت پیچیده میشود و در نهایت امکان اقدام مؤثر محدود میشود.
متأسفانه سطح سازمان و مصاحبهکننده بسیار پایین بود. انتظار داشتم در حوزهی تخصصی IT، مصاحبه با ابزار مناسب مثل کامپیوتر انجام بشه، نه با ماژیک و تخته وایتبرد! واقعاً حیف از زمان، انرژی و منابعی که صرف چنین سازمانهایی میشه؛
من مدت کوتاهی با این مجموعه کار کردم. دوستانی که علامند به حوزه دیجیتال مارکتینگ هستند این شرکت رو حتما پیشنهاد میکنمممممم. با آرزوی پیدا کردن کار مناسب برای همه دوستان جویای کار.
من دو ساله که در این مجموعه هستم. مثل هر جای دیگهای خوبیهایی داره و بدیهایی. تا قبل از همکاران سیستم من فقط در محیطهای استارتاپی و شرکتهای تازه تاسیس کار کرده بودم و همکاران سیستم تجربه بسیار متفاوتی بود. - به نظر من محیط شرکت بسیار سالم و صمیمیه. این رو خودم از زبون کسانی که از اسنپ، دیجیکالا، دیوار و بازار و شرکتهای بزرگ دیگه به همکاران اومدن و یا از همکاران رفتن اونجاها شنیدم. میگن در مقایسه با اون شرکتا جو سالمتری داره همکاران. - شرکت بالغ بر ۳۵ سالشه و این خودشو تو بوروکراسی و منابع انسانیش نشون میده، اما در عین حال فرهنگ تغییر و بهتر شدن کاملا مشهوده به نظر من. - پرداخت حقوق همیشه به موقع است. - رده بندی و نردبان شغلی و این مسائل نداره. اما تفاوت مهارت و مسئولیت پذیری کاملا دیده میشه. البته در کل حقوقش (برای برنامهنویس) از شرکتهای مطرح یه سطح پایینتره. - در عین بزرگ بودن شرکت، شما از مدیران دور نیستید. واقعا باهاتون در ارتباطن و در دسترسن برای صحبت، مشورت، انتقاد و ... - شاید بهترین جا برای پیشرفت فنی نباشه. چون به خاطر بروکراسی و فرآیندهای نرمافزاریش، زمان قابل توجهی از شما گرفته میشه. سخت میشه تاثیرگذار بود و چیزی رو عوض کرد. از لحاظ سطح فنی هم آدم معمولی زیاده به نسبت.
سلام، برای پوزیشن کاری برنامه نویسی به این شرکت رفتم، محیط خیلی ساکتی داشت، برام مهم بود و دوم اینکه مصاحبه تخصصی روی وایت برد داشتم، خوب نتونسم پاسخ بدم ولی خوشحالم که سطح شرکت های آیتی یه تغییری تو ایران کرده. راضی کننده بود
میخواهم بگویم که در مدت تقریبا سه سالی که اینجا بودم، فرصتهای نسبتا خوب و همینطور چالشهایی فراهم شد. اگر به معماری رایانه، سیستمعامل یا شبکه علاقه دارید، این بخش سیستمی شرکت برایتان تجربههای جذابی به همراه دارد. از نظر حقوقی، دستمزد نسبت به بازار متوسط رو به بالا بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. علاوه بر این، امکان دورکاری چند روز در هفته وجود داشت و فضای ذهنی مثبتی در این باره وجود داشت. از نکات منفی هم این است که شاید بهکارگیری تکنولوژیهای بیشتری بتواند هم گروه همکاران را راضیتر کند و هم مهارتهایشان را ارتقا دهد. ارتباط مناسب با واحد منابع انسانی را احساس نکردم و این بخش از نقاط ضعفی بود که به آن اشاره میکردم. اخیراً با مدیر فنی جدید تغییرات خوبی در سطحهای مختلف شکل گرفته و آینده بهتری برای شرکت نوید میداد. برای شرکت آرزوی موفقیت دارم و از وقتی که اینجا کار کردم خوشحالام.
اگه میخای بی عرضه ترین و عقده ای ترین آدما رو ببینی یه سر بزن به دفتر افق کوروش مرکز استانت.کل حجم کار از سر و کله زدن با مشتری و بهداشت و تعزیرات،بار خالی کردن،فروش ویژه،چیدمان و نظافت و... روی دوش نیروی فروشگاهه ولی تشویقی و پاداشش واسه بالادستی ها.ملاک پیشرفت فقط و فقط چاپلوسیه. شیفت بندی ها نامنظمه،مجبورت میکنن گوشت و مرغ زیاد سفارش بدی اگه بمونه و تاریخش بگذره پولشو از خودت میگیرن،حجم کارش خیلی زیاده ولی واسه اضافه کاری(ساعتی پنجاه هزار تومن!!!!) که مجبور شدی بمونی فروشگاه هم توبیخ میشی داخل هر فروشگاه هم یه نیرو از جنس خودشون هست که به وقتش زیرآبتو بزنه و واست پاپوش درست کنه. اگه دنبال جنگ اعصاب و تحقیر شدن هستید افق کوروش بهترین گزینه برای شماست
فقط یه مورد بگم تو اون شرکت یه فردی بود به اسم نوری هر کاری میگفت مدیریت نه نمیاورد نه که نتونه میترسیدن از ممد یادمه نوری چندین نیرویه کار عالی و همکارایه لایق رو بخاطر اینکه ازش نزنن بالاتر به اقای محمودی میگفت ردش کن اونم میکرد بعد از چند هفته میفهمید چه غلطی کرده و کاره اونام ریخته رو خودش به غلط کردن میوفتاد حالا هم که نیست برای جانشین های خودش که حاصل تربیت خودش هستند همون شخصیت به جا گذاشته ماکه عقل نداشتم چند سال عمرمونو اونجا درجا زدیم ولی اونی که یذره عاقل بود اومده و دو روزه رفت
سلام من در تایید حرف دوستان این نکته رو عرض کنم که شما در هر جای شرکت میتونید اینو ببینید که سطح هورمون های مردانه بالاسریتون به شدت نقش پررنگتری نسبت به تخصص و دانش و تجربه و تلاش و خروجی و ...در تصمیم گیری برای پایین دستی ها داره بنابر این اگر خانوم هستید که باید بدانید چه نگاه ای وجود داره در داخل شرکت، اگر هم آقا هستید، بازم بدونید که شرایط به چه شکلی هستی. فقط امیدوارم مدیران ارشد شرکت وقتی خواستند عکس العمل نشون بدن که زیاد دیر نشده باشه. (اگر بالخره انکار رو کنار گذاشتند و با واقعیت روبرو شدن و دست از نظرسنجی های مسخره برداشتن) یا حق
تجربه خوبی بود، انصافا خیلی چیزا یاد گرفتم. با وجود اینکه ایراداتی داشت. ما از حق نگذریم تجربه ای که در تعامل و بازاریابی تو این شرکت پیدا کردم خیلی برای آینده ام خوب هست. بالاخره هیچ جایی عالی نیست اما خوب و بدی هر جا به نظرم می تونه در نهایت به تجربیات آدم چیزی اضافه کنه. امیدوارم این شرکت موفق باشه
برای من تجربهای بود که هیچوقت دوست نداشتم تکرار شود، از نظر من به عنوان کارمند آن مجموعه، یکی از بدترین دوران کاریام بود و سعی میکنم بدون ورود به تهمت یا اتهامهای شدید، واقعیت را بازگو کنم. در آنجا با مدیری روبهرو شدم که به نظر خیلیها خبرنگارانی برای انتشار خبرهای زرد مینوشتند و من احساس میکردم او بیسواد و بیمسؤلیت است. او بدون توجه به تخصص حضور داشت و با گستردگی سطح اطلاعاتی پایین و نگاه سطحی به پروژهها، از هر فرصت برای جلب توجه استفاده میکرد. به عبارتی با شیوهای خودشیفته و بیپروای کاری میکرد تا هر چالشی را به شکل ساده یا سطحی ارائه دهد و مقاومت قابل توجهی در برابر نقد یا بازخورد نشان نمیداد. ارزیابی کار او در زمینه تست نوشتن و معماری نرمافزار برای من همیشه ناکافی و نامناسب مطرح میشد و از همین دلیل، فضای کار برای من به شدت آشفته بود. با خروج از چنین مجموعهای احساس آرامش و فرصت بهتری برای رشد پیدا کردم.
از اولین روزی که رفتم شرکت نوین چرم، فهمیدم که فضای کار با انتظاراتی که ازش داشتند همسو نیست. مدیریت در سطح بالایی برخوردی نامشهود اما محسوس دارد و مشکلات مالی شرکت هم تأثیر بدی روی تیم گذاشته است; بین کارکنان هم فضای رقابتی ناسالم و بیاعتمادی ایجاد شده و گاهی سوءنیت کوچک به ضرر مجموعه بدل میشود. این جو منفی به مرور به شکل رفتارهای تضعیفکننده میان پرسنل، کارشکنیهای غیرواضح و ضربه زدن به پیکره شرکت در سطوح پایینتر بسط پیدا کرده است. ورود به مجموعه برای تازهواردها با حسادت و کمبینی نسبت به تواناییهای دیگران همراه است و این وضعیت با فشار محیط کار و برخی تعصبات جامعهای که کارمندان رشد کردهاند، تشدید میشود. اکثر همکاران تازه از طبقههای شهری دور و مناطق کمخانوادهاند و تلاش میکنند به هر نحوی ارتقا پیدا کنند، اما این تلاشها با برخوردهای منفی مواجه میشود. به محض ورود، تصور میشد با یک شرکت خصوصی لاکچری با امکانات فراوان روبهرو هستم و با امیدی بیپایه پا به اینجا گذاشتم؛ اما پس از چند ماه ناامیدی و سردرگمی به سادگی فهمیدم که این تجربه، آنگونه که وعده داده شده بود، نیست و آن بوی دلگرمی که انتظار میرفت، واقعاً وجود ندارد.
عجیب اینجاست که بیزینس سپردن به عقده های م.م اچ آر بی پی برای این زن اصلا مهمنیست شرکت نتیجه بگیره یا نگیره فقط براش مهمه قدرت نمایی کنه آدمهای خودشو گوشه کنار شرکت بچینه از وقتی این خانم بیسواد اچ ار بی پی کامرشال شد کامرشال و بیزینس فنا شد بابا این مثلا مدیر جذب بود سرگرم بود حالا خیلی اونجا دستاورد داشت اچ ار بی پی کردین؟ چی میدونست اصلا عدد میفهمید حقوق دستمزد میفهمید بعد خنده دار پوزیشنهایی که تو لینکدین واسه خودش میزنه اچ ار بی پی سینیور منیجر چه صیغه ای سراسر این زن عقده ست و بقدری دلش سیاهه که تو قیافه ش میشه دید این سیاهی
در تجربهام فهمیدم که شرکت خوب عنوان میکرد اما واقعاً پارتیبازی توش غوغا بود. ریاست تاسیسات بهطور مداوم همشهریهای خودش رو میگیره و هر سال گروه جدیدی استخدام میکنن، با اینکه بسیاریشون حتی آچار به دست گرفتن بلد نیستن. خود شرکت هم حقوقها رو به درستی پرداخت نمیکنه و مشخص نیست دقیقاً چندم حقوق دارم.
در این شرکت احساس میکنم فضای کار بارها تکراری و سرد است و برنامهریزیها طوری است که به نظر میرسد بیشتر به صرفهجویی مالی توجه میشود تا رشد تیم. ظاهراً به دنبال کارمندانی با دستمزد پایین و بدون مزیت ویژه هستند و از همدلی یا اشتراک تجربه با سایر همکاران استقبال زیادی نمیکنند. نتیجهاش این است که حمایت از همیاری یا گسترش دانش بین کارکنان کمتر دیده میشود.
برای من اینجا شدت رفتار توی محیط کار به حدی بود که هر روز احساس میکردم درگیر وضعیتی کاملاً منفی و مسموم هستم؛ اما واقعیت این است که با وجود همهی فشارها، من تصمیم گرفتم کنار بیایم و از آن جا خارج شدم. من اونجا تجربهای از مدیریت و رفتار گروهی دیدم که خیلی دور از انتظارات بود و به مرور زمان اثر منفی عمیقی روی روحیه و کارهایم گذاشت. هرچند وضعیت حقوقی و پرداختیها هم با تاخیر همراه بود و در نهایت تسویهحساب هنوز انجام نشده بود. در تجربهی من، جو مرکزی مجموعه و نحوهی برخورد با همکاران به شکل منفی و غیرحرفهای دیده میشد و اختلافات و درگیریهای داخلی به شکل گسترده وجود داشت. فضای کاری برای بسیاری از همکاران، به دلیل وجود روابط خارج از چارچوب و شنیدهها و شایعات فراوان، آرامش و تمرکز را سخت کرده بود. من در نهایت تصمیم گرفتم از این محیط فاصله بگیرم تا سلامت روانی و شرایط حرفهای بهتری پیدا کنم و در جای دیگری، با وجود دشواریهایی که میدیدم، توانستم شایستههایم را به کار بگیرم و پیش بروم. تجربهام به من نشان داد که محیطهای دارای سنتیگرایی شدید و مدیریت با رویکرد محدود میتوانند به شکل قابل توجهی روی انگیزه و عملکرد افراد اثر بگذارند و اهمیتِ یافتن سازمانی که به ارزشها و رشد افراد بها میدهد را به من یاد داد. اگر به دنبال کار هستید، بهتر است به جو حاکم، نحوهی مدیریت و احترام بهِ حقوق کارمندان توجه کنید تا تجربهی کاری سازندهتری داشته باشید.
من دلم نمیخواست تا مدت طولانی با این جو کار کنم؛ احساس میکنم فضای کار اینجا خیلی ناسالم است و انتخاب مدیران هر بخش بر پایه روابط و سلیقه شخصی است، نه تخصص و تجربه کافی. در این محیط به جای روحیه تیمی، تخریب همکاران به عنوان ارزش شناخته میشود. اگر انگیزهات این است که زیرابزنی کنی و کارهای بیارزش خودت را به مدیر نمایش بدهی، اینجا برایت گزینه مناسبی است. با این حال توجه داشته باش که تا زمانی که شرکت به تو نیاز دارد، حضور خواهی داشت و به محض رفع نیاز، بدون احترام قطع همکاری میکنند و حتی به اجرای قانون یک ماه هم پایبند نیستند؛ این اتفاق در آغاز سال جدید و به بهانه نبود قرارداد شما رخ میدهد و شما فقط به خاطر اعتماد و قولهای غیررسمی در این شرکت ماندهاید. به عنوان کسی که زمان زیادی را در این مجموعه سپری کردهام، توصیه میکنم به آینده بلندمدت در آن نگاه نکنید و با این تصور که فقط انجام کار صادقانه کافی است، بهراحتی از دست روی میدهم.
در این شرکت به نظر میرسد رفتار با نیروها به عنوان کارگران موقت صورت میگیرد و اولویت با پروژههای کوتاهمدت است. وقتی پروژهای باشد، به هر روشی که باشد از جمله قولهای پوچ، کارمندان جذب میشوند اما پس از پایان پروژه یا وقتی نیاز کم میشود، معمولاً قرارداد تمدید نمیشود یا ممکن است تمایلی به ادامه همکاری با آن فرد وجود نداشته باشد. اضافهکاریها هم گاهی تأیید نمیشود. اگر دانشجو هستید یا به دنبال کار موقت میگردید، این وضعیت میتواند مناسب باشد، اما برای دید بلندمدت توصیه نمیشود. در تمامی پژوهشکدهها و بهطور کلی در این پژوهشگاه چنین سیاستی وجود دارد و از کسانی که در اینجا کار کردهاند نیز میتوانید چنین تجربیاتی را بشنوید. به طور کل، توجیه نیروها به پروژه و نیاز آنها بستگی دارد و پس از اتمام پروژه، تعدیل انجام میشود. برای دانشجویان یا مأموریتهای خاص یا کار گذرا ممکن است مناسب باشد، اما برای همکاری بلندمدت خیر.
مدیر شرکت ادمی بسیار مزخرف هستش . ثبات شخصیت نداره . الان حرفی رو میزنه دو روز بعد توی چشمت زل میزنه میگه کی گفته من که نگفتم . کلا وعده و وعید میدن و به حرفشون عمل نمیکنن. از قدیم گفتن مرد و قولش ولی اینا گویا مرد نیستن
شرکت بزرگی هستش ولی متاسفانه فرهنگ سازمانی و ساختار درستی نداره . همه چی بر اساس زیرآب زنی و سخن چینی بنا شده . قوانین شفافی نداره . مسول نیروی انسانی هم متاسفانه آدم کار بلدی نیست . قوانین شرکت به صورت لحظه ای تغیر میکنه . پرداخت حقوق به روشهای صورت میگیره خود کارمند هم نمی دونه چه طوری حساب میشه . فیش حقوقی ندارن . اضافه کارهای هر ماه با یک ماه تاخیر واریز میشه . مثلا این ماه حقوق میگیری اضافه کار ماه قبل رو همراهش میریزن و اضافه کار ماه جاری رو میزارن یک ماه بعد میدن .علت اصلی هنوز نامشخص و کشف نشده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدمات رفاهی صفر هستش و خدمت رفاهی در حد یه صبحانه و یک کمک هزینه ناهار بهتون تعلق میگیره اونم با منت. سود مالی شرکت هم برای دو سه نفر مسول شرکت هستش و همکاران هیچ سهمی از سود شرکت ندارن . هیچ خبری از پادآش و کارانه نیست . خلاصه بگم . از ریزشهای که طی دو سال گذشته و امسال داشته معلومه که شرکت آینده ای نداره.
کاری که تجربه کردم این بود که با شرکت آی تی ساز همصحبت شدم و کار رو در قالب برنامهنویسی آغاز کردم. اوضاع حقوقی توافقی نبود و حقوق من هم به سختی پرداخت میشد و تازه با این همه شدت مشکلات، فرصت اعتراض داشت برای پیگیری. وقتی میپذیرید با چنین شرکتی همکاری کنید و قراردادی هم بهطور کتبی به دستتان نمیرسد، امکان انجام کار و پیگیری حقوق بهخاطر نبودن قرارداد مشخصی به شدت پیچیده میشود و در نهایت امکان اقدام مؤثر محدود میشود.
متأسفانه سطح سازمان و مصاحبهکننده بسیار پایین بود. انتظار داشتم در حوزهی تخصصی IT، مصاحبه با ابزار مناسب مثل کامپیوتر انجام بشه، نه با ماژیک و تخته وایتبرد! واقعاً حیف از زمان، انرژی و منابعی که صرف چنین سازمانهایی میشه؛
من مدت کوتاهی با این مجموعه کار کردم. دوستانی که علامند به حوزه دیجیتال مارکتینگ هستند این شرکت رو حتما پیشنهاد میکنمممممم. با آرزوی پیدا کردن کار مناسب برای همه دوستان جویای کار.
من دو ساله که در این مجموعه هستم. مثل هر جای دیگهای خوبیهایی داره و بدیهایی. تا قبل از همکاران سیستم من فقط در محیطهای استارتاپی و شرکتهای تازه تاسیس کار کرده بودم و همکاران سیستم تجربه بسیار متفاوتی بود. - به نظر من محیط شرکت بسیار سالم و صمیمیه. این رو خودم از زبون کسانی که از اسنپ، دیجیکالا، دیوار و بازار و شرکتهای بزرگ دیگه به همکاران اومدن و یا از همکاران رفتن اونجاها شنیدم. میگن در مقایسه با اون شرکتا جو سالمتری داره همکاران. - شرکت بالغ بر ۳۵ سالشه و این خودشو تو بوروکراسی و منابع انسانیش نشون میده، اما در عین حال فرهنگ تغییر و بهتر شدن کاملا مشهوده به نظر من. - پرداخت حقوق همیشه به موقع است. - رده بندی و نردبان شغلی و این مسائل نداره. اما تفاوت مهارت و مسئولیت پذیری کاملا دیده میشه. البته در کل حقوقش (برای برنامهنویس) از شرکتهای مطرح یه سطح پایینتره. - در عین بزرگ بودن شرکت، شما از مدیران دور نیستید. واقعا باهاتون در ارتباطن و در دسترسن برای صحبت، مشورت، انتقاد و ... - شاید بهترین جا برای پیشرفت فنی نباشه. چون به خاطر بروکراسی و فرآیندهای نرمافزاریش، زمان قابل توجهی از شما گرفته میشه. سخت میشه تاثیرگذار بود و چیزی رو عوض کرد. از لحاظ سطح فنی هم آدم معمولی زیاده به نسبت.
سلام، برای پوزیشن کاری برنامه نویسی به این شرکت رفتم، محیط خیلی ساکتی داشت، برام مهم بود و دوم اینکه مصاحبه تخصصی روی وایت برد داشتم، خوب نتونسم پاسخ بدم ولی خوشحالم که سطح شرکت های آیتی یه تغییری تو ایران کرده. راضی کننده بود
میخواهم بگویم که در مدت تقریبا سه سالی که اینجا بودم، فرصتهای نسبتا خوب و همینطور چالشهایی فراهم شد. اگر به معماری رایانه، سیستمعامل یا شبکه علاقه دارید، این بخش سیستمی شرکت برایتان تجربههای جذابی به همراه دارد. از نظر حقوقی، دستمزد نسبت به بازار متوسط رو به بالا بود و پرداختها همواره بهموقع انجام میشد. علاوه بر این، امکان دورکاری چند روز در هفته وجود داشت و فضای ذهنی مثبتی در این باره وجود داشت. از نکات منفی هم این است که شاید بهکارگیری تکنولوژیهای بیشتری بتواند هم گروه همکاران را راضیتر کند و هم مهارتهایشان را ارتقا دهد. ارتباط مناسب با واحد منابع انسانی را احساس نکردم و این بخش از نقاط ضعفی بود که به آن اشاره میکردم. اخیراً با مدیر فنی جدید تغییرات خوبی در سطحهای مختلف شکل گرفته و آینده بهتری برای شرکت نوید میداد. برای شرکت آرزوی موفقیت دارم و از وقتی که اینجا کار کردم خوشحالام.
اگه میخای بی عرضه ترین و عقده ای ترین آدما رو ببینی یه سر بزن به دفتر افق کوروش مرکز استانت.کل حجم کار از سر و کله زدن با مشتری و بهداشت و تعزیرات،بار خالی کردن،فروش ویژه،چیدمان و نظافت و... روی دوش نیروی فروشگاهه ولی تشویقی و پاداشش واسه بالادستی ها.ملاک پیشرفت فقط و فقط چاپلوسیه. شیفت بندی ها نامنظمه،مجبورت میکنن گوشت و مرغ زیاد سفارش بدی اگه بمونه و تاریخش بگذره پولشو از خودت میگیرن،حجم کارش خیلی زیاده ولی واسه اضافه کاری(ساعتی پنجاه هزار تومن!!!!) که مجبور شدی بمونی فروشگاه هم توبیخ میشی داخل هر فروشگاه هم یه نیرو از جنس خودشون هست که به وقتش زیرآبتو بزنه و واست پاپوش درست کنه. اگه دنبال جنگ اعصاب و تحقیر شدن هستید افق کوروش بهترین گزینه برای شماست
فقط یه مورد بگم تو اون شرکت یه فردی بود به اسم نوری هر کاری میگفت مدیریت نه نمیاورد نه که نتونه میترسیدن از ممد یادمه نوری چندین نیرویه کار عالی و همکارایه لایق رو بخاطر اینکه ازش نزنن بالاتر به اقای محمودی میگفت ردش کن اونم میکرد بعد از چند هفته میفهمید چه غلطی کرده و کاره اونام ریخته رو خودش به غلط کردن میوفتاد حالا هم که نیست برای جانشین های خودش که حاصل تربیت خودش هستند همون شخصیت به جا گذاشته ماکه عقل نداشتم چند سال عمرمونو اونجا درجا زدیم ولی اونی که یذره عاقل بود اومده و دو روزه رفت
سلام من در تایید حرف دوستان این نکته رو عرض کنم که شما در هر جای شرکت میتونید اینو ببینید که سطح هورمون های مردانه بالاسریتون به شدت نقش پررنگتری نسبت به تخصص و دانش و تجربه و تلاش و خروجی و ...در تصمیم گیری برای پایین دستی ها داره بنابر این اگر خانوم هستید که باید بدانید چه نگاه ای وجود داره در داخل شرکت، اگر هم آقا هستید، بازم بدونید که شرایط به چه شکلی هستی. فقط امیدوارم مدیران ارشد شرکت وقتی خواستند عکس العمل نشون بدن که زیاد دیر نشده باشه. (اگر بالخره انکار رو کنار گذاشتند و با واقعیت روبرو شدن و دست از نظرسنجی های مسخره برداشتن) یا حق
تجربه خوبی بود، انصافا خیلی چیزا یاد گرفتم. با وجود اینکه ایراداتی داشت. ما از حق نگذریم تجربه ای که در تعامل و بازاریابی تو این شرکت پیدا کردم خیلی برای آینده ام خوب هست. بالاخره هیچ جایی عالی نیست اما خوب و بدی هر جا به نظرم می تونه در نهایت به تجربیات آدم چیزی اضافه کنه. امیدوارم این شرکت موفق باشه