سالها تجربهای از حضور در این مجموعه دارم و دوباره برای فرصت تازهای به مصاحبه آمدم؛ آنها با وجود آشنایی قبلی، سوالات را تکرار کردند تا مطمئن شوند واقعاً دنبال پیشرفت هستم و اگر لازم باشد مرا راهنمایی میکنند تا به اهدافم برسم. انتظار دارم امتیازات بر مبنای بازههای سهماهه افزایش یابد. تیم در حوزههای معماری، مطالعات، آموزش و آیتی واقعاً حرفهای است و احساس میکنی تنها نیستی؛ آنها از رشد من حمایت میکنند و اگر دنبال توسعه باشی، جای مناسبی است. برایشان نظم و کار گروهی اهمیتی بالا دارد و روش جالبی برای حفظ نظم دارند که حتماً در جلسه مصاحبه توضیح میدهند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
محل این شرکت یک ساختمان نو نیم و بی نشان بود یک دفتر کوچیک تو در تو ۹۰ متری بوی غذا سوخته پیچیده بود همه جا مصاحبه با سرپرست جذب استخدام شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشیدشون ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های درخور میدادم چون کار خودم تحصصی این هست راحت تفاوت کسی که خبره هست تا کسی که تازه کاره رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مشتعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر مردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
مصاحبه با آقایی که سرپرست جذب استخدام بود شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های مناسب بدم چون کار خودم تخصصی این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست با یک تازه کار رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
برای مصاحبه رفتم و با اینکه کلا ۱ ساعت تو محیط بودم ولی با خوندن کامنت بقیه میتونم تایید کنم سعی کردن جو حاکم رو مشابه دولتیا کنن یعنی کار رو بزرگ جلوه بدن خودشونو برتر نشون بدن ولی در اصل ملوم نیست کی داره چکار میکنه یا اصلا کسی کار میکنه یا نه بیشتر تو نقش دولتی ها فرو رفتن فکر میکنن آسمون باز شده این ها افتادن بقیه بیسوادو ناچیزن ولی برعکسه معمولا این جو ها کاملا سمی هستن حداقل ۳-۴ ماه طول میکشه تا وضعیت مصاحبه یک نفر مشخص بشه نمیگن یه نفر ممکنه فرصت های بعدیو از دست بده اخرم شاید تایید بشه شاید نشه این اداها و مدل کار کردن اصلا تو شرکت خصوصی قابل قبول نیست و پدر منابع انسانیو در میارن ولی اچ ار اینجا هتله انگار کار نمیکنن اصلا نمیدونم چه مدلی کار میکنن عجیبه
واقعا فکر میکردم شرکت های وابسته به کوبل دارو بهترین شکل ممکن فرایند رو پیش میبرن الان 1 ماهه رزومه فرستادم برای سنیور رکرویتمنت شرکت فارما آپریشنز اما اصلا رزومه من باز نشده و پیش نبردن مگه تایم تو فیل ندارین؟ خدا شاهده اگه ما اینجوری کار میکردیم حتما تو ارزیابی عملکرد جریمه میشدیم چجوریه مدل اینجا انگار این شرکتا از دور فقط خوبن اسم در کردن دوستان جذب استخدام استراحت مطلق هستن گویا
برای مصاحبه جونیور توسعه دادهها با گروه صنعتی فولاد جوان یک تماس ویدیویی داشتم که بیشتر سوالاتش حول SQL میگشت. گفتن اگر بهم بخوان، برای مراحل بعد نگهم میدارن و در حال حاضر منتظر خبرم. چندتا از سوالها رو نتونستم جواب بدم، اما قول دادن پوزیشن جونیور احتمالاً سریع یاد میگیرم. مرحله بعد با مدیر خواهد بود و مصاحبه به انگلیسی برگزار میشه، پس باید انگلیسی رو خوب بلد باشم و آرام بمونم. وقتی پرسیدم چه ویژگیهایی براشون مهمه، بهطور مشخص چیزی نگفتن.
توی سایتهای کاریابی براشون رزومه فرستادم. اول رزومه رو تایید اولیه کردن ولی بعد بدون هیچ تماس یا مصاحبهای رد کردن و اما دلیلشون: عدم تناسب با محیط و فرهنگ سازمان من هنوز نمیدونم از کجا متوجه شدن من با فرهنگ سازمانیشون تناسب ندارم!
به نظر میرسید وقتی وارد مصاحبه میشوی همه چیز درباره شرکت یک جور تحسین نویسی بود و تصور میکردی وارد جایی خیلی باکلاس شدی. اما با استخدام که شدم تازه فهمیدم اوضاع چقدر بیسامان است و نبودن نظم به وضوح حس میشد. مشتریمداری برای آنان واژهای از کتابهای قدیمی بود و هر تصمیمی که خودشان صلاح میدانستند، انجام میشد. مدیران شرکت پشت سر کارکنان مدام نظریاتشان را عوض میکردند؛ یک روز از یکی تعریف میکردند، روز دیگر میگفتند هیچکدام از کارها را درست انجام نمیدهد. واقعاً پر از دورویی و شایعهپراکنی بود. خلاصه اگر دنبال زجر روحی هستی، اینجا را امتحان کن. راستی، هنگام رفتن هم ازمان سفته میگرفتند تا بیشتر اذیتمان کنند.
برای مصاحبه با شرکتی که نامش مهندسين مشاور امواج تتيس است، با هیجان حامی اما ناامید از تجربه اولیه تماس گرفتم. وقتی تماس گرفتم، همان لحظه خانمی که پاسخگو بود، حرف من را قطع کرد و برخوردش خیلی توی ذوقم زد. قصد داشتم چند سوال ساده بپرسم، اما رویکرد آنها طوری بود که امکان صحبت درست را از من گرفت و در نهایت نتوانستم چه سوالی بپرسم و تجربهای دلخواه را مشاهده کنم.
شرکت رادسنس تجربهای رو درباره مصاحبه کارشناس سئو به اشتراک گذاشت. برخوردشون صمیمی و صادق بود و فضای مصاحبه آرام و گرم بود، بهطوری که استرس ایجاد نکرد. مصاحبهکنندهها باکیستی تمام در میدان بودن و بیشتر برای سوالات فنی از من پرسیدن؛ هرچند دو تا از پرسشهای تخصصی رو نتونستم کامل پاسخ بدم، اما گفتند اشکالی نیست و نگران نباشم. توضیح دادن که پذیرش فقط با حضور همان جلسه اول منحصربهفرد نیست و فرصت دارم در محیط کار تواناییهام رو نمایش بدم. در پایان از دلگرمی و همراهیشون ممنونم.
برای مصاحبه با من قراری کذاشتند راس موعد حتی زودتر هم رسیدم جدا از ظاهر سنتی و تم مذهبی شرکت مدت قابل توجهی برای مصاحبه منتظر بودم و ولکام خوبی هم صورت نگرفت و منشی مدیر عامل ادبیات و لحن خوبی بابت وقفه پیش اومده نداشت .برق رفته بود اتاق گرم انتظار و… داشتم منصرف میشدم برم که بالاخره مدیر منابع انسانی تشریف اوردن رفتارشون محترمانه بود ظاهرا نگرششون هم با جو و فضای سنگین سازمان متفاوت بود ، عذرخواهی کردن و گفتگو کردیم ایشون با بیان مناسب نظر من رو در مورد فرهنگ سازمانشون تغییر داد اما مشخص بود کلی کار هست تا به درجه تعالی و بلوغ سازمانی و ارتقا برند کارفرمایی برسن بهرحال فارغ از نتیجه تجربه جالبی بود
با اینکه فرمی که فرستاده شد رو در میانهٔ مصاحبه دوست نداشتم، تماس اولیه برای همکاری با شرکت نهان تجربهای نسبتاً خوب بود. در ادامه، برای مصاحبهٔ حضوری دعوت شدم؛ مقابل من لپتاپ گذاشتند و چند آزمون از جمله هوش هیجانی، MBTI و یک تست دیگر را انجام دادم. پس از آن با واحد منابع انسانی صحبت کردم و در نهایت جلسهای با مدیر مستقیم داشتم. پاسخ شرکت تقریبا دو هفته طول کشید و در نهایت پذیرفته شدم. یکی از سوالهای مصاحبه خیلی چالشبرانگیز بود و بهوضوح نشان میداد که برای شرکت مالکیت فردی، حس تعهد و تعلق به سازمان اهمیت زیادی دارد؛ انگار میخواستند مرا جزو خانوادهشان بدانند.
وقتی شیوع کرونا بود رزومهام را فرستادم و بهزودی پاسخ گرفتم. حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و چند سوال کلی از من پرسیدند، مثل حقوق درخواستی و تاریخ شروع. گفتند با من تماس میگیرند اما بهطور مشخص جلسه حضوری همان لحظه تعیین نشد؛ فکر اولم این بود که شاید حقوق پیشنهادی من بالاتر از انتظار بوده، اما بعد فهمیدم که این روند طبیعی است. بهخاطر دورکاری و عید، فاصلهای نزدیک به یک ماه برای مرحله بعدی افتاد. پس از آن مرا برای ملاقات حضوری دعوت کردند؛ جلسه آرام و مناسب بود و سوالها چالشبرانگیز بود اما روند مصاحبه روان پیش رفت. بعد از آن از من خواسته شد تا یک روز بیایم و از نزدیک با کار و تیم آشنا شوم و حدود یک ساعت با همکارها صحبت کنم. دو روز بعد برایم آفر ارسال شد و کارم را آغاز کردم. در نهایت به نظر میرسد که اگر سر وقت به مصاحبه برسید، نتیجه خوبی خواهید گرفت؛ تیم منابع انسانی هم با برخوردی دوستانه و خوب کار را جلو میبرند.
شرکت تجارت بدون مرز را در ذهنم ثبت کردم، چون تجربه مصاحبه بهنوعی روشن و صریح بود. در فرآیند مصاحبه برای موقعیت برنامهنویس جاوا معیارهای مشخصی داشتند: حل مسئله، اصول پایهٔ برنامهنویسی، دیتابیس و مفاهیم جاوا. مصاحبهکننده واقعا مسلط بود و فضای گفتوگو را بهطور چشمگیری آرام و بدونتنش کرد. جو کلی مثبت بود و از همان ابتدای کار فهمیدم چه مباحث فنی برایشان اهمیت دارد. در میانهٔ جلسه، در بخش فنی، نزدیک به پایان یکی از همکاران منابع انسانی وارد شد و چند سوالی مطرح کرد. نکتهای که بهدست میآید این است که باید اصول برنامهنویسی و شیءگرایی را خوب بلد بود؛ اگر با فریمورکها کار کردهای، نشان دادن تجربه و تسلطشان، مفید است. آشنایی با design pattern و شناخت ضدالگوها و دلایلشان هم خیلی کمککننده است. سوالها نه بازی بود و نه عجلهای برای پاسخهای گنده، و هر زمان که مینشستند و میدیدند جواب را درست میدانم، اجازه نمیدادند که توضیحات اضافی بدهیم تا زمان برای همهٔ ما صرف نشود. در مجموع تجربهام بهعنوان یک مصاحبهٔ استاندارد و خوب توصیف میشود. روند استخدامشان به این شکل بود که پس از تأیید، دورهٔ آزمایشی وجود داشت و پس از آن مراحل بعدی انجام میشد.
احساس کردم جلسه مصاحبه از همان قدم اول با اضطراب مواجه شد؛ وقتی وارد اتاق شدم، حدود ده تا بیست دقیقه منتظر شدم تا فرم تازهای بدهند که همان اطلاعات رزومهام بود و دوباره پر شود، نشانی از منطق سیستموار نبود و خیلی برایم عجیب بود. پس از یک ساعت معطلی، با وجود ناراحتی خیلی زیاد تصمیم گرفتم بروم سراغ مصاحبه، اما خیلی سریع گفتند بروید به اتاق مصاحبه. اولین نکتهای که به چشمم خورد حضور چهار نفر در جمع بود: مدیر تیم، توسعهدهنده اندروید، توسعهدهنده iOS و مسئول منابع انسانی. در همان لحظه حس کردم این محیط به اندازهای حرفهای نیست و با انگیزهای پایین وارد شوی. اگر بخواهم صریح باشم، یکی از بیانگیزترین مصاحبههایی بود که تاکنون تجربه کردهام. سؤالات فنی به شکل پراکنده و سطحی مطرح میشد؛ انگار هیچ یک از حاضرین تجربه مصاحبهی حرفهای نداشتند و تنها کنار هم نشسته بودند تا بتوانند پاسخی بدهند. تنها سوالی که درباره SOLID مطرح شد بیشتر جنبه حفظی داشت، چون مصاحبهکننده در پاسخ دادن نتوانست نکته جانبی یا بازخوردی ارائه بدهد. یکی از اعضای تیم که روی iOS کار میکرد دربارهی مالتیتریدینگ پرسید و من پاسخهایی مانند ترد ساده، Rx و coroutine را ارائه دادم؛ ناگهان آن فرد عصبی شد و مصر بود ادعا کند که اندروید در این حوزهها خوب نیست، بدون ارائه دلیل معقول. رفتار او بچگانه بود و همتیمیها سعی میکردند صحبت او را قطع کنند. در پایان از من پرسیدند که چرا به مصاحبه آمدهام و چرا فکر میکنم لیاقت حقوقی که میخواهم را دارم. به نظر من اگر دنبال محیط کاری با افراد حرفهای هستید، توصیه نمیکنم برای مصاحبه به این مجموعه مراجعه کنید. حقوقشان هم تا حدی بر پایهی سیستم VAS محاسبه میشود، این را در نظر بگیرید. نکتهی دیگری که برایشان مهم بود این بود که ببینند تا چه حد مرئوس پذیر هستم.
من کنار تیمی گرم و منسجم کار کردن رو تجربهای واقعاً دلنشین میدونم. جو صمیمی و همکاری منظمِ گروه به وضوح توی روند کار حس میشد. پرداختیها به طور منظم و بهموقع انجام میشد و حقوق هم دقیقاً سر زمان محاسبه میشد. مصاحبه هم بهطور دقیق و منظم برگزار شد؛ برای من زمان آزادم اهمیت داشت و سوالات مطرحشده علمی و تخصصی بودند که از سطح حرفهای تیم گواهی میداد.
آگهی مربوط به شیراز بود . باید در واتساپ درخواست میدادم. بعد از اینکه بصورت پیام در واتساپ به مصاحبه دعوت شدم ، با رفتار مودبانه مسئول شعبه مواجه شدم. مصاحبه دوستانه و خوبی بود. همه موارد مطرح شد. نتیجه مصاحبه را قرار شد اطلاع دهند. بعد از یک هفته مجددا پیگیری کردم ، باز هم گفتن منتظر بررسی از تهران باشم. به نظرم پاسخ دادن به نتیجه هر مصاحبه ای لازم هست!
ساعت 5 عصر تماس گرفتن که فردا ساعت 3 ظهر در محل دفتر شیراز جهت مصاحبه انلان حضور پیدا کنید- مصاحبه فقط از محل دفتر ممکن هست! راس ساعت اونجا بودم - پرسنل شعبه اصلا خبر نداشتن که مصاحبه ای ترتیب داده شده! در کمال تعجب 45 دقیقه منتظر ماندم و نفر دوم مصاحبه هم رسید و با هم کمی صحبت کردیم... مصاحبه بیشتر حالت آشنایی و روانشناسانه بود! محتوا راضی کننده بود ، اما با وجود چندین هفته گذشتن از اون زمان ، هیچ پاسخی در نتیجه مصاحبه داده نشده! شاید اعلام وضعیت در پلتفرم کاریابی یا ارسال ایمیل یا پیامک منطقی به نظر برسه
در مصاحبه ابتدا درباره سوابق کاری و تحصیلی سؤال شد اما بخش قابل توجهی از مصاحبه به سؤالات شخصی اختصاص داشت. از جمله درباره شغل پدر و مادر و وضعیت خانواده. وقتی پرسیدم این سؤال چه ارتباطی با موقعیت شغلی دارد پاسخ داده شد که برای شناخت خانواده متقاضی این اطلاعات لازم است. بعد از آن نیز چند سؤال دیگر درباره پدرم مطرح شد. در ادامه توضیحات مربوط به شغل تا حدی مبهم بود. اعلام شد که جزئیات کامل کار را بعد از شروع همکاری متوجه خواهم شد. به نظر من بهتر است متقاضیان قبل از پذیرش درباره جزئیات پورسانت نحوه آموزش وظایف دقیق شغلی و شرایط دوره کارآموزی سؤال کنند چون در جلسه مصاحبه پاسخ شفافی به همه این موارد داده نشد.
شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومهام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدمهای بااخلاص و صادق میآمدند، گفتوگوها کاملاً همسو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش میرفت، اما همزمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم میآمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطهکنندهی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاههای بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس میکردم با تمام تجربهام هم نمیتوانم بهتنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشمانداز شرکت همسو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد میدادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.
سالها تجربهای از حضور در این مجموعه دارم و دوباره برای فرصت تازهای به مصاحبه آمدم؛ آنها با وجود آشنایی قبلی، سوالات را تکرار کردند تا مطمئن شوند واقعاً دنبال پیشرفت هستم و اگر لازم باشد مرا راهنمایی میکنند تا به اهدافم برسم. انتظار دارم امتیازات بر مبنای بازههای سهماهه افزایش یابد. تیم در حوزههای معماری، مطالعات، آموزش و آیتی واقعاً حرفهای است و احساس میکنی تنها نیستی؛ آنها از رشد من حمایت میکنند و اگر دنبال توسعه باشی، جای مناسبی است. برایشان نظم و کار گروهی اهمیتی بالا دارد و روش جالبی برای حفظ نظم دارند که حتماً در جلسه مصاحبه توضیح میدهند.
محل این شرکت یک ساختمان نو نیم و بی نشان بود یک دفتر کوچیک تو در تو ۹۰ متری بوی غذا سوخته پیچیده بود همه جا مصاحبه با سرپرست جذب استخدام شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشیدشون ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های درخور میدادم چون کار خودم تحصصی این هست راحت تفاوت کسی که خبره هست تا کسی که تازه کاره رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مشتعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر مردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
مصاحبه با آقایی که سرپرست جذب استخدام بود شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های مناسب بدم چون کار خودم تخصصی این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست با یک تازه کار رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
برای مصاحبه رفتم و با اینکه کلا ۱ ساعت تو محیط بودم ولی با خوندن کامنت بقیه میتونم تایید کنم سعی کردن جو حاکم رو مشابه دولتیا کنن یعنی کار رو بزرگ جلوه بدن خودشونو برتر نشون بدن ولی در اصل ملوم نیست کی داره چکار میکنه یا اصلا کسی کار میکنه یا نه بیشتر تو نقش دولتی ها فرو رفتن فکر میکنن آسمون باز شده این ها افتادن بقیه بیسوادو ناچیزن ولی برعکسه معمولا این جو ها کاملا سمی هستن حداقل ۳-۴ ماه طول میکشه تا وضعیت مصاحبه یک نفر مشخص بشه نمیگن یه نفر ممکنه فرصت های بعدیو از دست بده اخرم شاید تایید بشه شاید نشه این اداها و مدل کار کردن اصلا تو شرکت خصوصی قابل قبول نیست و پدر منابع انسانیو در میارن ولی اچ ار اینجا هتله انگار کار نمیکنن اصلا نمیدونم چه مدلی کار میکنن عجیبه
واقعا فکر میکردم شرکت های وابسته به کوبل دارو بهترین شکل ممکن فرایند رو پیش میبرن الان 1 ماهه رزومه فرستادم برای سنیور رکرویتمنت شرکت فارما آپریشنز اما اصلا رزومه من باز نشده و پیش نبردن مگه تایم تو فیل ندارین؟ خدا شاهده اگه ما اینجوری کار میکردیم حتما تو ارزیابی عملکرد جریمه میشدیم چجوریه مدل اینجا انگار این شرکتا از دور فقط خوبن اسم در کردن دوستان جذب استخدام استراحت مطلق هستن گویا
برای مصاحبه جونیور توسعه دادهها با گروه صنعتی فولاد جوان یک تماس ویدیویی داشتم که بیشتر سوالاتش حول SQL میگشت. گفتن اگر بهم بخوان، برای مراحل بعد نگهم میدارن و در حال حاضر منتظر خبرم. چندتا از سوالها رو نتونستم جواب بدم، اما قول دادن پوزیشن جونیور احتمالاً سریع یاد میگیرم. مرحله بعد با مدیر خواهد بود و مصاحبه به انگلیسی برگزار میشه، پس باید انگلیسی رو خوب بلد باشم و آرام بمونم. وقتی پرسیدم چه ویژگیهایی براشون مهمه، بهطور مشخص چیزی نگفتن.
توی سایتهای کاریابی براشون رزومه فرستادم. اول رزومه رو تایید اولیه کردن ولی بعد بدون هیچ تماس یا مصاحبهای رد کردن و اما دلیلشون: عدم تناسب با محیط و فرهنگ سازمان من هنوز نمیدونم از کجا متوجه شدن من با فرهنگ سازمانیشون تناسب ندارم!
به نظر میرسید وقتی وارد مصاحبه میشوی همه چیز درباره شرکت یک جور تحسین نویسی بود و تصور میکردی وارد جایی خیلی باکلاس شدی. اما با استخدام که شدم تازه فهمیدم اوضاع چقدر بیسامان است و نبودن نظم به وضوح حس میشد. مشتریمداری برای آنان واژهای از کتابهای قدیمی بود و هر تصمیمی که خودشان صلاح میدانستند، انجام میشد. مدیران شرکت پشت سر کارکنان مدام نظریاتشان را عوض میکردند؛ یک روز از یکی تعریف میکردند، روز دیگر میگفتند هیچکدام از کارها را درست انجام نمیدهد. واقعاً پر از دورویی و شایعهپراکنی بود. خلاصه اگر دنبال زجر روحی هستی، اینجا را امتحان کن. راستی، هنگام رفتن هم ازمان سفته میگرفتند تا بیشتر اذیتمان کنند.
برای مصاحبه با شرکتی که نامش مهندسين مشاور امواج تتيس است، با هیجان حامی اما ناامید از تجربه اولیه تماس گرفتم. وقتی تماس گرفتم، همان لحظه خانمی که پاسخگو بود، حرف من را قطع کرد و برخوردش خیلی توی ذوقم زد. قصد داشتم چند سوال ساده بپرسم، اما رویکرد آنها طوری بود که امکان صحبت درست را از من گرفت و در نهایت نتوانستم چه سوالی بپرسم و تجربهای دلخواه را مشاهده کنم.
شرکت رادسنس تجربهای رو درباره مصاحبه کارشناس سئو به اشتراک گذاشت. برخوردشون صمیمی و صادق بود و فضای مصاحبه آرام و گرم بود، بهطوری که استرس ایجاد نکرد. مصاحبهکنندهها باکیستی تمام در میدان بودن و بیشتر برای سوالات فنی از من پرسیدن؛ هرچند دو تا از پرسشهای تخصصی رو نتونستم کامل پاسخ بدم، اما گفتند اشکالی نیست و نگران نباشم. توضیح دادن که پذیرش فقط با حضور همان جلسه اول منحصربهفرد نیست و فرصت دارم در محیط کار تواناییهام رو نمایش بدم. در پایان از دلگرمی و همراهیشون ممنونم.
برای مصاحبه با من قراری کذاشتند راس موعد حتی زودتر هم رسیدم جدا از ظاهر سنتی و تم مذهبی شرکت مدت قابل توجهی برای مصاحبه منتظر بودم و ولکام خوبی هم صورت نگرفت و منشی مدیر عامل ادبیات و لحن خوبی بابت وقفه پیش اومده نداشت .برق رفته بود اتاق گرم انتظار و… داشتم منصرف میشدم برم که بالاخره مدیر منابع انسانی تشریف اوردن رفتارشون محترمانه بود ظاهرا نگرششون هم با جو و فضای سنگین سازمان متفاوت بود ، عذرخواهی کردن و گفتگو کردیم ایشون با بیان مناسب نظر من رو در مورد فرهنگ سازمانشون تغییر داد اما مشخص بود کلی کار هست تا به درجه تعالی و بلوغ سازمانی و ارتقا برند کارفرمایی برسن بهرحال فارغ از نتیجه تجربه جالبی بود
با اینکه فرمی که فرستاده شد رو در میانهٔ مصاحبه دوست نداشتم، تماس اولیه برای همکاری با شرکت نهان تجربهای نسبتاً خوب بود. در ادامه، برای مصاحبهٔ حضوری دعوت شدم؛ مقابل من لپتاپ گذاشتند و چند آزمون از جمله هوش هیجانی، MBTI و یک تست دیگر را انجام دادم. پس از آن با واحد منابع انسانی صحبت کردم و در نهایت جلسهای با مدیر مستقیم داشتم. پاسخ شرکت تقریبا دو هفته طول کشید و در نهایت پذیرفته شدم. یکی از سوالهای مصاحبه خیلی چالشبرانگیز بود و بهوضوح نشان میداد که برای شرکت مالکیت فردی، حس تعهد و تعلق به سازمان اهمیت زیادی دارد؛ انگار میخواستند مرا جزو خانوادهشان بدانند.
وقتی شیوع کرونا بود رزومهام را فرستادم و بهزودی پاسخ گرفتم. حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و چند سوال کلی از من پرسیدند، مثل حقوق درخواستی و تاریخ شروع. گفتند با من تماس میگیرند اما بهطور مشخص جلسه حضوری همان لحظه تعیین نشد؛ فکر اولم این بود که شاید حقوق پیشنهادی من بالاتر از انتظار بوده، اما بعد فهمیدم که این روند طبیعی است. بهخاطر دورکاری و عید، فاصلهای نزدیک به یک ماه برای مرحله بعدی افتاد. پس از آن مرا برای ملاقات حضوری دعوت کردند؛ جلسه آرام و مناسب بود و سوالها چالشبرانگیز بود اما روند مصاحبه روان پیش رفت. بعد از آن از من خواسته شد تا یک روز بیایم و از نزدیک با کار و تیم آشنا شوم و حدود یک ساعت با همکارها صحبت کنم. دو روز بعد برایم آفر ارسال شد و کارم را آغاز کردم. در نهایت به نظر میرسد که اگر سر وقت به مصاحبه برسید، نتیجه خوبی خواهید گرفت؛ تیم منابع انسانی هم با برخوردی دوستانه و خوب کار را جلو میبرند.
شرکت تجارت بدون مرز را در ذهنم ثبت کردم، چون تجربه مصاحبه بهنوعی روشن و صریح بود. در فرآیند مصاحبه برای موقعیت برنامهنویس جاوا معیارهای مشخصی داشتند: حل مسئله، اصول پایهٔ برنامهنویسی، دیتابیس و مفاهیم جاوا. مصاحبهکننده واقعا مسلط بود و فضای گفتوگو را بهطور چشمگیری آرام و بدونتنش کرد. جو کلی مثبت بود و از همان ابتدای کار فهمیدم چه مباحث فنی برایشان اهمیت دارد. در میانهٔ جلسه، در بخش فنی، نزدیک به پایان یکی از همکاران منابع انسانی وارد شد و چند سوالی مطرح کرد. نکتهای که بهدست میآید این است که باید اصول برنامهنویسی و شیءگرایی را خوب بلد بود؛ اگر با فریمورکها کار کردهای، نشان دادن تجربه و تسلطشان، مفید است. آشنایی با design pattern و شناخت ضدالگوها و دلایلشان هم خیلی کمککننده است. سوالها نه بازی بود و نه عجلهای برای پاسخهای گنده، و هر زمان که مینشستند و میدیدند جواب را درست میدانم، اجازه نمیدادند که توضیحات اضافی بدهیم تا زمان برای همهٔ ما صرف نشود. در مجموع تجربهام بهعنوان یک مصاحبهٔ استاندارد و خوب توصیف میشود. روند استخدامشان به این شکل بود که پس از تأیید، دورهٔ آزمایشی وجود داشت و پس از آن مراحل بعدی انجام میشد.
احساس کردم جلسه مصاحبه از همان قدم اول با اضطراب مواجه شد؛ وقتی وارد اتاق شدم، حدود ده تا بیست دقیقه منتظر شدم تا فرم تازهای بدهند که همان اطلاعات رزومهام بود و دوباره پر شود، نشانی از منطق سیستموار نبود و خیلی برایم عجیب بود. پس از یک ساعت معطلی، با وجود ناراحتی خیلی زیاد تصمیم گرفتم بروم سراغ مصاحبه، اما خیلی سریع گفتند بروید به اتاق مصاحبه. اولین نکتهای که به چشمم خورد حضور چهار نفر در جمع بود: مدیر تیم، توسعهدهنده اندروید، توسعهدهنده iOS و مسئول منابع انسانی. در همان لحظه حس کردم این محیط به اندازهای حرفهای نیست و با انگیزهای پایین وارد شوی. اگر بخواهم صریح باشم، یکی از بیانگیزترین مصاحبههایی بود که تاکنون تجربه کردهام. سؤالات فنی به شکل پراکنده و سطحی مطرح میشد؛ انگار هیچ یک از حاضرین تجربه مصاحبهی حرفهای نداشتند و تنها کنار هم نشسته بودند تا بتوانند پاسخی بدهند. تنها سوالی که درباره SOLID مطرح شد بیشتر جنبه حفظی داشت، چون مصاحبهکننده در پاسخ دادن نتوانست نکته جانبی یا بازخوردی ارائه بدهد. یکی از اعضای تیم که روی iOS کار میکرد دربارهی مالتیتریدینگ پرسید و من پاسخهایی مانند ترد ساده، Rx و coroutine را ارائه دادم؛ ناگهان آن فرد عصبی شد و مصر بود ادعا کند که اندروید در این حوزهها خوب نیست، بدون ارائه دلیل معقول. رفتار او بچگانه بود و همتیمیها سعی میکردند صحبت او را قطع کنند. در پایان از من پرسیدند که چرا به مصاحبه آمدهام و چرا فکر میکنم لیاقت حقوقی که میخواهم را دارم. به نظر من اگر دنبال محیط کاری با افراد حرفهای هستید، توصیه نمیکنم برای مصاحبه به این مجموعه مراجعه کنید. حقوقشان هم تا حدی بر پایهی سیستم VAS محاسبه میشود، این را در نظر بگیرید. نکتهی دیگری که برایشان مهم بود این بود که ببینند تا چه حد مرئوس پذیر هستم.
من کنار تیمی گرم و منسجم کار کردن رو تجربهای واقعاً دلنشین میدونم. جو صمیمی و همکاری منظمِ گروه به وضوح توی روند کار حس میشد. پرداختیها به طور منظم و بهموقع انجام میشد و حقوق هم دقیقاً سر زمان محاسبه میشد. مصاحبه هم بهطور دقیق و منظم برگزار شد؛ برای من زمان آزادم اهمیت داشت و سوالات مطرحشده علمی و تخصصی بودند که از سطح حرفهای تیم گواهی میداد.
آگهی مربوط به شیراز بود . باید در واتساپ درخواست میدادم. بعد از اینکه بصورت پیام در واتساپ به مصاحبه دعوت شدم ، با رفتار مودبانه مسئول شعبه مواجه شدم. مصاحبه دوستانه و خوبی بود. همه موارد مطرح شد. نتیجه مصاحبه را قرار شد اطلاع دهند. بعد از یک هفته مجددا پیگیری کردم ، باز هم گفتن منتظر بررسی از تهران باشم. به نظرم پاسخ دادن به نتیجه هر مصاحبه ای لازم هست!
ساعت 5 عصر تماس گرفتن که فردا ساعت 3 ظهر در محل دفتر شیراز جهت مصاحبه انلان حضور پیدا کنید- مصاحبه فقط از محل دفتر ممکن هست! راس ساعت اونجا بودم - پرسنل شعبه اصلا خبر نداشتن که مصاحبه ای ترتیب داده شده! در کمال تعجب 45 دقیقه منتظر ماندم و نفر دوم مصاحبه هم رسید و با هم کمی صحبت کردیم... مصاحبه بیشتر حالت آشنایی و روانشناسانه بود! محتوا راضی کننده بود ، اما با وجود چندین هفته گذشتن از اون زمان ، هیچ پاسخی در نتیجه مصاحبه داده نشده! شاید اعلام وضعیت در پلتفرم کاریابی یا ارسال ایمیل یا پیامک منطقی به نظر برسه
در مصاحبه ابتدا درباره سوابق کاری و تحصیلی سؤال شد اما بخش قابل توجهی از مصاحبه به سؤالات شخصی اختصاص داشت. از جمله درباره شغل پدر و مادر و وضعیت خانواده. وقتی پرسیدم این سؤال چه ارتباطی با موقعیت شغلی دارد پاسخ داده شد که برای شناخت خانواده متقاضی این اطلاعات لازم است. بعد از آن نیز چند سؤال دیگر درباره پدرم مطرح شد. در ادامه توضیحات مربوط به شغل تا حدی مبهم بود. اعلام شد که جزئیات کامل کار را بعد از شروع همکاری متوجه خواهم شد. به نظر من بهتر است متقاضیان قبل از پذیرش درباره جزئیات پورسانت نحوه آموزش وظایف دقیق شغلی و شرایط دوره کارآموزی سؤال کنند چون در جلسه مصاحبه پاسخ شفافی به همه این موارد داده نشد.
شرکت گیسونت همیشه برایم یک تجربه آموزنده بود. در مهر ماه سال هزار و سیصد و نود و هفت، رزومهام پذیرفته شد و بعد از چند جلسه مصاحبه، با دو نفر از مدیران آنجا که به نظر آدمهای بااخلاص و صادق میآمدند، گفتوگوها کاملاً همسو بود. همه چیز به طرف آغاز کار پیش میرفت، اما همزمان دو پیشنهاد دیگر هم داشتم که از نظر حقوق و ساختار بهتر به چشم میآمدند. دفتر این شرکت کوچک بود و تنها دو، سه نفر احاطهکنندهی تیم بودند، و هدفشان رقابت با فروشگاههای بزرگ اینترنتی آن زمان بود. احساس میکردم با تمام تجربهام هم نمیتوانم بهتنهایی این کار سنگین را پیش ببرم. حقوق پیشنهادی هم با چشمانداز شرکت همسو نبود. به همین دلیل مسیرم را به سمت شرکت دیگری کشیدم که بعدها فهمیدم شاید گزینه بهتری نبود. مدیران آن شرکت بارها تماس گرفتند و همکاری را پیشنهاد میدادند، حتی پیشنهاد بهتری هم مطرح کردند، اما از روی احترام پوزش دادم و نپذیرفتم. در حقیقت هدف از نوشتن این تجربه، ادای دین به رفتارهایشان بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.