من به عنوان کارمند یا داوطلب در شرکت سیما الکترو طب تجربههای غیرمنصفانه و بیثباتی حقوق را دیدهام؛ هر وظیفهای که کارفرما کنارم میگذاشت به خاطر کمبود نیرو، معمولا به من محول میشد، چه کارهای مرتبط و چه غیرمرتبط. ممکن بود به عنوان حسابدار از من تقاضا کنند انبارداری انجام بدهم و مدیریت مالی هم بر عهدهام بیفتد و همه چیز روی دوش من باشد. گاهی حتی کارهای سادهای مثل مونتاژ چراغ هم به عنوان کارگری از من خواسته میشد. با این حال پرداخت حقوق به طور منظم صورت نمیگرفت و گاهی تا سه ماه تأخیر داشت. سطح حقوق هم به حداقلهای وزارت کار میرسید یا کمتر از آن بود و در اکثر مواقع با تاخیر پرداخت میشد. آنها با داستانهایی پر از وعده و قولهای فریبنده سعی میکردند تصور کنم خانوادهای هستند، اما وقتی از شرکت بیرون میآمدم، درمییافتم که نه تنها غریبهام بلکه گاهی دشمن هم محسوب میشدم. بهانهدوستی و حسننیت را کمتر میدیدم و سفته یا تعهدات مالی را بهانه میکردند تا از همکاریهای بعدی بپرهدارند. حتی مواردی بوده که بدون ارائه قرارداد، حقوق چند ماه یک نفر پرداخت نشده و گاه شرکت به شکایتهای واهی متوسل میشد و حواشی زیادی ایجاد میکرد. با این تجربیات، به طور خصوصی به همکاران و دوستانم هشدار میدهم که به شرکت سیما الکترو طب و به شرکتهای کوچک با تعداد کارکنان کمتر از بیست نفر اعتماد چندانی نکنند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
کارم را در شرکت سیما الکترو طب به عنوان کارشناس الکترونیک شروع کردم و خیلی زود با رفتارهایی روبهرو شدم که انتظارش را نداشتم. توافق اولیه این بود که با گذشت سه ماه دوره آزمایشی، حقوقم افزایش پیدا کند، اما از همان اول هر بار درباره مقدار حقوق سؤالم را میپرسیدم و پاسخی نمیگرفتم تا دو ماه که به مرور حقوقی دریافت نکردم و وقتی سوال کردم گفتند پول نداریم. پس از دوماه با اصرار و فشار، ۶ میلیون تومان به عنوان حقوق پرداخت کردند و گفتند این حقوق تا ارشد الکترونیک که در آن زمان حداقل هدف بود، رعایت میشود. اما من گفتم از ماه سوم وضعیت بهتر میشود و گفتند تا عید افزایش نمییابد. ده ماه به عقب افتاد و دوباره همان مبلغ ۶ میلیون تومان پرداخت شد، با این توضیح که من را مثل بقیه نمیبینند و حتی گفتند به هیچکس حقوقی نمیدهند. در نهایت به عنوان کارشناس الکترونیک در بخش تحقیق و توسعه استخدام شدم و با وجود اینکه گفتم حقوقم کم است، تصمیم گرفتم از فرصت یادگیری استفاده کنم. پس از دو هفته، با وجود کار سنگین، اشتغالی در برج بینالملل تهران را دیدم که سه ساختمان ۵۰ طبقه داشتند و ما برای آنها کار میکردیم. اما مدیران گفتند اینجا حتی کارهای گچکاری هم باید انجام شود و در ساختار تهیه میکردیم. به دنبال آن گفتند باید به شمسآباد کارگاه پروفیل برش برویم که از تهران دو ساعت فاصله داشت. در آن دوره تنها پنج نفر بودیم و در نهایت سه نفر از همکاران استعفا دادند. با من هنوز تسویه عیدی، سنوات و اضافهکاری انجام نشده بود و پس از گذشت یک سال، با هر شمارهای که تماس میگرفتم، تماسهایم بلاک میشد. یک بار هم به شرکت رفتم و با دیدن من، مدیر فرار کرد و ماشینش را روشن کرد. همه اینها با مبالغی کمتر از هفت، هشت میلیون تومان مطرح بود. حتی با وجود مشکلات مالی که داشتند، ظاهرا عادت کرده بودند از منابع مردم سوء استفاده کنند. تسویههای دو نفر دیگر هم با پیگیریهای متعدد، با تاخیرهای چند ماهه انجام شد؛ از طرفی اضافهکاری همیشه بهعنوان وظیفه کارمند مطرح میشد و اگر مدیر میخواست باید تا ساعاتی طولانی میماندیم و با حداقل حقوق کارگری که آن هم به طور منظم داده نمیشد، تا چهار یا پنج ماه ماندیم.
من ۶ سال سابقه crmدارم و در مراکز بزرگی کار کردم حتی در حد سرپرست اما جالبه شرکت زرین رویا برای کارشناس crm رزومه من رو در جاب ویژن رد کرد بدون دلیل .....
به شدت منابع انسانی بی سوادی دارن و بنظرم فقط توی مصاحبه وقتت تلف میشه و اخرش هم با وجود کلی مصاحبه ردت میکنن و دلیل قانع کننده ای نمیدن بسیار رفتار منابع انسانی زننده و بد و نامحترمانه اصلا برای وقتت ارزش قائل نیستن و بسیار بدقولن اصلا به نظرم حتی با این شرکت وارد مصاحبه نشید چه برسه به همکاری
مدت یک سال در بخش تحقیقات شرکت توسعه داروسازی دانش واقع در کیلومتر ۱۳ اتوبان لشگری کار کردم. از آن موقع تا حالا مدیریت همان بخش تغییری نکرده و مدیر فعلی تنها مشکلی است که در آنجا وجود دارد. خیلی بیادب، قدرناشناس و خودشیفته به نظر میرسد. سطح دانشش را نمیدانم، اما مدیریت او واقعا ضعیف است و هر مشکلی پیش میآید میگوید که از توانش خارج است و نمیتواند کاری انجام دهد. برخی با هدف رفتن آمدند و رفتند، اما این خانم همچنان هست و تمایلی برای تغییر نشان نمیدهد. به نظر من بخش QC را نرید که اوضاع فاجعهبار است، اما بخش تحقیقاتش نسبتا بهتر است.
-اگر کم سابقه، بی سابقه یا دانشجو هستید، این شرکت جای خوبی برای شماست، و به راحتی هم نیرو جذب میکنه -می تونید با کار در این شرکت، سابقه کسب کنید و بعد از دوسه سال برید شرکت های خوب -فشار کاری معمولی است، چون نظارت دقیقی نیست -به راحتی می تونید کنار کار، درس بخونید، پایان نامه انجام بدید، پروژه کسری و ... -پارکینگ نداره و برای جای پارک با توجه به موقعیت شرکت که در جردن است، باید نهایتا تا 6:30 پارک کنید -پرداخت حقوق نامنظم و با تاخیر دو ماهه -رد نشدن بیمه بصورت کامل -کمبود امکانات حداقلی مانند دستمال، قهوه، آبسرد کن، مایکروویو و ... -ندادن صبحانه و میان وعده -دخالت مدیرعامل در همه زمینه ها -پرداختی حداقل عیدی -ندادن پاداش، بن کارت و کارانه -حقوق پایین -پس از ترک شرکت، آخرین حقوق شما و سنوات 9 ماه بلوکه میشه و نمیدن -گرفتن سفته برای شروع کار -سنوات با حقوق واقعی شما پرداخت نمیشه و پایه محاسبه میشه -بی برنامگی -مدیران ارشد در بیشتر واحد ها در زمینه اون واحد و رشته تخصص و دانشی ندارند
من ۲ ماه تو این شرکت بودم حتی جمعه ها هم مجبورم میکردن که برم انقدر مزخرف بود که حتی خود داروخونه هم شکایت داشت الا هی باید زنگ بزنم پیگیر مدارک و حقوقم بشم کسی هم پاسخگو نیس به هیچ عنوان حقوق طبق قانون کار بقول خودشون نصف قانون کارم نیس فقط بلدن پول خرج مدیرا کنن که لباس شیک بپوشن کروات بزنن
بنده حدود ۲ سال در این شرکت کار کردم باید بگم تنها شرکتی هست که هرچی کمتر زحمت بکشی هرچی ضعیف تر باشی در نزد مدیران محبوب تر هستی تعداد خیلی زیاد پرسنل مازاد باعث عدم پرداخت به موقع حقوق هست و داشتن مدیران نالایق و بسیار بسیار ضعیف در این مجموعه باعث چند گانگی قیمت ها شده به طور مثال قیمت ضد آفتابی که روی محصول ۵۷۸ هزار تومان خورده خود پنل شرکت توی دیجی کالا قیمت ۱۶۰ هزار تومان میفروشه و باعث نارضایتی بسیاری از مشتری ها شده وضعیت حقوق دهی این شرکت هم که فاجعه هست ۳ ماه حقوق ها عقب هستن پورسانت ها ۷ ماه عقب هستن.
در مصاحبه با سوپرپایپ اینترناشنال تجربهای آرام و حرفهای داشتم که از ابتدا با احترام کامل همراه بود. برخورد تیم بسیار مقرون به نتیجه و محترمانه بود و پذیرایی و خوشامدگویی با دقت انجام شد. مصاحبه به شکل حرفهای پیش رفت و یکی از نکات برجسته این شرکت حفظ حریم خصوصی بود؛ در طول جلسه هیچکدام از مسائل شخصی وارد بحث نشد و این احساس امنیت و اعتماد خوبی به من داد.
با وجود اینکه از مصاحبه رد شدم، نتیجه آن را دریافت کردم و از رفتار خوب تیم تشکر کردند. واقعیت این بود که تنها کسانی که با معیارهای شرکت همخوانی داشتند، به استخدام میرسیدند و هیچکس به خاطر حضور در جلسه استخدامی، بیاحترامی نمیدید. مصاحبه به شکلی حرفهای و با احترام به حریم شخصی برگزار شد و تنها تطابق فرهنگی و تجربههای من با نیازهای شرکت مدنظر بود. وجدانم از نگفتن چنین تجربهای کوتاه آمد.
حدود سه سال پیش برای پوزیشن طراحی وب به این شرکت پیوستم و کارم رو آغاز کردم؛ اکنون به عنوان مدیر واحد IT فعالیت میکنم. شرکت با وجود تحریمها و مشکلات داخلی، روند پیشرفت خیلی خوبی داشت و مدیرانش اعتقاد دارن که با رشد شرکت، کارکنان هم باید سطح خودشون رو بالا ببرن و در این زمینه بهشدت از همکاران حمایت میکنند. تا به حال همیشه به رفاه و حال کاری کارکنان اهمیت دادن و تجربه من در این شرکت واقعا مطلوب بوده و هست.
وقتی به شرکت آداکارنو نگاه میکنم، فکر کنم بیشتر یک کارگاه بزرگ بوده که کمکم با افزودن شریکها و نیروهای جدید، تبدیل به مجموعهای نسبتا کوچک شده است. از نظر من، میشد گفت یک کارگاه نسبتا بزرگ با چهار شریک است که هر کدام به طور مداوم حاضرند، هرچند از لحاظ ماهیت شخصیت شرکت، افرادی با قلب مهربان و رفتارهای مثبت هستند. ولی فضای کلی آن برای کسانی که سابقه کار در شرکتهای بزرگ را دارند، چندان مناسب نیست. حقوق هم برای گروه فنی در مقایسه با حداقلهای وزارت کار، کمی بالاتر است اما واقعا برای سطح کار من مناسب نیست.
من تجربهای از شرکتی دارم که بهنوعی شبیه شیادیهای پانزی عمل میکرد. سرمایهگذار اول روشی میگذاشتند که از طریق قرارداد دو ساله پولی واریز میکردم، اما بهجای اینکه کار ملموسی انجام بدهند، دنبال سرمایهگذار جدید میگشتند و این روند ادامه داشت تا اینکه صدای سرمایهگذار اولیه بلند میشد. در نتیجه پولش را برمیگرداندند و با روشی قرارداد را بهشکل طوری میبستند که جریمهاش بسیار مقرون به صرفه بود. به این ترتیب، بعد از یکی دو سال باز هم همواره پولی وجود داشت که در واقع پول سرمایهگذار جدید بود تا به طور ظاهری پول قبلیها را بدهند و این چرخه ادامه مییافت. متأسفانه شرکتها بهطور معمول با وعدههای بزرگ و بیپایه دنبال جذب سرمایه هستند؛ از جمله اداعای کار روی پروژهای عظیم، یا دریافت فاند چندین میلیون دلاری از کشورهایی مشخص، یا وعده تأثیرگذاری گسترده در جهان.
به خاطر تجربهای که در شرکت سوپرپایپ اینترناشنال داشتم، میخواهم بگویم در مسیر همکاری جز بیاحترامی و توهین چیزی تجربه نکردم، اما پرداختیها با تاخیر انجام میشد. وظایفی که به من محول میشد معمولا غیر مرتبط بود و از امنیت کاری خبری نبود؛ دائما از احتمال اخراج تهدید میشدیم. سفته ضمانت میگرفتند و از آن به عنوان اهرم فشار استفاده میکردند. در کل، فریب ظاهر اخلاقی و ویترین سایت را نخورید و به گفتههای سطحی درباره اخلاق شرکت اعتماد نکنید.
سالها کارم را در برید سامانه نوین آغاز کردم و نخستین بار برای مصاحبه به این شرکت رفتم. سال نود و دو و دوباره در نود و نه برای تست و ارزیابی آمدم؛ سال نود و نه به خاطر ناچار شدن بود و میدانستم اوضاع شرکت نسبتا نامناسب است. در همان جلسه گفتند که پرداخت حقوق با تاخیر انجام میشود. به قطعیت میگویم که مصاحبهکننده رفتاری بیتمدن و غیرحرفهای داشت. آقای صادقی از سالها قبل در برید حضور داشت و در مصاحبههای قبلی هم با ایشان دیداری داشتم. در آن گفتگوی خالی از رفاقت، فردی با عقده و خودبرتربینی به من گفت که مسیر پیشرفت من طی سالهای کارکردم صعودی بوده، ولی میتوانست وضعیت بهتری داشته باشد. به او گفتم آیا واقعا از سال ۹۲ تا امروز کسی مثل من را چنین تحلیل میکند که اتوماسیون شرکت فقط یک وصله و پینه است و پیشرفتم را نقد میکند؟ تمایل داشتم به او بگویم که آیا واقعا از سال ۹۲ تا حالا اینجا هستی تا روند پیشرفت من را ارزیابی کنی؟ یکی از همکاران آخرین بار پرسید آیا میشود کار را بسساز و قابلقبول کرد؟ پاسخ این بود که میشود، ولی هنوز هم وقتی میخواهم از شرکت جدا شوم، میخواهم بدانم دلیل اصلی این قانع نبودن چیست و چه چیزی میتواند مرا ترغیب کند؟
برای من استیل البرز شیراز تجربهای بود که در مجموع رضایت نسبی از حقوقم داشتم؛ حقوقی که نسبت به جایهای دیگر بالاتر بود و باعث رضایت من شد. محیط علمی و حضور مدیرانی باسواد هم به فضای کار اضافه میکرد. اگر روزی تصمیم به ترک گرفتم، این تصمیم بیشتر به خاطر اهداف و پیشرفت شخصی خودم بود تا اینکه بخواهم از محیط کار شکایت کنم.
من به مدت دوسال با این شرکت همکاری داشتم ، در دوران کرونا چون دور کاری بود قابل تحمل بود ولی بعد از آن بصورت حضوری شد . شرکت برای نیروی انسانی هیچ ارزشی قائل نیست توجه کنید هیچ ارزشی حقوق با حداقل تاخیر 1 ماهه در بهترین حالت . بطور مثال حقوق اسفند سال 1400 در اردیبهشت پرداخت کردن و در همون سال پول حقوق پرسنل رو خرج تبلیغات بنر در سطح تهران کردن . قراردادی که جلوی شما میزارن از حقوق پرداختی کمتر ( پایه وزارت کار ) است و زمان خروج 1 تا 2 ماه از حقوقتون رو پرداخت نمیکنن و بدون شکایت ، نمیتونید حقوق و سنواتتون رو بگیرید . ساعت کاری بیشتر از استاندارد وزارت کار است و شما پنجشنبه ها هم باید تا ساعت 12 شرکت حضور داشته باشید . مدیریت مجموعه به طرز عجیبی ضعیف و ناکارامد است .
بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
برای من تجربهای بود که در مورد فردی در شرکت پارسترونیک دیدم. او را به نام دکتر امیری میشناسند و من درباره سابقه کار او سردرگمی زیادی دیدم. در نگاه من، این فرد سابقه تحصیلش را با جزئیات مبهمی بیان میکند؛ از دانشگاه تهران صحبت میکند اما واقعیت صحتشان زیر سوال است و به نظر میرسد که چند ترم در همدان بوده و بخشهایی از حضورش در تهران به عنوان مهمان بوده است. ادعا میکند که از تهران به دانشگاه ایالتی میشیگان رفته، اما به شکل عادی با هزینه بالا و بدون بورسیه تحصیل کرده و تنها سه ماه در دوره دکترا بوده و موفق به ادامه تحصیل نشده است. از نظر آکادمیک، تنها دو مقاله دارد که یکی با همدانشگاهیهای ایرانی و دیگری با یکی از همدانشگاهیهای همدان نوشته شده است؛ این موضوع ربطش به این دارد که چرا فردی از ایالات متحده با محققان ایرانی همکاری میکند و موضوعی است که به رشته برق قدرت مربوط میشود. در مورد تجربه کاری، ادعا میکند که پنج ماه در GM، شش ماه در Delphi و هفت ماه در US Hybrid کار کرده که به نظر میرسد جمع سابقهاش خیلی کمتر از دو سال است. گاهی اشاره میکند که در شرکتهای بزرگ خارجی خیلی سریع متوجه میشویم که کی کیست، اما به نظر میرسد فعالیتهایش بیشتر به عنوان کارآموز بوده تا حرفهای. همچنین میگوید در همه شرکتها منابع محرمانه مانند سورس کد و مستندات را از دست داده است. دلیل بازگشت به ایران را مریضی مادر میداند و این تصمیم را دلیل بودن در ایران معرفی میکند. او با تعداد زیادی از شرکتها در ایران ارتباط گرفته یا قصد ایجاد همکاریهایی را دارد، اما با شرکتهایی مثل کروز و ایرانخودرو و مکو به دلیل برخی محدودیتها همکاری نمیکنند. خودش برای شرکتش تلاش میکند تا حداقل یک پروژهای را کسب کند و از پژوهشگاه نیرو پروژهای با بودجه نسبتا کم میگیرد که کل مبلغ پروژه به سیصد میلیون تومان هم نمیرسد. در نهایت، من این فرد را مجموعهای از تجربهها و داستانهای متناقض میبینم که میتواند برای یک کتاب دویست صفحهای هم کافی باشد. اگر بخواهید از من یا همکاران سابق در شرکت، اطلاعات بیشتری بگیرید، میتوانید به همکاران سابق ما در شرکت پیام بدهید؛ تعداد زیادی از آنها آمدند و رفتند و میتوانید از هر کدام که مایل باشید، سوال کنید.
من به عنوان کارمند یا داوطلب در شرکت سیما الکترو طب تجربههای غیرمنصفانه و بیثباتی حقوق را دیدهام؛ هر وظیفهای که کارفرما کنارم میگذاشت به خاطر کمبود نیرو، معمولا به من محول میشد، چه کارهای مرتبط و چه غیرمرتبط. ممکن بود به عنوان حسابدار از من تقاضا کنند انبارداری انجام بدهم و مدیریت مالی هم بر عهدهام بیفتد و همه چیز روی دوش من باشد. گاهی حتی کارهای سادهای مثل مونتاژ چراغ هم به عنوان کارگری از من خواسته میشد. با این حال پرداخت حقوق به طور منظم صورت نمیگرفت و گاهی تا سه ماه تأخیر داشت. سطح حقوق هم به حداقلهای وزارت کار میرسید یا کمتر از آن بود و در اکثر مواقع با تاخیر پرداخت میشد. آنها با داستانهایی پر از وعده و قولهای فریبنده سعی میکردند تصور کنم خانوادهای هستند، اما وقتی از شرکت بیرون میآمدم، درمییافتم که نه تنها غریبهام بلکه گاهی دشمن هم محسوب میشدم. بهانهدوستی و حسننیت را کمتر میدیدم و سفته یا تعهدات مالی را بهانه میکردند تا از همکاریهای بعدی بپرهدارند. حتی مواردی بوده که بدون ارائه قرارداد، حقوق چند ماه یک نفر پرداخت نشده و گاه شرکت به شکایتهای واهی متوسل میشد و حواشی زیادی ایجاد میکرد. با این تجربیات، به طور خصوصی به همکاران و دوستانم هشدار میدهم که به شرکت سیما الکترو طب و به شرکتهای کوچک با تعداد کارکنان کمتر از بیست نفر اعتماد چندانی نکنند.
کارم را در شرکت سیما الکترو طب به عنوان کارشناس الکترونیک شروع کردم و خیلی زود با رفتارهایی روبهرو شدم که انتظارش را نداشتم. توافق اولیه این بود که با گذشت سه ماه دوره آزمایشی، حقوقم افزایش پیدا کند، اما از همان اول هر بار درباره مقدار حقوق سؤالم را میپرسیدم و پاسخی نمیگرفتم تا دو ماه که به مرور حقوقی دریافت نکردم و وقتی سوال کردم گفتند پول نداریم. پس از دوماه با اصرار و فشار، ۶ میلیون تومان به عنوان حقوق پرداخت کردند و گفتند این حقوق تا ارشد الکترونیک که در آن زمان حداقل هدف بود، رعایت میشود. اما من گفتم از ماه سوم وضعیت بهتر میشود و گفتند تا عید افزایش نمییابد. ده ماه به عقب افتاد و دوباره همان مبلغ ۶ میلیون تومان پرداخت شد، با این توضیح که من را مثل بقیه نمیبینند و حتی گفتند به هیچکس حقوقی نمیدهند. در نهایت به عنوان کارشناس الکترونیک در بخش تحقیق و توسعه استخدام شدم و با وجود اینکه گفتم حقوقم کم است، تصمیم گرفتم از فرصت یادگیری استفاده کنم. پس از دو هفته، با وجود کار سنگین، اشتغالی در برج بینالملل تهران را دیدم که سه ساختمان ۵۰ طبقه داشتند و ما برای آنها کار میکردیم. اما مدیران گفتند اینجا حتی کارهای گچکاری هم باید انجام شود و در ساختار تهیه میکردیم. به دنبال آن گفتند باید به شمسآباد کارگاه پروفیل برش برویم که از تهران دو ساعت فاصله داشت. در آن دوره تنها پنج نفر بودیم و در نهایت سه نفر از همکاران استعفا دادند. با من هنوز تسویه عیدی، سنوات و اضافهکاری انجام نشده بود و پس از گذشت یک سال، با هر شمارهای که تماس میگرفتم، تماسهایم بلاک میشد. یک بار هم به شرکت رفتم و با دیدن من، مدیر فرار کرد و ماشینش را روشن کرد. همه اینها با مبالغی کمتر از هفت، هشت میلیون تومان مطرح بود. حتی با وجود مشکلات مالی که داشتند، ظاهرا عادت کرده بودند از منابع مردم سوء استفاده کنند. تسویههای دو نفر دیگر هم با پیگیریهای متعدد، با تاخیرهای چند ماهه انجام شد؛ از طرفی اضافهکاری همیشه بهعنوان وظیفه کارمند مطرح میشد و اگر مدیر میخواست باید تا ساعاتی طولانی میماندیم و با حداقل حقوق کارگری که آن هم به طور منظم داده نمیشد، تا چهار یا پنج ماه ماندیم.
من ۶ سال سابقه crmدارم و در مراکز بزرگی کار کردم حتی در حد سرپرست اما جالبه شرکت زرین رویا برای کارشناس crm رزومه من رو در جاب ویژن رد کرد بدون دلیل .....
به شدت منابع انسانی بی سوادی دارن و بنظرم فقط توی مصاحبه وقتت تلف میشه و اخرش هم با وجود کلی مصاحبه ردت میکنن و دلیل قانع کننده ای نمیدن بسیار رفتار منابع انسانی زننده و بد و نامحترمانه اصلا برای وقتت ارزش قائل نیستن و بسیار بدقولن اصلا به نظرم حتی با این شرکت وارد مصاحبه نشید چه برسه به همکاری
مدت یک سال در بخش تحقیقات شرکت توسعه داروسازی دانش واقع در کیلومتر ۱۳ اتوبان لشگری کار کردم. از آن موقع تا حالا مدیریت همان بخش تغییری نکرده و مدیر فعلی تنها مشکلی است که در آنجا وجود دارد. خیلی بیادب، قدرناشناس و خودشیفته به نظر میرسد. سطح دانشش را نمیدانم، اما مدیریت او واقعا ضعیف است و هر مشکلی پیش میآید میگوید که از توانش خارج است و نمیتواند کاری انجام دهد. برخی با هدف رفتن آمدند و رفتند، اما این خانم همچنان هست و تمایلی برای تغییر نشان نمیدهد. به نظر من بخش QC را نرید که اوضاع فاجعهبار است، اما بخش تحقیقاتش نسبتا بهتر است.
-اگر کم سابقه، بی سابقه یا دانشجو هستید، این شرکت جای خوبی برای شماست، و به راحتی هم نیرو جذب میکنه -می تونید با کار در این شرکت، سابقه کسب کنید و بعد از دوسه سال برید شرکت های خوب -فشار کاری معمولی است، چون نظارت دقیقی نیست -به راحتی می تونید کنار کار، درس بخونید، پایان نامه انجام بدید، پروژه کسری و ... -پارکینگ نداره و برای جای پارک با توجه به موقعیت شرکت که در جردن است، باید نهایتا تا 6:30 پارک کنید -پرداخت حقوق نامنظم و با تاخیر دو ماهه -رد نشدن بیمه بصورت کامل -کمبود امکانات حداقلی مانند دستمال، قهوه، آبسرد کن، مایکروویو و ... -ندادن صبحانه و میان وعده -دخالت مدیرعامل در همه زمینه ها -پرداختی حداقل عیدی -ندادن پاداش، بن کارت و کارانه -حقوق پایین -پس از ترک شرکت، آخرین حقوق شما و سنوات 9 ماه بلوکه میشه و نمیدن -گرفتن سفته برای شروع کار -سنوات با حقوق واقعی شما پرداخت نمیشه و پایه محاسبه میشه -بی برنامگی -مدیران ارشد در بیشتر واحد ها در زمینه اون واحد و رشته تخصص و دانشی ندارند
من ۲ ماه تو این شرکت بودم حتی جمعه ها هم مجبورم میکردن که برم انقدر مزخرف بود که حتی خود داروخونه هم شکایت داشت الا هی باید زنگ بزنم پیگیر مدارک و حقوقم بشم کسی هم پاسخگو نیس به هیچ عنوان حقوق طبق قانون کار بقول خودشون نصف قانون کارم نیس فقط بلدن پول خرج مدیرا کنن که لباس شیک بپوشن کروات بزنن
بنده حدود ۲ سال در این شرکت کار کردم باید بگم تنها شرکتی هست که هرچی کمتر زحمت بکشی هرچی ضعیف تر باشی در نزد مدیران محبوب تر هستی تعداد خیلی زیاد پرسنل مازاد باعث عدم پرداخت به موقع حقوق هست و داشتن مدیران نالایق و بسیار بسیار ضعیف در این مجموعه باعث چند گانگی قیمت ها شده به طور مثال قیمت ضد آفتابی که روی محصول ۵۷۸ هزار تومان خورده خود پنل شرکت توی دیجی کالا قیمت ۱۶۰ هزار تومان میفروشه و باعث نارضایتی بسیاری از مشتری ها شده وضعیت حقوق دهی این شرکت هم که فاجعه هست ۳ ماه حقوق ها عقب هستن پورسانت ها ۷ ماه عقب هستن.
در مصاحبه با سوپرپایپ اینترناشنال تجربهای آرام و حرفهای داشتم که از ابتدا با احترام کامل همراه بود. برخورد تیم بسیار مقرون به نتیجه و محترمانه بود و پذیرایی و خوشامدگویی با دقت انجام شد. مصاحبه به شکل حرفهای پیش رفت و یکی از نکات برجسته این شرکت حفظ حریم خصوصی بود؛ در طول جلسه هیچکدام از مسائل شخصی وارد بحث نشد و این احساس امنیت و اعتماد خوبی به من داد.
با وجود اینکه از مصاحبه رد شدم، نتیجه آن را دریافت کردم و از رفتار خوب تیم تشکر کردند. واقعیت این بود که تنها کسانی که با معیارهای شرکت همخوانی داشتند، به استخدام میرسیدند و هیچکس به خاطر حضور در جلسه استخدامی، بیاحترامی نمیدید. مصاحبه به شکلی حرفهای و با احترام به حریم شخصی برگزار شد و تنها تطابق فرهنگی و تجربههای من با نیازهای شرکت مدنظر بود. وجدانم از نگفتن چنین تجربهای کوتاه آمد.
حدود سه سال پیش برای پوزیشن طراحی وب به این شرکت پیوستم و کارم رو آغاز کردم؛ اکنون به عنوان مدیر واحد IT فعالیت میکنم. شرکت با وجود تحریمها و مشکلات داخلی، روند پیشرفت خیلی خوبی داشت و مدیرانش اعتقاد دارن که با رشد شرکت، کارکنان هم باید سطح خودشون رو بالا ببرن و در این زمینه بهشدت از همکاران حمایت میکنند. تا به حال همیشه به رفاه و حال کاری کارکنان اهمیت دادن و تجربه من در این شرکت واقعا مطلوب بوده و هست.
وقتی به شرکت آداکارنو نگاه میکنم، فکر کنم بیشتر یک کارگاه بزرگ بوده که کمکم با افزودن شریکها و نیروهای جدید، تبدیل به مجموعهای نسبتا کوچک شده است. از نظر من، میشد گفت یک کارگاه نسبتا بزرگ با چهار شریک است که هر کدام به طور مداوم حاضرند، هرچند از لحاظ ماهیت شخصیت شرکت، افرادی با قلب مهربان و رفتارهای مثبت هستند. ولی فضای کلی آن برای کسانی که سابقه کار در شرکتهای بزرگ را دارند، چندان مناسب نیست. حقوق هم برای گروه فنی در مقایسه با حداقلهای وزارت کار، کمی بالاتر است اما واقعا برای سطح کار من مناسب نیست.
من تجربهای از شرکتی دارم که بهنوعی شبیه شیادیهای پانزی عمل میکرد. سرمایهگذار اول روشی میگذاشتند که از طریق قرارداد دو ساله پولی واریز میکردم، اما بهجای اینکه کار ملموسی انجام بدهند، دنبال سرمایهگذار جدید میگشتند و این روند ادامه داشت تا اینکه صدای سرمایهگذار اولیه بلند میشد. در نتیجه پولش را برمیگرداندند و با روشی قرارداد را بهشکل طوری میبستند که جریمهاش بسیار مقرون به صرفه بود. به این ترتیب، بعد از یکی دو سال باز هم همواره پولی وجود داشت که در واقع پول سرمایهگذار جدید بود تا به طور ظاهری پول قبلیها را بدهند و این چرخه ادامه مییافت. متأسفانه شرکتها بهطور معمول با وعدههای بزرگ و بیپایه دنبال جذب سرمایه هستند؛ از جمله اداعای کار روی پروژهای عظیم، یا دریافت فاند چندین میلیون دلاری از کشورهایی مشخص، یا وعده تأثیرگذاری گسترده در جهان.
به خاطر تجربهای که در شرکت سوپرپایپ اینترناشنال داشتم، میخواهم بگویم در مسیر همکاری جز بیاحترامی و توهین چیزی تجربه نکردم، اما پرداختیها با تاخیر انجام میشد. وظایفی که به من محول میشد معمولا غیر مرتبط بود و از امنیت کاری خبری نبود؛ دائما از احتمال اخراج تهدید میشدیم. سفته ضمانت میگرفتند و از آن به عنوان اهرم فشار استفاده میکردند. در کل، فریب ظاهر اخلاقی و ویترین سایت را نخورید و به گفتههای سطحی درباره اخلاق شرکت اعتماد نکنید.
سالها کارم را در برید سامانه نوین آغاز کردم و نخستین بار برای مصاحبه به این شرکت رفتم. سال نود و دو و دوباره در نود و نه برای تست و ارزیابی آمدم؛ سال نود و نه به خاطر ناچار شدن بود و میدانستم اوضاع شرکت نسبتا نامناسب است. در همان جلسه گفتند که پرداخت حقوق با تاخیر انجام میشود. به قطعیت میگویم که مصاحبهکننده رفتاری بیتمدن و غیرحرفهای داشت. آقای صادقی از سالها قبل در برید حضور داشت و در مصاحبههای قبلی هم با ایشان دیداری داشتم. در آن گفتگوی خالی از رفاقت، فردی با عقده و خودبرتربینی به من گفت که مسیر پیشرفت من طی سالهای کارکردم صعودی بوده، ولی میتوانست وضعیت بهتری داشته باشد. به او گفتم آیا واقعا از سال ۹۲ تا امروز کسی مثل من را چنین تحلیل میکند که اتوماسیون شرکت فقط یک وصله و پینه است و پیشرفتم را نقد میکند؟ تمایل داشتم به او بگویم که آیا واقعا از سال ۹۲ تا حالا اینجا هستی تا روند پیشرفت من را ارزیابی کنی؟ یکی از همکاران آخرین بار پرسید آیا میشود کار را بسساز و قابلقبول کرد؟ پاسخ این بود که میشود، ولی هنوز هم وقتی میخواهم از شرکت جدا شوم، میخواهم بدانم دلیل اصلی این قانع نبودن چیست و چه چیزی میتواند مرا ترغیب کند؟
برای من استیل البرز شیراز تجربهای بود که در مجموع رضایت نسبی از حقوقم داشتم؛ حقوقی که نسبت به جایهای دیگر بالاتر بود و باعث رضایت من شد. محیط علمی و حضور مدیرانی باسواد هم به فضای کار اضافه میکرد. اگر روزی تصمیم به ترک گرفتم، این تصمیم بیشتر به خاطر اهداف و پیشرفت شخصی خودم بود تا اینکه بخواهم از محیط کار شکایت کنم.
من به مدت دوسال با این شرکت همکاری داشتم ، در دوران کرونا چون دور کاری بود قابل تحمل بود ولی بعد از آن بصورت حضوری شد . شرکت برای نیروی انسانی هیچ ارزشی قائل نیست توجه کنید هیچ ارزشی حقوق با حداقل تاخیر 1 ماهه در بهترین حالت . بطور مثال حقوق اسفند سال 1400 در اردیبهشت پرداخت کردن و در همون سال پول حقوق پرسنل رو خرج تبلیغات بنر در سطح تهران کردن . قراردادی که جلوی شما میزارن از حقوق پرداختی کمتر ( پایه وزارت کار ) است و زمان خروج 1 تا 2 ماه از حقوقتون رو پرداخت نمیکنن و بدون شکایت ، نمیتونید حقوق و سنواتتون رو بگیرید . ساعت کاری بیشتر از استاندارد وزارت کار است و شما پنجشنبه ها هم باید تا ساعت 12 شرکت حضور داشته باشید . مدیریت مجموعه به طرز عجیبی ضعیف و ناکارامد است .
بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
برای من تجربهای بود که در مورد فردی در شرکت پارسترونیک دیدم. او را به نام دکتر امیری میشناسند و من درباره سابقه کار او سردرگمی زیادی دیدم. در نگاه من، این فرد سابقه تحصیلش را با جزئیات مبهمی بیان میکند؛ از دانشگاه تهران صحبت میکند اما واقعیت صحتشان زیر سوال است و به نظر میرسد که چند ترم در همدان بوده و بخشهایی از حضورش در تهران به عنوان مهمان بوده است. ادعا میکند که از تهران به دانشگاه ایالتی میشیگان رفته، اما به شکل عادی با هزینه بالا و بدون بورسیه تحصیل کرده و تنها سه ماه در دوره دکترا بوده و موفق به ادامه تحصیل نشده است. از نظر آکادمیک، تنها دو مقاله دارد که یکی با همدانشگاهیهای ایرانی و دیگری با یکی از همدانشگاهیهای همدان نوشته شده است؛ این موضوع ربطش به این دارد که چرا فردی از ایالات متحده با محققان ایرانی همکاری میکند و موضوعی است که به رشته برق قدرت مربوط میشود. در مورد تجربه کاری، ادعا میکند که پنج ماه در GM، شش ماه در Delphi و هفت ماه در US Hybrid کار کرده که به نظر میرسد جمع سابقهاش خیلی کمتر از دو سال است. گاهی اشاره میکند که در شرکتهای بزرگ خارجی خیلی سریع متوجه میشویم که کی کیست، اما به نظر میرسد فعالیتهایش بیشتر به عنوان کارآموز بوده تا حرفهای. همچنین میگوید در همه شرکتها منابع محرمانه مانند سورس کد و مستندات را از دست داده است. دلیل بازگشت به ایران را مریضی مادر میداند و این تصمیم را دلیل بودن در ایران معرفی میکند. او با تعداد زیادی از شرکتها در ایران ارتباط گرفته یا قصد ایجاد همکاریهایی را دارد، اما با شرکتهایی مثل کروز و ایرانخودرو و مکو به دلیل برخی محدودیتها همکاری نمیکنند. خودش برای شرکتش تلاش میکند تا حداقل یک پروژهای را کسب کند و از پژوهشگاه نیرو پروژهای با بودجه نسبتا کم میگیرد که کل مبلغ پروژه به سیصد میلیون تومان هم نمیرسد. در نهایت، من این فرد را مجموعهای از تجربهها و داستانهای متناقض میبینم که میتواند برای یک کتاب دویست صفحهای هم کافی باشد. اگر بخواهید از من یا همکاران سابق در شرکت، اطلاعات بیشتری بگیرید، میتوانید به همکاران سابق ما در شرکت پیام بدهید؛ تعداد زیادی از آنها آمدند و رفتند و میتوانید از هر کدام که مایل باشید، سوال کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.