مدت حدود چهار سال است که در این شرکت مشغول به کارم و از تجربهام کاملا راضیام. فکور را شرکتی بزرگ و با مزایای فراوان میدانم؛ در مناسبتهای مختلف هدایا میگیرم و تلاش میکنند تا کارکنان را خوشحال و راضی نگه دارند. حقوق نسبت به شرکتهای دیگر مناسب است و امنیت شغلی بالایی وجود دارد. با همکاران ماهر و با تجربهای آشنا میشوم که میتوانند در آیندهی کاری من اثرگذار باشند. به شدت توصیه میکنم مهارتهایتان را تقویت کنید تا بتوانید برای ورود به این شرکت آماده شوید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من سه سالی میشود در شرکت فکور صنعت فعالیت دارم و به نظر من آنها به پرسنلشان اهمیت زیادی میدهند. هرچند کنترلهای داخل شرکت هم بعضی وقتها جدی است، اما اینجا همواره زمینههای حمایتی زیادی فراهم است. امکان استفاده از مشاوره روانشناسی به صورت رایگان وجود دارد و یک روز در هفته پزشک متخصص میآید؛ علاوه بر آن یک پرستار هم در شرکت حضور دارد و برای کسانی که مشکل جسمی یا آسیب دارند، متخصص آسیبشناسی هم حاضر است. جشن تولد داریم و شرکت هم یا به صورت نقدی هدیه میدهد یا هدیه فیزیکی. همچنین باشگاه ورزشی برای همه کارکنان قابل استفاده است و در کنار آن امکانات و امکانات متفاوت دیگری هم در اختیار ما است.
واقعا بعنوان نیروی قدیمی دوست دارم این اتوبوسی که اومده، با بارش بره، که بزودی امیدوارم اتفاق بیوفته!! اختلاف بخور بخور زیاده، خسته شدیم از این همه حاشیه
دو سالها از عمرم را در نهادی گذراندم که مدیران و معاونانش بهطور سنتی و با اخلاقیاتی نامتوازن عمل میکردند و من هم نتوانستم بهطور درست از حیثیتم دفاع کنم. به خاطر خصیصههای مدیریتی آنان، روش اصلیشان تقویت اعتماد به نفس کادر با هدف کنترل و نشانهگیر کردن شأن کارشناسان بود. مدیرانی که از طریق پارتیبازی و رانت به مقام رسیدند و سابقه کار کارشناسی هم نداشتند، به جای پاسخگویی مسئولانه، با ادعاهای فراوان میخواستند قدرت بیشتر به دست آورند و این رفتارها واقعا زهراخیز بود. تا پایان حرفم را بخوانید. فشارهای بیمورد کاری و استرسهای مداومی که روی کارشناسان میگذاشتند تا در خفا به دنبال پستهای بالاتر و مدارک تقلبی باشند، در واقع به دنبال این بودند که بهنوعی دکتر یا درجهای را بهطور مجازی و با نامهای مختلف به دست آورند. یک بار یکی از آنان که حتی مدرک دکترا هم نداشت، را به عنوان مهندس خطاب کردم و برخوردشان از این بیاحترامی آنقدر شدید بود که متوجه شدم چه فشاری وجود دارد. اگر در تیمشان همصحبت شوی و ظاهر خود را به آنها خوش بیاید و از امتیازات و فرصتهای زبانبازی بهرهمند باشی، احتمالا جای خوبی برایت فراهم میشود. اما اگر واقعا بخواهی کارشناس بمانی، تنها با دشواری و خودخوری روبهرو میشوی.
ما از اول کار فهمیدم که جو کار اونجا خیلی سخته و به مرور دیدم که مدیریت به شکلی فشارآور عمل میکنه. حقوق پایهای داشتم اما پاداشی که میگرفتیم فقط برای کنترل نیرو و تحقیر بود. برای هر تجربه، گروه تلگرامی اختصاصی با حضور فقط من و مدیرعامل ساخته میشد و هر اشتباهی که میکردم با هشدارهای مداوم مواجه میشدم. مدیرعامل برای هر اشتباه کوچک با هشتگی خاص شوخی نمیکرد و از پاداش کم میشد. لحظه به لحظه کار را زیر نظر داشتند و اگر گزارش من دو دقیقه دیر ارائه میشد، همان جا در گروه تذکر میگرفت. دائم هم تذکر میدادند که تعداد هشتگهای من زیاد است و این آرامش کار را از دست میداد.
مدتی رو اینجا سپری کردم و میخواهم تجربهام را با صداقت بازگو کنم. اگر برای اولین بار وارد بازار کار میشوید، پیشنهاد من این است که به این مجموعه نروید؛ چون خروج از این کار خودش یک فرایند طولانی و دشوار است. وقتی تصمیم به ترک میگیرید باید ردیف سه ماه حقوق را هم کنار بگذارید. در مجموعه، اغلب مدیران ارشد و میانی سطحی قابل قبول از نظر اخلاقی و کارکرد نیستند و فضا بیش از هرچیز حول حاشیهها میچرخد. به لحاظ شخصیتی و حرفهای برای شما سرمایه یا تجربه قابل نتیجهای ایجاد نمیشود. همیشه باید پیگیر حقوقتان باشید و هر ماه هم تعدادی مدیر فروش تازه به تیم اضافه میشوند. فرهنگ سازمانی واقعا پایین است و در زمان قبل از شیوع کرونا اوضاع بهتر بود؛ اکنون شرایط تغییر کرده است.
من سالی است که در این شرکت مشغول به کارم و قصد دارم تجربهام را به زبان خودم بازگو کنم. به گفته این کاربر، همه چیز در این مجموعه با استانداردهای لازم انجام میشود و جذب نیروها براساس مصاحبه فنی و حرفهای صورت میگیرد، و پرداختها هم طبق پیشنهاد حقوقی ارائهشده به هر فرد تعیین میشود تا سقف و کف مشخصی رعایت بشود تا همگان از حرکت درست فرآیندها مطمئن باشند. ذکر میکند که دو تا سه ماه حقوق با تأخیر پرداخت شده، اما بابت این موضوع insists که مشکل از شرکت نیست و به دلیل تأخیری که از جانب هلدینگ بابت پرداخت قراردادها بوده است. فضای کار را کاملا دوستانه توصیف میکند و میگوید همکاران با یکدیگر رفیق هستند. در نهایت نتیجه میگیرد که شرکت خوب است و احترام بین همکاران در اولویت است. از وقتی که وقت گذاشته و متن را خواندهام، سپاسگزارم.
از نگاه من به عنوان مشاور، تجربه کاریم در مرکز مشاوره هیوا دارای نقاط مثبت و چالشهایی بود. فضای کار به شدت حرفهای و بدون حاشیه بود، چیزی که برای من اهمیت زیادی داشت. خدمات مشاوره به صورت دورهای ارائه میشد؛ گاهی شبیه به ایام کنکور یا ثبتنام دانشگاهها شلوغ میشد و گاهی هم در دورههای خلوت، فرآیندها آرامتر بود. حقوقم در ابتدای هر ماه واریز میشد و تحت پوشش بیمه قرار داشتم، و پاداش ماهانه هم دریافت میکردم.
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد.
فضای کار در اینجا برای من تجربهای بینظیر بوده است. محیطی دوستانه و حمایتی از سمت مدیران و همکاران باعث میشود هر روز با انرژی و انگیزه بیشتری به سمت کار بروم. این شرکت نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای من اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم توجه میکند. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده که بتوانم بهترین نسخه خودم را در محل کار ارائه دهم. احساس میکنم به عنوان عضوی ارزشمند دیده میشوم و این موضوع اعتماد به نفس و انگیزهام را افزایش داده است.
من در این شرکت تجربهای فوقالعاده داشتم؛ فضای کار دوستانه و پشتیبانی مداوم از طرف مدیران و همکاران، هر روز را با انگیزه و انرژی بیشتری آغاز میکردم. اینجا نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم نگاه ویژهای دارد. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده است که بتوانم بهترین نسخه از خودم را در محیط کار ارائه بدهم. احساس میکنم به عنوان عضو باارزشی دیده میشوم و این موضوع اعتمادبهنفس و انگیزهام را بیشتر کرده است.
در این تیم کار میکردم و دقیقا از همان روزهای نخست فهمیدم کارفرما و روابط کاری چگونه میخواهد باشد. فضای داخلی شرکت پر از بینظمی بود و مدیران میانی یا از اعضای خانواده مدیرعامل بودند یا با او دوستی میکردند، که هر روز برداشت جدیدی از وظایف به کارکنان ارائه میشد. با وجود همه اینها، برای آن اوضاع و شرایط تصمیم گرفتم تجربهای صادقانه بنویسم تا تصویر ملموسی از محیط کار ارائه شود. در عین حال، شرکت به عنوان مجموعهای مستقل از لحاظ ساختار سازمانی با ملاحظات خانوادگی حضور داشت؛ تصمیمگیریها گاه به سادگی به نظرات افراد نزدیک به مدیرعامل واگذار میشد و این مسئله روی روند کار اثر میگذاشت. از نظر فناوری، نرمافزارها اغلب باگ داشتند و پشتیبانی به شدت محدود بود؛ دسترسی به ابزارهای معمول مانند WinRAR یا سایر نرمافزارهای پایه در محیط کار دشوار بود و این محدودیتها کار را پیچیده میکرد. از سوی دیگر، فضای کار برای کسانی که روابط اجتماعی خوبی برقرار میکردند، به ظاهر قابلقبول بود و برخی از همکاران از این منظر احساس بهتری داشتند. با وجود اینها، فشار کاری و نظارت شدید بر کار کارکنان مشخص بود و گاهی تصور میشد که مدیریت درگیر دغدغههای خانوادگی است و این مسأله روی جنبههای حرفهای تاثیر میگذاشت. در مقایسه با محیطهای دیگر، مواردی مانند پرداخت حقوق تاخیر نداشت و دستمزدها معمولا در ابتدای ماه پرداخت میشد، حتی اگر تعطیلات یا مناسبتهای خاصی وجود داشت. در پایان باید گفت تجربه من نشان داد که اگر کسی قصد ورود به چنین محیطی را دارد، باید آمادگی مواجهه با سطح بالای روابط خانوادگی و مرزبندیهای غیرشفاف در تصمیمگیریها را داشته باشد. برای من شخصا، گذر از این تجربه به معنای درک بهتر از نوع روابط کارفرما-کارمند و نیاز به محیطی با ساختار روشن و پشتیبانی فناوری پایدار بود.
سلام من مشاور این شرکت هستم و مثل هر جای دیگه خوبی ها و بدی شو داره ... محیط اینجا صرفا کاریه به دور از حاشیه مشاوره ما دوره ای کم وزیاد میشه مثلا تایم کنکور یا ثبت نام دانشگاه شلوغیم ولی خب تایمای خلوت هم توی این یکسال خیلی داشتیم حقوقم سرماه پرداخت میشه بیمه هستم پاداش ماهانه دارم
بی تظم ترین و بی تعهد ترین شرکت بعنوان کارشناس انبار با من مصاحبه کردم و استخدام شدم ولی درعمل بعنوان کارگرساده انبار مشغول شدم فقط وعده و وعید میدن ولی درعمل یک شرکت با مدیران بی سواد و مریض که فقط درباغ سبز رو هنگام مصاحبه استخدام نشون میدن امیدوارم هیچ کس سروکارش به این شرکت نیافته
مدتی در شرکتی کار میکردم که در آن افراد برای پستها از روابط و پارتیبازی استفاده میکردند و کسانی به جای شایستگی به مقامات میرسیدند. در این روند، برخی اقدام به دریافت پول یا پولی نا مشروع میکردند تا مخاطبان را فریب بدهند و به ظاهر از طریق مسیرهای غیر شفاف، موقعیت خود را تثبیت کنند. با وجود چنین وضعیتهایی، تصمیم گرفتم به مسیر درست پایبند باشم و از اعمالی که به اعتماد دیگران ضربه میزند دوری کنم. تجربهای بود که به من نشان داد شفافیت و انصاف در کار چقدر اهمیت دارد.
برای موقعیت مدیریت فروش، پس از ده سال تجربه اجرایی تصمیم داشتم از شهرستان به تهران بیایم و شنبه صبح با ده جلسه دوره شروع کنم. گفته بودند خوابگاه و سایر امکانات برایم فراهم است. اما از شش صبح تا چهار عصر جمعه در فرودگاه معطل بودم تا مکان خوابگاه را مشخص کنند؛ در نهایت به ملارد و تهر کرج رفتم و خوابگاهی که معرفی شد هم کاملا روشن نبود. پشت تلفن جواب نمیدادند و من در حالت انتظار بودم تا سرنوشت مسیر رفتنم روشن شود. پس از نیم ساعت و تماسهای مکرر، گفتند ظرفیت ما تکمیل است و بالاخره با فشار و گلایههایی از سوی تیم پشتیبانی روبهرو شدم؛ به هیچ عنوان درباره هزینه پرواز چهار میلیون تومانی و بینظمیهای موجود صحبت نمیشد. در نهایت با حرفهای نامشخصی از پشت تلفن روبهرو شدم و آن را در خیابان ارزیابی کردند. همهی این وضعیت را بهگونهای روایت میکردند که افراد زیادی با همین تجربه روبهرو هستند و تنها من نیستم. از وعدههای حقوق بالا و امکاناتی که وعده داده شده بود، به نظر میرسید که فاصله زیادی وجود دارد و توضیح دقیقی ارائه نمیشد. از تجربهی اینجانب این نتیجه گرفتم که جلب اعتماد با ارائهی وعدههای غیرواقعی و بیثباتی در کار و محل اقامت بهراستی کارساز نیست و بهتر است حواسمان به واقعیتها باشد.
مدیران واحد شبکه فقط در اینجا به این سمت رسیدند و مطمعنا اگر از این شرکت جدا شوند ، اسنپ و تپ سی یا پیک موتوری با آغوشی باز آنها را استخدام میکنند . میتوانید به این شرکت بیایید تا حقیقت را با چشمان خود ببینید . بخصوص واحد امنیت و شبکه . امتحان کنید تا به یقین برسید
سلام بچه ها. لطفاااا به نظرات مثبت و الکی که خودشون نوشتن اعتماد نکنید. من ۲سال توی بخش مشاوره و اپراتوری فعالیت داشتم. محیطشون به شدت کلاهبرداری و دزد هستن. در قسمت مشاوره بچه هارو مجبور میکنن۴۰دقیقه بامشترک صحبت کنن و در غیر اینصورت داد میزنن و تهدید به اخراج میکنن و یا کسری حقوق شامل ما میشد.هزینه تماس به مشترک اعلام نمیشد و مسئول شیفت حقوقی خانم ن ر زی با لهجه ترکی و خشونت پسرونه و بددهنی و همچنین مسئول آموزش های ترسو که بالاسر مون داد میزدن تماس رو کش بدین .خیلی جریمه میکردن. بیمه چند ماه آخر وقتی اسم استعفا میاریم رد نمیکنن از قصد و از حقوق خیلی کم میکنن. مسئول قسمت حقوقی خانم فاطم.ه نو.ر.زی و همکاراشون خانم ک.ی.میا پر.ه.یز.گار و اف.شا.ر و س.طوتی و مسئول تحصیلی خانم طو.ل.انی و همکارش خانم حبی.بی به شدت بی شخصیت و دزد هستن. مدیر کل اصلا نظارت ندارد. موقعی که استعفا اسم میاری نمیزارن که ۳۰ روز بمونی و در طی چن روز میفرستند بری. در قسمت اپراتوووووری بچه ها رو مجبور میکنن تماس هارو کش بدن و اجازه نمیدن هزینه تماس رو اعلام کنیم. روابط و ضوابط و خاله زنک بازی توی محیطشون بشددددت بالاس. در قسمت اپراتوری خانم ح.ا.تمی و ح.بی.بی با خبرچینی و زیراب زنی و خرید کادو واسه مدیره قسمت حقوقی نو.ر.وزی و همکارش پر.هیز.ار باعث اختلاف و بحث و تنفر از کار شدن. ترووووووخدا اینجا کار نکنید و تماس نگیرید.مدیون میشید . اینا فکره جیب بری هستن.
با اینکه مرخصی حق همه کارگران است، اما در این شرکت معمولا اجازهی استفاده از مرخصی کم است و فقط به ندرت و با مشکل میتوان مرخصی گرفت. اکثر کارخانجات حداقل دو روز مرخصی در ماه دارند، اما کارخانه لیمون در شهرک صنعتی پرند چنین امتیازی ندارد. حقوقها کاهش پیدا کرده و طبقهبندی مشاغل اجرا میشود؛ برخی شغلها حتی کمتر از حد اعلامشده توسط وزارت کار پرداخت میشوند و در اطلاعرسانی به کارکنان هم شفافیتی وجود ندارد؛ فقط مدیران کارنامهی حقوق را تعیین میکنند و اکثر نیروها از مبلغ دقیق حقوق بیخبرند. پیش از این کارخانه جایگاه بهتری داشت، ولی با گذشت زمان وضعیت بدتر شده؛ مدیران ارشد در همهی زمینهها دخالت میکنند. مزایای قابلتوجهی هم وجود ندارد؛ شرایط کاری در این واحد کارخانهای مناسب نیست و بیمه، ناهار و سرویس کارگران در سایر کارخانههای همجوار رایج است. حتی بنرهای استخدامیشان هم این نکته را نشان میدهند. امنیت شغلی هم پایین است و کارکنان نسبت به مطالبههای خود، اطلاعاتی از حقوق دریافت نمیکنند. بهطور کلی، برخی کارشناسان تنها اندکی از حداقلهای وزارت کار دریافت میکنند.
سلام، تجربهام از همکاری با این شرکت را بهطور صادقانه و بدون اغراق بازگو میکنم تا نکاتی که برای دیگران مفید است، روشن باشد. مدت همکاری من با این تیم حدود چهل و پنج روز بود و در همان روزهای اول متوجه تفاوتهای قابل توجهی با چیزی که انتظار میبردم شدم. اولین نکتهای که با ورود به شرکت فهمیدم این بود که ادعای حقوق بالاتر از سطح وزارت کار در عمل تفاوتهای زیادی با واقعیت داشت. به عنوان مثال زمانی که اضافهکار در بسیاری از روزها محاسبه نمیشد یا ساعات کاری بهطور غیرواقعی کاهش پیدا میکرد، در نتیجه از نظر مالی و فرهنگی هم تفاوتهای قابل توجهی با ارزشهای اعلامشده شرکت دیده میشد. محیط کار کاملا سمی، غیرحرفهای و پر از رفتارهایی بود که بهراستی با تعهد حرفهای همسو نبود. سبک مدیریتی بهطور مشخص برای من ناامیدکننده بود. سرپرستانی که تنها به ظاهر و تحصیلات میبالیدند و از درک مناسب مدیریت منابع انسانی و اخلاق حرفهای بیبهره بودند، عمدتا روی ظاهر و رفتارهای سطحی تمرکز داشتند. گاهی برای جلب رضایت تیم، توجهی به تجربه و عملکرد واقعی افراد نمیشد. نمونههایی از فشارها و رفتارهای غیرمنصفانه وجود داشت که بهطور مستقیم روی روحیه و کارآمدی تیم تأثیر میگذاشت و من و همکارانم به دنبال شفافیت و انصاف بودیم. روابط در بین همکاران به شکل نامناسبی تحت تاثیر قرار میگرفت و گاهی تفاوتهای جنسیتی بهطور نامناسبی گسترش پیدا میکرد. رابطههای کاری بیشتر با سلیقهای بودن سرپرستان و تفاضل در ارزیابیها تعیین میشد و چنین فضایی باعث میشد افراد مطلع از حقوق خود یا اعتراض کنند به سختی کارشان را ادامه دهند یا با فشارهای پیدا کردن راههای حاشیهای روبهرو شوند. مطالعات و ارزیابیهای انجامشده نیز اغلب جنبه فرمالیته داشت و نتیجه نهایی بهراحتی میگرفت، بدون اینکه حقیقتی روشن برای اصلاح امور جستوجو شود. در نهایت وقتی از مسیر درست برای کشف حقیقت و تغییر وضعیت صحبت میکردی، با پاسخهایی مواجه میشدی که نشان میداد تغییرات اساسی بیشتری لازم است تا محیط کاری سالم و حرفهای شکل بگیرد. در کل، تجربه من از کار با این مجموعه بسیار نامطلوب بود و با ارزشهای اخلاقی و حرفهای من همخوانی نداشت. فضای کاری برای کسانی که به دنبال انصاف، احترام و فرصت برابر برای رشد هستند، مناسب به نظر نمیرسید و بهطور خاص برای بانوان با خانواده و وجدان کاری بالا، شرایط سخت و ناپایدار بهنظر میآمد. به جای تمرکز روی کار واقعی، برخی رفتارها و رویکردها بر جنبههای غیرکارآمد متمرکز بود و این مسئله باعث شد تجربه کاریام بهطور قابل توجهی منفی شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.