چند ماه توی کال سنتر و پذیرش بودم. حداقل توی این بخش نظرم رو میگم. سرپرست جزتوقع بیجا و عدم حمایت از نیروهاش هیچ کاری نمیکنه.بعضی چیزارو میسپاره بچه ها تا خودشون به جون هم بیفتن و وقتی بخش های دیگه توهین میکنن یا وظیفه ای جز وظیفه ی خود کال سنتر انجام میشه، هیچ کمکی انجام نمیشه. هیچ حمایتی و تازه باید خودت از خودت دفاع کنی که اونم بعدا داستان میشه. تعطیل کاری داره برای کال سنتر که کاملا هم بی معنیه و وقت ادم تلف میشه. برای پذیرش عمل به شدت فشار کاری زیاده. موقع پذیرش بیماران باید تلفن جواب داده بشه که باتوجه به حجم کار منطقی نیست. مزایا هم حقوق به موقع و بیمه و بیمه تکمیلی معمولی هست.مناسبتی هدیه هم میدن مثلا روز کارمند یا عید نوروز و شب یلدا پک میدن.شما در اینجا نیروی کاااملا قابل جایگزینی هستید و با کوچیکترین اتفاق میگن از فردا نیاید انگار نه انگار. خانم ز.ت خیلی بچه هارو اذیت میکنه و هرچند وقت یه بار یه کرمی میریزه بچه ها برن و نیروی تازه بگیره. در کل تجربه کاری جالبی نبود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
صحبت من رو به یه شکل روشن و بیتعارف میتونم اینطور بیان کنم: کار در این شرکت فشار عصبی زیادی داشت و از همون ابتدا مشخص بود که همسو نبودن بین تیمها و مدیران، کار رو دشوار میکنه. فضای کار پر از تضاد و بیپاسخی بود و با وجود ادعای مسئولان، پاسخگویی به نیازهای کارمندها خیلی کم بود. تیم منابع انسانی هم بهنظرم پراکنده و بدون یه برنامه مشخص برای تطبیق تجربه و تخصص افراد عمل میکرد و جلساتی برگزار میکرد که واقعاً انگار به جامهٔ کارمندها توجه نمیکردند. روند استخدام هم شفاف نبود؛ در مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد اما بعد از جذب، نه قرارداد دقیق و حسابداری مناسبی میدیدیم و نه احترام، بلکه تعهداتی غیر مرتبط و تهدیدگونه مطرح میشد تا فرد ملزم به پیروی شود. احساس میکردم گویی آدم رو به عنوان بدهی نگهد میدارند. من هم بارها مشکلات تیم و HR را مطرح کردم اما به نظر میرسید دنبال حلشون نبودند، چون نتیجهای عاید هیچکس نمیشد. مسئول HR هم واقعاً مسئولیتپذیر نبود و با شوخی وقت مردم را هدر میداد؛ تنها متنهای آماده را میخواندند و واقعاً از اجرای همانها هم ناتوان بودند. برای حرفهایها یا کسانی که بیش از چهار سال سابقه دارند، جایی برای رشد به چشم نمیآمد و روابط بر اساس دستورالعملها ترجیح داده میشد. و در نهایت، فرایند تسویهحساب خیلی آزاردهنده بود: بیش از پنج ماه درگیر تسویه بودم و هنوز نتیجه مشخصی نگرفته بودم.
در جلسه مصاحبه با موسسه فرهنگی شبر، مدیرعامل با تاخیری نسبتاً طولانی وارد شد و تقریباً چهلوپنج دقیقه دیر رسید. بیشتر پرسشهای مصاحبه حول مهارتهایم و مقدار حقوق پیشنهادی بود، چون رزومهام را چاپ کرده بودند و به همین خاطر به طور کامل به لینکهای نمونهکار و پورتفولیو نرفتند. در انتها، به سوالاتی با جنبههای روانشناختی رسیده و برخی از آنها برایم نامفهوم بودند. در طول کل زمان یک ساعت و نیم حضورم، فضای شرکت کمانرژی و سرد به نظر میرسید.
دو سال است که وضع شرکت به شدت ناامیدکننده است و اوضاع به هم ریخته است. افراد تازهواردی با حقوق بالا جذب شدهاند و این مسئله باعث بههمریختگی بیشتر شده. شرکت که دراصل محوریتش فناوری اطلاعات است، اکنون منابع انسانی و واحدهای کسبوکار فرماندهی را در دست دارند و معاونت فناوری کنار گذاشته شده است. یکی از مسئولان منابع انسانی از میان نیروهای تازهورود است و تنها به دنبال استخدام نیروهای با حقوق بالا است؛ حفظ و نگهداری از تیم فنی برایش اولویت ندارد—مدیریتهای متعددی جذب شدند تا جایی که از حدود بیست نفر، شش مدیر شدهاند ولی تیم فنی تنها یک مدیر دارد. به نظر میرسد برایشان عنوان مدیر و رئیس بودن اهمیت بیشتری از تخصص و کارکرد عملی است و در هر حالکارشناسان کمارزش شمرده میشوند و امکان خروج آسان است. سایر واحدها هم وضعیتی مشابه دارند: بخشهای تماس با مشتریان، زنجیره تأمین و کسبوکار هر کدام مدیر تازهواردی دارند که پیشتر کارشناس بوده و به تجربه لازم دست کم نمیآورد. مزایای بسیاری از کارکنان قطع شده و بخش مالی نیز در پرداختها تخصص لازم را ندارد. مدیرعامل هم بالاخره تغییر کرده است؛ امیدوارم با حضور مدیر جدید این گروه نالایق از شرکت کنار برود و وضع بهبود یابد.
متاسفانه مدیر مجموعه بسیار مغرور و خودبزرگبین هست و نگاه بالا به پایین داره. بسیار نامحترم و غیرحرفهای. به هیچ وجه فعالیت در این شرکت رو توصیه نمیکنم.
فرایند پراخت حقوق ها افتضاح افتضاح افتضاح
با اینکه واقعیتها رو خیلی ساده نمیتونم برداشت کنم، اما از دید من اداره بهطور کامل به نظرم نهایی نشده بود و مشکلات مدیریتی گستردهای داشت. حقوق معمولاً بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی با پیگیری زیاد میتونستی بخش کوچکی ازش رو دریافت کنی. کار سخت و فشار بالا بود و از سمت مدیران خبری از تشکر یا قدردانی نبود. پاداش و مزایا هم در حداقلها قرار داشت یا اصلاً وجود نداشت. مدیرها در مسائل مختلف دخالت میکردن و بهطور کلی احساس میشد که همه به دنبال تغییر شغل و پیدا کردن فرصت بهتر با استفاده از اینترنت شرکت هستند.
وقتی به عنوان پشتیبان این شرکت کار میکردم، حس میکردم جو فضا پر از دروغ و زیرآبهزنی است. اطرافم کسانی بودند که یا ارزش لازم را نداشتند یا واقعاً شور و اشتیاق کار کردن را ندارند. احساس میکردم عمرم را برای کاری میگذارم که نه حقوق کافی دارد و نه احترام اجتماعی برخوردار است و در مجموع هیچ ارزشی ندارد. به طور خلاصه، اینجا از نظر شرافت و وضعیت کاری، حتی یک پیک موتوری هم از نظر من بهتر به نظر میرسید.
ورودی این شرکت واقعاً به من حس سازماندهی و قدرت مدیریتی میداد. وقتی به ساختمان مرکزی وارد شدم، امنیت با احترام منو به طبقه هفتم برد؛ همهجا بیعیب و مرتب بود. مسئول اداری همراهیم کرد و فرمی برای تکمیل دادن بهم داد. مدیر توسعه بازار دقیقاً سرِ وقت رسید و با گرمایی دوستانه، استرسِ من رو کم کرد. سوالها خیلی حرفهای و مدیریتی بود، مثل شیوههای رهبری تیم فروش و مدیریت بحران. نکتهٔ جالب این بود که همان روز نتیجهٔ مصاحبه را گفتند.
در ابتدا با من از واحدی تماس گرفتند و یک گفتوگوی نیم ساعته داشتیم، سپس جلسهای دو ساعته برای مصاحبه ترتیب داده شد. مصاحبهٔ دوم هم به خوبی پیش رفت و پس از آن فرایندی برای انجام تمرین فرستاده شد که من آن را به درستی تکمیل کردم. به جلسهٔ نهایی رسیدم اما سوالها بسیار سخت و عجیب بودند و باعث سردرگمیام شدند. پس از حدود یک ماه و نیم با من تماس گرفتند و گفتند که تخصص دارم اما در چارچوبِ اسکوپشان نیستم. واقعاً عملکرد فرایند استخدام را بیفایده دیدم — به این شکل که استخدام نمیشود؛ کاش دستکم دو هفته کار آزمایشی میدادند تا بتوانم دقیقتر ارزیابی شوم. به نظر من سیستم جذبشان قابل تحسین نیست.
از همکاری با این مجموعه خیلی راضی بودم و رفتار همکاران واقعا محترمانه بود. حدود شش ماه است که به تازگی به تیم پیوستهام و در حال انجام کارم هستم. امیدوارم ادامهی همکاری اینطور باشد و بتوانم با هدایت تیم کارکنان، وظیفهام را به خوبی انجام بدهم. تاکنون همهچیز نسبتاً خوب پیش رفته است.
شنیدم از شرکت خوشگوار و موقعیت توسعهدهنده اندروید بود. حدود یک تا دو هفته پس از فرستادن رزومه، تماسی گرفتند و قرار مصاحبه اسکایپی گذاشتند. ازم خواستن بیام برای بیست دقیقه درباره constraint layout، motion layout و lifecycle صحبت کنم و نکات کلیدی را با اسلایدهایی که روی آن کار کردهبودم توضیح بدهم. در میان ارائه، معمولاً از تجربههایم سؤالهایی پرسیدند و من با اکثر مواردی که داشتم، پاسخ دادم. در پایان گفتند ظرف دو روز یک تست میفرستند اما چنین چیزی ارسال نشد؛ دو هفته بعد ایمیل زدند که با من همکاری نمیکنند. تجربهای کمی نامنظم بود، ولی حداقل خبر را رساندند.
این تجربه را در محیطی واقعی به نحوی روشن و صریح بازگو میکنم که دیگر هیچ شائبهای دربارهی جهتگیریها نداشته باشد، اما محتوا را درست حفظ میکنم. وقتی وارد این شرکت شدم، با یک فضای سمی و ناامیدکننده روبهرو شدم؛ چیزی که انتظارش را داشتم نبود. ظاهر شرکت شاید بتواند جذاب به نظر برسد، اما پشت صحنه پر از افراد بیتجربه و جوّ کاری ناسالم بود. روابط دوستانهسازیهای غیر حرفهای و باندبازی خیلی رایج بود و رفتارهای غیراخلاقی زیادی هم وجود داشت. به عبارتی اگر هدفم صرفاً کار کردن بود، ممکن بود با اینجا کنار بیایم، اما اگر زندگی و رضایت شخصی هم برایم مهم است، به نظرم باید دنبال جای بهتری گشت.
امکان انجام کار دورکاری برای من که دانشجو هستم و در خارج از تهران زندگی میکنم خیلی ارزش داشت؛ در شرکت فاخر چنین امکانی فراهم بود و این موضوع برایم بسیار مهم بود. به عنوان برنامهنویس ارشد وردپرس و PHP وارد این تیم شدم و فضای کار هم صمیمی بود و هم حرفهای. مدیران واقعاً همراه و پشتیبان بودند و این حمایت، تجربهای پرورشدهنده ایجاد کرد. در نتیجه هم دانش فنیم افزوده شد و هم اعتمادبهنفسم تقویت شد، که انگیزهام را برای ادامه کار بالا برد. در این مدت چیزهای زیادی آموختم و با تیم هم یادگرفتههایم را به اشتراک گذاشتم.
برای من فقط کافی بود به مصاحبه فکر کنم و ببینم چه تجربهای در انتظارم است. در فرمت اولیه رزومهام را فرستاده بودم و حدود دو هفته بعد، اوایل خرداد، تماس گرفتند و گفتند امکان دورکاری نیست و فقط حضوری میگیرند؛ از طرف من هم رد کردند. تقریباً یک ماه بعد، در تیر، دوباره تماس گرفتند و من دوباره توضیح دادم؛ گفتند برای مصاحبه بیای تا دربارهاش حرف بزنیم و رفتم. فضای دفتر از بیرون که نگاه میکردی خیلی بزرگ و مرتب بود، طبقه اول بخش فنی و طبقه دوم منابع انسانی و اتاق جلسه بود. با وجود اینکه همه اطلاعات من روی رزومه بود، مجبور شدم فرم دیگری هم پر کنم. سپس با مسئول فنی صحبت کردم و به طبقه اول بردند تا تست عملی بدهند. اولین نکته منفی این بود که اصلاً نگفته بودند تست عملی هم وجود دارد. تست واقعاً حرفهای نبود؛ جلوی یک سیستم نشسته بودم و منتظر بودم تا مدیر فنی برسد و توضیح دهد چه کاری باید انجام بدهم. در روزی که رفتم تازه کولر گازی نصب کرده بودند و دقیقاً جلوی صندلیم بود و بادش مدام کم و زیاد میشد. اتاق پر از نفر فنی بود و تنها دو نفر از آنها ماسک زده بودند — شرایط ناامیدکنندهای بود. مدیر فنی هم دائماً در حال رفتوآمد بود و نیم ساعت معطل شدم تا بیاید؛ وقتی آمد، دستگاه را روشن کرد و گفت با این سیستم کار نمیکند و باید صبر کنم. تقریباً طول کشید تا چهل و پنج دقیقه دوباره به من زنگ زد و با بیحوصلگی پرسید: آیا در پکیج فلاتر نوشتی؟ میتونی از خانه یک پکیج بنویسی و برایشان بفرستی؟ یعنی پس از بیش از یک ساعت معطلی تازه به من گفت از خانه بفرست! در کل فرایند مصاحبه خیلی ضعیف بود — بدون برنامهریزی و بیاحترامی به زمان داوطلب.
برای مصاحبه رفتم فضای کار مرتب و تمیز همه پشت میزاشون خیلی منظم نشسته بودن داخل باکس های شیشه ای بزرگ و شلختگی ندیدم همه چی سر جاش بود ولی خب هپینس ایمپلویی بالایی حس نکردم آدم ها شبیه ربات مشغول بودن اتاق مصاحبه کمی از لحاظ فضا استاندارد نبود وایب قفس میداد با برچسب دورتا دور پوشیده کمی بروکراسی هاشون زیاده که بنظرم لازم نیست مثلا رفرنس چک های حضوری و زمانگیر از مشاغل قبلی که این مدل رو ادارات دولتی انجام میدن و در شرکت های خصوصی کمتر از ۵۰۰ نفر اصلا نیازی نیست مگر اینکه حین مصاحبه مورد خیلی حادی احساس کنن پنجشنبه هاشم یکی در میون ماری بود ک بنظرم جالب نیومد کامنت های بد در مورد این شرکت زیاد نوشتن بنظرم تا حدی درست بنظر میومد و این شرکت ها از لحاظ امنیت شغلی سریعا اسیب پذیرن و پشتوانه ندارن از لحاظ منابع انسانی هم طی مصاحبه متوجه تخصص بالایی ندیدم در کل ایده ال نبود
هیچ نکته مثبتی به ذهنم نرسید که بخوام درباره این کلینیک بگم. اولا روند مصاحبه بسیار غیرحرفه ای بود و فقط حقوق براشون مهم بود که زیر ۲۰ تومان توافق بشه. سه روز ارزیابی و در واقع کار رایگان براشون انجام میدی تا بعد تصمیم بگیرن که استخدامت کنند یا نه. با مدیرعامل مصاحبه انجام میشه و با حقوق نصف وزارت کار باهات قرارداد یک ماهه میبندن و تا سه ماه بیمه نیستی. علاوه بر اون یک سفته صدمیلیونی هم همون اول کار قبل عقد قرارداد ازت میگیرن بعد قرارداد میبندن یعنی حتما شما باید سفته رو داده باشید! بعد از یک الی دو هفته کاملا بی دلیل باهات قطع همکاری میکنن و میگن مدیریت تصمیم گرفته با شما همکاری نکنه!!!! وقتیم از منابع انسانی دلیل میپرسی میگن منم خبر ندارم فقط بهم اطلاع دادن باهاتون قطع همکاری کنیم!!! برای استخدام که هیچ، حتی برای خدمات دندانپزشکی هم به کسی اینجارو معرفی نخواهم کرد. ضمنا گفتند سه ماه بعد از قطع همکاری حقوق اون چندروز کارکرد براتون واریز میشه و میتونید سفته رو تحویل بگیرید. با گذشت سه ماه هنوز خبری ازشون نیست. این نکته هم اضافه کنم که با همه تازه استخدامی ها همین روند رو تکرار میکنند و هیچکس بیشتر از دو هفته اونجا موندگار نیست. از اردیبهشت که اگهی میزارن تا الان که شهریوره هنوز اگهی ها با همون عناوین شغلی در ای استخدام و جابینجا موجوده!! این تجربه کاری من از این کلینیک به اصطلاح مدرن بود که فرهنگ سازمانیشون بسیار ضعیفه.
بیش از سه سال با شرکت پرتو همکاری داشتم و در این مدت تجربهای به دست آوردم که شاید بد نباشد با دیگران هم در میان بگذارم؛ بهخصوص کسانی که قصد همکاری با این مجموعه را دارند. پرتو در ظاهر یک سازمان منظم و ساختاریافته به نظر میرسد، اما تجربه شخصی من نشان داد که در بسیاری از موارد، روابط بیشتر از ضوابط تعیینکننده هستند. به نظر من، داشتن ارتباط نزدیک با مدیران میتواند مسیر پیشرفت را بسیار کوتاهتر کند؛ در حالی که صرفاً داشتن دانش، تجربه، توانایی و عملکرد مناسب، لزوماً به همان اندازه در پیشرفت شغلی اثرگذار نیست. در بخش فنی نیز با مواردی مواجه شدم که از نظر من نشاندهنده وجود فضای ناسالم رقابتی بود؛ افرادی که برای دیدهشدن یا پنهان کردن ضعفهای خود، رفتارهایی انجام میدادند که به فضای کاری آسیب میزد و متأسفانه مدیریت و سرپرستی همیشه برخورد مؤثری با این مسائل نداشتند. موضوع دیگری که برای من آزاردهنده بود، توقع دسترسی دائمی به نیروی کار بود. شیفتها گاهی در لحظات آخر اعلام میشدند و امکان جابهجایی چندانی وجود نداشت. حتی در روزهای تعطیل یا روزهایی که شیفت نداشتید، در صورت نیاز مجموعه، ممکن بود از شما انتظار حضور اجباری وجود داشته باشد. از طرفی، برخلاف تصوری که ممکن است وجود داشته باشد، به نظر من حقوق و مزایا آنقدر بالا نیست که حجم و فشار کاری اضافه را توجیه کند. در بسیاری از موارد، چیزی که دریافت میکنید بیشتر در قبال مسئولیت و کار بیشتر است، نه لزوماً شرایط مالی متفاوت. البته اینها برداشت و تجربه شخصی من در طول بیش از سه سال همکاری با این مجموعه است و طبیعتاً ممکن است تجربه افراد دیگر متفاوت باشد. با این حال، اگر بخواهم بر اساس تمام سالهایی که در صنعت گردشگری فعالیت کردهام قضاوت کنم، همکاری با پرتو برای من یکی از ضعیفترین و ناخوشایندترین تجربههای کاری بود. به نظرم قبل از تصمیم به همکاری با هر مجموعهای، فقط به ظاهر سازمانیافته آن توجه نکنید؛ درباره فرهنگ سازمانی، نحوه مدیریت، شیوه تعیین شیفتها، میزان تعادل کار و زندگی و مهمتر از همه، معیار واقعی پیشرفت در آن مجموعه تحقیق کنید.
مدیریت ضعیف و chatgpt محور با اجرای نظرات غیرفنی و تاثیرات پسر بچه گرامیشان که تمام فرایند های توسعه نرم افزار رو به سخره گرفتن و محیط کار نرم افزاری رو با بازار میوه تره بار اشتباه گرفتن. و صحبت های افراد متخصص رو بعد از گذشت مدتی کوتاه با تغییر در لحن و بیان به اسم خودشون و به اشتباه ترین شکل ممکن اجرا میکنن!!! ضعف و بی سوادی در تیم فروش که نهایت میشه ازشون در یه بوتیک لباس استفاده کرد و فروش امکانات و فیچرهای ناموجود در سیستم بدون هماهنگی با تیم فنی و اعلام سرخود زمان اجرا به مشتری - فشار بیش از حد برای اجرای همون امکانات ناموجود- مدیریت تبعیض گونه بین گروه های مختلف شرکت- پرداخت حقوق های گزاف به افراد نابلد و ناکارامد و غیرمتخصص در شغل (برای بعضی ها لابد دلیل دیگه ای داشته!) و عدم پرداخت به موقع و متناسب با عملکرد افراد. تخلف در پرداخت حقوق و مزایا و اعلام حقوق پایینتر از قرارداد به بیمه تامین اجتماعی با اینکه شرکت معاف از مالیات هست باز تخلف میکنن!!! دریافت هزینه های پروژه ها در حساب شرکت و خالی کردن حساب ها توسط شخص مدیرعامل به حساب های شخصی خودش و یا خرید ملک و زمین و ماشین و یا خرید و انبار کردن تجهیزات و مواد اولیه و در نتیجه عدم پرداخت به موقع حقوق به اسم اینکه پول نداریم بدهکار بودیم -دریافت وام های کلان با بهره های پایین و مدت تنفس بالا و استفاده های شخصی از این وام ها و سند سازی و پرونده سازی برای وام دهنده ها - بی سوادی شخص مدیرعامل و دروغگویی به پرسنل و مشتری ها در هرچیزی که به ذهن یک شخص برسه.برخورد های توهین آمیز - مدیریت خاله زنکی و کنترل افراد پای دوربین و تماس های مکرر به افراد به علل مختلفی که در دوربین مشاهده میکنن- ایجاد جو و فضای تفرقه آمیز بین افراد توسط شخص مدیرعامل- عدم توجه به زمان بندی ها و امکانات موجود توسط شخص مدیرعامل برای توسعه سیستم.زبون بازی و برقراری جلسات بی معنی و بی جهت و بدون نتیجه . انقدر مشکلات مختلفی میشه بیان کرد که فقط میتونم بگم برای وقتتون و شخصیتتون ارزش قائل بشین بعضی جاها برای مصاحبه رفتن هم اشتباهه - چه برسه به کار کردن
برای مدت طولانی حقوقمو عقب میفرستن و واقعاً وقتِ منو بیخودی تلف میکنن. این موضوع فقط محدود به یکی دو نفر نیست و به طور مداوم تکرار میشه؛ حتی به نیروهای تازهوارد هم همین اتفاق میافته. مدیر ارشد هم کاملاً توی این قضیه دخیل به نظر میرسه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.