تو تجربه کاری کمتر از دو ماهه خودم بهتون بگم شرکت از افرادی با سطح بسیار پایین تشکیل شده،به چشمم دیدم مدیر مدعی خودم راجع به یه مدیر دیگه داشت با یه مدیر پر حاشیه دیگه زیرابشو میزد،به هر چیزی فکر میکنند جز کار،وقتی که دیدم سطح شرکت چقدر پایینه استعفا دادم حقوقمو ندادن😁 از بچه ها شنیدم یک مدیر پرحاشیه خانم اونجا داره که به بچه هاش میگه بیان اینجا کامنت مثبت بذارند،افراد سالم و حرفه ای استعفا میدن و میرند پاچه خواران باقی می مونند،خدا را گواه میگیرم هر چیز بدی اینجا نوشته من در اون تایم کوتاه اونجا دیدم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من که سالها در صنعت این کار را دنبال میکنم، بیثباتی شدید و بیاعتمادی به آینده کار از همه چیز بدتر است؛ با وجودکسانی که واقعا تخصص و دقت دارند، تعدادشان خیلی کم است و اغلب مدیران به دلیل پارتیبازی و ارتباطات در پستهایشان حضور دارند.
سلام خدمت دوستان امیدوارم تجربم براتون مفید باشه تجربه من حاصل ۲ سال کار در مجموعه دیجی کالا انبار دانش هست در واحد پیکاپ کار میکردم کار خیلی سختیه سعی کنید فقط به عنوان کار دوم بهش نگاه کنید نه کار ثابت چون واقعا شیره جونتون کشیده میشه هر از گاهی اعصاب خوردی هم داره سرگروه های پیکاپ که من باهاشون کار کردم آدمای بدی نیستن و اونطور که بقیه میگن یزید نیستن رفتارشون باهات بستگی به کارت داره اونجا هر واحد یه آماری داره آمار و بزنی کسی باهات کاری نداره ولی اگه آمار نزنی برخورد خوبی باهات نمیشه حق و حقوق و مزایای پاره وقت و فلکس زیاد فرقی نداره ولی فلکس هم تازگیا کم میگیرن زیاد شیفت نمیدن دیگه عین قدیم ولی از یه چیز واحد پیکاپ خیلی بدم اومد تو این دو سالی که اونجا بودم زیراب زنیه به طوری به چشم دیدم دو تا رفیق که از قدیم با هم کار میکنن سر یه میز با هم غذا میخورن زیرآب همو میزنن و واقعا خیلی حالمو خراب کرد و در آخر راجب یکی از سرگروه ها یا تیم هد ها که باهاش کار کردم و دوست دارم راجبش صحبت کنم آقای ح ق هستش واقعا آدم دلسوز و کار راه اندازیه خیلی مهربونه من به شخصه تا به حال ندیدم با کسی بد برخورد کنه و کسی رو ناراحت کنه هر کی تو پیکاپ کار میکنه دوست دوست داره تو تیم ایشون باشه واقعا مرد شریف و زحمتکشی هستش و سطحش از بقیه تیم هد ها بالاتره
من در شرکت فرآزما پانزده سال خدمت کردم و دستاوردها و خدماتی بزرگ در سطح ملی ارائه شد. در این مدت کوچکترین بیاحترامی یا تاخیری در پرداخت حقوق به هیچیک از همکاران، از جمله خودم، دیده نشد و این موضوع واقعا نشان از انصاف بالای مجموعه دارد. با خواندن آن دو سه نفر که طی بیست و پنج سال اخیر چنین نوشتههایی منتشر کردهاند، شوکه شدم و حس کردم بهتر است توضیحی ارائه دهم. ای کاش تجربههای کاری که تا این حد اعتبار شرکتها را زیر سوال میبردند، دارای سازوکاری دوطرفه و معتبر برای صحتسنجی باشند تا همه چیز منصفانه روشن شود. با وجود این، مشخص نیست نویسنده آیا واقعا کارمند بوده و اگر بوده، چرا و برای چه مدت چنین ادعایی مطرح شده است.
در اینجا احساس میکنم که به شکل مدرن بردهداری جریان دارد و این تنها توضیحی است که میتوانم برای شرایط کار در این شرکت به ذهن بیاورم. حقوق کم، فشار و حجم کار بالا، و بیاحترامی فراوان به کارکنان از جمله تجربههای من بود. انگار فقط کارهای تکراری انجام میدادم و درآمدم به جیب مدیران میرفت. این تجربه را بدترین تجربه دوران کاریام میدانم.
با سلام،با توجه به اینکه اوضاع کار چندان جالب نیست اگر فرصتی پیدا کردید در این شرکت کار کنید، اما قبلش چند نکته درنظر بگیرید، اگر خدمتکارید به هیچ عنوان در این شرکت کار نکنید چون مثل برده باهاتون رفتار میشه. اگر پشتیبانید اصلا در این شرکت کار نکنید چون انقدر مشکل داره برنامه ها که از شدت کار و جوابگویی هر روز با سردرد خونه میرید. اگر تست برنامه هستید به هیچ عنوان در این شرکتی که برنامه هاش پر از باگ هست کار نکنید، اگر دیجیتال مارکتر هستید به هیچ عنوان از جلو در این شرکت رد نشید چون یه مدیر به شدت چاپلوس و زیراب زن و بشدت دانش علمی پایین داره و انقدر هول دختر هست که حلقه ازدواجشو دم در شرکت درمیاره که مبادا کسی بفهمه ازدواج کرده، اگر برنامه نویس هستید اصلا رزمونه نفرستید این شرکت چون یه چیزایی میگن پیاده کنید که اصلا تخصص شما نیست ، اگر تو بخش انبار کار میکنید اصلا نیایید این شرکت چون بجز انبار حمالی تمامی شرکت از جمله تمیزکاری شرکت هم وظیفه شماست. اگر نیرو انسانی هستید که اصلا اسم شرکت هم نیارید چون بشدت باند بازی هست توش یه زنیکه بی ادب هم گذاشتن راس کار که با بد دهنی و مسخر دیگران ارضا میشه ولی نمیدونه که کل شرکت مسخرش میکنن اگر بخش شبکه کار میکنید اصلا فکرشم نکنید که یه ساعت توی این شرکت کار کنید، حتی برق کشی یه سوله دیگه توی ناکجاآباد هم میدن شما باید انجام بدید و تهدید میکنن اگر انجام ندید سرویس میشید، اخراج نمیکنن چون همه از خداشونه اخراج بشن و برن ، سر روشن کردن کیس میکشنت پایین چونزحمت نمیدن که دست مبارکشونو بزنن به دکمه روشن یا شایدم بلد نیستن، اگر هیچ شغلی ندارید و صرفا ادم هستید توصیه میکنم اصلا فکر نکنید به این شرکت چون بشدت بجای تمرکز روی کار روی کم کردن حقوق تمرکز کردن اگر شال داشته باشه فلان قدر کم میشه، اگر سیگاری هستی بیشتر از دوبار بکشی فلان قدر کم میشه، اگر با همکارت صحبت کنید فلان قدر کم میشه، اگر گوشی دستت باشه فلان قدر کم میشه، اگر موهات بیرون باشه فلان قدر اگر آستین کوتاه بپوشی فلان قدر حقوقشونم دوپارت میدن بهت یجوری میدن که اصلا حس نمیکنی حقوق گرفتی سر تاخیر و این مزخرفات کم میکنن و خورد خورد میدن بهت ته ماه اصلا نمیفهمی چی شد حقوق دادن یا نه، تقریبا یروز درمیون صدای دادو بیداد مدیر شرکت همجای شرکتو پر میکنه، شرکت هم شبیه ترکیه هست هرکی با یکی یا دوتا تو شرکت رابطه داره حتی شخصی هست تو شرکت که مرتبه مدیر یه بخشی هست که همزمان با ۳تا از زیردستیاش تو رابطه هست و کلا جو نامناسب برای ادم ها هست( چه خانم چه اقا و چه دوجنسه ها) اگر چشمانی قوی دارید و گوشی شنوا و دستانی نرم این شرکت مخصوص شماست که پشت دوربین بشینید (چون تقریبا به ازای هر کارمند دوتا دوربین هست) و ببینید و بشنوید و برید سریع به مدیر گذارش بدید با دستانی نرم، و مدیر بشدت استقبال میکنه چون حقوق قراره کم بشه درضمن شرکت تایگر و نوین و دی کامپیوتر همش یکیه و یک روح در سه بدن ،مهم اینه روح خرابه بنده هم چندین سال هست توی این شرکت با تهدید موندم و راه خروجی ندارم و هر سال با وعده های دروغین و تهدید نگهم میدارن و صرفا نمیخوام کسی مثل من صدلعنت به خودش بفرسته ما سوختیم شما نسوزید یا حق
من یک ماهه که در این شرکت مشغول به کار شدم و اولش به دلیل خوندن کامنت های این سایت میخواستم اصلا برای مصاحبه نرم ولی بعد چون اسم برندشون معتبر بود برای رزومه ام، گفتم میرم و در نهایت از اسمش برای ساخت رزومه استفاده میکنم دیگه الان اگه بخوام نظرم رو بگم، واقعا شرایط انقدری که اینجا نوشته میشه بد نیست، فضا کاملا دوستانه و با اخلاق است (البته هر واحد مجزاست و قابل تعمیم به واحدهای دیگه ی شرکت نیست)، به شدت فضای خوبی برای یادگیری به افراد کارآموز داده میشه و من از اینکه بدون تجربه اینجا رو انتخاب کردم راضیم. مشکلش از دید من یکی ساعت کاری در روز پنجشنبه است که خیلی از شرکت ها تعطیلن و دومی هم حقوقه که با ۲ ماه و خورده ای، نزدیک ۳ ماه تاخیر پرداخت میشه ولی برای من که کارآموز بودم، این واقعا مشکل جدی ای نبود، حالا شاید برای یک آدم با سابقه مشکل جدی ای به حساب بیاد. در باره این سایت هم من واقعا خوشبین نیستم چون خیلی من رو ترسوند از این شرکت، بعد رفتم چک کردم دیدم کامنت سایر شرکت هایی که براشون رزومه فرستاده بودم هم اصلا خوب نیست مثل همراه مکانیک و سن ایچ... الان که وارد شرکت شدم به نظرم منطقیه انقدر کامنت بد، چون وقتی انقدر نیروها زیادن خب بالاخره این تعداد آدم ناراضی هم پیدا میشه دیگه در هر صورت من خودم هم در آینده احتمالا از این شرکت میام بیرون اگر پیشنهاد خوبی پیدا کنم ولی به عنوان یک کارآموز شرایط شرکت برام خوبه و تاثیرش تو رزومه ام هم زیاده.
درود تقریبا 3 سال به صورت دورکار با مجموعه کاربین کردم. برای آموزش خوب هست محیط کاری کاربین و پیشنهاد میشه. البته به خودتون هم بستگی داره دوستان، اینکه تو هر حوزه ای که قدم برمیدارید سعی کنید جزو بهترین های اون شرکت نه تنها بلکه بهترین های ایران باشید. موفق باشید.
همین الان در سایت کاریابی رزومه من بعد 3سال هممممممممممچنان درحال بررسیه توسط سداد چه این داده پردازی چه پرداخت الکترونیک اگر رزومتون دستی به واحدی که نیرو میخان نرسه هیچ جوره جذب نمیشید متاسفانه چند نغریو از سایتهایی که اگهی دادن دعوت به مصاحبهه میکنند و وقتتشونو میگیرن اما در نهایت هییییییییییییییچ
برای پوزیشن دات نت رفته بودم مصاحبه سختی بود انتظارش رو نداشتم، محیط ساکت و منظمی بنظرم امد، بر خلاف کامنت هایی که دیدم در خصوص محیط شرکتشون، در ضمن مصاحبه کننده هم فرد محترم و معقولی بودند. فقط زمان شروع به کارش کمی زود بود و مورد دیگش هم اینکه انتظار دریافتی بیشتری داشتم که قرار شد اطلاع بدن
این شرکت در زمینه توسعه نرمافزار کار میکنه. شرکت کوچیکه ولی تیم خیلی خوبی داره. واقعا همکارای با کیفیتی داریم. من یک ساله اینجام و خیلی راضی ام. کاملا مشخصه که نظرات قبلی برای خراب کردن چهره شرکت و هدفمند بوده. وگرنه این مشکلات توی شرکت اصلا وجود نداره. فرهنگ سازمانی خوبی در شرکت برقراره. مزایای اولیه رو داره. ایده های جالبی هم پیاده سازی میکنن که شاید هر جایی پیدا نشه.
در شرکت فرآزما جو آرامش پیدا نمیکردم و از روزهای اول احساس فشار و نارضایتی داشتم. مدیر عامل به نظر میرسید هدف اصلیاش پول و زمانبندی پروژهها بود و برخلاف وعدهها هر ماه با تاخیر در پرداخت حقوق روبهرو میشدیم و گاه با توضیحاتی که هیچگاه به واقعیت منطبق نبود، اوضاع به سردرگمی میرسید. بهعنوان مثال بارها شنیده بودم که پول میتواند در لحظهای ناگهان داده شود یا نه، و این روی روحیه تیم تاثیر منفی میگذاشت. از نظر مدیریتی هم اوضاع مساعد نبود؛ مدیری که به نظر میرسید انتظارات مشخصی از کارها ندارد و هر روز پیشنهاد یا تأکیدش متفاوت میشد. در طول مدت حضور من، چندین نفر از اعضای تیم آمدند و رفتند و هیچیک نتوانستند ثبات داشته باشند، دلیل اصلی اغلب همین رفتارهای نامشخص مدیر بود. رفتار روزمره او بهگونهای بود که برای پیگیری کارها، برداشتن قدم درست و داشتن انسجام تیمی مشکل بود؛ همیشه پرسش میکرد که چه کار کردهای و چرا آن کار را انجام ندادهای، حتی اگر بهصراحت گفته میشد مدتزمان مشخصی لازم است. فضای کاری بیش از حد خشک بود و حمایتی از نظر روحی یا فنی برای کارمندان وجود نداشت. حقوقهای سنواتی و عیدی پرداخت نمیشد و مزایا هم به جز یک آبسردکن با وضعیت نامناسب ارائه نمیشد که حتی آبش هم بهندرت تعویض میشد. از نظر تمرکز روی کیفیت کار و مدیریت تسکها، توجه چندانی وجود نداشت و نکتهی مهم این بود که پرداخت اضافهکاری بهطور کامل برقرار نبود. در توافقهای اولیهای که در روز مصاحبه مطرح شد، مدیر عامل بهطور مداوم موضع خود را تغییر میداد و بارها حرفی که گفته بود را نقض میکرد. خروجی کار همواره با این تلقی روبهرو میشد که انگار کار خیلی کم انجام شده یا از توان کارمند کاسته شده است. رفتارهای ناخوشایند و شوخیهای نامناسب در جلسات، بهخصوص با لحن تداخلگر و توهینآمیز، فضای جلسه را به شدت مخدوش میکرد. معیارهای ارزیابی مانند تعهد به مستندسازی، ثبت دقیق تستها و مشخص بودن نتایج بهطور منظم وجود نداشت و برای اطمینان از پرداختها هم باید پیگیریهای مداوم انجام میشد تا مطمئن شویم پرداختها انجام میگیرد. نبود تیم حسابداری و اصرار مدیر عامل به انجام کارهای مالی خود، باعث میشد فشار کار بالا رود و مسئولیتهای اضافی به افراد سپرده شود. فرض این بود که مدیرعامل با نگرش و رویکردی متفاوت به پروژهها نگاه میکند و به PM ارزشی قائل نبود یا تصور میکرد میتواند همه کارها را بهتنهایی انجام دهد. جو کار بهطور کلی سمی بود و رفتارهای جنسی نامناسب در برخی صحبتها و نگاهها به وضوح دیده میشد. در نهایت، مالکیت و وضع مالی شخصی مدیر شرکت نیز بر فضا و تصمیمها تاثیر میگذاشت؛ به طوری که گاه از فروش داراییها صحبت میکرد و قیمتها را بهنحوی غیرمنصفانه تنظیم میکرد. چندباره چنین گفتهی مطرح میشد که داراییها فروخته خواهند شد، اما واقعیتها همواره با این وعدهها همسو نبود. این تجربه بهعنوان یک فرصت یادگیری، به من نشان داد که محیطی با این سطح از بیثباتی، نبود شفافیت در پرداختها و رفتارهای نامناسب مدیران، واقعا برای کارمندان مناسب نیست و بهتر است پیش از پیوستن به چنین شرکتی، تمامی جوانب مربوط به فرهنگ سازمانی و شیوه
من با دوستی که نوشته: "به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن." 1000 درصد موافقم خود من چهار بار این شرکت رزومه دادم و رفتم یک مصاحبه مسخره ماراتن 3.5 ساعته!!!!!!! الان 2 ماه گذشته و هیچ جواب ندادن که نتیجه چی شد!! آخه مگه بیکارین که وقت مردم هدر میدین "شرکت داده ورزی سداد" #سازمان_اتلاف_وقت #داده_ورزی_سداد
به این شرکت آزمایشی وارد نشید چون به نظرم خیلی بیثبات میباره و برای من همون تجربه بود. بهگمانم اون فردی که حالا ادعای دفاع از شرکت رو میکنه و اخیرا کنار رفت، بهتره بیاد و نظرش رو دقیقتر توضیح بده. من به عنوان کارشناس تجربه میکنم که شرکت بیمه تکمیلی ندارد و حقوق با تأخیر پرداخت میشود. نظم کارها خیلی کم است و امنیت شغلی و امکان پیشرفت هم محسوس نیست. قرارداد هم سفته میگرفت و این موضوع خیلی شتابزده و نامعمول به نظر میرسید. این مسائل نه فقط برای من که واقعا برای همه همکاران وجود داشت و بهنظر میرسد که فراتر از یک تجربه فردی است. اگر شما تجربهای ندارید، لزوما برای بار اول لازم نیست، اما بهنظر من شرکت در زمینه پرداخت حقوق، بیمه و امنیت شغلی خیلی منظم نیست.
سلام، مدت دو سال در این شرکت کار کردم و تا قبل از ورود مدیر جدید کال سنتر، مجموعه بسیار منظم و خوشبرخورد بود. با آمدن او، اوضاع به طور قابل توجهی تغییر کرد و به نظر من مدیریت کال سنتر ضعيف شد. وقتی تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم، به من گفتند که مشکل از من است در حالی که تا قبل از رفتنمان همواره میچرخیدند و میگفتند واحد من عالی است. با وجود اظهار نظرهای مثبت درباره توانایی من، از نظر عملکرد واقعی کمتر حمایت شدند و خیلی از مدیران هم چنین نگاهی داشتند که از یک استخدامی مثل من انتظار میرفت بهتر عمل کند. در عین حال، خود من هم انتظار پاداش و تغییرات مثبت در حقوق داشتم که نه تنها محقق نشد، بلکه ساعات کاری ما افزایش یافت. با این وجود از مدیرعامل مجموعه همراه مکانیک و از تیم منابع انسانی قدرشناسی میکنم که در کل عملکردشان قابل توجه بود و سپاسگزارم.
به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن. من و سه تا ازدوستانم تقریبا سه ماه پیش بود برای سداد روزمه دادیم، بالاخره دعوت به مصاحبه شدیم. شیوه مصاحبه: بیسواد ترین، بیسوادترین افراد به عنوان مصاحبه کننده اومدن. حدود 4 ساعت مصاحبه کردن.(سوالات فضایی و افتضاح و جک) هنوز که هنوزه واحد منابع انسانی این شرکت متوهم هیچ تماسی نگرفته که نتیجه مصاحبه رو بگه!!!!!! تاکید میکنم این شرکت اصلا تصمیم به جذب نیرو نداره.
برای من تجربهای بود که هیچوقت دوست نداشتم تکرار شود، از نظر من به عنوان کارمند آن مجموعه، یکی از بدترین دوران کاریام بود و سعی میکنم بدون ورود به تهمت یا اتهامهای شدید، واقعیت را بازگو کنم. در آنجا با مدیری روبهرو شدم که به نظر خیلیها خبرنگارانی برای انتشار خبرهای زرد مینوشتند و من احساس میکردم او بیسواد و بیمسؤلیت است. او بدون توجه به تخصص حضور داشت و با گستردگی سطح اطلاعاتی پایین و نگاه سطحی به پروژهها، از هر فرصت برای جلب توجه استفاده میکرد. به عبارتی با شیوهای خودشیفته و بیپروای کاری میکرد تا هر چالشی را به شکل ساده یا سطحی ارائه دهد و مقاومت قابل توجهی در برابر نقد یا بازخورد نشان نمیداد. ارزیابی کار او در زمینه تست نوشتن و معماری نرمافزار برای من همیشه ناکافی و نامناسب مطرح میشد و از همین دلیل، فضای کار برای من به شدت آشفته بود. با خروج از چنین مجموعهای احساس آرامش و فرصت بهتری برای رشد پیدا کردم.
از اولین روزی که رفتم شرکت نوین چرم، فهمیدم که فضای کار با انتظاراتی که ازش داشتند همسو نیست. مدیریت در سطح بالایی برخوردی نامشهود اما محسوس دارد و مشکلات مالی شرکت هم تأثیر بدی روی تیم گذاشته است; بین کارکنان هم فضای رقابتی ناسالم و بیاعتمادی ایجاد شده و گاهی سوءنیت کوچک به ضرر مجموعه بدل میشود. این جو منفی به مرور به شکل رفتارهای تضعیفکننده میان پرسنل، کارشکنیهای غیرواضح و ضربه زدن به پیکره شرکت در سطوح پایینتر بسط پیدا کرده است. ورود به مجموعه برای تازهواردها با حسادت و کمبینی نسبت به تواناییهای دیگران همراه است و این وضعیت با فشار محیط کار و برخی تعصبات جامعهای که کارمندان رشد کردهاند، تشدید میشود. اکثر همکاران تازه از طبقههای شهری دور و مناطق کمخانوادهاند و تلاش میکنند به هر نحوی ارتقا پیدا کنند، اما این تلاشها با برخوردهای منفی مواجه میشود. به محض ورود، تصور میشد با یک شرکت خصوصی لاکچری با امکانات فراوان روبهرو هستم و با امیدی بیپایه پا به اینجا گذاشتم؛ اما پس از چند ماه ناامیدی و سردرگمی به سادگی فهمیدم که این تجربه، آنگونه که وعده داده شده بود، نیست و آن بوی دلگرمی که انتظار میرفت، واقعا وجود ندارد.
عجیب اینجاست که بیزینس سپردن به عقده های م.م اچ آر بی پی برای این زن اصلا مهمنیست شرکت نتیجه بگیره یا نگیره فقط براش مهمه قدرت نمایی کنه آدمهای خودشو گوشه کنار شرکت بچینه از وقتی این خانم بیسواد اچ ار بی پی کامرشال شد کامرشال و بیزینس فنا شد بابا این مثلا مدیر جذب بود سرگرم بود حالا خیلی اونجا دستاورد داشت اچ ار بی پی کردین؟ چی میدونست اصلا عدد میفهمید حقوق دستمزد میفهمید بعد خنده دار پوزیشنهایی که تو لینکدین واسه خودش میزنه اچ ار بی پی سینیور منیجر چه صیغه ای سراسر این زن عقده ست و بقدری دلش سیاهه که تو قیافه ش میشه دید این سیاهی
در تجربهام فهمیدم که شرکت خوب عنوان میکرد اما واقعا پارتیبازی توش غوغا بود. ریاست تاسیسات بهطور مداوم همشهریهای خودش رو میگیره و هر سال گروه جدیدی استخدام میکنن، با اینکه بسیاریشون حتی آچار به دست گرفتن بلد نیستن. خود شرکت هم حقوقها رو به درستی پرداخت نمیکنه و مشخص نیست دقیقا چندم حقوق دارم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.