من در سه سال حضورم در آتیسان تجربهای مثبت و سازنده داشتم؛ شرکتی با فضایی دوستانه، همکارانی مهربان و مدیریتی محترم. در آغاز کار، هیچ سابقهای در کار بانک نداشتم و سطح دانشی فنیام نسبتا متوسط بود، اما طی همکاری با آتیسان با مفاهیم بانکی زیادی آشنا شدم و مهارتهای برنامهنویسیام به طور قابل توجهی رشد کرد، به ویژه در سایهی دقت و سختگیریهای فنی مدیریت گرامی شرکت. بعد از جدا شدن از این شرکت، بیشتر موفقیتها و کیفیت کار آن را درک کردم. اگر خروجم از کشور نبود، قطعا مایل به ادامه همکاری با این مجموعه بودم؛ شرکتی که تاکنون بیش از نه مشتری بانکی را جذب کرده و از این رو به ارزیابیهای فنی و تجربی بانکها به خوبی پاسخ داده است و اعتماد ایشان را جلب کرده است. از این رو میتوان گفت که عملکرد آتیسان حرفهای و قانونمند است و توانسته چنین دستاوردی را به انجام برساند. تا جایی که میدانم، اکثر نیروهای شرکت سه سال به بالا در آن حضور دارند و برخی چندین سال با رضایت کامل فعالیت میکنند؛ جدا شدگان هم اغلب به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. وجود مدت زمان حضور حداقل سه سال در یک شرکت نشانی از رضایت افراد از رفتار و عملکرد آن است. به هر حال، داشتن مدیر موفق در آتیسان این نتیجه را به همراه دارد که با وجود سختگیریهای فنی و کنترل کیفیت دقیق در زمینههای تولید نرمافزار، فضای دوستانه و نزدیکی با همکاران حفظ شده است و چنین محیطی فرصتی مناسب برای فعالیت فراهم میکند. تجربه و تسلط بالای مدیران آتیسان در حوزههای بانکی و مهندسی نرمافزار فرصتی ارزشمند برای همه همکاران فراهم میآورد تا با کمترین هزینه، موضوعات تخصصی بانکی را همراه با اصول مهندسی نرمافزار فرا بگیرند. برای تمامی همکاران فعلی و سابق آرزوی موفقیت دارم و از صمیم قلب حمایت میکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با سلام منابع انسانی و مدیر فنی شما به جای اینکه تلاش کنی ارتباط ****** رو پیدا کنی اول ارتباطات خودتون رو مشخص کنید بعد ****** مضحکترین شرکتی که هست همینجاست خودشون هر غلطی دلشون بخاد میکنن بعد میان واسه بقیه قلدری میکنن سواد مدیران فنی ****** ادعا خدا بشینید سرجاتون از اپلیکشن ها و برنامه های داخل سازمانتون رو هم دیدیم خیلی ادعا دارید ****** کنید مدیر فنی 15 سالتون رو بیارید پای کار این همه ادعا دارن یه دستی به سر صورت این برنامه ها تون بکشید
بارها دیده شده و تجربه کردم که نیرو باعلم به اینکه حقوق دریافتی کمتر از حقشه یا مثلا شرکت های دیگه کلی مزایا دارن و..... ولی میمونه و کار میکنه مثلا محیط و جو شرکتو دوست داره یا از نظر فنی داره رشد میکنه و... اما سداد یک نکته مثبت برای افراد سالم از نظر روانی و اخلاقی نداره مواردی که گفته شده یک هزارم ایرادات و مشکلات سداد نیست دوستان توقع دارند با تغییر مدیر عامل یا معاونت مشکل حل بشه...چه طرز فکر کودکانه ای مگر وضعیت کشور با تغییر رییس جمهور تغییری میکنه؟ فرهنگ سازمانی سداد ایراد داره...5سال پیش معاون ای تی سداد میدونست اقای .....که مدیر پروژه هستند چقدر هول و کم سواد هستند حتی موقع خدافظی گفتند که چند نفر را باید اخراج میکردم اما ((کمکاری)) کردم همون افراد سداد رو به این روز انداختند تا کنار کسی هستی که هیچ...دو قدم دور میشی پشت سرت یا مسخرت میکنن یا یه دروغی تهمتی چیزی میسازن که کم کم بزرگ میشه و تو باید ثابت کنی که دروغه که هیچوقت ثابت نمیشه!!!! 99.99درصد افراد با پارتی بازی جذب میشن و یه عده بچه شهرستانی به شدت ضعیف از نظر مالی هستند.یه مدت هم که سداد شده بود محل جذب کاراموز.هم ضعف فنی هم ضعف اخلاقی باعث یه لجنزاری شد که الان کاملا نتایجش قابل رویته این افراد شهرستانی بیسواد و بی اخلاق فکر میکنند عقده های دوران کودکی ونداشته هاشون رو باید از حلقوم همکاراشون بکشن بیرون..لباس نو میپوشی با غضب نگاه میکنن انقدر داغونن....تا در سداد نباشید متوجه حرف من نمیشید توی شرکت دستکاری روانی میشی....یعنی با حرف و عمل بطور واضح ازارت میدن،شخصیتت رو لگدمال میکنند.بعد که ناراحت میشی یا دلیلشو میپرسی میگن ای وای مگه چی شده؟چیکار کردیم؟ما میگیم بمون ولی اگر خودت خیلی دلت میخاد خوو استعفا بده
برای مصاحبه رفتم و از همان ابتدای کار، توضیح دادند که پرداختیها به دو بخش و در زمانهای مشخص و بهطور منظم انجام میشود و تاخیری وجود ندارد. فرآیند مصاحبه شامل جلسهای یکساعته با واحد منابع انسانی و جلسهای دوساعته با مدیرعامل بود که تجربهای بسیار خوشایند بود؛ هرچند نتیجه نهایی مثبت نبود و این مسئله ناراحتم نکرد.
برای من خیلی صریح بود که این شرکت جایگاهی برای رشد من نیست و تقریبا هیچ تغییر مثبتی در وضع شغلیم ایجاد نکرد. از نظر من، مدت طولانی همکاری با این مجموعه نتونست مهارتها و تجربیاتم رو تقویت کنه و تنها خروجیهای روزانه از گزارشها و مستندات معمولی دریافت میکردن بدون اینکه نتیجههای پروژهها نمایان باشه. در واقع، خیلی از روزها ازapatan از دریافت بازخورد سازنده به دور بودم و به نظر میرسید که بعضی همکاران سطح پایینتری رو به عنوان فرصت برای انتقاد یا همفکری مطرح میکردن اما این فضای تعاملی شکل نمیگرفت. هنگام ترک کار هم معمولا استقبال میکردن، چون با افراد جدیدی جای من رو پر میکردن. افزایش حقوق هیچوقت در اولویت نبود و حتی پس از گذشت سالها هم وضعیت تغییری نمیکرد. در یکی از بنگاههای بزرگ حدود دویست نفر نیرویی هستن که تنها دو تا سه نفرشون واقعا تخصص دارن و بقیه یا در حال مهاجرت یا داشتن شغل دوم هستن. ساختار سازمانی تا حد زیادی فشرده است، اعضا بیشتر از دوستان و فامیل هستند و در اکثر تیمها نوعی همسویی پنهان یا خبرچینی وجود داره، به این دلیل که اغلب تیمها به دلیل بیکاری بیثبات به نظر میرسند. اکثر مدیران ارشد از طریق روابط به پستی رسیدهاند و انتظار زیادی نباید داشت. حقوقی که بهدست میآید با اعلام اولیه تفاوت زیادی دارد و گاه تا بیست و پنج درصد کمتر میشود. وامهای اندکی هم پرداخت میشود و با نرخ بهرهای قابل توجه. پارکینگ هم برای کارمندان معمولی در دسترس نبود یا دریافتش زمانبر است و خیابانهای اطراف هم وضعیت نامطلوبی دارند. توصیهام این است که با شرکت مادر، خدمات انفورماتیک، همکاری کنید؛ امکانات و تسهیلات برای آنها فراهمتر است و احتمالا فضای مناسبتری برای رشد وجود دارد. این مجموعه مشتری کمتری دارد و در جاهایی مثل بانک مرکزی نقشهای محدودتری ایفا میکند. از نظر مزایا، حقوق نسبتا منظمی بهحساب میآید، اما ظرفیت ارتقاء و ساعات کاری با استانداردهای بالاتر خیلی تفاوتی ندارد و برخی مزایا مانند بیمه و وعدههای غذایی نیز گاهی به شکل جبرانی از حقوق کم میشود.
رفتین تو این شرکت، اگه یکسال رفتید، دو سال باید دنبال پولتون بدوید و کلی اذیتتون میکنند، کلی تحت فشار قرارتون میدند. از دور نماش خیلی خوبه، هیچ ارزشی یک برنامه نویس نداره اونجا، تو بعضی مدیریت ها که برده هستید، مدیر راحت داد میزنه و اشتباه میگه و شما حتی درست گفته باشی هم بعدش رو خودش نمیاره و باز داد میزنه! ولی جلو دیگرون ظاهرش خیلی خوبه! پشت همکارتو جلوی خودت میزنه! به هر کی هم بگی اونجا مثل مدیر بالادستی و منابع انسانی اصلا فایده نداره، شرکت خصوصی هست و همه خودشون رو میخوان به مدیرهای بالا دستی که از سهامداران هستند نشون بدن و یک دمی تکون بدن. آدم واقعی اونجا کمه ولی عکسهای قشنگی به اشتراک میگذارند، در واقع شما کار میکنی، مدیرهای بیسواد و منابع انسانی بخورن. خود مدیرعامل کنونی سالها پیش مدیر منابع انسانی بود، دو تا از بچه ها میخواستن برن از ایران قبلش اعلام کرده بودند که ما داریم میریم که کارو تحویل بگیرند، یک درصدی از دریافتی رو تقریبا وسطهای ماه میریختن ولی اونسال از اول سال نریخته بودند، داشتن یکسری تغییرات میدادن که اول ماه و اینا پرداخت بشه، تقریبا تو آبان که درستش کردند قبلی ها رو ریختن و مال این دو تا رو که قرار بود یکیشون بهمن بره نریختن! همکارمون میگفت، مدیرمون به مدیر منابع انسانی که مدیرعامل کنونی هست گفته بوده که چرا برای اینا نریختین برای اینا هم بریزید اینا از اول سال بودن و بهمن ماه دارن میرن، انگار گفته بوده، چرا براشون بریزیم؟ اینا که دیگه دارن میرن! حالا خوبه این دو تا رو مهمترین محصول شرکت که درآمد شرکت از اونجا تامین میشد هم کار میکردند و فقط انسان دوستانه برای منافع شرکت زودتر اعلام کردن که دارن میرن و سود شرکت از کار امثال اینهاست، نه از کار مزخرف اون مدیر منابع انسانی. در واقعا مشتری اول مدیر منابع انسانی، خود نیروهای شرکتند که اینجوری باهاشون رفتار میشه، خلاصه تسویه حسابشون هم خورد به قیمت دلار و دلار ۶ برابر گرون شد! از بس دیر دادن! وقتی همین مدیرعامل کنونی مدیرعامل شد از تقریبا یکسال و خورده ای پیش! بچه های قدیمی شرکت گفتند چون بله قربان گو هست گفتن بهش بیا مدیرعامل بشو که هر کاری خواستن انجام بدن خودشون، یعنی آدم خاصی نیست! و عملا اینطور به نظر میاد که هیچ کاره باشه کارش وقتی تو مدیریت منابع انسانی که بود پولی رو که خود برنامه نویس ها در می اوردن بهشون نده! نمیدونم این جور رفتارها که خییییلی حتی تو منابع انسانیش هنوزم الانم هست از طرف تیمی که هیچچچی، تاکید میکنم هیییجی از تولید و برنامه نویسی و شبکه و تست و تحلیل نمیدونه چیه؟؟ اصلا چه نقشی تو این فرایند تولید دارند که یک همچین تصمیماتی میگیرن؟ اوایل شرکت که تاسیس شد که فقط برنامه نویس و تست و تحلیل و پشتیبانی فروش داشت ولی این منابع انسانی رو که نداشت و هزینه اضافه بوده دیگه و حال همه هم گویا بهتر بوده، نقش این واحد رو جز حضور و غیاب رو چهار تا جلسه جذب و دفع ست کردن رو هیچ وقت نفهمیدیم چیه، چون هیچ کس رو تو شرکت و یا خارج از شرکت ندیدم ازشون راضی باشن. مخصوصا از جوشون. به قول بچه ها، هیچ کدومشون هم نمیرن آدم جدید بیاد، شاید فضا عوض شد.
شما توی کاریزما دقیقا این ضرب المثل میبینی: یارب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود یه عده بیسواد بی تجربه عقده ای و از همه مهمتر "نو کیسه" پست گرفتن دیگه شما تا تهش برو جلو که خروجی(که خروجی هم آخه ندارن) چه چیز خواهد شد از یه طرف مدیرعاملش میاد دو تا فیلم سینمایی از خودش فیلم میگیره که میخواد خیر سرش تحول ایجاد کنه از اون طرف میبینی شرکت دچار تناقض های عجیب شده تبدیل شده به پادگان
حیف از این شرکت که درگیر باندبازی و زد و بندهای داخلی شده. جو زیرآب زنی و دورویی و خبرچینی شدیدی حکم فرماست. بیشتر روزها باید حداقل تا ساعت ۷ حضور داشته باشید. حتی پنجشنبه ها و جمعه ها بدون حقوق باید در کلاس و آزمون شرکت کنید. بعضا برای سیستم های خودشان دوره آموزش رایگان دارند، اما برای سایر موضوعاتIT و... که هنگام کار مورد نیاز هستند!! باید خودتان خارج تایم کاری و با هزینه شخصی!! در کلاس شرکت کنید. هر زمان هم که تصمیم به ترک این شرکت بگیرید سعی میکنند با انواع تهمت ها و تهدیدها و آزارهای روانی رو در رو و پشت سر شما را تخریب کنند، تا بگویند شرکت ما بهشت است و مشکلی ندارد.
سپاسگزارم از تیمی که از همکاری باهاشون مشعوف شدیم، لذت بردیم، یادت گرفتیم و به امید پروردگار بتونیم بیشتر همکاری کنیم. ممنون از زحمت تیم خوب پیام آوا . http://blackrhinowheels.ir
سلام برخلاف تصورم که در ابتدا شرکت و فضای شرکت رو بستری دیدم برای رشد و پیشرفت فردی، در ادامه هر چی جلو تر رفتم پشیمون تر شدم از قراردادی که امضا کردم. تسک ها نا مفهوم و نا مشخصمستندات هم همین طور. متون فنی رو با گوگل ترنسیلیت برات ترجمه میکنن که از روشون پیاده سازی کنی! و گاها اگه تسکی نداری،خودت باید دلبخواهی و بر اساس تجربه ت یه تسک تعریف کنی چون اگه ازشون تسک بخوای براشون حکم micro management رو داره که مخالفشن. کد ریوو رو نمیگم نداره ولی اجازه بدید بگم که با تمام احترام، سواد کد ریوو رو نداشتن. مدیریت فنی به شدت ضعیف و دل بخواهی بود کافی بود از کسی خوششون بیاد فقط همون آدمو قبول داشتن و بقیه همه زیر سوال بودن. در مورد حقوق هم همینطور بود صرفا افراد خاصی که تونسته بودن خودی نشون بدن و آشنای مدیریت بودن، راحت افزایش حقوق های با درصد بالا داشتن. و بقیه رو آدم حساب نمیکردن حتی. توی این شرکت به قول خودشون شما باید point of failure باشی تا بتونی حقوق خوب بگیری و سوال مهم اینه که آیا بستری در اختیارت قرار میدن بابت این فاکتور درامدی؟ کافی بود از کدهای قدیمی ای که مال ۳-۴ سال پیش بود ایرادی ببینن، شروع میکردن به مسخره کردن افراد قدیمی سازمان. جو برای من، جو زیر سوال بردن و تخریب اعتماد به نفس بود. منی که نیروی تازه کار نبودم. تمام افتحار بعضی هاشونم این بود که با وجود اینکه رشته ی مرتبط نخونده بودن تونسته بودن پیشرفت کنن توی این محیط و حتی بهتر از کسایی هستن که مهندسی کامپیوتر خوندن. حتی بر عکس تصور اولم اکثرا رشته های نامرتبط داشتن. اگه جنسیتتون مرد باشه بازم می تونین این محیط رو تحمل کنین یا حتی بهتون حال میدن و میگن و میخندن باهاتون. در غیر این صروت برای خانم ها، مخصوصا توی قسمت های فنی،هر کاری بکنین بازم ارزشی نداره. حتی سطح درامد خانم ها کمتره اینجا. در کنار تمام صحبت های منفی گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که اگه آدم یادگرفتن و دنبال کننده ی رشد فردی باشی، فرصت آموزش رو بهت میدن ولی مسیله ای که وجود داره اینه که مشخص نیست که این آموزش رو کجا بخوای استفاده کنی و آیا اصن به کارشون میاد یا نه؟!
تجربه من از کار در مهیمن کمتر از یک سال است. در گذشته ساختار منابع انسانی اینجا بیشتر به سمت گرایشهای مذهبی بود اما حالا تنوع فکری و فرهنگی را در کنار هم میبینم و هیچکس از دیگری درباره کاری درخواست نمیکند. با این وجود مدیران شرکت همچنان به شکل مذهبدار به نظر میرسند، اما حداقل شرایط نسبت به شرکتهای دیگر از چالشهای کمتری برخوردار است; خبری از زیرآبزنی و حرفهای بیمورد نیست، هرچند گاهی رفتارهای مغرورانه قابل توجهی از سوی بعضیشان دیده میشود و گمان میکنم خودشان را بیش از اندازه برتر میدانند. به نظرم این وضعیت ممکن است از نظر دیدگاهی به جایگاه شرکت صدمه بزند. حقوق در سطح کارهای تازهکار و پایینتر است، با این حال مزایای خوبی مانند هدایا و پاداشهای مناسبتها و عیدها وجود دارد، هرچند گاهی در انتخاب جوایز مانند روز زن و روز مرد بیدقتی دیده میشود و صرفا یک شاخه گل بهعنوان هدیه میدهند.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
شرکت پیام افزار پیک آسا بود و من تجربهای تلخ از همکاری در شرکت هلدینگ فناوری بنتک را دارم. در زمان کار، مدیری که در ظاهر بهعنوان سهامدار فامیل نزدیک بود و با عنوان مدیر معرفی میشد، بدون توجه به تیم و نیروها همواره به دنبال منافع شخصی بود و اکثر کارکنان حاضر نبودند بیش از یک سال با او کار کنند. او با رفتارهای تحقیرآمیز و دست به هر کاری میزد تا دیگران را تحت نفوذ خود قرار دهد. حتی افرادی که پیش از من در شرکت بودند و شرکت را ترک کرده بودند نیز از او ناراضی بودند و در طول همکاری با او با مشکلات زیادی روبهرو میشدند، بهگونهای که در گروههای مختلف شرکت نیز مشکلاتی را به وجود میآورد. فامیلهای زیادی را وارد مجموعه کرده بود و من تنها با یکی از اعضای گروه در ارتباط بودم که پر از اشتباهات بود و نمیتوانستیم مشکلی را بهطور جدی مطرح کنیم. رفتار او بهگونهای بود که هیچکس را به درستی پاسخگو نمیدانست و نیروها به سختی میتوانستند با او تعامل کنند. بهگفتهی افراد قبلی، او بهراحتی اخراج میکرد و حتی شنیده شده بود یک نفر را اخراج کرده که یکی از فامیلهای خود او بود و برای حفظ رازداری هیچکس را در جریان نمیگذاشت. این صحبتها از دوستان و همکاران قدیمی میگفتند که در دوران حضورشان در گروه، وقتی بهطور جدی نیاز داشتیم، دو نفر از اعضا را بهراحتی کنار گذاشت. به نظر من تنها کسانی که در این گروه میتوانستند سادهلوح باشند و تمام کارها را بهعهده بگیرند، افرادی با رفتار ساده و بدون نقد بودند؛ بنابراین توصیه میکنم به هیچ عنوان به چنین گروهی اعتمادی نکنید. شناخت من از این تجربه این بود که با مدیری که ظاهر مذهبی دارد، بهتر است فاصله گرفت و از ورود به چنین گروهی خودداری کرد.
نطرات دوستان کاملا درست و بجا هست شرکت فاسد و بی بند و باری هر چی دزد تر و زیرآب زن تر محبوب تر مدیران بسیار بی سواد که مثل کنه چسبیدن به اونجا، مدیران باسواد خودشون استعفا دادن منابع انسانی بسیار ضعیف اللخصوص کارگزینی که بسیار فاسد هست
سلام و درود خواستم تجربه قرارداد با کاربین رو در اینجا قرار بدم بعد از پرسش ها و تحقیقاتی که کردم به این موسسه اعتماد کردم(کاش اعتماد نمیکردم و خودم میرفتم توی سایت های کاریابی آلمانی و رزومه ارسال می کردم ) قرار شد با کاربین قرارداد ببندم(اصلا به شما میگن ما از وزارت کارمجوز داریم اهمیت ندین چون واقعا کاری براتون انجام نمیدن) موضوع قرارداد این بود که کاربین برای بنده در کشور آلمان کار پیدا کنه (حداکثر تعداد سه عدد کارفرمای آلمانی رو جهت مصاحبه با من قرار شد فیکس کنند حالا بماند که اگر در مصاحبه با اون سه نفر نتیجه گرفته نمیشد میبایست مبلغ اضافه ای بابت پیدا کردن کارفرما میدادید )قرار داد رو نوشتیم و من مبلغ صد ملیون از مبلغ کل قرارداد که سیصد ملیون بود رو پرداخت کردم بعد از پرداخت پول احساس کردم برخوردها تغییر کرد قبل از دریافت پول به شدت با احترام برخورد میکردند و خودشان را تبلیغ می کردند ولی بعد از پرداخت پول روال عوض شد حالا من باید هر روز زنگ میزدم تا پرونده را پیگیری کنم من هرچقدر راهنمایی میخاستم جهت نوشتن رزومه اصلا بلد نبودن و اون موردی هم که بلد بودن توی اینترنت سرچ کنید پیدا میکنید کلا یکسری مدارک ازم گرفتن و هیچ کار دیگه برام نکردن اونجا بود فهمیدم بدجوری توی دام اینا گرفتار شدم قرارداد رو خواندم دیدم کلا به نفع خودشون هست و اگر کنسل کنم بیست الی سی درصد رو بر می دارن درضمن ازم سفته هم گرفته بودن کلا گفتم خوب بیخیال ادامه میدم میرم جلو از اون طرف خواندن زبان آلمانی رو بردم جلو و قوی شدم بعد هشت ماه و با کلی پیگیری اینا گفتن یه مصاحبه برات اوکی کردیم رفتم مصاحبه کنم فهمیدم مصاحبه کننده از خودشون هستند و هماهنگ شده کلا دیگه ازشون متنفر شدم حتی از اون آدمهایی که اونجا کار میکنن و پول حروم در میارن بعدش شرایطم تغییر کرد و گفتم نمی خواهم ادامه بدم گفتن دلایل و مستندات باید بدی چرا نمی خواهی ادامه بدی دیگه مونده بودم چی بگم تا اینکه بعد دوسال هنوزم نتونستم پول رو بگیرم و میگن برو شکایت کن ممنون از تجربه کاری امیدوارم در دام این موسسه نیافتید یاحق
گروه به گروه فرق میکنه، تو گروهی که من بودم سرپرستی داشت، که خیلی دهن بین بود، با خیلی ها رابطه داشت و کار خوبها رو برمیداشت برای خودش حتی اگه ۶ ماه تو بردش میموند و وقت نمیکرد، به کسی نمیداد انجام بده! یکی از دخترا هم خیلی به پر و بالش میپیچید و همه وقت سرپرست رو میگرفت و سرپرست هم بدش نمیومد درگیر دختره بشه، تو کار هم خیییلی هواشو داشت و کلا دختره هم یکجوری میخواست به همه نشون بده که من بهش پیام دادم جوابمو این داده، میومد تو گروه مثلا با یکی از بچه های گروه های دیگه حرف میزد که آره تو واتساپ مثلا روز تعطیل یا شب بهش پیام دادم و اینجوری .. رو مخ بودن کلا، یک همچین رابطه هایی تو توسن انگار عادی بود، و یا روال! آرامش تو توسن نداری کلا، حاشیه این جور افراد خیلی زیاده و معمولا هم انگار موفق هستند تو شرکت! بالاخره پشت یکی قائم میشن دیگه! منابع انسانی هم کلا اونجا انگار نمیدونه کی به کیه و چی به چیه، فقط نگاه به دهن مدیرا میکنه هر چه قدر هم بچه ها ناراضی باشن اصلا اهمیتی نداره انگار براش، بچه های منابع انسانی اصلا خودشونو درگیر نمیکنند انگار و کلاه خودشو سفت میگیرن نیوفته! هیچ کدوم از بچه هایی که میشناختم خیلی با منابع انسانی مشکل داشتند و ازشون راضی نبودن، حتی واسه مسائل پیش پا افتاده بری به منابع انسانی بگی عملا دخلت در اومده، توجه هم نمیکنن بهت انگار مزاحمشون هم شدی و به عنوان مزاحم بهتره خفه شی یا زودتر بری.
کار کردن در این شرکت باعث افتخار من بود هرچند کوتاه اما متوجه شدم خیلی از موارد فنی را همچنان بایست یاد بگیرم، جا داره از فرصتی که به من داده شد تشکر کنم در همین مدت کوتاه خیلی موارد را یاد گرفتم، خیلی ابعاد و نگاهم به برنامه نویسی وسیع تر شد . با این وجود یک ماه قبل با من صحبت شد و برای سال جدید نتونستم حضور داشته باشم، با توجه به شرکت هایی که بنده تجره کاری داشتم نگاهم به ساختار سازمانی شان واقعا مثبت هست. هم از لحاظ فرصتی که داده می شود. هم بابت حقوق مدتی که نبودم و پرداخت شد، و به لحاظ پرسنل دوستان خوبی پیدا کردم .
امروز گزارش "حقوق های سال 1403 توسط جاب ویژن" اومد بیرون سران کاریزما و مدیرعامل پزداش دکتر "ر" شما به معنی واقعی کلمه دارین حق برنامه نویسان پایمال میکنین. رنج حقوقی شما کف بازاره(حتی از حداقلی بازار هم پایین تر). من نمیدونم مشاورین شما آقای دکتر "ر" اهل کدوم شهر هستن که از آب کره میگیرن رنج حقوقی کاریزما خجالت آور ترین رنج نسبت به بازار شک نکنین اگر بچه ها رنج ها رو ببینن از شرکت میرن شرکت کاریزما برای اینکه خودش نگه داره رسما دست توی جیب پرسنل امسال به اسم سهام و بازنسشتگی کرده چون میخواد به زور سهم خودش به نیروهاش بفروشه و از حقوقشون ماهیانه کم کنه. توی مملکتی که دلار توی توی 5 روز 8 هزار تومن گرون شده پس فقط حقوق که ارزش داره نه سهام که باید نیرو 48 ماه توی کاریزما باشه بعد بهش بدن و جالب تر این که شما دارین این سهام رو "میفروشین" نه بلا عوض. (امیدداریم ذره ای تفکر از پرسنل دیده بشه و جو گیر نشن) هر ماه میخوای از حقوق قسط سهام رو کم کنی!!!! خجالت و شرم چیز بدی نیست به خدا شما این سهام رو روی حقوق اضافه کن اگه مردی(که نیستی). خیلی واضح بخوام بگم تو میخوای مثلا 5 میلیون تومن حقوق زیاد کنی بعدش بیای 3 میلیون قسط سهامه 48 ماه دیگه رو کم کنی؟!؟!؟!؟ مگه زندانه؟!؟! مگه جنگه؟!؟!؟! گند دیگه هم قانون بلوکه کردن 10 درصد حقوق هر کاه. که اوج کثثافت کاریه. کدوم شرکتی میاد حقوق پرسنل رو بلوکه میکنه تا یک ماه بعد بهش بده!! البته شرکت پردازش مالی کاریزما این کثافت کاری رو میخواد اعمال کنه
شرکت آپاسای داده سیستم برای من تجربه متفاوتی رو رقم زده؛ از وقتی وارد شدم همون اوایل کارآموز بودم و سه ماه بدون حقوق کار میکردم، تصمیم خودم بود که در این بازه یادگیری بیشتری داشته باشم. در مدت دوره آزمایشی روی پروژهای خارجی به نام cabrozzak کار میکردم و با هدایت تیم لید بکاند، .NET Core رو به خوبی فراگرفتم و تا حد زیادی حرفهای شدم. پس از این دوره با قراردادی مناسب کارم را ادامه دادم و اکنون هنوز در شرکت حضور دارم. فضای کاری شرکت بسیار دوستانه و بدون استرس است. مدیرعامل با رویکردی مشابه سبک گوگل عمل میکند؛ برای حفظ روحیه و تعامل، جشنهای مناسبتی و تولدهای گروهی برگزار میشود، پلیاستیشن در دفتر گذاشته شده و ساعات کاری بهنوعی شناور است تا فضا را راحتتر کند. کارکنان هم با روحیه خوب کار میکنند و بهخصوص تیمهای قدیمی با اشتیاق وظایفشان را دنبال میکنند. از نظر فنی مدیرعامل واقعا حرفهای و علاقهمند به چالش است؛ بنابراین فناوریهای بهروز همیشه در اولویتاند و بهروزرسانی میشوند. به عنوان برنامهنویس در این شرکت با مسائل تازهای مواجه میشوم و اگر به چالشها علاقه داشته باشم، خوب میگذرد (برای من که دوست دارم، خوشحالکننده است). حقوق بهموقع پرداخت میشود و بیمهها هم بههمان ترتیب برقرارند؛ بیمه تکمیلی هم از حدود یک سال است که فعال است. جای پارک بهصورت نوبتی فراهم شده، سالن فوتبال خانودگی برای اعضا هر هفته یکبار رزرو میشود و اینها را میتوانم بهعنوان نکات مثبت بپرورانم. در مجموع طی این مدت تجربهای ناامیدکننده نداشتم و رضایت کامل دارم. امیدوارم تجربه من برای شما هم مفید باشد.
اگر میخوایین عمرتون هدر بره بیایین سمت شرکت پردازش مالی کاریزما شرکت به شدت بی برنامه فضای سمی و خاله زنک(اونقدری که دنبال این هستن که ببینن چه کسی کجاست و چی کار میکنه، کار خودشون یادشون رفته) یک سری PM به شدت بی تجربه و بی دانش که انگار میخوان "معدن زغال سنگ" حفاری کنن یک سری افراد که همیشه دغدغه جابجایی افراد توی طبقات و تیم های دیگه رو دارن عمرتون توی کاریزما هدر ندین چون سر سوزنی قدرشناسی و تشکر در زبان و "عمل" خیلی از مدیراش نیست موارد حقوق و مالی هم که به یاد ادارات دولتی و بایگانی میافتین(حداقلی ها) داشتن تجربه و تخصص هیچ هیچ هیچ هیچ هیچ هیچ ارزشی توی کاریزما نداره(برگ برنده با .....مال و بله قربان گوهاست) دوستانی که زدین بیرون اگه بهتون زنگ زدن که برگردین که فلان میکنیم چنان میکنیم: حماقت نکنین و برنگردین چون به شدت فضای "مدیریت ذره بینی شده" حقوق که خنده دار خنده دار قانون بلوکه کردن "10 درصد حقوق" هم دیگه این زندان تکمیل تر کرده
من در سه سال حضورم در آتیسان تجربهای مثبت و سازنده داشتم؛ شرکتی با فضایی دوستانه، همکارانی مهربان و مدیریتی محترم. در آغاز کار، هیچ سابقهای در کار بانک نداشتم و سطح دانشی فنیام نسبتا متوسط بود، اما طی همکاری با آتیسان با مفاهیم بانکی زیادی آشنا شدم و مهارتهای برنامهنویسیام به طور قابل توجهی رشد کرد، به ویژه در سایهی دقت و سختگیریهای فنی مدیریت گرامی شرکت. بعد از جدا شدن از این شرکت، بیشتر موفقیتها و کیفیت کار آن را درک کردم. اگر خروجم از کشور نبود، قطعا مایل به ادامه همکاری با این مجموعه بودم؛ شرکتی که تاکنون بیش از نه مشتری بانکی را جذب کرده و از این رو به ارزیابیهای فنی و تجربی بانکها به خوبی پاسخ داده است و اعتماد ایشان را جلب کرده است. از این رو میتوان گفت که عملکرد آتیسان حرفهای و قانونمند است و توانسته چنین دستاوردی را به انجام برساند. تا جایی که میدانم، اکثر نیروهای شرکت سه سال به بالا در آن حضور دارند و برخی چندین سال با رضایت کامل فعالیت میکنند؛ جدا شدگان هم اغلب به خارج از کشور مهاجرت کردهاند. وجود مدت زمان حضور حداقل سه سال در یک شرکت نشانی از رضایت افراد از رفتار و عملکرد آن است. به هر حال، داشتن مدیر موفق در آتیسان این نتیجه را به همراه دارد که با وجود سختگیریهای فنی و کنترل کیفیت دقیق در زمینههای تولید نرمافزار، فضای دوستانه و نزدیکی با همکاران حفظ شده است و چنین محیطی فرصتی مناسب برای فعالیت فراهم میکند. تجربه و تسلط بالای مدیران آتیسان در حوزههای بانکی و مهندسی نرمافزار فرصتی ارزشمند برای همه همکاران فراهم میآورد تا با کمترین هزینه، موضوعات تخصصی بانکی را همراه با اصول مهندسی نرمافزار فرا بگیرند. برای تمامی همکاران فعلی و سابق آرزوی موفقیت دارم و از صمیم قلب حمایت میکنم.
با سلام منابع انسانی و مدیر فنی شما به جای اینکه تلاش کنی ارتباط ****** رو پیدا کنی اول ارتباطات خودتون رو مشخص کنید بعد ****** مضحکترین شرکتی که هست همینجاست خودشون هر غلطی دلشون بخاد میکنن بعد میان واسه بقیه قلدری میکنن سواد مدیران فنی ****** ادعا خدا بشینید سرجاتون از اپلیکشن ها و برنامه های داخل سازمانتون رو هم دیدیم خیلی ادعا دارید ****** کنید مدیر فنی 15 سالتون رو بیارید پای کار این همه ادعا دارن یه دستی به سر صورت این برنامه ها تون بکشید
بارها دیده شده و تجربه کردم که نیرو باعلم به اینکه حقوق دریافتی کمتر از حقشه یا مثلا شرکت های دیگه کلی مزایا دارن و..... ولی میمونه و کار میکنه مثلا محیط و جو شرکتو دوست داره یا از نظر فنی داره رشد میکنه و... اما سداد یک نکته مثبت برای افراد سالم از نظر روانی و اخلاقی نداره مواردی که گفته شده یک هزارم ایرادات و مشکلات سداد نیست دوستان توقع دارند با تغییر مدیر عامل یا معاونت مشکل حل بشه...چه طرز فکر کودکانه ای مگر وضعیت کشور با تغییر رییس جمهور تغییری میکنه؟ فرهنگ سازمانی سداد ایراد داره...5سال پیش معاون ای تی سداد میدونست اقای .....که مدیر پروژه هستند چقدر هول و کم سواد هستند حتی موقع خدافظی گفتند که چند نفر را باید اخراج میکردم اما ((کمکاری)) کردم همون افراد سداد رو به این روز انداختند تا کنار کسی هستی که هیچ...دو قدم دور میشی پشت سرت یا مسخرت میکنن یا یه دروغی تهمتی چیزی میسازن که کم کم بزرگ میشه و تو باید ثابت کنی که دروغه که هیچوقت ثابت نمیشه!!!! 99.99درصد افراد با پارتی بازی جذب میشن و یه عده بچه شهرستانی به شدت ضعیف از نظر مالی هستند.یه مدت هم که سداد شده بود محل جذب کاراموز.هم ضعف فنی هم ضعف اخلاقی باعث یه لجنزاری شد که الان کاملا نتایجش قابل رویته این افراد شهرستانی بیسواد و بی اخلاق فکر میکنند عقده های دوران کودکی ونداشته هاشون رو باید از حلقوم همکاراشون بکشن بیرون..لباس نو میپوشی با غضب نگاه میکنن انقدر داغونن....تا در سداد نباشید متوجه حرف من نمیشید توی شرکت دستکاری روانی میشی....یعنی با حرف و عمل بطور واضح ازارت میدن،شخصیتت رو لگدمال میکنند.بعد که ناراحت میشی یا دلیلشو میپرسی میگن ای وای مگه چی شده؟چیکار کردیم؟ما میگیم بمون ولی اگر خودت خیلی دلت میخاد خوو استعفا بده
برای مصاحبه رفتم و از همان ابتدای کار، توضیح دادند که پرداختیها به دو بخش و در زمانهای مشخص و بهطور منظم انجام میشود و تاخیری وجود ندارد. فرآیند مصاحبه شامل جلسهای یکساعته با واحد منابع انسانی و جلسهای دوساعته با مدیرعامل بود که تجربهای بسیار خوشایند بود؛ هرچند نتیجه نهایی مثبت نبود و این مسئله ناراحتم نکرد.
برای من خیلی صریح بود که این شرکت جایگاهی برای رشد من نیست و تقریبا هیچ تغییر مثبتی در وضع شغلیم ایجاد نکرد. از نظر من، مدت طولانی همکاری با این مجموعه نتونست مهارتها و تجربیاتم رو تقویت کنه و تنها خروجیهای روزانه از گزارشها و مستندات معمولی دریافت میکردن بدون اینکه نتیجههای پروژهها نمایان باشه. در واقع، خیلی از روزها ازapatan از دریافت بازخورد سازنده به دور بودم و به نظر میرسید که بعضی همکاران سطح پایینتری رو به عنوان فرصت برای انتقاد یا همفکری مطرح میکردن اما این فضای تعاملی شکل نمیگرفت. هنگام ترک کار هم معمولا استقبال میکردن، چون با افراد جدیدی جای من رو پر میکردن. افزایش حقوق هیچوقت در اولویت نبود و حتی پس از گذشت سالها هم وضعیت تغییری نمیکرد. در یکی از بنگاههای بزرگ حدود دویست نفر نیرویی هستن که تنها دو تا سه نفرشون واقعا تخصص دارن و بقیه یا در حال مهاجرت یا داشتن شغل دوم هستن. ساختار سازمانی تا حد زیادی فشرده است، اعضا بیشتر از دوستان و فامیل هستند و در اکثر تیمها نوعی همسویی پنهان یا خبرچینی وجود داره، به این دلیل که اغلب تیمها به دلیل بیکاری بیثبات به نظر میرسند. اکثر مدیران ارشد از طریق روابط به پستی رسیدهاند و انتظار زیادی نباید داشت. حقوقی که بهدست میآید با اعلام اولیه تفاوت زیادی دارد و گاه تا بیست و پنج درصد کمتر میشود. وامهای اندکی هم پرداخت میشود و با نرخ بهرهای قابل توجه. پارکینگ هم برای کارمندان معمولی در دسترس نبود یا دریافتش زمانبر است و خیابانهای اطراف هم وضعیت نامطلوبی دارند. توصیهام این است که با شرکت مادر، خدمات انفورماتیک، همکاری کنید؛ امکانات و تسهیلات برای آنها فراهمتر است و احتمالا فضای مناسبتری برای رشد وجود دارد. این مجموعه مشتری کمتری دارد و در جاهایی مثل بانک مرکزی نقشهای محدودتری ایفا میکند. از نظر مزایا، حقوق نسبتا منظمی بهحساب میآید، اما ظرفیت ارتقاء و ساعات کاری با استانداردهای بالاتر خیلی تفاوتی ندارد و برخی مزایا مانند بیمه و وعدههای غذایی نیز گاهی به شکل جبرانی از حقوق کم میشود.
رفتین تو این شرکت، اگه یکسال رفتید، دو سال باید دنبال پولتون بدوید و کلی اذیتتون میکنند، کلی تحت فشار قرارتون میدند. از دور نماش خیلی خوبه، هیچ ارزشی یک برنامه نویس نداره اونجا، تو بعضی مدیریت ها که برده هستید، مدیر راحت داد میزنه و اشتباه میگه و شما حتی درست گفته باشی هم بعدش رو خودش نمیاره و باز داد میزنه! ولی جلو دیگرون ظاهرش خیلی خوبه! پشت همکارتو جلوی خودت میزنه! به هر کی هم بگی اونجا مثل مدیر بالادستی و منابع انسانی اصلا فایده نداره، شرکت خصوصی هست و همه خودشون رو میخوان به مدیرهای بالا دستی که از سهامداران هستند نشون بدن و یک دمی تکون بدن. آدم واقعی اونجا کمه ولی عکسهای قشنگی به اشتراک میگذارند، در واقع شما کار میکنی، مدیرهای بیسواد و منابع انسانی بخورن. خود مدیرعامل کنونی سالها پیش مدیر منابع انسانی بود، دو تا از بچه ها میخواستن برن از ایران قبلش اعلام کرده بودند که ما داریم میریم که کارو تحویل بگیرند، یک درصدی از دریافتی رو تقریبا وسطهای ماه میریختن ولی اونسال از اول سال نریخته بودند، داشتن یکسری تغییرات میدادن که اول ماه و اینا پرداخت بشه، تقریبا تو آبان که درستش کردند قبلی ها رو ریختن و مال این دو تا رو که قرار بود یکیشون بهمن بره نریختن! همکارمون میگفت، مدیرمون به مدیر منابع انسانی که مدیرعامل کنونی هست گفته بوده که چرا برای اینا نریختین برای اینا هم بریزید اینا از اول سال بودن و بهمن ماه دارن میرن، انگار گفته بوده، چرا براشون بریزیم؟ اینا که دیگه دارن میرن! حالا خوبه این دو تا رو مهمترین محصول شرکت که درآمد شرکت از اونجا تامین میشد هم کار میکردند و فقط انسان دوستانه برای منافع شرکت زودتر اعلام کردن که دارن میرن و سود شرکت از کار امثال اینهاست، نه از کار مزخرف اون مدیر منابع انسانی. در واقعا مشتری اول مدیر منابع انسانی، خود نیروهای شرکتند که اینجوری باهاشون رفتار میشه، خلاصه تسویه حسابشون هم خورد به قیمت دلار و دلار ۶ برابر گرون شد! از بس دیر دادن! وقتی همین مدیرعامل کنونی مدیرعامل شد از تقریبا یکسال و خورده ای پیش! بچه های قدیمی شرکت گفتند چون بله قربان گو هست گفتن بهش بیا مدیرعامل بشو که هر کاری خواستن انجام بدن خودشون، یعنی آدم خاصی نیست! و عملا اینطور به نظر میاد که هیچ کاره باشه کارش وقتی تو مدیریت منابع انسانی که بود پولی رو که خود برنامه نویس ها در می اوردن بهشون نده! نمیدونم این جور رفتارها که خییییلی حتی تو منابع انسانیش هنوزم الانم هست از طرف تیمی که هیچچچی، تاکید میکنم هیییجی از تولید و برنامه نویسی و شبکه و تست و تحلیل نمیدونه چیه؟؟ اصلا چه نقشی تو این فرایند تولید دارند که یک همچین تصمیماتی میگیرن؟ اوایل شرکت که تاسیس شد که فقط برنامه نویس و تست و تحلیل و پشتیبانی فروش داشت ولی این منابع انسانی رو که نداشت و هزینه اضافه بوده دیگه و حال همه هم گویا بهتر بوده، نقش این واحد رو جز حضور و غیاب رو چهار تا جلسه جذب و دفع ست کردن رو هیچ وقت نفهمیدیم چیه، چون هیچ کس رو تو شرکت و یا خارج از شرکت ندیدم ازشون راضی باشن. مخصوصا از جوشون. به قول بچه ها، هیچ کدومشون هم نمیرن آدم جدید بیاد، شاید فضا عوض شد.
شما توی کاریزما دقیقا این ضرب المثل میبینی: یارب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود ز خدا بی خبر شود یه عده بیسواد بی تجربه عقده ای و از همه مهمتر "نو کیسه" پست گرفتن دیگه شما تا تهش برو جلو که خروجی(که خروجی هم آخه ندارن) چه چیز خواهد شد از یه طرف مدیرعاملش میاد دو تا فیلم سینمایی از خودش فیلم میگیره که میخواد خیر سرش تحول ایجاد کنه از اون طرف میبینی شرکت دچار تناقض های عجیب شده تبدیل شده به پادگان
حیف از این شرکت که درگیر باندبازی و زد و بندهای داخلی شده. جو زیرآب زنی و دورویی و خبرچینی شدیدی حکم فرماست. بیشتر روزها باید حداقل تا ساعت ۷ حضور داشته باشید. حتی پنجشنبه ها و جمعه ها بدون حقوق باید در کلاس و آزمون شرکت کنید. بعضا برای سیستم های خودشان دوره آموزش رایگان دارند، اما برای سایر موضوعاتIT و... که هنگام کار مورد نیاز هستند!! باید خودتان خارج تایم کاری و با هزینه شخصی!! در کلاس شرکت کنید. هر زمان هم که تصمیم به ترک این شرکت بگیرید سعی میکنند با انواع تهمت ها و تهدیدها و آزارهای روانی رو در رو و پشت سر شما را تخریب کنند، تا بگویند شرکت ما بهشت است و مشکلی ندارد.
سپاسگزارم از تیمی که از همکاری باهاشون مشعوف شدیم، لذت بردیم، یادت گرفتیم و به امید پروردگار بتونیم بیشتر همکاری کنیم. ممنون از زحمت تیم خوب پیام آوا . http://blackrhinowheels.ir
سلام برخلاف تصورم که در ابتدا شرکت و فضای شرکت رو بستری دیدم برای رشد و پیشرفت فردی، در ادامه هر چی جلو تر رفتم پشیمون تر شدم از قراردادی که امضا کردم. تسک ها نا مفهوم و نا مشخصمستندات هم همین طور. متون فنی رو با گوگل ترنسیلیت برات ترجمه میکنن که از روشون پیاده سازی کنی! و گاها اگه تسکی نداری،خودت باید دلبخواهی و بر اساس تجربه ت یه تسک تعریف کنی چون اگه ازشون تسک بخوای براشون حکم micro management رو داره که مخالفشن. کد ریوو رو نمیگم نداره ولی اجازه بدید بگم که با تمام احترام، سواد کد ریوو رو نداشتن. مدیریت فنی به شدت ضعیف و دل بخواهی بود کافی بود از کسی خوششون بیاد فقط همون آدمو قبول داشتن و بقیه همه زیر سوال بودن. در مورد حقوق هم همینطور بود صرفا افراد خاصی که تونسته بودن خودی نشون بدن و آشنای مدیریت بودن، راحت افزایش حقوق های با درصد بالا داشتن. و بقیه رو آدم حساب نمیکردن حتی. توی این شرکت به قول خودشون شما باید point of failure باشی تا بتونی حقوق خوب بگیری و سوال مهم اینه که آیا بستری در اختیارت قرار میدن بابت این فاکتور درامدی؟ کافی بود از کدهای قدیمی ای که مال ۳-۴ سال پیش بود ایرادی ببینن، شروع میکردن به مسخره کردن افراد قدیمی سازمان. جو برای من، جو زیر سوال بردن و تخریب اعتماد به نفس بود. منی که نیروی تازه کار نبودم. تمام افتحار بعضی هاشونم این بود که با وجود اینکه رشته ی مرتبط نخونده بودن تونسته بودن پیشرفت کنن توی این محیط و حتی بهتر از کسایی هستن که مهندسی کامپیوتر خوندن. حتی بر عکس تصور اولم اکثرا رشته های نامرتبط داشتن. اگه جنسیتتون مرد باشه بازم می تونین این محیط رو تحمل کنین یا حتی بهتون حال میدن و میگن و میخندن باهاتون. در غیر این صروت برای خانم ها، مخصوصا توی قسمت های فنی،هر کاری بکنین بازم ارزشی نداره. حتی سطح درامد خانم ها کمتره اینجا. در کنار تمام صحبت های منفی گفتن این نکته هم خالی از لطف نیست که اگه آدم یادگرفتن و دنبال کننده ی رشد فردی باشی، فرصت آموزش رو بهت میدن ولی مسیله ای که وجود داره اینه که مشخص نیست که این آموزش رو کجا بخوای استفاده کنی و آیا اصن به کارشون میاد یا نه؟!
تجربه من از کار در مهیمن کمتر از یک سال است. در گذشته ساختار منابع انسانی اینجا بیشتر به سمت گرایشهای مذهبی بود اما حالا تنوع فکری و فرهنگی را در کنار هم میبینم و هیچکس از دیگری درباره کاری درخواست نمیکند. با این وجود مدیران شرکت همچنان به شکل مذهبدار به نظر میرسند، اما حداقل شرایط نسبت به شرکتهای دیگر از چالشهای کمتری برخوردار است; خبری از زیرآبزنی و حرفهای بیمورد نیست، هرچند گاهی رفتارهای مغرورانه قابل توجهی از سوی بعضیشان دیده میشود و گمان میکنم خودشان را بیش از اندازه برتر میدانند. به نظرم این وضعیت ممکن است از نظر دیدگاهی به جایگاه شرکت صدمه بزند. حقوق در سطح کارهای تازهکار و پایینتر است، با این حال مزایای خوبی مانند هدایا و پاداشهای مناسبتها و عیدها وجود دارد، هرچند گاهی در انتخاب جوایز مانند روز زن و روز مرد بیدقتی دیده میشود و صرفا یک شاخه گل بهعنوان هدیه میدهند.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
شرکت پیام افزار پیک آسا بود و من تجربهای تلخ از همکاری در شرکت هلدینگ فناوری بنتک را دارم. در زمان کار، مدیری که در ظاهر بهعنوان سهامدار فامیل نزدیک بود و با عنوان مدیر معرفی میشد، بدون توجه به تیم و نیروها همواره به دنبال منافع شخصی بود و اکثر کارکنان حاضر نبودند بیش از یک سال با او کار کنند. او با رفتارهای تحقیرآمیز و دست به هر کاری میزد تا دیگران را تحت نفوذ خود قرار دهد. حتی افرادی که پیش از من در شرکت بودند و شرکت را ترک کرده بودند نیز از او ناراضی بودند و در طول همکاری با او با مشکلات زیادی روبهرو میشدند، بهگونهای که در گروههای مختلف شرکت نیز مشکلاتی را به وجود میآورد. فامیلهای زیادی را وارد مجموعه کرده بود و من تنها با یکی از اعضای گروه در ارتباط بودم که پر از اشتباهات بود و نمیتوانستیم مشکلی را بهطور جدی مطرح کنیم. رفتار او بهگونهای بود که هیچکس را به درستی پاسخگو نمیدانست و نیروها به سختی میتوانستند با او تعامل کنند. بهگفتهی افراد قبلی، او بهراحتی اخراج میکرد و حتی شنیده شده بود یک نفر را اخراج کرده که یکی از فامیلهای خود او بود و برای حفظ رازداری هیچکس را در جریان نمیگذاشت. این صحبتها از دوستان و همکاران قدیمی میگفتند که در دوران حضورشان در گروه، وقتی بهطور جدی نیاز داشتیم، دو نفر از اعضا را بهراحتی کنار گذاشت. به نظر من تنها کسانی که در این گروه میتوانستند سادهلوح باشند و تمام کارها را بهعهده بگیرند، افرادی با رفتار ساده و بدون نقد بودند؛ بنابراین توصیه میکنم به هیچ عنوان به چنین گروهی اعتمادی نکنید. شناخت من از این تجربه این بود که با مدیری که ظاهر مذهبی دارد، بهتر است فاصله گرفت و از ورود به چنین گروهی خودداری کرد.
نطرات دوستان کاملا درست و بجا هست شرکت فاسد و بی بند و باری هر چی دزد تر و زیرآب زن تر محبوب تر مدیران بسیار بی سواد که مثل کنه چسبیدن به اونجا، مدیران باسواد خودشون استعفا دادن منابع انسانی بسیار ضعیف اللخصوص کارگزینی که بسیار فاسد هست
سلام و درود خواستم تجربه قرارداد با کاربین رو در اینجا قرار بدم بعد از پرسش ها و تحقیقاتی که کردم به این موسسه اعتماد کردم(کاش اعتماد نمیکردم و خودم میرفتم توی سایت های کاریابی آلمانی و رزومه ارسال می کردم ) قرار شد با کاربین قرارداد ببندم(اصلا به شما میگن ما از وزارت کارمجوز داریم اهمیت ندین چون واقعا کاری براتون انجام نمیدن) موضوع قرارداد این بود که کاربین برای بنده در کشور آلمان کار پیدا کنه (حداکثر تعداد سه عدد کارفرمای آلمانی رو جهت مصاحبه با من قرار شد فیکس کنند حالا بماند که اگر در مصاحبه با اون سه نفر نتیجه گرفته نمیشد میبایست مبلغ اضافه ای بابت پیدا کردن کارفرما میدادید )قرار داد رو نوشتیم و من مبلغ صد ملیون از مبلغ کل قرارداد که سیصد ملیون بود رو پرداخت کردم بعد از پرداخت پول احساس کردم برخوردها تغییر کرد قبل از دریافت پول به شدت با احترام برخورد میکردند و خودشان را تبلیغ می کردند ولی بعد از پرداخت پول روال عوض شد حالا من باید هر روز زنگ میزدم تا پرونده را پیگیری کنم من هرچقدر راهنمایی میخاستم جهت نوشتن رزومه اصلا بلد نبودن و اون موردی هم که بلد بودن توی اینترنت سرچ کنید پیدا میکنید کلا یکسری مدارک ازم گرفتن و هیچ کار دیگه برام نکردن اونجا بود فهمیدم بدجوری توی دام اینا گرفتار شدم قرارداد رو خواندم دیدم کلا به نفع خودشون هست و اگر کنسل کنم بیست الی سی درصد رو بر می دارن درضمن ازم سفته هم گرفته بودن کلا گفتم خوب بیخیال ادامه میدم میرم جلو از اون طرف خواندن زبان آلمانی رو بردم جلو و قوی شدم بعد هشت ماه و با کلی پیگیری اینا گفتن یه مصاحبه برات اوکی کردیم رفتم مصاحبه کنم فهمیدم مصاحبه کننده از خودشون هستند و هماهنگ شده کلا دیگه ازشون متنفر شدم حتی از اون آدمهایی که اونجا کار میکنن و پول حروم در میارن بعدش شرایطم تغییر کرد و گفتم نمی خواهم ادامه بدم گفتن دلایل و مستندات باید بدی چرا نمی خواهی ادامه بدی دیگه مونده بودم چی بگم تا اینکه بعد دوسال هنوزم نتونستم پول رو بگیرم و میگن برو شکایت کن ممنون از تجربه کاری امیدوارم در دام این موسسه نیافتید یاحق
گروه به گروه فرق میکنه، تو گروهی که من بودم سرپرستی داشت، که خیلی دهن بین بود، با خیلی ها رابطه داشت و کار خوبها رو برمیداشت برای خودش حتی اگه ۶ ماه تو بردش میموند و وقت نمیکرد، به کسی نمیداد انجام بده! یکی از دخترا هم خیلی به پر و بالش میپیچید و همه وقت سرپرست رو میگرفت و سرپرست هم بدش نمیومد درگیر دختره بشه، تو کار هم خیییلی هواشو داشت و کلا دختره هم یکجوری میخواست به همه نشون بده که من بهش پیام دادم جوابمو این داده، میومد تو گروه مثلا با یکی از بچه های گروه های دیگه حرف میزد که آره تو واتساپ مثلا روز تعطیل یا شب بهش پیام دادم و اینجوری .. رو مخ بودن کلا، یک همچین رابطه هایی تو توسن انگار عادی بود، و یا روال! آرامش تو توسن نداری کلا، حاشیه این جور افراد خیلی زیاده و معمولا هم انگار موفق هستند تو شرکت! بالاخره پشت یکی قائم میشن دیگه! منابع انسانی هم کلا اونجا انگار نمیدونه کی به کیه و چی به چیه، فقط نگاه به دهن مدیرا میکنه هر چه قدر هم بچه ها ناراضی باشن اصلا اهمیتی نداره انگار براش، بچه های منابع انسانی اصلا خودشونو درگیر نمیکنند انگار و کلاه خودشو سفت میگیرن نیوفته! هیچ کدوم از بچه هایی که میشناختم خیلی با منابع انسانی مشکل داشتند و ازشون راضی نبودن، حتی واسه مسائل پیش پا افتاده بری به منابع انسانی بگی عملا دخلت در اومده، توجه هم نمیکنن بهت انگار مزاحمشون هم شدی و به عنوان مزاحم بهتره خفه شی یا زودتر بری.
کار کردن در این شرکت باعث افتخار من بود هرچند کوتاه اما متوجه شدم خیلی از موارد فنی را همچنان بایست یاد بگیرم، جا داره از فرصتی که به من داده شد تشکر کنم در همین مدت کوتاه خیلی موارد را یاد گرفتم، خیلی ابعاد و نگاهم به برنامه نویسی وسیع تر شد . با این وجود یک ماه قبل با من صحبت شد و برای سال جدید نتونستم حضور داشته باشم، با توجه به شرکت هایی که بنده تجره کاری داشتم نگاهم به ساختار سازمانی شان واقعا مثبت هست. هم از لحاظ فرصتی که داده می شود. هم بابت حقوق مدتی که نبودم و پرداخت شد، و به لحاظ پرسنل دوستان خوبی پیدا کردم .
امروز گزارش "حقوق های سال 1403 توسط جاب ویژن" اومد بیرون سران کاریزما و مدیرعامل پزداش دکتر "ر" شما به معنی واقعی کلمه دارین حق برنامه نویسان پایمال میکنین. رنج حقوقی شما کف بازاره(حتی از حداقلی بازار هم پایین تر). من نمیدونم مشاورین شما آقای دکتر "ر" اهل کدوم شهر هستن که از آب کره میگیرن رنج حقوقی کاریزما خجالت آور ترین رنج نسبت به بازار شک نکنین اگر بچه ها رنج ها رو ببینن از شرکت میرن شرکت کاریزما برای اینکه خودش نگه داره رسما دست توی جیب پرسنل امسال به اسم سهام و بازنسشتگی کرده چون میخواد به زور سهم خودش به نیروهاش بفروشه و از حقوقشون ماهیانه کم کنه. توی مملکتی که دلار توی توی 5 روز 8 هزار تومن گرون شده پس فقط حقوق که ارزش داره نه سهام که باید نیرو 48 ماه توی کاریزما باشه بعد بهش بدن و جالب تر این که شما دارین این سهام رو "میفروشین" نه بلا عوض. (امیدداریم ذره ای تفکر از پرسنل دیده بشه و جو گیر نشن) هر ماه میخوای از حقوق قسط سهام رو کم کنی!!!! خجالت و شرم چیز بدی نیست به خدا شما این سهام رو روی حقوق اضافه کن اگه مردی(که نیستی). خیلی واضح بخوام بگم تو میخوای مثلا 5 میلیون تومن حقوق زیاد کنی بعدش بیای 3 میلیون قسط سهامه 48 ماه دیگه رو کم کنی؟!؟!؟!؟ مگه زندانه؟!؟! مگه جنگه؟!؟!؟! گند دیگه هم قانون بلوکه کردن 10 درصد حقوق هر کاه. که اوج کثثافت کاریه. کدوم شرکتی میاد حقوق پرسنل رو بلوکه میکنه تا یک ماه بعد بهش بده!! البته شرکت پردازش مالی کاریزما این کثافت کاری رو میخواد اعمال کنه
شرکت آپاسای داده سیستم برای من تجربه متفاوتی رو رقم زده؛ از وقتی وارد شدم همون اوایل کارآموز بودم و سه ماه بدون حقوق کار میکردم، تصمیم خودم بود که در این بازه یادگیری بیشتری داشته باشم. در مدت دوره آزمایشی روی پروژهای خارجی به نام cabrozzak کار میکردم و با هدایت تیم لید بکاند، .NET Core رو به خوبی فراگرفتم و تا حد زیادی حرفهای شدم. پس از این دوره با قراردادی مناسب کارم را ادامه دادم و اکنون هنوز در شرکت حضور دارم. فضای کاری شرکت بسیار دوستانه و بدون استرس است. مدیرعامل با رویکردی مشابه سبک گوگل عمل میکند؛ برای حفظ روحیه و تعامل، جشنهای مناسبتی و تولدهای گروهی برگزار میشود، پلیاستیشن در دفتر گذاشته شده و ساعات کاری بهنوعی شناور است تا فضا را راحتتر کند. کارکنان هم با روحیه خوب کار میکنند و بهخصوص تیمهای قدیمی با اشتیاق وظایفشان را دنبال میکنند. از نظر فنی مدیرعامل واقعا حرفهای و علاقهمند به چالش است؛ بنابراین فناوریهای بهروز همیشه در اولویتاند و بهروزرسانی میشوند. به عنوان برنامهنویس در این شرکت با مسائل تازهای مواجه میشوم و اگر به چالشها علاقه داشته باشم، خوب میگذرد (برای من که دوست دارم، خوشحالکننده است). حقوق بهموقع پرداخت میشود و بیمهها هم بههمان ترتیب برقرارند؛ بیمه تکمیلی هم از حدود یک سال است که فعال است. جای پارک بهصورت نوبتی فراهم شده، سالن فوتبال خانودگی برای اعضا هر هفته یکبار رزرو میشود و اینها را میتوانم بهعنوان نکات مثبت بپرورانم. در مجموع طی این مدت تجربهای ناامیدکننده نداشتم و رضایت کامل دارم. امیدوارم تجربه من برای شما هم مفید باشد.
اگر میخوایین عمرتون هدر بره بیایین سمت شرکت پردازش مالی کاریزما شرکت به شدت بی برنامه فضای سمی و خاله زنک(اونقدری که دنبال این هستن که ببینن چه کسی کجاست و چی کار میکنه، کار خودشون یادشون رفته) یک سری PM به شدت بی تجربه و بی دانش که انگار میخوان "معدن زغال سنگ" حفاری کنن یک سری افراد که همیشه دغدغه جابجایی افراد توی طبقات و تیم های دیگه رو دارن عمرتون توی کاریزما هدر ندین چون سر سوزنی قدرشناسی و تشکر در زبان و "عمل" خیلی از مدیراش نیست موارد حقوق و مالی هم که به یاد ادارات دولتی و بایگانی میافتین(حداقلی ها) داشتن تجربه و تخصص هیچ هیچ هیچ هیچ هیچ هیچ ارزشی توی کاریزما نداره(برگ برنده با .....مال و بله قربان گوهاست) دوستانی که زدین بیرون اگه بهتون زنگ زدن که برگردین که فلان میکنیم چنان میکنیم: حماقت نکنین و برنگردین چون به شدت فضای "مدیریت ذره بینی شده" حقوق که خنده دار خنده دار قانون بلوکه کردن "10 درصد حقوق" هم دیگه این زندان تکمیل تر کرده