قبل از ورود به این مجموعه تصور میکردم فضایی پویا و حرفهای وجود دارد، اما به محض آغاز کار نظرم عوض شد. واقعاً پر از بینظمی و برخوردهای سطحی و غیرحرفهای بود، بهطوریکه آداب اجتماعی اکثر همکاران در سطح پایینی بود و برخی با سیگار لبهایشان سعی میکردند خودشان را باکلاس نشان بدهند. فرصت رشد معتبر در کار احساس نمیشد؛ به نظر میرسید مدیران و سرپرستها سالها همانجا ماندهاند و تغییر خاصی در راه نیست. حقوق و مزایا هم چندان چشمگیر نبود و پرداختیها غالباً بهموقع نبود. آموزشی هم به شکل درست و کافی وجود نداشت و هیچکس واقعاً در فروش به من راهنمایی نمیداد. با وجود اینکه مدیر بخش من نسبتاً خوب بود، اما قرارداد طوری تنظیم شده که به نفع مجموعه همه چیز بهنفع او باشد. واحدهای اداری کمکی به من نمیکردند؛ بخش مالی وقتی سوالی داشتم با اکراه پاسخ میداد و برخوردشان سرد بود. منابع انسانی نیز بهطور رسمی و رباتی رفتار میکرد و باقی کارکنان برخی مواقع بچهبازی و عصبی نشان میدادند. اگر دنبال راحتی و آسایش بیقید باشید شاید با شما بهخوبی برخورد کنند؛ اما اگر فرد باهوش، پرانرژی، باوجدان و مودبی هستید و حقوق و مزایا برایتان اهمیت دارد، به نظرم بهتر است به این مجموعه فکر هم نکنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در طول نزدیک به سالی که اینجا بودم، تجربهام نسبتاً رضایتبخش بود و حس میکردم در جای درست قرار دارم. مدیر داخلی از همکارانش دل میسُزد و واقعاً به حرفهای تیم گوش میداد. پرداخت حقوق بهموقع بود و در برخی مواقع هم افزایش سطحی دیده شد. ناهار رایگان هم میدادند که کمک خوبی محسوب میشد. تنها نکته ناراحتکننده برای من، برخورد سرد و رسمیِ رئیس مستقیم بود و کمبود فضا برای صمیمیت در محیط کار؛ همچنین انتظار داشتند توسعهدهندگان پنجشنبهها هم در محل بمانند تا در صورت نیاز کار انجام شود، که برای من مناسب نبود.
این شرکت را تجربه کردم و به خاطر مدیریتش واقعا احساس ناامنی شغلی داشتم. با وجود اینکه فرصتهای رشد ادعا میکردند، رفتار بعضی مدیران واقعاً فریبنده و خودخواهانۀ بود. به نظر من، بیشتر دنبال منافع شخصی خودشان بودند و با بیاحترامی و بیفرهنگی با همکاران برخورد میکردند. نیروهای جوان زیادی را با حقوق پایین میگرفتند و هر زمان که اراده میکردند، بهطور ناگهانی وضعیت کارشان را تغییر میدادند. به طور کلی مزایای قابل توجهی ارائه نمیشد.
به دنبال پایان دادن به دورهای که در شرکت پیشگامان لوتوس داشتم، تصمیم گرفتم به سمت فرصت جدیدی برم و از واحد منابع انسانی و تیم فنی جدا شوم تا به کار جدیدم ملحق بشم. همه مراحل فنی و منابع انسانی رو پشت سر گذاشتم، نامه استعفا رو تقدیم کردم و طبق هماهنگیها از مجموعه قبلیم جدا شدم تا چند روز دیگه کار جدید رو آغاز کنم. اما پس از تماس از طرف شرکت، مطلع شدم همه چیز لغو شده و به دلایلی نمیتونن با من همکاری کنن. واقعاً انتظار چنین اتفاقی از شرکتی با این سطح از ادعا رو نداشتم و در نهایت تجربهای که داشتم چیزی جز آزاردهنده و ناامیدکننده نبود.
دو سال و اندی بود که در اینجا به عنوان کارشناس فروش و پشتیبانی فعالیت میکردم و واقعاً انتظار بهبود شرایط فقط وقتگذرانی بود. صاحبان بخش فروش، که خود را فنی هم میدانند، عملاً مانع رشد همکاران میشوند و اجازه نمیدهند دیدگاههای دیگران مطرح شود. برای این مجموعه واقعاً تأسفبار است که به دلیل یک نفر، نیروهای خوب زیادی از دست میروند.
من اونجا کار کردم و با دیدگاهی صد درصد حقیقی میتونم بگم اوضاع IT خیلی نامنظم بود. ساختار تیم و مدیریت به نظر میرسید از کارکرد واقعی بیخبر باشند و فضای حاکم پر از چاپلوسی و حرفهای بیمعنی بود. از لحاظ حقوقی وضعیت رو به جلو نبود و همزمان کارهای زیادی با توقعات غیرمنطقی از من خواسته میشد.
من کنار تیمی گرم و منسجم کار کردن رو تجربهای واقعاً دلنشین میدونم. جو صمیمی و همکاری منظمِ گروه به وضوح توی روند کار حس میشد. پرداختیها به طور منظم و بهموقع انجام میشد و حقوق هم دقیقاً سر زمان محاسبه میشد. مصاحبه هم بهطور دقیق و منظم برگزار شد؛ برای من زمان آزادم اهمیت داشت و سوالات مطرحشده علمی و تخصصی بودند که از سطح حرفهای تیم گواهی میداد.
من سه ماه رو کنار این مجموعه سپری کردم. در ابتدای کار همه چیز به نظر بزرگ و دوستانه میآمد و انگار وضعیت مالی شرکت هم رو به رونق بود؛ حقوق بهموقع میدادن، ساعتهای کاری پالایششده بود، بیمه تکمیلی داشتند و کارت هپی هم وجود داشت. اما به مرور فهمیدم جابهجایی نیروها زیاد است و برخی حساسیتها وجود دارد که در همان اوایل مشخص نمیشود؛ از جمله کنترلهای مداوم و اهمیت حضور پشت میز و کم حرف زدن. حتی با وجود عملکرد خوب، اگر این اصول در آغاز رعایت نشود، شرکت نسبت به شما حساس میشود و ممکن است با شما برخورد کند. از سوی دیگر، اگر چند سالی در کنارشان بمانی، روابط عاطفی نسبت به تو شکل میگیرد و دوست ندارند از دستت بدهند، اما معمولاً با پیشنهاد حقوق بالاتر موافقت نمیکنند. در این سه ماه دائما تغییر نیروها را شاهد بودم؛ کارکنان قدیمی میرفتند و نفرات جدید جایگزین میشدند.
احساس کردم جلسه مصاحبه از همان قدم اول با اضطراب مواجه شد؛ وقتی وارد اتاق شدم، حدود ده تا بیست دقیقه منتظر شدم تا فرم تازهای بدهند که همان اطلاعات رزومهام بود و دوباره پر شود، نشانی از منطق سیستموار نبود و خیلی برایم عجیب بود. پس از یک ساعت معطلی، با وجود ناراحتی خیلی زیاد تصمیم گرفتم بروم سراغ مصاحبه، اما خیلی سریع گفتند بروید به اتاق مصاحبه. اولین نکتهای که به چشمم خورد حضور چهار نفر در جمع بود: مدیر تیم، توسعهدهنده اندروید، توسعهدهنده iOS و مسئول منابع انسانی. در همان لحظه حس کردم این محیط به اندازهای حرفهای نیست و با انگیزهای پایین وارد شوی. اگر بخواهم صریح باشم، یکی از بیانگیزترین مصاحبههایی بود که تاکنون تجربه کردهام. سؤالات فنی به شکل پراکنده و سطحی مطرح میشد؛ انگار هیچ یک از حاضرین تجربه مصاحبهی حرفهای نداشتند و تنها کنار هم نشسته بودند تا بتوانند پاسخی بدهند. تنها سوالی که درباره SOLID مطرح شد بیشتر جنبه حفظی داشت، چون مصاحبهکننده در پاسخ دادن نتوانست نکته جانبی یا بازخوردی ارائه بدهد. یکی از اعضای تیم که روی iOS کار میکرد دربارهی مالتیتریدینگ پرسید و من پاسخهایی مانند ترد ساده، Rx و coroutine را ارائه دادم؛ ناگهان آن فرد عصبی شد و مصر بود ادعا کند که اندروید در این حوزهها خوب نیست، بدون ارائه دلیل معقول. رفتار او بچگانه بود و همتیمیها سعی میکردند صحبت او را قطع کنند. در پایان از من پرسیدند که چرا به مصاحبه آمدهام و چرا فکر میکنم لیاقت حقوقی که میخواهم را دارم. به نظر من اگر دنبال محیط کاری با افراد حرفهای هستید، توصیه نمیکنم برای مصاحبه به این مجموعه مراجعه کنید. حقوقشان هم تا حدی بر پایهی سیستم VAS محاسبه میشود، این را در نظر بگیرید. نکتهی دیگری که برایشان مهم بود این بود که ببینند تا چه حد مرئوس پذیر هستم.
شرکت تجارت بدون مرز را در ذهنم ثبت کردم، چون تجربه مصاحبه بهنوعی روشن و صریح بود. در فرآیند مصاحبه برای موقعیت برنامهنویس جاوا معیارهای مشخصی داشتند: حل مسئله، اصول پایهٔ برنامهنویسی، دیتابیس و مفاهیم جاوا. مصاحبهکننده واقعا مسلط بود و فضای گفتوگو را بهطور چشمگیری آرام و بدونتنش کرد. جو کلی مثبت بود و از همان ابتدای کار فهمیدم چه مباحث فنی برایشان اهمیت دارد. در میانهٔ جلسه، در بخش فنی، نزدیک به پایان یکی از همکاران منابع انسانی وارد شد و چند سوالی مطرح کرد. نکتهای که بهدست میآید این است که باید اصول برنامهنویسی و شیءگرایی را خوب بلد بود؛ اگر با فریمورکها کار کردهای، نشان دادن تجربه و تسلطشان، مفید است. آشنایی با design pattern و شناخت ضدالگوها و دلایلشان هم خیلی کمککننده است. سوالها نه بازی بود و نه عجلهای برای پاسخهای گنده، و هر زمان که مینشستند و میدیدند جواب را درست میدانم، اجازه نمیدادند که توضیحات اضافی بدهیم تا زمان برای همهٔ ما صرف نشود. در مجموع تجربهام بهعنوان یک مصاحبهٔ استاندارد و خوب توصیف میشود. روند استخدامشان به این شکل بود که پس از تأیید، دورهٔ آزمایشی وجود داشت و پس از آن مراحل بعدی انجام میشد.
آگهی مربوط به شیراز بود . باید در واتساپ درخواست میدادم. بعد از اینکه بصورت پیام در واتساپ به مصاحبه دعوت شدم ، با رفتار مودبانه مسئول شعبه مواجه شدم. مصاحبه دوستانه و خوبی بود. همه موارد مطرح شد. نتیجه مصاحبه را قرار شد اطلاع دهند. بعد از یک هفته مجددا پیگیری کردم ، باز هم گفتن منتظر بررسی از تهران باشم. به نظرم پاسخ دادن به نتیجه هر مصاحبه ای لازم هست!
ساعت 5 عصر تماس گرفتن که فردا ساعت 3 ظهر در محل دفتر شیراز جهت مصاحبه انلان حضور پیدا کنید- مصاحبه فقط از محل دفتر ممکن هست! راس ساعت اونجا بودم - پرسنل شعبه اصلا خبر نداشتن که مصاحبه ای ترتیب داده شده! در کمال تعجب 45 دقیقه منتظر ماندم و نفر دوم مصاحبه هم رسید و با هم کمی صحبت کردیم... مصاحبه بیشتر حالت آشنایی و روانشناسانه بود! محتوا راضی کننده بود ، اما با وجود چندین هفته گذشتن از اون زمان ، هیچ پاسخی در نتیجه مصاحبه داده نشده! شاید اعلام وضعیت در پلتفرم کاریابی یا ارسال ایمیل یا پیامک منطقی به نظر برسه
یکی از بدترین شرکت ها محیط سم وحشتناک همه دنبال خاله زنکی متاهلا همه دنبال خانم بازی حتی تو لول مدیران البته تو ظاهر خودشون مذهبی و کار درست جلوه نیدن اما در اصل میپرن تو دایرکت اینستا و روابطو… پیش یکی از سمی ترین ها ع.خ کار میکردم مدیر توسعه که قشنگ باند بازی داره ینی هرکی بیشتر پاچه خواری میکرد جا داش و افراد واقعا با استعداد اصلا راه نمیداد تو تیمش بودم هرچی بگین دیدم از این ادم شوخی های جنسی با خانم ها دعوت به باغ قلیون… ادم بی سواد بی لول خودش فارسی به زور حرف میزد توقع داشت یکی که میاد تافل داشته باشه کلی محصول با تظر ایشون تولید شد که ایراد برندی داشتن و حجم بالایی اسپری مایع دسشویی و… پالت پالت مرجوع میشد و همش ضرر اما هیچکسی چیزی بهش نمیگفت بخاطر همون باندبازیاش این ادم با دیپلم و پاچه خواری رشد و فقط سابقه طولانی که داشت رشد کرد نه صلاحیت و این فرهنگو ادامه میده
در مصاحبه ابتدا درباره سوابق کاری و تحصیلی سؤال شد اما بخش قابل توجهی از مصاحبه به سؤالات شخصی اختصاص داشت. از جمله درباره شغل پدر و مادر و وضعیت خانواده. وقتی پرسیدم این سؤال چه ارتباطی با موقعیت شغلی دارد پاسخ داده شد که برای شناخت خانواده متقاضی این اطلاعات لازم است. بعد از آن نیز چند سؤال دیگر درباره پدرم مطرح شد. در ادامه توضیحات مربوط به شغل تا حدی مبهم بود. اعلام شد که جزئیات کامل کار را بعد از شروع همکاری متوجه خواهم شد. به نظر من بهتر است متقاضیان قبل از پذیرش درباره جزئیات پورسانت نحوه آموزش وظایف دقیق شغلی و شرایط دوره کارآموزی سؤال کنند چون در جلسه مصاحبه پاسخ شفافی به همه این موارد داده نشد.
کار کردن تو ایران ایرتور در مجموع برای من لذت بخش بود. نقطه عطفی بود که اونجا بسیار یاد گرفتم و در بعضی موارد هم تونستم چیزهای جدید زیادی تجربه کنم. از مدیریت خود دپارتمانمون واقعا خاطرات خوبی دارم از همکارانم هم همینطور. محیط در مجموع طوری بود که همه برای بهتر شدن پروژه تلاش می کردن. اونجا یه طورایی محل امن منه که روزهای سختی هم توش داشتم و می دونم در بعضی موارد افراد کارشون رو درست انجام نمیدادن یا به افراد دیگه بهای بیشتری داده میشد. ولی به نظرم نقاط مثبت بیشتره و خوشحالم از چهار سالی که اونجا کار کردم.
من مدتی به عنوان صندوقدار در فروشگاه هایپرمی کار کردم و خواستم تجربه ام رو برای کسانی که قصد همکاری با این مجموعه رو دارن بنویسم. محیط کار از نظر ظاهری بزرگ و منظم بود اما متاسفانه بعضی مشکلات جدی در رفتار کارکنان مدیریت داخلی و شیوه برخورد با نیروها وجود داشت که برای من آزاردهنده بود. یکی از مهمترین مشکلات نبود نظارت درست روی رفتار پرسنل بود. برخوردهای تحقیرآمیز توهینآمیز یا غیر حرفه ای از سمت برخی نیرو های داخلی به خصوص نیرو های حفاظت بار ها تکرار شد و وقتی این مسائل رو با مدیران در میان گذاشتم رسیدگی مؤثری انجام نشد. فضای کاری به جای همکاری و احترام بیشتر حالت کنترل شدید ایراد گیری و ایجاد استرس داشت و کوچک ترین اشتباه تبدیل به ابزار فشار روانی می شد. در مواردی هم رفتار هایی دیدم که به هیچ عنوان در یک محیط حرفه ای قابل قبول نیست. گرچه نمی خوام وارد جزئیات ناراحتکننده بشم اما در حدی بود که احساس امنیت و آرامش لازم برای کار کردن وجود نداشت و همین باعث شد بعد از مدتی از ادامه همکاری منصرف بشم. در نهایت برای دریافت حق و حقوقم هم با تأخیر و مشکلات اداری روبهرو شدم و مجبور شدم روند قانونی طی کنم تا حقوقم کامل پرداخت بشه. این تجربه شخصی منه و شاید دیگران تجربه متفاوتی داشته باشن اما اگر کسی فرد آرام حساس یا دقیق هست بهتره قبل از شروع همکاری با این مجموعه بیشتر تحقیق کنه. امیدوارم مجموعه در آینده مدیریت حرفهای تری روی رفتار کارکنان و روندهای اداری داشته باشه.
رفتار بد سرپرست ها و مدیران عدم هماهنگی در کارها حجم کار فوق العاده بالا حقوق و مزایا خیلی کم ( پایین تر از وزارت کار عملا ) ساعت کاری متغیر هست و مواقعی که از قبل برنامه ریزی انجام شده برنامه تغییر میکنه آپدیت ها و تغییرات کاری یهویی و بی برنامه بودن در طول مدت قرارداد حقوق به صورت ساعتی هست و نه ساعتی که درگیر فرآیند کار هستی صرفا ساعتی که دقیق داخل تماس بودی با دانش آموز که خب در طی روز اگر 12 ساعت وقت بزاری حدود شاید 8 ساعت خروجی ازش دربیاد که میشه ساعت کاری وزارت کار عملا بیشتر کارش توی عصر هست که دانش آموزا مدرسه نباشن و تعداد خیلی کمی هست که صبح باشه تماس هاشون مشکلات کاری و قطعی سامانه و خیلی موارد هست که رسیدگی نمیشه و نیرو ها معمولا شاکی هستن ولی هیچ تاثیری نداره و هر دفعه اعتراض بکنی میگن سفته ات رو میزاریم اجرا و جریمه ات میکنیم و فلان اگرم خیلی خیلی نیروی خوبی باشی همینطوری نگاهت میکنن میگن خب همینه که هست و دیگه قرارداد بعدی رو خب امضا نکن و اصلا احترام گذاشتن معمولی رو هم بلد نیستن واقعا و همش تیکه میندازن توی موقعیت های مختلف و نگاه از بالا به پایین دارن به پشتیبانان اکثر کار به صورت دورکاری هست ولی طبق خواسته اونا هست یعنی تعطیلات رسمی عید نوروز همه اینا باید کارشون انجام بشه و اهمیتی براشون نداره 1 روز باید هر هفته به صورت حضوری اومد داخل خود موسسه توی میدان فردوسی تهران
یکی از غیر حرفه ای ترین سازمانهایی که باهاشون کار کردم، چه از لحاظ مدیریت منابع انسانی، چه از لحاظ پروسه های کاری در روند پیش برد وظایف. از همون اول on boarding بسیار ضعیفی داشتن. یه داکیومنت ناقص دادن که خودت بخون. روز اولی که وارد شرکت شدم اصلا سیستم نداشتم و دیوار رو تماشا می کردم. بسیار کنترل گر هستن در حدی که مدیر محصول از ما می پرسید مرخصی برای چی می گیرید. و اینکه علاوه بر دوربین شنود هم داره شرکت. وضعیت اینترنت شرکت هم که بماند بعضی اوقات انثدر بد بود که هات اسپات می کردیم به گوشی خودمون. مافیای زیادی هم وجود داره هر چقدر به مدیران رد بالا نزدیک باشی امنیت شغلی داری در غیر اینصورت دائم باید نگران تعدیل باشی. از اول سال 1405 هم که اوضاع با توجه به جنگ نابود شد ایویز با شنیع ترین حالت ممکن و تخریب منابع انسانیش ازشون خداحافظی می کرد و همچنان هم تعدیل در این شرکت ادامه داره. فضا هم تا حد خوبی مذهبی هست طوری که هر کس نمی تونه آزادانه عقاید خودش رو داشته باشه. موقع خداحافظی هم طوری که انگار دزد گرفتن سه نفر به همراه خود مدیر عامل اومدن لپ تاپ من رو ازم گرفتن. من به شخصه کار کردن تو این شرکت رو به هیچ کس توصیه نمی کنم.
تجربه کاری من در این مجموعه یکی از بدترین تجربههای حرفهایام بود. محیط کار کاملاً سمی و پر از استرس بود و به جای ایجاد فضای همکاری، فشار و تنش دائمی وجود داشت. مدیریت مجموعه رفتار حرفهای نداشت، برخوردها اغلب با بیاحترامی و بددهنی همراه بود و کوچکترین ارزشی برای کارکنان قائل نمیشد. حجم کار بسیار زیاد بود و انتظار میرفت حتی در شبها، آخر هفتهها و ایام تعطیل نیز بدون در نظر گرفتن تعادل بین کار و زندگی در دسترس باشیم. با وجود این حجم از مسئولیت و فشار، حقوق پرداختی در حد پایه و به هیچ عنوان متناسب با میزان کار و انتظارات نبود. وعدههای مختلف نیز در عمل محقق نمیشد و هیچ برنامه مشخصی برای رشد، آموزش یا پیشرفت کارکنان وجود نداشت. یکی از نکات قابلتوجه این بود که در کمتر از ۶ ماه، نزدیک به ۱۰ نفر از کارکنان این مجموعه از آن جدا شدند. از دید من، بخش قابلتوجهی از این جابهجاییها با مشکلات مدیریتی و نحوه برخورد خانم محمودی همزمان بود. رفتارهای غیرحرفهای، لحن نامناسب و فضای پرتنش باعث شده بود بسیاری از کارکنان تمایلی به ادامه همکاری نداشته باشند. این میزان بالای خروج نیروها، به نظر من، نشاندهنده وجود مشکلات جدی در محیط کار و شیوه مدیریت بود و تأثیر مستقیمی بر انگیزه، آرامش و رضایت کارکنان میگذاشت. در مجموع، اگر به دنبال محیطی حرفهای، محترمانه و با مدیریت اصولی هستید، این مجموعه انتخاب مناسبی نیست. امیدوارم این تجربه برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد و بتوانند با آگاهی بیشتری تصمیم بگیرند.
شرکت مهندسی تابکو را تجربه کردم و میخواهم از روز مصاحبه برای یک شغل دولوپر جاوا بگویم. با جاوا تقریبا شش ماه کار کردم؛ یک ماه با SE و حدود سه ماه هم با اسپرینگ. در حال یادگیری بودم و تمرینهای زیادی انجام داده بودم. روز مصاحبه خیلی راحت پیش رفت؛ اکثر سوالها آشنا بودند و مشکلی برای پاسخ دادن نداشتم. از نتیجه راضی بودم. گفتنی است که مصاحبه حدود نیم ساعت طول کشید، گفتگو بیش از حد نبود و سوالات بیهودهای پرسیده نشد. برخورد مصاحبهکننده عادی، آرام و منطقی بود. سوالات هم همان مواردی بودند که معمولاً از یک دولوپر جاوا میپرسند. واقعاً نمیفهمیدم چرا برخی نظرهای منفی داده بودند. در روز مصاحبه از نظر جسمی خیلی خسته و عصبی بودم، اما فضای کار آرام بود و میانکاری مصاحبهکننده با انتظار من کاملاً فرق داشت و به طرز مثبتی surprisedم کرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.