وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۶۷۴ تجربه منتشرشده – صفحه ۱ از ۳۴
شرکت مهندسی فکور صنعت تهران
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندسي۵ مهر ۱۴۰۵
۴٫۰
پشت ظاهر حرفه‌ای، یک محیط کاری واقعاً فرسایشی

تجربه من از این شرکت اصلاً تجربه خوبی نبود. محیط کاری به‌شدت ناسالم و پر از روابط پشت‌پرده و غیررسمی بود و این حس وجود داشت که اگر با جریان‌ها و افراد خاصی همراه نباشید، امنیت شغلی چندانی نخواهید داشت و حتی ممکن است ادامه همکاری‌تان به خطر بیفتد. در مورد منابع انسانی هم متأسفانه شرایط خوبی ندیدم. از نظر من، مدیر منابع انسانی از نظر دانش و تجربه، تناسب لازم با این جایگاه را نداشت و بیشتر به واسطه رابطه و آشنایی با مدیرعامل در این موقعیت قرار گرفته بود. عملاً هم ارتباط چندانی با کارکنان نداشت و بیشتر اوقات در اتاق خودش بود و ارتباط مستقیم و مؤثری با بدنه کارکنان دیده نمی‌شد. بخش زیادی از کارها هم به فردی سپرده شده بود که عملاً نقش جانشین مدیر منابع انسانی را پیدا کرده بود. متأسفانه این فرد از اختیاراتی که در اختیارش قرار گرفته بود، به نظر من استفاده درستی نمی‌کرد و در بعضی موارد برخوردها و تصمیم‌گیری‌ها کاملاً شخصی و از روی غرض به نظر می‌رسید. موضوع دیگری که برای من بسیار آزاردهنده بود، نحوه جذب و استخدام افراد بود. چیزی که من در طول همکاری دیدم این بود که روابط و آشنایی‌ها می‌توانست در استخدام افراد نقش زیادی داشته باشد و همین مسئله باعث می‌شد شایسته‌سالاری و فرصت برابر چندان جدی به نظر نرسد. در مجموع، فضای شرکت برای من به‌شدت سمی و فرسایشی بود. مهم‌تر از همه، احساس امنیت شغلی بسیار پایینی وجود داشت و همیشه این نگرانی بود که تصمیمات درباره ادامه همکاری، بیشتر تحت تأثیر روابط و مناسبات داخلی باشد تا عملکرد واقعی افراد.

شرکت مهندسی فکور صنعت تهران
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندسي۵ مهر ۱۴۰۵
۴٫۵
فاصله میان ویترین سازمان و واقعیت محیط کار

ظاهر شرکت حرفه‌ای و ساختار سازمانی آن در نگاه اول قابل‌قبول به نظر می‌رسد، اما تجربه کاری من با فضای داخلی مجموعه، تصویری کاملاً متفاوت ایجاد کرد. متأسفانه در بخش‌هایی از سازمان، روابط غیرحرفه‌ای، حاشیه‌ها و مناسباتی که با شایسته‌سالاری فاصله دارند، بر تصمیم‌گیری‌ها و تعاملات کاری تأثیرگذار هستند. این موضوع در معاونت منابع انسانی نیز به‌وضوح قابل مشاهده است؛ از ضعف در مدیریت و تصمیم‌گیری گرفته تا شرایطی که عملاً اختیار و قدرت تصمیم‌گیری مدیر منابع انسانی را تحت تأثیر نفوذ برخی افراد قرار می‌دهد. در چنین فضایی، عملکرد و شایستگی افراد لزوماً تعیین‌کننده مسیر رشد و تصمیمات سازمانی نیست. به نظر من، فکور صنعت نمونه‌ای از مجموعه‌هایی است که فاصله قابل‌توجهی میان «تصویر بیرونی» و «واقعیت تجربه کارکنان» وجود دارد. ظاهر سازمان، برند و ویترین شرکت ممکن است حرفه‌ای و معتبر به نظر برسد، اما برای من، کیفیت فضای کاری و برخی روابط و فرآیندهای داخلی تجربه‌ای رضایت‌بخش نبود. در مجموع، بر اساس تجربه شخصی‌ام، اگر برایتان فرهنگ سازمانی سالم، شفافیت، شایسته‌سالاری و استقلال در تصمیم‌گیری مدیریتی اهمیت دارد، پیشنهاد می‌کنم پیش از پذیرش پیشنهاد همکاری، حتماً درباره فضای واقعی تیم و نحوه مدیریت آن بخش تحقیق بیشتری انجام دهید.

گروه صنایع گیتی پسند
تولید و صنایعاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۵ مهر ۱۴۰۵
۱٫۰
شبکه ای از پنهان کاری مدیران در مورد فساد اخلاقی یک فرد در مجموعه

به درخواست یکی از همکاران سابقم، تصمیم گرفتم تجربه‌ای را که در این شرکت در مورد صفاتی داشتم با دیگران به اشتراک بگذارم؛ شاید بیان این تجربه باعث شود چنین اتفاقاتی برای افراد دیگری تکرار نشود. در مدتی که در این مجموعه کار می‌کردم، درباره رفتارهای نامناسب یکی از سرپرستان صفاتی، از جمله مواردی که پیش از این نیز درباره رفتار او با برخی کارکنان مطرح شده بود، صحبت‌هایی میان کارکنان وجود داشت. متأسفانه خود من نیز با رفتاری مواجه شدم که از نظر من کاملاً نامناسب و خارج از چارچوب حرفه‌ای محیط کار بود. زمانی که در برابر پیشنهاد او ایستادم و حاضر نشدم به خواسته‌اش تن بدهم، به‌تدریج متوجه شدم که رفتار او با من تغییر کرد و احساس کردم تلاش‌هایی برای بد جلوه دادن عملکرد و شخصیت من نزد مدیر واحد صورت می‌گیرد. موضوعی که برای من بسیار تلخ بود، نحوه برخورد مجموعه با این مسئله بود. با توجه به آنچه خودم تجربه کردم، این تصور برایم ایجاد شد که برخی افراد در سطوح مختلف مدیریتی و واحدهای شرکت ترجیح می‌دادند موضوعات این‌چنینی به مدیران ارشد و سهامداران اصلی منتقل نشود. البته من نمی‌توانم درباره نیت افراد یا وجود یک هماهنگی سازمان‌یافته با قطعیت قضاوت کنم؛ اما نتیجه‌ای که من به‌عنوان یک کارمند دیدم، این بود که موضوع آن‌طور که انتظار داشتم جدی و شفاف پیگیری نشد. در نهایت، زمانی که بخشی از توضیحاتم را با منابع انسانی مطرح کردم، احساس کردم رسیدگی مؤثری به موضوع انجام نشد و مسئله به شکل جدی‌تری به مدیران ارشد منتقل نشد به چه دلیل این مخفی کاری ها را می کردند نمیدانم آیا واقعا این سرپرست مستمسک یا ورق برنده ای از آنها داشت که آنها را مجبور به مخفی کاری می کرد یا خیر نمی دانم. مدتی بعد نیز شرایط به‌گونه‌ای پیش رفت که عملاً مجبور به ترک شرکت شدم. با وجود تمام تلخی این تجربه، امروز از یک موضوع خوشحالم: اینکه در برابر فشاری که احساس می‌کردم نادرست و غیراخلاقی است، کوتاه نیامدم، حالا نظر مدیران شرکت هرچه می خواهد باشد خودشان جوابگوی رفتارشان پیش وجدانشان خواهند بود. امیدوارم شرکت‌ها برای شناخت واقعیت محیط کاری خود، فقط به گزارش‌های رسمی مدیران اکتفا نکنند، از طریق نظرسنجی‌های واقعاً ناشناس و مستقل، درباره تجربه کاری‌شان بازخورد بگیرند. گاهی واقعیت‌هایی که در ساختار مدیریتی دیده نمی‌شوند، در تجربه کارکنان کاملاً آشکارند. این متن را نه از روی کینه، بلکه با این امید می‌نویسم که اگر مشکلی در یک محیط کاری وجود دارد، پیش از آنکه افراد دیگری آسیب ببینند، دیده و جدی گرفته شود و ارزش آدم ها حفظ شود و برای شغل و درآمد مجبور به تن دادن به خواسته اینجور سرپرستان (م.ص) نشوند. به امید روزی که این مسائل به گوش مدیران کلان برسد اگر مدیران میانی بگذارند و وجدان بیشتری بخرج دهند.

فارست مبل
تولید و صنایعاسلامشهر
تجربه کاری
کاربر ناشناسمدیر مهندسی۵ مهر ۱۴۰۵
۱٫۲
توافقات بی‌اعتبار، تصمیمات بی‌ثبات و مدیریت فرسایشی

تجربه کاری من در این مجموعه متأسفانه بسیار نامطلوب بود و به هیچ‌وجه با انتظاراتی که در زمان مصاحبه و شروع همکاری مطرح شده بود، همخوانی نداشت. مهم‌ترین مشکل، شفاف نبودن توافقات و تصمیمات مدیریتی بود. مواردی که در زمان استخدام درباره شرایط همکاری، مسئولیت‌ها و درآمد مطرح می‌شود، لزوماً در ادامه به همان شکل اجرا نمی‌شود و در طول همکاری نیز تغییرات و تصمیمات متعددی بدون ثبات و چارچوب مشخص اتفاق می‌افتد. از نظر فضای مدیریتی نیز تجربه من مثبت نبود. در موارد متعددی احساس کردم به جای استفاده از بازخورد حرفه‌ای، از برخوردهای تحقیرآمیز یا تضعیف روحیه کارکنان استفاده می‌شود. حتی در جزئیات بسیار کوچک و غیرمرتبط با عملکرد واقعی افراد نیز حساسیت و کنترل زیادی وجود دارد. در مجموع، از نظر من مشکل اصلی این مجموعه صرفاً یک مورد یا یک واحد خاص نیست؛ بلکه نبود شفافیت در توافقات، ثبات نداشتن تصمیمات و شیوه مدیریت منابع انسانی، می‌تواند برای فردی که قصد همکاری با این شرکت را دارد چالش‌برانگیز باشد. اگر کسی قصد پیوستن به این مجموعه را دارد، پیشنهاد می‌کنم قبل از قبول پیشنهاد شغلی، حتماً درباره حقوق و مزایا، شرح دقیق مسئولیت‌ها، اختیارات، نحوه پرداخت و سایر توافقات، اطلاعات کاملاً شفاف و ترجیحاً مکتوب دریافت کند.

گروه صنایع گیتی پسند
تولید و صنایعاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳ مهر ۱۴۰۵
۱٫۰
سرپرست روان پریش م ص

تازه با این سایت آشنا شدم و وقتی نظرات قبلی را خواندم، واقعاً تعجب کردم؛ چون از توضیحات و تجربه‌های مختلف کاملاً مشخص بود که صحبت‌ها درباره همان سرپرستی بود که ما هم در مجموعه با رفتارهایش مشکل داشتیم (م ص). چیزهایی که در نظرات نوشته شده بود، با آنچه خودم در آن محیط با صفاتی تجربه کرده بودم، تطابق زیادی داشت چون همه را فراری داد تا کسی از کارش سر در نیاورد و به خراب کاری هایش ادامه دهد و جای پای خودش را محکم کند. او در طول مدت فعالیتش بارها با رفتارهای تند، غیرحرفه‌ای و آزاردهنده با پرسنل برخورد کرده بود و فضای واحد را به‌شدت متشنج کرده بود. به نظر من، اگر قرار بود کسی به اعتبار شرکت لطمه بزند، ادامه چنین رفتارهایی بیشتر از هر چیز دیگری می‌توانست این آسیب را ایجاد کند. انتقاد اصلی من دقیقاً متوجه همین موضوع بود که چرا با وجود اطلاع از مشکلات و اعتراض‌های پرسنل، برخورد جدی و مؤثری با رفتارهای این سرپرست انجام نشد. بی‌تفاوتی در برابر آزار کارکنان در نهایت باعث شد نیروهای خوب مجموعه از دست بروند و تصویری که می‌توانست از شرکت بسیار بهتر باشد، تحت تأثیر رفتار یک فرد قرار بگیرد. من این تجربه را زمانی بیان کردم که دیگر در مجموعه حضور نداشتم و امیدوار بودم مدیران متوجه شوند که نادیده گرفتن چنین رفتارهایی، در بلندمدت نه‌تنها به کارکنان، بلکه به اعتبار و برند خود شرکت هم آسیب می‌زد.

گروه صنایع گیتی پسند
تولید و صنایعاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳ مهر ۱۴۰۵
۱٫۰
فاسد ترین سرپرست و مدیر بی تفاوت

مدت زیادی تحت فشار و آزارهای رفتاری و روانی سرپرست صفاتی (م ص) قرار داشتم. رفتارهای تحقیرآمیز، بی‌احترامی، برخوردهای دوگانه و ایجاد فضای ترس و فشار، به مرور شرایط کاری را برای من غیرقابل‌تحمل کرد. از طرفی، رفتارهای غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای و شکل‌گیری روابط ناسالم و مسموم میان سرپرست و برخی از پرسنل مجموعه، فضای واحد را بیش از پیش متشنج و غیرقابل‌اعتماد کرده بود. در کنار این مسائل، شاهد مواردی از سوءاستفاده از موقعیت شغلی، بی‌انضباطی و رفتارهای غیرحرفه‌ای نیز بودم. آنچه برای من سخت‌تر بود، بی‌تفاوتی مدیران نسبت به این مسائل بود. با وجود اینکه بخش قابل‌توجهی از این رفتارها و مشکلات برای مدیران قابل مشاهده یا گزارش‌شده بود، اقدام مؤثری برای اصلاح شرایط انجام نشد و همین بی‌تفاوتی باعث شد این وضعیت ادامه پیدا کند. فشار و فرسایش ناشی از این محیط به‌تدریج آرامش و انگیزه کاری‌ام را از بین برد و در نهایت، وقتی دیدم مدیران در برابر این شرایط و آنچه من فساد و بی‌انضباطی می‌دانستم واکنش مؤثری نشان نمی‌دهند، سال گذشته تصمیم گرفتم از مجموعه جدا شوم.

فن آوران آریا محور
تولید و صنایعکرج
تجربه کاری
کاربر ناشناستدوینگر۱ مهر ۱۴۰۵
۱٫۲
تجربه کاری درواحدمدیا تیم دیجیتال مارکتینگ

تیم دیجیتال مارکتینگ به مدیریت ناصری وسرپرستی رضوانی یک فاجعه به تمام معناست من برای دشمنمم همکاری تواین مجموعه رونمیخوام اگه دختری وبرات سلامت روانت مهمه هیچوقت وارداین تیم نشوچون بدوورودت متوجه بازی روانی ای میشی که تاحالاتجربه نکردی سرپرستی که بیشترازکاردرگیرمسایل دیگست ومحوریت صحبتش هم درموردچیزهای دیگست. روزی که ازمجموعه مااومدیم بیرون تیم منابع انسانی گفت به هیچ عنوان دیگه نیروخانم دراین تیم گرفته نمیشه وخب الان تمام اگهی هاشون بعد۶ ماه ترجیحاخانم هستش چرا؟چون سرپرست بدون حضوریک نیرومحرک خانم کارنمیکنه وبه این موضوع همه واقفن. آبرویک دخترتوکل مجموعه به همین علت رفت واون دخترازمجموعه رفت وتمام تقصیرهاروگردن گرفت ولی سوال اینجاست وقتی اعضای تیم هم به این ماجرااشاره کردن دیگه چراچشماتون وروی حقیقت بستیدآقای ناصری چطورخودتون وتوجیه کردیدوقتی مدیرعامل مجموعه هم قانع نشد؟ . تویک سیب گندیده روازسبدخارج نمیکنی که همه سیباتوبگندونه؟ مشکل ازکجاست اقای ناصری؟!فقط برام سواله!

فن آوران آریا محور
تولید و صنایعکرج
تجربه کاری
کاربر ناشناسادمین وسناریونویس وتدوین۱ مهر ۱۴۰۵
۱٫۳
تجربه دوساله من درتیم دیجیتال مارکتینگ

سلام وقت بخیر. می‌خوام تجربه نزدیک به دو سال کار کردنم در واحد دیجیتال مارکتینگ فامکو، با مدیریت مهندس ناصری و سرپرستی آقای رضوانی رو بگم؛ تجربه‌ای که صادقانه بگم، بدترین تجربه کاری من بود. چیزی که من در این تیم تجربه کردم این بود که لزوماً خوب کار کردن، دلسوز بودن، مسئولیت‌پذیری یا نتیجه‌ای که برای مجموعه میاری، ملاک اصلی نیست. چیزی که بیشتر اهمیت داره اینه که چقدر بتونی مدیرت رو راضی نگه داری و چقدر با خواسته‌هاش همراه باشی. اگر با چیزی مخالفت کنی، اون هم برای حفظ حرمت وابروخودت یا کاری رو که قبول نداری انجام ندی، شرایط می‌تونه اونقدر برات سخت بشه وسختش کنن که در نهایت خودت تصمیم بگیری از مجموعه خارج بشی. اما بخش تلخ‌تر ماجرا برای من، رفتار سرپرست تیم بود. در طول همکاری‌ام با رفتارها و صحبت‌هایی مواجه شدم که از نظر من هیچ جایی در یک رابطه حرفه‌ای بین مدیر و کارمند نداشت. پیشنهاد همکاری خارج از مجموعه درتایم های ساعت ۲ شب پیشنهادشمال و صحبت‌های شخصی و مطرح کردن مسائلی مثل «من طلاق عاطفی گرفتم» در حالی که ایشون متأهل بودند، وشب خوابتودیدم برای من کاملاً خارج از چارچوب حرفه‌ای بود. اما چیزی که بیشتر از خود این رفتارها من رو متعجب کرد، واکنش مدیریت بود. سؤال من از مهندس ناصری اینه: وقتی درباره رفتار یک مدیر یا سرپرست اعتراض‌هایی مطرح می‌شه، چرا به جای اینکه موضوع بی‌طرفانه بررسی بشه، اولویت حفظ جایگاه همون فرده؟ در طول این مدت درباره رفتارهای مختلف ایشون اعتراض‌هایی مطرح شد. حتی نیروهای قدیمی‌تر از اتفاقات گذشته اطلاع داشتند چون این مواردگویابارهابادختران مجموعه تکرارشده بود. اما چیزی که من دیدم این بود که به جای اینکه اصل مسئله بررسی بشه، بعضی از همان نیروهایی که از اتفاقات خبر داشتند، از مجموعه خارج شدند. حتی از طرف منابع انسانی هم این برداشت به من منتقل شد که با رفتن این افراد، گذشته تیم عملاً پاک می‌شه. واقعاً سؤال من اینه: اگر مشکلی در یک تیم وجود داره، چرا باید آدم‌هایی که از اون مشکل خبر دارن حذف بشن، نه اینکه خود مشکل بررسی و حل بشه؟ من نمی‌دونم دلیل حمایت مدیریت از این سرپرست چی بوده.و طبیعتاً چیزی رو که نمی‌تونم ثابت کنم، به عنوان واقعیت مطرح نمی‌کنم وبرداشت وبازمیذارم. اما چیزی که می‌تونم درباره‌اش حرف بزنم، تجربه خودمه. تجربه من این بود که جایگاه بعضی افراد از احساس امنیت نیروها مهم‌تر بود. نتیجه چنین فضایی هم مشخصه: بی‌اعتمادی، فشار روانی و امنیت. به نظر من این خطرناک‌ترین اتفاقیه که می‌تونه برای یک تیم کاری بیفته. من نزدیک دو سال اونجا بودم. کار کردم، یاد گرفتم، تلاش کردم و برای تیم وقت گذاشتم. اما چیزی که در نهایت با خودم بردم، فقط تجربه کاری نبود؛ بخشی از آرامش و اعتمادم به کارو ادم ها ومحیط کار هم آسیب دید. مهندس ناصری، من بدترین تجربه کاری‌ام رو در تیم شما داشتم. شما حتی سر حرف خودتون هم نایستادید و تصمیمی گرفتید که تبعاتش رو ما با آینده، آرامش و روح و روانمون پرداخت کنیم. من مطمئنم تبعات تصمیمی که گرفتید رو به‌زودی خواهید دید. چون من شخصاهیچوقت شمارونمیبخشم مخصوصاباتوجیهاتی که اوردید. و این دقیقاً چیزی بود که ما تجربه کردیم.

توانگران سپهر فردا جم
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس بازرگانی۱ مهر ۱۴۰۵
۲٫۲
تجربه بسیار تلخ

همون ابتدای کار 10 درصد مبلغ درخواستیتون رو کم میکنن و به بهانه اینکه بعد دوره آزمایشی با صلاح دید مدیریت بهتون میدن. محیط کاری پر از فامیل های هییت مدیره است که به رغم نداشتن صلاحیت کافی برای تصدی پست های سازمانی سر کار هستند. قراردادها یک ماه یک ماه تمدید میشه که این یعنی شما امنیت شغلی در این سازمان نداری. تمام تصمیمات مهم حول محور مشاور هییت مدیره که آدمی خودشیفته و کار نابلد است گرفته میشود. عملا مدیر عامل مجموعه در خیلی از موارد قدرت تصمیم گیری ندارد و این مشاور با دخالت های بیجا در کار تیم بازرگانی و فروش عملا جو را مسموم کرده است. میفرستنتون طب کار و هزینه اش رو خودتون باید بدید و اگه تو دوره آزمایشی باهاتون قطع همکاری کنن این مبلغ را به شما بر نمیگردونند. بدون هیچ دلیل مشخصی و فقط با تحویل یک مشت دورغ و حرف های ضد و نقیض با شما قطع همکاری میکنند. برای افراد تازه کار محیط خوبی است ولی برای افراد با تجربه من اینجا را توصیه نمیکنم.

گروه صنایع گیتی پسند
تولید و صنایعاصفهان
مصاحبه
کاربر ناشناسکارمند۳۰ شهریور ۱۴۰۵
انصرافسختی: سخت
وقتی مدیران به فساد سرپرست صفاتی اهمیت نمی دهند یعنی به کارهای او مشروعیت می دهند

وقتی یک سرپرست (م ص) صفاتی به‌جای حفظ منافع مجموعه، محیط کار را به عرصه‌ای برای روابط ناسالم، رفتارهای غیراخلاقی و تخلفات مالی تبدیل می‌کند، طبیعی است که نتیجه چیزی جز آسیب‌دیدن اعتبار و آرامش آن شرکت نباشد. متأسفانه درباره عملکرد این سرپرست، از جمله رفتارهای غیراخلاقی و همچنین مسائل و ابهاماتی در زمینه امور مالی، مطالب و گزارش‌های متعددی مطرح شده است. آنچه بیش از خود این ادعاها نگران‌کننده است، سکوت و بی‌عملی مدیرانی است که گفته می‌شود از این مسائل اطلاع دارند اما اقدامی جدی برای بررسی و جلوگیری از ادامه آن انجام نداده‌اند. شرکتی که در برابر چنین رفتارهایی سکوت می‌کند، فقط یک فرد خاطی را تحمل نمی‌کند؛ بلکه به‌تدریج اعتماد کارکنان، اعتبار سازمان و سلامت محیط کاری خود را از بین می‌برد. مدیریت واقعی یعنی بررسی شفاف اتهامات، برخورد یکسان با همه و دفاع از منافع شرکت؛ نه نادیده گرفتن مشکلات به خاطر ملاحظات شخصی یا سازمانی.

گروه صنایع گیتی پسند
تولید و صنایعاصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲۹ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
شرکت رها شده دست صفاتی بی کفایت

این شرکت دیگه گیتی پسند نیست شرکت صفاتی پسنده همه مدیران شرکت رو سپرده بودند دست یک سرپرست در دفتر تهران ( م ص ) شخصی مفسد و بی کفایت و هرزه دختر باز صفاتی که هر بلایی دلش خواست سر این شرکت آورد و حسابی جولان می داد و برند شرکت را حسابی در بازار خراب کرد، البته که شرکت مال خودشه هرکاری دلش می خواست کرد.

دينو موتور
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۲۹ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۸
بدون فرهنگ سازمانی

هیچ نشانه ای از وجود فرهنگ و چارت سازمانی در مجوعه وجود ندارد و فقط شخص مدیر عامل تصمیم گیرنده هستش و به دلخاوه ایشان مجموعه اداره میشود که باعث بی نظمی زیاد و بی قانونی های فراوانی میشود. امنیت شغلی افتضاح می باشد و با کوچیک ترین حرف پیش مدیرعامل بدون هیچ تحقیقی یک شخص اخراج میشود و تهمت دزدی و کار شکنی به اون شخص زده میشود. ارتقا شغلی در این مجموعه بر اساس تخصص و دانش نیست و فقط بر اساس نزدیکی به مدیرعامل و زیراب زنی بقیه پرسنل هستش

ابزار یراق توسن
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
همون که نونش بریدیدمدیر پروژه۲۹ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۷
مدیریت سنتی، رفتار زشت سازمانی، بی‌اخلاقی، عدم امنیت شغلی

من حدود یک سال در این شرکت کار کردم و به دلیل رفتار سازمانی زشت، همکاران شرور و زیرآب زن، مدیران و کارکنان بی‌ادب و بی‌تربیت و شل مغز، عدم امنیت شغلی (قراردادهای سه ماهه) و رفتار سازمانی زیر دیپلم، مافیا بازی و رفتار ناشایست یک عده از مدیران و اقوام و فامیل مدیرعامل و فشار و توقعات نابجا و مدیریت سنتی، عدم وجود وظایف مشخص و شفافیت شغلی، با وجود حقوق و مزایای خوب، ناچار به استعفا شدم. به دلایل ذکر شده به کسی توصیه نمی‌کنم در این شرکت کار کند.

ایلیا استیل
تولید و صنایعآذربایجان شرقی، تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲۸ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
نابودی بنیان خانواده

تجربه همکاری با ایلیا استیل برای من با چیزی که در زمان مصاحبه تصور می‌کردم کاملاً متفاوت بود. متأسفانه رفتار مدیر منابع انسانی که مصاحبه کننده اولیه شرکت است با برخوردهای بعد همکاری فاصله زیادی داشت و فضای ایجادشده در دفتر مرکزی باعث نارضایتی و فشار زیادی برای کارکنان شده بود. در این شرکت دغدغه و رضایت کارکنان چندان مورد توجه نبود. برخوردهای سلیقه‌ای و فامیل محور، آشنا محور یا پارتی محور و رفتار نامناسب با پرسنل باعث شده بود تعدادی از نیروهای خوب مجموعه ترجیح بدهند همکاری خود را ادامه ندهند. یکی از تلخ‌ترین بخش‌های تجربه ام این بود که مدیر منابع انسانی به‌جای ایجاد آرامش و امنیت شغلی، خودش به یکی از عوامل اصلی نارضایتی کارکنان تبدیل شده بود و در تسویه و دادن سفته ها کاملا مرا اذیت کرد.

دیباج صنعت پاسارگاد
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس۲۶ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۳
مدیریت ضعیف

تجربه من از همکاری با دیباج صنعت بیشتر از اینکه به حجم کار مربوط باشه، به فضای کاری و نوع برخورد مدیریت برمی‌گشت. چیزی که برای من سخت بود، فضای پرتنش، بی‌اعتمادی و حاشیه‌هایی بود که به مرور روی انگیزه و عملکردم تأثیر گذاشت. یکی از چیزهایی که خیلی به چشم می‌اومد، این بود که اتفاقات داخل مجموعه خیلی سریع به مدیریت منتقل می‌شد. این حس وجود داشت که بعضی افراد دائماً در حال گزارش دادن اتفاقات و صحبت‌های داخل واحد به مدیران هستن و مدیریت هم خیلی سریع بر اساس همین گزارش‌ها واکنش نشون می‌داد و افراد رو مورد بازخواست قرار می‌داد. در چنین فضایی آدم دائماً حواسش هست که چه چیزی میگه یا چه کاری انجام میده، چون ممکنه کوچک‌ترین موضوع هم به مدیریت منتقل بشه. طبیعتاً این شرایط باعث ایجاد اعتماد و آرامش نمی‌شه. از طرف دیگه، چیزی که برای من واقعاً آزاردهنده بود، نحوه برخورد با اشتباهات بود. اگر کوچک‌ترین خطا یا اشتباهی مشخص می‌شد، واکنش مدیریت گاهی با رفتار تند و حتی توهین همراه بود. این نوع برخورد نه‌تنها کمکی به اصلاح اشتباه نمی‌کرد، بلکه باعث می‌شد استرس بیشتری داشته باشم و در نتیجه تمرکز و عملکردم هم بدتر بشه. به نظرم وقتی کارمند از ترس واکنش مدیر کار می‌کنه، احتمال اشتباه بیشتر می‌شه، نه کمتر. در کنار این موارد، احساس می‌کردم هرچقدر هم تلاش بشه، باز هم ایراد و انتقادی برای عملکرد کارکنان وجود داره و به ندرت این حس ایجاد می‌شد که عملکرد فرد واقعاً مورد رضایت مدیریت قرار گرفته. موضوع دیگری که تجربه ناخوشایندی برای من بود، نحوه پایان همکاری بود. در شرایط جنگی و اقتصادی سخت کشور، عدم تمدید قرارداد آخر سال، باعث شد از نظر مالی و شغلی در مضیقه قرار بگیرم. به نظرم در چنین شرایطی، نحوه و زمان‌بندی تصمیم‌گیری درباره ادامه همکاری می‌تونه تأثیر خیلی زیادی روی زندگی فرد داشته باشه. در کل من فضای کاری شرکت دیباج صنعت رو از لحاظ مدیریتی اصلا حرفه‌ای ارزیابی نمیکنم و اگر براتون مهم هست توی محیط سالم رشد کنید، کار توی این شرکت رو پیشنهاد نمیدم.

شرکت پایا واکسن توانا
تولید و صنایعکرج
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲۵ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۵
یه عده ادم سواستفاده گر

یه شرکت که فقط منافع سهام دار مهمه براش نه پرسنل

پرداخت حقوق به موقع
ناهار رایگان
مدیریت ضعیف
عدم امنیت شغلی
حقوق ناکافی
دریافت سفته برای قرارداد
عدم دریافت پاداش
شیرین سرای هانا
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس واحد تحقیق و توسعه۲۲ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
ظاهر شیک، باطنِ گند

وقتی این صفحه را دیدم و دیدگاه‌های قبلی را مرور کردم، تصمیم گرفتم تجربه‌ام از واحد تحقیق و توسعه‌ی همین شرکت را هم اضافه کنم تا نکته‌ها مشخص‌تر شوند. به طور کلی، آن واحد برای بازدیدکنندگان بیرونی مثل کارمندان دولت بیشتر به عنوان یک نمایشگاه به نظر می‌رسد؛ از بیرون خوب به نظر می‌رسد اما داخلش واقعاً بی‌نظم و ناکارآمد است. در طول هفت سالی که آنجا بودم، فهمیدم خروجی و محصول برای شرکت اهمیت چندانی ندارد و بیش‌تر به نظر می‌رسد برای اهداف مالی و جابه‌جا کردن پول استفاده می‌شود. فضای کار به شدت ناسالم است؛ گمانه‌زنی‌ها و زد و بند‌های زیادی بین مدیران وجود دارد که ریشه در رفتارهای رئیس بخش سخت‌افزار، رئیس بخش نرم‌افزار و مدیریت ناکافی دارد. به جای تمرکز بر رشد شرکت، این افراد بیشتر به منافع شخصی و جایگاه خود فکر می‌کنند. نفرِ سومی که به‌عنوان معاون محصول آمد، تخلفات اخلاقی و مدیریتی زیادی را آشکار کرد، اما چون ریشه‌های فامیلی و ارتباط‌های پنهانی عمیق بود، خیلی‌ها نتوانستند کاری از پیش ببرند. نتیجه اینکه امنیت شغلی کم است و اخراج‌ها به‌طور نسبی بی‌رحمانه انجام می‌شود و اکثر کارکنان سابقه‌ی کار زیر سه سال دارند. از نظر کار، کارها بیش‌تر عملی و تستی‌اند و برای خیلی‌ها جذاب نیستند. خاتمه.

افزار نو آوران صبا
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمهندس نرم‌افزار۲۲ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
قدیمی‌ها همیشه یه امتیاز دارن

وقتی وارد شرکت شدم، فهمیدم که به افراد با سابقه‌ی طولانی احترام زیادی می‌گذارند و این نکته مثبت به چشم می‌خورد، اما مسئله این است که برخی از هم‌کاران اصلاً مشخص نیست چگونه به تیم پیوسته‌اند و به نوعی به شرکت بچسبند. تیم پارتی نیز خیلی قوی است. این موضوع در بخش مهندسی به وضوح دیده می‌شود، مثلاً کسانی که صرفاً کد می‌خوانند و مشخص است از کجا و چگونه درس‌شان را گذرانده‌اند، به عنوان نیروی با سابقه می‌نگرند. (به همه اشاره نمی‌کنم، اما چنین وضعی مشاهده می‌شود)

عصر نوین کیهان
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۲۲ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
یه نگاه واقع‌بینانه

مدت زیادی است که در این مجموعه کار می‌کنم و دیدگاه‌های گسترده‌ای که در موردش شنیده‌ بودم، از نظر من واقع‌بینانه نبودند. بله، مشکلاتی وجود دارد، مثل هر شرکت دیگری، و ممکن است برخی مسائل با سلیقه‌ام جور نباشد. اما به عنوان کل، کار در اینجا از بسیاری از هم‌رده‌ها بهتر است و با کارکنان به طور حرفه‌ای و مطابق استانداردهای روز رفتار می‌شود.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.