جوابیه ای برای افرادی که نام بلند و ارزشمند حضرت علی را به صخره گرفته اند و از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت برای امیال شیطانی میاورند «چه بسا کسانى که با ستایش دیگران فریب خوردند؛ رب مفْتون بحسْن الْقوْل فیه.» اینکه نمک بخوری و نمکدان بشکنی مضموم و گناه است ای بنده ...... اینکه مستقیما اسم بیاوری و قضاوت کنی گناه است ، اینکه خود را بالاتر و برتر بدانی و دیگران را تحقیر کنی گناه است ، اینکه مانند نامحرم عمل کنی و حرف های خانه را آنهم به دروغ و فریب در بیرون و در سایتها اشاعه دهی گناه است ، انوقت در نماز خانه رادین نماز می خوانی ، اگر حق تو بیشتر است و حقت در رادین خورده شده کتبا به مدیریت بنویس نیاز به سیاه بازی و انتشار شایعه نیست ، اگر جایت تنگ است و تو بالاتری و بیشتری، متخصصی ، میتوانی بگویی که بالاتر از این شرکت هستی و جایی که خریدار خواسته های توست بروی ، چند سال است که از رادین نان برای خانه ات و خانواده ات برده ایی و حقوق گرفته ایی و وام گرفته ای و...... میدانی رادین برایت چه کار کرده و کجا دستت را گرفته ، چگونه است که اینقدر متوقعی و فکر میکنی خونت رنگین است و رادین بدهکار توست ، چرا تهمت جاری می کنی ، کاش بلد بودید و خجالت می کشدید
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
«ابلیس» در صفوف فرشتگان قرار داشت، هزاران سال پرستش خدا را که کرده بود. او (شیطان) ، معلم فرشتگان بود و طبق آنچه از «خطبه قاصعه در نهج البلاغه» استفاده مى شود، همه این مقامات را به خاطر تکبر و غرور از دست داد، و آن چنان گرفتار تعصب و خودپرستى شد و در جاده لجاجت آن چنان ثابت قدم شد که تصمیم گرفت مسئولیت شرکت در جرم همه ظالمان و گنهکاران از فرزندان آدم را به عنوان یک وسوسه گر، بپذیرد، او چون جای خود را با حضور انسان تنگ دید شروع کرد به فریب دیگران و نعمت خدا را داشت و منعم بود و روبروی خدای عزوجل ایستاد و وعده کرد کاری کند تا جهل فراگیر شود و چشمان ظاهر و باطن انسانهای پذیرنده اش را از کار انداخته واجازه ندهد هیچ حقیقتى را مشاهده کنند، و این انسانها دیوانه وار در راه ظلم و بیدادگرى گام بر دارند و خود را حق ببینند و به حق انسانهای دیگر تعدی کنند و برای مصلحت خود سر حق ها را ببرند و هابیل ها را بکشند،اینان دنیا را با تمام وجود چسبیده اند و فکر می کنند در دنیا خواهند ماند و دنیا سهمشان است ولی سرانجام افراد کینه توز جاهل در بدترین پرتگاه ها ست . على(علیه السلام) در همان «خطبه قاصعه» (خطبه 192 نهج البلاغه) از ابلیس به عنوان «عدو الله»؛ (دشمن خدا) و «امام الْمتعصبیْن و سلف الْمسْتکْبریْن»؛ (پیشواى متعصبان لجوج، و سر سلسله مستکبران) نام برده، مى گوید: «به همین جهت خداوند لباس عزت را از اندام اینگونه افراد روزی بیرون خواهد کرد، و چادر مذلت بر سر آنها خواهد افکند».
شرکت رادین نماز خانه ایی کوچک دارد و هر روز بین 15 الی 20 نفر در آن نماز جماعت می خوانند ، و در آن باید شناخت نماز نما و نماز دلها را ، البته افرادی هم تنهای نماز میخوانند، که نمی شود گفت به دل است یا به زبان و نما و الله اعلم ، لیکن در قرآن که محمد (ص) از سوی خدا به ارمغان آورد ، طرافداران راستی را از این گروه ها بر حذر نموده از منافقین ، از قاسطین آز مارقین و از ناکسین (قاسطین، ناکثین، مارقین. همان هایی بودند که جنگ جمل را راه انداختند) که به نام پیامبر بر علی دروغ بستند و دورو ، بودند، همان هایی که قرآن سر نیزه کردند و خورشید را سر شکافتند ، انها همان هایی بودند که روز بر جهد سجده و ساخت مسجد و همراهی اسلام دست بلند می کردند و شب بر سر تحقیر اسلام و برای شکست آن نقشه می کشیدن ، آنها همان هایی بودند که از سفره اسلام روزی خدا میخوردند و در مورد حلال و حرام فتوا می دادند ، آنها کسانی بودند که سالیان سال اسلام داشتند و حتی در مورد ادیان دیگر تحقیق نکرده و جز کفر تجربه نداشتند و خود را قاضی می دانستند ، آنها جرات سخن در مسجد و در میان جمع نداشتند ، شبنامه نوشته و علی ها را از قفا میزدند ، آنها مردان زنانه پوش پوشیه اندازی بودند که می ترسیدند چهره آنها دیده شود. آنها از بیت المال مسلمین هزینه می کردند و دیواره دو رویی می نگاشتند، و ای وای بر روزی خور ريا ، منافق ، دورو که خنجر از پشت می زند ، وای بر عالم، متخصص، مدعی بی عمل که خودش می داند چه مقدار کار می کند و در مورد حلال و حرام روزی دیگران سخن میگوید ، تنفر برای آنانی است پول می گیرند و معامله می کنند و قرا داد امضا میکنند و میگویند ما به اندازه دریافتی خود کار می کنیم و به بطالت وقت می گذرانند و راضی هستند و خود را مسلمان می دانند، آری مارقین ، ناکثین ، فاسدین ، منافقین و قاتلان حضرت ابا عبدالله هم نماز می خواندند و همه تصویر وجاهت و حق یدک میکشیدند ، مواظب باشید تاریخ شما را جای درست قرار دهد ، چون دنیا آینه است ، هرچه کنید روزی شما را در برگرفته و باز تابش بسوی شما خواهد بود .انشاالله
نماز نما و نماز دل در این شرکت بوفور یافت می شود ، افراد کوچک در پستوهای تاریک و غیر قابل رصد رذالت اشائه می دهند و شاید بهتر است بجای توهین به دیگران کمی تامل کنند : داستان از آنجا شروع شد ،جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت. شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، که سم نفاق و دورویی را می افکند ، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد ، خورشید ، تاریکی را می شست . می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و روز را می رفت و دروغ پراکنی می کرد و این خسته اش کرده بود شیطان روز را نفرین می کرد. روز را که راه را از چاه نشان می داد و دیو را از آدم ، در پس سیاهی ها، دیده نشدن ها انتقام میگرفت و شیطان چطور می توانست همه را نابینا کند! این همه چشم را چطور می شد از مردم گرفت پس بهترین راه در تاریکی دروغ گفتن بود و هنگام دیده نشدن قضاوت کردن ، شیطان رفت و همه جهنم را گشت و از ته ته جهنم جهل را پیدا کرد. جهل را با خود به جهان آورد. جهل ، جوهر جهنم بود ، نابینایی ابتدای گم شدن است و گم شدن ابتدای جهنم و جهل ، تاریکی غلیظی است که دیگر هیچ خورشیدی از پس اش بر نمی آید چون موجب میشود راه را از چاه تشخیص ندهیم ، دیو را از آدم نشناسیم پس شفاف باشیم اگر حقیم و اگر در پستو و در تاریکی نظر می دهیم و متهم می کنیم و قضاوت می کنیم و رای صادر می کنیم ، می ترسیم که بشناسان ما را ، حتما فرزند تاریکی هستیم ، و ای وای وای از گمشدگی و سرگشتگی و ترس و ترس و خدایا !گم شده ایم ، دانایی را چراغ مان کن و نفرت صاحبان نفرت را به خودشان برگردان و به ما شجاعت اطا کن که در ظاهر و باطن یکی باشیم و منافق نباشیم
باز یک تعریف بیجا از شرکت توسط یکی از چاپلوسان شرکت... روی صحبتم با فردی است که تجربیات خود را در تاریخ 2 شهریور 1403 نوشته است. فقط خود را نبینید این عین انسانیت است که فقط خودتان را نبینید. تشویق یکی از مؤثرترین راهکارها جهت ترغیب افراد به فعالیتها و اعمال و رفتار مثبت است، اما آنگاه که این تشویق تبدیل به ستایشهای افراطی شد، آفاتی را برای فرد مورد تشویق در پی خواهد داشت که شامل مواردی همچون خودبرتربینی، کبر، غرور و خودشیفتگی است. به این ترتیب شخص تمجید و تعریفشده پیش خود فکر مىکند که سرآمد افراد جامعه است و همه باید به او احترام بگذارند و در برابر او سکوت کنند. دیگر اینکه شخص تعریف و تمجیدشده با خود مىگوید: حال که همه پذیرفتهاند من صفات برجسته و فوقالعادهاى دارم، چه دلیلى دارد که بیش از این به خود زحمت بدهم؟ از این روست که امیرالمؤمنین علیهالسلام در روایتی فرمود «چه بسا کسانى که با ستایش دیگران فریب خوردند؛ رب مفْتون بحسْن الْقوْل فیه.» باز هم می گویم که روی صحبتم با فردی است که تجربیات خود را در تاریخ 2 شهریور 1403 نوشته است.
جهت اطلاع و کمی تامل برای آنها که در این سفره نان میخورند و با لقمه در دهان بد گویی می کنند آنهم پشت پرده : ابراهیم لینکن به معلم پسر خود نامه جالبی نوشته است که قسمتی از آن چنین است: او باید دریابد که همه انسان ها عادل و همه آن ها راستگو نیستند. اما به پسرم یاد بدهید که در ازاء هر انسان حیله گر، انسان های صادق و درستکار نیز وجود دارند. به او بیاموزید که در ازاء هر سیاستمدار خود خواه، رهبری مدبر و کوشا نیز وجود دارد. به او یادآور شوید که در ازاء هر دشمن نیز دوستی وجود دارد. به او بیاموزید که اگر با کار و تلاش خود یک دلار بدست آورد بهتر از این است که اتفاقی پنج دلار روی زمین پیدا کند. به او یاد بدهید که از شکست ها درس بیاموزید، از پیروزی ها لذت ببرید و به خاطر گذشته افسوس نخورد به او بگویید که تجربه کردن بهتر از خواندن تجربه دروغ دیگران می تواند نقش مهمی در زندگی او ایفا کند. به او تفکر عمیق یاد آور شوید و این که پرندگان در حال پرواز در آسمان بنگرد، به گل های باغچه، به تلاش زنبورها و … . به پسرم یاد بدهید مردود شدن در یک امتحان بسیار بهتر از تقلب کردن است. همچنین با انسان های آرام به آرامی و با سرکش ها با سرکشی برخورد نماید. به او بگویید که به اصول و عقایدش پایبند باشد، حتی اگر همه با او مخالف کنند. . این که سخن همه را بشنود و آنچه را به نظرش درست می رسد برگزیند. … و در پایان به پسرم ارزش های زندگی را بیاموزید.
در این شرکت مسولیت پذیری خیلی مهمه و ساعت کار بالاست ،از شرایط شرکت تعهد پنج ساله است که با توجه به اعتبار گل رادین مشکلی نبود ومن پذیرفتم ،روند مصاحبه ها راحت بود و صمیمی بودن مخصوصا کارشناس جذب ، توضیح دادن طبق تقویم شرکت کار میکنن ، به نظر می یاد اگه معرف داشته باشین راحت تر تو مصاحبه قبول میشین و اینجا دانش فنی و تخصصی زیاد براشون مهم نیست اگه ابتدای کار باشی و سطح پایه خوبی داشته باشی خودشون به شما آموزش میدن ، به نسبت شرکت های دیگر سطح طراحی و شیوه کارشون بسیار حرفه ای ، چیزی که شاید شما رو اذیت میکرد توی این شرکت ، این بود که اگر یکی خودشو خوب میتونست شو بکنه به چشم میومود و اگر کسی کارهاشو به درستی انجام میداد و دنبال ارتقا شغلی هم بود ولی سرش تو کار خودش بود ، به چشم نمیومد.
یکی از تجربیات هر انسانی مراحل استخدام در شرکتها است. وقتی شما بعد از دیدن آگهی استخدام یک سازمان، مدارک و رزومه کاری خود را ارائه میدهید، اگر مدرک تحصیلی، تجربیات، مهارت و خیلی از فاکتورهای دیگر مورد قبول سازمان مورد نظربود از شما برای شرکت درمصاحبه ی اول دعوت می شوید ،مصاحبه شغلی یکی از سختترین مراحل استخدام از نظر داوطلبان است زیرا شما باید با فرد یا افراد مصاحبه کننده به گفتگو بپردازید و جوابهایی صریح و قانع کننده به سوالات آنها بدهید. تجربه ی سوالات مصاحبهی شغلی همکار رادین این ها بوده : خود رابطور اجمالی معرفی کنید ، چه آموزشهایی را دوست دارید ، چرا از محل کار قبلی خارج شده اید، برنامه سه سال آینده ، دوست دارید چه چیزی به دیگران یاد بدهید ،درونگرایی ، یا برون گرا ؟ آدم دقیقی هستی یا نه ؟ سوالی داری که بپرسی ؟
در مدت بیش از 5 سال کار در این شرکت، اگر قرار باشه روزی استعفا بدم فقط جهت پیشرفت در کاره. این شرکت مزایای خوبی داره مهمترین عامل پیشرفت خود آدمه. یکی هم که کار تحیقاتی همین شکلیه ، گاهی جلو میری خیلی وقتها هم مایوس میشی ، حقوق تاخیر یکفته تا ۱۰ روز داره ولی سوخت سوز نداره ، رنج حقوقی خوبه تناسب با کار داره و شرح شغل مشخصه و الکی ازتون کار نمیکشن ، بدنه شرکت جوان است و این مورد بسیار خوب است ، دسترسی مترو و اتوبوس خوب است. در کل برای کسب تجربه جایی خوبیه، اما برای پیشرفت و ترقی خیر.
من سالهاس توی این شرکت مشغول بودم و بهعنوان کارشناس فعالیت میکنم. شرکت عامراندیش هوشمند یک شرکت دانشبنیان است که امکان خدمت سربازی هم داره، و این نکته مثبتی محسوب میشه. اگر بخوام این شرکت رو با پادگان مقایسه کنم، خیلی خیلی بهتره. اما وقتی با سایر شرکتهای همسطح مقایسهش میکنم، خیلی ایرادهای جدی پیدا میکنم و اصلیترینش هم مدیریت شرکت است. اولا مسئول منابع انسانی رو اخراج کردند و جای اون رو کسی نگرفته. دوما به قوانین کار پایبند نیستن، هر سال حقوق کارکنان رو همواره مستقیما افزایش نمیدن و برای دریافت افزایش حقوق باید با خواهش و التماس انجام بدم. ثالثا به حریم خصوصی اهمیتی نمیدن؛ با وجود فضای کوچک ساختمان، دوربینها دقیقا روی همه و حتی صفحات نمایش مانیتور ما هم نظارت میکنن. چهارما حقوق عادلانه رو رعایت نمیکنن و زیر میانگین کشور حقوق میدن و بهعنوان امتیازی بدهड्डن که اینجا حقوق عالیه. پنجم، برنامهریزی و ساختاردهی به شرکت اصلا وجود نداره؛ شرکت ساختار نداره و پوزیشن افراد مشخص نیست، مدیرعامل خودش در تسکها دخالت میکنه و همه برنامهها باید به سلیقه ایشون نوشته بشه. و نکته مهم اینه که اگر به سلیقه مدیرعامل پیشنهادی ارائه بدی، دستکم گرفته میشی و اگر پروژهای به دلیل این تعارض به مشکل بخوره هم باز هم شما مقصرید. واقعا پروژهها بهخاطر همین وضعیت کمارزش جلو میره. اطلاعات اضافی رو هم طولانی نمیکنم. اگر دنبال فرصت سربازی هستی و پادگان رو دوست نداری، پادگان عامراندیش خوبه. اما اگر دنبال کار هستی، بهتره از اون مسیر عبور نکنی. در پناه حق
من یک سال اینجا بودم و از تجربهام میگم شرکت تحفه خوبیه؛ مدیرعامل جدید از همون آغاز کار بلد بود و وارد تیم شده بود. با وجود اینکه سازمان چند واحد پارهپار داره، فضای کار روند نسبتا منظمی داشت و پرسنل تا حدی در کنار هم بودن. حقوق معمولا با تاخیر یک تا ده روز پرداخت میشد و این تاخیرها هم کمتر آزاردهنده بود. از لحاظ حقوقی و نرخ دستمزد، شرایط مناسبی وجود داشت و شرح شغل هم مشخص بود؛ بعضی وقتها به ما اضافهکاری نمیکشید مگر اینکه واقعا لازم میشد. خروجی کار برای شرکت اهمیت داشت و به همین دلیل به بازرگانیها حساس بودند؛ باید هوشیار و زرنگ میبودم تا موفق باشم. فرصتهای یادگیری و رشد هم وجود داشت و در محیط کاری آزاد بودیم؛ کسی به من فشاری برای حضور در جلسهها یا کارهای اضافی نمیداد و فضای کار کاملا مستقل بود.
حناتون برامون رنگ نداره دروغ آفت مدیریت حالا میخواد فنی باشه میخواد غیرفنی باشه ارباب وعده ها دروغ و بلوف زن مدیرای کاریزما از این به بعد اگه خودتون آتیش هم بزنین مهم نیست
سلام عزیزانی که با شرکت آلفا ****** و ****** قرداد دارند و با مشکلاتی مواجه شدند که قطعا این طور هست به ****** کنیم آمیین که شر چنین آدم های کم بشود
در اینجا فهمیدم که در پادگان پژوهش نوین رایانه، شرایط کاری به گونهای بود که نیروهای نظامی مدیریت و سازماندهی میشدند و از مصداقهای کنترل شدید بهره میبردند تا نیروها را به کار گیرند و از آنها بهرهبرداری کنند. روشهایی که وجود داشتند، شامل رفتارهای دوگانه و فشار روانی بود؛ فشارهایی مانند درخواست رضایت با تهدید، دروغگویی و ایجاد اختلاف میان همکاران برای تسلط بر فضای کاری، و همچنین نگاه از بالا به پایین و سلطهجو بودن در سطوح مختلف موسسه. این رویکردها به گونهای مشهود در سراسر پادگان اعمال میشدند و بهطور ناقص و معیوبی به کار گرفته میشدند و نتیجهای مطلوب نداشتند. تمامی این تجربیات تأییدی است بر ناکارآمدی واقعی رویکردهای نظامی در ورود به حوزههای اقتصادی و علمی، که تفاوتهای بنیادی این دو حوزه را درک نمیکنند و از همین تفاوتها غافلند.
کل تابستون اومدیم سرکار نه استراحت نه تفریح نه درآمد آخرش هم هیچی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هیچ وقت به حرف مدیرای کاریزما سر سوزنی اعتماد نباید کرد و تمام.
من احساس میکنم مدیرعامل شرکت برای دریافت ماهانه سود و کنترل کامل را به شخصی خارج از مجموعه واگذار کرده و فضای کار به شدت تحت تأثیر تصمیمات آن پیمانکار غیرمتخصص و ناکارآمد است. این مدیر خارج از مجموعه، با ارائه گزارشهای غیرواقعی از سود و زیان، مالک را از وضعیت واقعی کسبوکار مطلع میکند و جریانهای موجود را به سمت برداشتهای نادرست هدایت مینماید.
سلام دوستان عزیز اگر کسی از شرکت دیجی آلفا ****** هستیم که از این شرکت ****** کردیم این شرکت داره با سرمایه های مردم بازی میکنه در زیر همین پست ******
سلام دوستان عزیز اگر کسی از شرکت دیجی آلفا و ****** داره اینجا ****** کنه ما چند نفر هستیم که از این شرکت ****** این شرکت داره با سرمایه های مردم بازی میکنه
شرکتی که ساعت کاریش از 9 صبح شروع میشه به نظرتون باید شناوری داشته باشه؟ پس دیگه چه ساعتی باید استارت کار زده بشه؟ بله درسته تاخیرهای زیر یک ساعت محاسبه نمیشه ولی بالاتر از یک ساعت مثل تمامی شرکتها ضریب کسورات دارد شما فکر کنم جایی تا به حال کار نکردین. گفتین مرخصی تو این شرکت 24 روز در سال هست که طبق قانون کار عمل نمیکنن، میشه این هم بگین که پنج شنبه هاهم به جای یک روز نصف روز کسر میشه از مرخصی. طبق قانون کار 44 ساعت باید در طول هفته باید کارکرد داشته باشیم و اینجا هم همون قانون اجرا میشه و بیشتر از اون هم اضافه کاریش پرداخت میشه، پس پنج شنبه ها خارج از قانون و عرف نیست و کسی رو به اجبار نمیارن سرکار به نظرتون کسی نخواد جایی کار کنه میشه به زور نگه دارنش؟ امکان نداره همچین چیزی، هرکسی که داره کار میکنه به میل خودش هست و هرکسی هم که قرار هست بره باید به نیرو جایگزین خودش آموزش بده و کارها رو تحویل بده و بعد از مجموعه جدا بشه که این هم مثل تمام سازمان های دیگه هستش دوستمون فرمودن که گوشی در تایگر ممنوع هستش ولی در صورتی که اصلا همچین چیزی وجود نداره و کلیه پرسنل گوشی همراهشون هست ولی براساس اصول و ضرورتهایی که وجود داره، واقعا این همه بی انصافی در نظراتی که دادن جای تعجب داره جناب فکر کنم شما اولین جایی بوده که کار کردین چون همه شرکتها و سازمان ها ضمانت دریافت می کنند، مگه داریم شرکتی که ضمانت نگیره و براش مهم نباشه، اونم شرکتهایی که در زمینه دیتا و نرم افزار فعالیت دارن همه شرکت ها واحد کنترل و مانیتورینگ دارن و اینجا اولین شرکتی نیست که این کارو انجام میده ولی متاسفانه اینجا همه چیز شفاف هستش و همه مطلع میشن ارتقا و پیشرفت داره بله خیلی هم زیاد داره تا این حد که نیروی کارآموز بعد از چند سال سرپرست و مدیر شده با وجود داشتن تیم آموزشی و کلاسهای آموزشی مطمئنا جای پیشرفت داره اینم در جریان باشین که همه شرکتهایی که در حوزه انفورماتیک و نرم افزار فعالیت دارن NDA دارن و باید پرسنل متعهد به اون باشن چیزی که من متوجه شدم شما کلا خصومت و مشکل شخصی دارین با این مجموعه و براتون فرقی نداره حتی از چه ادبیاتی استفاده کنید
اگر دنبال كسب تجربه همزمان و البته رشد همراه با حجم كار تقريبا زياد هستيد ميتونم بگم مالي يكتانت ميتونه مناسب باشه چون داره تيم مالي مثل شركت بزرگ ميشه تنوع كاري داره محيط دوستانه هست و بچه ها بهم كمك ميكنن و از طرف مديرها براي بچه ها زمان گذاشته ميشه ولي خودمون هم بايد بگذاريم
جوابیه ای برای افرادی که نام بلند و ارزشمند حضرت علی را به صخره گرفته اند و از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت برای امیال شیطانی میاورند «چه بسا کسانى که با ستایش دیگران فریب خوردند؛ رب مفْتون بحسْن الْقوْل فیه.» اینکه نمک بخوری و نمکدان بشکنی مضموم و گناه است ای بنده ...... اینکه مستقیما اسم بیاوری و قضاوت کنی گناه است ، اینکه خود را بالاتر و برتر بدانی و دیگران را تحقیر کنی گناه است ، اینکه مانند نامحرم عمل کنی و حرف های خانه را آنهم به دروغ و فریب در بیرون و در سایتها اشاعه دهی گناه است ، انوقت در نماز خانه رادین نماز می خوانی ، اگر حق تو بیشتر است و حقت در رادین خورده شده کتبا به مدیریت بنویس نیاز به سیاه بازی و انتشار شایعه نیست ، اگر جایت تنگ است و تو بالاتری و بیشتری، متخصصی ، میتوانی بگویی که بالاتر از این شرکت هستی و جایی که خریدار خواسته های توست بروی ، چند سال است که از رادین نان برای خانه ات و خانواده ات برده ایی و حقوق گرفته ایی و وام گرفته ای و...... میدانی رادین برایت چه کار کرده و کجا دستت را گرفته ، چگونه است که اینقدر متوقعی و فکر میکنی خونت رنگین است و رادین بدهکار توست ، چرا تهمت جاری می کنی ، کاش بلد بودید و خجالت می کشدید
«ابلیس» در صفوف فرشتگان قرار داشت، هزاران سال پرستش خدا را که کرده بود. او (شیطان) ، معلم فرشتگان بود و طبق آنچه از «خطبه قاصعه در نهج البلاغه» استفاده مى شود، همه این مقامات را به خاطر تکبر و غرور از دست داد، و آن چنان گرفتار تعصب و خودپرستى شد و در جاده لجاجت آن چنان ثابت قدم شد که تصمیم گرفت مسئولیت شرکت در جرم همه ظالمان و گنهکاران از فرزندان آدم را به عنوان یک وسوسه گر، بپذیرد، او چون جای خود را با حضور انسان تنگ دید شروع کرد به فریب دیگران و نعمت خدا را داشت و منعم بود و روبروی خدای عزوجل ایستاد و وعده کرد کاری کند تا جهل فراگیر شود و چشمان ظاهر و باطن انسانهای پذیرنده اش را از کار انداخته واجازه ندهد هیچ حقیقتى را مشاهده کنند، و این انسانها دیوانه وار در راه ظلم و بیدادگرى گام بر دارند و خود را حق ببینند و به حق انسانهای دیگر تعدی کنند و برای مصلحت خود سر حق ها را ببرند و هابیل ها را بکشند،اینان دنیا را با تمام وجود چسبیده اند و فکر می کنند در دنیا خواهند ماند و دنیا سهمشان است ولی سرانجام افراد کینه توز جاهل در بدترین پرتگاه ها ست . على(علیه السلام) در همان «خطبه قاصعه» (خطبه 192 نهج البلاغه) از ابلیس به عنوان «عدو الله»؛ (دشمن خدا) و «امام الْمتعصبیْن و سلف الْمسْتکْبریْن»؛ (پیشواى متعصبان لجوج، و سر سلسله مستکبران) نام برده، مى گوید: «به همین جهت خداوند لباس عزت را از اندام اینگونه افراد روزی بیرون خواهد کرد، و چادر مذلت بر سر آنها خواهد افکند».
شرکت رادین نماز خانه ایی کوچک دارد و هر روز بین 15 الی 20 نفر در آن نماز جماعت می خوانند ، و در آن باید شناخت نماز نما و نماز دلها را ، البته افرادی هم تنهای نماز میخوانند، که نمی شود گفت به دل است یا به زبان و نما و الله اعلم ، لیکن در قرآن که محمد (ص) از سوی خدا به ارمغان آورد ، طرافداران راستی را از این گروه ها بر حذر نموده از منافقین ، از قاسطین آز مارقین و از ناکسین (قاسطین، ناکثین، مارقین. همان هایی بودند که جنگ جمل را راه انداختند) که به نام پیامبر بر علی دروغ بستند و دورو ، بودند، همان هایی که قرآن سر نیزه کردند و خورشید را سر شکافتند ، انها همان هایی بودند که روز بر جهد سجده و ساخت مسجد و همراهی اسلام دست بلند می کردند و شب بر سر تحقیر اسلام و برای شکست آن نقشه می کشیدن ، آنها همان هایی بودند که از سفره اسلام روزی خدا میخوردند و در مورد حلال و حرام فتوا می دادند ، آنها کسانی بودند که سالیان سال اسلام داشتند و حتی در مورد ادیان دیگر تحقیق نکرده و جز کفر تجربه نداشتند و خود را قاضی می دانستند ، آنها جرات سخن در مسجد و در میان جمع نداشتند ، شبنامه نوشته و علی ها را از قفا میزدند ، آنها مردان زنانه پوش پوشیه اندازی بودند که می ترسیدند چهره آنها دیده شود. آنها از بیت المال مسلمین هزینه می کردند و دیواره دو رویی می نگاشتند، و ای وای بر روزی خور ريا ، منافق ، دورو که خنجر از پشت می زند ، وای بر عالم، متخصص، مدعی بی عمل که خودش می داند چه مقدار کار می کند و در مورد حلال و حرام روزی دیگران سخن میگوید ، تنفر برای آنانی است پول می گیرند و معامله می کنند و قرا داد امضا میکنند و میگویند ما به اندازه دریافتی خود کار می کنیم و به بطالت وقت می گذرانند و راضی هستند و خود را مسلمان می دانند، آری مارقین ، ناکثین ، فاسدین ، منافقین و قاتلان حضرت ابا عبدالله هم نماز می خواندند و همه تصویر وجاهت و حق یدک میکشیدند ، مواظب باشید تاریخ شما را جای درست قرار دهد ، چون دنیا آینه است ، هرچه کنید روزی شما را در برگرفته و باز تابش بسوی شما خواهد بود .انشاالله
نماز نما و نماز دل در این شرکت بوفور یافت می شود ، افراد کوچک در پستوهای تاریک و غیر قابل رصد رذالت اشائه می دهند و شاید بهتر است بجای توهین به دیگران کمی تامل کنند : داستان از آنجا شروع شد ،جهنم تاریک بود. جهنم سیاه بود . جهنم نور نداشت. شیطان هر روز صبح از جهنم بیرون می آمد و مشت مشت با خودش تاریکی می آورد. تاریکی را روی آدم ها می پاشید و خوشحال بود، که سم نفاق و دورویی را می افکند ، اما بیش از هر چیز خورشید آزارش می داد ، خورشید ، تاریکی را می شست . می برد و شیطان برای آوردن تاریکی هی راه بین جهنم و روز را می رفت و دروغ پراکنی می کرد و این خسته اش کرده بود شیطان روز را نفرین می کرد. روز را که راه را از چاه نشان می داد و دیو را از آدم ، در پس سیاهی ها، دیده نشدن ها انتقام میگرفت و شیطان چطور می توانست همه را نابینا کند! این همه چشم را چطور می شد از مردم گرفت پس بهترین راه در تاریکی دروغ گفتن بود و هنگام دیده نشدن قضاوت کردن ، شیطان رفت و همه جهنم را گشت و از ته ته جهنم جهل را پیدا کرد. جهل را با خود به جهان آورد. جهل ، جوهر جهنم بود ، نابینایی ابتدای گم شدن است و گم شدن ابتدای جهنم و جهل ، تاریکی غلیظی است که دیگر هیچ خورشیدی از پس اش بر نمی آید چون موجب میشود راه را از چاه تشخیص ندهیم ، دیو را از آدم نشناسیم پس شفاف باشیم اگر حقیم و اگر در پستو و در تاریکی نظر می دهیم و متهم می کنیم و قضاوت می کنیم و رای صادر می کنیم ، می ترسیم که بشناسان ما را ، حتما فرزند تاریکی هستیم ، و ای وای وای از گمشدگی و سرگشتگی و ترس و ترس و خدایا !گم شده ایم ، دانایی را چراغ مان کن و نفرت صاحبان نفرت را به خودشان برگردان و به ما شجاعت اطا کن که در ظاهر و باطن یکی باشیم و منافق نباشیم
باز یک تعریف بیجا از شرکت توسط یکی از چاپلوسان شرکت... روی صحبتم با فردی است که تجربیات خود را در تاریخ 2 شهریور 1403 نوشته است. فقط خود را نبینید این عین انسانیت است که فقط خودتان را نبینید. تشویق یکی از مؤثرترین راهکارها جهت ترغیب افراد به فعالیتها و اعمال و رفتار مثبت است، اما آنگاه که این تشویق تبدیل به ستایشهای افراطی شد، آفاتی را برای فرد مورد تشویق در پی خواهد داشت که شامل مواردی همچون خودبرتربینی، کبر، غرور و خودشیفتگی است. به این ترتیب شخص تمجید و تعریفشده پیش خود فکر مىکند که سرآمد افراد جامعه است و همه باید به او احترام بگذارند و در برابر او سکوت کنند. دیگر اینکه شخص تعریف و تمجیدشده با خود مىگوید: حال که همه پذیرفتهاند من صفات برجسته و فوقالعادهاى دارم، چه دلیلى دارد که بیش از این به خود زحمت بدهم؟ از این روست که امیرالمؤمنین علیهالسلام در روایتی فرمود «چه بسا کسانى که با ستایش دیگران فریب خوردند؛ رب مفْتون بحسْن الْقوْل فیه.» باز هم می گویم که روی صحبتم با فردی است که تجربیات خود را در تاریخ 2 شهریور 1403 نوشته است.
جهت اطلاع و کمی تامل برای آنها که در این سفره نان میخورند و با لقمه در دهان بد گویی می کنند آنهم پشت پرده : ابراهیم لینکن به معلم پسر خود نامه جالبی نوشته است که قسمتی از آن چنین است: او باید دریابد که همه انسان ها عادل و همه آن ها راستگو نیستند. اما به پسرم یاد بدهید که در ازاء هر انسان حیله گر، انسان های صادق و درستکار نیز وجود دارند. به او بیاموزید که در ازاء هر سیاستمدار خود خواه، رهبری مدبر و کوشا نیز وجود دارد. به او یادآور شوید که در ازاء هر دشمن نیز دوستی وجود دارد. به او بیاموزید که اگر با کار و تلاش خود یک دلار بدست آورد بهتر از این است که اتفاقی پنج دلار روی زمین پیدا کند. به او یاد بدهید که از شکست ها درس بیاموزید، از پیروزی ها لذت ببرید و به خاطر گذشته افسوس نخورد به او بگویید که تجربه کردن بهتر از خواندن تجربه دروغ دیگران می تواند نقش مهمی در زندگی او ایفا کند. به او تفکر عمیق یاد آور شوید و این که پرندگان در حال پرواز در آسمان بنگرد، به گل های باغچه، به تلاش زنبورها و … . به پسرم یاد بدهید مردود شدن در یک امتحان بسیار بهتر از تقلب کردن است. همچنین با انسان های آرام به آرامی و با سرکش ها با سرکشی برخورد نماید. به او بگویید که به اصول و عقایدش پایبند باشد، حتی اگر همه با او مخالف کنند. . این که سخن همه را بشنود و آنچه را به نظرش درست می رسد برگزیند. … و در پایان به پسرم ارزش های زندگی را بیاموزید.
در این شرکت مسولیت پذیری خیلی مهمه و ساعت کار بالاست ،از شرایط شرکت تعهد پنج ساله است که با توجه به اعتبار گل رادین مشکلی نبود ومن پذیرفتم ،روند مصاحبه ها راحت بود و صمیمی بودن مخصوصا کارشناس جذب ، توضیح دادن طبق تقویم شرکت کار میکنن ، به نظر می یاد اگه معرف داشته باشین راحت تر تو مصاحبه قبول میشین و اینجا دانش فنی و تخصصی زیاد براشون مهم نیست اگه ابتدای کار باشی و سطح پایه خوبی داشته باشی خودشون به شما آموزش میدن ، به نسبت شرکت های دیگر سطح طراحی و شیوه کارشون بسیار حرفه ای ، چیزی که شاید شما رو اذیت میکرد توی این شرکت ، این بود که اگر یکی خودشو خوب میتونست شو بکنه به چشم میومود و اگر کسی کارهاشو به درستی انجام میداد و دنبال ارتقا شغلی هم بود ولی سرش تو کار خودش بود ، به چشم نمیومد.
یکی از تجربیات هر انسانی مراحل استخدام در شرکتها است. وقتی شما بعد از دیدن آگهی استخدام یک سازمان، مدارک و رزومه کاری خود را ارائه میدهید، اگر مدرک تحصیلی، تجربیات، مهارت و خیلی از فاکتورهای دیگر مورد قبول سازمان مورد نظربود از شما برای شرکت درمصاحبه ی اول دعوت می شوید ،مصاحبه شغلی یکی از سختترین مراحل استخدام از نظر داوطلبان است زیرا شما باید با فرد یا افراد مصاحبه کننده به گفتگو بپردازید و جوابهایی صریح و قانع کننده به سوالات آنها بدهید. تجربه ی سوالات مصاحبهی شغلی همکار رادین این ها بوده : خود رابطور اجمالی معرفی کنید ، چه آموزشهایی را دوست دارید ، چرا از محل کار قبلی خارج شده اید، برنامه سه سال آینده ، دوست دارید چه چیزی به دیگران یاد بدهید ،درونگرایی ، یا برون گرا ؟ آدم دقیقی هستی یا نه ؟ سوالی داری که بپرسی ؟
در مدت بیش از 5 سال کار در این شرکت، اگر قرار باشه روزی استعفا بدم فقط جهت پیشرفت در کاره. این شرکت مزایای خوبی داره مهمترین عامل پیشرفت خود آدمه. یکی هم که کار تحیقاتی همین شکلیه ، گاهی جلو میری خیلی وقتها هم مایوس میشی ، حقوق تاخیر یکفته تا ۱۰ روز داره ولی سوخت سوز نداره ، رنج حقوقی خوبه تناسب با کار داره و شرح شغل مشخصه و الکی ازتون کار نمیکشن ، بدنه شرکت جوان است و این مورد بسیار خوب است ، دسترسی مترو و اتوبوس خوب است. در کل برای کسب تجربه جایی خوبیه، اما برای پیشرفت و ترقی خیر.
من سالهاس توی این شرکت مشغول بودم و بهعنوان کارشناس فعالیت میکنم. شرکت عامراندیش هوشمند یک شرکت دانشبنیان است که امکان خدمت سربازی هم داره، و این نکته مثبتی محسوب میشه. اگر بخوام این شرکت رو با پادگان مقایسه کنم، خیلی خیلی بهتره. اما وقتی با سایر شرکتهای همسطح مقایسهش میکنم، خیلی ایرادهای جدی پیدا میکنم و اصلیترینش هم مدیریت شرکت است. اولا مسئول منابع انسانی رو اخراج کردند و جای اون رو کسی نگرفته. دوما به قوانین کار پایبند نیستن، هر سال حقوق کارکنان رو همواره مستقیما افزایش نمیدن و برای دریافت افزایش حقوق باید با خواهش و التماس انجام بدم. ثالثا به حریم خصوصی اهمیتی نمیدن؛ با وجود فضای کوچک ساختمان، دوربینها دقیقا روی همه و حتی صفحات نمایش مانیتور ما هم نظارت میکنن. چهارما حقوق عادلانه رو رعایت نمیکنن و زیر میانگین کشور حقوق میدن و بهعنوان امتیازی بدهड्डن که اینجا حقوق عالیه. پنجم، برنامهریزی و ساختاردهی به شرکت اصلا وجود نداره؛ شرکت ساختار نداره و پوزیشن افراد مشخص نیست، مدیرعامل خودش در تسکها دخالت میکنه و همه برنامهها باید به سلیقه ایشون نوشته بشه. و نکته مهم اینه که اگر به سلیقه مدیرعامل پیشنهادی ارائه بدی، دستکم گرفته میشی و اگر پروژهای به دلیل این تعارض به مشکل بخوره هم باز هم شما مقصرید. واقعا پروژهها بهخاطر همین وضعیت کمارزش جلو میره. اطلاعات اضافی رو هم طولانی نمیکنم. اگر دنبال فرصت سربازی هستی و پادگان رو دوست نداری، پادگان عامراندیش خوبه. اما اگر دنبال کار هستی، بهتره از اون مسیر عبور نکنی. در پناه حق
من یک سال اینجا بودم و از تجربهام میگم شرکت تحفه خوبیه؛ مدیرعامل جدید از همون آغاز کار بلد بود و وارد تیم شده بود. با وجود اینکه سازمان چند واحد پارهپار داره، فضای کار روند نسبتا منظمی داشت و پرسنل تا حدی در کنار هم بودن. حقوق معمولا با تاخیر یک تا ده روز پرداخت میشد و این تاخیرها هم کمتر آزاردهنده بود. از لحاظ حقوقی و نرخ دستمزد، شرایط مناسبی وجود داشت و شرح شغل هم مشخص بود؛ بعضی وقتها به ما اضافهکاری نمیکشید مگر اینکه واقعا لازم میشد. خروجی کار برای شرکت اهمیت داشت و به همین دلیل به بازرگانیها حساس بودند؛ باید هوشیار و زرنگ میبودم تا موفق باشم. فرصتهای یادگیری و رشد هم وجود داشت و در محیط کاری آزاد بودیم؛ کسی به من فشاری برای حضور در جلسهها یا کارهای اضافی نمیداد و فضای کار کاملا مستقل بود.
حناتون برامون رنگ نداره دروغ آفت مدیریت حالا میخواد فنی باشه میخواد غیرفنی باشه ارباب وعده ها دروغ و بلوف زن مدیرای کاریزما از این به بعد اگه خودتون آتیش هم بزنین مهم نیست
سلام عزیزانی که با شرکت آلفا ****** و ****** قرداد دارند و با مشکلاتی مواجه شدند که قطعا این طور هست به ****** کنیم آمیین که شر چنین آدم های کم بشود
در اینجا فهمیدم که در پادگان پژوهش نوین رایانه، شرایط کاری به گونهای بود که نیروهای نظامی مدیریت و سازماندهی میشدند و از مصداقهای کنترل شدید بهره میبردند تا نیروها را به کار گیرند و از آنها بهرهبرداری کنند. روشهایی که وجود داشتند، شامل رفتارهای دوگانه و فشار روانی بود؛ فشارهایی مانند درخواست رضایت با تهدید، دروغگویی و ایجاد اختلاف میان همکاران برای تسلط بر فضای کاری، و همچنین نگاه از بالا به پایین و سلطهجو بودن در سطوح مختلف موسسه. این رویکردها به گونهای مشهود در سراسر پادگان اعمال میشدند و بهطور ناقص و معیوبی به کار گرفته میشدند و نتیجهای مطلوب نداشتند. تمامی این تجربیات تأییدی است بر ناکارآمدی واقعی رویکردهای نظامی در ورود به حوزههای اقتصادی و علمی، که تفاوتهای بنیادی این دو حوزه را درک نمیکنند و از همین تفاوتها غافلند.
کل تابستون اومدیم سرکار نه استراحت نه تفریح نه درآمد آخرش هم هیچی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! هیچ وقت به حرف مدیرای کاریزما سر سوزنی اعتماد نباید کرد و تمام.
من احساس میکنم مدیرعامل شرکت برای دریافت ماهانه سود و کنترل کامل را به شخصی خارج از مجموعه واگذار کرده و فضای کار به شدت تحت تأثیر تصمیمات آن پیمانکار غیرمتخصص و ناکارآمد است. این مدیر خارج از مجموعه، با ارائه گزارشهای غیرواقعی از سود و زیان، مالک را از وضعیت واقعی کسبوکار مطلع میکند و جریانهای موجود را به سمت برداشتهای نادرست هدایت مینماید.
سلام دوستان عزیز اگر کسی از شرکت دیجی آلفا ****** هستیم که از این شرکت ****** کردیم این شرکت داره با سرمایه های مردم بازی میکنه در زیر همین پست ******
سلام دوستان عزیز اگر کسی از شرکت دیجی آلفا و ****** داره اینجا ****** کنه ما چند نفر هستیم که از این شرکت ****** این شرکت داره با سرمایه های مردم بازی میکنه
شرکتی که ساعت کاریش از 9 صبح شروع میشه به نظرتون باید شناوری داشته باشه؟ پس دیگه چه ساعتی باید استارت کار زده بشه؟ بله درسته تاخیرهای زیر یک ساعت محاسبه نمیشه ولی بالاتر از یک ساعت مثل تمامی شرکتها ضریب کسورات دارد شما فکر کنم جایی تا به حال کار نکردین. گفتین مرخصی تو این شرکت 24 روز در سال هست که طبق قانون کار عمل نمیکنن، میشه این هم بگین که پنج شنبه هاهم به جای یک روز نصف روز کسر میشه از مرخصی. طبق قانون کار 44 ساعت باید در طول هفته باید کارکرد داشته باشیم و اینجا هم همون قانون اجرا میشه و بیشتر از اون هم اضافه کاریش پرداخت میشه، پس پنج شنبه ها خارج از قانون و عرف نیست و کسی رو به اجبار نمیارن سرکار به نظرتون کسی نخواد جایی کار کنه میشه به زور نگه دارنش؟ امکان نداره همچین چیزی، هرکسی که داره کار میکنه به میل خودش هست و هرکسی هم که قرار هست بره باید به نیرو جایگزین خودش آموزش بده و کارها رو تحویل بده و بعد از مجموعه جدا بشه که این هم مثل تمام سازمان های دیگه هستش دوستمون فرمودن که گوشی در تایگر ممنوع هستش ولی در صورتی که اصلا همچین چیزی وجود نداره و کلیه پرسنل گوشی همراهشون هست ولی براساس اصول و ضرورتهایی که وجود داره، واقعا این همه بی انصافی در نظراتی که دادن جای تعجب داره جناب فکر کنم شما اولین جایی بوده که کار کردین چون همه شرکتها و سازمان ها ضمانت دریافت می کنند، مگه داریم شرکتی که ضمانت نگیره و براش مهم نباشه، اونم شرکتهایی که در زمینه دیتا و نرم افزار فعالیت دارن همه شرکت ها واحد کنترل و مانیتورینگ دارن و اینجا اولین شرکتی نیست که این کارو انجام میده ولی متاسفانه اینجا همه چیز شفاف هستش و همه مطلع میشن ارتقا و پیشرفت داره بله خیلی هم زیاد داره تا این حد که نیروی کارآموز بعد از چند سال سرپرست و مدیر شده با وجود داشتن تیم آموزشی و کلاسهای آموزشی مطمئنا جای پیشرفت داره اینم در جریان باشین که همه شرکتهایی که در حوزه انفورماتیک و نرم افزار فعالیت دارن NDA دارن و باید پرسنل متعهد به اون باشن چیزی که من متوجه شدم شما کلا خصومت و مشکل شخصی دارین با این مجموعه و براتون فرقی نداره حتی از چه ادبیاتی استفاده کنید
اگر دنبال كسب تجربه همزمان و البته رشد همراه با حجم كار تقريبا زياد هستيد ميتونم بگم مالي يكتانت ميتونه مناسب باشه چون داره تيم مالي مثل شركت بزرگ ميشه تنوع كاري داره محيط دوستانه هست و بچه ها بهم كمك ميكنن و از طرف مديرها براي بچه ها زمان گذاشته ميشه ولي خودمون هم بايد بگذاريم