فردای وقتی که فرم درخواست را در سایت شرکت پر کردم با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را تنظیم کنند. به نظرم تیم منابع انسانی توسن واقعا حرفهای و منظم بود و در کل فرایند مصاحبه هیچ نقصی از آنها ندیدم. جلسه اول درباره کارهایی که در گذشته انجام داده بودم صحبت کردیم و کمی روی آنها بحث شد. بعد بیشتر به جاوا core پرداختند و تقریبا تمامی مفاهیم مهم جاوا را از من پرسیدند و روی کاغذ مسئلهای مطرح کردند تا طراحی کنم. کمتر از یک هفته بعد با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم که همان کمیته جذب است باید بیایم. به دلیل شیوع کرونا این جلسه با تاخیر به بعد از عید افتاد و اگر نبود این تأخیر، کل فرایند مصاحبهشان سه تا چهار هفته طول میکشید. تقریبا یک و نیم ماه بعد از طریق راه دور با سه نفر مصاحبه انجام شد که دو نفرشان مدیر فنی بودند و یکی از منابع انسانی بود. آنها هم از جاوا پرسشهای زیادی داشتند و درباره مدیریت تراکنشها در اسپرینگ و جاوا، و کمی هم در رابطه با دیتابیس و کوئری نوشتن. مفاهیم برای آنها اهمیت داشت ولی خیلی سختگیر و بدقول نبودند؛ افراد بااخلاق و خوشبرد نبودند. مدیر منابع انسانی هم سوالات معمولی مانند نقاط قوت و ضعف خودت را پرسید. در جلسه مشخص شد که سطح شغلی من تعیین میشود. روز بعد از طرف منابع انسانی گفتند اوکی هستی و برای دو روز بعد جلسه حقوق و مزایا را برایم تنظیم کردند تا درباره پیشنهاد شرکت صحبت کنیم. جلسه سوم تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید؛ نیم ساعت درباره مسائل منابع انسانی و یک ساعت هم درباره نحوه محاسبه حقوق و سطحبندی کارمندان و مزایا توضیح دادند. واقعا مفصل و دقیق همه چیز را روی وایتبرد نشان دادند و من فهمیدم در چه سطحی از شغل قرار دارم. راستش حقوق و مزایا خیلی جذاب نبود و گفتند معمولا هر کس حدود بیست ساعت اضافهکار در ماه انجام میدهد (ساعتهای کاری از هشت و سی تا پنج بود با نیم یا یک ساعت شناوری). همچنین رفتن به مقطع تبدیل یا ترفیع برای من زمانبر بود. از طرفی با پنج سال سابقه کاری برایم با توجه به حقوق، مناسب نبود و ترجیحا دوست داشتم حقوقم بهطور نقدی پرداخت شود تا افزایش تدریجی در طول زمان. در مجموع با تحقیقاتی که انجام داده بودم جای خوبی به نظر میرسید اما با فاصلهای که تا محل کار داشتم، انگیزهام برای کارکردن در آنجا کمتر شد. برای افراد تازهکار هم خیلی مناسب است چون فرصت یادگیری زیادی وجود دارد و برای کسانی که سالها آنجا هستند، مزایای خوبی ارائه میدهند. سطح جاوا را کامل باید بلد باشند تا بتوانند بقیه چیزها را یاد بگیرند؛ اگر در جاوا مشکلی باشد، اینجا جای یادگیری نیست. البته شرکت با استعدادهای بالا هم جذب میکند که با پایینترین سطح آغاز به کار میکنند. ویژگیهایی که برای آنها مهم بود هم به اندازه سایرجاها عمومی بود؛ اینکه بتوانی با تیم همکاری کنی.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
درود خدمت مهندیس و کارجویان محترم
شب تجربهام با طرفه نگار آغاز شد وقتی رزومهام را برای سمت Senior Asp.Net Developer از طریق یکی از سایتهای کاریابی فرستادم و فردای آن روز با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را هماهنگ کنند. با مدیر فنی شرکت صحبت کردم و مقداری گفتگو به زبان انگلیسی داشتیم؛ برای آنها زبان مطرح بود. درباره تجربههای کاری، شرکتها و پروژههایی که در آنها بودم، میزان موفقیتها و تعدادی کاربر که سرویسهایمان را دریافت میکردند صحبت کردیم و در کنار آن پرسشهای فنی درباره اصول و معماری نرمافزار و درک عمیقتر از برنامهنویسی مطرح شد. سوالاتی هم درباره دلیل ترک همکاری از شرکتهای قبلی پرسیدند؛ سابقه کاری و تعهد به کار در شرکتهای پیشین برایشان اهمیت داشت چون اینجا یکی از قدیمیترین شرکتهای نرمافزاری ایران است و نرمافزارهای حسابداری هلو و اسپاد مال در کنار دیگر پروژهها وجود دارد؛ همکارانشان هم بسیاری از سالها اینجا بودند و همکاری طولانیمدت برایشان ملاک است. مصاحبه بهطور محترمانه با چند پرسش شخصی درباره وضعیت خانوادگی و اعتقادات ادامه یافت و در کل روند مصاحبه خوب پیش رفت و پس از مدت کوتاهی تماس گرفتند و پذیرش شدم. برای کسانی که از نظر فنی و شخصیتی سازگار بوده و به محیطی آرام، دوستانه و با فرصت همکاری بلندمدت میاندیشند و نمیخواهند هر ساله با تغییر کارفرما روبهرو شوند، این شرکت گزینه مناسبی به نظر میآید.
شرکت طرفه نگار تجربهای بود که بعد از مصاحبه به من منتقل شد. در مراحل استخدام، خیلی از قوانین کاری مشخص نبود و به صورت شیفتهای پیوسته و روزهای تعطیل همراه با ساعات کاری طولانی مطرح میشد. حقوق ارائهشده نسبت به حجم کار خیلی پایین بود و هیچ فرصت مشخصی برای رشد و پیشرفت دیده نمیشد. برای کسی که به دنبال حقوق معمولی و کار ساده بدون خستگی باشد، ممکن است مناسب باشد، اما برای من که به دنبال چالش و نرخ مناسب برای تلاش روزانه بودم، احساس رضایت وجود نداشت.
در طول فرایند مصاحبه، من با یک جلسه غیرحضوری آغاز کردم که شامل بخش منابع انسانی بود و پس از آن دو تست شخصیت برای ارزیابی فرستاده شد. پس از تایید این تستها، نخستین مصاحبه حضوری برگزار شد؛ در این جلسه سوالات تخصصی و حرفهای مطرح شد و به طور کامل شرح شغل و انتظارهای شرکت از اعضا روشن شد. تاکید اصلی تاپ بر کار گروهی بود و این ویژگی به عنوان یکی از نکات کلیدی در روند معرفی میشد. با گذشت یک هفته برای ارزیابی دقیقتر، در نهایت جلسه دوم حضوری با دو مدیر مربوطه برگزار شد و در طول هر دو جلسه حضوری یا غیرحضوری، انرژی و انگیزهای که از تیم تاپ میگرفتم، مشهود بود.
در اولین گام از فرایند مصاحبه، منابع انسانی به صورت غیرحضوری یک سری سوالات و تستهای شخصیت فرستاد که بعد از تأیید، به همکاری با تیم محصول منتقل شدم. سپس مصاحبه تخصصی با تیم محصول برگزار شد و در آن، به داوطینگی مهارتهای مرتبط و تواناییهایم برای نقشی که در نظر داشتیم، به طور روشن ارزیابی شد. در این جلسه بر مواردی تمرکز داشت که از نظر من به عنوان یکی از اعضای کلیدی تیم ابتدایی اهمیت بالایی داشت و به همکاری و تیمسازی اشاره میشد. در پایان، برای ورود و آمادهسازی، با مدیر تیم صحبت نهایی را داشتم و نهایتا شرایط شرکت بهطور شفاف برای من توضیح داده شد.
در مصاحبه تحلیلگر داده، همه چیز بهسادگی پیش رفت و زود هم نتیجه گرفتیم. مدیر بخش مربوطه با من صحبت کرد و شرایط را کاملا روشن توضیح داد، و توافق را در فاصله کوتاهی در سه چهار روز به نتیجه رساندیم. هیچ فرایند پیچیده یا عجیب وجود نداشت و مسیر کار ساده و سریع بود.
در نگاه من، تیم ارزیابی شرکت تابان آتی پرداز از حرفهایترین تیمهای مصاحبهای بود که تاکنون با آنها روبهرو شدم. پس از مصاحبه غیرحضوری و انجام آزمونهای شناختی، گفتوگوی من با سرپرست محصول تاپ یکی از بهیادماندنیترین تجربیاتم شد. با این حال، وضعیتی که در حال گذر از آن است و تشکیل برخی از بخشها مانند منابع انسانی در حال شکلگیری است، برای من ریسکآلود بود و این ریسک زمانی بیشتر میشد که سایه یک شرکت بزرگ مالی نیز بر این مجموعه سنگینی میکرد.
برای مصاحبه کار در تابان آتی پرداز (تاپ) با وجود تغییرات اخیر، روند کار بهبود پیدا کرده و روند پیشروی خوبی دارد. در جلسه، آزمونهای شخصیتشناسی و هوش مطرح و بررسی شد. ورود به تیم محصول در چنین شرکتی که در مسیر توسعه قرار دارد، نیازمند مجموعهای از مهارتهای تخصصی و حتی مهارتهای عمومی فراوان است تا مسیر پیشرفت تداوم یابد و انجام شود.
من از طریق یک پلتفرم کاری با تیپاکس آشنا شدم و گفتند برای مصاحبه دعوت شدم. در ابتدا فرم نسبتا قدیمی و طولانیای برای ثبت اطلاعات به من ارائه شد که حدودا چهار صفحه بود و حتی جزئیترین اطلاعات خانوادگی مثل مشخصات پدر و مادر را هم میخواست. مصاحبه طولانی بود و حدود یک تا دو ساعت طول کشید؛ سوالات سطحی مربوط به نقش سرپرستی نبود. تیم مصاحبه از سرپرست پیشین که برای جذب به همراه کارشناسان جذب آمده بودند، تشکیل شده بود. به نظرم میتونستم در ابتدای مصاحبه درباره سمتها و مسئولیتهای افراد مصاحبهکننده هم پرسشی بپرسم.
برای مصاحبه به سمت دفترشان رفتم و دیدم که مسیر مصاحبه به طور مشخص مشخص نشده بود؛ نتیجه این بود که بعد از صرف وقت برای رسیدن به جاده مخصوص، به یکی از کارکنان منابع انسانی ارجاع داده شدم و معلوم نبود چه کسی مسئول هماهنگی است. محیط دفتر پر سر و صدا و تا حدی بینظم بود و برخوردها چندان دوستانه نبود. فرم پروفایل هم گویا از اینترنت کپی شده بود و به نظر میرسید بخش منابع انسانی با یک شرکت تازهکار رو به روست. به هیچ عنوان برنامه روشنی برای جذب نیروهای تخصصی وجود نداشت و فقط به پرکردن فرمهای کهنه وابسته بودند.
در ابتدای کار، فرمهایی آنلاین را پر کردم و چند روز بعد برای مصاحبه دعوت شدم. آنجا هم یک فرم دیگر داشتند که پیش از انجام مصاحبه کاملش را پر کردم؛ عجیبترین فرم مربوط به شخصیت و رفتار بود که حدس زدن جواب صحیحش واقعا دشوار به نظر میرسید. فرم دوم اما حاوی سوالهای فنی بود.
تجربهای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی میکرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی نداشت و با گفتن اینکه اشتباه آمدهام، برخورد بینظمشان شروع شد. وقتی پس از بررسی سایت و درخواست فهمیدند که درخواست درست است، باز هم او بیاطلاع بود. کل مصاحبه فقط پنج دقیقه طول کشید و در همان ابتدا مشخص شد که هیچ اطلاعی از داخل سازمان ندارند و وضعیت تیم را نمیشناختند. در شرایط کرونایی این نگرش و بیبرنامهگی برای سلامتی و زمان آدمها اصلا مناسب نبود. این آقا حتی ندید داخل سازمان چه خبر است. من به خاطر احترام به شغلم و نیاز به مرخصی در آن روز مجبور شدم وقت و هزینه و انرژی و ریسک ابتلا به کرونا را صرف کنم، اما در نهایت نتیجهای نگرفتم. بعدا فهمیدم که آن فرد واقعا مدیر فروش نبود و دروغ گفتند که مدیر امور اداری است؛ همه کارهای شرکت با ایشان بود. تنها پنج دقیقه مصاحبه بود که سه دقیقهاش صرف صحبت با همکارانشان از طریق تلفن شد. بهنظر من، شرکت با سه نفر پرسنل هم در رفتار حرفهای از این شرکت بزرگتر و بهتر بود.
اولین نکته منفی جمع کردن تعداد زیادی کارجو برای فیلدهای مختلف شغلی در یک ساعت در اتاق کنفرانس کوچک شرکت آنهم در این شرایط کرونا بطوریکه جا نبود و دوستان کارجوی جدیدتر نزدیک منشی ایستاده بودند! متاسفانه اینهمه کارجو تا چهل دقیقه منتظر بودند تا اولین فرد صدا زده شود! بعد یک گپ در حد کجا بودی چه کردی و پنج دقیقه برای هر کارجو و خداحافظ تماس میگیریم! در کل عده زیادی را فراخوانده و سر کار گذاشته بودند
دوست دارم از تجربهای بگویم که در شرکت تدبیر گستران بهینه ساز گذراندم و به آن نگاه میکنم بهعنوان یک نمونه از مصاحبه ارشد منابع انسانی. در دو نشست ابتدایی با مدیر منابع انسانی و توسعه، سوالاتی مطرح شد که بیشتر جنبهی تخصصی مدیریت منابع انسانی استراتژیک داشت. حس خوبی از این مصاحبه داشتم و روند کار هم چون آشنایی با فضای کار باعث ایجاد همین حس مثبت شد. تمام سوالات در حوزه تخصصی من بود و هیچ سوال عجیب یا خارج از چارچوب پرسیده نشد. مصاحبهکننده فرد باهوشی بود که به سادگی از پاسخ دادن به سوالات عبور نمیکرد و به این نکته توجه داشت که قبل از مصاحبه افراد بدانند چه وظایفی از آنها انتظار میرود و خودشان را از نظر علمی برای آنها آماده کنند. نکتهای که برای من خیلی مهم بود، تعاملات بینفردی بود که برایشان اهمیت داشت.
مصاحبه دیجیتال مارکتینگ با فردی که مسئول پروژه دیجیتال بود بسیار گرم و محترمانه بود. او پرسشهای تخصصی مطرح کرد و ما درباره کار و دغدغههای بخش مارکتینگ و راهحلهای ممکن برای آنها گفتوگو کردیم. درباره سابقههای کاری و کاراییای که داشتم هم سؤالاتی پرسیده شد و در کل حس خوبی از مصاحبه داشتم. شرکت آنها ظاهر زیبایی داشت اما موقعیت مکانیاش خوب نبود و لازم است حتما با ماشین شخصی رفت و آمد کرد.
در یک پیام به من از طریق لینکدین پیشنهاد ترجمه و کارشناس تولید محتوا داده شد. از تیم منابع انسانی گفتند پروفایلت را بررسی کردند و تمایل به مصاحبه با تو داشتند؛ نکته جالب این بود که متن درخواست به انگلیسی نوشته شده بود. مصاحبه با مسئول محتوا و یکی از همکاران مترجم انجام شد و بهطور کامل به زبان انگلیسی بود. تجربه خوبی بود چون هم با کار آشنا بودم و هم آنها میدانستند دقیقا چه انتظاراتی دارند.
من حدود یک سال و نیم پیش برای اولین بار به شرکت دعوت شدم و با وجود اینکه پذیرش شدم، به دلیل برخی شرایط نتوانستم همکاری را آغاز کنم. امسال دوباره مدیر منابع انسانی شرکت از طریق لینکدین پیامی فرستاد و شمارهام را گرفت تا برای مصاحبه هماهنگ کنیم. در روز مصاحبه، اول فرمی را پر کردم و سپس مدیر فنی بخش موبایل را دیدم که با من صحبت کرد. درباره مفاهیم پایه گفتوگو کردیم و سپس به سوالات مربوط به iOS و تسلط بر زبانهای برنامهنویسی و سایر فناوریهای مرتبط پرداخت. سوالات نسبتا سخت نبودند و به طور کلی به صورت دوستانهای بحث کردیم؛ سؤالاتشان دقیق و بهجا بود. آنها درباره شرایط کاری شرکت توضیح دادند و تأیید کردند که من مناسب هستم. بعد از آن مدیر منابع انسانی آمد و در مورد شرکت، شرایط کاری و نحوه همکاری صحبت کردیم و بیشتر به صورت گپزدن بود. ایشان هم تأیید من را اعلام کردند. قرار شد یک هفته برای کارآموزی تست انجام دهم و سپس دو ماه آزمایشی با حقوق مشخص و در نهایت قرارداد رسمی امضا شود.
ورودی شرکت تدبیر گستران بهینه ساز را تجربهای مینامم که با برونرفت آرام شرکت و فضای سبز آن آغاز شد. زمانی که وارد بخش منابع انسانی شدم، فرم را پر کردم و منتظر ماندم تا مصاحبه تکنیکی انجام شود؛ پس از آن نیز با مدیر منابع انسانی گفتوگو کردم که هر دو تخصصی و بهدرستی انجام شد. چند روز بعد با من تماس گرفتند تا برای شروع همکاری به آنها بپیوندم، اما خوششانس نبودم و شرکت قبلیم قرارداد من را دوباره تمدید کرد. فضایی آرام و مناسب در شرکت احساس میشد و قبل از مصاحبهها بهتر است با دقت آماده بود، زیرا معمولا مصاحبهها در همان روز برگزار میشد. نکتههایی که برای آنها اهمیت داشت عبارت بود از: منظم بودن در ورود و خروج، جلوگیری از مرخصیهای بیدلیل و احترام به مدیران و همکاران.
رفته بودم تا برای یک کار Front-end در شرکت تدبیر گستران بهینه ساز مصاحبه بدهم. اوایل با CTO شرکت صحبت کردم و سوالاتش هم یا خیلی ساده بودن یا خیلی بیربط؛ من سعی میکردم نکتههای بیشتری توضیح بدهم و ظاهرش این بود که ایشان اطلاعی از مباحث front-end ندارند و حتی مطلبی درباره React و Vue.js هم نداشتند. چند موردی که گفتم را با کمال ناباوری گفت من اصلا React و Node کار نکردم و منم خیلی تعجب کردم. بعد با مدیر منابع انسانی گفتگو کردم که با تاخیر زیادی آمد و هیچ عذرخواهی نکرد؛ برخوردش برام ناخوشایند بود. او هم بیشتر درباره تنبیهها، کسری کار و مسائل پرسنلی صحبت میکرد و از مزایا و تشویقیها خبری نبود. یک سوال چالش هوش هم پرسیدن که بعد از محاسبه با ماشین حساب فهمیدم که خودش پاسخ درست را نمیدانست و ظاهرا از جایی کپی کرده بودند. فرم استخدامی پر از سوالات شخصی و نامرتبط بود و برخی را پاسخ ندادم. در نظر بگیرید که معمولا برای برخی پوزیشنها نزدیک به ۱۰ تا ۲۰ برابر سفته میگیرن بدون رسید و بدون قید قرارداد، و نسخه قرارداد هم به کسی داده نمیشود، حتی در همان هفته اول. برای مصاحبه منابع انسانی خیلی معطل شدم و در راهرو منتظر بودم؛ اتفاقا از گفتگوی همکارها فهمیدم که یکی از همکاران رفته و من استعفا دادم و ماه بعد قصد دارم به کار دیگری بروم. فهمیدم شرکت نیروهای زیادی را از دست داده و عجله و استرس جذب بخاطر پایان پروژههای شرکت، برای رسیدن به نتیجه است. محیط و دکوراسیون شرکت بسیار خشک و تکرنگ بود و اگر برای کسب تجربه به مصاحبه رفتید، نتیجهاش همان چیزی بود که گفتم. به خاطر کمبود فضا میزهای داخل راهرو چیده شده بود تا پرسنل بنشینند و چنین صحنهای را کار نکرده بودم دید. آگهی هم پرداخت حقوق به دلار را مطرح کرده بود که یا تأیید یا تکذیب نمیشد و برایش فرمول آوردن که در نهایت فهمیدم حقوق دلاری در کار نیست. در کل امیدوارم برای همه موفق باشید. ویژگیهایی که برای این شرکت مهم بود، صبر و تحمل استرسهای کاری بود و حتی پرسیدن اینکه مدیر کل شرکت مثلا به شما تذکر بدهد یا حتی فریاد بکشد، واکنش شما چیست؟
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.