وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که اجرا میشد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچکدام به واقعیت تبدیل نمیشدند. ابتدای کار ادعا میکردند که ۱۰٪ پورسانت میدهند، اما شرطهای غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح میشد و در نهایت حتی اگر به هدف هم میرسیدم، بهزور میگفتند که نتوانستهام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را میپذیرفتند و اگر تکمیلی میخواستید باید خودتان پیگیری میکردید. قول میدادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را بهعنوان عقبافتادهها جبران میکنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمیکنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایهام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتریها.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنتر بود که برخوردی بسیار خوشبرخورد و حمایتگر داشت؛ هیچوقت حس نکردم قصد تخریب یا تحقیر کسی وجود دارد. گفتوگوها بیشتر جنبه فنی پیدا کرد، اما کارِ مربوط به حوزه تخصص من مطابقت چندانی با چیزی که دنبال میکردند نداشت و شیفتها هم با برنامهام همخوانی نداشت. در کل فضا تا حد زیادی آرام بود و لزومی به استرس حس نمیکردم؛ اگر رفتید، راحت باشید.
به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار میکردم و تجربهام رو از اون دوره به طور روشن یادم میآید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر سؤال میبردند. من شاهد جلسات ناخوشایند زیادی بودم؛ با انصاف میگویم باید دید اون فرد پروژه رو با چه مشکلاتی روبهرو کرده و بعد قضاوت کرد. وقتی ازش میخواستیم شرح بدهد که اشکالات و عقبافتادگیها چگونه به وجود آمده، به جای توضیح شفاف، از دروغ و فرافکنی و بیادبی استفاده میکرد و کار را خراب میکرد. این افراد گاهی که حضورشون در شرکت لازم بود، نبودن و وقتی برای ادامه کار باهاشون تماس میگرفتیم، پاسخ نمیدادند؛ در جلسات بازخواست، اوضاع بدتر میشد. در نهایت فهمیدم یک کارمند بهاصطلاح دیوانه میتواند مدیر را به مرز جنون بکشاند—لطفاً با احتیاط رفتار کنید و از چنین افرادی دوری کنید. از سوی دیگر، شرکت تعهدات مالی خود را انجام داد و وقتی نیاز مالی داشتم با موافقت وام ارائه شد و پرداخت شد. در بخشی که کار میکردم، واقعاً دانشم بیشتر شد؛ شاید به این دلیل که خودم سعی کردم رفتار حرفهای و منصفانهای داشته باشم و به همین خاطر امتیاز مناسبی گرفتم. امیدوارم هرگز با چنین رفتارهایی روبهرو نشوید و برای همگی آرزوی موفقیت دارم.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
دقیقاً حقوق کف قانون کار بهت میدن بعد میگن پشت لیستی بقیشو میدیم همونم اونقدر اذیتت میکنن بعد با منت میدن محیط خاله زنکی تیم سازی علیه هم نگم برات نری که حالت بد میشه
چی بگم افتضاح حقوقامونو با 4 ماه تاخیر پرداخت میکردن بیمه هامونو رد نکردن نرخ خروج بالا نرخ جابجایی بالا
در این کارگاه به ظاهر حرفهای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی میشود و با ورود به شرکت تازهوارد حس میکنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبهرو میشوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار میماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار میگذارند. پروژهها پُر از کدی بینظم و بدون داکیومنت فنی قابلاستفادهاند و هیچکس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم میآوردند به جای بحث تخصصی، با توجیههای بیربط پاسخ میدهند یا میگویند یادگیری از طریق مهارتهای کتابی فرق دارد. رفتوآمد سادهای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه میکنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بیرحمانه برخورد میکنند و به مرور از هر بهانهای کسر میکنند. مدیرشان بیادب و بیتفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آنها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.
فکر میکنم بهترین کار اینه که قبل از ورود به هر پروژه قرارداد رسمی داشته باشم. کارهای غیررسمی و قول وقرارهای دستنویس، معمولاً دردسر میسازند و خیلی وقتها منو وسط کار معطل میگذارد؛ پس با جدی و حرفهای برخورد کردن، از اکثر مشکلات جلوگیری میکنم. قبل از آغاز کار جلسهای برای معرفی و هماهنگی ترتیب بدهیم تا همه بدون سردرگمی منابع و وظایف را درک کنند. از همان روز اول مشخص میکنم که هرکس چه مسئولیتی دارد و کارها را با استارت روشن میکنم. همچنین همه مراحل و فعالیتها را مستند میکنم تا هیچ چیز گُم نشود و پیگیریها راحت باشد.
به کار ورود به شرکت شهدینه آران برای من تجربهای ناامیدکننده بود و به خاطر فضای محدودِ پارتی و روابط خانوادگی، پیشرفتی احساس نمیکردم. گفته میشود که رزومه فرستادن فایدهای ندارد و برای بسیاری از موقعیتها مانند مدیریت خدمات هم اگر آقازاده نباشی، شانس پذیرفته شدنت کم است. در بالادست شرکت هم به نظر میرسد مدیرعامل رفته و رفیقها و شبکهٔ محدودی همچنان باقیاند، و نتیجه این چنین است که حس میکنم در میان دوستان و حلقههای خاص گیر کردهام.
صبحی که برای موقعیت مدیر محصول رفتم مصاحبه، حرفها و سوالات رفتاری زیادی پرسیدن و من هم پاسخها رو با دقت گفتم. وقتی پرسیدم تیم مدیریت محصول چطور سازمان یافته است، متوجه شدم فرد مصاحبهکننده از جنبههای فنی چندان آشنا نیست. به من گفتند ساعات کار از هشت شروع میشود، هزینه رفتوآمد ندارند و پارکینگ هم وجود ندارد. به وضوح فضای شرکت با انتظارات من برای یک نقش مدیریتی تفاوت داشت. در نهایت گفتند نتیجه، چه خوب و چه بد، به من اطلاع میدهند، اما پس از شش ماه حتی یک پیام هم دریافت نکردم.
در اولین فرصتی کارا رفتم و احساس کردم توی مصاحبه جلو میبرم، اما یک اتفاق غیرمنتظره کار دستم داد. شب قبل از برنامه، از تیم منابع انسانی ایمیلی رسید با زمان مصاحبهٔ الگوریتمی برای فردا، که ایمیل هم به پوشهٔ اسپم رفت و من فرصت آمادهسازی پیدا نکردم. با این حال فرایند مصاحبه را دوست داشتم. انتظار داشتم بیشتر دربارهٔ تجربههایم و نقش نودجیاس صحبت کنند، اما سوالات غالباً به سبک رقابتیِ ACM و المپیاد بود. با همکاری مصاحبهکننده روند پیش رفت و ناگهان دیدم کنار تخته مشغول ثبت لاگ و محاسبهٔ پیچیدگیها هستم. اگر مرور نکرده باشی با مفاهیم پایه مانند باینری جستوجو، مرجسورت و هشمپ، ممکن است یادآوریها کمی سخت شود؛ اما من با تلاش توانستم پنج سال عقب بیفتم و دوباره یاد بگیرم. توصیهام این است که پیش از حضور در مرحلهٔ بعدی، روی مباحث الگوریتمی مسلط شوید و چند سوال تمرین کنید. نکتهٔ دیگر اینکه برخیها گفتهاند آب نوشیده نشده؛ من چای نوشیدم و خیلی هم خوب بود. مصاحبهکننده گفت حتی اگر نسبت به منفی بودن نظر داشتند خبر میدهند، اما تا الان خبری نشده. وقتی پرسیدم نتیجهٔ کارم چیست، گفت نه خیلی عالی بود نه بد؛ احساس میکنم اوکی بودم، اما احتمالاً سطح انتظار بالا باشد یا همردههای خیلی قوی وجود دارند.
وضعیت منابع انسانی در این انتشارات واقعاً نابسامان است و من تجربهای ناخوشایند داشتم. قراردادها اغلب یکماهه هستند، مبلغ حقوق روی قرارداد مشخص نشده و امضای کارفرما هم وجود ندارد. حقوق هم به صورت چندمرحلهای پرداخت میشود و گاهی مجبور میشویم برای دریافت حقوق، التماس کنیم. از من سفته میگیرند و قرارداد محرمانگی امضا کردن را الزامی میکنند. پایه حقوق را عمدتاً کمتر مطرح میکنند تا مقدار بیمه کمتری رد شود. ساعات کار خیلی بیش از حدی است که قانون مشخص میکند و اضافهکاری معمولاً حساب نمیشود؛ اگر هم باشد، گاه تا آخر ماه بعد پرداخت میشود. ساختار سازمانی عملاً وجود ندارد و کارها به وضوح مشخص نیست کدام نفر چه وظیفهای دارد؛ به همین دلیل نیروی متخصص معمولاً دوام نمیآورد و فضا بیشتر به ادارهٔ یک دکهٔ بازاری میماند.
برای کار به عنوان برنامهنویس به بخش نرمافزار رفتم و با رفتاری ناخوشایند از سمت مدیر بخش روبهرو شدم که واقعاً گرایش به غرور و بیاحترامی داشت. تیم برخوردی کاملاً غیرحرفهای و از بالا به پایین داشت و بهشدت دلزدهام کرد تا جایی که تصمیم گرفتم ادامه ندم و از شرکت صرفنظر کنم. هنوز هم برام سواله که چرا چنین مدیری در اونجا حضور داره.
با من تماس گرفتن و قرار مصاحبه ساعت ۱۰ صبح گذاشتن تو همون روز مجدد بهم زنگ زدن قرار بزارن که گفتم شما به من وقت مصاحبه داده بودید،وقتی رفتم شخص مصاحبه کننده داشتند مصاحبه میکردن و ساعت ۱۱:۱۰ نوبت من شد بابت معطلی هیچ عذرخواهی نکردن حتی یک لیوان آب هم نیاوردن به وضوح منابع انسانی شرکت بی نظم بود و درست زمانبندی نکرده بود. فرم پرسشنامه مصاحبه رو که دادن گفتند تمام اطلاعات هویتی کدملی و شماره شناسنامه و کدپستی محل سکونت و باید وارد کنید ! وقتی اعتراض کردم گفتند اگه ننویسید مصاحبه کنسله !!! شخص مصاحبه کننده عصبی بود وقتی ازش سوال پرسیدم گفت جامون برعکس شده شما سوال میکنی ؟! و در اخر گفتند حجم کارمون خیلی زیاده و روزی ۲-۳ ساعت باید اضافه بمونید. سمی بودن شرکت از بدو تماس مشخصه و من چند ماهه آگهی این شرکت و این پوزیشن و پوزیشن های دیگه رو میبینم. متاسفانه به خاطر شرایط بد جامعه کارفرماها خیلی پرو شدن ،نگاه از بالا به پایین ،توقع که از هر نفر به اندازه ۲-۳ نفر کار بکشن، عدم احترام به وقت آدم هاو ... امیدوارم همه ما با ثبت این تجربه ها بتونیم شرایط و درست کنیم.
کار رو تجربه کردم و بعد از چند سال من را به خاطر دلایلی کنار گذاشتند. خوشبختانه به نظر میرسید مدیر شعبهای تازه آمده تا با سابقهای که دارد، بتواند جبران کنندهای باشد. از همکاران همان شعبه شنیدم که با تداوم کارش میتواند شرکت را آنطور تحتتاثیر قرار بدهد که زاویهای تازه به قضایا بدهد و بالاخره قدر باقیماندهها را مشخص کند.
فضای کار در این شرکت واقعاً آرام و دلپذیر است، با مدیریتی که پیگیر و برخوردی مهربان دارد. همکاران هم فوقالعادهاند و همکاری با آنها تجربهای مثبت بوده است.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
نرید این شرکت برای کار پرسنلش به شدت اذیت کنن و اجازه کار به شما نمیدن حتی اگر متخصص باشید مدیر بی خیال و دهن بینی داره و کادر اداری فوق العاده سمی اگر میخواهید عمرتون هدر نره چه برای آموزش و چه کار اینجا نرید موفق و پاینده باشید
وقتی وارد کار شدم با مجموعهای آموزشی روبهرو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاسها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائهشده بیکیفیف بود. در طول مصاحبه وعدههای زیادی داده میشد، اما عملیاتی که اجرا میشد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچکدام به واقعیت تبدیل نمیشدند. ابتدای کار ادعا میکردند که ۱۰٪ پورسانت میدهند، اما شرطهای غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح میشد و در نهایت حتی اگر به هدف هم میرسیدم، بهزور میگفتند که نتوانستهام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را میپذیرفتند و اگر تکمیلی میخواستید باید خودتان پیگیری میکردید. قول میدادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را بهعنوان عقبافتادهها جبران میکنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمیکنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایهام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتریها.
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنتر بود که برخوردی بسیار خوشبرخورد و حمایتگر داشت؛ هیچوقت حس نکردم قصد تخریب یا تحقیر کسی وجود دارد. گفتوگوها بیشتر جنبه فنی پیدا کرد، اما کارِ مربوط به حوزه تخصص من مطابقت چندانی با چیزی که دنبال میکردند نداشت و شیفتها هم با برنامهام همخوانی نداشت. در کل فضا تا حد زیادی آرام بود و لزومی به استرس حس نمیکردم؛ اگر رفتید، راحت باشید.
به خاطر دارم که در گروه صنعتی فولاد بهمن کار میکردم و تجربهام رو از اون دوره به طور روشن یادم میآید. بعضی از رفتارها و گفتارهایی که دیدم یا شنیدم متعلق به گروهی بود که تعادل لازم رو نداشتند و گاهی زحمات دیگران رو زیر سؤال میبردند. من شاهد جلسات ناخوشایند زیادی بودم؛ با انصاف میگویم باید دید اون فرد پروژه رو با چه مشکلاتی روبهرو کرده و بعد قضاوت کرد. وقتی ازش میخواستیم شرح بدهد که اشکالات و عقبافتادگیها چگونه به وجود آمده، به جای توضیح شفاف، از دروغ و فرافکنی و بیادبی استفاده میکرد و کار را خراب میکرد. این افراد گاهی که حضورشون در شرکت لازم بود، نبودن و وقتی برای ادامه کار باهاشون تماس میگرفتیم، پاسخ نمیدادند؛ در جلسات بازخواست، اوضاع بدتر میشد. در نهایت فهمیدم یک کارمند بهاصطلاح دیوانه میتواند مدیر را به مرز جنون بکشاند—لطفاً با احتیاط رفتار کنید و از چنین افرادی دوری کنید. از سوی دیگر، شرکت تعهدات مالی خود را انجام داد و وقتی نیاز مالی داشتم با موافقت وام ارائه شد و پرداخت شد. در بخشی که کار میکردم، واقعاً دانشم بیشتر شد؛ شاید به این دلیل که خودم سعی کردم رفتار حرفهای و منصفانهای داشته باشم و به همین خاطر امتیاز مناسبی گرفتم. امیدوارم هرگز با چنین رفتارهایی روبهرو نشوید و برای همگی آرزوی موفقیت دارم.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
اگه شرایطشو دارین که جای دیگه برین سرکار سمت این شرکت نرین.
دقیقاً حقوق کف قانون کار بهت میدن بعد میگن پشت لیستی بقیشو میدیم همونم اونقدر اذیتت میکنن بعد با منت میدن محیط خاله زنکی تیم سازی علیه هم نگم برات نری که حالت بد میشه
چی بگم افتضاح حقوقامونو با 4 ماه تاخیر پرداخت میکردن بیمه هامونو رد نکردن نرخ خروج بالا نرخ جابجایی بالا
در این کارگاه به ظاهر حرفهای، دخل و خرج من با قرارداد آزمایشی نامطمئنی فدلفندلی میشود و با ورود به شرکت تازهوارد حس میکنی وارد جایی با کلاس هستی اما با یک نسخه ناقص از توافق روبهرو میشوی. حقوق به شکل مبهم و کمتر از انتظار میماند و تنها یک قبض حقوقی ناقص را در اختیار میگذارند. پروژهها پُر از کدی بینظم و بدون داکیومنت فنی قابلاستفادهاند و هیچکس نیست که درست تحویل بدهد یا توضیح بدهد؛ در نتیجه انتظار دارند در همان دو روز اول همان کارهای قدیمی را اجرا کنم. معیارهای فنی برایشان اهمیت ندارد و وقتی مشکل کم میآوردند به جای بحث تخصصی، با توجیههای بیربط پاسخ میدهند یا میگویند یادگیری از طریق مهارتهای کتابی فرق دارد. رفتوآمد سادهای مثل رفتن به دستشویی تا بازگشت به میز زیر نظر است و هر کاری که به مذاقشان خوش نیاید را با کاهش ساعات کار یا امتیازها جریمه میکنند. در ابتدای کار به حقوق کمی بیرحمانه برخورد میکنند و به مرور از هر بهانهای کسر میکنند. مدیرشان بیادب و بیتفاوت نسبت به مودبانه خداحافظی است، هرچند در تیم فنی چند نفر هستند که کار با آنها واقعاً خوشایند است. به طور خلاصه، از این تجربه نرو.
فکر میکنم بهترین کار اینه که قبل از ورود به هر پروژه قرارداد رسمی داشته باشم. کارهای غیررسمی و قول وقرارهای دستنویس، معمولاً دردسر میسازند و خیلی وقتها منو وسط کار معطل میگذارد؛ پس با جدی و حرفهای برخورد کردن، از اکثر مشکلات جلوگیری میکنم. قبل از آغاز کار جلسهای برای معرفی و هماهنگی ترتیب بدهیم تا همه بدون سردرگمی منابع و وظایف را درک کنند. از همان روز اول مشخص میکنم که هرکس چه مسئولیتی دارد و کارها را با استارت روشن میکنم. همچنین همه مراحل و فعالیتها را مستند میکنم تا هیچ چیز گُم نشود و پیگیریها راحت باشد.
به کار ورود به شرکت شهدینه آران برای من تجربهای ناامیدکننده بود و به خاطر فضای محدودِ پارتی و روابط خانوادگی، پیشرفتی احساس نمیکردم. گفته میشود که رزومه فرستادن فایدهای ندارد و برای بسیاری از موقعیتها مانند مدیریت خدمات هم اگر آقازاده نباشی، شانس پذیرفته شدنت کم است. در بالادست شرکت هم به نظر میرسد مدیرعامل رفته و رفیقها و شبکهٔ محدودی همچنان باقیاند، و نتیجه این چنین است که حس میکنم در میان دوستان و حلقههای خاص گیر کردهام.
صبحی که برای موقعیت مدیر محصول رفتم مصاحبه، حرفها و سوالات رفتاری زیادی پرسیدن و من هم پاسخها رو با دقت گفتم. وقتی پرسیدم تیم مدیریت محصول چطور سازمان یافته است، متوجه شدم فرد مصاحبهکننده از جنبههای فنی چندان آشنا نیست. به من گفتند ساعات کار از هشت شروع میشود، هزینه رفتوآمد ندارند و پارکینگ هم وجود ندارد. به وضوح فضای شرکت با انتظارات من برای یک نقش مدیریتی تفاوت داشت. در نهایت گفتند نتیجه، چه خوب و چه بد، به من اطلاع میدهند، اما پس از شش ماه حتی یک پیام هم دریافت نکردم.
در اولین فرصتی کارا رفتم و احساس کردم توی مصاحبه جلو میبرم، اما یک اتفاق غیرمنتظره کار دستم داد. شب قبل از برنامه، از تیم منابع انسانی ایمیلی رسید با زمان مصاحبهٔ الگوریتمی برای فردا، که ایمیل هم به پوشهٔ اسپم رفت و من فرصت آمادهسازی پیدا نکردم. با این حال فرایند مصاحبه را دوست داشتم. انتظار داشتم بیشتر دربارهٔ تجربههایم و نقش نودجیاس صحبت کنند، اما سوالات غالباً به سبک رقابتیِ ACM و المپیاد بود. با همکاری مصاحبهکننده روند پیش رفت و ناگهان دیدم کنار تخته مشغول ثبت لاگ و محاسبهٔ پیچیدگیها هستم. اگر مرور نکرده باشی با مفاهیم پایه مانند باینری جستوجو، مرجسورت و هشمپ، ممکن است یادآوریها کمی سخت شود؛ اما من با تلاش توانستم پنج سال عقب بیفتم و دوباره یاد بگیرم. توصیهام این است که پیش از حضور در مرحلهٔ بعدی، روی مباحث الگوریتمی مسلط شوید و چند سوال تمرین کنید. نکتهٔ دیگر اینکه برخیها گفتهاند آب نوشیده نشده؛ من چای نوشیدم و خیلی هم خوب بود. مصاحبهکننده گفت حتی اگر نسبت به منفی بودن نظر داشتند خبر میدهند، اما تا الان خبری نشده. وقتی پرسیدم نتیجهٔ کارم چیست، گفت نه خیلی عالی بود نه بد؛ احساس میکنم اوکی بودم، اما احتمالاً سطح انتظار بالا باشد یا همردههای خیلی قوی وجود دارند.
وضعیت منابع انسانی در این انتشارات واقعاً نابسامان است و من تجربهای ناخوشایند داشتم. قراردادها اغلب یکماهه هستند، مبلغ حقوق روی قرارداد مشخص نشده و امضای کارفرما هم وجود ندارد. حقوق هم به صورت چندمرحلهای پرداخت میشود و گاهی مجبور میشویم برای دریافت حقوق، التماس کنیم. از من سفته میگیرند و قرارداد محرمانگی امضا کردن را الزامی میکنند. پایه حقوق را عمدتاً کمتر مطرح میکنند تا مقدار بیمه کمتری رد شود. ساعات کار خیلی بیش از حدی است که قانون مشخص میکند و اضافهکاری معمولاً حساب نمیشود؛ اگر هم باشد، گاه تا آخر ماه بعد پرداخت میشود. ساختار سازمانی عملاً وجود ندارد و کارها به وضوح مشخص نیست کدام نفر چه وظیفهای دارد؛ به همین دلیل نیروی متخصص معمولاً دوام نمیآورد و فضا بیشتر به ادارهٔ یک دکهٔ بازاری میماند.
برای کار به عنوان برنامهنویس به بخش نرمافزار رفتم و با رفتاری ناخوشایند از سمت مدیر بخش روبهرو شدم که واقعاً گرایش به غرور و بیاحترامی داشت. تیم برخوردی کاملاً غیرحرفهای و از بالا به پایین داشت و بهشدت دلزدهام کرد تا جایی که تصمیم گرفتم ادامه ندم و از شرکت صرفنظر کنم. هنوز هم برام سواله که چرا چنین مدیری در اونجا حضور داره.
با من تماس گرفتن و قرار مصاحبه ساعت ۱۰ صبح گذاشتن تو همون روز مجدد بهم زنگ زدن قرار بزارن که گفتم شما به من وقت مصاحبه داده بودید،وقتی رفتم شخص مصاحبه کننده داشتند مصاحبه میکردن و ساعت ۱۱:۱۰ نوبت من شد بابت معطلی هیچ عذرخواهی نکردن حتی یک لیوان آب هم نیاوردن به وضوح منابع انسانی شرکت بی نظم بود و درست زمانبندی نکرده بود. فرم پرسشنامه مصاحبه رو که دادن گفتند تمام اطلاعات هویتی کدملی و شماره شناسنامه و کدپستی محل سکونت و باید وارد کنید ! وقتی اعتراض کردم گفتند اگه ننویسید مصاحبه کنسله !!! شخص مصاحبه کننده عصبی بود وقتی ازش سوال پرسیدم گفت جامون برعکس شده شما سوال میکنی ؟! و در اخر گفتند حجم کارمون خیلی زیاده و روزی ۲-۳ ساعت باید اضافه بمونید. سمی بودن شرکت از بدو تماس مشخصه و من چند ماهه آگهی این شرکت و این پوزیشن و پوزیشن های دیگه رو میبینم. متاسفانه به خاطر شرایط بد جامعه کارفرماها خیلی پرو شدن ،نگاه از بالا به پایین ،توقع که از هر نفر به اندازه ۲-۳ نفر کار بکشن، عدم احترام به وقت آدم هاو ... امیدوارم همه ما با ثبت این تجربه ها بتونیم شرایط و درست کنیم.
کار رو تجربه کردم و بعد از چند سال من را به خاطر دلایلی کنار گذاشتند. خوشبختانه به نظر میرسید مدیر شعبهای تازه آمده تا با سابقهای که دارد، بتواند جبران کنندهای باشد. از همکاران همان شعبه شنیدم که با تداوم کارش میتواند شرکت را آنطور تحتتاثیر قرار بدهد که زاویهای تازه به قضایا بدهد و بالاخره قدر باقیماندهها را مشخص کند.
فضای کار در این شرکت واقعاً آرام و دلپذیر است، با مدیریتی که پیگیر و برخوردی مهربان دارد. همکاران هم فوقالعادهاند و همکاری با آنها تجربهای مثبت بوده است.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
نرید این شرکت برای کار پرسنلش به شدت اذیت کنن و اجازه کار به شما نمیدن حتی اگر متخصص باشید مدیر بی خیال و دهن بینی داره و کادر اداری فوق العاده سمی اگر میخواهید عمرتون هدر نره چه برای آموزش و چه کار اینجا نرید موفق و پاینده باشید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.