دوست گرامی که این تجربه را میخوانی، گاهی به نظرات اینجا نگاه میکنم و از خودم میپرسم آیا میشود به محتوایی اعتماد کرد که هیچ سازوکاری برای تایید صحت ندارد؟ پیش از هر قضاوتی، بیاید به جای شرکتها بنشینم و شرایط را مرور کنم. در روزگار پرچالش بازار و با دشواریهای درآمد، اگر جای آنها بودم چگونه عمل میکردم؟ آیا تصور میکنید اکثر دیدگاههای اینجا به خاطر دلخوریها یا تجربههای شخصی نوشته شدهاند؟ واقعیت این است که در هر سازمانی منابع انسانی مثل سرمایه آن هستند، بنابراین منطقی است که شرکت از کارکنانش حمایت کند. اختلافهای مطرحشده اغلب جنبه شخصی دارد و لزوما نشاندهنده بد بودن کل مجموعه نیست. واقعیت این است که محتوای این سایت تا حد زیادی میتواند ترس و تردید ایجاد کند و فرصتها را از بین ببرد. اگر فکر میکنید اینجا محیط خوبی برای انتشار هر نظری است، باید بگویم در اشتباهید، زیرا هیچگونه نظارت یا بررسیای روی مطالب نیست و هر چیزی فورا منتشر میشود. بیاییم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر برخی نظرات این سایت بودم، اما نتیجه این وابستگی تنها به ضرر ختم شد. بیاییم با دقت تصمیم بگیریم و عاقلانهتر عمل کنیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دوست گرامی، تا حالا به این فکر کردی که میشه به محتوای همینجا اعتماد کرد وقتی هیچ ممیزی یا اعتبارسنجیای وجود نداره؟ قبل از هر قضاوتی، بذار جای شرکتها باشم و شرایط بازار و دشواریهای درآمدزایی رو تصور کنم؛ اگر جای اونها بودی چه کار میکردی؟ فکر میکنی اکثر نظرات اینجا نتیجه دلخوریها یا تجربههای فردی باشه؟ در واقع، منابع انسانی برای هر کسبوکار مثل سرمایهاست و طبیعی است که شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا شخصیاند نه نشانهی بد بودن کل مجموعه. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمک، گاهی ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها رو به همراه داره. اگر فکر میکنی چون هر نظری ممکنه منتشر بشه، اینجا جای خوبیه، باید بگم در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارتی روی مطالب انجام نمیشه و هر چیزی در همان لحظه منتشر میشه. بیایم منطقیتر نگاه کنیم... اوایل تحت تأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری جز ضرر چیزی نبود. بیخیال افراط شویم و با دقت تصمیم بگیریم.
به این شرکت اعتماد ندارم و فکر میکنم خانوادهها نباید به مجموعههای آموزشی اینچنین اعتماد کنند. فضایی که اینجا وجود داره واقعا ناسالمه و همه از آن ناراضیاند. رفتار و جو کاری توی مجموعه به نحوی است که نمونههای یک محیط کار سمی را کامل داراست. جالب این است که همهی تجربههای مثبت که درباره این مجموعه در همین صفحه نوشته شده، همگی در یک روز ثبت شدهاند که از نظر حرفهای بودن در سطح پایینی قرار میگیرد.
فضای شرکت برای من با حسی دوستانه و آرام بود، جایی که همگان از مدیران تا همکاران به پیشرفت، یادگیری و بهبود مستمر اهمیت میدادند. اینجا نه تنها شرکت در جهت رشد تلاش میکرد، بلکه برای رشد فردی هر فرد حاضر در تیم هم ارزش قائل بود و فضایی آرام و بدون استرس حاکم بود.
اما توانستم در مجموعهای با فضایی دوستانه و پویا کار کنم که به بچهها فرصت رشد میدهد و در عین حال برای تدریس هم فضایی مناسب فراهم میکند. اگر به آموزش علاقه دارید و میخواهید ساعات کار منعطف باشد، اینجا گزینه خوبی است و امکان همکاری به صورت پارهوقت وجود دارد. فضای کار صمیمانهای داشت و به ویژه برای دانشجویان و کسانی که دنبال کار جانبی هستند، گزینهی مناسبتری محسوب میشد.
دنبال فضایی صمیمی بودم که بدون هیچ هزینهای بتوانم مفاهیم برنامهنویسی را بیاموزم و خوشحالی از یادگیری کنار استادم و دوستانم را تجربه کنم. رویکرد آنها بهراحتی قابل لمس است؛ همه با احترامی عمیق به مربیها و با روحیهای دوستانه رفتار میکنند. واقعا تحت تأثیر فضا و نحوهی یادگیریشان قرار گرفتم و از این تجربه راضیام. امیدوارم جوانان و بهخصوص دانشجوها هم بتوانند چنین محیطی را تجربه کنند.
برای من وضعیت پرداختیهای شرکت خیلی مبهم بود و هیچ زمانی دقیق نمیتونستم بگم کی حقوقم رو میگیرم. مدیران شرکت هیچ ارزشی برای نیروها قائل نبودند و شعارهای تکراری مثل اینکه ما یک خانواده هستیم رو خیلی شنیدم. تمرکز روی کار برام سخت بود، چون همیشه باید با مطالبات مالی دست و پنجه نرم میکردیم.
برای من کار کردن در کهکشان نور به شکل پیگیری مداوم برای دریافت حقوق و با دو بخش متفاوت حقوقی بود که هر دو قسمت نیازمند تکرار و پیگیریهای مکرر میشد. کار تیمی همواره با کمترین هماهنگی همراه بود و این موضوع به شدت روی کیفیت و همسو بودن اعضا اثر میگذاشت. محیط کاری به گونهای نبود که احساس آرامش، تمرکز یا انگیزه برای انجام وظایف احساس شود؛ به دلیل نبود ارزشگذاری و اهمیت دادن به نیروی انسانی از سوی مدیریت.
در اینجا توضیحات من درباره تجربه کاری در موسسه افق ارتباط بین المللی باران را با نگاهی تازه نوشتم و سعی کردهام صریح و صادق بمانم، اما با بیانی غیر توهینآمیز و واقعگرایانهتر. شرکت به رغم وعدههای بزرگ، مشکلات عمیقی دارد و کارها به صورت کجدار و مریض پیش میشود. مدیریت ظاهر بیثبات و پر از ادعا دارد و گاه تصمیمهایش به نظر ناکارآمد میآید. حقوق معمولا با تاخیرهایی نسبت به روال مقرر واریز میشود و این تاخیرها به طور مداوم گزارش میشود. تقریبا هر روز یکی از همکاران یا مدرسین با احساسات شدید روبهرو میشود و به این ترتیب فضا برای کار حرفهای آرام نیست. مدیرعامل به نظر میرسد ارتباطی با تیم یا موقعیت شرکت در داخل کشور ندارد و با این حال شرکت به سمت نوعی بیثباتی بازار میرود. روابط غیرکاری و دخالتهای غیرضروری در زندگی شخصی کارکنان تا حدی مشخص است. سیستم کار مشخصی برای فرآیندها وجود ندارد و کارها بیشتر با اربابرجوع و به قولی با سلام و صلوات پیش میرود. مشتریان شرکت از روشی نامشخص و از طریق روابطی غیرشفاف به دستآورد میشوند و این نگرانی درباره شفافیت در جذب مشتری وجود دارد. واحد مالی شرکت به نظر میرسد فاقد بینش و تدبیر مالی لازم است و بیشتر به عنوان نگهبان منابع مدیرعامل عمل میکند تا مدیر مالی مستقل.
به نسبت کار و انرژی که ازتون میخوان، حقوق ناچیزی پرداخت میکنن و انتطارات بالایی هم ازتون دارن. شما رابط بین والدین و شرکت هستید و عملا هر مشکلی که باشه دو طرف از چشم شما خواهند دید. اگه کار کردن با بچهها رو دوست دارید و وقت خالی زیادی دارید و انتظار حقوق خاصی ندارید خوبه وگرنه نه پیشرفت خاصی میکنید و نه تجربه ارزشمندی میشه براتون.
یه مجموعه آموزشی بدون هرگونه مزایا و حقوق مناسب که فقط عمر و وقت آدم رو هدر میدن. مدیران بی سوادی که با جو سعی میکنن چند برابر ازت کار بکشن. به وقتش به دردشون نخوری پرتت میکنن بیرون و همهی قول هایی که بهت دادن رو فراموش میکنم و اونا راهشو بلدن کاری میکنن که خودت درخواست خروج بدی
دوست گرامی که این تجربه را میخوانی، گاهی به نظرات اینجا نگاه میکنم و از خودم میپرسم آیا میشود به محتوایی اعتماد کرد که هیچ سازوکاری برای تایید صحت ندارد؟ پیش از هر قضاوتی، بیاید به جای شرکتها بنشینم و شرایط را مرور کنم. در روزگار پرچالش بازار و با دشواریهای درآمد، اگر جای آنها بودم چگونه عمل میکردم؟ آیا تصور میکنید اکثر دیدگاههای اینجا به خاطر دلخوریها یا تجربههای شخصی نوشته شدهاند؟ واقعیت این است که در هر سازمانی منابع انسانی مثل سرمایه آن هستند، بنابراین منطقی است که شرکت از کارکنانش حمایت کند. اختلافهای مطرحشده اغلب جنبه شخصی دارد و لزوما نشاندهنده بد بودن کل مجموعه نیست. واقعیت این است که محتوای این سایت تا حد زیادی میتواند ترس و تردید ایجاد کند و فرصتها را از بین ببرد. اگر فکر میکنید اینجا محیط خوبی برای انتشار هر نظری است، باید بگویم در اشتباهید، زیرا هیچگونه نظارت یا بررسیای روی مطالب نیست و هر چیزی فورا منتشر میشود. بیاییم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر برخی نظرات این سایت بودم، اما نتیجه این وابستگی تنها به ضرر ختم شد. بیاییم با دقت تصمیم بگیریم و عاقلانهتر عمل کنیم.
دوست گرامی، تا حالا به این فکر کردی که میشه به محتوای همینجا اعتماد کرد وقتی هیچ ممیزی یا اعتبارسنجیای وجود نداره؟ قبل از هر قضاوتی، بذار جای شرکتها باشم و شرایط بازار و دشواریهای درآمدزایی رو تصور کنم؛ اگر جای اونها بودی چه کار میکردی؟ فکر میکنی اکثر نظرات اینجا نتیجه دلخوریها یا تجربههای فردی باشه؟ در واقع، منابع انسانی برای هر کسبوکار مثل سرمایهاست و طبیعی است که شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا شخصیاند نه نشانهی بد بودن کل مجموعه. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمک، گاهی ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها رو به همراه داره. اگر فکر میکنی چون هر نظری ممکنه منتشر بشه، اینجا جای خوبیه، باید بگم در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارتی روی مطالب انجام نمیشه و هر چیزی در همان لحظه منتشر میشه. بیایم منطقیتر نگاه کنیم... اوایل تحت تأثیر نظرات سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری جز ضرر چیزی نبود. بیخیال افراط شویم و با دقت تصمیم بگیریم.
به این شرکت اعتماد ندارم و فکر میکنم خانوادهها نباید به مجموعههای آموزشی اینچنین اعتماد کنند. فضایی که اینجا وجود داره واقعا ناسالمه و همه از آن ناراضیاند. رفتار و جو کاری توی مجموعه به نحوی است که نمونههای یک محیط کار سمی را کامل داراست. جالب این است که همهی تجربههای مثبت که درباره این مجموعه در همین صفحه نوشته شده، همگی در یک روز ثبت شدهاند که از نظر حرفهای بودن در سطح پایینی قرار میگیرد.
فضای شرکت برای من با حسی دوستانه و آرام بود، جایی که همگان از مدیران تا همکاران به پیشرفت، یادگیری و بهبود مستمر اهمیت میدادند. اینجا نه تنها شرکت در جهت رشد تلاش میکرد، بلکه برای رشد فردی هر فرد حاضر در تیم هم ارزش قائل بود و فضایی آرام و بدون استرس حاکم بود.
اما توانستم در مجموعهای با فضایی دوستانه و پویا کار کنم که به بچهها فرصت رشد میدهد و در عین حال برای تدریس هم فضایی مناسب فراهم میکند. اگر به آموزش علاقه دارید و میخواهید ساعات کار منعطف باشد، اینجا گزینه خوبی است و امکان همکاری به صورت پارهوقت وجود دارد. فضای کار صمیمانهای داشت و به ویژه برای دانشجویان و کسانی که دنبال کار جانبی هستند، گزینهی مناسبتری محسوب میشد.
دنبال فضایی صمیمی بودم که بدون هیچ هزینهای بتوانم مفاهیم برنامهنویسی را بیاموزم و خوشحالی از یادگیری کنار استادم و دوستانم را تجربه کنم. رویکرد آنها بهراحتی قابل لمس است؛ همه با احترامی عمیق به مربیها و با روحیهای دوستانه رفتار میکنند. واقعا تحت تأثیر فضا و نحوهی یادگیریشان قرار گرفتم و از این تجربه راضیام. امیدوارم جوانان و بهخصوص دانشجوها هم بتوانند چنین محیطی را تجربه کنند.
برای من وضعیت پرداختیهای شرکت خیلی مبهم بود و هیچ زمانی دقیق نمیتونستم بگم کی حقوقم رو میگیرم. مدیران شرکت هیچ ارزشی برای نیروها قائل نبودند و شعارهای تکراری مثل اینکه ما یک خانواده هستیم رو خیلی شنیدم. تمرکز روی کار برام سخت بود، چون همیشه باید با مطالبات مالی دست و پنجه نرم میکردیم.
برای من کار کردن در کهکشان نور به شکل پیگیری مداوم برای دریافت حقوق و با دو بخش متفاوت حقوقی بود که هر دو قسمت نیازمند تکرار و پیگیریهای مکرر میشد. کار تیمی همواره با کمترین هماهنگی همراه بود و این موضوع به شدت روی کیفیت و همسو بودن اعضا اثر میگذاشت. محیط کاری به گونهای نبود که احساس آرامش، تمرکز یا انگیزه برای انجام وظایف احساس شود؛ به دلیل نبود ارزشگذاری و اهمیت دادن به نیروی انسانی از سوی مدیریت.
در اینجا توضیحات من درباره تجربه کاری در موسسه افق ارتباط بین المللی باران را با نگاهی تازه نوشتم و سعی کردهام صریح و صادق بمانم، اما با بیانی غیر توهینآمیز و واقعگرایانهتر. شرکت به رغم وعدههای بزرگ، مشکلات عمیقی دارد و کارها به صورت کجدار و مریض پیش میشود. مدیریت ظاهر بیثبات و پر از ادعا دارد و گاه تصمیمهایش به نظر ناکارآمد میآید. حقوق معمولا با تاخیرهایی نسبت به روال مقرر واریز میشود و این تاخیرها به طور مداوم گزارش میشود. تقریبا هر روز یکی از همکاران یا مدرسین با احساسات شدید روبهرو میشود و به این ترتیب فضا برای کار حرفهای آرام نیست. مدیرعامل به نظر میرسد ارتباطی با تیم یا موقعیت شرکت در داخل کشور ندارد و با این حال شرکت به سمت نوعی بیثباتی بازار میرود. روابط غیرکاری و دخالتهای غیرضروری در زندگی شخصی کارکنان تا حدی مشخص است. سیستم کار مشخصی برای فرآیندها وجود ندارد و کارها بیشتر با اربابرجوع و به قولی با سلام و صلوات پیش میرود. مشتریان شرکت از روشی نامشخص و از طریق روابطی غیرشفاف به دستآورد میشوند و این نگرانی درباره شفافیت در جذب مشتری وجود دارد. واحد مالی شرکت به نظر میرسد فاقد بینش و تدبیر مالی لازم است و بیشتر به عنوان نگهبان منابع مدیرعامل عمل میکند تا مدیر مالی مستقل.
به نسبت کار و انرژی که ازتون میخوان، حقوق ناچیزی پرداخت میکنن و انتطارات بالایی هم ازتون دارن. شما رابط بین والدین و شرکت هستید و عملا هر مشکلی که باشه دو طرف از چشم شما خواهند دید. اگه کار کردن با بچهها رو دوست دارید و وقت خالی زیادی دارید و انتظار حقوق خاصی ندارید خوبه وگرنه نه پیشرفت خاصی میکنید و نه تجربه ارزشمندی میشه براتون.
یه مجموعه آموزشی بدون هرگونه مزایا و حقوق مناسب که فقط عمر و وقت آدم رو هدر میدن. مدیران بی سوادی که با جو سعی میکنن چند برابر ازت کار بکشن. به وقتش به دردشون نخوری پرتت میکنن بیرون و همهی قول هایی که بهت دادن رو فراموش میکنم و اونا راهشو بلدن کاری میکنن که خودت درخواست خروج بدی
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.