آگهی مربوط به شیراز بود . باید در واتساپ درخواست میدادم. بعد از اینکه بصورت پیام در واتساپ به مصاحبه دعوت شدم ، با رفتار مودبانه مسئول شعبه مواجه شدم. مصاحبه دوستانه و خوبی بود. همه موارد مطرح شد. نتیجه مصاحبه را قرار شد اطلاع دهند. بعد از یک هفته مجددا پیگیری کردم ، باز هم گفتن منتظر بررسی از تهران باشم. به نظرم پاسخ دادن به نتیجه هر مصاحبه ای لازم هست!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ساعت 5 عصر تماس گرفتن که فردا ساعت 3 ظهر در محل دفتر شیراز جهت مصاحبه انلان حضور پیدا کنید- مصاحبه فقط از محل دفتر ممکن هست! راس ساعت اونجا بودم - پرسنل شعبه اصلا خبر نداشتن که مصاحبه ای ترتیب داده شده! در کمال تعجب 45 دقیقه منتظر ماندم و نفر دوم مصاحبه هم رسید و با هم کمی صحبت کردیم... مصاحبه بیشتر حالت آشنایی و روانشناسانه بود! محتوا راضی کننده بود ، اما با وجود چندین هفته گذشتن از اون زمان ، هیچ پاسخی در نتیجه مصاحبه داده نشده! شاید اعلام وضعیت در پلتفرم کاریابی یا ارسال ایمیل یا پیامک منطقی به نظر برسه
یکی از بدترین شرکت ها محیط سم وحشتناک همه دنبال خاله زنکی متاهلا همه دنبال خانم بازی حتی تو لول مدیران البته تو ظاهر خودشون مذهبی و کار درست جلوه نیدن اما در اصل میپرن تو دایرکت اینستا و روابطو… پیش یکی از سمی ترین ها ع.خ کار میکردم مدیر توسعه که قشنگ باند بازی داره ینی هرکی بیشتر پاچه خواری میکرد جا داش و افراد واقعا با استعداد اصلا راه نمیداد تو تیمش بودم هرچی بگین دیدم از این ادم شوخی های جنسی با خانم ها دعوت به باغ قلیون… ادم بی سواد بی لول خودش فارسی به زور حرف میزد توقع داشت یکی که میاد تافل داشته باشه کلی محصول با تظر ایشون تولید شد که ایراد برندی داشتن و حجم بالایی اسپری مایع دسشویی و… پالت پالت مرجوع میشد و همش ضرر اما هیچکسی چیزی بهش نمیگفت بخاطر همون باندبازیاش این ادم با دیپلم و پاچه خواری رشد و فقط سابقه طولانی که داشت رشد کرد نه صلاحیت و این فرهنگو ادامه میده
در مصاحبه ابتدا درباره سوابق کاری و تحصیلی سؤال شد اما بخش قابل توجهی از مصاحبه به سؤالات شخصی اختصاص داشت. از جمله درباره شغل پدر و مادر و وضعیت خانواده. وقتی پرسیدم این سؤال چه ارتباطی با موقعیت شغلی دارد پاسخ داده شد که برای شناخت خانواده متقاضی این اطلاعات لازم است. بعد از آن نیز چند سؤال دیگر درباره پدرم مطرح شد. در ادامه توضیحات مربوط به شغل تا حدی مبهم بود. اعلام شد که جزئیات کامل کار را بعد از شروع همکاری متوجه خواهم شد. به نظر من بهتر است متقاضیان قبل از پذیرش درباره جزئیات پورسانت نحوه آموزش وظایف دقیق شغلی و شرایط دوره کارآموزی سؤال کنند چون در جلسه مصاحبه پاسخ شفافی به همه این موارد داده نشد.
کار کردن تو ایران ایرتور در مجموع برای من لذت بخش بود. نقطه عطفی بود که اونجا بسیار یاد گرفتم و در بعضی موارد هم تونستم چیزهای جدید زیادی تجربه کنم. از مدیریت خود دپارتمانمون واقعا خاطرات خوبی دارم از همکارانم هم همینطور. محیط در مجموع طوری بود که همه برای بهتر شدن پروژه تلاش می کردن. اونجا یه طورایی محل امن منه که روزهای سختی هم توش داشتم و می دونم در بعضی موارد افراد کارشون رو درست انجام نمیدادن یا به افراد دیگه بهای بیشتری داده میشد. ولی به نظرم نقاط مثبت بیشتره و خوشحالم از چهار سالی که اونجا کار کردم.
من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهمترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهینآمیز یا غیر حرفه ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه ای قابل قبول نیست. گرچه نمی خوام وارد جزئیات ناراحتکننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبهرو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفهای تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.
رفتار بد سرپرست ها و مدیران عدم هماهنگی در کارها حجم کار فوق العاده بالا حقوق و مزایا خیلی کم ( پایین تر از وزارت کار عملا ) ساعت کاری متغیر هست و مواقعی که از قبل برنامه ریزی انجام شده برنامه تغییر میکنه آپدیت ها و تغییرات کاری یهویی و بی برنامه بودن در طول مدت قرارداد حقوق به صورت ساعتی هست و نه ساعتی که درگیر فرآیند کار هستی صرفا ساعتی که دقیق داخل تماس بودی با دانش آموز که خب در طی روز اگر 12 ساعت وقت بزاری حدود شاید 8 ساعت خروجی ازش دربیاد که میشه ساعت کاری وزارت کار عملا بیشتر کارش توی عصر هست که دانش آموزا مدرسه نباشن و تعداد خیلی کمی هست که صبح باشه تماس هاشون مشکلات کاری و قطعی سامانه و خیلی موارد هست که رسیدگی نمیشه و نیرو ها معمولا شاکی هستن ولی هیچ تاثیری نداره و هر دفعه اعتراض بکنی میگن سفته ات رو میزاریم اجرا و جریمه ات میکنیم و فلان اگرم خیلی خیلی نیروی خوبی باشی همینطوری نگاهت میکنن میگن خب همینه که هست و دیگه قرارداد بعدی رو خب امضا نکن و اصلا احترام گذاشتن معمولی رو هم بلد نیستن واقعا و همش تیکه میندازن توی موقعیت های مختلف و نگاه از بالا به پایین دارن به پشتیبانان اکثر کار به صورت دورکاری هست ولی طبق خواسته اونا هست یعنی تعطیلات رسمی عید نوروز همه اینا باید کارشون انجام بشه و اهمیتی براشون نداره 1 روز باید هر هفته به صورت حضوری اومد داخل خود موسسه توی میدان فردوسی تهران
یکی از غیر حرفه ای ترین سازمانهایی که باهاشون کار کردم، چه از لحاظ مدیریت منابع انسانی، چه از لحاظ پروسه های کاری در روند پیش برد وظایف. از همون اول on boarding بسیار ضعیفی داشتن. یه داکیومنت ناقص دادن که خودت بخون. روز اولی که وارد شرکت شدم اصلا سیستم نداشتم و دیوار رو تماشا می کردم. بسیار کنترل گر هستن در حدی که مدیر محصول از ما می پرسید مرخصی برای چی می گیرید. و اینکه علاوه بر دوربین شنود هم داره شرکت. وضعیت اینترنت شرکت هم که بماند بعضی اوقات انثدر بد بود که هات اسپات می کردیم به گوشی خودمون. مافیای زیادی هم وجود داره هر چقدر به مدیران رد بالا نزدیک باشی امنیت شغلی داری در غیر اینصورت دائم باید نگران تعدیل باشی. از اول سال 1405 هم که اوضاع با توجه به جنگ نابود شد ایویز با شنیع ترین حالت ممکن و تخریب منابع انسانیش ازشون خداحافظی می کرد و همچنان هم تعدیل در این شرکت ادامه داره. فضا هم تا حد خوبی مذهبی هست طوری که هر کس نمی تونه آزادانه عقاید خودش رو داشته باشه. موقع خداحافظی هم طوری که انگار دزد گرفتن سه نفر به همراه خود مدیر عامل اومدن لپ تاپ من رو ازم گرفتن. من به شخصه کار کردن تو این شرکت رو به هیچ کس توصیه نمی کنم.
تجربه کاری من در این مجموعه یکی از بدترین تجربههای حرفهایام بود. محیط کار کاملاً سمی و پر از استرس بود و به جای ایجاد فضای همکاری، فشار و تنش دائمی وجود داشت. مدیریت مجموعه رفتار حرفهای نداشت، برخوردها اغلب با بیاحترامی و بددهنی همراه بود و کوچکترین ارزشی برای کارکنان قائل نمیشد. حجم کار بسیار زیاد بود و انتظار میرفت حتی در شبها، آخر هفتهها و ایام تعطیل نیز بدون در نظر گرفتن تعادل بین کار و زندگی در دسترس باشیم. با وجود این حجم از مسئولیت و فشار، حقوق پرداختی در حد پایه و به هیچ عنوان متناسب با میزان کار و انتظارات نبود. وعدههای مختلف نیز در عمل محقق نمیشد و هیچ برنامه مشخصی برای رشد، آموزش یا پیشرفت کارکنان وجود نداشت. یکی از نکات قابلتوجه این بود که در کمتر از ۶ ماه، نزدیک به ۱۰ نفر از کارکنان این مجموعه از آن جدا شدند. از دید من، بخش قابلتوجهی از این جابهجاییها با مشکلات مدیریتی و نحوه برخورد خانم محمودی همزمان بود. رفتارهای غیرحرفهای، لحن نامناسب و فضای پرتنش باعث شده بود بسیاری از کارکنان تمایلی به ادامه همکاری نداشته باشند. این میزان بالای خروج نیروها، به نظر من، نشاندهنده وجود مشکلات جدی در محیط کار و شیوه مدیریت بود و تأثیر مستقیمی بر انگیزه، آرامش و رضایت کارکنان میگذاشت. در مجموع، اگر به دنبال محیطی حرفهای، محترمانه و با مدیریت اصولی هستید، این مجموعه انتخاب مناسبی نیست. امیدوارم این تجربه برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد و بتوانند با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند.
برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومهام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجلهای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسشهای فنی مطرح شد و هم سوالهای عمومی؛ به نظر میرسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوبهای آن است، چون دورهی کارآموزی حقوق داشت.
شرکت مهندسی تابکو را تجربه کردم و میخواهم از روز مصاحبه برای یک شغل دولوپر جاوا بگویم. با جاوا تقریبا شش ماه کار کردم؛ یک ماه با SE و حدود سه ماه هم با اسپرینگ. در حال یادگیری بودم و تمرینهای زیادی انجام داده بودم. روز مصاحبه خیلی راحت پیش رفت؛ اکثر سوالها آشنا بودند و مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم. از نتیجه راضی بودم. گفتنی است که مصاحبه حدود نیم ساعت طول کشید، گفتگو بیش از حد نبود و سوالات بیهودهای پرسیده نشد. برخورد مصاحبهکننده عادی، آرام و منطقی بود. سوالات هم همان مواردی بودند که معمولاً از یک دولوپر جاوا میپرسند. واقعاً نمیفهمیدم چرا برخی نظرهای منفی داده بودند. در روز مصاحبه از نظر جسمی خیلی خسته و عصبی بودم، اما فضای کار آرام بود و میانکاری مصاحبهکننده با انتظار من کاملاً فرق داشت و به طرز مثبتی surprisedم کرد.
شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومهام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدمهای بااخلاص و صادق میآمدند، گفتوگوها کاملاً همسو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش میرفت، اما همزمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم میآمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطهکنندهی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاههای بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس میکردم با تمام تجربهام هم نمیتوانم بهتنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشمانداز شرکت همسو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد میدادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.
به نظر میرسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومهام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفتهی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومهام بود و باید دوباره پرش میکردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربههایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژههای شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفتوگویی فنی نبود و از نمونهکار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر میآمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب میپرسیدند که آیا تواناییهایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بینظمی همراه بود.
مدت کوتاهی است که اینجا کار میکنم و در کل فضای کار چندان بد نیست، اما واحد منابع انسانی را مشکلی عمده میدانم. گمان میکنم آنها همیشه دنبال برنامهریزی و کنترلاند و با چند نفر از همکاران در قالب نقشهای دورکاری مینمایند که حسابی برایم آزاردهنده شده است. به نظر میرسد وقتی از منابع انسانی صحبت میکنم، انگار با منابع غیرانسانی روبهرو میشوم؛ کند و بیحال و عملاً بیفایده بهنظر میرسد.
مزخرفترین شرکتی که میتونی توش کار کنی مدیر عامل و معاونش هر دو روان پریش اگه برای خودت ارزش قائلی هیچوقت نروووووووووو
تو اون ۶ ماهی که تو شرکت بودم، واقعاً محیط شرکت رو دوست داشتم. همکارها بهشدت خوب بودن و یکی از بهترین بخشهای این تجربه برای من بودن. مدیرعامل هم ۳ روز مهربونه، ۴ روز عصبیه! 😄 هر کاری داشتید، تو همون ۳ روز مهربونیش بهش بگید. بهنظرم نقطهضعف شرکت، بخش منابع انسانیشه که انگار تو آسموناس! مثلاً باهات خداحافظی میکنن، ولی خودت تازه یه ماه بعد میفهمی. غیر از این، حقوق همیشه بهموقع پرداخت میشد و این شرکت خیلی تو پیشرفت کاری من تأثیر داشت. در آخر هم از مهندس فروغی بابت فرصتی که بهم دادن و چیزهایی که یاد گرفتم، خیلی ممنونم.
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت کنند من چنین تجربه ای قبلا نداشتم اما این روش برام جذاب بود از این جهت که کارجوها در مقایسه با هم سنجیده میشدند و البته که این تکنیک به نظرم فقط در سطح مدیران ارشد قابل پیاده سازی است
مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم میتونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداختشون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ میکنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ میکنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت میکنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت میکنن! اما چون پاداش هست میتونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت میکنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه میشه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون میبندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون میبندن که قطعا یکطرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژههای شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفهای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت میمونید! اگر داستان گروگانگیری و بهرهکشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین میخواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکیتجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوانهای مردم میرن این شرکت و گرفتار میشن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمیکنید. دو طبقه مجزا از هم فکر میکنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفتوآمد باشید که اندازهی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، میدونم فشار اقتصادی روی همهمون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدمهای مریض و سمی، و شرکتهای دوزاری کار نکنید.
به شرکت کارتن گسترش پیوستن برای من تجربهای پرتنش بود که تعادل کار و زندگی در آن به کل از بین رفته بود. انتظار داشتن از صبح تا ساعات پایانی شب در شرکت حضور داشتم چون ددلاینها فشار میآوردند و تقریباً دو ماه روند لانچ داشتیم؛ شبها هم باید میماندی تا از نظر مدیر فنی تأیید شود که بازده کار کافی است یا نه، اما هیچوقت اضافهکاری به حساب نمیآمد. حقوق و مزایا هم شرایط معمول قرارداد را نداشت و مبلغهای مشخصی مانند ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ بهطور ثابت برای قرارداد در نظر گرفته میشد و عیدی، سنوات و بیمه هم درست محاسبه یا پرداخت نمیشد. امنیت شغلی صفر بود؛ تقریباً هر ماه یکی دو نفر اخراج میشدند و خود من هیچوقت پروفایل لینکدینم را بهروزرسانی نکردم چون انگار همواره منتظر بودند که از ماه بعد کنار بگذارندم. تنها نکتهای که خوب بود، تأکید شدید روی سبک کد بود که به بهبود کیفیت کدها کمک کرد. اما مدیران اغلب با اخم و ایجاد فضای ترس کارها را پیش میبردند. از همه آزاردهندهتر، یکی بود که مدام با سخنرانیهای پرطمطریح حرف میزد در حالی که مدیریت زندگی روزمرهاش هم به تزلزل بود و حرفهایش واقعی به نظر نمیرسید.
بعد از 7 سال سابقه کار در شرکت اینو مینویسم حقوق باهات کم میبندن و بهت وعده مزایاو شارژ اوانو ... میدن،اولش فکر میکنی تو چه شرکت بین المللی خفنی داری کار میکنی بعد کم کم میبینی فلان کسک با پارتی بازی میشه بالادستیت اگر به HR هم بگی پارتی بازی میشه تو این شرکت سخت مخالفت میکنن چه بسا اخراجتم میکنن دیدم که میگم بعد آمار خود نفرات HR رو در میاری میبینی همشون با پارتی بازی شدن HR ، در واقع سوادشو ندارن فقط با مالیدن رفتن بالا شرکت به شدت ضعف دختر داره و یکسری مدیرا کاملا هول دخترن ،درمورد مدیران خانم هم بگم که من انسان نرمال توشون ندیدم یا طلاق گرفتن و مشکل روحی روانی دارن یا به شدت فمنیستن تنها و تنها چیزی که نگهت میداره تو شرکت همکاراتن که باهات رفیق میشن اگر میخوای کار یاد بگیری و روانت سالم باشه این شرکت مناسبت نیست، اگر میخوای رزومتو آپدیت کنی شرکت خوبیه
آگهی مربوط به شیراز بود . باید در واتساپ درخواست میدادم. بعد از اینکه بصورت پیام در واتساپ به مصاحبه دعوت شدم ، با رفتار مودبانه مسئول شعبه مواجه شدم. مصاحبه دوستانه و خوبی بود. همه موارد مطرح شد. نتیجه مصاحبه را قرار شد اطلاع دهند. بعد از یک هفته مجددا پیگیری کردم ، باز هم گفتن منتظر بررسی از تهران باشم. به نظرم پاسخ دادن به نتیجه هر مصاحبه ای لازم هست!
ساعت 5 عصر تماس گرفتن که فردا ساعت 3 ظهر در محل دفتر شیراز جهت مصاحبه انلان حضور پیدا کنید- مصاحبه فقط از محل دفتر ممکن هست! راس ساعت اونجا بودم - پرسنل شعبه اصلا خبر نداشتن که مصاحبه ای ترتیب داده شده! در کمال تعجب 45 دقیقه منتظر ماندم و نفر دوم مصاحبه هم رسید و با هم کمی صحبت کردیم... مصاحبه بیشتر حالت آشنایی و روانشناسانه بود! محتوا راضی کننده بود ، اما با وجود چندین هفته گذشتن از اون زمان ، هیچ پاسخی در نتیجه مصاحبه داده نشده! شاید اعلام وضعیت در پلتفرم کاریابی یا ارسال ایمیل یا پیامک منطقی به نظر برسه
یکی از بدترین شرکت ها محیط سم وحشتناک همه دنبال خاله زنکی متاهلا همه دنبال خانم بازی حتی تو لول مدیران البته تو ظاهر خودشون مذهبی و کار درست جلوه نیدن اما در اصل میپرن تو دایرکت اینستا و روابطو… پیش یکی از سمی ترین ها ع.خ کار میکردم مدیر توسعه که قشنگ باند بازی داره ینی هرکی بیشتر پاچه خواری میکرد جا داش و افراد واقعا با استعداد اصلا راه نمیداد تو تیمش بودم هرچی بگین دیدم از این ادم شوخی های جنسی با خانم ها دعوت به باغ قلیون… ادم بی سواد بی لول خودش فارسی به زور حرف میزد توقع داشت یکی که میاد تافل داشته باشه کلی محصول با تظر ایشون تولید شد که ایراد برندی داشتن و حجم بالایی اسپری مایع دسشویی و… پالت پالت مرجوع میشد و همش ضرر اما هیچکسی چیزی بهش نمیگفت بخاطر همون باندبازیاش این ادم با دیپلم و پاچه خواری رشد و فقط سابقه طولانی که داشت رشد کرد نه صلاحیت و این فرهنگو ادامه میده
در مصاحبه ابتدا درباره سوابق کاری و تحصیلی سؤال شد اما بخش قابل توجهی از مصاحبه به سؤالات شخصی اختصاص داشت. از جمله درباره شغل پدر و مادر و وضعیت خانواده. وقتی پرسیدم این سؤال چه ارتباطی با موقعیت شغلی دارد پاسخ داده شد که برای شناخت خانواده متقاضی این اطلاعات لازم است. بعد از آن نیز چند سؤال دیگر درباره پدرم مطرح شد. در ادامه توضیحات مربوط به شغل تا حدی مبهم بود. اعلام شد که جزئیات کامل کار را بعد از شروع همکاری متوجه خواهم شد. به نظر من بهتر است متقاضیان قبل از پذیرش درباره جزئیات پورسانت نحوه آموزش وظایف دقیق شغلی و شرایط دوره کارآموزی سؤال کنند چون در جلسه مصاحبه پاسخ شفافی به همه این موارد داده نشد.
کار کردن تو ایران ایرتور در مجموع برای من لذت بخش بود. نقطه عطفی بود که اونجا بسیار یاد گرفتم و در بعضی موارد هم تونستم چیزهای جدید زیادی تجربه کنم. از مدیریت خود دپارتمانمون واقعا خاطرات خوبی دارم از همکارانم هم همینطور. محیط در مجموع طوری بود که همه برای بهتر شدن پروژه تلاش می کردن. اونجا یه طورایی محل امن منه که روزهای سختی هم توش داشتم و می دونم در بعضی موارد افراد کارشون رو درست انجام نمیدادن یا به افراد دیگه بهای بیشتری داده میشد. ولی به نظرم نقاط مثبت بیشتره و خوشحالم از چهار سالی که اونجا کار کردم.
من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهمترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهینآمیز یا غیر حرفه ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه ای قابل قبول نیست. گرچه نمی خوام وارد جزئیات ناراحتکننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبهرو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفهای تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.
رفتار بد سرپرست ها و مدیران عدم هماهنگی در کارها حجم کار فوق العاده بالا حقوق و مزایا خیلی کم ( پایین تر از وزارت کار عملا ) ساعت کاری متغیر هست و مواقعی که از قبل برنامه ریزی انجام شده برنامه تغییر میکنه آپدیت ها و تغییرات کاری یهویی و بی برنامه بودن در طول مدت قرارداد حقوق به صورت ساعتی هست و نه ساعتی که درگیر فرآیند کار هستی صرفا ساعتی که دقیق داخل تماس بودی با دانش آموز که خب در طی روز اگر 12 ساعت وقت بزاری حدود شاید 8 ساعت خروجی ازش دربیاد که میشه ساعت کاری وزارت کار عملا بیشتر کارش توی عصر هست که دانش آموزا مدرسه نباشن و تعداد خیلی کمی هست که صبح باشه تماس هاشون مشکلات کاری و قطعی سامانه و خیلی موارد هست که رسیدگی نمیشه و نیرو ها معمولا شاکی هستن ولی هیچ تاثیری نداره و هر دفعه اعتراض بکنی میگن سفته ات رو میزاریم اجرا و جریمه ات میکنیم و فلان اگرم خیلی خیلی نیروی خوبی باشی همینطوری نگاهت میکنن میگن خب همینه که هست و دیگه قرارداد بعدی رو خب امضا نکن و اصلا احترام گذاشتن معمولی رو هم بلد نیستن واقعا و همش تیکه میندازن توی موقعیت های مختلف و نگاه از بالا به پایین دارن به پشتیبانان اکثر کار به صورت دورکاری هست ولی طبق خواسته اونا هست یعنی تعطیلات رسمی عید نوروز همه اینا باید کارشون انجام بشه و اهمیتی براشون نداره 1 روز باید هر هفته به صورت حضوری اومد داخل خود موسسه توی میدان فردوسی تهران
یکی از غیر حرفه ای ترین سازمانهایی که باهاشون کار کردم، چه از لحاظ مدیریت منابع انسانی، چه از لحاظ پروسه های کاری در روند پیش برد وظایف. از همون اول on boarding بسیار ضعیفی داشتن. یه داکیومنت ناقص دادن که خودت بخون. روز اولی که وارد شرکت شدم اصلا سیستم نداشتم و دیوار رو تماشا می کردم. بسیار کنترل گر هستن در حدی که مدیر محصول از ما می پرسید مرخصی برای چی می گیرید. و اینکه علاوه بر دوربین شنود هم داره شرکت. وضعیت اینترنت شرکت هم که بماند بعضی اوقات انثدر بد بود که هات اسپات می کردیم به گوشی خودمون. مافیای زیادی هم وجود داره هر چقدر به مدیران رد بالا نزدیک باشی امنیت شغلی داری در غیر اینصورت دائم باید نگران تعدیل باشی. از اول سال 1405 هم که اوضاع با توجه به جنگ نابود شد ایویز با شنیع ترین حالت ممکن و تخریب منابع انسانیش ازشون خداحافظی می کرد و همچنان هم تعدیل در این شرکت ادامه داره. فضا هم تا حد خوبی مذهبی هست طوری که هر کس نمی تونه آزادانه عقاید خودش رو داشته باشه. موقع خداحافظی هم طوری که انگار دزد گرفتن سه نفر به همراه خود مدیر عامل اومدن لپ تاپ من رو ازم گرفتن. من به شخصه کار کردن تو این شرکت رو به هیچ کس توصیه نمی کنم.
تجربه کاری من در این مجموعه یکی از بدترین تجربههای حرفهایام بود. محیط کار کاملاً سمی و پر از استرس بود و به جای ایجاد فضای همکاری، فشار و تنش دائمی وجود داشت. مدیریت مجموعه رفتار حرفهای نداشت، برخوردها اغلب با بیاحترامی و بددهنی همراه بود و کوچکترین ارزشی برای کارکنان قائل نمیشد. حجم کار بسیار زیاد بود و انتظار میرفت حتی در شبها، آخر هفتهها و ایام تعطیل نیز بدون در نظر گرفتن تعادل بین کار و زندگی در دسترس باشیم. با وجود این حجم از مسئولیت و فشار، حقوق پرداختی در حد پایه و به هیچ عنوان متناسب با میزان کار و انتظارات نبود. وعدههای مختلف نیز در عمل محقق نمیشد و هیچ برنامه مشخصی برای رشد، آموزش یا پیشرفت کارکنان وجود نداشت. یکی از نکات قابلتوجه این بود که در کمتر از ۶ ماه، نزدیک به ۱۰ نفر از کارکنان این مجموعه از آن جدا شدند. از دید من، بخش قابلتوجهی از این جابهجاییها با مشکلات مدیریتی و نحوه برخورد خانم محمودی همزمان بود. رفتارهای غیرحرفهای، لحن نامناسب و فضای پرتنش باعث شده بود بسیاری از کارکنان تمایلی به ادامه همکاری نداشته باشند. این میزان بالای خروج نیروها، به نظر من، نشاندهنده وجود مشکلات جدی در محیط کار و شیوه مدیریت بود و تأثیر مستقیمی بر انگیزه، آرامش و رضایت کارکنان میگذاشت. در مجموع، اگر به دنبال محیطی حرفهای، محترمانه و با مدیریت اصولی هستید، این مجموعه انتخاب مناسبی نیست. امیدوارم این تجربه برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد و بتوانند با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند.
برای مصاحبه دعوت شدم و قبل از حضور، رزومهام را فرستاده بودم؛ با وجود اینکه دقیقاً سر وقت نرسیدم، گفتند عجلهای نیست. فرصت جلسه را مدیر فنی به طور مستقیم برگزار کرد و مسئول پشتیبانی حضور نداشت. تقریباً نیم ساعت طول کشید و در خلال آن هم پرسشهای فنی مطرح شد و هم سوالهای عمومی؛ به نظر میرسید اولویت شرکت، وفاداری به سیستم و چارچوبهای آن است، چون دورهی کارآموزی حقوق داشت.
شرکت مهندسی تابکو را تجربه کردم و میخواهم از روز مصاحبه برای یک شغل دولوپر جاوا بگویم. با جاوا تقریبا شش ماه کار کردم؛ یک ماه با SE و حدود سه ماه هم با اسپرینگ. در حال یادگیری بودم و تمرینهای زیادی انجام داده بودم. روز مصاحبه خیلی راحت پیش رفت؛ اکثر سوالها آشنا بودند و مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم. از نتیجه راضی بودم. گفتنی است که مصاحبه حدود نیم ساعت طول کشید، گفتگو بیش از حد نبود و سوالات بیهودهای پرسیده نشد. برخورد مصاحبهکننده عادی، آرام و منطقی بود. سوالات هم همان مواردی بودند که معمولاً از یک دولوپر جاوا میپرسند. واقعاً نمیفهمیدم چرا برخی نظرهای منفی داده بودند. در روز مصاحبه از نظر جسمی خیلی خسته و عصبی بودم، اما فضای کار آرام بود و میانکاری مصاحبهکننده با انتظار من کاملاً فرق داشت و به طرز مثبتی surprisedم کرد.
شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومهام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدمهای بااخلاص و صادق میآمدند، گفتوگوها کاملاً همسو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش میرفت، اما همزمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم میآمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطهکنندهی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاههای بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس میکردم با تمام تجربهام هم نمیتوانم بهتنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشمانداز شرکت همسو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد میدادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.
به نظر میرسید از طریق یک سایت کاریابی، رزومهام رو ارسال کردم و چند روز بعد تماس گرفتند و برای هفتهی بعد وقت مصاحبه دادند. روز رفتن به شرکت، در بدو ورود فرم کوچکی در اختیارم گذاشتند که دقیقاً همان اطلاعات رزومهام بود و باید دوباره پرش میکردم. حدود نیم ساعت معطل شدم تا نوبتم برسد، بعد با یکی از اعضای تیم فنی درباره تجربههایی که داشتم صحبت کردم و اون درباره پروژههای شرکت صحبت کرد. گفتند باید با فرد دیگری هم صحبت کنم، باز هم نیم ساعت معطل شدم و در نهایت با فردی دیدار کردم که بعدها فهمیدم مدیرعامل است. او گفتوگویی فنی نبود و از نمونهکار من درخواست کرد و مدام تأکید کرد که دلیل کجاها کد من به این شکل اجرا شده است. به نظر میآمد تا حالا با توسعه اپ اندروید کار نکرده. در نهایت، دو نفر مرتب میپرسیدند که آیا تواناییهایم را دارم یا نه و روند مصاحبه با کمی بینظمی همراه بود.
مدت کوتاهی است که اینجا کار میکنم و در کل فضای کار چندان بد نیست، اما واحد منابع انسانی را مشکلی عمده میدانم. گمان میکنم آنها همیشه دنبال برنامهریزی و کنترلاند و با چند نفر از همکاران در قالب نقشهای دورکاری مینمایند که حسابی برایم آزاردهنده شده است. به نظر میرسد وقتی از منابع انسانی صحبت میکنم، انگار با منابع غیرانسانی روبهرو میشوم؛ کند و بیحال و عملاً بیفایده بهنظر میرسد.
مزخرفترین شرکتی که میتونی توش کار کنی مدیر عامل و معاونش هر دو روان پریش اگه برای خودت ارزش قائلی هیچوقت نروووووووووو
تو اون ۶ ماهی که تو شرکت بودم، واقعاً محیط شرکت رو دوست داشتم. همکارها بهشدت خوب بودن و یکی از بهترین بخشهای این تجربه برای من بودن. مدیرعامل هم ۳ روز مهربونه، ۴ روز عصبیه! 😄 هر کاری داشتید، تو همون ۳ روز مهربونیش بهش بگید. بهنظرم نقطهضعف شرکت، بخش منابع انسانیشه که انگار تو آسموناس! مثلاً باهات خداحافظی میکنن، ولی خودت تازه یه ماه بعد میفهمی. غیر از این، حقوق همیشه بهموقع پرداخت میشد و این شرکت خیلی تو پیشرفت کاری من تأثیر داشت. در آخر هم از مهندس فروغی بابت فرصتی که بهم دادن و چیزهایی که یاد گرفتم، خیلی ممنونم.
بعد از مدتها یک منابع انسانی حرفه ای را دیدم اقایی به نام فضلی با من مصاحبه کرد که پر از تکنیکهای قوی بود و به نظرم دانش نسبتا خوبی داشت ایشان دومصاحبه شونده را همزمان پذیرش کردند و اجازه دادند این دو کارجو با هم صحبت کنند من چنین تجربه ای قبلا نداشتم اما این روش برام جذاب بود از این جهت که کارجوها در مقایسه با هم سنجیده میشدند و البته که این تکنیک به نظرم فقط در سطح مدیران ارشد قابل پیاده سازی است
مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم میتونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداختشون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ میکنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ میکنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت میکنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت میکنن! اما چون پاداش هست میتونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت میکنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه میشه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون میبندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون میبندن که قطعا یکطرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژههای شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفهای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت میمونید! اگر داستان گروگانگیری و بهرهکشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین میخواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکیتجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوانهای مردم میرن این شرکت و گرفتار میشن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمیکنید. دو طبقه مجزا از هم فکر میکنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفتوآمد باشید که اندازهی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، میدونم فشار اقتصادی روی همهمون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدمهای مریض و سمی، و شرکتهای دوزاری کار نکنید.
به شرکت کارتن گسترش پیوستن برای من تجربهای پرتنش بود که تعادل کار و زندگی در آن به کل از بین رفته بود. انتظار داشتن از صبح تا ساعات پایانی شب در شرکت حضور داشتم چون ددلاینها فشار میآوردند و تقریباً دو ماه روند لانچ داشتیم؛ شبها هم باید میماندی تا از نظر مدیر فنی تأیید شود که بازده کار کافی است یا نه، اما هیچوقت اضافهکاری به حساب نمیآمد. حقوق و مزایا هم شرایط معمول قرارداد را نداشت و مبلغهای مشخصی مانند ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ بهطور ثابت برای قرارداد در نظر گرفته میشد و عیدی، سنوات و بیمه هم درست محاسبه یا پرداخت نمیشد. امنیت شغلی صفر بود؛ تقریباً هر ماه یکی دو نفر اخراج میشدند و خود من هیچوقت پروفایل لینکدینم را بهروزرسانی نکردم چون انگار همواره منتظر بودند که از ماه بعد کنار بگذارندم. تنها نکتهای که خوب بود، تأکید شدید روی سبک کد بود که به بهبود کیفیت کدها کمک کرد. اما مدیران اغلب با اخم و ایجاد فضای ترس کارها را پیش میبردند. از همه آزاردهندهتر، یکی بود که مدام با سخنرانیهای پرطمطریح حرف میزد در حالی که مدیریت زندگی روزمرهاش هم به تزلزل بود و حرفهایش واقعی به نظر نمیرسید.
بعد از 7 سال سابقه کار در شرکت اینو مینویسم حقوق باهات کم میبندن و بهت وعده مزایاو شارژ اوانو ... میدن،اولش فکر میکنی تو چه شرکت بین المللی خفنی داری کار میکنی بعد کم کم میبینی فلان کسک با پارتی بازی میشه بالادستیت اگر به HR هم بگی پارتی بازی میشه تو این شرکت سخت مخالفت میکنن چه بسا اخراجتم میکنن دیدم که میگم بعد آمار خود نفرات HR رو در میاری میبینی همشون با پارتی بازی شدن HR ، در واقع سوادشو ندارن فقط با مالیدن رفتن بالا شرکت به شدت ضعف دختر داره و یکسری مدیرا کاملا هول دخترن ،درمورد مدیران خانم هم بگم که من انسان نرمال توشون ندیدم یا طلاق گرفتن و مشکل روحی روانی دارن یا به شدت فمنیستن تنها و تنها چیزی که نگهت میداره تو شرکت همکاراتن که باهات رفیق میشن اگر میخوای کار یاد بگیری و روانت سالم باشه این شرکت مناسبت نیست، اگر میخوای رزومتو آپدیت کنی شرکت خوبیه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.