با سلام و عرض ادب؛ در مصاحبه فنی اول طرف کاملا حرفه ای رفتار کرد و خیلی خوب اما در مصاحبه فنی دوم فرد مصاحبه فنی دوم که مدیر بالاتری بود ف.ا پرسید چی بلدی از همون بپرسم گفتم این مباحثو از همونا سوال پرسید و جواب دادم وقتی دید جوابم اوکیه خودشو به اون راه زد و من مجبور بودم برای یک مساله به چند ادبیات مختلف صحبت کنم تا منظورمو بفهمه وسطاش چنتا سوال مربوط به بحث دیگر پرسید ( بعوان مثال در انتها گفت دوستاتو عوض کن ) من که گفتم بلد نیستم بعدش دقیقا زوم کرد من میگفتم بلد نیستم اما انگار گوش نمیکرد، رو همون بحث زوم بود و فقط از همون بحث سوال میکرد و هی با پوزخند میگفت "هه اینم که بلد نیسی" و "هه اینم ناقص گفتی" و "هه هه" گفت و جلسه بیشتر شبیه حمله به شخصیت من و حمله به نقاط ضعف من بود تا پیدا کردن سقف دانش من بنظرم مدیر لاین کاملا رفتار آماتور بدون فرهنگ سازمانی و کوچه بازاری بود جالبش این بود که کارشناس منابع انسانی HRBP هم اونجا بود و جلوی اون آقا رو نمیگرفت اما من احترام سنشون و فرهنگ سازمانی رو نشون دادم و چیزی نگفتم و بعد من بعد مصاحبه به سمت در خروج دویدم.بعد دوماه زنگ زدن و گفتن پذیرفته شدی و من ریجکت کردم چرا باید برم سمت یه سازمان سمی.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در جلسه مصاحبه با موسسه فرهنگی شبر، مدیرعامل با تاخیری نسبتاً طولانی وارد شد و تقریباً چهلوپنج دقیقه دیر رسید. بیشتر پرسشهای مصاحبه حول مهارتهایم و مقدار حقوق پیشنهادی بود، چون رزومهام را چاپ کرده بودند و به همین خاطر به طور کامل به لینکهای نمونهکار و پورتفولیو نرفتند. در انتها، به سوالاتی با جنبههای روانشناختی رسیده و برخی از آنها برایم نامفهوم بودند. در طول کل زمان یک ساعت و نیم حضورم، فضای شرکت کمانرژی و سرد به نظر میرسید.
متاسفانه مدیر مجموعه بسیار مغرور و خودبزرگبین هست و نگاه بالا به پایین داره. بسیار نامحترم و غیرحرفهای. به هیچ وجه فعالیت در این شرکت رو توصیه نمیکنم.
ورودی این شرکت واقعاً به من حس سازماندهی و قدرت مدیریتی میداد. وقتی به ساختمان مرکزی وارد شدم، امنیت با احترام منو به طبقه هفتم برد؛ همهجا بیعیب و مرتب بود. مسئول اداری همراهیم کرد و فرمی برای تکمیل دادن بهم داد. مدیر توسعه بازار دقیقاً سرِ وقت رسید و با گرمایی دوستانه، استرسِ من رو کم کرد. سوالها خیلی حرفهای و مدیریتی بود، مثل شیوههای رهبری تیم فروش و مدیریت بحران. نکتهٔ جالب این بود که همان روز نتیجهٔ مصاحبه را گفتند.
در ابتدا با من از واحدی تماس گرفتند و یک گفتوگوی نیم ساعته داشتیم، سپس جلسهای دو ساعته برای مصاحبه ترتیب داده شد. مصاحبهٔ دوم هم به خوبی پیش رفت و پس از آن فرایندی برای انجام تمرین فرستاده شد که من آن را به درستی تکمیل کردم. به جلسهٔ نهایی رسیدم اما سوالها بسیار سخت و عجیب بودند و باعث سردرگمیام شدند. پس از حدود یک ماه و نیم با من تماس گرفتند و گفتند که تخصص دارم اما در چارچوبِ اسکوپشان نیستم. واقعاً عملکرد فرایند استخدام را بیفایده دیدم — به این شکل که استخدام نمیشود؛ کاش دستکم دو هفته کار آزمایشی میدادند تا بتوانم دقیقتر ارزیابی شوم. به نظر من سیستم جذبشان قابل تحسین نیست.
شنیدم از شرکت خوشگوار و موقعیت توسعهدهنده اندروید بود. حدود یک تا دو هفته پس از فرستادن رزومه، تماسی گرفتند و قرار مصاحبه اسکایپی گذاشتند. ازم خواستن بیام برای بیست دقیقه درباره constraint layout، motion layout و lifecycle صحبت کنم و نکات کلیدی را با اسلایدهایی که روی آن کار کردهبودم توضیح بدهم. در میان ارائه، معمولاً از تجربههایم سؤالهایی پرسیدند و من با اکثر مواردی که داشتم، پاسخ دادم. در پایان گفتند ظرف دو روز یک تست میفرستند اما چنین چیزی ارسال نشد؛ دو هفته بعد ایمیل زدند که با من همکاری نمیکنند. تجربهای کمی نامنظم بود، ولی حداقل خبر را رساندند.
برای من فقط کافی بود به مصاحبه فکر کنم و ببینم چه تجربهای در انتظارم است. در فرمت اولیه رزومهام را فرستاده بودم و حدود دو هفته بعد، اوایل خرداد، تماس گرفتند و گفتند امکان دورکاری نیست و فقط حضوری میگیرند؛ از طرف من هم رد کردند. تقریباً یک ماه بعد، در تیر، دوباره تماس گرفتند و من دوباره توضیح دادم؛ گفتند برای مصاحبه بیای تا دربارهاش حرف بزنیم و رفتم. فضای دفتر از بیرون که نگاه میکردی خیلی بزرگ و مرتب بود، طبقه اول بخش فنی و طبقه دوم منابع انسانی و اتاق جلسه بود. با وجود اینکه همه اطلاعات من روی رزومه بود، مجبور شدم فرم دیگری هم پر کنم. سپس با مسئول فنی صحبت کردم و به طبقه اول بردند تا تست عملی بدهند. اولین نکته منفی این بود که اصلاً نگفته بودند تست عملی هم وجود دارد. تست واقعاً حرفهای نبود؛ جلوی یک سیستم نشسته بودم و منتظر بودم تا مدیر فنی برسد و توضیح دهد چه کاری باید انجام بدهم. در روزی که رفتم تازه کولر گازی نصب کرده بودند و دقیقاً جلوی صندلیم بود و بادش مدام کم و زیاد میشد. اتاق پر از نفر فنی بود و تنها دو نفر از آنها ماسک زده بودند — شرایط ناامیدکنندهای بود. مدیر فنی هم دائماً در حال رفتوآمد بود و نیم ساعت معطل شدم تا بیاید؛ وقتی آمد، دستگاه را روشن کرد و گفت با این سیستم کار نمیکند و باید صبر کنم. تقریباً طول کشید تا چهل و پنج دقیقه دوباره به من زنگ زد و با بیحوصلگی پرسید: آیا در پکیج فلاتر نوشتی؟ میتونی از خانه یک پکیج بنویسی و برایشان بفرستی؟ یعنی پس از بیش از یک ساعت معطلی تازه به من گفت از خانه بفرست! در کل فرایند مصاحبه خیلی ضعیف بود — بدون برنامهریزی و بیاحترامی به زمان داوطلب.
برای مصاحبه رفتم فضای کار مرتب و تمیز همه پشت میزاشون خیلی منظم نشسته بودن داخل باکس های شیشه ای بزرگ و شلختگی ندیدم همه چی سر جاش بود ولی خب هپینس ایمپلویی بالایی حس نکردم آدم ها شبیه ربات مشغول بودن اتاق مصاحبه کمی از لحاظ فضا استاندارد نبود وایب قفس میداد با برچسب دورتا دور پوشیده کمی بروکراسی هاشون زیاده که بنظرم لازم نیست مثلا رفرنس چک های حضوری و زمانگیر از مشاغل قبلی که این مدل رو ادارات دولتی انجام میدن و در شرکت های خصوصی کمتر از ۵۰۰ نفر اصلا نیازی نیست مگر اینکه حین مصاحبه مورد خیلی حادی احساس کنن پنجشنبه هاشم یکی در میون ماری بود ک بنظرم جالب نیومد کامنت های بد در مورد این شرکت زیاد نوشتن بنظرم تا حدی درست بنظر میومد و این شرکت ها از لحاظ امنیت شغلی سریعا اسیب پذیرن و پشتوانه ندارن از لحاظ منابع انسانی هم طی مصاحبه متوجه تخصص بالایی ندیدم در کل ایده ال نبود
در میان روزهای کاریام، تجربهای ناخوشایند از مصاحبه را به خاطر میسپارم که تازه در همین ابتدای سال پیش آمد. نمونهای از برخورد نامناسب مصاحبهکننده در یک جلسه کارشناس کنترل کیفیت بود که رفتارش چه از نظر گفتار و چه از نظر شیوه برقراری ارتباط، چندان حرفهای نبود. کلماتش ناخوشایند بود و جملاتش با دقت کافی چیده نمیشد؛ پوزخندهای پی در پی تمرکزم را بههم میزد و در نتیجه نتوانستم بهتر به سوالات پاسخ بدهم و نهایتاً از جلسه خارج شدم.
من ساعت یک ظهر قرار مصاحبه داشتم نزدیک به یک ساعت و نیم زمان گذاشتم برای به موقع رسیدن ولی متاسفانه یک ساعت منتظر شدم تا فرد مصاحبه کننده از جلسه ای که بعد از تکمیل فرم من شروع شده بود بیان و نیومده بیرون با توجه به اینکه بنده مصاحبه دیگری داشتم مجبور شدم به دلیل تاخیر ایشون ،شرکت رو ترک کنم ولی اصلا براشون مهم نبود من یک ساعت معطل شدم این موضوع نشان دهندهی اینه که اصلا زمان و شخصیت کسانی که برای مصاحبه میرن مهم نیست
من ساعت یک ظهر قرار مصاحبه داشتم نزدیک به یک ساعت و نیم زمان گذاشتم برای به موقع رسیدن ولی متاسفانه یک ساعت منتظر شدم تا فرد مصاحبه کننده از جلسه ای که بعد از تکمیل فرم من شروع شده بود بیان و نیومده بیرون با توجه به اینکه بنده مصاحبه دیگری داشتم مجبور شدم به دلیل تاخیر ایشون ،شرکت رو ترک کنم ولی اصلا براشون مهم نبود من یک ساعت معطل شدم این موضوع نشان دهندهی اینه که اصلا زمان و شخصیت کسانی که برای مصاحبه میرن مهم نیست
بسیار بی سواد و بی ادب و پر ادعا فقط میخوان بزنن تو سر کارمنداشون و اصلا هم براشون مهم نیست شرکت چقدر پیشرفت کنه تو مصاحبه فقط میپریدن تو حرف من و اگر همبا چیزی مخالفتی داشتم میگفتن تو اصلا سازگار نیستی کلا یک برده میخوان و نمیذارن پیشرفت کنی . پروژه بسیار قدیمی و سایت شرکت مدام قطع یا اینقدر سنگین که به زور بالا میاد مصاحبه کننده ای بود که تخصصش دیتابیس بود ولی در مصاحبه از من سوالات .net هم میپرسید و این درصورتی هست که چندتا از دوستان من قبلا مصاحبه رفتن به اون ها گفته بود من فقط دیتابیس میپرسم و برای سوالات .net صبر کنین تا همکارم بیاد . همکار .net هم که به شدت بی ادب پر مدعا و با کلی تاخیر و کلی منت جالبه که به جای مفهوم فقط کد نویسی میپرسید یعنی فقط برنامه نویسی رو حفظ کرده بود در کل هم چه برنامه نویس چه منابع انسانیش فقط بهم پوس خند میزدن و تیکه مینداختن . لطفا وقت خودتون رو برای این شرکت تلف نکنین .
همهچیز در طول فرایند مصاحبه بهصورت دورکاری انجام شد چون کرونا مسیرها را آنلاین کرد. من که بهعنوان فریلنسر درآمد خوبی داشتم و برایم پذیرش در فرصت کمیاب بود، برایم خیلی جدی نبود. در ابتدا یک خانم با من تماس گرفت و فرم چندصفحهای طولانی فرستاد که تکمیلش زمانبر بود؛ فرصت زیادی برای ارسال نداشتم اما دوباره با ادب تماس گرفتند و تأکید کردند که حتماً ارسال کنم. پس از ارسال فرم، یکی از اعضای تیم فنی با من تماس گرفت و چند سوال نسبتاً ساده از من پرسید. یک تست هم ارائه شد که با تأخیر فرستادم، اما پذیرفته شدم. سپس مدیر بخش و واحد منابع انسانی تماس گرفتند؛ برخوردشان خیلی خوب و محترمانه بود. مدیر پروژه سوالات پایهایتری مطرح کرد و HR از امکانات، مزایا و وضعیت شرکت توضیح داد. در کل فرایند منظم و محترمانه پیش رفت و انرژی منفی در آن حس نکردم؛ الان منتظرم تکمیل شود و کار را آغاز کنم.
به طور کلی مصاحبه در این شرکت ۳ مرحله داره: ۱-فنی اولیه (آنلاین) ۲- مدیر فنی(حضوری) ۳-منابع انسانی از نظر هماهنگی و تایم مصاحبه و اینا تقریبا همه چی اوکی بود. هر چند از زمانی که رزومه فرستادم ۱ ماه طول کشید بررسی کنن و برای مصاحبه دعوت کنن. مصاحبه اولیه آنلاین برگزار شد. سوالات خیلی کلیشه ای و انگار از روی کتاب میخوندن و میپرسیدن. اصلا تجربه کاری و سطح سنیوریتی طرف براشون مهم نیست، انگار دارن نیروی جونیور میگیرن و سوالات جزیی و کلیشه ای. بعضی هاش اینقد مسخره بود که بهشون میگفتم این چیزا رو میدونم اما یک بار هم در طول ۱۰ سال گذشته به کار نیومده! خلاصه که مصاحبه کننده خودش اونقدر حرفه ای نیست که بفهمه برای چه پوزیشنی و سطحی داره مصاحبه میکنه تا نحوه مصاحبه و سوالات رو تنظیم کرده باشه. یه قالب، برای همه. خیلی هم مسخره. نتیجه بعد از ۲ هفته با پیگیری خودم بهم گفتن قبول شدی و مرحله بعدی با مدیر فنی. مدیر فنی آفای سلیمانی یه جوان حدودا ۳۵ ساله که تازه ۵ ماهه اینجا CTO شده. بماند که وقتی تجارب قبلیش رو هم میخوندم به نظرم خیلی منطقی نبود. (توی لینکدین هست) با اینکه نیمساعت زودتر هم رسیدم باز هم مصاحبه با یه ربع تاخیر از تایم ست شده انجام شد. توی این یه ربع محیط شرکت رو یه دید زدم و بدک نبود. شبیه محیط های استارتاپی بود. درهم ریختگی کاری رو میشد توی رفتار آدم ها دید. مصاحبه شروع شد، مشخص بود رزومه کاری من رو از قبل خونده بود و از هر قسمت یه نکته پاورقی هم از قبل خونده بود که حین مصاحبه سعی کنه منو گیر بندازه. مشخصه طرف توی اون حوزه کار نکرده، چون سوالاتی که میپرسید بیشتر حالت تئوری محض داشت، توی کار هیچوقت بهش بر نمیخوری. مشخص بود رفته بود در مورد اون حوزه و تکنولوژی ای که من کار کردم مطالعه کرده و چند تا نکته خاص رو حفظ کرده بود که بتونه مچمه بگیره!!! منم که آدمی نیستم خیلی تفت بدم، اگر چیزی یادم نباشه یا دقیق بلد نباشم رک و راست میگم «نمیدونم». معلوم بود با هر «نمیدونم» من چشماش برق میزد!! انگار که آره دارم مچتو میگیرم!! ههه!! حین توضیحات من یهو الکی توی یه مواردی خیلی ریز وارد میشد، انگار دنبال یه چیزی بود، نمیدونم بهشون رسید یا نه، اما آخرش لو داد که دنبال اینه ببینه من دقیقا اونجا چه نقشی داشتم. گفتم خب من یه مهندسم! تسک میاد و من انجام میدم!! اما نظرش این بود حتی جونیور هم باشی بالاخره باید یه تز هایی داده باشی و تا تهش رفته باشی که بتونی به شرکت بعدی ارایه بدی بگی من این دستاوردها رو داشتم!! ولی ظاهرا با دستاوردهای عددی حال نمیکرد. توی دلم گفتم خب قرار نیست همه مثل تو نتیجه کار تیمشون رو به اسم خودشون ببرن جای دیگه ارایه بدن!! اون چیزی که توی ذهنته نتیجه زحمت کل تیمه نه یک فرد!! خلاصه آخراش الکی به اسم اینکه جلسه دارم مصاحبه رو زود تموم کرد و حتی زمان نداد که من سوالامو بپرسم. انگار من دارم بازجویی میشم. میگم الکی چون بعد از جلسه دیدم که توی لابی شرکت داشت واسه خودش میچرخید!! همینقد ضایع! بعد از ۲ روز همون ایمیل کلیشه ای رو فرستادن که رد شدی و با یه نفر دیگه که مرتبط تره ادامه دادیم. مشخص بود اینم دروغ میگن، چون همون روز دیدم که دوباره همون آگهی قبلی رو زدن. دقیقا همون متن ولی تاریخش امروز بود. مشخص نیست اصلا نیرو میخوان یا نه. چی میخوان، با خودشون چند چندن! خوشحال به همچین آدم هایی هم تیمی نشدم! مرسی که خودشون رو اینقد زود نشون میدن که آدم تکلیفش رو بدونه!!!
برای من فرصت صحبت با تیم منابع انسانی همزمان با بررسی فنی روشن بود اما در نهایت از این تجربه چند نکته مشخص برون میزد. در ابتدای کار با واحد منابع انسانی گفتم که زمانبندی مصاحبه خوب بود و برخورد آنها عادی و مناسب بود؛ چیز خاصی در برخورد آن جلسه دیده نشد. بین جلسه اولیه و مصاحبه فنی حدود نیم ساعت فاصله افتاد و در همان لحظه مصاحبهگر فنی به نظر میرسید که از جریان رزومه و پرسشنامه من بیخبر است و همین موضوع باعث شد که ورق زدنها طی مصاحبه به سرعت انجام شود. بخش عمدهای از سوالات در مصاحبه فنی حول موضوعاتی بود که به طور مستقیم به نقش مدنظر مربوط نمیشد و بهنظر میرسید که اهدف آنها بیشتر بر اساس تجربهها و روالهای آموختهشده توسط خودشان بود تا منابع یا منابع آموزشی مشخص. توضیحی که از طرف مصاحبهگر فنی منتقل میشد به نظر میآمد که خوب سازماندهی نشده و در نتیجه احتمالاً بیشتر سوالها در ذهن او باقی میماند و این امر من را سردرگم میکرد. به نظر میرسید تمرکز آنها روی مطابقت با روالهای آموزشی یا تجربیات شخصی بود تا تطابق با نیازهای واقعی شغل. نکتهای که از دید من مهم بهنظر میرسید این بود که تیم منابع انسانی کمتر از بحثها درباره مستندات و منابع آموزشی گله میکردند و بهنوعی این موضوع را در نظر میگرفتند.
بابت این شرکت احساس سردرگمی داشتم و خیلی دوست داشتم کار کنمش. اولین بار با واحد منابع انسانی صحبت کردم و موافقت گرفتن، سپس مدیر واحد هم تأیید کرد. جلسه حضوری و آموزشی هم برگزار شد و به خاطر همین انتظار کشیدم و فرصت دیگری رو از دست دادم. قرار بود هفته بعد جلسه فنی برگزار بشه، اما از همون نخستین جلسه خبری نشد. پیام فرستادم و تأیید هم شد، ولی جوابی نگرفتم. به طور کلی حس میکنم فقط وقت مارو میگیرن؛ شرحوظایف رو اول میگن و بعد به مرور آنها رو اضافه میکنن. به خاطر نباید به ظاهر شرکتها اعتماد کرد و گول اسم بعضیشون رو نخورد. یادمه منابع انسانی در مصاحبه خیلی سردرگم بود و نتونست جلسه رو به خوبی مدیریت کنه.
من با بخش منابع انسانی شروع کردم و اوضاع دستکم روشن و آرام بود. فردای آن روز جلسهای داشتم با مدیر ارشد مربوط به پوزیشن که برخوردشان بسیار حرفهای و دقیق بود. یک نصیحت هم داشتند: صادق بمون و خود واقعیات باش.
برای مصاحبه وارد شرکت وابسته به یک مجموعه شدم و از همان ابتدا حس میکردم با جلسهای طولانی روبهرو هستم. وقت مصاحبه مشخص بود اما من نیم ساعت زودتر رسیدم و کار پر کردن حدود پنج فرم کاغذی را شروع کردم که خیلی طول کشید؛ تقریباً یک ساعت و ربع طول کشید و انگار داشتم در یک امتحان شرکت میکردم، ای کاش از اول میگفتن طول جلسه چنینخواهد بود. بعد گفتن مدیر جلسه نیست و میتوانم چهل و پنج دقیقه صبر کنم؛ من گفتم نه، بالاخره آن خانم از مدیر خواهش کرد جلسه را جا به جا کنند تا من وارد شوم. مدیر با عجله سؤال میپرسید و حتی فرصت نمیداد جواب یک سوال را کامل بدهم تا برود سر سوال بعدی؛ در واقع احساس کردم به زمان من توجهی نمیشود. فرمهایی که پر کرده بودم هم به نظرم غیرحرفهای بود چون رزومهمان را در سایت پر جزئیات داشتیم و از ما خواسته میشد دوباره همانها را بنویسیم. سوالات طولانی از جنس روانشناسی و کار بود و نکتهای دقیق در حوزه فنی مطرح نمیشد؛ مشخص نبود دقیقاً از ما چه کاری را میخواهند. از آنها پرسیدم آیا قصد ادامه تحصیل یا خروج از کشور داری؟ یا چند ساعت در روز میتوانی مفید کار کنی؟ طوری صحبت میکردند که انگار بیش از حد قانون کار انتظار دارند، از ۷:۳۰ صبح تا حدود ۵:۳۰ عصر بدون استراحت. زبان انگلیسی هم بیشتر به صورت شفاهی بود، پس باید خوب باشد. به طور کلی اگر مرز بین کار و زندگی برایت مهم است، اینجا خیلی به آن توجه نمیشود؛ انگار از آدم میخواهند صبور، مستعد و همزمان قادر به مدیریت حجم بالای کار باشد— یعنی اگر بتوانی مثل یک ربات کار کنی، شاید مناسب باشی. در کل تجربهام خیلی آشفته، پر از بینظمی و با توقعات غیرواقعی بود.
در گروه گلدن گیت فامیلی تجربهای از مصاحبه داشتم که با دوختگی زمان و بیانضباطی تیم منابع انسانی همراه بود. ابتدا پروژهای را معرفی کردند که سطح زیادی از وقتم را گرفت، سپس در مراحل بعدی برای مصاحبهها به موقع حاضر نمیشدند و رفتاری نشان میدادند که انگار حضور من اهمیتی ندارد. چنین روال دو بار تکرار شد و حتی بهانههایشان هم تکراری و بیاعتبار به نظر میرسید. پس از چند مرحله مصاحبه ظاهراً تصمیم به همکاری داشتند اما خبری به من ندادند و مدتی طول کشید تا از جانب خودم پیگیری کنم. وقتی با آنها تماس گرفتم، گفتند درگیر کارهای دیگری هستند. بهطور کل فرهنگ کاری شرکت را ناامیدکننده دیدم و پیشنهاد نمیکنم به سمتشان بروید.
سلام وقتتون بخیر مصاحبه انجام شد بنده رو به زور به دلیل عدم امضای قرارداد از شهرستان به تهران کشوندن ساعت ها از شعبه به شعبه دیگر ارجاع دادن و پس از اخذ قرارداد بعد از برگشت به شهرستان قرارداد رو بدون هیچ دلیل منطقی فسخ کردن و ادامه همکاری صورت نگرفت زمان و هزینه ای که برای این سفر کارمندی مثل من پرداخت شد بسیار گزاف بود برای مدیریت این شرکت متاسفم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.