من تجربهای از شرکت تدبیر کیش ویرا دارم که در یک جلسه مصاحبه فنی و اجرای سمپل چیرهدستی نکردم و صرفا تجربهای از نحوه ارتباطدهی شرکت با نتیجه مصاحبه و تشکر آنها دارم. با وجود این، از مبادی آداب بودن و اطلاعرسانی درباره وضعیت نتیجه، نکتهای برایم روشن شد: شرکت نسبت به اطلاعرسانی درست و بهموقع و تشکر از شرکتکنندگان اهمیت میدهد. تجربهام نشان میدهد که هیچ تجربه کاری واقعی از حقوق و وظایف یک نقش مشخص ندارم و تنها تجربهای از فرایند مصاحبه و رفتار ارتباطی بوده است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در حال حاضر مشغول به کارم و فضای کار سابق را کمفضا میدیدم، اما اکنون بخش فروش و پشتیبانی با واحد فنی جدا شده و این ترکیب خیلی خوب است. تنها نکتهای که از نظر من در وب وان داشتم همین بود و ایراد دیگری نمیتوانم بگیرم.
من زمانی که میخواستم وارد این سازمان بشم دوستان و خانواده گفتن نرو ولی من حماقت کردم و گوش نکردم یه سازمان با برده داری مدرن تایم استراحت نداری در هفته بیشتر روزارو باید بالای ۱۰ ۱۱ ساعت کار کنی تایم غذا خوردن نداری و هر وقت دیدی شرایط مناسبه باید بری بخوری اونمحدوده یک رب چند ماه یک بار انبار گردانی میشه و کسری بیارید از حسابتون کم میکنن کافیه سفارشات اینترنتی چند دیقه به تاخیر بخوره از همه جا بهت زنگ میزنن و هرچی بخوان بهت میگن من حدوده یک ساله تو این سازمانم واقعا از زندگی افتادم و مشکل اعصاب و روان پیدا کردم جدا از اون به مرور زمان مشکل کمر درد زانو درد.... پیدا میکنید قبلا از اینکه وارد این سازمان بدرد نخور بشین حتما با چند نفر مشورت کنید حماقتی که ما کردیمو شما نکنید
با احترام فراوان، من محمدحسین عنبری هستم و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت برای مصاحبه به شرکت دی کامپیوتر رفتم. سعی میکنم فقط درباره اتفاقاتی که افتاد صحبت کنم و از حوزه فرصتها و تواناییهای خودم خارج نشوم. در گفتوگو با خانم مهدوی، مدیر منابع انسانی، و آقای عبدی، مدیر پروژه، نکاتی مطرح شد که برای همه همصنفها میتواند مفید باشد؛ بهطور کلی این موارد برای همگان صدق میکند. ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از ۹ صبح تا ۵:۳۰ عصر بود و به طور جدی ممکن است نیمساعت کمتر یا بیشتر شود. برای روز پنجشنبه تا ساعت ۱۳:۳۰ برنامهریزی میشد. قراردادها دو ساله بسته میشود. مبلغ قرارداد بهطور مشخص بیان نمیشود و پس از ارزیابی آزمونهای اولیه، خود شرکت نظر نهایی را اعلام میکند. آقای مهدوی یکی از مدیران محصول هستند و اگر ایشان یکی از افراد کلیدی یا بنیانگذاران شرکت باشند، این میتواند نگرانیهایی ایجاد کند. برخی نشانهها وجود دارد که بهلحاظ نگاه انتقادی باید بررسی شود، مثلا آقای عبدی تأکید میکردند که همه چیز طبق اصول اسکرم پیش میرود و ثبتها، تسکها و پرامپتها در جیرا ثبت میشوند و همهچیز به تأیید یک Product Owner میرسد؛ اینها میتواند نشاندهنده حرکت شرکت در چارچوبی مشخص باشد، اما من مطمئن نیستم که واقعا اینگونه باشد. به نظر من با توجه به سابقه تحصیلی ایشان در مهندسی نرمافزار و تحصیلات تکمیلی تا دکترا، که شاید در امور مالی تخصص دارند، میتواند خبر خوبی باشد، مخصوصا با توجه به اینکه یکی از مهمترین محصولات شرکت در زمینه مالی است. در نهایت تصمیم دارم این نظر را در لینکدین هم ثبت کنم، هرچند که نظر شخصی من است. با توجه به سوالاتم، آقای عبدی از من حتی کد چالش را نخواستند و گفتند درباره خود من و اینکه تخصص اصلیام در حوزه دیتا است، آن را با یکی از مدیران در میان میگذارند و با من تماس میگیرند. با توجه به اینکه من با توجه به شرح وظایف شغلم برای موقعیت بکاند برنامهنویسی انتخاب شده بودم، این رفتار برای من حرفهای به نظر نرسید.
بنده ۶سال که در افق کوروش کار میکنم و از روی بدبختی و نبودن کار در استان مون ( س و ب ) مجبورم بمونم بنده بعد از ۶سال تنزل رتبه گرفتم فقط و فقط چون بنده وقتی مرخصی عید نبودم مدیر منطقه اومده بازدید و فروشگاه داخل سطح کارتن بوده!!!!!!از اونجایی که قانون در این شهر ( زاهدان) مثل جنگل و ارباب رعیتی اداره میشه؛ مقصر شناخته شدم !!!!! در افق کوروش اگه میخواین بیایین اول خوب حرومزادگی؛ زیرآب زنی ؛ آدم فروشی رو یاد بگیرید بعد استخدام شین! اول قید زن و بچه تون رو بزنید بعد استخدام شین اول میگن ۸ساعت کاری اما در هفته حداقل ۳/۴روز باید بالای ۱۰/۱۱ساعت کار کنید ؛ مرخصی فقط و فقط یه کلمه هست و هیچوقت نمیدن یا اگه بدن به هزار مکافات و منت میدن؛ از اون ور چون سرپرستی هرچی بدبختیه سر تو خالی میشه و اونی که پارتی داره ؛ بهترین لذت رو میبره؛ دلخوش به صدای همکار و بازرسی هم نباشید چراکه همشون عین همن؛ تمام مبلغ کسری انبارگردانی از حسابتون کم میشه؛ همونطور که دوستان دیگه گفتن؛ سفارش گوشت میده که ۷۰درصدش تاریخش میگذره و میگن باید باید باید بفروشین وگرنه خودتون باید حساب کنید!!!! خیلی خیلی از این شرکت بدی دیدم؛ خصوصا وقتی با این همه سابقه کار بهت احترام نمیزارن ؛ حرفشونم همیشه همینه نمیخوای به سلامت!!!!!!!فهوای کلام اگه از جوانی؛ زن و بچت سیر شدی بیا افق کوروش؛ خیلی ها طلاق گرفتن سر همین که تایم کاریش زیاده
سلام به همگی خلاصه بخام بگم، اگه دنبال محیطی هستی که بهت فرصت بدن رشد کنی، اینجا جای بدی نیست ... با آرزوی موفقیت و پیدا کردن کار مناسب برای دوستان جویای کار.
در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ دیجیکالا اقدام به تعدیل ده ها نفر از واحد تکنولوژی در تیم های مختلف کرد. ماه های قبل هم از واحدهای دیگه مثل کامرشیال. بعضا کسانی رو تعدیل کرد که در دورههای ارزیابی عملکرد امتیاز های خوبی کسب کرده بودند. فکر کن نشستی داره پروژه های برنامهریزی شده خودت رو انجام میدی یهو باهات جلسه میذارن میگن خداحافظ، دیگه لازمت نداریم. اگه از این شرکت پیشنهاد کاری دریافت کردید گول اسم و رسم و چرب زبونی واحد hr رو نخورید. فرار کنید.
به نظرم اینجا باید آرامش بیشتری برقرار کنم و با نگاه واقعبینانهتری به موضوع نگاه کنم. در حال حاضر بازار خیلی دشوار است و منابع انسانی برای هر شرکتی مثل سرمایه است؛ بنابراین حمایت از همکاران یک شرکت طبیعی و منطقی به نظر میرسد. گاهی اختلافاتی که مطرح میشود بیشتر جنبهی شخصی دارد تا نشاندهندهی نقص کل مجموعه. با این وجود، محتوای این سایت به جای کمک به تصمیمگیری، میتواند منجر به ترس و تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فرض کنیم هر نظری آزادانه منتشر میشود و هیچ نوع نظارتی روی مطالب نیست، باید گفت این رویکرد اشتباه است و بدون بررسی فوری، انتشار محتوا انجام میشود. بیاییم با دیدی واقعبینانهتر به مسائل نگاه کنیم؛ من هم در ابتدا تحت تأثیر نظرات سایت قرار گرفتم، اما تجربه نشان داد که این تأثیر برای من ضرر به همراه داشت. پس بهتر است با دقت بیشتری تصمیم بگیریم و به منابع معتبر تکیه کنیم.
بیاعتمادی به محتوای اینجا منو به فکر فروبرده بود؛ جایی که نه ممیزی وجود داره و نه اعتبارسنجی. وقتی به واقعیت نگاه میکنم، باید جایگاه شرکتها رو هم در نظر بگیرم و تصور کنم اگر جای اونا بودم، چه میکردم در چنین وضعیتی که بازار سخت و درآمدزایی مشکل هست. فکر میکردم آیا بیشتر نظرات اینجا نتیجه دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ برای هر کسبوکاری منابع انسانی مثل سرمایهاند و طبیعیه که از کارمندها پشتیبانی بشه. اختلافات همون بیشتر جنبهی شخصی دارن تا اینکه نشوندهندهی بنیان بد اون مجموعه باشن. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمکی کردن، ترس ایجاد میکنه، تردید میآوره و فرصتها رو از دست میده. اگر کسی فکر کنه چون اینجا هر نظری منتشر میشه، فضای خوبی هست، باید بگم در اشتباهه؛ بدون هیچ گونه نظارت یا بررسیای ارائه میشه و هر مطلب فورا منتشر میشه. بیایم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر نظرات این سایت بودم، اما تجربهم از این تأثیر چیزی جز زیان نبود. بیایید با تصمیمی عاقلانهتر پیش برویم.
دوست عزیزی که این تجربه را میخوانی، وقتی به محتوای اینجا نگاه میکنی، فکر میکنی آیا واقعا میشود به بدون اعتبارسنجی و ممیزی موجود اعتماد کرد؟ قبل از هر قضاوتی، کمی تصور کن جای شرکتها را. در وضعیتی که بازار دشوار و درآمدزایی با چالش مواجه است، اگر تو جای آنها بودی چه تصمیمی میگرفتی؟ آیا فکر نمیکنی اکثر نظرات اینجا ناشی از دلخوریها یا تجربیات فردی است؟ حقیقت این است که منابع انسانی در هر کسب و کار، مانند سرمایه ارزشمندی است و برای همین منطقی است که یک شرکت از کارمندهایش پشتیبانی کند. بیشتر اختلافنظرها حالت شخصی دارد تا اینکه نشاندهندهی ضعف کل مجموعه باشد. واقعا محتوای این سایت به جای اینکه کمک کند، میتواند موجب ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر تصور میکنی چون این سایت اجازه میدهد هر نظری منتشر شود، جای خوبی است باید بگویم در اشتباهی! هیچ نظارت یا ارزشیابیای روی مطالب نیست و هر چیزی همان لحظه منتشر میشود. بیاییم منطقیتر نگاه کنیم... من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری، جز ضرر چیزی نبوده است. بیاییم با هوش بیشتری تصمیم بگیریم.
تا کنون پرداخت حقوق های ما در این 12 سال کاری زمان خاصی نداشته. امکان پیشرفت در این شرکت وجود ندارد و حتما باید با روابط و یا تملق به جایگاه بالاتر رسید. تایم کاری ای که در رده شغلی تعریف شده با تایمی که مدیران انتظار دارند کاملا متفاوت است و حتی اضافه کاری هم دریافت نمی شود. الآن که 11 اردیبهشت و روز کارگر است، ما هنوز حقوق فروردین ماهمون رو نگرفتیم.
برای مصاحبه به عنوان مدیر فروش رفتم و از همان ابتدا کاهش نظم و مدیریتی پرنوسان را احساس کردم. مدیرعامل وعدههای زیادی داد، اما به مرور دریافتم مجموعه در وضعیت نامطمئنی به سر میبرد و به شدت از نظر سازماندهی دچار اشکال است. کارها به صورت پراکنده انجام شده و فشار فشارهای مدیریتی از طرف مدیرعامل بیاندازه بود. حقوق پرسنل بیش از سه ماه تأخیر داشت و این تأخیر باعث ضعف عملکرد تیم میشد. در محیطی که نیروهای مختلف بدون ثبات استخدام میشدند، برخی کارها به دلیل حفظ حقوق دریافت نشده کیفیت لازم را پیدا نمیکردند و این موضوع اثر منفی روی خروجیها میگذاشت. با وجود این مسائل، رفتارهای خام و دخالتهای جزئی و کلی مدیرعامل به چشم میآمد و در طول یک سال چندین نفر بهعنوان مدیر فروش وارد مجموعه شدند و خود را از پروژهها کنار میکشیدند یا خروج میکردند. تنها یک نفر توانست بیشتر از چهارهفته دوام بیاورد و در مقابل، طی مدت کوتاهی تعداد مدیران اجرایی تغییر کرد و این تغییرات بدون برنامه مشخص و بدون جذب نیروهای متخصص صورت میگرفت. پیشنهاد میکنم قبل از وارد شدن به چنین محیطی، وقت و رزومه خود را بیخودی به خطر نیندازید و با احتیاط تصمیم بگیرید.
کاربین یک شرکت تو حوزه مهاجرته و از کاریابی های قدیمی بین المللی تو تهرانه.. تخصص اصلی شون، پیدا کردن کار تو آلمانه خاصه گرفتن بلوکارت. البته تو استرالیا هم قوی هستن. فضای کاری تو این شرکت دوستانه و صمیمی هست. اگر علاقمند به کار تو حوزه مهاجرت هستی، این موسسه رو بهت پیشنهاد میکنم.
حدودا یکسال سابقه حضور در سازمان دارم. حقوق به موقع میده، رفاهیات داره، بزرگه و... اما به شدت مدیریت ضعیفی داره، البته اغلب سازمان های دولتی به همین صورت هست. فضای نامنظم و عدم وجود شایسته سالاری رو با پوست و استخون حس خواهید کرد. اغلب مدیران سازمان، مهندس هایی هستند که هیچ تجربه و دانش مدیریتی ندارند. دیگه وابسته به شرایط اوضاع از متوسط رو به پایین تا فاجعه غیرقابل هضم در ادارات پیش میره ولی اگر دنبال پیشرفت و یادگیری زیاد و رشد نیستید، جای خوبیه. در بخش محسوسی از سازمان هیچ فشار کاری نیست چون عملا کاری نیست! صرفا ظاهرسازی میکنند. شما هستید و یک روتین رفت و امدی با حقوق و رفاهیات خوب نسبت به کار خاصی که انجام نمی دهید. طبیعی هست که گاهی بواسطه پول یا سرمایه نامشهود برندشون ادم های توانمندی هم گذری وارد سازمان می کنند ولی یا تحت تاثیر سیستم ناکارامد میشه یا از سازمان میره
اکر دنبال جایی با حاشیه بالا و همکارانی بی تجربه و پر ادعا هستید بهترین انتخاب است. بانک مسکن هم دنبال حاشیه و ناواکو حیات خلوت مدیران بی خاصیت بانک است.
به این نکته پی بردم که فضای سایت معمولا بدون ممیزی یا ارزیابی معتبر است و نمیشود به محتوای آن به سادهترین شکل اعتماد کرد. اگر جای شرکت بودم، در چنین وضعیتی چه کار میکردم؟ به نظر میرسد بخش عمده نظرات اینجا از دلخوریها یا تجربههای شخصی نشأت میگیرد و کمکم به جایگاه منابع معتبر لطمه میزند. منابع انسانی برای هر سازمان همچون سرمایهاند و طبیعی است که شرکتها از کارکنان خود حمایت کنند. معمولا اختلافاتی که مطرح میشود، بیشتر جنبه فردی دارد تا نشاندهنده ضعف کل مجموعه. در واقع، محتوای این سایت بیشتر سبب ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها میشود تا کمکی مفید. اگر کسی تصور کند که چون هر نظری آزاد است، اینجا جای مطلوبی است، باید بگویم اشتباه میکند؛ در این محیط هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر چیزی به محض انتشار منتشر میشود. برای رقى دیدن قضایا، نگاه صریحتری لازم است. من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات بودم و تجربه آن، به جز ضرر نتیجه دیگری در پی نداشت. بیایید با رویکردی منطقی و آگاهانهتر تصمیم بگیریم.
دوست گرامی که این تجربه را میخوانی، گاهی به نظرات اینجا نگاه میکنم و از خودم میپرسم آیا میشود به محتوایی اعتماد کرد که هیچ سازوکاری برای تایید صحت ندارد؟ پیش از هر قضاوتی، بیاید به جای شرکتها بنشینم و شرایط را مرور کنم. در روزگار پرچالش بازار و با دشواریهای درآمد، اگر جای آنها بودم چگونه عمل میکردم؟ آیا تصور میکنید اکثر دیدگاههای اینجا به خاطر دلخوریها یا تجربههای شخصی نوشته شدهاند؟ واقعیت این است که در هر سازمانی منابع انسانی مثل سرمایه آن هستند، بنابراین منطقی است که شرکت از کارکنانش حمایت کند. اختلافهای مطرحشده اغلب جنبه شخصی دارد و لزوما نشاندهنده بد بودن کل مجموعه نیست. واقعیت این است که محتوای این سایت تا حد زیادی میتواند ترس و تردید ایجاد کند و فرصتها را از بین ببرد. اگر فکر میکنید اینجا محیط خوبی برای انتشار هر نظری است، باید بگویم در اشتباهید، زیرا هیچگونه نظارت یا بررسیای روی مطالب نیست و هر چیزی فورا منتشر میشود. بیاییم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر برخی نظرات این سایت بودم، اما نتیجه این وابستگی تنها به ضرر ختم شد. بیاییم با دقت تصمیم بگیریم و عاقلانهتر عمل کنیم.
دوست گرامی، تا حالا به این فکر کردی که میشه به محتوای همینجا اعتماد کرد وقتی هیچ ممیزی یا اعتبارسنجیای وجود نداره؟ قبل از هر قضاوتی، بذار جای شرکتها باشم و شرایط بازار و دشواریهای درآمدزایی رو تصور کنم؛ اگر جای اونها بودی چه کار میکردی؟ فکر میکنی اکثر نظرات اینجا نتیجه دلخوریها یا تجربههای فردی باشه؟ در واقع، منابع انسانی برای هر کسبوکار مثل سرمایهاست و طبیعی است که شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا شخصیاند نه نشانهی بد بودن کل مجموعه. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمک، گاهی ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها رو به همراه داره. اگر فکر میکنی چون هر نظری ممکنه منتشر بشه، اینجا جای خوبیه، باید بگم در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارتی روی مطالب انجام نمیشه و هر چیزی در همان لحظه منتشر میشه. بیایم منطقیتر نگاه کنیم... اوایل تحت تأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری جز ضرر چیزی نبود. بیخیال افراط شویم و با دقت تصمیم بگیریم.
من همیشه به خاطر دارم که وقتی با این سایت برخورد کردم، واقعیت این بود که هیچ نظارت یا اعتبارسنجی مشخصی وجود ندارد و هر چیزی بدون کمترین فیلتر منتشر میشود. با وجود این دیدگاهها، قبل از هر قضاوتی بیایید کمی به شرایط شرکتها نگاه کنیم. در فضای پرالتهاب بازار و چالشهای درآمدزایی، اگر جای مدیران بودم چه راهی را میرفتم؟ آیا به نظر نمیرسد اکثر گفتههای اینجا از دلخوریها و تجربههای شخصی نشأت میگیرد؟ به عنوان یک سرمایه انسانی، افراد همانند سرمایههای یک سازماناند و طبیعی است که شرکتها از کارکنانشان حمایت کنند. اغلب اختلافات مطرحشده جنبه شخصی دارند و لزوما نشاندهنده بد بودن کل تیم نیست. واقعا محتوای این سایت زیاد به سود نیست و میتواند باعث ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فکر میکنی چون هر نظری را میتوان منتشر کرد، جای مناسبی است باید بگویم در اشتباهی؛ هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر مطلب بلافاصله منتشر میشود. بیاییم با رویکرد منطقیتری به قضیه نگاه کنیم. من هم در آغاز تحت تأثیر دیدگاههای اینجا بودم اما تجربهام از این تحتتأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نصیبم نکرد. بیایید با فکر و تصمیمی آگاهتر پیش برویم.
من در این تجربه دیدم که از شرکت کارگزاری بیمه فرزام شکایتی درباره چند رفتار ناعادلانه مطرح شده است. اما قبل از هر چیز باید به نکتهای اشاره کنم: متن اصلی حاوی اتهامات غیرقابل ثابت شدن و کلیگوییهایی است که ما نباید آنها را به صورت مطلق بیان کنیم. بنابراین بازنویسی من با حفظ معنای کلی و احساس کاربر، با بیانی واقعبین و مسئولانه صورت میگیرد و از تکرار یا تأیید هر ادعای غیرقابل اثبات خودداری میکنم. من تجربهام را با صدای روشن و صریح توضیح میدهم: در محیط کار، احساس کردم که حقوق و مزایای کارکنان به شکل نامطلوبی مورد بیتوجهی قرار میگیرد و پرداخت حق و حقوق به خوبی انجام نمیشود؛ به نظر میرسید که مزایای بیمه در اولویت است و حقوق جداگانهای برای کارکنان ندارد. همچنین مشاهده کردم که برخی همکاران به نظر میرسیدند با مشکلات خانوادگی و مسائل شخصی روبهرو هستند و در رفتار حرفهای با آنها فاصلههایی وجود دارد. به نظر میرسید تعدادی از همکاران بدون مجوز یا نظارت مناسب، به فعالیتهای خارج از چارچوب صحیح دست میزنند و این موضوع به محیط کار آسیب میرساند. در نتیجه نگرانیهایی درباره سوءاستفادههای احتمالی از منابع شرکت و بینظمیهای مالی مطرح شد. بهطور کلی احساس کردم شرکت فرزندهای از قوانین داخلی و نظارتهای حرفهای دور میشود و این موضوع بر اعتماد تیم اثر میگذارد. نکتهای که تأکید دارم این است که این تجربه به من احساس بیاعتمادی نسبت به مدیریت و فرآیندهای اجرایی را منتقل کرده است و نیازمند پیگیری برای بهبود شفافیت حقوقی، حمایت از کارکنان و بازبینی روشهای کارآیی و نظارت است.
من تجربهای از شرکت تدبیر کیش ویرا دارم که در یک جلسه مصاحبه فنی و اجرای سمپل چیرهدستی نکردم و صرفا تجربهای از نحوه ارتباطدهی شرکت با نتیجه مصاحبه و تشکر آنها دارم. با وجود این، از مبادی آداب بودن و اطلاعرسانی درباره وضعیت نتیجه، نکتهای برایم روشن شد: شرکت نسبت به اطلاعرسانی درست و بهموقع و تشکر از شرکتکنندگان اهمیت میدهد. تجربهام نشان میدهد که هیچ تجربه کاری واقعی از حقوق و وظایف یک نقش مشخص ندارم و تنها تجربهای از فرایند مصاحبه و رفتار ارتباطی بوده است.
در حال حاضر مشغول به کارم و فضای کار سابق را کمفضا میدیدم، اما اکنون بخش فروش و پشتیبانی با واحد فنی جدا شده و این ترکیب خیلی خوب است. تنها نکتهای که از نظر من در وب وان داشتم همین بود و ایراد دیگری نمیتوانم بگیرم.
من زمانی که میخواستم وارد این سازمان بشم دوستان و خانواده گفتن نرو ولی من حماقت کردم و گوش نکردم یه سازمان با برده داری مدرن تایم استراحت نداری در هفته بیشتر روزارو باید بالای ۱۰ ۱۱ ساعت کار کنی تایم غذا خوردن نداری و هر وقت دیدی شرایط مناسبه باید بری بخوری اونمحدوده یک رب چند ماه یک بار انبار گردانی میشه و کسری بیارید از حسابتون کم میکنن کافیه سفارشات اینترنتی چند دیقه به تاخیر بخوره از همه جا بهت زنگ میزنن و هرچی بخوان بهت میگن من حدوده یک ساله تو این سازمانم واقعا از زندگی افتادم و مشکل اعصاب و روان پیدا کردم جدا از اون به مرور زمان مشکل کمر درد زانو درد.... پیدا میکنید قبلا از اینکه وارد این سازمان بدرد نخور بشین حتما با چند نفر مشورت کنید حماقتی که ما کردیمو شما نکنید
با احترام فراوان، من محمدحسین عنبری هستم و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت برای مصاحبه به شرکت دی کامپیوتر رفتم. سعی میکنم فقط درباره اتفاقاتی که افتاد صحبت کنم و از حوزه فرصتها و تواناییهای خودم خارج نشوم. در گفتوگو با خانم مهدوی، مدیر منابع انسانی، و آقای عبدی، مدیر پروژه، نکاتی مطرح شد که برای همه همصنفها میتواند مفید باشد؛ بهطور کلی این موارد برای همگان صدق میکند. ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از ۹ صبح تا ۵:۳۰ عصر بود و به طور جدی ممکن است نیمساعت کمتر یا بیشتر شود. برای روز پنجشنبه تا ساعت ۱۳:۳۰ برنامهریزی میشد. قراردادها دو ساله بسته میشود. مبلغ قرارداد بهطور مشخص بیان نمیشود و پس از ارزیابی آزمونهای اولیه، خود شرکت نظر نهایی را اعلام میکند. آقای مهدوی یکی از مدیران محصول هستند و اگر ایشان یکی از افراد کلیدی یا بنیانگذاران شرکت باشند، این میتواند نگرانیهایی ایجاد کند. برخی نشانهها وجود دارد که بهلحاظ نگاه انتقادی باید بررسی شود، مثلا آقای عبدی تأکید میکردند که همه چیز طبق اصول اسکرم پیش میرود و ثبتها، تسکها و پرامپتها در جیرا ثبت میشوند و همهچیز به تأیید یک Product Owner میرسد؛ اینها میتواند نشاندهنده حرکت شرکت در چارچوبی مشخص باشد، اما من مطمئن نیستم که واقعا اینگونه باشد. به نظر من با توجه به سابقه تحصیلی ایشان در مهندسی نرمافزار و تحصیلات تکمیلی تا دکترا، که شاید در امور مالی تخصص دارند، میتواند خبر خوبی باشد، مخصوصا با توجه به اینکه یکی از مهمترین محصولات شرکت در زمینه مالی است. در نهایت تصمیم دارم این نظر را در لینکدین هم ثبت کنم، هرچند که نظر شخصی من است. با توجه به سوالاتم، آقای عبدی از من حتی کد چالش را نخواستند و گفتند درباره خود من و اینکه تخصص اصلیام در حوزه دیتا است، آن را با یکی از مدیران در میان میگذارند و با من تماس میگیرند. با توجه به اینکه من با توجه به شرح وظایف شغلم برای موقعیت بکاند برنامهنویسی انتخاب شده بودم، این رفتار برای من حرفهای به نظر نرسید.
بنده ۶سال که در افق کوروش کار میکنم و از روی بدبختی و نبودن کار در استان مون ( س و ب ) مجبورم بمونم بنده بعد از ۶سال تنزل رتبه گرفتم فقط و فقط چون بنده وقتی مرخصی عید نبودم مدیر منطقه اومده بازدید و فروشگاه داخل سطح کارتن بوده!!!!!!از اونجایی که قانون در این شهر ( زاهدان) مثل جنگل و ارباب رعیتی اداره میشه؛ مقصر شناخته شدم !!!!! در افق کوروش اگه میخواین بیایین اول خوب حرومزادگی؛ زیرآب زنی ؛ آدم فروشی رو یاد بگیرید بعد استخدام شین! اول قید زن و بچه تون رو بزنید بعد استخدام شین اول میگن ۸ساعت کاری اما در هفته حداقل ۳/۴روز باید بالای ۱۰/۱۱ساعت کار کنید ؛ مرخصی فقط و فقط یه کلمه هست و هیچوقت نمیدن یا اگه بدن به هزار مکافات و منت میدن؛ از اون ور چون سرپرستی هرچی بدبختیه سر تو خالی میشه و اونی که پارتی داره ؛ بهترین لذت رو میبره؛ دلخوش به صدای همکار و بازرسی هم نباشید چراکه همشون عین همن؛ تمام مبلغ کسری انبارگردانی از حسابتون کم میشه؛ همونطور که دوستان دیگه گفتن؛ سفارش گوشت میده که ۷۰درصدش تاریخش میگذره و میگن باید باید باید بفروشین وگرنه خودتون باید حساب کنید!!!! خیلی خیلی از این شرکت بدی دیدم؛ خصوصا وقتی با این همه سابقه کار بهت احترام نمیزارن ؛ حرفشونم همیشه همینه نمیخوای به سلامت!!!!!!!فهوای کلام اگه از جوانی؛ زن و بچت سیر شدی بیا افق کوروش؛ خیلی ها طلاق گرفتن سر همین که تایم کاریش زیاده
سلام به همگی خلاصه بخام بگم، اگه دنبال محیطی هستی که بهت فرصت بدن رشد کنی، اینجا جای بدی نیست ... با آرزوی موفقیت و پیدا کردن کار مناسب برای دوستان جویای کار.
در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ دیجیکالا اقدام به تعدیل ده ها نفر از واحد تکنولوژی در تیم های مختلف کرد. ماه های قبل هم از واحدهای دیگه مثل کامرشیال. بعضا کسانی رو تعدیل کرد که در دورههای ارزیابی عملکرد امتیاز های خوبی کسب کرده بودند. فکر کن نشستی داره پروژه های برنامهریزی شده خودت رو انجام میدی یهو باهات جلسه میذارن میگن خداحافظ، دیگه لازمت نداریم. اگه از این شرکت پیشنهاد کاری دریافت کردید گول اسم و رسم و چرب زبونی واحد hr رو نخورید. فرار کنید.
به نظرم اینجا باید آرامش بیشتری برقرار کنم و با نگاه واقعبینانهتری به موضوع نگاه کنم. در حال حاضر بازار خیلی دشوار است و منابع انسانی برای هر شرکتی مثل سرمایه است؛ بنابراین حمایت از همکاران یک شرکت طبیعی و منطقی به نظر میرسد. گاهی اختلافاتی که مطرح میشود بیشتر جنبهی شخصی دارد تا نشاندهندهی نقص کل مجموعه. با این وجود، محتوای این سایت به جای کمک به تصمیمگیری، میتواند منجر به ترس و تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فرض کنیم هر نظری آزادانه منتشر میشود و هیچ نوع نظارتی روی مطالب نیست، باید گفت این رویکرد اشتباه است و بدون بررسی فوری، انتشار محتوا انجام میشود. بیاییم با دیدی واقعبینانهتر به مسائل نگاه کنیم؛ من هم در ابتدا تحت تأثیر نظرات سایت قرار گرفتم، اما تجربه نشان داد که این تأثیر برای من ضرر به همراه داشت. پس بهتر است با دقت بیشتری تصمیم بگیریم و به منابع معتبر تکیه کنیم.
بیاعتمادی به محتوای اینجا منو به فکر فروبرده بود؛ جایی که نه ممیزی وجود داره و نه اعتبارسنجی. وقتی به واقعیت نگاه میکنم، باید جایگاه شرکتها رو هم در نظر بگیرم و تصور کنم اگر جای اونا بودم، چه میکردم در چنین وضعیتی که بازار سخت و درآمدزایی مشکل هست. فکر میکردم آیا بیشتر نظرات اینجا نتیجه دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ برای هر کسبوکاری منابع انسانی مثل سرمایهاند و طبیعیه که از کارمندها پشتیبانی بشه. اختلافات همون بیشتر جنبهی شخصی دارن تا اینکه نشوندهندهی بنیان بد اون مجموعه باشن. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمکی کردن، ترس ایجاد میکنه، تردید میآوره و فرصتها رو از دست میده. اگر کسی فکر کنه چون اینجا هر نظری منتشر میشه، فضای خوبی هست، باید بگم در اشتباهه؛ بدون هیچ گونه نظارت یا بررسیای ارائه میشه و هر مطلب فورا منتشر میشه. بیایم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر نظرات این سایت بودم، اما تجربهم از این تأثیر چیزی جز زیان نبود. بیایید با تصمیمی عاقلانهتر پیش برویم.
دوست عزیزی که این تجربه را میخوانی، وقتی به محتوای اینجا نگاه میکنی، فکر میکنی آیا واقعا میشود به بدون اعتبارسنجی و ممیزی موجود اعتماد کرد؟ قبل از هر قضاوتی، کمی تصور کن جای شرکتها را. در وضعیتی که بازار دشوار و درآمدزایی با چالش مواجه است، اگر تو جای آنها بودی چه تصمیمی میگرفتی؟ آیا فکر نمیکنی اکثر نظرات اینجا ناشی از دلخوریها یا تجربیات فردی است؟ حقیقت این است که منابع انسانی در هر کسب و کار، مانند سرمایه ارزشمندی است و برای همین منطقی است که یک شرکت از کارمندهایش پشتیبانی کند. بیشتر اختلافنظرها حالت شخصی دارد تا اینکه نشاندهندهی ضعف کل مجموعه باشد. واقعا محتوای این سایت به جای اینکه کمک کند، میتواند موجب ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر تصور میکنی چون این سایت اجازه میدهد هر نظری منتشر شود، جای خوبی است باید بگویم در اشتباهی! هیچ نظارت یا ارزشیابیای روی مطالب نیست و هر چیزی همان لحظه منتشر میشود. بیاییم منطقیتر نگاه کنیم... من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری، جز ضرر چیزی نبوده است. بیاییم با هوش بیشتری تصمیم بگیریم.
تا کنون پرداخت حقوق های ما در این 12 سال کاری زمان خاصی نداشته. امکان پیشرفت در این شرکت وجود ندارد و حتما باید با روابط و یا تملق به جایگاه بالاتر رسید. تایم کاری ای که در رده شغلی تعریف شده با تایمی که مدیران انتظار دارند کاملا متفاوت است و حتی اضافه کاری هم دریافت نمی شود. الآن که 11 اردیبهشت و روز کارگر است، ما هنوز حقوق فروردین ماهمون رو نگرفتیم.
برای مصاحبه به عنوان مدیر فروش رفتم و از همان ابتدا کاهش نظم و مدیریتی پرنوسان را احساس کردم. مدیرعامل وعدههای زیادی داد، اما به مرور دریافتم مجموعه در وضعیت نامطمئنی به سر میبرد و به شدت از نظر سازماندهی دچار اشکال است. کارها به صورت پراکنده انجام شده و فشار فشارهای مدیریتی از طرف مدیرعامل بیاندازه بود. حقوق پرسنل بیش از سه ماه تأخیر داشت و این تأخیر باعث ضعف عملکرد تیم میشد. در محیطی که نیروهای مختلف بدون ثبات استخدام میشدند، برخی کارها به دلیل حفظ حقوق دریافت نشده کیفیت لازم را پیدا نمیکردند و این موضوع اثر منفی روی خروجیها میگذاشت. با وجود این مسائل، رفتارهای خام و دخالتهای جزئی و کلی مدیرعامل به چشم میآمد و در طول یک سال چندین نفر بهعنوان مدیر فروش وارد مجموعه شدند و خود را از پروژهها کنار میکشیدند یا خروج میکردند. تنها یک نفر توانست بیشتر از چهارهفته دوام بیاورد و در مقابل، طی مدت کوتاهی تعداد مدیران اجرایی تغییر کرد و این تغییرات بدون برنامه مشخص و بدون جذب نیروهای متخصص صورت میگرفت. پیشنهاد میکنم قبل از وارد شدن به چنین محیطی، وقت و رزومه خود را بیخودی به خطر نیندازید و با احتیاط تصمیم بگیرید.
کاربین یک شرکت تو حوزه مهاجرته و از کاریابی های قدیمی بین المللی تو تهرانه.. تخصص اصلی شون، پیدا کردن کار تو آلمانه خاصه گرفتن بلوکارت. البته تو استرالیا هم قوی هستن. فضای کاری تو این شرکت دوستانه و صمیمی هست. اگر علاقمند به کار تو حوزه مهاجرت هستی، این موسسه رو بهت پیشنهاد میکنم.
حدودا یکسال سابقه حضور در سازمان دارم. حقوق به موقع میده، رفاهیات داره، بزرگه و... اما به شدت مدیریت ضعیفی داره، البته اغلب سازمان های دولتی به همین صورت هست. فضای نامنظم و عدم وجود شایسته سالاری رو با پوست و استخون حس خواهید کرد. اغلب مدیران سازمان، مهندس هایی هستند که هیچ تجربه و دانش مدیریتی ندارند. دیگه وابسته به شرایط اوضاع از متوسط رو به پایین تا فاجعه غیرقابل هضم در ادارات پیش میره ولی اگر دنبال پیشرفت و یادگیری زیاد و رشد نیستید، جای خوبیه. در بخش محسوسی از سازمان هیچ فشار کاری نیست چون عملا کاری نیست! صرفا ظاهرسازی میکنند. شما هستید و یک روتین رفت و امدی با حقوق و رفاهیات خوب نسبت به کار خاصی که انجام نمی دهید. طبیعی هست که گاهی بواسطه پول یا سرمایه نامشهود برندشون ادم های توانمندی هم گذری وارد سازمان می کنند ولی یا تحت تاثیر سیستم ناکارامد میشه یا از سازمان میره
اکر دنبال جایی با حاشیه بالا و همکارانی بی تجربه و پر ادعا هستید بهترین انتخاب است. بانک مسکن هم دنبال حاشیه و ناواکو حیات خلوت مدیران بی خاصیت بانک است.
به این نکته پی بردم که فضای سایت معمولا بدون ممیزی یا ارزیابی معتبر است و نمیشود به محتوای آن به سادهترین شکل اعتماد کرد. اگر جای شرکت بودم، در چنین وضعیتی چه کار میکردم؟ به نظر میرسد بخش عمده نظرات اینجا از دلخوریها یا تجربههای شخصی نشأت میگیرد و کمکم به جایگاه منابع معتبر لطمه میزند. منابع انسانی برای هر سازمان همچون سرمایهاند و طبیعی است که شرکتها از کارکنان خود حمایت کنند. معمولا اختلافاتی که مطرح میشود، بیشتر جنبه فردی دارد تا نشاندهنده ضعف کل مجموعه. در واقع، محتوای این سایت بیشتر سبب ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها میشود تا کمکی مفید. اگر کسی تصور کند که چون هر نظری آزاد است، اینجا جای مطلوبی است، باید بگویم اشتباه میکند؛ در این محیط هیچ نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر چیزی به محض انتشار منتشر میشود. برای رقى دیدن قضایا، نگاه صریحتری لازم است. من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات بودم و تجربه آن، به جز ضرر نتیجه دیگری در پی نداشت. بیایید با رویکردی منطقی و آگاهانهتر تصمیم بگیریم.
دوست گرامی که این تجربه را میخوانی، گاهی به نظرات اینجا نگاه میکنم و از خودم میپرسم آیا میشود به محتوایی اعتماد کرد که هیچ سازوکاری برای تایید صحت ندارد؟ پیش از هر قضاوتی، بیاید به جای شرکتها بنشینم و شرایط را مرور کنم. در روزگار پرچالش بازار و با دشواریهای درآمد، اگر جای آنها بودم چگونه عمل میکردم؟ آیا تصور میکنید اکثر دیدگاههای اینجا به خاطر دلخوریها یا تجربههای شخصی نوشته شدهاند؟ واقعیت این است که در هر سازمانی منابع انسانی مثل سرمایه آن هستند، بنابراین منطقی است که شرکت از کارکنانش حمایت کند. اختلافهای مطرحشده اغلب جنبه شخصی دارد و لزوما نشاندهنده بد بودن کل مجموعه نیست. واقعیت این است که محتوای این سایت تا حد زیادی میتواند ترس و تردید ایجاد کند و فرصتها را از بین ببرد. اگر فکر میکنید اینجا محیط خوبی برای انتشار هر نظری است، باید بگویم در اشتباهید، زیرا هیچگونه نظارت یا بررسیای روی مطالب نیست و هر چیزی فورا منتشر میشود. بیاییم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر برخی نظرات این سایت بودم، اما نتیجه این وابستگی تنها به ضرر ختم شد. بیاییم با دقت تصمیم بگیریم و عاقلانهتر عمل کنیم.
دوست گرامی، تا حالا به این فکر کردی که میشه به محتوای همینجا اعتماد کرد وقتی هیچ ممیزی یا اعتبارسنجیای وجود نداره؟ قبل از هر قضاوتی، بذار جای شرکتها باشم و شرایط بازار و دشواریهای درآمدزایی رو تصور کنم؛ اگر جای اونها بودی چه کار میکردی؟ فکر میکنی اکثر نظرات اینجا نتیجه دلخوریها یا تجربههای فردی باشه؟ در واقع، منابع انسانی برای هر کسبوکار مثل سرمایهاست و طبیعی است که شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا شخصیاند نه نشانهی بد بودن کل مجموعه. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمک، گاهی ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها رو به همراه داره. اگر فکر میکنی چون هر نظری ممکنه منتشر بشه، اینجا جای خوبیه، باید بگم در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارتی روی مطالب انجام نمیشه و هر چیزی در همان لحظه منتشر میشه. بیایم منطقیتر نگاه کنیم... اوایل تحت تأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری جز ضرر چیزی نبود. بیخیال افراط شویم و با دقت تصمیم بگیریم.
من همیشه به خاطر دارم که وقتی با این سایت برخورد کردم، واقعیت این بود که هیچ نظارت یا اعتبارسنجی مشخصی وجود ندارد و هر چیزی بدون کمترین فیلتر منتشر میشود. با وجود این دیدگاهها، قبل از هر قضاوتی بیایید کمی به شرایط شرکتها نگاه کنیم. در فضای پرالتهاب بازار و چالشهای درآمدزایی، اگر جای مدیران بودم چه راهی را میرفتم؟ آیا به نظر نمیرسد اکثر گفتههای اینجا از دلخوریها و تجربههای شخصی نشأت میگیرد؟ به عنوان یک سرمایه انسانی، افراد همانند سرمایههای یک سازماناند و طبیعی است که شرکتها از کارکنانشان حمایت کنند. اغلب اختلافات مطرحشده جنبه شخصی دارند و لزوما نشاندهنده بد بودن کل تیم نیست. واقعا محتوای این سایت زیاد به سود نیست و میتواند باعث ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فکر میکنی چون هر نظری را میتوان منتشر کرد، جای مناسبی است باید بگویم در اشتباهی؛ هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب وجود ندارد و هر مطلب بلافاصله منتشر میشود. بیاییم با رویکرد منطقیتری به قضیه نگاه کنیم. من هم در آغاز تحت تأثیر دیدگاههای اینجا بودم اما تجربهام از این تحتتأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نصیبم نکرد. بیایید با فکر و تصمیمی آگاهتر پیش برویم.
من در این تجربه دیدم که از شرکت کارگزاری بیمه فرزام شکایتی درباره چند رفتار ناعادلانه مطرح شده است. اما قبل از هر چیز باید به نکتهای اشاره کنم: متن اصلی حاوی اتهامات غیرقابل ثابت شدن و کلیگوییهایی است که ما نباید آنها را به صورت مطلق بیان کنیم. بنابراین بازنویسی من با حفظ معنای کلی و احساس کاربر، با بیانی واقعبین و مسئولانه صورت میگیرد و از تکرار یا تأیید هر ادعای غیرقابل اثبات خودداری میکنم. من تجربهام را با صدای روشن و صریح توضیح میدهم: در محیط کار، احساس کردم که حقوق و مزایای کارکنان به شکل نامطلوبی مورد بیتوجهی قرار میگیرد و پرداخت حق و حقوق به خوبی انجام نمیشود؛ به نظر میرسید که مزایای بیمه در اولویت است و حقوق جداگانهای برای کارکنان ندارد. همچنین مشاهده کردم که برخی همکاران به نظر میرسیدند با مشکلات خانوادگی و مسائل شخصی روبهرو هستند و در رفتار حرفهای با آنها فاصلههایی وجود دارد. به نظر میرسید تعدادی از همکاران بدون مجوز یا نظارت مناسب، به فعالیتهای خارج از چارچوب صحیح دست میزنند و این موضوع به محیط کار آسیب میرساند. در نتیجه نگرانیهایی درباره سوءاستفادههای احتمالی از منابع شرکت و بینظمیهای مالی مطرح شد. بهطور کلی احساس کردم شرکت فرزندهای از قوانین داخلی و نظارتهای حرفهای دور میشود و این موضوع بر اعتماد تیم اثر میگذارد. نکتهای که تأکید دارم این است که این تجربه به من احساس بیاعتمادی نسبت به مدیریت و فرآیندهای اجرایی را منتقل کرده است و نیازمند پیگیری برای بهبود شفافیت حقوقی، حمایت از کارکنان و بازبینی روشهای کارآیی و نظارت است.