من حدود یک سال در شرکت پرگاس طب مشغول به کار بودم و بخوام صادقانه نظر بدم من بدی از هیچ کدوم از همکارهام در این شرکت که باهاشون سرکار داشتم ندیدم و جز خوبی چیز دیگری نبود و محیط شرکت کاملا دوستانه و صمیمی و گرم بود تمام مدیران با احترام با همکاران برخورد داشتن و من تعجب میکنم از این همه کامنت منفی که این محیط دوستانه که در شرکت بوده رو مورد نقد قرار میدین مطمعنم مشکل از جانب شما بوده که این صمیمیت در کار رو که باعث آرامش و پیشبرد بهتر روند کارهستش رو نمیپذیرید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
کار با شرکت آنا (آذر جارو) رو تجربه کردم و نتیجهاش شد یکی از بدترین دورههای شغلیم تا الآن. ساعات کار خیلی غیر قابل انعطاف بود و به طور معمول تا حدود ساعتهای ۱۸ تا ۱۹ ادامه داشت، حتی پنجشنبهها هم به طور حداقلی تا حوالی ۱۴ ادامه داشت. مدیریت فروش بسیار محدود، بداخلاق و بهشدت غیرمنصفانه بود و از نظر اصول حرفهای هرج و مرج حاکم بود. امنیت شغلی پایین بود و هیچ حس پایداری وجود نداشت. تنها نکتهای که میشد بهش اشاره کرد، فضای دوستانه بین همکاران بود که کمی دلگرمی میداد.
من چندین ساله در این شرکت مشغول به کار هستم ، مثل هر جای دیگه و هر شغلی خوبی ها و بدی های خودشو داره ، اگر بخوام از بدی هاش بگم اینه که پنجشنبه ها پاره وقت شرکت بازه البته اگر بخوای میتونی بری مرخصی ولی کلا این مساله برای من سخته . دیگه اینکه حقوق حتما ماهی یکبار واریز میشه اما تاریخ دقیق نداره و تو یک بازه ی یک هفته ای نوسان داره که اگر کسی خیلی براش مهم باشه این مسئله میتونه اذیتش کنه . اما خوبی هاش : من در مورد محیط کاری خیلی تعجب کردم از کامنتا .. به نظرم کسایی که از بد بودن محیط میگن خودشون یه مشکل یا انحراف اخلاقی دارن که اینجا به خواستشون نرسیدن و الان شکایت دارن چون من تو تمام این سالهاااا هیییییچ مشکل اخلاقی و نا امنی و انحرافی ندیدم . اتفاقا بسیار بسیار جای امنی هست . در مورد پیشرفت کاری جای خوبیه ادمای زیادی پیشرفت میکنن ادمای زیادی پس رفت و ادمای زیادی هم ثابت میمونن و این به هیچ چیزی جز تلاش فردی اون ادم بستگی نداره اگر ادمایی بودن سعی کردن از راهای دیگه وارد شن و موفق نشدن و عصبانیتشونو اینجا تخلیه کردن داستانش فرق داره . بهت فرصت یادگیری و پیشرفت داده میشه حتی با تجربه ی کم که معمولا جایی این امکان وجود نداره .. به علاوه مدیران محترمی هم داره و دخالت در زندگی شخصی و شایعه پراکنی و اظهار نظر دربارشون کار غیر اخلاقی و زشتیه و خیلی متاسفم برای این افراد .
با من بهخاطر بسپارید که شرکت ارتباط چارچوبی نامشخص دارد و من تنها تجربه خودم را بازگو میکنم. من به عنوان فروشنده در این مجموعه فعالیت کردم و متوجه شدم که از همان ابتدای کار وعدههای استخدامی درست اجرا نمیشدند و پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشد. بیمه هم به شکل مطلوب برقرار نبود و مشکلات مدیریتی در شعبه تهران بیشتر خودش را نشان میداد؛ مسئول شعبه که خانمی بود، با بیدقتی عملکردها را پیش میبرد و هزینههای اضافی برای کارگران ایجاد میکرد و پرداخت هزینه غذای کارگران و مهمانان به نظر غیرمنصفانه بود. در نهایت تعددی از همکاران اخراج شدند و فقط تعدادی باقی ماندند که وضعیتشان همچنان دشوار است. احتمال دارد در زمانهای نزدیک به پایان سال دوباره آگهی استخدام بدهند؛ به نسخهای که تجربه کردهام، به نظر میرسد شرکت در وضعیت نامناسبی قرار دارد و توصیه میکنم احتیاط کنید.
مدت سه سال در واحد خدمات پس از فروش شرکت صنایع گرمایشی آلزان فعالیت داشتم و تجربیات فراوانی به دست آوردم. فضای کار پر از فرصتهای یادگیری بود، هرچند ممکن بود برای بعضی افراد چالشبرانگیز باشد. به نظر من برای کسانی که دنبال توسعه دانش فنی هستند، مهندس رضایی در این زمینه میتواند نقش راهنما و راهگشا داشته باشد. این دوره همزمان با اینکه حقوق نسبتا پایین بود، با مذاکرات درست و رشد تدریجی کار میشد به افزایش مزایا و ارتقا شغلی امیدوار بود.
به نظر من شرکت آذرخش توان آفرین با جذب نیروهای جوان و بهویژه دانشجویان نخبه دانشگاههای معتبر چون امیرکبیر، بدون تجربه کاری کافی، قصد سوءاستفاده دارد. در فرآیند استخدام اولیه، قراردادی مبنی بر عدم افشای اطلاعات به کارجو ارائه میشود و تا امضا نشود وارد مرحله بعدی نمیشوی. بعد از امضا، یا باید آزمون بدهی یا چند روزی به صورت آزمایشی کار کنی. سپس با پذیرش نهایی، قراردادی متفاوت از توافقی که در جلسه مصاحبه صورت گرفت باید امضا شود که در صورت طرح شکایت، حقوق و مزایا بسیار کمتر از مبلغ توافقی به تو تعلق میگیرد. ورود و خروج نیرو در این شرکت بهشدت تکرار میشود و به همین خاطر اکثر قراردادها ماه به ماه تمدید میشود. از این رو فریب حرفهای شیرین مسئول منابع انسانی را نباید خورد. نظارت و کنترل زیادی روی نیروها از طریق دوربینها و سیستمهای نظارت وجود دارد. جو شرکت واقعا ناخوشایند است و ریاست، که آقای دکتر معرفی میشود، بهشدت مشکلساز و تندخو به نظر میرسد. بهراحتی ممکن است کارمند را بدون رعایت حقوق ابتدایی اخراج کنند، حتی اگر سالها برای شرکت کار مفید کرده باشد. پیشنهاد میکنم وقتتان را صرف محیطهایی با امنیت و شفافیت بیشتر کنید و از ورود به چنین محیطهایی خودداری کنید.
تجربهام در این شرکت را با واقعیت مشخص میکنم و به شکلی تازه و روان بیان میکنم. از همان ابتدا میخواهم بگویم که زمانی که به این کار پیوستم، اوضاع خیلی ایدهآل نبود و فشار کاری زیاد و دغدغه حقوق پایین دایم همراهمان بود. کارفرما در واقع برای من و سایر همکاران، ساعات کار طولانیای داشت، به طوری که از هشت تا هفت شب بود و اضافهکاری نیز بهطور مداوم و اجباری اعمال میشد. میگفتند اگر کارت بماند باید اضافهکاری انجام بدهی، و در عمل این اضافهکاری به بخشی سراسری از کار تبدیل شده بود. از شنبه تا پنجشنبه کار میکردیم و ساعات کار بالا بود، به ویژه با کمبود نیرو که همیشه وجود داشت، این شرایط سختتر هم میشد. بسیاری از همکاران تازهکار پس از یکی دوماه از شرکت بیرون میرفتند، به دلیل حقوق پایین و ساعات طولانی کار. حقوقها با توجه به سابقه کار، در وزارت کار ثبت میشود و معمولا با افزایش تجربه کمی ارتقا مییابد، اما انصافا افزایشی محسوس نبود. تجربه من از این شرکت تصمیم به ترک را تقویت کرد؛ پیشنهاد میکنم اگر به دنبال تجربهای بهتر هستی، شرکتی را انتخاب کنی که حقوق بالاتر و ساعات کاری کمتری ارائه دهد. تشویقکنندگان شرکت اغلب از مدیران یا معاونان صحبت میکنند و ممکن است دیدگاه مثبت از این مجموعه ارائه دهند. در مقابل، من ترجیح میدهم واقعیت را بهطور واضح بیان کنم تا تصمیم درستتری بگیرید. مزایای کار با شرکت شامل سرویس رفتوبرگشت به پرند و ارائه ناهار بود، اما اینها بهتنهایی کافی نبودند تا رضایت کامل از کار را به همراه بیاورند.
تا وقتی این شرکت را تجربه کردم فهمیدم که برخی افراد با نگاه منفی صحبت میکنند، اما واقعیت برای من این بود که هاکوپیان از نظر مالی شفاف و سالم است و از لحاظ اخلاقی هم وضعیت مطلوبی دارد. تیمی با تجربه و با شخصیت دارم که مستقل از هر نهاد رسمی عمل میکند و به آداب و معاشرت احترام میگذارد. فشار یا باج نمیگیرند و با احترام رفتار میکنند. برندشان هم هماکنون محبوب و بسیار شیک است. نکتهی مثبت برای من این بود که محصولشان ایرانی اصیل است و از چین نیست.
دوستانه به من میگفتند که اولین آموزشها برای نیروی کار همان روانشناسی است و سؤال میکردند تا حالا به چه نتیجهای رسیدی. اگر دنبال موفقیت هستی، از کار اداری دست بکش و اینجا بیا. این سبک رفتارها باعث میشود افراد از کارشان جدا شوند و از اینجا به بیرون رانده شوند. شرکت تلاش میکند با گفتن عباراتی پویا و امیدوارکننده، حس مثبتی ایجاد کند، اما واقعیت این است که اکثر نیروها از جای دیگری آمدهاند و ادعای ترک کار قبلی را مطرح میکنند. نتیجه اینکه گاهی تصور میشود شرکت میتواند پنج کشور را همزمان بهطور واقعی در اختیار بگیرد، در حالی که کمتر کسی از این موضوع مطمئن است و برخی از کارکنان سابق هم از جای دیگر آمدهاند. این فضا نشان میدهد که بخش زیادی از کارکنان فعلی از جای دیگر آمدهاند که مدعیاند کار قبلی را رها کردهاند.
سالها تجربه فروش در مادیران را دارم و میخواهم از نگاه خودم با جملهای تازه و طبیعی روایت کنم. کارم به عنوان کارشناس فروش در این شرکت یک سال طول کشید و اوضاع از لحاظ حقوق و مزایا چندان رضایتبخش نبود. حقوق نسبت به ساعات کار خیلی پایین به نظر میرسید و پورسانت هم به نسبت تلاش کم بود و تقسیمشدنش میان اعضای تیم فروشگاه به چشم میخورد. بیمه تکمیلی رضایتبخش نبود و همچنان ارزاقی برای کارکنان به صورت دورهای ارائه میشد که در سال ۱۴۰۴ حدود یک میلیون و سیصد هزار تومان در هر دوره حدودا ۴۰ روزه بود. فضای داخلی شرکت تا حدی مثبت و حمایتی بود و سرپرست و مدیران ارتباط خوبی با تیم داشتند؛ محیط کار از فضای شدید یا تنشآلود خبری نبود. با این حال برخی ماهها مجبور بودیم جمعهها و تعطیلات را هم سر کار حاضر شویم که اضافهکاری به شکل مناسبی پرداخت میشد. خرید اقساطی برای کارکنان هم وجود داشت. ساعات کار از ۹ صبح تا ۹ شب بود و در میانه روز حدود دو ساعت استراحت داشتیم. قراردادها معمولا دو تا سه ماهه بودند و حقوق پایه به اضافه سه تا پنج میلیون به صورت ترکیبی با مزایا محاسبه میشد. همچنین مرخصی برای کارکنان رعایت میشد.
من حدودا ١٠ماه در اين شركت مشغول به كار بودم. تاخير در پرداخت حقوق در زمان مصاحبه گفته نميشه و شما پس از ماه اول كه متوجه ميشين حقوق ها عقبه. و تازه مدعي ميشوند كه ذكر شده و شما فراموش كردين!!!!!!حقوق ها با تاخير زياد پرداخت ميشه و هرچه افراد پاچه خوار تر باشن دريافتي بيشتري دارن. نه تنها جاي پيشرفت شغلي وجود نداره، بلكه امنيت شغلي هم نداره. به نظر من در شركتي كه واسه كارمندانش ذره اي ارزش قائل نميشه،نبايد لحظه اي صبر كرد.
در اینجا تجربه من از شرکت بهران آسانبر را به زبان خودم بازنویسی میکنم، با حفظ نکات کلیدی اما به شکل تازه و طبیعی. وضعیت مزایا به هیچوجه با آنچه تبلیغ میشود مطابقت ندارد و از همان ابتدا حس ناامیدی از وجود تعهدات شرکت به کارگران داشتم. به عبارت دقیقتر، امکاناتی که در آگهیها وعده داده شده بود، اینجا وجود نداشت یا کمبود داشت. پنجشنبهها اینجا تعطیل نبود و تعادل مناسب بین کار و زندگی برقرار نمیشد. سرویس نهار رایگان هم ارائه نمیشد که به واقع برای من تجربهای ناخوشایند ایجاد کرد. تاخیرهای مداوم در پرداخت حقوق هم برایم خاطره ناخوشایندی داشت و به موقع انجام نمیشد. در کل احساس کردم این کارخانه کیفیت لازم را ندارد. نتیجهگیری من این است که اینجا کار نکنم.
شرکتی نزول خور دروغ گو و پول کارمند بخور وحق نده این شرکت هیچ احترامی برای کارمندها نداره همیشه هم با وعده های دروغ و باد هوا همرو گول زدن آخرشم که به بهانه جنگ خیلی راحت با ۳ ماه تاخییر حقوق تعدیل نیرو زدن بعد تو این مدت هیچ کسی هم جواب گو نبود واقعا شرکتی با مدیران بی عرضه و به درد نخور که فقط فقط فقط به فکر منافع شخصی خودشونن و هیچی ارزشی برای کسی قائل نیستن پیشنهاد بنده این هست که برای اینطور شرکت ها نباید دل بسوزونی
بهترین شرکت از لحاظ نزول خوری.حقوق کارگر خوری.بهم وری .بی قانونی.یه مشت اسکل شدن مدیر این شرکت.هر روز یه واحد جدید تا آخر هفته جمعش میکنن.بیمه و ری....دن...هر کی بیاد تو این شرکت به فنا میره..یکی از همکارام کانتر بازه😂😂 توف تو ق ب ر صاحب شرکت زن دست دوم
من در بخش آزمایشگاه با فشار کاری بالا و شیفتهای طولانی و متوالی روبهرو بودم، شرایطی که تعادل کار و زندگی را به هم میزد. فضای اداری همچنان پر از رفتارهای ناسازگار و گاه توهینآمیز بود و فضای کاری را به چالش میکشید. سرپرست با رفتاری خشک و سیاسی عمل میکرد و ارتباطات درون تیمی نامتناسب بود. این شرایط باعث میشد احساس ناکامی و فشار بیشتری تجربه کنم.
برای مصاحبه شغلی حسابدار سفارشات خارجی به شرکت سوپرپایپ اینترناشنال رفتم و با یک خانم مصاحبهکننده برخورد کردم. تماس گرفتند و چند زمان مختلف معرفی کردند تا در نهایت یکی را برای حضور در مصاحبه انتخاب کنم. ارسال لوکیشن هم به صورت پیامک و هم ایمیل بود. کارکنان پذیرش، بهخصوص نگهبان، خیلی مهربان و محترمانه رفتار کردند. نگهبان قبل از اینکه من معرفی شوم، نامم را گفت و از ورودم خوشآمد گفت که واقعا برای من جالب بود. بعدا فهمیدم که هماهنگی نام و زمان حضور با نگهبانی انجام میشود. شرایط کمی ناخوش بود؛ فرم استخدام طولانی بود و اتاقی که من مصاحبه در آن داشتم سرد بود و امکان تغییر درجه تهویه وجود نداشت. صدای بلند طبقه مصاحبه هم آزاردهنده بود. مصاحبهگر دقیقا سر وقت آمد و ابتدا روند مصاحبه را توضیح داد. گفت که اول یک مصاحبهای شخصی انجام میشود، سپس درباره شرکت صحبت میکنیم و در پایان، من هر سوالی داشتم بپرسم. من هم همین کار را کردم. واقعا از اینکه از پرسشهای شخصی مانند دلیل جدایی از همسرم خودداری شد، قدردانی کردم؛ این تفاوت با دیگران بود. در ادامه درباره همهچیز شرکت صحبت شد؛ نکات مثبت و منفی را مطرح کردند و اگر به چالشی برخورم، با من صریح برخورد نمودند. برای نمونه گفتند که سفته میگیرند و من مشکلی با این موضوع ندارم. برخورد روشن و صادقانهشان برایم جالب بود. شرکت قدیمی با سابقهای خوب است و مزایای آن نسبت به شرکتهای خصوصی بهتر به نظر میرسد. فعلا منتظر پاسخایشانم و در عین حال گزینههای دیگر هم بررسی میکنم.
هزینههای حقوق با ساعات کار سنجیده میشود و واقعا کم است؛ در نتیجه با وجود ساعات طولانی کار، فرصت انجام سایر کارها را به من نمیدهد. شرکت در محلهای نسبتا دور از شهر و در داخل شهرک صنعتی پرنده واقع شده است. فقط نام آن را مشخص کردهام.
برای من مشخص نیست که رئیس شرکت به طور جدی مرتکب فساد بوده یا نه؛ اما این تجربه میگوید که برخی رفتارها و قراردادهای پیمانکاری شرکت با شک و تردید همراه است و مواضع مالی و اخلاقی در این روابط قابل سؤال است. من ترجیح میدهم تجربه را به شیوهای بازنویسی کنم که لحن انتقادی کاربر حفظ شود اما هیچ ادعای مطلق کیفری یا غیرقانونی به صورت صریح مطرح نگردد و جملات به صورت بیطرفانه بازگو شوند. من به عنوان نویسنده تجربه را چنین بازنویسی میکنم: به نظر من مدیرعامل به شکلی گرفته در برف ایستاده و بهتر است قدری دور تا دورش را بررسی کند تا مشخص شود چه مسائلی در قراردادهای پیمانکاری و پروژههایش وجود دارد، از زمان دقیق و مکان قراردادها تا افراد مرتبط با آنها. به خاطر این شرایط، دغدغههای مالی و اخلاقی در این حوزه روشن میشود و به نظر میرسد که همه جوانب کار نیازمند نظارت بیشتر است.
دوست دارم از شرکت کاریزما تشکر کنم برای همراهی و همدلی بیوقفه در دوران جنگ و دورکاری، و برای درک شرایط سخت و پرداخت بهموقع حقوق. چنین تجربهای از بابت همدلی و پشتکار همیشه در ذهنم ماندگار است.
شرکت همه رو تعدیل کرده (مرخصی سه ماهه بدون حقوق). همه دارند شکایت میکنند یا صبر کردند حقوق اسفندشون رو بگیرند بعد شکایت کنند. هر کس شک داره یه سر اداره کار بزنه بپرسه. ویزیتورها حقوق ثابت حذف شده. صدامون به زودی بیشتر در میاد.
من حدود یک سال در شرکت پرگاس طب مشغول به کار بودم و بخوام صادقانه نظر بدم من بدی از هیچ کدوم از همکارهام در این شرکت که باهاشون سرکار داشتم ندیدم و جز خوبی چیز دیگری نبود و محیط شرکت کاملا دوستانه و صمیمی و گرم بود تمام مدیران با احترام با همکاران برخورد داشتن و من تعجب میکنم از این همه کامنت منفی که این محیط دوستانه که در شرکت بوده رو مورد نقد قرار میدین مطمعنم مشکل از جانب شما بوده که این صمیمیت در کار رو که باعث آرامش و پیشبرد بهتر روند کارهستش رو نمیپذیرید.
کار با شرکت آنا (آذر جارو) رو تجربه کردم و نتیجهاش شد یکی از بدترین دورههای شغلیم تا الآن. ساعات کار خیلی غیر قابل انعطاف بود و به طور معمول تا حدود ساعتهای ۱۸ تا ۱۹ ادامه داشت، حتی پنجشنبهها هم به طور حداقلی تا حوالی ۱۴ ادامه داشت. مدیریت فروش بسیار محدود، بداخلاق و بهشدت غیرمنصفانه بود و از نظر اصول حرفهای هرج و مرج حاکم بود. امنیت شغلی پایین بود و هیچ حس پایداری وجود نداشت. تنها نکتهای که میشد بهش اشاره کرد، فضای دوستانه بین همکاران بود که کمی دلگرمی میداد.
من چندین ساله در این شرکت مشغول به کار هستم ، مثل هر جای دیگه و هر شغلی خوبی ها و بدی های خودشو داره ، اگر بخوام از بدی هاش بگم اینه که پنجشنبه ها پاره وقت شرکت بازه البته اگر بخوای میتونی بری مرخصی ولی کلا این مساله برای من سخته . دیگه اینکه حقوق حتما ماهی یکبار واریز میشه اما تاریخ دقیق نداره و تو یک بازه ی یک هفته ای نوسان داره که اگر کسی خیلی براش مهم باشه این مسئله میتونه اذیتش کنه . اما خوبی هاش : من در مورد محیط کاری خیلی تعجب کردم از کامنتا .. به نظرم کسایی که از بد بودن محیط میگن خودشون یه مشکل یا انحراف اخلاقی دارن که اینجا به خواستشون نرسیدن و الان شکایت دارن چون من تو تمام این سالهاااا هیییییچ مشکل اخلاقی و نا امنی و انحرافی ندیدم . اتفاقا بسیار بسیار جای امنی هست . در مورد پیشرفت کاری جای خوبیه ادمای زیادی پیشرفت میکنن ادمای زیادی پس رفت و ادمای زیادی هم ثابت میمونن و این به هیچ چیزی جز تلاش فردی اون ادم بستگی نداره اگر ادمایی بودن سعی کردن از راهای دیگه وارد شن و موفق نشدن و عصبانیتشونو اینجا تخلیه کردن داستانش فرق داره . بهت فرصت یادگیری و پیشرفت داده میشه حتی با تجربه ی کم که معمولا جایی این امکان وجود نداره .. به علاوه مدیران محترمی هم داره و دخالت در زندگی شخصی و شایعه پراکنی و اظهار نظر دربارشون کار غیر اخلاقی و زشتیه و خیلی متاسفم برای این افراد .
با من بهخاطر بسپارید که شرکت ارتباط چارچوبی نامشخص دارد و من تنها تجربه خودم را بازگو میکنم. من به عنوان فروشنده در این مجموعه فعالیت کردم و متوجه شدم که از همان ابتدای کار وعدههای استخدامی درست اجرا نمیشدند و پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشد. بیمه هم به شکل مطلوب برقرار نبود و مشکلات مدیریتی در شعبه تهران بیشتر خودش را نشان میداد؛ مسئول شعبه که خانمی بود، با بیدقتی عملکردها را پیش میبرد و هزینههای اضافی برای کارگران ایجاد میکرد و پرداخت هزینه غذای کارگران و مهمانان به نظر غیرمنصفانه بود. در نهایت تعددی از همکاران اخراج شدند و فقط تعدادی باقی ماندند که وضعیتشان همچنان دشوار است. احتمال دارد در زمانهای نزدیک به پایان سال دوباره آگهی استخدام بدهند؛ به نسخهای که تجربه کردهام، به نظر میرسد شرکت در وضعیت نامناسبی قرار دارد و توصیه میکنم احتیاط کنید.
مدت سه سال در واحد خدمات پس از فروش شرکت صنایع گرمایشی آلزان فعالیت داشتم و تجربیات فراوانی به دست آوردم. فضای کار پر از فرصتهای یادگیری بود، هرچند ممکن بود برای بعضی افراد چالشبرانگیز باشد. به نظر من برای کسانی که دنبال توسعه دانش فنی هستند، مهندس رضایی در این زمینه میتواند نقش راهنما و راهگشا داشته باشد. این دوره همزمان با اینکه حقوق نسبتا پایین بود، با مذاکرات درست و رشد تدریجی کار میشد به افزایش مزایا و ارتقا شغلی امیدوار بود.
به نظر من شرکت آذرخش توان آفرین با جذب نیروهای جوان و بهویژه دانشجویان نخبه دانشگاههای معتبر چون امیرکبیر، بدون تجربه کاری کافی، قصد سوءاستفاده دارد. در فرآیند استخدام اولیه، قراردادی مبنی بر عدم افشای اطلاعات به کارجو ارائه میشود و تا امضا نشود وارد مرحله بعدی نمیشوی. بعد از امضا، یا باید آزمون بدهی یا چند روزی به صورت آزمایشی کار کنی. سپس با پذیرش نهایی، قراردادی متفاوت از توافقی که در جلسه مصاحبه صورت گرفت باید امضا شود که در صورت طرح شکایت، حقوق و مزایا بسیار کمتر از مبلغ توافقی به تو تعلق میگیرد. ورود و خروج نیرو در این شرکت بهشدت تکرار میشود و به همین خاطر اکثر قراردادها ماه به ماه تمدید میشود. از این رو فریب حرفهای شیرین مسئول منابع انسانی را نباید خورد. نظارت و کنترل زیادی روی نیروها از طریق دوربینها و سیستمهای نظارت وجود دارد. جو شرکت واقعا ناخوشایند است و ریاست، که آقای دکتر معرفی میشود، بهشدت مشکلساز و تندخو به نظر میرسد. بهراحتی ممکن است کارمند را بدون رعایت حقوق ابتدایی اخراج کنند، حتی اگر سالها برای شرکت کار مفید کرده باشد. پیشنهاد میکنم وقتتان را صرف محیطهایی با امنیت و شفافیت بیشتر کنید و از ورود به چنین محیطهایی خودداری کنید.
تجربهام در این شرکت را با واقعیت مشخص میکنم و به شکلی تازه و روان بیان میکنم. از همان ابتدا میخواهم بگویم که زمانی که به این کار پیوستم، اوضاع خیلی ایدهآل نبود و فشار کاری زیاد و دغدغه حقوق پایین دایم همراهمان بود. کارفرما در واقع برای من و سایر همکاران، ساعات کار طولانیای داشت، به طوری که از هشت تا هفت شب بود و اضافهکاری نیز بهطور مداوم و اجباری اعمال میشد. میگفتند اگر کارت بماند باید اضافهکاری انجام بدهی، و در عمل این اضافهکاری به بخشی سراسری از کار تبدیل شده بود. از شنبه تا پنجشنبه کار میکردیم و ساعات کار بالا بود، به ویژه با کمبود نیرو که همیشه وجود داشت، این شرایط سختتر هم میشد. بسیاری از همکاران تازهکار پس از یکی دوماه از شرکت بیرون میرفتند، به دلیل حقوق پایین و ساعات طولانی کار. حقوقها با توجه به سابقه کار، در وزارت کار ثبت میشود و معمولا با افزایش تجربه کمی ارتقا مییابد، اما انصافا افزایشی محسوس نبود. تجربه من از این شرکت تصمیم به ترک را تقویت کرد؛ پیشنهاد میکنم اگر به دنبال تجربهای بهتر هستی، شرکتی را انتخاب کنی که حقوق بالاتر و ساعات کاری کمتری ارائه دهد. تشویقکنندگان شرکت اغلب از مدیران یا معاونان صحبت میکنند و ممکن است دیدگاه مثبت از این مجموعه ارائه دهند. در مقابل، من ترجیح میدهم واقعیت را بهطور واضح بیان کنم تا تصمیم درستتری بگیرید. مزایای کار با شرکت شامل سرویس رفتوبرگشت به پرند و ارائه ناهار بود، اما اینها بهتنهایی کافی نبودند تا رضایت کامل از کار را به همراه بیاورند.
تا وقتی این شرکت را تجربه کردم فهمیدم که برخی افراد با نگاه منفی صحبت میکنند، اما واقعیت برای من این بود که هاکوپیان از نظر مالی شفاف و سالم است و از لحاظ اخلاقی هم وضعیت مطلوبی دارد. تیمی با تجربه و با شخصیت دارم که مستقل از هر نهاد رسمی عمل میکند و به آداب و معاشرت احترام میگذارد. فشار یا باج نمیگیرند و با احترام رفتار میکنند. برندشان هم هماکنون محبوب و بسیار شیک است. نکتهی مثبت برای من این بود که محصولشان ایرانی اصیل است و از چین نیست.
دوستانه به من میگفتند که اولین آموزشها برای نیروی کار همان روانشناسی است و سؤال میکردند تا حالا به چه نتیجهای رسیدی. اگر دنبال موفقیت هستی، از کار اداری دست بکش و اینجا بیا. این سبک رفتارها باعث میشود افراد از کارشان جدا شوند و از اینجا به بیرون رانده شوند. شرکت تلاش میکند با گفتن عباراتی پویا و امیدوارکننده، حس مثبتی ایجاد کند، اما واقعیت این است که اکثر نیروها از جای دیگری آمدهاند و ادعای ترک کار قبلی را مطرح میکنند. نتیجه اینکه گاهی تصور میشود شرکت میتواند پنج کشور را همزمان بهطور واقعی در اختیار بگیرد، در حالی که کمتر کسی از این موضوع مطمئن است و برخی از کارکنان سابق هم از جای دیگر آمدهاند. این فضا نشان میدهد که بخش زیادی از کارکنان فعلی از جای دیگر آمدهاند که مدعیاند کار قبلی را رها کردهاند.
سالها تجربه فروش در مادیران را دارم و میخواهم از نگاه خودم با جملهای تازه و طبیعی روایت کنم. کارم به عنوان کارشناس فروش در این شرکت یک سال طول کشید و اوضاع از لحاظ حقوق و مزایا چندان رضایتبخش نبود. حقوق نسبت به ساعات کار خیلی پایین به نظر میرسید و پورسانت هم به نسبت تلاش کم بود و تقسیمشدنش میان اعضای تیم فروشگاه به چشم میخورد. بیمه تکمیلی رضایتبخش نبود و همچنان ارزاقی برای کارکنان به صورت دورهای ارائه میشد که در سال ۱۴۰۴ حدود یک میلیون و سیصد هزار تومان در هر دوره حدودا ۴۰ روزه بود. فضای داخلی شرکت تا حدی مثبت و حمایتی بود و سرپرست و مدیران ارتباط خوبی با تیم داشتند؛ محیط کار از فضای شدید یا تنشآلود خبری نبود. با این حال برخی ماهها مجبور بودیم جمعهها و تعطیلات را هم سر کار حاضر شویم که اضافهکاری به شکل مناسبی پرداخت میشد. خرید اقساطی برای کارکنان هم وجود داشت. ساعات کار از ۹ صبح تا ۹ شب بود و در میانه روز حدود دو ساعت استراحت داشتیم. قراردادها معمولا دو تا سه ماهه بودند و حقوق پایه به اضافه سه تا پنج میلیون به صورت ترکیبی با مزایا محاسبه میشد. همچنین مرخصی برای کارکنان رعایت میشد.
من حدودا ١٠ماه در اين شركت مشغول به كار بودم. تاخير در پرداخت حقوق در زمان مصاحبه گفته نميشه و شما پس از ماه اول كه متوجه ميشين حقوق ها عقبه. و تازه مدعي ميشوند كه ذكر شده و شما فراموش كردين!!!!!!حقوق ها با تاخير زياد پرداخت ميشه و هرچه افراد پاچه خوار تر باشن دريافتي بيشتري دارن. نه تنها جاي پيشرفت شغلي وجود نداره، بلكه امنيت شغلي هم نداره. به نظر من در شركتي كه واسه كارمندانش ذره اي ارزش قائل نميشه،نبايد لحظه اي صبر كرد.
در اینجا تجربه من از شرکت بهران آسانبر را به زبان خودم بازنویسی میکنم، با حفظ نکات کلیدی اما به شکل تازه و طبیعی. وضعیت مزایا به هیچوجه با آنچه تبلیغ میشود مطابقت ندارد و از همان ابتدا حس ناامیدی از وجود تعهدات شرکت به کارگران داشتم. به عبارت دقیقتر، امکاناتی که در آگهیها وعده داده شده بود، اینجا وجود نداشت یا کمبود داشت. پنجشنبهها اینجا تعطیل نبود و تعادل مناسب بین کار و زندگی برقرار نمیشد. سرویس نهار رایگان هم ارائه نمیشد که به واقع برای من تجربهای ناخوشایند ایجاد کرد. تاخیرهای مداوم در پرداخت حقوق هم برایم خاطره ناخوشایندی داشت و به موقع انجام نمیشد. در کل احساس کردم این کارخانه کیفیت لازم را ندارد. نتیجهگیری من این است که اینجا کار نکنم.
شرکتی نزول خور دروغ گو و پول کارمند بخور وحق نده این شرکت هیچ احترامی برای کارمندها نداره همیشه هم با وعده های دروغ و باد هوا همرو گول زدن آخرشم که به بهانه جنگ خیلی راحت با ۳ ماه تاخییر حقوق تعدیل نیرو زدن بعد تو این مدت هیچ کسی هم جواب گو نبود واقعا شرکتی با مدیران بی عرضه و به درد نخور که فقط فقط فقط به فکر منافع شخصی خودشونن و هیچی ارزشی برای کسی قائل نیستن پیشنهاد بنده این هست که برای اینطور شرکت ها نباید دل بسوزونی
بهترین شرکت از لحاظ نزول خوری.حقوق کارگر خوری.بهم وری .بی قانونی.یه مشت اسکل شدن مدیر این شرکت.هر روز یه واحد جدید تا آخر هفته جمعش میکنن.بیمه و ری....دن...هر کی بیاد تو این شرکت به فنا میره..یکی از همکارام کانتر بازه😂😂 توف تو ق ب ر صاحب شرکت زن دست دوم
من در بخش آزمایشگاه با فشار کاری بالا و شیفتهای طولانی و متوالی روبهرو بودم، شرایطی که تعادل کار و زندگی را به هم میزد. فضای اداری همچنان پر از رفتارهای ناسازگار و گاه توهینآمیز بود و فضای کاری را به چالش میکشید. سرپرست با رفتاری خشک و سیاسی عمل میکرد و ارتباطات درون تیمی نامتناسب بود. این شرایط باعث میشد احساس ناکامی و فشار بیشتری تجربه کنم.
برای مصاحبه شغلی حسابدار سفارشات خارجی به شرکت سوپرپایپ اینترناشنال رفتم و با یک خانم مصاحبهکننده برخورد کردم. تماس گرفتند و چند زمان مختلف معرفی کردند تا در نهایت یکی را برای حضور در مصاحبه انتخاب کنم. ارسال لوکیشن هم به صورت پیامک و هم ایمیل بود. کارکنان پذیرش، بهخصوص نگهبان، خیلی مهربان و محترمانه رفتار کردند. نگهبان قبل از اینکه من معرفی شوم، نامم را گفت و از ورودم خوشآمد گفت که واقعا برای من جالب بود. بعدا فهمیدم که هماهنگی نام و زمان حضور با نگهبانی انجام میشود. شرایط کمی ناخوش بود؛ فرم استخدام طولانی بود و اتاقی که من مصاحبه در آن داشتم سرد بود و امکان تغییر درجه تهویه وجود نداشت. صدای بلند طبقه مصاحبه هم آزاردهنده بود. مصاحبهگر دقیقا سر وقت آمد و ابتدا روند مصاحبه را توضیح داد. گفت که اول یک مصاحبهای شخصی انجام میشود، سپس درباره شرکت صحبت میکنیم و در پایان، من هر سوالی داشتم بپرسم. من هم همین کار را کردم. واقعا از اینکه از پرسشهای شخصی مانند دلیل جدایی از همسرم خودداری شد، قدردانی کردم؛ این تفاوت با دیگران بود. در ادامه درباره همهچیز شرکت صحبت شد؛ نکات مثبت و منفی را مطرح کردند و اگر به چالشی برخورم، با من صریح برخورد نمودند. برای نمونه گفتند که سفته میگیرند و من مشکلی با این موضوع ندارم. برخورد روشن و صادقانهشان برایم جالب بود. شرکت قدیمی با سابقهای خوب است و مزایای آن نسبت به شرکتهای خصوصی بهتر به نظر میرسد. فعلا منتظر پاسخایشانم و در عین حال گزینههای دیگر هم بررسی میکنم.
هزینههای حقوق با ساعات کار سنجیده میشود و واقعا کم است؛ در نتیجه با وجود ساعات طولانی کار، فرصت انجام سایر کارها را به من نمیدهد. شرکت در محلهای نسبتا دور از شهر و در داخل شهرک صنعتی پرنده واقع شده است. فقط نام آن را مشخص کردهام.
برای من مشخص نیست که رئیس شرکت به طور جدی مرتکب فساد بوده یا نه؛ اما این تجربه میگوید که برخی رفتارها و قراردادهای پیمانکاری شرکت با شک و تردید همراه است و مواضع مالی و اخلاقی در این روابط قابل سؤال است. من ترجیح میدهم تجربه را به شیوهای بازنویسی کنم که لحن انتقادی کاربر حفظ شود اما هیچ ادعای مطلق کیفری یا غیرقانونی به صورت صریح مطرح نگردد و جملات به صورت بیطرفانه بازگو شوند. من به عنوان نویسنده تجربه را چنین بازنویسی میکنم: به نظر من مدیرعامل به شکلی گرفته در برف ایستاده و بهتر است قدری دور تا دورش را بررسی کند تا مشخص شود چه مسائلی در قراردادهای پیمانکاری و پروژههایش وجود دارد، از زمان دقیق و مکان قراردادها تا افراد مرتبط با آنها. به خاطر این شرایط، دغدغههای مالی و اخلاقی در این حوزه روشن میشود و به نظر میرسد که همه جوانب کار نیازمند نظارت بیشتر است.
دوست دارم از شرکت کاریزما تشکر کنم برای همراهی و همدلی بیوقفه در دوران جنگ و دورکاری، و برای درک شرایط سخت و پرداخت بهموقع حقوق. چنین تجربهای از بابت همدلی و پشتکار همیشه در ذهنم ماندگار است.
شرکت همه رو تعدیل کرده (مرخصی سه ماهه بدون حقوق). همه دارند شکایت میکنند یا صبر کردند حقوق اسفندشون رو بگیرند بعد شکایت کنند. هر کس شک داره یه سر اداره کار بزنه بپرسه. ویزیتورها حقوق ثابت حذف شده. صدامون به زودی بیشتر در میاد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.