در این شرکت احساس میکردم که فضای کاری به مرور سمی است و رفتارهای نامناسب بیشتر از حد معمول دیده میشود. گاهی با افرادی مواجه میشدم که جو را تیره میکردند و از نظر من با سوءنیت یا اختلافهای شخصی به همکاران فشار وارد میکردند. در مجموعهای کار میکردم که اکثر این نکات منفی را از مدیر مجموعه میدیدم یا مدیریت همان ویژگیها را تقویت میکرد. بهزعم من مدیران، گاه خود را بالاتر از همه دانسته و ارتباطها را بر پایه منافع شخصی بنا میکردند. افرادی وجود داشتند که با رفتارهای پر حرفی و برخوردهای غیرمسئولانه در برابر همکاران ظاهر میشدند و این رفتارها به چشم برخی همکاران میآمد. نگاههای سطحی نسبت به ظاهر افراد نیز در محیط کار دیده میشد، به گونهای که توجهها به مسائل ظاهری نسبت به مسائل حرفهای غالب بود. برخی از همکاران به گفتههای پشتسر همدیگر واکنش نشان میدادند و چنین فضاهایی بهسرعت زیر سؤال بردن همکاران را رواج میداد. با گذر زمان، موقعیت کار به نحوی تبدیل شد که منابع انسانی به سرعت از کوچکترین مسئله مطلع میشد و پشتیبانی لازم برای حل آن فراهم نبود. در مجموع، جو کار بهگونهای بود که همکاری تیمی را مختل میکرد و حس امنیت شغلی را کاهش میداد. من در این تجربه از نظر شخصی احساس شرم میکردم و تصمیم گرفتم این دوره را در رزومهام ثبت کنم تا نشان دهم تجربهای که پشت سر گذاشتم تا حدودی غیرسازنده بود و در آینده میخواهم از چنین فضاهایی دوری کنم. مسئله اصلی، تأثیر منفی رفتارهای مدیریتی بر روی پول و بهویژه سوددهی و امنیت شغلی بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
درسته که با وجود تجربههای گوناگون کاری، گاه با رفتارهای دوگانه و رفتارهای ناراحتکننده در محیط کار روبهرو میشویم؛ اما دیدن چنین ویژگیهایی در یک مدیر واحد واقعا عجیب است. به اندازهای که تصمیم گرفتم تجربه کار در این شرکت را از رزومهام کنار بگذارم و به جای آن کار آزاد را ضبط کنم. برای مدیریت، آقای م ص، شرمآور است که چنین فضایی را در درمانکده ایجاد میکند. در اینجا حرف زدن با دیگران به راحتی میسر نیست، زیرا سیستم خبرچینی با روشی از پیشتعینشده وجود دارد و همه خبرچین محسوب میشوند. اگر لباسی را دوباره بپوشی، مدیریت با شوخی یا تمسخر تو را هدف میگیرد و میپرسد آیا میخواهی راحت پیدایت شود که دوباره لباسی را میپوشی؟ اگر مویی را تغییر دهی، ناخن یا بینی و بینی دیگری را دستکاری کنی یا ابروهایت را اصلاح نمایی، نظر مدیر با تمسخر همراه میشود و این شوخیها روی تو باقی میماند. فضای کاری کاملا مسموم و مانند مهدکودک است، با انتظار بالا و القای احساس گناه از طرف مدیریت. حقوق بهجا پرداخت نمیشود، احساس امنیت شغلی وجود ندارد و اعصاب خردیهای زیادی هست که پیش از مصاحبه با مدیران باید در ذهن بماند. تنها چیزی که در درمانکده یاد میگیری این است که چگونه به خودت فشار بیاوری و به خودخورى رو بیاوری. در پایان با حس بیارزشی و احساس سوءاستفاده بیرون میآیی. درمانکده جایی است که اگر در مصاحبهها خودت را فردی پرانرژی و مستعد پیشرفت و توانا نشان بدهی، استخدام میشوی و در نهایت به دلیل ضعف مدیریت با وجود اشتیاق و انرژی، به گونهای ناامید و عصبانی و داغون خارج میشوی و با این فکر بیرون میمانی که چرا وقتت را اینجا تلف کردی.
وقتی به شرکت آداکارنو نگاه میکنم، فکر کنم بیشتر یک کارگاه بزرگ بوده که کمکم با افزودن شریکها و نیروهای جدید، تبدیل به مجموعهای نسبتا کوچک شده است. از نظر من، میشد گفت یک کارگاه نسبتا بزرگ با چهار شریک است که هر کدام به طور مداوم حاضرند، هرچند از لحاظ ماهیت شخصیت شرکت، افرادی با قلب مهربان و رفتارهای مثبت هستند. ولی فضای کلی آن برای کسانی که سابقه کار در شرکتهای بزرگ را دارند، چندان مناسب نیست. حقوق هم برای گروه فنی در مقایسه با حداقلهای وزارت کار، کمی بالاتر است اما واقعا برای سطح کار من مناسب نیست.
تجربه چندساله من تو این شرکت به عنوان یه برنامه نویس: کد ها به شدتتتتتتتت کثیف و قدیمی که هیچ جای پیشرفتی رو نداره کارها اصلا نظم نداره و انتظار از شما بسیار بالاست و تقریبا همه آدما تو شرکت سعی میکنن زیرآب همدیگه رو بزنن حقوق هم کمه حتی اگه اولش باهاتون توافق کنن بعد میزنن زیرش اکثر کارمندها هم سرباز هستن که مجبورن بمونن و پیشنهاد میکنم با عنوان آخرین گزینه برای کار در نظر بگیرین اینجارو و یه عمر آسوده باشین :)
در یک کلام کار در این شرکت میشه برده داری نوین هیچ تعطیلی رسمی ندارید! چیدمان و باربری به شدت سنگین و زیاد همزمان با فروشندگی کم شدن موارد مفقودی از حساب تمامی کارکنان حقوق به شدت کم در قبال کار بسیار سنگین و زیاد شیفت چرخشی و عدم برنامه ریزی برای زندگی و کار احتمال شکستگی دست در زمان کار با پالت باربری و همزمان باید سفارشات اسنپ فود را هم جمع آوری کنید که در واقع هم برای افق کوروش کار میکنید هم برای اسنپ! وسط کار حتی نمیتونید آب بخورید تایم ناهار هم که کلا تعطیله ابتدای کار هم یه فیش حقوقی فیک نشون میدن آخر ماه میفهمی چه کلاه گشادی سرت رفته میگن اطراف خونه خودتون هستید بعد ثبت نام میگن جا نداریم میندازن ده کیلومتر دورتر زمان استخدام میگن پشت سیستم هستید اونجا که میرید میشید باربر
متاسفانه در طی این مدت، شرکت بادبادک بهصورت مداوم ناتوان در پرداخت حقوق به موقع بود. این موضوع باعث مشکلات مالی برای کارکنان و خانوادههایشان شده و باعث استرس و عدم اطمینان زیادی شده است. کمبود شفافیت در مورد مشکلات حقوقی بسیار ناپیشبینی و غیرحرفهای بود. علاوه بر این، فرهنگ شرکت بادبادک از نظر احترام به کارکنان به هیچ وجه قابل قبول نبود. کارکنان به طور مکرر بدون توجه و احترام به عنوان افرادی دیگر بهکار گرفته شدند و محیط کاری سمی به وجود آمد. کمبود احترام به بهبود حال کارکنان و کمبود احترام به همه افراد در شرکت باعث تجربهای نامطبوع شد. قولهای پرداخت حقوق به صورت مداوم نقض میشدند و هر ماه اطمینانات غلطی داده میشد که هرگز به عمل نمیآمدند. این کمبود شفافیت و صداقت باعث شکست اعتماد و معنویات در تیم شد. همچنین نگرانکننده است که شرکت بادبادک بهنظر میرسد دارد نظرات مثبت جعلی خود را در سایتهای تجربیات شغلی مینویسد. محیط کاری سالم باید به این نوع تاکتیکها وابسته نباشد. علاوه بر این، شرکت بادبادک عملکرد ناپروفشنالی دارد که با امضای قرارداد، نسخه کپی از آن به کارمندان ارائه نمیدهد. این مسئله به معنای نقض حقوق اساسی کارمندان است و نشاندهنده عدم شفافیت در روابط کاری میباشد. علاوه بر این، از طریق دوربینها و میکروفنها، شرکت به نظر میرسد همه کارکنان را جاسوسی میکند. این اقدام نه تنها حریم خصوصی کارکنان را نقض میکند، بلکه نگرانیهای جدی در مورد امنیت و احترام به افراد ایجاد میکند. همچنین، یک نکته دیگری که باید ذکر شود، افزایش غیرطبیعی تعداد افراد ورودی و خروجی در شرکت بادبادک است. این امر ممکن است نشاندهنده مشکلاتی در مدیریت منابع انسانی یا محیط کاری باشد که باعث استرس و عدم پایداری در تیم میشود. در نهایت، استفاده از مدیریت از قدرت برای خنثی کردن انتقاد و کنترل داستان به شدت نگرانکننده است. ارتباط باز و صادقانه باید تشویق شود تا محیطی از همکاری و رشد به وجود آید. امیدوارم که نقد من به دیگران کمک کند تا در مورد چه چیزی از شرکت بادبادک انتظار دارند. به کارکنان و کارمندانی که قصد پیوستن به این شرکت را دارند، توصیه میکنم که بهطور جدی پیشینه و گزینههای خود را مورد بررسی دقیق قرار دهند.
من 3 سال تو این شرکت کار کردم، تقریبا از سال دوم دانشجوییم تا فارغ التحصیلیم. تمام این مدت روزای کاریم شناور بود و با همکاری مسئول شیفت روزایی که کلاس داشتم سرکار نمیفرستم. بیمم منظم رد شد تو این سه سال. حقوقم یک روز هم دیر نشد، پاداش ماهانه و سالانه داشتیم و از همه مهم تر این اواخر سبد کالا که حداقل برای خانواده من خیلی جالب و تعجب آور بود. ولی از همه چیز مهم تر محیط سالمیه که داره به حدی که بعد از اونجا خیلی سخت میتونی تو محیطای کاری دیگه که یسری چیزا توش رعایت نمیشه کار کنی. تو این مدت خیلی ادمارو دیدم که اومدن و بعد یه مدت کوتاه استعفا دادن و رفتن. بلاخره هیوا یه مرکز تماسه و کار راحتی نیست روزی چند ساعت با ادمای مختلف با سطح فرهنگ مختلف در ارتباط باشی، قصد هم ندارم کسی رو قضاوت کنم اما کسی که بعد دو هفته استعفا داده و رفته مسلما تجربه خوبی رو نمیاد با شما به اشتراک بذاره چون هیوا هرچی که بوده برای اون جالب نبوده پس درنتیجه باید برای دیگران هم نباشه! امیدوارم اینجا تجربه دوستانی که حداقل 6 ماه تو این مرکز مشاوره کار کردن بیشتر منتشر بشه تا دوستان جویای کار بتونن با نظرات واقعی تری اشنا بشن.
سال ۱۴۰۲ مرداد اگهی سداد برای vtm رو توی سایت های کاریابی دیدم . یه آگهی خیلی کلی و کوتاه ؛ بعد از ارسال رزومه چند هفته بعد با من تماس گرفته شد و تاریخ و محل برگذاری مثلا آزمون اعلام کردن ( بگذریم که ادرس اشتباه داده بودن ) به محل آزمون رفتیم و شخص آزمون گیرنده گفت "فقط برای سه شهرستان دورافتاده کارمند میخواهیم" ما هم که تازه فهمیده بودیم فقط با تعجب به هم نگاه میکردیم وارد سایت اموزش قسمت آزمون شدیم و ۵۰ سوال به شدت بی ربط و بی معنی از ما به عنوان تست گرفته شد ما که به عنوان کارشناس ای تی و شبکه برای ازمون خودمونو اماده کرده بودیم یه مشت سوال مسخره و توهین آمیز به ما داده شد از جمله سوال های تست میشه گفت گلوله ای با وزن دو سوم و گلوله دیگری با وزن سه چهارم اولی وجود دارد وزن این دو چقدر است گزینه های جواب خالی بودن و ما شانسی یه چیزی انتخاب کردیم سوال ها بسیار چیپ و مسخره و خارج از موضوع بودن مثلا چاپگر لیزری خوب است یا خیر خروجی ups چقدر است غلط املایی در سوال ها سوال های به شدت بی ربط به حوضه ای تی شخص طراح سوال در مورد ای تی هیچ علمی نداشت و ..... واقعا برای چنین سازمانی متاسفم این روش آزمون توهین به شعور مردم بود از بین ۱۲ نفری که بودیم همه رد شدیم و کسی نتوانست نصف سوال هارا پاسخ دهد شرکتی که مراحل ورودش این باشه کیفیت کارش هم مشخصه! بی سوادی و پارتی سالاری در کل سازمان به عیان مشاهده میشد اگه اختیارش رو داشتم چند میلیارد جریمه شون میکردم.
سال ۱۴۰۲ مرداد اگهی سداد برای vtm رو توی سایت های کاریابی دیدم . یه آگهی خیلی کلی و کوتاه ؛ بعد از ارسال رزومه چند هفته بعد با من تماس گرفته شد و تاریخ و محل برگذاری مثلا آزمون اعلام کردن ( بگذریم که ادرس اشتباه داده بودن ) به محل آزمون رفتیم و شخص آزمون گیرنده گفت "فقط برای سه شهرستان دورافتاده کارمند میخواهیم" ما هم که تازه فهمیده بودیم فقط با تعجب به هم نگاه میکردیم وارد سایت اموزش قسمت آزمون شدیم و ۵۰ سوال به شدت بی ربط و بی معنی از ما به عنوان تست گرفته شد ما که به عنوان کارشناس ای تی و شبکه برای ازمون خودمونو اماده کرده بودیم یه مشت سوال مسخره و توهین آمیز به ما داده شد از جمله سوال های تست میشه گفت گلوله ای با وزن دو سوم و گلوله دیگری با وزن سه چهارم اولی وجود دارد وزن این دو چقدر است گزینه های جواب خالی بودن و ما شانسی یه چیزی انتخاب کردیم سوال ها بسیار چیپ و مسخره و خارج از موضوع بودن مثلا چاپگر لیزری خوب است یا خیر خروجی ups چقدر است غلط املایی در سوال ها سوال های به شدت بی ربط به حوضه ای تی شخص طراح سوال در مورد ای تی هیچ علمی نداشت و ..... واقعا برای چنین سازمانی متاسفم این روش آزمون توهین به شعور مردم بود از بین ۱۲ نفری که بودیم همه رد شدیم و کسی نتوانست نصف سوال هارا پاسخ دهد شرکتی که مراحل ورودش این باشه کیفیت کارش هم مشخصه! بی سوادی و پارتی سالاری در کل سازمان به عیان مشاهده میشد اگه اختیارش رو داشتم چند میلیارد جریمه شون میکردم.
در حوزه فروش برای فردی که تازه می خواد کار رو شروع کنه و هدفش کسب تجربه ابتدایی هست خوبه اما برای کسی که قصد پیشرفت داره مناسب نیست چون پیشرفت تو واحد پشتیبانی و فروش برای همه نیست حتی بهترین ها و باید با مدیر ارشد فروش سازمان ارتباط داشته باشی برای همین خیلی از بچه ها از سازمان رفتن
من حدود ۸ ماه بطور پروژه ای با این شرکت کار کردم. حقوق شون بسیار بسیار پایین بود و همونم دیر میدادن اخرشم ۱۱ تومن از حقوق منو ندادن! جای خیلی خشک و بی روحیه. هیچ وقت استراحتی برای کارکنان در نظر گرفته نشده. فضای شرکت هم یه سالنه که همه همونجان. مدیر میاد وسط سالن میشینه و مثه ناظم نظارت میکنه! حتی موقع غذا خوردن همه پشت کامپیوتر سریع غذاشونو میخورن و برمیگردن به کار! مدیر هاشون اکثرا بد اخلاق و عصبی و دارای توهم خود بزرگ بینی شدید هستند و حتی توی مواردی که اصلا دانشی ازش ندارن دخالت میکنن. جوی وجود نداره که توش ادمای حرفه ای باشن و بتونی ازشون چیزی یاد بگیری یا کمک بگیری. کلا این شرکت رو به هیشکی پیشنهاد نمیکنم.
من تجربهای از شرکتی دارم که بهنوعی شبیه شیادیهای پانزی عمل میکرد. سرمایهگذار اول روشی میگذاشتند که از طریق قرارداد دو ساله پولی واریز میکردم، اما بهجای اینکه کار ملموسی انجام بدهند، دنبال سرمایهگذار جدید میگشتند و این روند ادامه داشت تا اینکه صدای سرمایهگذار اولیه بلند میشد. در نتیجه پولش را برمیگرداندند و با روشی قرارداد را بهشکل طوری میبستند که جریمهاش بسیار مقرون به صرفه بود. به این ترتیب، بعد از یکی دو سال باز هم همواره پولی وجود داشت که در واقع پول سرمایهگذار جدید بود تا به طور ظاهری پول قبلیها را بدهند و این چرخه ادامه مییافت. متأسفانه شرکتها بهطور معمول با وعدههای بزرگ و بیپایه دنبال جذب سرمایه هستند؛ از جمله اداعای کار روی پروژهای عظیم، یا دریافت فاند چندین میلیون دلاری از کشورهایی مشخص، یا وعده تأثیرگذاری گسترده در جهان.
به تجربهی کارم قبل از هر چیز میخواهم بگویم که دوبار به این شرکت ورود کردم و هر بار تجربهای خوب داشتم. در تجربهی دوم، متوجه تغییرات مثبتی شدم که در شرکت رخ داده بود و اکنون ساختار منظمی پیدا کرده است. همه چیز سر جای خودش است و واحدها با وجود تفکیک وظایف، با هم به خوبی همکاری میکنند. دیسیپلین بالای سازمان مشخص است و ساختار بهخوبی منظم است. به نیروها اهمیت زیادی میدهند و آنها را به طور کامل آموزش میکنند، و به همین دلیل محیط کار برایم خیلی جذاب است.
در این شرکت هیچ مدیریتی وجود ندارد و کارها به شکل غیرمنظبط پیش میرود. رفت و آمدهای اداری زیاد است و با وجود بیمه و قوانین، به کار ازمایشی خیلیها آنها را به کار میگیرند. دستمزدی بهموقع پرداخت نمیشود و به بهانههای مختلف حقوق و مزایای کارگران کم میشود. مرخصیها به سختی یا به هیچوجه داده نمیشود و رعایت قوانین اداره کار در سطح پایینی است. نحوه تصمیمگیریها عمدتا سلیقهای است و جو شرکت به شدت بدون نظم و قاطعیت است. از نظر محیط کاری، فشارها بالا است و مشکلات داخلی بین افراد وجود دارد که برخی از آنها به سمت حاشیهها و اختلافات شخصی میرود.
برای این شرکت هیچ تضمینی وجود ندارد و من تجربهای ناامیدکننده از کار با آنها دارم. فضای کاری به شدت بی نظم است و مدیریت جدی وجود ندارد؛ کارافزارها و فرایندها به صورت پژوهشی و اصلاحناپذیر اجرا میشود و انعکاس شفافی از سیاستها وجود ندارد. تعدادی تعویضهای اداری بیثمر و بر خلاف مقررات اداره کار دیده میشود که حقوقها به موقع پرداخت نمیشود و از طریق کمکردنهای بیدلیل بابت مرخصی یا دیگر موارد، کماکان کلاهبرداری یا شبهههای قانونی مطرح میشود. به نظر میرسد قوانین داخلی به صورت سلیقهای اعمال میشود و رویکردی ثابت و منظم در شرکت وجود ندارد. جو حاکم به شدت شخصی است و در تصمیمگیریها گروههای خاص نفوذ دارند و با دیگران تعامل کشته میشود. وضع شرکت در حالت فرسوده و با مشکلات مدیریتی است که به تیم و کارشکنانش لطمه میزند.
کاریزما سبک بردگیست...... کاریزما سبک ******...... کاریزما سبک ******...... .................................. ..................................
با سلام بنده به مدت یک سال چند ماه بعنوان فرانت کار در این شرکت مشغول بودم این شرکت به شدت حقوق های پایین همراه بافشار کاری زیاد یعنی روزی دوبار جلسه درطول روز تسک های زیاد. بهت قول میدن حقوقتا زیاد کن ولی خبری نیست مدیر فنی مای هلو به شدت از جواب دادن و راهنمایی افراد شونه خالی میکنه و دانش کافی نداره شرکت جو دوستانه ای داره ولی خبری از پاداش و حقوق سطح بالای دولوپر نیست میان کاراموز میگیرن با حقوق کمتر از وزارت کار ولی تسک های سینیور بهت میدن و خبری از کمک وراهنمایی نیست در کل مناسب کسی که دنبال حقوق مناسب نیست جوری که جای دیگه با فشار کاری کمتر حقوق بیشتری میگیری
به نظر میرسد کارهای سئو در این شرکت به صورت ماهانه بسته میشود و احتمال دارد در نهایت گزارش کار نشان دهد پروژه کنسل شده است. فضای کار تا حد زیادی نامنظم است و نحوهی ارائهی کارها حرفهای به نظر نمیرسد. همچنین وجود نظارت دقیق با استفاده از دوربین برای بررسی صدای کارکنان به عنوان یک تجربهی کاری مطرح شده است.
محیط برنامه نویسی بشدت قدیمی و بدون ساختار. حاشیه در این شرکت بشدت زیاده. و از نظر محیط کاری اصلا محیط مناسبی نیس. هنگام استخدام یه تعهد 3 ساله ازت میگیرن که اگه به هر دلیلی بخوای از شرکت بری با همون تعهد 3 ساله تهدیدت میکنن چون هنگام استخدام یه سفته خیلی سنگین ازت میگیرن...
برای من بادبادک یکی از تجربه های خوب کاری ایه که داشتم. اولین نکته ای که به نظر من میرسه جمع بی نظیر و دوستانه ایه که تو شرکت حاکمه. مورد دوم اینه که تو این شرکت قشنگ میتونی پیشرفت کنی و تو این مسیر میتونی رو همراهی همه اعضای شرکت حساب کنی. مهم نیست تیم تو باشن یا نه. انگار همه آمادن که کمکت کنن به اهدافت برسی. مورد بعدی اینه که همه شرکت ها پایین بالا دارن. تو بادبادک هم هر از گاهی با این چالش ها مواجه میشی اما تیم مدیریت نمیذاره این چالش ها همیشگی باشه و اگه صبور باشی دوباره اوضاع رو به ثبات برمیگردونه و حتی سعی در جبران اتفاقاتی که داره که تازه خیلی موقع ها از پایین بالاهای جامعه نشات گرفته و این به نظر من خیلی ارزش داره.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.