وقتی با این شرکت کار میکردم، متوجه شدم که کارها خیلی سطحی است و حس آماتور بودن را بهوضوح میدهد؛ فرصت رشد وجود ندارد و احساس میکنم در محیطی که ظرفیت پیشرفت نباشد، نمیشود نتایج بلندمدت داشت. از این نظر با وضعیت حقوق هم مشکل دارم و بهدنبال دریافت عادلانهای نیستم. اگر جای بهتری برای کار پیدا شود، بهتر است از همانجا شروع کرد تا زمان را از دست ندهم و موقعیت بهتری بیابد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در اینجا بر پایه رابطهای از رانت و رابطهمحوری کارها پیش میرود و اگر با مدیران ارتباط خوبی نداشته باشی، مسیر رشد برایت بسته میشود. هیچ واحد منابع انسانی وظیفهای برای پیگیری مشکلات ندارد و حقوق هم بهدرستی پرداخت نمیشود. سرپرست دائما فریاد میزند و مدیران هیچ اقدام مشخصی انجام نمیدهند؛ بهنظر میرسد از واکنش ترس دارند. برخی مدیران گاهی به دختران پیشنهادهایی میدهند و برای مسائل دیگر اهمیتی قائل نیستند. باید واقعاً انرژی زیادی صرف کنی و در پایان هم نتیجهای پیدا نمیشود؛ اگر بخواهی شرکت را ترک کنی، مسیر طولانی و پرمشقتی برای دریافت حقوقت طی میشود تا شاید بالاخره مبلغی به تو بدهند.
برای من این کار رو مجبور شدم انتخاب کنم فقط وقتی که گزینههای دیگهای نبود. حقوق کم بود و فضای کار خیلی سرد و خشک بود و از هم نوعی ارتباط واقعی احساس نمیشد. مدیرا برخوردی داشتند که انگار من اختیار ندارم و مثل این بود که تحت فشار باشم. ضمنی بودن کامنتهای مثبت هم به چشم میخورد و به نظر میرسید که رَدّی از سمت جمعه و همسو با هم نوشته شده باشند.
من وارد تیم مهر مام میهن بودم بهعنوان بکاند-نویس و وقتی چند نفر از مدیران فنی ارشد رفتند، اوضاع به طور چشمگیری کنترلشدهتر شد و تصمیمگیریها بیشتر بهنظر حکم صادر شدن میرسید. اخراجها هم حالا خیلی سنگین نیستند، اما بهطور غیررسمی آدمها راحت کنار گذاشته میشوند. یکی از همکاران با پنج سال سابقه بهطور ناگهانی گفتند از فردا نباید بیایند. مخصوصاً در بخش هتلداری جو بهطور قابلتوجهی سمیتر شده و مدیر آن بخش هم نه اخلاق درستی دارد و نه کارش بهخوبی پیش میرود. شرکت فقط از شهرت یک برند بزرگ بهره میبرد و در واقع از بسیاری از استارتاپها وضعیتش بهتر نیست. رفتارهای بچگانه هم کم نیستند و سطح زیرآبزدن و پارتیبازی هم تاحدودی گسترده شده است.
شرکت به شدت بی ثباته، اچ ار شرکت دائم توی نحوه پوشش کارمندا دخالت میکنه. تقی به توقی میخوره سریع تعدیل میکنن. تمام صحبت هات همون لحظه در حال شنوده.
سلام .میخوام تجربه کاری حدود دو ساله خودم رو در فن آوا به اشتراک بگذارم در اول فقط به این مورد اشاره کنم که شاید تنها موردی که این شرکت رو بخوام به کسی معرفی کنم فقط کسانی هستند که اولین شغل خودشون رو میخوان داشته باشن و هیچ سابقه کاری نداشتن بنظرم جای خوبی برای رشد هست (مثل کوره که آتیشت میزنه ولی پخته میشی ) توی مبحث حقوق بسیار ضعیف عمل میکنن و کارشناس بعد از دوسال سابقه کاری و ارتقا شغلی که داشته به واحد جدید ولی همچنان حقوقش درست نمیشه و همیشه به همه افراد واحد اعلام میشه که شما از لحاظ فنی صلاحیت حقوق کامل رو ندارید . مورد دوم در رابطه با امنیت شغلی هست که در طول جنگ تعدیل های بسیاری داشت این شرکت . مورد سوم ضعف شدید عملکرد مدیران در رابطه با ارتباط با کارمندان هست که فقط زبان تعامل با کارمند جریمه های مکرر و توهین هستش . مورد چهارم نقطه قوت پرداخت به موقع حقوق (بسیار ناچیز) هستش .و اینکه تمام رفاهیات سال های قبل به طور محسوسی کاهش پیدا کرده به طور مثال کادو های مناسبتی یا کارانه که سالی دوبار واریز میشه به مقدار بسیار کمتر نسبت به سال های گذشته . مورد پنجم اینکه از حق نگذریم واقعا جای رشد خوبی هستش به لحاظ فنی و این بزرگ ترین نکته مثبت این شرکت هست جمعبندی حدالامکان سعی کنی خودتون وارد این باتلاق نکنید مگر بخاطر بی تجربگی و عدم دانش فنی لازم که شرکت دیگری نمیتوانید بروید
من در این شرکت از سالهای خیلی دور کار کردم ، قبلا مدیریت توسط فردی بسیار زورگو و تیمی بشدت چاپلوس بود که اون مدیر اخراج شد و صاحب اصلی مجموعه برگشت و کار رو دست گرفت که الان وضعیت خیلی خوبه دیگه از اون فضای سمی قبل خبری نیست ، مدیر جدید فردی بسیار مهربان و دلسوز هستن ، خیلی خوشحالم که موندم و این شرایط جدید شرکت را هم تجربه کردم
شرکت رنتیفا برای من تجربهای پرتلاطم و پر از نامطمئنی بود. در طول یک سال مدیرعامل دوبار تغییر کرد و تیم مدیریتی ما نیز سه بار عوض شد؛ هر بار تغییر، فشار روانی و سردرگمی زیادی به تیم اضافه میشد. اکثر همکاران بدون قرارداد رسمی کار میکردند؛ در ابتدا قرارداد سهماههای بسته شد اما هرگز تمدید نشد و وقتی اعتراضی میکردیم، پاسخ مشخصی نمیگرفتیم و تنها میگفتند نگران نباشید. چندینبار دیدم که همکاران بدون اطلاع قبلی از کار برکنار میشدند و بعضیها همان روز با ایمیل اعلام میشد که لازم نیست بیایند. حقوق کم بود و اضافهکاری هم بدون پرداخت هیچ مزدی انجام میشد و مزیت خاصی هم وجود نداشت. جو کاری هم بهلحاظ سالم بودن مناسب نبود؛ قبل از عید ninety-nine تقریباً نود درصد کارکنان بهطور ناگهانی و بدون توضیح تعدیل شدند.
شرکت لورنزو برای من تجربهای پرتنش بود که ظاهر آراستهی آن با واقعیت تفاوت زیادی داشت. فشار بیدلیل روی کارها آنقدر زیاد بود که نگران از دست رفتن سلامت شغلیام شدم. مدیران تیم اغلب نه تخصصی بودن و نه مهارت لازم در مدیریت را نشان میدادند؛ با این حال هیچکس کارهای مدیریتی آنها را زیر سوال نمیبرد و در مقابل، همکاران زیر ذرهبین دقیق قرار میگرفتند. مسیر ارتقای فنی هم شفاف و اصولی نبود و بیشتر در اختیار مدیران بود. از نظر فنی با استفاده از فریمورک اختصاصی شرکت گرفتار میشدم و به نوعی صرفاً وظیفهای مثل تایپیست برای تکثیر و کپیکاری پیدا میکردم.
در این تیم QA با موانع و فشارهای زیادی روبهرو بودم. تلخترین تجربه این است که بدون هیچ اطلاع قبلی از کار تغییر پیدا کرد و دلیل این تصمیمات برای من روشن نبود. برخوردها همچنان حرفهای به نظر نمیرسید و حتی به منابع انسانی هم گفته شده بود که این افراد را استخدام نکنند. وقتی از بیرون نگاه میکنیم، همه چیز به نظر خوب و مرتب میآید، اما واقعیت درون سازمان تفاوت زیادی دارد.
من مدت یه ماه و نیم اونجا کار کردم، از اوایل مهر تا آذر ۱۴۰۲. در این مدت، نزدیک به سی نفر از همکاران ترک کردند چون حقوقشون چند ماه پرداخت نشده بود. وقتی برای جذب نیروهای جدید اقدام میکنن، واقعاً حرف مشخصی نمیزنن؛ همیشه از قرارداد صحبت میشه اما امضا کردنشو عقب میاندازن و در نهایت هیچ اتفاقی نمیافتاده. فکر میکنم نظرات پنجستارهای که اکثرشون انگار در آبان نوشته شدن، برای فریب کاربرهای جدید و جذبشون ساخته شده باشه؛ واقعاً توی نظرات، اکثراً تجربیات منفی گزارش میشه. اگر شک دارید، میتونید به پروفایلهای لینکدین افراد قبلاً اونجا کار کردهن سر بزنید و از تجربیاتشون مطلع بشین تا ببینید وضع چطور بوده.
خیلی از فرایندها توی این مجموعه بهدرستی پیش نمیرفت و از این تجربه درس گرفتم. با وجود اینکه شرکت سابقهدار و معتبر بود، واحد منابع انسانی خیلی نیاز به بازنگری داشت. هفت سال حضورم اینجا نشان داد که با تیم و مدیران سابق HR و تیم و مدیر جدید تفاوتها خیلی هست، اما متأسفانه کمکاری و بیتفاوتی در سطح مدیریتی بیشتر احساس میشد. نیروهای معمولی منابع انسانی واقعاً همدل و پاسخگو بودن، اما مدیران میانی و شخص مدیر HR انگار دیدگاهی متفاوت داشتند. مدیر اداری تازهوارد و نامشخص به نظر میرسید و اکثر افراد با او مشکل داشتند. یکی از اعضای تیم هم که مسؤول روابط با مشتری بود، بهظاهر دنبال کنترل بیشتر بود. به عنوان کارمند، کمتر کسی به مسائل پاسخ میداد و رفتارهای بازدارندهای وجود داشت که حرف زدن را دشوار میکرد. تلفن و ارتباطات هم عملاً پاسخگو نبودند. مدیران میانی هم گاهی بهنوعی به زیرآب زدن همتیمیها فکر میکردند و هر مسیر را که میرفتیم، برچسبی منفی به هم میچسباندند. واقعاً نمیتوانم درک کنم چگونه مدیر ارشد چنین وضعیتی را پذیرفته است.
من چهار سالی است که در این مجموعه فعالیت میکنم و در نقش کارشناس برنامهنویسی حضور دارم. آغاز کارم به عنوان کارآموز بود و بتدریج به متخصصی تبدیل شدم که تجربههای ارزشمندی به دست آوردم. فرصتهایی که در اینجا نصیبم شد، بهدست آوردنشان در هیچ جای دیگری بهراحتی مقدور نبود. من در تیم نوآوری شرکت کار میکنم؛ تیم کوچکی داریم و میانما همکاری صمیمانهای برقرار است، با این حال وقتی زمان تمرکز میرسد، واقعاً توانایی تمرکز عمیق برایمان فراهم میشود.
این شرکت اصلا شرکت نیست در واقع یک آقا هست که به خودش میگه دکتر و یه خانم که خواهرشه منشیشه همین، به عنوان کارآموزی از همه سو استفاده میکنن ۲۰ تا کاراموز انداختن اونجا بدون هیچ نظارت و سرپرستی در واقع کل شرکت از کارآموز تشکیل شده، اول هم بهتون وعده میدن که استخدام میشین در اخر ولی همش دروغه و هی میگن حالا این پروژه رو بزن بعدش استخدامی و همینجوری چندین ماه شمارو علاف میکنن و در نهایت هم تقریبا چیز خاصی یاد نمیگیرین چون هیچکس متخصص اون حرفه نیست و نهایت یکی کارآموزیه که زودتر از شما اومده، تایم ناهار کلا ۳۰ دقیقه اس با ۱ ماکروفر که ۲۰ نفر ۱ دقیقه هم بذارن غذاشونو تایم تمومه، تایم روشن شدن سماور و داشتن آبجوش هم ۲بار در روزه کلا تایمای دیگه باید تو ماکروفر داغ کنید آب رو:))) محیط شرکت خیلیی کوچیک و کلا ۲تا اتاقه که همه تو هم توهم نشستن و مدیر این شرکت هم یه ادم توهمیه خلاصه به هیچ عنوان اصلا حتی رزومه نفرستین واسه این به اصطلاح شرکت که پشیمون میشین
مدیران این شرکت به دلیل ضعف در مدیریت به موبینگ عادت کردند از نشانه های این رفتار تحقیر، توهین ،تخریب شخصیت ،شایعه سازی ،محیط سمی شرکت ،فشار روانی هدفمند به منظور حذف پرسنل و در برخی موارد هم دست به تخریب اعتبار شغلی به منظور عدم کاریابی شغل جدید میزنند در مواردی روابط عاطفی و خارج چارچوب حرفه ایی با پرسنل خانم برقرار میکنند.در این سازمان برای اینکه بتونید آینده داشته باشید مثل مدیر عامل ستاره تابان طب (دوست دختر مدیر عامل) یا مثل اون خانم مدیر محصول (دوست دختر پسر مدیر عامل)باید کاملا مطیع مدیران شرکت باشید به خواسته هاشون نه نگید حتی اگر در صورتی که خلاف نظر شما بود با استعفا شرکت رو ترک کنید اگر در بخش فروش قصد ورود به این شرکت رو دارید احتمال این وجود داره که از اعتبار شما جهت فروش سواستفاده بشه و در فروش های سنگین پورسانت رو بهتون ندن روش مدیران این شرکت اینه که در ابتدا بهتون حقوق و پورسانت رو حتی بیشتر از صحبتی که زده شده میدن اما وقتی فروشتون بالا میره و رقمش قابل توجه میشه بهتون پورسانت نمیدن و در جواب بی احترامی و تهدید میکنن عین جمله مدیرعامل رو نقل میکنم که بد دهنی و بی شخصیتی این افراد رو بشناسید:”گردن اون کسی که پورسانت این فروش رو بخواد میشکونم”درکل در این شرکت وقتتون رو که میبایست در سازمانی که درونش رشد کنید تلف میکنید
عدم پرداخت حقوق و کلاهبرداری برای پرسنل و بیمارها خیلی اذیت میکردن کلاهبرداری میکردن به بیمارها وعده هتل میدادن ولی مسافرخونه راه اهن میبردن پرسنلشون سرپرستا خیلی بی شخصیت و دغل باز و کلاهبردار بودن حقوقو کلا نمیدادن یا چندماه یکبار نصفه نیمه میدادن کارای بیمارو با دروغ راه مینداختن برای یک کامپوزیت و ایمپلنت ساده حتی اگر برای یک دندان بود شیش ماه طول میکشید انجام بدن اصلا توصیه نمیکنم برای لمینیت ام سه ملیارد از بیمارها کلاهبرداری کرده بودن
در یک کلام افتضاح.مدیریت بسیار ضعیف، که سواد و اخلاق ندارد.بسیار بی ادب و بددهن که انگار لطف کرده به نیرو کار داده و اجازه هر گونه توهین را به خودش میدهد.فردی بی اخلاق و بسیار بددهن است و گاهی چنان صدای نعره زدنش بلند میشه که انگار همون لحظه دارند با میله داغش میکنند.ثبات اخلاقی ندارد گاهی یک ریز نیم ساعت با صدای بلند فحاشی میکند و دقیقه ای بعد انگار در استنداپ کمدی شرکت کرده.یک ام الفساد توی این شرکته که بسیار گستاخ و بی ادب و همچنین بی سواد هستند و 90 درصد مشکلات شرکت زیر سر این خانم هست.به دلایل... بسیار روی مدیر عامل تاثیر دارند و هر اتشی که در شرکت روشن میشود هیزم ان توسط این خانم تهیه میشود.محیط شرکت بسیار خاله زنکی است و کوچکترین رفتار شما به دلیل خودشیرینی گزارش میشود چون علاقه زیادی به حاشیه و خاله زنک بازی دارند.در کل تلف کردن عمره و هیچ گونه اورده ای جز زحمت زیاد و توهین نداره.ریزش نیروها مخصوصا در قسمت منشی زیاده چون تا متوجه یک سری قضایا و درخواست ها میشوند ترجیح میدهند که از شرکت بروند.
یکی از مهمترین نکاتی که در تجربه من از کار در فکور صنعت وجود داشت، نبود ثبات و شفافیت کافی در نقش و انتظارات شغلی بود. در طول مدت همکاری، شرح وظایف و انتظارات از جایگاه من چندین بار تغییر کرد. گاهی مسئولیتهایی به نقش اضافه میشد، بدون اینکه اختیار، منابع یا ساختار لازم برای انجام آن مسئولیتها همزمان فراهم شده باشد. این شرایط باعث میشد انرژی زیادی صرف تطبیق مداوم با چیزی شود که هر بار تعریف متفاوتی پیدا میکرد؛ در حالی که برای عملکرد مؤثر، فرد نیاز دارد بداند دقیقاً چه انتظاری از او وجود دارد، چه اختیاراتی دارد و موفقیتش با چه معیارهایی سنجیده میشود. از طرف دیگر، بعضی تصمیمها و پروژهها بدون اینکه مسیر مشخصی برای اجرا، مالکیت و پیگیری داشته باشند، شروع میشدند و همین موضوع باعث میشد بخشی از کارها بیشتر حالت واکنشی پیدا کنند تا برنامهریزیشده. در ماههای پایانی همکاری هم اعلام شد که قرار است در پایان سال ارزیابی عملکرد انجام شود براساس نمیدونم چه مدلی و بر اساس نتایج آن، درباره ادامه همکاری برخی افراد تصمیمگیری و تعدیل نیرو انجام شود. من ترجیح دادم پیش از رسیدن این فرآیند به مرحله تصمیمگیری درباره افراد، خودم درباره مسیر شغلیام تصمیم بگیرم و از سازمان خارج شدم. برای من، این مجموعه اتفاقات نشاندهنده محیطی بود که در آن ثبات نقش، شفافیت انتظارات و اطمینان از آینده شغلی به اندازه کافی وجود نداشت. اگر کسی به دنبال محیطی است که در آن نقش شغلی، انتظارات، اختیارات و مسیر تصمیمگیری از ابتدا شفاف باشد، پیشنهاد میکنم قبل از پذیرش پیشنهاد همکاری، حتماً درباره این موارد سؤالهای دقیق بپرسد.
تجربه من از کار در فکور صنعت، صادقانه بگم، یکی از بدترین تجربههای کاری من بود. فضای سازمانی را بسیار سمی و فرسایشی تجربه کردم. حاشیه، روابط و رفتارهای غیرحرفهای در بسیاری از مواقع بیشتر از خودِ کار و عملکرد افراد به چشم میآمد. به جای اینکه انرژی سازمان صرف حل مسئله، توسعه افراد و پیشبرد کارها شود، بخش قابل توجهی از انرژی صرف مدیریت حاشیهها و روابط میشد. در بخشهایی که من تجربه کردم، شفافیت در تصمیمگیری پایین بود و تغییر مداوم انتظارات و تصمیمها، کار کردن را سخت میکرد. احساس میکردم افراد به جای اینکه بتوانند با خیال راحت کارشان را انجام دهند و نظر حرفهای خودشان را مطرح کنند، باید دائماً مراقب واکنشها و تبعات صحبتها و تصمیمهایشان باشند. تجربه من از منابع انسانی هم مثبت نبود. انتظار داشتم HR محلی امن، حرفهای و بیطرف برای شنیدن مسائل کارکنان باشد، اما در تجربه من همیشه چنین حسی وجود نداشت و در بعضی موارد، مراجعه برای مطرح کردن یک مسئله بیشتر باعث ایجاد فشار و احساس متهم شدن میشد تا حل مسئله. برای من، این فضا در نهایت آنقدر فرسایشی شد که ادامه همکاری را منطقی نمیدیدم. ممکن است تجربه افراد دیگر کاملاً متفاوت باشد، اما اگر بخواهم فقط بر اساس تجربه شخصی خودم قضاوت کنم، فکور صنعت را سازمانی با فضای کاری بسیار سمی و غیرحرفهای تجربه کردم.
شرکت در بهترین شرایط هر ۲ ماه پرداختش کامل میشه سبک مدیریت به شدت ضعیفهست و مدیر عامل عمده وقت خود را در دخالت امور شخصی کارکنان صرف میکند تا پیشرفت شرکت.جالب تر این هست شرکت بیشتر از اینکه مهندسی باشه شبیه به موکب هست واقعا تجربه تلخی بود این همکاری هرچند کوتاه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.