اگه بخوام درباره تجربهام حرف بزنم، باید بگم حقوق نسبتا مناسبی بود و در مسیر شغلم یه رشد کوچیک دیدم. قراردادها عمدتا کوتاهمدت بودن و گاهی حتی ماهی هم ثبت میکردن تا بهراحتی بتونن بدون دردسر عذرمو بخوان و از شرکت خارج بشم. شب عیدها معمولا گفتن دیگه نمیخوایمت و با پایان قرارداد نمیتونستی کار کنی. رفتوآمد جزو نکات جدی بود و دقیقا میگفتن اگر بازهای پررس برسیم باید بری بیرون؛ برگشتن به خانه هم با استثناهای مختلف همراه بود. در عیدهای متعدد هم ناچار بودی به سرکار بری و اگر مرخصی میخواستی، از خروجی کارمند کم میشد. بیشترین خروجی کارمند مربوط به فشارها و میزان حضور بود. من کمتر از یک سال اونجا ماندم و ناگهان گفتن که حتی چنین پوزیسیونی را دیگر نمیخواهند. حدیث این بود که اگر زیرنظر یوریک کار کنی، ممکن است کنار گذاشته بشوی. سیستم شرکت تا حدودی روی رقابت و لایههای حمایتی خانوادگی شکل گرفته بود و گاه با کنشهای داخلی در کشمکش بودند. کمکم هرکسی که یوریک استخدام کرده بود را بیرون میانداختند و تیمی که کار را آغاز میکرد، معمولا به نتیجه نمیرسید؛ آرمیک هم افراد تیم یوریک را از کار میانداخت. یوریک هم به کانادا وصل بود و بعضیها به درخت تمیش وصل شده بودند. منابع انسانی نقش تشویقکننده را داشت، اما واقعا گاهی شبیه هویج بود تا انگیزه. بهجز ناهار، چیز خاصی برای خوشایند بودن وجود نداشت. برای تولد هم گاهی تخفیف سی درصدی تعلق میگرفت، اما قیمت کت و شلوارها آنقدر بالا بود که خیلی به درد نمیخورد. مخصوصا برای خانمها. آدمهای کمدانش با زد و بند و پاچهخواری به پلههای بالاتر میرسیدند و بدون پارتی، به مرور ممکن بود از شرکت خارج شوی. واقعا حیف چنین مجموعهای بود و مدیریان اینجا چندان کارآمد نبودند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تصمیم داشتم حداقل یک سال با مادیران همکاری کنم، اما به خاطر ساعات کاری سنگین و فضای کاری خشک نتوانستم بیش از شش ماه دوام بیاورم. مدیریت واحد نرمافزار، به رغم ادعای حرفهای بودن، در عمل سختگیر و کمدانش به نظر میرسید و برای هر موضوع کوچک هم وارد بحث میشدند تا تمرکز تیم را به هم بریزند. از نظر اخلاقی هم اوضاع مطلوب نبود و روابط همکاران به شکل مطلوبی شکل نگرفته بود. سطح پروژهها کمتر بود و کار بیشتر شبیه پشتیبانی میماند تا توسعهی نرمافزار بهمعنای واقعی آن، بنابراین برای کسی که دنبال رشد حرفهای است، جای مناسبی نبود. فضای کاری برای برنامهنویسها مناسب نبود؛ اتاق کار به صورت باز (open office) و محیط پر سروصدا بود، و با این وجود حتی کوچکترین روابط دوستانه میان تیم وجود نداشت. چنین فضایی در میان تجربههای کاری من بیسابقه بود و با هیچ تجربهی دیگری قابل مقایسه نبود.
به خاطر شرایط شغلم در شرکت صحت صنعت رفیع حس میکنم محیط کار آرام و خانوادگی است، اگرچه تعداد کارمندها کم است. موقعیت مکانی کار در میدان ولیعصر است و به دلیل دسترسی نسبتا خوب از طریق مسیرهای اصلی، رفتوآمد نسبتا راحت است؛ ضمن اینکه از پارکینگ شرکت هم میشود استفاده کرد، البته اگر بتوانی به موقع از ترافیک عبور کنی. ساعات کاری طولانیتر از حد معمول است و با پرسوجو فهمیدم همه روزهای هفته غیر از جمعه باید کار کنیم و هر روز به طور معمول حدود نه ساعت. از دیدگاه من، یکی از مشکلات بالقوه شرکتهای کوچک همین است که با جذب نیرو و نگهداشتن آنها دست و پنجه نرم میکنن.
من تجربهای واقعی از کار در شرکتی را دارم که با نام پارسترونیک معرفی شده بود و در جایگاه مهندس الکترونیک کار میکردم. در این تجربه، فردی به نام رامین امیری و همسرش فرزانه جواهری را بهعنوان عوامل منفی گزارش میکنم؛ هر دو را بهعنوان افراد با رفتار کلاهبردار توصیف میکنند. توضیح داده شده که رامین امیری بهعنوان کارفرمایی با سابقه بد در ایران شناخته میشد و با استفاده از موقعیت شرکت خود، به نحوی نامناسب با گروهی متشکل از صد نفر یا بیشتر کارمندان، همراه با دخالت همسر و خواهر همسرش، به منافع شخصی دست یافت. در کل از نگرانیهای من این است که محیط کار کمی پرتعارف و بهنوعی فریبآمیز به نظر برسد و باید مراقب چنین رفتارهایی باشید.
منم اونجا کار کردم و مزخرف ترین و بدترین تجربه کاری من بود حقوق که پایینه به نسبت به کاری که میکنین و زمانی ک توی شرکت هستین چون نسبت به استاندارد بیشتر باید کار کنین و به اندازه نصف یه روز کاری شما در هفته بیشتر باید حضور داشته باشین و کار کنین حقوق هارو دو ماه دیرتر بهتون میدن که کاملا شارلاتان بازیه و اون دوماهی که اولش بهتون ندادن رو انقدر نگه میدارن و نمیدن تا پشیمون بشینو قیدشو بزنین بیمه کاریتون حداقل حقوق وزارت کار رد میشه چون دوبار هر حقوقتون رو میزنن، یکی پنج تومن و بقیشو جدا میزنن که مالیات ندن ولی این برای شما اصلا خوب نیست. در کل اشتباه نکنین و عمرتونو داخل این شرکت به فنا ندین
به آنچه تجربه کردم، پایان سال ۱۴۰۰ با هدف غیرمنصفانهای برای فرار از مالیات دستکاری شد و همان کارگرانی هم که تغییر حقوق داشتند، از اردیبهشت دوباره به همکاری برگشتند.
در مادیران کار میکردم و تجربهای که از مدیریت داشتم را چنین بازگو میکنم: بخش نرمافزار را زنی به نام رضوانی مدیریت میکرد که با مشکلات رفتاری و روانی موجود، فضای کار را دشوار کرده بود. به طور کلی شرکت خوب است، اما حضور چنین مدیری تأثیر منفی داشت.
برای ورود به مادیران باید آمادگی کامل روحی و روانی داشته باشم، چرا که فضای کار اینجا میتواند بسیار پرتنش باشد. مدیر واحدی وجود دارد که رفتارهایش آزاردهنده و مخرب است و با وجود نارضایتی همکاران، محیط کار را برای آنها دشوار میکند. همچنین یکی از همکاران زن نیز به گونهای ناخوشایند غرغرو و منفی برخورد میکند که تعامل روزمره را سخت میکند. از تجربهای که دارم متوجه میشوم که فشار روانی و مدیریت استرس در چنین محیطی خیلی مهم است و نیازمند کنترل و حمایت مناسب است.
به هیچ وجه گول شرکت رو نخورید! شدیدا ضعف مدیریتی دارند پرداختی ها با چندماه تاخیر و کمتر از مقدار توافق انجام میشه و وقتی از شرکت میرید هم دیگه باید کلا بیخیال طلب هاتون بشید واقعا به درد نخور و افتضاح هست مطمئن باشید اگر برید پشیمون میشید
خدمت دوستان عزیزی که میخوان در مجموعه نورد لوله نیزار درخواست شغل بدهند دوستان عزیز لطفا متن زیر با دقت بخونید که فردا حقوق شما لجبازی نکنند وپرداخت نشه محیط کاملا غیر حرفه ای مشتکل از افرادی که نیاز ساده ترین موارد تشخیص نمی دهند ، و فقط افراد مشغول زیرآب زنی وهیچ چیز توسط مدیر کارخانه جلو نمی رود و ایشون طبق گفته خودشون یک کارمند بیش نیستند وتمامی حرکات شما توسط دوربین مداربسته چک می شود جالبه مسابقه زیر آب زنی دارند واگر شما مثل خودشون نشی شما هم از بین می روی . ساعت کاری بالای 12 ساعت روز های تعطیل ندارید وهیچ مساعدتی برای ساعات وجود ندارد چون 70 کیلیومتر از شهر قم دور هستی .... اگر یک ماه اونجا باشید ماهی چند نفر میرن میان ..... فقط بدانید آگاه باشید هیچ پیشرفتی نمی کنیید دنبال کار در این شرکت نگردید درض من حقوق معلوم نیست یبار 10 ماه یبار 15 ماه هر وقت دوست داشته باشند
تجربه حدود دو سال کار توی این شرکت رو دارم و تجربیات مثبت و منفیم رو میگم تا شاید کمکی به بقیه بکنه. من به عنوان یه ادم بی سابقه وارد این شرکت شدم و با این وجود هیچ اموزشی برای من نذاشتن تا تجهیزی که تولید میکنن(برج خنک کن) رو توضیح و یاد بدن با اینکه من به عنوان کارشناس مهندسی استخدام شدم ولی انتظار بر این بود که کارهای زیادی که برام تعریف میکردن رو به خوبی انجام بدم. شرکت اصلا پایدار نیس و نمیدونی این مدیر یا همکاری که داری باهاش کار میکنی چه مدت دیگه توی شرکت هست و عموما نیروها هر شش ماه از شرکت میرن و افراد جدیدی میان که عمدتا هم گول ظاهر شیک و حرفای رویا پردازانه در هنگام مصاحبه رو میخورن. هیچ وقت نمیدونی حقوق بعدی ای که قراره بگیری کی هستش و حتی ایا درست و کامل دریافت میکنی یا نه! توی یکی از مهم ترین قسمت های شرکت که واحد مالیش هستش ادمای بسیار غیر حرفه و کارنابلدی هستن که اگر یکبار اشتباه نکنن باید تعجب کنید. هیچگونه اضافه کاری این بهت نمیدن درحالی که جلسات عموما بعد تایم کاریه و حتی انتظارشون اینه یدون دریافتی اضافه کار وایستی. میتونست خیلی شرکت خوبی باشه برای کار کردن چون پروژه های زیاد و خوبی داره و درامدشم بسیار خوبه ولی متاسفانه اینطور نیست.
من همیشه از بودن در کنار مجموعه دبش احساس افتخار میکنم چون با وجود سرمایهای که خدا و همت همکاران راهاندازی شد، اینجا باوجود فشارهای بیرونی، به جای خروج سرمایه و راهاندازی کارخانهها در خارج از کشور، تصمیم گرفتهاند تا مردم خودمان از بهترین چای استفاده کنند. نیروهای زیادی از کشاورز تا مهندس و پزشک و راننده و کارمند در این راه با عشق کار میکنند و روزیشان را از این برند میگیرند؛ این دقیقا واقعیتی است که احساس میکنم و نه رویاپردازی. تجربهام نشان میدهد که مدیران و افراد مجموعه با احترام به مشتری و کارگر، تلاش میکنند محصولی با کیفیت ارائه دهند و از این اعتبار بهرهمند باشند.
شرکت اریا بنیز به جرات میشه گفت جز انگاشت شمار شرکتایی هستش که از منشی گرفته تا مهندساش و حتی بعضی از مدیراش(عموم مدیرای سابقش) از شرایط کاری و حقوقی ناراضی هستند. شما اگه هر شش ماه بری به شرکت سر بزنی به جرات میشه گفت بالای ۶۰ درصد نیروها رو نمیشناسی چون همشون جدیدا و نکته جالبه اینه که مدیر عامل شرکت اقای یعقوبی با افتخار میگن که رفتن نیروها از شرکت نه تنها بد نیس بلکه خیلیم خوبه چون میرن یه جورایی سفیر شرکت اریابنیز میشن توی شرکتای دیگه و برند اریابنیز رو تبلیغ میکنن :)) حالا بماند که اکثریت افرادی که از شرکت جدا میشن کارشون به دعوا و شکایت میرسه. از حق نگذریم ادمای خوب هم توی این شرکت بودن مثلا مدیر مهندسی سابق ولی خو متاسفانه این شرکت با بی لیاقتی کامل هیچ کدومشون رو نتونست حقظ کنه. حقوق ها با تاخیر بغضا زیاد پرداخت میشه و هیچ وقت هیچکس پاسخ گو نیس حتی یه عذر خواهی ساده هم نمیکنن و بعضا متاسفانه نیرو هارو خر فرض میکنن، مثلا حقوق بهمن پارسال رو پنج فروردین با کلی دعوا پرداخت کردن و توجیهشون این بود که بانک اشتباه کرده، انقدر وجدان و شعورم نداشتن که بگن شب عیده و ادمای نیاز به پول دارن اونم موقعی که دو ماهه دریافتی نداشتن و به دروغ تا ۲۸ اسفند میگفتن داریم پرداخت میکنیم پیامکش براتون میاد. خلاصه این شرکت اینه یه شرکت کوچیک با توهم خود بزرگ پنداری
شرکتی با فضای بزرگ و شیک و طراحی مدرن هستش که پروژه های نسبتا زیاد و خوبی داره ولی همیشه پروژه ها با تاخیر زیادی انجام میشن و هیچ نظمی در انجامش وجود نداره، با وجود اینکه درصد دریافت پیش پرداخت پروژه ها نسبتا بالاست اما هیچ وقت این شرکت خودشو ملزم ندونسته که نیروها باید به موقع حقوقشونو دریافت کنن و اگر اعتراضی هم کنید به سرعت یه جلسه تشکیل میدن که مدیرعامل میاد مهملاتی همچون اینکه شما دارید توی یه برند کار میکنید و قدر صندلی ای که روش نشستیت رو نمیدونید و میان پنج تا فاکتور معرفی میکنن که اینا باید برای کارمند اصل باشه واگر اینا براش اصل و مهم نباشه همه حرفاش از اعتبار ساقطه و صرفا غر محسوب میشه که توی این پنج تا فاکتور نه حقوق و دستمزد وجود داره نه هیچ جنبه مالی ای، عملا دیدشون اینه شما نباید برای پول کار کنید. شرکت به دو دسته مدیر ارشد و کارشناس تقسیم میشه و عملا کارشناس ارشد و سرپرست و یا مدیر بخشی وجود نداره و حتی به جرات میشه گفت تعداد مدیرها از کارشناس ها هم بیشتره! بیشتر نیرو موقع اتمام همکاری با این شرکت مجبور میشن برن شکایت کنن چون شرکت طلب رو انقدر میپیچونه تا مجبور به شکایت شی و زیر شش ماه چیزی دریافت نمیکنی. عجیبه با وجود این همه شکایت بیمه هیچ کاری نمیکنه و باعث میشه این شرکتا هر روز پررو تر بشن و حق نیروها رو بخورن.
این شرکت در همون لحظه ورود سعی میکنه شمارو توی دام خودش بندازه اول از همه بگم از حقوق و قرار داد که هیچ خبری نیست و آماده پرداخت چهار ماه یکبار باشید. بخش جالب ماجرا اینجاست که یک سری ها هستن که همیشه حقوقشون به موقعست و سوگولی های شرکتن. از پروژه های بزرگ و بین المللی و بازار اروپا صحبت میکنن همش در صورتی که حتی بازار ایران رو هم به زور پوشش میده و تماما توهم هستش تنش توی شرکت زیاده تمام کارها عجله ای و دقیقه نودی هستش و آخرشم هیچ کاری پیش نمیشه تقریبا همه توی شرکت مدیر هستن و بهترین توصیفش نظر همون همکار سابقمون هست که میگه به ازای هر 0.8 نفر یک مدیر هست هیچ کدوم از مدیران شرکت سواد و تجربه کافی درست درمونی ندارن و هیچ کاری نمیتونن پیش ببرن و در نهایت کارشناس هارو مقصر میدونن درحالی که شما چهار ماهه حقوق نگرفتید شمارو ساعت ۷ شب میبرن جلسه و از نقشه های آینده شرکت میگن و ازتون میخوان بدون چشم داشت و بر اساس وظیفتون تا دیر وقت کار کنید به شدت بد قول هستن و هر روز با یک جلسه و حرف جدید شمارو توی دور باطل میندازن که چند ماه حقوقتون رو نگیرید و همین هست که هر ۵ ۶ ماه یک بار تمام منابع انسانی و کارگر و نیروهاش فرار میکنن
یه شرکت که به اسم هلدینگ کار میکنه و ادعا میکنه ۱۴ شرکت زیر مجموعه داره در حالی که بعضی از این شرکت ها حتی یه نیرو هم نداره، حفظ ظاهر در این شرکت اولویته برای همینم یه جای شیک با متراژ خیلی زیاد توی یه برج رو اجاره کرده و همه از جمله کارفرما ها و نیرو ها گول این ظاهر رو میخورن، هیچ پروژه ای توی تاریخ این شرکت به موقع تحویل داده نشده همون طور که هیچ وقتم حقوق ها به موقع پرداخت نشده، کار کردن پس از تایم کاری براشون خیلی عادیه در حالی که هیچگونه اضافه کاری پرداخت نمیکنن و معمولا جلسات رو بعد از تایم کاری برگزار میکنن. حدود پنج شش نفر هستن که بالای چهار پنج سال توی شرکت سابقه دارن که رده مدیریتی هستند ولی بقیه نیرو ها عموما زیر یکسال توی شرکت سابقه دارند یا بهتره بگم خودشون بیشتر از یکسال نمیمونن و فرار میکنن. نکته جالبه شرکت اینه که با وجود عدم اهمیت به نیروهاش و عدم اجرای درست پروژه ها به راحتی پروژه های بزرگ میگیره و با تاخیر زیاد تحویل میده. توی این شرکت هیچ گونه نظم سازمانی وجود نداره و هیچکس مسئولیت نمیپذیره و پاسخ درستی هم به سوالات و مشکلات نمیدن، بعضا نیروهایی اومدن که بیشتر یکماه از حضورشون میگذره ولی حتی نمیدونن کارشون چیه و چیکار باید بکنن و مدیری نیس که بهشون کار بده! سالانه بیش از ۲۰ جلسه کلاس اموزشی برگزار میشه اما دریغ از یک جمله به درد بخور برای یادگیری. حقوق ها بعضا اشتباه واریز میشن و هر چقدر هم پیگیری کنید مابقی مبلغ پرداخت نمیشه و هی میپیچونن. موقع تسویه حساب هم هر چی رو بپرسی چه جوری حساب شده رییس منابع انسانی فقط میگه نمیدونم و برنامه فلان خودش حساب کرده.
اگر بخوام خیلی سریع برم سراغ اصل مطلب: شرکت توی بدو ورود سعی میکنه با نشان دادن یک محیط زیبا و شیک شما رو هیجان زده کنه اما پس از یک ماه کار کردن متوجه این موارد میشید: ۱) حقوق ها اصلا به موقع نیست و خیلی راحت بگم رنگ پول رو هم نمیبینید ما توی دوسال فقط سه بار حقوق گرفتیم یک بار پس از ۶ ماه تاخیر فقط ۲) هیچ نظمی توی شرکت وجود نداره هیچ پروژه ای پیش نمیره و همه تقصیرات رو گردن هم میندازن شرکت پر شده از پروژه های بزرگی که فقط ده درصدشون پیش میره ۳) شرکت علاقه زیادی داره شمارو تا چندین ساعت پس از تایم کاری نگه داره حتی تا ۹ شب یا ۱۱ شب ولی هیچ خبری از اضافه کار نیست ۴) همونطور که گفتم شرکت اضافه کاری نمیده ولی علنا بار ها تاکید میکنه همه وظیفه دارن تا ۹ شب ۱۰ شب حضور داشته باشن ۵) کوچکترین ارزشی برای تایم شما قائل نیستن و مدیر مجموعه آقای یعقوبی تمام جلسات را پس از تایم کاری قرار میده و البته هیچ آموزش مفیدی وجود نداره ۶) شرکت هر ۴ ماه یا هر ۶ ماه تمام نیروهاش رو تغییر میده و به عبارتی همه فرار میکنن ۷) مدیران مجموعه نه سواد درستی دارن و نه تجربه کافی درست و منابع شرکت جلوی چشم شما هدر میره ۸) شرکت اصلا وضع مالی بدی نداره وتمام پروژه ها به دلار و یورو هست اما با التماس باید بعد چهار ماه تاخیر حقوقتون رو با مساعده بگیرید امیدوارم توسنته باشم کمکتون کنم
۱- بی اهمیت به حقوق و مزایا پرسنل ۲- بی سوادی عمده کارکنان بخصوص مدیران ارشد ۳- بی نظمی فراوان در انجام امور( تاخیر در تحویل تمام پروژه ها،تاخیر در پرداخت حقوق ها و...) ۴- استخدام گله و خروجی گله ای(با عرض معذرت) ۵- ظاهر فوق العاده، باطن متعفن ۶- شرکتی مخصوص ادم های کم لول ۷- محیط بسیار غیر حرفه ای که بیشتر شبیه پارکه تا شرکت ۸- اعتقاد به برند بودن درحالی که از پایه ویرانه ۹- مشخص نبودن وظایف و جایگاه افراد به درستی ۱۰- بال و پر دادن به افراد بی کفایت و کم لول و بی اهمیتی به افرادی که لول بالاتری دارند ۱۱- عاشق برگزاری کلاس های اموزشی جهت بیان ما بهترینیم و هیچکس اندازه ما خوب نیست ۱۲- رویا بافی مضحک و عدم پذیرش واقعیت و شکست
این شرکت از لحاظ بین بقیه شرکتا ظراحی خوب و شیکی داره و همین مساله باعث میشه همه ادما موقعی که میان مصاحبه گول ظاهر رو بخورن و فکر کنن چه جای خفنی اومدن در حالی که باطن شرکت کاملا مخالف ظاهره اونه، بیشتر مدیرای شرکت ادمای نشبتا بی سوادی هستن که عموما بزرگترین شرکتی که توش کارکردن همین اریابنیزه، جو شرکت برای همه چی مناسبه جز یادگیری و پیشرفت چون واقعا شاید به زور دو سه نفر باشن که بشه چیزی ازشون یاد گرفت، حقوق ها از زمان تاسیس تا به امروز حتی یک بار هم به موقع پرداخت نشده، هیچ گونه مزایایی به جز همون حقوقی که اونم هیچ تاریخ مشخصی برای دریافت وجونداره، در این شرکت دریافت نمی کنید. بیش از نصف نیرو هاش معمولا هر شش ماه جدا میشن برای همینم هروقت جاب ویژنو چک کنید اگهی استخدام داره، در یک سال گذشته فقط حدود ۱۳ ۱۴ نفر از بخش مهندسیش جدا شدن. شرکت از نظر مالی وضع بسیار خوبی داره ولی با وجود این پول ها عموما باتصمیمات اشتباه و مسخره مدیرش هدر میرن و شرکت خودشو ملزم نمبدونه که باید حقوق ها سر تایم پرداخت بشه، تجربه خودم من سه ماه تاخیر بوده که این تایم بعضا به شش ماه برای سال های قبل می رسید ولی در بهترین حالت با یک ماه تاخیر پرداخت مبکردند. سال ۱۴۰۲ پنج ماه اول سال حقوق رو علی الحساب میدادن(همون حقوق سال قبلش) اونم با یکماه تاخیر. خلاصه یه شرکت با پروژه های نسبتا زیاد ولی بی اهمیت به پرسنل
این شرکت مملو از ادمای سطح پایین از نظر علمی و فنی هستش. حقوق ها در ده سال گذشته حتی یک بار هم به موقع پرداخت نشده، برای اضافه کاری هیچ دستمزدی نمیدن،هیچ مزایای رفاهی نداره، بیمه تکمیلی نداره،پاداش فقط برای ادما پاچه خوار هستش، تعداد پروژه نسبتا خوبه ولی هیچ وقت پول برای کارکنان وجود نداره. هیچگونه فرهنگ سازمانی در این شرکت پیدا نمیشه، مدیر منابع انسانی حتی نمیدونه حقوق و بیمه چطوری حساب میشه و جواب همه سوالارو با نمیدونم میده.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.