سلام، من تجربه خود را از همکاری به اطلاع شما می رسانم، بهتر است بدانید که برخی از تجربه های قید شده، تجربه افراد نا متعادل و روانیست که حاصل زحمات همکاران خود را به باد داده و بنده شاهد جلسات ناخوشایندی بوده ام که البته اگر جانب انصاف را رعایت کنید باید ببیند این فرد پروژه را با چه مشکلاتی مواجه کرده است و انتظار داشته هیچکس انتظار پاسخگویی نداشته باشد و وقتی از ایشان درخواست می شد که بابت اشکالات، عقب ماندگی پروژه دلایل خود را مطرح نمایند با دروغگویی و فرافکنی و بی ادبی و گستاخی کار را به ناراحتی کشانده است. این افراد در زمانهایی که متعهد به حضور در شرکت بوده اند در شرکت حضور نمی یافتند و وقتی با ایشان برای موردی تماس می گرفتیم که کار را پیش ببریم تلفن راجواب نمی دادند و وقتی در جلسه پروژه بازخواست می شدند ..... من یاد گرفتم کارمند دیوانه مدیر را به مرز جنون می کشاند، لطفا معقول باشید. خواندن این تجربیات حتما به شما دید تازه ای خواهد داد ولی کمک، نمی دانم. امیدوارم هرگز با چنین افرادی همکار نباشید.تجربه بنده در مورد همکاری با شرکت این است که شرکت به تعهدات مالی خود عمل کرده است، زمانی که بنده نیاز مالی داشتم با وام موافقت و آن را پرداخت کرده است. در بخشی که بنده در آن فعالیت داشتم بسیار بسیار بر دانش و اطلاعاتم افزوده شده است. آنچه باعث شده بنده امتیاز خوبی برای همکاری بدهم شاید این است که من خود رفتار حرفه ای داشته ام و مطابق مقررات رفتار کرده و جانب انصاف را رعایت نموده ام. موفق و سر بلند باشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت نظم و دیسیپلین حرف اول را میزند و همه وظایف به وضوح مشخص و قابل پیگیری است. با این حال، از زیرکار در رفتن و عدم عملکرد مناسب هم به وضوح مشخص میشود و عملکرد خوب هم به خوبی قابل اندازهگیری است؛ چیزی که برای من ارزش دارد اما ممکن است برای برخی دیگر خوشایند نباشد. من از سال نود و نه به عنوان کارشناس تست نرمافزار مشغول به کارم و این تجربه، یکی از تجربههای متعدد من محسوب میشود. درباره حقوق ابتدا شرایط نسبتا ساده است و همتراز با حداقلهای مربوط به موقعیت جونیورهاست، اما پس از اتمام دوره آزمایشی به سطحی میرسد که در اکثر شرکتها هم وجود دارد. مقدار حقوق تا اندازهای به تجربه و سطح کاری فرد بستگی دارد و از آنچه دیدم، منطقی به نظر میرسد. مدیران بالادست به نظر میرسند از یک خانواده باشند، اما واقعا تخصصی، باهوش و قابلاعتماد هستند. بهخصوص مدیر واحد تست که فردی با دیسیپلین بالا و کاریزماتیک است و به خوبی وضع هر کسی را درک میکند. در این مدت با مسائل مقایسه یا توهین برخورد نکردم و با توجه به شخصیتشان مطمئنم چنین رفتارهایی هرگز وجود نداشته یا نخواهد داشت. به دلیل حفظ سلسلهمراتب، من به عنوان کارشناس ارتباط چندانی با مدیر عامل نداشتم، اما بازخوردی که از قائممقام مدیرعامل و سایر مدیران داشتم مثبت و با قدرت بود. مزایا به طور معمول شامل پرداخت بهموقع حقوق و مزایای بیمهای است که از نظر من جزو وظایف شرکت محسوب میشود و برای برخی افراد بهعنوان مزیت تلقی نشده است. با این حال در مواقع بحران، مانند جنگهای اخیر، حقوق حدودا یک هفته زودتر از موعد پرداخت شد و عیدی همواره پیش از فرارسیدن اسفند پرداخت میشد. موقعیتهای دورکاری برای شرایط خاص فراهم بود و هدایا و پاداشها و جشنهای متعددی در طول سال برگزار میشد. در شرایط سخت هر فرد نیز حمایتهای خاصی انجام میشد، گاهی فراتر از وظیفه و با درنظر گرفتن شرایط مالی و قابلیتهای مرخصی طولانی. در کل من تا حد زیادی از این شرکت و فضای کاریاش رضایت دارم و اگر شرایط به همین شکل باقی بماند، واقعا دوست دارم اینجا بمانم. شاید امکان دریافت حقوق بالاتری هم وجود داشته باشد، اما نظم کاری و آرامشی که از آن ناشی میشود برای من ارزشمندتر است.
مدت دو سال و نیم که در آنجا به عنوان پشتیبان کار میکردم، تجربه خوبی نبود. شرکت با مدیریتی نسبتا خانوادگی اداره میشود و اکثر افراد شرکت به دلیل رابطه مدیر با خانواده یا بستگان او به کار گرفته میشوند؛ حدود هشتاد درصد کارکنان از این فرصتها بهره میبرند. این وضعیت برای مدیر مزایا زیادی دارد و باعث بینظمی و امتیازدهی برخوردهای خانوادگی در کارها شده است؛ افراد بدون سابقه یا تخصص تجربهشده را، حتی در سنین پایینتر، فقط به خاطر رابطه استخدام میکنند. خود شما تصور کنید وارد مدرسه ابتدایی میشوید. از نظر فنی هم سطح تخصصی اکثر کارکنان پایین است؛ حتی مدیر شرکت ادعای دانشی بودن دارد، اما باقی اعضای خانواده یا بستگان او تا این حد جدی گرفته نمیشوند. واقعا برای آنان ارزش خاصی قائل نیستند و بهخصوص نسبت به نیروی غیرآشنا ۲۰ درصدی هم چنگی به دل نمیزنند. در دورهای که من حضور داشتم، چرخ شرکت با افرادی که در دهههای ۹۷ تا ۱۴۰۰ بااستعداد بودند اما به دلیل مشکلات متعدد مجبور به ترک شدند، به حرکت در میآمد. نرمافزارهای شرکت جز یک نرمافزار حسابرسی که پشتیبانی مناسب ندارد، همگی کرک شده و بهعنوان نرمافزارهای بومی فروخته میشوند؛ تجربههایی از قبیل فرستهای ایمیلی هم در آن وجود دارد که ممکن است امنیتی هم نباشد و حتی سابقه افشا و هک شدن اطلاعات را داراست. فضای کار هم به شدت سمی است؛ نمونهای از رفتار مدیران، بازی با فضای صمیمی و شیوههای زیراب زنی است و برای یک مرخصی ساده باید کل مسائل شخصیام را توضیح بدهم تا اجازه مرخصی بدهند. حقوق و مزایا به نحو چشمگیری کمتر از استانداردهای رایج شرکتهای ایرانی است و آسایش و حق و حقوق کارکنان به شکل جدی ضایع میشود.
مدیر بودم و سه سالی میشود که کار را با پرداخت سرمایهام آغاز کردم تا برای ما برنامهای بنویسند. مشخص نیست کجا کپی شده یا به هر حال کار دزدی دارد انجام میشود. میگویند پشتیبانی ندارند و اگر باگی وجود دارد، نمیخواهند یا نمیتوانند آن را رفع کنند. با اینکه از همان ابتدا تا الان باگهای متعددی گزارش شده، پاسخ مشخصی دریافتی نمیکنم و این موضوع از وقتی پول دادهام ادامه پیدا کرده است، در حالی که پیش از این و پس از این ماجرا نیز تجربههای مشابهی وجود داشته است. اکنون قصد داریم با هم متحد شویم و از طریق شکایت پیگیر مطالباتمان شویم؛ زیرا آیا واقعا ما پول را دزدیدهایم که به گروهی بیسوادی که از بابت کار بینظم و بیعلاقه هستند بدهیم تا برای ما کار کنند؟ با همت جمعی به دنبال یک راه حل هستیم تا حق خود را بگیریم.
بعد از سالها کار و تجربه در این شرکت، متأسفانه باید بگویم هیچوقت مثل امروز اینقدر احساس ناامیدی، بیاعتمادی و بیانگیزگی نداشتهام. سوءمدیریتهای مداوم، تصمیمهای پشتپرده، پنهانکاری، و نبود شفافیت باعث شده فضای شرکت به شدت تیره و پر از ابهام شود. دیگر نه به تصمیمها اعتماد داریم، نه به آینده شغلی خودمان در این مجموعه. روزبهروز شایعات بیشتر میشوند، اما هیچ پاسخ روشنی از مدیریت داده نمیشود. چیزی که بیشتر از همه آزاردهنده است، این است که دیده نمیشویم؛ نه صدایمان شنیده میشود، نه زحماتمان به چشم میآید، و نه تفاوتها و تواناییهای فردی ما اهمیتی دارد. انگیزه کار کردن در این فضا به حداقل رسیده و بسیاری از همکارانم فقط برای گذران روزها اینجا ماندهاند. اگر هرچه زودتر تغییری در نگاه مدیریتی و رویکرد کلان شرکت اتفاق نیفتد، هم سرمایه انسانی از بین خواهد رفت، هم اعتبار سازمان
متوجه شدم که شرکت به دلیل حضور نزدیکان و پارتیبازی اداره میشود و بهنظر میرسد هیچ ارتباطی با تخصص و شایستگی ندارد. اکنون هم موضوعاتی از جمله احتمال انحلال شرکت و کاهش موقعیتهای شغلی وجود دارد و گرایش به اخراجها دیده میشود. به نظر میرسد که مدیر مالی با رفتار تند و ناپایدار روحی روبهرو است و حقوق پایه برای همه کارمندها در نظر گرفته میشود بدون تغییر یا افزایش قابل توجه. ساختار مدیریتی ضعیف است و اکثر تصمیمها به سود منافع شخصی و پورسانت مدیران گرفته میشود.
اسم این شرکت اومد فرار کنید حتی مصاحبم نرید کلاه بردارن و پولتونو میخورن شرکت فرازما شرکت افتضاح از روز اول دنبال موقعیت بهتر بودم ولی بخاطر شرایط مالی موندگار شدم دیرکرد در پرداخت ها هرماه وجود داشت تسک ها درست اساین نمیشد نگاه جنسی به خانم ها از طرف مدیر عامل کاملا واضح بود رفتار بعد و فحش براش یچیز عادی بود اصلا کار درست انجام نمیداد اعتقادی به استخدام حسابدار - مدیر پروژه و ... نداشت میگفتم همه کار خودم بلدم هر روز میومد بالا سرت وسط کارت میپرسید این تسک چیشد اون چیشد درصورتی که یا قبلا اطلاع دادی تسک دیگه داری نمیشه روش کار کرد یا اصلا همچین تسکی وجود نداشت یا برای یکی دیگه بود بیمه کم رد کرد و قرارداد ۱ ساله رو زمان جنگ تعدیل کرد حقوق ماه خرداد رو بهم پرداخت نکرد عیدی سنوات و پاداش و تسویه نکرد حتی برای سال ۱۴۰۳ رو عیدی و پاداش رو نداد که من تازه شکایت کردم از شرکت بخاطر همه این ها شرکت هر روز درحال استخدامه چون هیچ کس نمیتونه بمونه یه شخصی نوشته من ۱۵ سال با این شرکت کار کردم فلان بسار ( قطعا خود م.غ هست مدیرعامل شرکت) که منی که ۸ ماه اونجا بودم فقط یک نفر از من قدیمی تر بود که دوماه زودتر اومده بود اونم خرداد تعدیل شد توی این ماه هایی که بودم به علاوه تعدیل های زمان جنگ که ۵ نفر بودیم ۱۵ ۱۶ نفر دیگه هم از شرکت رفتن نموندن ( اینکه اعداد رو میدونیم چون ما ۵ نفر اخر داشتیم میشمردیم اینارو با هم ) زیر تمام توافقاتی که روز مصاحبه کردی میزنه مدیر عامل و حرفشو عوض میکنه ( هزار بار عوض میکنه و میگه نه من اصلا همچین حرفی نزدم ) هرچقدر خروجی کارت تمیز باشه بازم میاد میگه تو که هیچ کاری نکردی اصلا کار نمیکنی و رو مخ میره هر روز شوخی های بی دلیل مدیر عامل و لهن بد و فحش توی جلسات اون ملک هم هنوز فروش نرفته میگه بخدا گذاشتم برای فروش حتما نظر های گیت هاب تجربه هم درباره شرکت فرازما بخونید که مطمئن بشید چقدر از حرفام راسته
هزینههای حقوق با ساعات کار سنجیده میشود و واقعا کم است؛ در نتیجه با وجود ساعات طولانی کار، فرصت انجام سایر کارها را به من نمیدهد. شرکت در محلهای نسبتا دور از شهر و در داخل شهرک صنعتی پرنده واقع شده است. فقط نام آن را مشخص کردهام.
مدت پنج سال است که در این شرکت حضور دارم و تجربهام از کار در شرکت گسترش فناوریهای نوین را به صورت حرفهای با شما درمیان میگذارم. به این باور نیستم که همهچیز بینقص است؛ مثل هر سازمانی نقاط ضعف و قوتی دارد و نظراتی که میخوانم بهطور کامل منعکسکننده واقعیت نیستند، بلکه گاه رنگورای غرضورزی دارند. با این حال حقوقها بهموقع پرداخت میشوند و وضعیت مالی شرکت نسبتا خوب است. وقتی در روزهای بحرانی برایمان وظیفهای در محل کار بود، شرکت برای ما کارت رستوران تامین میکرد تا از حضورمان در ساعات کاری پاداش بگیریم. از این منظر اقدامهای حضور در میدان، ارزشآفرین و قدردانیکننده بودهاند. برخی مدیران ممکن است در سطح فنی قوی نباشند و برخی نگاه دولتی به کارها داشته باشند، اما با وجود اینها اوضاع رو به بهتر رفتن است و تغییرات مثبتی در حال رخ دادن است. اداره پشتیبانی اداری از سال ۱۴۰۳ سطح رفاهی را برای کارکنان افزایش داده است. از نظر من و همکاران، وامهای شرکت نیز بهخوبی ارائه میشود.
بهتره آقای مدیرعامل که مثل کبک سرشو کرده تو برف یه کم دور و برشم نگاه نگاه کنه تا ببینه چه فساد عظیمی تو کارای پیمانکاری و پروژه هاش اتفاق می افته و قرارهای کاریش تو چه زمان و تو چه مکانی و با چه افراد خاصی بسته میشه. سر تا پاش را فساد گرفته چه مالی چه اخلاقی
من به عنوان یک کارمند تحصیلدار تجربه ناخوشایندی از شرکت حامی مهاجر دارم. آنها برخلاف ادعایشان با کارمند و مشتری رفتار خوبی میکنند، اما وقتی سوءاستفادهای رخ میدهد، ناگهان برخوردشان تغییر میکند و قراردادهایشان بهنفع خودشان است؛ به قدری که هیچ کاری از دست آدم برنمیآید. کاش کسی در بخشهای اطلاعات یا جای دیگر تمامی پروندههای مشتریان را با پرسلنو بررسی کند، به آنها زنگ بزند و این افراد را از کارهایشان مطلع کند تا از مشتریان بیگناهی که آسیب دیدهاند، حمایت شود. این افراد میلیاردها تومان از مردم کندهاند بدون اینکه خدماتی ارائه بدهند.
باورم نمیکنم که شرکت حامی مهاجر چنین رفتارهایی را ترویج دهد؛ من تجربهای دیدم که نشان میدهد این مجموعه به نظر از اطلاعات فردی استفاده میکند و علاوه بر این، پس از پایان استفاده از تواناییهای شما را اخراج میکند. مدیریت این سازمان را زوجی میبیند که با رفتارهایی بسیار توأم با بیاحترامی اداره میکنند و به سرعت به شرایط رفاهی قابل توجهی رسیدهاند. بهزعم من، گویی به این سرعت به موقعیت قدرت رسیدهاند و با این اوضاع، احتمالا اعتماد به آنها کم است. در برخی رفتارها، برخوردهای ناپسند گزارش شده و تهدیدهایی برای خاموش نگه داشتن صدای شکایات وجود داشته است. به هر جویای کار توصیه میکنم از ارتباط با این شرکت خودداری کند و به والدین و فرزندان مراقب باشند تا مسیر کاری فرزندشان به این مکان ختم نشود. چند روز پیش، خبری مبنی بر ورود پلیس به دفتر و انتقال برخی افراد گزارش شد و مدیر و همسرش هم پس از آن با هزینهکردن، ظاهرا به شیوههایی غیرشفاف مشکل را حل کردند و دوباره روند کلاهبرداری آغاز شد.
گسترش فناوری های نوین شرکتی که اسمش به پشتوانه اسم بانک کشاورزی بزرگ و قشنگه. پرسنل حرفه ایی و خوبی داره ولی مدیریت ... رئیس منابع انسانی (هم زمان رییس اداره مهندسی نرم افزار) خانم مریض و عقده ایی، با ۳۵ سال سابقه کار دولتی و با اینکه مریضه و مشکل جسمی داره ولی قصد بازنشست شدن نداره، به همراه یه دختر بی سواد و چاپلوس که در بدترین شرایط شرکت استفعا داد و رفت و وقتی شرایط اوک شد برگشت با حقوق چند برابر اونم به واسطه رفاقت با خانم رییس منابع انسانی. جالبه که به تازگی شده رییس واحد. اول سال ۱۴۰۳ با سمت کارشناس رفت بعد از ۳ ماه با سمت مدیرگروه برگشت الانم بعد از ۹ ماه شد رییس واحد. این اگر پارتی بازی و حق خوری نیست پس چیه؟ از زبان خودش شنیدم که تعریف میکرد؛ 《اومدم تولد خانم رییس رو تبریک بگم، قرارداد رو گذاشت جلوم و گفت هر مبلغی دوست داری تو قرارداد بنویس و از اول ماه بیا سر کار. 》 مدیران ارشد بانک، مدیر عامل محترم بانک کشاورزی شما که انسان شریف و دردکشیده ایی هستی چرا به داد پرسنل شرکت زیرمجموعه بانک نمی رسید؟! رییس هییت مدیره شرکت فردی بی ادب و بد دهن که رسما فحش می دهد و توهین میکند با ۳۹ سال سابق کار دولتی کماکان قصد بازنشست شدن ندارد. دقیقا یه سفره ایی از بیت المال پهنه و یسری دلشون نمیاید از سفره کنار بکشن. شرفتون کجاست؟ آه این همه آدم که حقشون رو میخورید یه جا بدجوری چوب میشه تو سرتون. مدیر عامل محترم شرکت که واقعا انسانی با شخصیت و خوش برخورد هستند ولی متاسفانه در دست خانم رییس منابع انسانی و آقای رییس هییت مدیره اسیر شده و از خود اختیاراتی ندارد. خلاصه بگم تو این شرکت اگر به رییسمنابع انسانی و و اون دختر چاپلوس جاسوس نزدیک باشید وضعتون خوبه. خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.
من تجربه خوبی داشتم و چیزای زیادی از همکاران خوبم یاد گرفتم ،به نظر من محیط بسیار صمیمی و یک دلی وجود داشت هر زمان مشکل فنی داشتم همه سعی کردند کمکم کنند و ارزوی موفقیت دارم
31 سال سابقه کاری دارم و در شرکتهای مختلف کار کرده ام شرکتی به بیخودی و بیکلاسی این شرکت ( ارم نوش) ندیدم . ****** شرکت بسیار آدم چیپ و بی ادب و بی ارزشی هست . یک ذره از آدمیت و انسانیت بویی نبرده است . جو شرکت بسیار بد و پر استرس هست . کارمندها با هم قهر و غریبه هستند. کلا" همه برای همدیگر زیرآب زنی می کنند. در طی مدت 3 ماه 5 نفر نیروی امور مالی استخدام و اخراج شدند.
مدتی در این شرکت کار میکردم و تا حد زیادی برای کار کردن خودم رو به خرج میﮐردم، اما فضای تصمیمگیری ضعیف و سیاستهای ناکارآمد مدیران واحد باعث شد افراد بیتجربه و کمصلاحیت به کار گرفته شوند. بار کاری سنگین بود اما حقوق نسبتا مناسب بود. محیط کار پر از حاشیههای غیرکاری است و بیشتر وقتها به جای تمرکز روی وظایف، درگیریها و جو روانی ایجاد میکردند که آرامش و تمرکز تیم را از بین میبرد. منابع انسانی هم توجه کافی به مسائل نیروی کار نشان نمیدهد. امیدوارم تیم منابع انسانی انتخاب بهتری داشته باشد و فضا را بهطور کلی بسامان بدهد، چون این رفتارها میتواند افراد خوب را از شرکت برانگیزد.
در مجموع، کار در این شرکت را تجربهای نسبتا آرامتر از بقیه کارها دانستهام، با فشار کاری کمتر و برخوردی که به کارمند سخت نمیگیرند. هر مجموعهای خوبیها و بدیهایی دارد و سیاستهای اینجا هم نقاط ضعف و قوتی دارند؛ اگر این مسائل بهبود یابد، بدون شک برای رشد شرکت هم کمککننده میشود. از مزیتهایش میتوان به پرداخت حقوق بهموقع، امنیت شغلی بالا، فضای آرام و محیط نسبتا خوب کاری، و جشنهای مناسبتی اشاره کرد. نکتهای که از نظر من نسبت به سایر شرکتهای ایرانی مثبتتر است این است که تا جایی که ممکن باشد از تعدیل نیرو استفاده نمیشود و این امر برایم اهمیت داشت.
سلام واقعا متوجه این حجم از بی انصافی بعضی از افراد نیستم که در خصوص شرکت کارآمد و پر تخصص مطالبی و می نویسند که هیچکدام درست نیست. خیلی خوب هست که یاد بگیریم اشکالات و نقص های خودمون و به محیط کار و حتی اطرافیان مربوط نکنیم. اینکه به خانوادگی بودن شرکت اشاره میشه برای من و دوستانی که در این شرکت مشغول به کار هستیم خنده دار هست چون مدیر عامل و همسر محترم ایشون در اداره شرکت مشارکت دارند که همسر ایشون بسیار برای رفاه پرسنل زحمت می کشند که با حضور ایشون شرکت و خانوادگی خطاب می کنند. توقع ندارید که صاحب شرکت در شرکت خودش حضور نداشته باشه تا برای خوشایند بعضی از این افراد شرکت از حالت خانوادگی در بیاد همین طرز فکر خودش نشون دهنده سطح پایین تفکر و درک افراد هست. من فکر میکنم این افراد بیشتر از یک موضوع ناراحت هستند که متاسفانه خودشون صلاحیت و توانایی اداره یک محیط کارآمدی مثل این شرکت و ندارند و فقط بعضی از کلمات و جملات و که در این صفحه میخونم فقط یک نکته به ذهن من خطور میکند و اون هم حسادت هست و شاید افرادی هستند که توانایی خودشون و نشون میدهند و پیشرفت می کنند و مورد توجه در شرکت قرار می گیرند که تحمل این موضوعات برای این افراد تنگ نظر قابل تحمل نیست. در هر صورت اگر شخصی با تعادل روحی و روانی مناسب باشید و در چارچوب قوانین حرکت کنید این شرکت محیط بسیار امن و پر از تجربه های خوب و مفید برای شما خواهد بود به خصوص افرادی که تازه شروع به کار می کنند.
بدترین و زشت ترین رفتار، انواع اقسام تهدید ها کافی است بهشان سفته بدهی تا روزگارت را سیاه کنند مدیر شرکت اصلا ممنوع الکار است! و بدترین آدمی که میتوانید در طول عمر خودتان باهاش اشنا بشید یک شرکت خانوادگی بدون هیچ پیشرفت که فقط توهین و تحقیر میشید و ازتان سواستفاده میشود باخت واقعی فقط در ظاهر و روزهای اول اکین بعدش کم کم میفهمین به چه جهنمی اومدین بخصوص وقتی موقع اولین حقوق شد!
در مجموعه مرکز مشاوره تحصیلی پوردستمالچی کار میکردم و از سال ۹۶ تا ۹۹ بهعنوان همراه مشاور فعالیت داشتم؛ در آن سالها اصول مشاوره را خوب آموختم اما حالا که تجربههای جدیدتر را دیدم فهمیدم تغییری در گذشته صورت نگرفته و دلایلی که خیلیها را به ترک این سازمان واداشت همچنان پابرجاست. برخورد سازمان ریشهدارا پادگانی و غیرمحترمانه و گاهی مستبدانه و طلبکارانه است و به چشم من رفتار خودشیفتهوارانهای در اینجا دیده میشود. حقوق دریافتی خیلی کم است و گاهی فقط با گفتن جملهای غیرمنطقی ممکن است از حقوق ناچیز کسر شود، بهخصوص وقتی بعد از دوازده ساعت کار خروج، اگر یک ورق هم جا بهجا باشد بهعنوان تخلف پیامک میدهند. هیچ درکی از شرایط کارکنان وجود ندارد و تنها به اجرای دستورات میپردازند. جلسات زیادی برگزار میشود اما بابت این جلسات بینشان پرداختی ندارند و خود را طلبگار میدانند. خاطرهای که خیلی به من میماند این است که در یکی از جلسات، مادر یکی از همکاران به رحمت خدا رفت و به او اجازه داده نشد جلسه را ترک کند. با آنهمه روایت، یکی از تصمیمهای مهم زندگیام ترک این سازمان بود و پس از آن پیشرفت قابلتوجهی را تجربه کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.