در این شرکت احساس میکنم اولویت با ظاهر و شایستگیهای سطحی است تا تواناییهای واقعی افراد. اگر گفتنِ بر اساس شایستهسالاری بود، میتوانست بهتر باشد، اما به نظر میرسد بیشتر جنبهی نمایشی دارد. این احساس به ویژه در تیمهای تست، پشتیبانی و پروداکت تقویت میشود. به باور من، بخشی از آن به دلیل وجود مدیران مرد سریعالتحرک است که هم مصاحبه میکنند و هم کارشناساند، و در نتیجه واقعاً سردرگم میشویم که چه اقدامی درست است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با وجود بزرگ بودن شرکت و داشتن ساختمان و تیم پر از نیرو، چیزهایی هست که واقعاً اذیتم میکند. دسترسی مستقیم به اینترنت نداریم و مجبوریم از طریق میز اینترنت ارتباط بگیریم. کار دائم فشرده است و حجم کار بالاست. فناوریهای استفادهشده قدیمیاند و بهروز نیستند؛ مدیریت هم به برنامهنویسها و ابزارهای جدید اعتماد چندانی ندارد. وعدهها معمولاً روی زمین میافتد و تیم منابع انسانی هم به اندازه کافی دلسوز یا متعهد نیست. از همه بدتر این است که حقوق نسبتاً پایین است.
سالها توی این شرکت کار کردم تیم های مختلفی داره که همه توی حوزه بانکی هستند ولی شرکت شناخته شده ای نیست تیم سخت افزار داره که سخت افزارهای شبیه خودپرداز میسازند تیم سوئیچ داره که سوئیچ های چند تا بانکو داره توسعه و پشتیبانی میده تیم ارزی داره که واسط ارزی چندین بانک رو داره انجام میده تیم حساب های متمرکز داره که هسته مرکزی یکی از بانک های کشوره فضا کمی قدیمیه و مقاومت هایی برای استفاده از تکنولوژی های روز دنیا وجود داره اکثرا افراد قدیمی قدرت رو دست گرفتن و معمولا کسی رو راه نمیدن جدیدا وارد بورس شده و مجبور شده صورت های مالی رو شفاف کنه حقوق و مزایای متوسط رو پایین نسبت به بقیه شرکت های مشابه می پردازه سالن غذاخوری روی پشت بومش داره که خیلی جذابه و صبحونه و سالاد میده به کارمندا مسابقات سالانه برگزار می کنه مثل شطرنج و دارت و تخته فضا دوستانه است وام هم یه صندوق قرض الحسنه داره و به بانک ها هم معرفی میکنه ولی خیلی بدرد بخور نیستن اگه بتونید لینکی اونجا پیدا کنید و از طریق اون وارد بشین معمولا امکان پیشرفت دارید ولی صلاحیت فنی خیلی اونجا ملاک نیست و افراد بدرد بخوری مسئولیت ها رو بعهده نگرفتن، به جز تیم ارزی وکه تیم مدیریتش با بقیه تیم ها فرق داره و آدم های بدردبخوری اونجان بیمه تکمیلیش هم خیلی اذیت میکنن و خودشون فاکتور رو ازت میگیرن و پرداخت میکنن و عملا بدرد نمی خوره حقوق هارو کمی دیر(مثلا پنجم ماه) پرداخت می کنن تا توی بانک بخوابونن و خودشون وام بگیرن
بسیار ادمای گداصفت و بی فرهنگ مدیرا از ترس اینکه جاشون رو بگیری نمیذارن پیشرفت کنی اصلا از کارمند حمایت نمی کنن جلوی بقیه ضایعت می کنن منابع انسانی یک ادم خوک صفت و بی فرهنگ نسخه کوچک شده ج ا هرجور بتونن ازت سواستفاده می کنن فقط حقوق پایه رو به بیمه رد می کنن
حقوق اولیه رو هر چقدر ببندی همونه دیگه افزایشی در کار نیست مگر برای عزیز کرده هاشون معاون منابع انسانی فقط رفیقای بی کفایت خودش رو جذب می کنه و بهشون حقوقای بالا میده بقیه اگه درخواست افزایش حقوق بدن نهایت 4 تومن بهت بدن. تا بخوای مدیر مفتخور دارن ولی برای کارمند ارزشی قائل نیستند مدیرا کارای خوب تو رو میبرن ارائه میدن افزایش حقوق میگیرن اگرم حس کنن خیلی شاخی بای بای
برای سه سال با یک تیم همکاری میکنم و تا الان هیچ مشکل عمدهای نبود. اینجا واقعا برای آموزش و ارتقای کارکنان هزینه میگذارند و فرصتهای زیادی برای یادگیری فراهم میشود؛ کلاسها و دورههای آموزشی زیادی وجود دارد. از تجربهام یک نکته را میخواهم بگویم: با افراد از جاهای مختلف کار کنید و وقتی وارد حاشیه نشوید، معمولاً دردسری پیدا نمیکنید. واقعیت این است که در همهٔ شرکتها آدمهای زیرآبزن، دروغگو یا حسود پیدا میشوند؛ اما با رعایت اخلاق حرفهای میتوان ارتباط خوب حفظ کرد و برای خودمان محیط امنی ساخت.
من چهارمین جایی بود که کار میکردم و وقتی از مصاحبهها بیرون آمدم، حس کردم مسیر رشد توی این شرکت هم میتواند برایم مفید باشد. اولین جلسه فنی بود و سوالها از نوع راهحلمحور و جالب، بقیه مصاحبهها هم بیشتر درباره منابع انسانی و حقوق شد. در آن زمان روی زمان کار و اضافهکاری خیلی تأکید میکردند، اما حالا که تقریبا پنج سال است اینجا هستم، همچنان این موضوع هست اما بهصورت غیرمستقیم و باید با تجربه بفهمی که منظورشان چیست. حقوق نسبتاً مناسب است، ولی پرداختیها به چند قسط و با نامهای مختلف انجام میشود. واقعاً هنوز همهاسامی را بهخاطر ندارم، اما وقتی سال را جمع میزنی، عدد خوبی میشود و از نتیجه راضیام. حجم کار معمولاً سبک است؛ شرکت بزرگی است با تعداد پروژههای زیاد و مدیریت کار بهگونهای است که با حجم کار متوسط میشود جزو بهترینها بود. تکنولوژیها ترکیبی از قدیم و جدید هستند و تجربهٔ یادگیری زیادی در این مدت داشتم. اکثر تیمها دوستانه و آرام هستند؛ اما گاهی برخی هم دنبال حاشیه و دیدهشدناند. نکتهای که مهم است این است از درگیریها و حواشی بین گروهها دوری کنید—بعضیها دنبال بحرانی کردن وضعاند و تنها آبروی همه را آلوده میکنند؛ اگر مثل من به رشد تخصصی فکر میکنید، بهتر است در این بازیها شرکت نکنید.
شرکت مجیفو را تجربه کردم و باید بگویم که این مجموعه علمیِ جوانی است که از لحاظ فکری پویایی زیادی دارد. مدیریت واقعاً همدل و پیگیر است و تیم با همدلی و انگیزه پیش میرود. در دورهای از سالهای اخیر، اوضاع قدیمی تیم از توازن خارج شده بود اما اکنون شرایط بهتری پیدا کرده و همدلی اعضا روزبهروز تقویت میشود. حقوق پایه تیم فنی تا حد خوبی بالا است و پرداختها نیز بهموقع انجام میشود.
شرکت هونام به من فرصت داده بود تا به عنوان برنامهنویس جاوا کار کنم، اما محیط کار واقعاً غیرعادی و چالشبرانگیز بود. مدیری که باختصار میشد گفت به نحوی سختگیر و کمگذشت با تیم رفتار میکرد و تصمیمات ناهمخوان با رفتار تیمی و اهداف شرکت داشت. ظاهراً ادعا میکردن در حال ساختن یک نرمافزار متنباز پیشرفته هستند، اما به نظر میرسید دانش لازم در زمینه مخابرات وجود ندارد. از طرفی انتظار داشتند که برنامهنویسها تحلیل بازار انجام بدهند و محصول را کاوش کنند، در حالی که تیم محصول و رویکرد اجایل برای کار با این حوزهها بهدرستی تعریف نشده بود. فضای کار را میشد تا حدودی پادگانی برداشت کرد؛ در دو سال اخیر چند بار کل تیم فنی ترک کار کرده بود. پرداخت حقوق به موقع رایج نبود و در صورت تاخیر، از حقوق کسر میشد. اضافهکاری هم معمولاً جبران نمیشد. مزایای مشخصی وجود نداشت و بیمهٔ تکمیلی ارائه نمیگردید؛ برخی از سیاستهای مالی مانند دریافت سفتهای بهعنوان تضمین هم وجود داشت. هر اتاق نظارت داشت و برخی مدیران رفتارهای نامناسب و بیسوادانه از خود نشان میدادند که منجر به فشار روانی زیادی میشد.
با ترک شرکت، به نظر میرسید قبل از پایان کار، حقوق و مزایا کامل پرداخت نشود و برای ترک هم باید سه ماه زودتر اطلاع میداد تا مبادا پولی از دست برود. گروه فنی در وضعیت کوچکی است و چند نفره است. در محیط کار رفتارهای غیرمناسب اخلاقی وجود دارد و برخی همکاران به نظر میرسد محیط را به جای محل کار به خانهای با فساد شبیه کردهاند. پرداخت حقوق غالباً با تأخیر بیش از یک ماه انجام میشود. به طور کلی توصیه نمیکنم، به ویژه برای خانمهای متأهل؛ حتی اگر فردی به سلامت کامل باشد، جایگاه در شرکت چندان روشن نیست.
بهخاطر فضای کار دوستانه و خودمانی، جو کار در اونجا خیلی آرام و ساده بود. هر بار کدی که تحویل میدادم با دقیقترین بررسی روبهرو میشد و همین دقت منو وادار کرد تا سطح کیفیت کارم رو به شدت بالا ببرم؛ الان که در شرکت دیگهایم فرق من با بقیه رو بهتر از قبل میفهمم و این رشد رو مدیون تجربههایی میدونم که تو اونجا داشتم. از نظر دستمزد اکثر مواقع سر موعد پرداخت میکردن، اما چند بار تا حدود ده روز تاخیر هم وجود داشت. مشکلاتی مثل هر جای دیگر داشتیم، با این تفاوت که اونقدر اعصابخردکن نبود. در نهایت جدا شدم چون پیشنهاد حقوق بهتری از جای دیگه گرفتم.
برای مدت حدود هفت سال در این مجموعه کار کردم و واقعاً از رفتار مدیران میانی که هم از نظر ارتباطی و هم از نظر حرفهای ضعف داشتند خسته شدم؛ همواره افراد را زیر سؤال میبردند. کارشناسان باتجربه و ماهر یکی یکی از سازمان رفتند، زیرا مدیران حاضر در آن سطح توان هدایت و مدیریت کافی را نداشتند. مدیران سطح بالا نیز به نظر میرسید که توان رهبری لازم برای یک شرکت عادی را ندارند. سطح حقوق به سلیقه برگزار میشود و همواره به آشنایان و افراد مورد توجه اضافه میشد، در حالی که بدون پارتی انگیزه و امید کارمندان از بین میرفت و تنها امکان ادامه دادن وجود داشت. منابع انسانی ضعف داشت و برخی مدیران مالی به درستی مدیریت نمیکردند؛ مدیرعامل و اطرافیانش به طور گسترده در کارها دخالت میکردند و فضایی پارتیبازی و خانوادگی ایجاد شده بود که محیط کار را بهشدت مخدوش میکرد. در نتیجه به هیچ وجه این محیط را توصیه نمیکنم؛ تجربه چندان مثبتی نبود.
وقتی وارد شرکت شدم، حس کردم اوضاع بیثبات و بیبرنامهس. حقوق با تأخیر میرسید و هیچ برنامهی مشخصی برای امور مالی وجود نداشت. مدیریت هم انگار هیچ استراتژی مشخصی ندارد و همه چیز خیلی سردرگم بود. سیستمها کهنه و کار با آنها دشوار بود و دائم اذیت میشدم. فشار کاری بالا بود و توقعها هم زیاد بودند. تقریباً هر شش ماه با تغییرات گسترده، همهی اعضای تیم جابهجا میشدند که اعصاب را بههم میریخت.
به یک فضای آرام و بدون حاشیه رسیدن مدیریت فعلی همون چیزی بود که من دیدم؛ جایی که برای آدمهای تازهکار در بازار سرمایه، فرصت یادگیری و گرفتن تجربه از افراد باسابقه وجود داشت. سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹ زیر نظر گروه سرمایهگذاری سابق، مجموعه رشد قابل توجهی داشت: سرویسها و صندوقها توسعه یافتند و چند استارتاپ نسبتاً موفق هم به وجود آمدند. پس از چند تغییر مدیریتی، رشد تا حدی کاهش یافت و در پی افتِ مجموعه مادر، نتیجهای مشابه برای اینجا رقم خورد. من دنبال ایدههایم بودم و از این رو از کار جدا شدم؛ با این حال تجربیاتی که آنجا به دست آوردم، برای من کاربردی بود. به طور کلی بازار سرمایه ایران فضای رقابتی نسبتاً کمرمقتری دارد؛ اغلب شرکتها همچنان با فناوریهای قدیمی کار میکنند و چارچوب عمدهشان بیشتر به سمت بیزنس متمایل است تا فناوری.
من به عنوان برنامهنویس ارشد در ART تجربیاتم را اینطور توضیح میدهم: پروژهها از نظر فنی واقعاً جذابند و با آنها فرصتهای زیادی برای یادگیری و پیشرفت است؛ برای هر سطح از تجربه، جایی برای رشد وجود دارد و با چالشهای واقعا مفیدی روبهرو میشوید. اما مشکلاتی هم وجود دارد که باید صادقانه بگویم: ثبات تیم و تصمیمگیریها پایین است و تصمیمات ناگهانی و بیثباتی دیده میشود؛ اکثر مواقع احساس میکنم نظرات کارشناسان تا مدیران جدی گرفته نمیشود و به نظر میرسد خردجمعی رعایت نمیشود. تعادل بین کار و زندگی هم خوب نیست؛ بسته به پروژه ممکن است ساعات طولانی و روزهای إضافی داشته باشید، اما جالب است که اضافهکاری پاداشی ندارد و زحمات کارکنان به درستی قدردانی نمیشود. از نظر حقوقی هم اوضاع چندان مطلوب نیست؛ حقوق پایه در مقایسه با بازار پایینتر است و همین موضوع باعث میشود نتوانند بهطور مستمر افراد باتجربه را جذب کنند؛ در نتیجه کیفیت کار اغلب به سطح متوسط میافتد.
دوست دارم برای اسکیل آپ تجربهام رو به زبان خودم بازگو کنم.اوایل کار اوضاع آرومتر و سازمانیافتهتر به نظر میرسید، اما اکنون تیم منابع انسانی خیلی فعال نیست و تصمیمها بیشتر دست مدیران است. مدیران هم سن بالایی دارند و اخیراً تحرک و انگیزهای از سمتشان نمیبینم. این وضع باعث میشود حتی اگر فردی با انگیزه و دغدغهمند باشه هم حرکت خاصی پیش نیاد، چون اختیار کافی ندارند و صدای پیشنهادها بهطور جدی شنیده نمیشود. به آینده هم امیدی به تغییر وضع ندارم، کاش اوضاع بهتری بود. در گذشته واقعاً حس خوبی داشتیم اما حالا آن انرژی و فضا وجود ندارد و حیف است.
من توی واحد مالی شرکت ای ال اف تجربهای داشتم که به شدت نشان میدهد سازمان هنوز برنامهریزی مشخصی ندارد و امور مالی و منابع انسانی اوضاع خوبی ندارند. پاسخگویی به سوالات معمولاً وجود ندارد و دو واحد اصلی خیلی پیگیر نیستند. رئیس حسابداری بدون دلیل برای تسویه پرسنل تأخیر میانداخت و وقتی پیگیری میکردم، با بهانههای فراوان روبهرو میشدم؛ برخی پرسنل پس از شش ماه، با تلاش زیاد، حقوقشان را میگرفتند. فضای واحد مالی از نظر ارتباطات داخلی پرتنش است و در کنار برتریطلبیهای میان پرسنلی و تفاوت قائلشدن، مدیریتی قابل لمس وجود ندارد. در نتیجه اگر دنبال کار در واحد مالی هستی، پیشنهاد میکنم اینجا را در نظر نگیری.
در طول نزدیک به سالی که اینجا بودم، تجربهام نسبتاً رضایتبخش بود و حس میکردم در جای درست قرار دارم. مدیر داخلی از همکارانش دل میسُزد و واقعاً به حرفهای تیم گوش میداد. پرداخت حقوق بهموقع بود و در برخی مواقع هم افزایش سطحی دیده شد. ناهار رایگان هم میدادند که کمک خوبی محسوب میشد. تنها نکته ناراحتکننده برای من، برخورد سرد و رسمیِ رئیس مستقیم بود و کمبود فضا برای صمیمیت در محیط کار؛ همچنین انتظار داشتند توسعهدهندگان پنجشنبهها هم در محل بمانند تا در صورت نیاز کار انجام شود، که برای من مناسب نبود.
به دنبال پایان دادن به دورهای که در شرکت پیشگامان لوتوس داشتم، تصمیم گرفتم به سمت فرصت جدیدی برم و از واحد منابع انسانی و تیم فنی جدا شوم تا به کار جدیدم ملحق بشم. همه مراحل فنی و منابع انسانی رو پشت سر گذاشتم، نامه استعفا رو تقدیم کردم و طبق هماهنگیها از مجموعه قبلیم جدا شدم تا چند روز دیگه کار جدید رو آغاز کنم. اما پس از تماس از طرف شرکت، مطلع شدم همه چیز لغو شده و به دلایلی نمیتونن با من همکاری کنن. واقعاً انتظار چنین اتفاقی از شرکتی با این سطح از ادعا رو نداشتم و در نهایت تجربهای که داشتم چیزی جز آزاردهنده و ناامیدکننده نبود.
مدیران واقعاً همدل هستند و همیشه دنبال رشد من و همکارانم میگردند. سه سالی است که در این مجموعه فعالیت میکنم و طی این دوره ضمن فراهم بودن دورهها و آموزشهای بهروز بهصورت رایگان، فرصت یادگیری مداوم نصیبم شده. فضای کاریمان خیلی صمیمی و گرم است و در زمانهای سخت هم جو گروهی به من آرامش میدهد تا بهراحتی بتوانم ادامه بدهم. در کل، اینجا مسیر مناسبی برای پیشرفت و ارتقای مهارتهایم محسوب میشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.