وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۵۸۶ تجربه منتشرشده · صفحه ۶ از ۳۰
ایمن محفوظ طب
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۱۴ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
پشیمون از وقتی که اینجا گذاشتم

این تجربه رو با صداقتی تازه و به زبان ساده بازنویسی می‌کنم تا حس و واقعیت رو حفظ کنم اما ساختار جمله‌بندی تغییر کرده باشه. وقتی به این شرکت وارد شدم، فهمیدم که برای کارمندها ارزشی قائل نیستن. هر مشکلی پیش بیاد یا باید خودت به تنهایی حلش کنی یا خودت بسازیش و ادامه بدی؛ آنها معمولاً کوتاه‌ترین مسیر رو انتخاب می‌کنن و ساده‌ترین کار براشون بیرون کردن آدمه. با وعده‌های فریبنده‌ای که می‌دن، به بهانه‌ی کار، کارمند رو نگه می‌دارن و بعد میان بالا دست می‌گن که ما از پسش برآمدیم؛ کسی هم که زحمت کشیده رو نام نمی‌برن. منابع انسانی هم اوضاعش خیلی نامطلوبه؛ اول کسی رو بالا می‌کشن که تجربه‌ای کافی نداره، و وقتی یکی با تجربه بیاد کمک بخواد، اوضاع بدتر می‌شه. فضای کار هم خیلی افسرده‌کننده‌ست؛ اونقدر آدم‌ها رو توی فضای بسته و تنگ جمع کردن که نفس کشیدن هم سخت شده. حجم کار اونقد زیاده که انرژی برای بقیه نمی‌مونه و بعد از کار دیگه وقتی باقی نمی‌مونه برای خودت. ظاهراً منابع انسانی از این قضیه مستثناست یا حداقل اهمیتی بهش نمی‌دن. اگر مدیران دقیق‌تر نگاه کنن، می‌تونن مشکل‌هایی رو ببینن، اما واقعاً برای اونها مهمه یا نه؟ اینجا چاپلوس‌ها خیلی زود به رُخش می‌زنن. چند سال اینجا کار کردم و حقیقتاً وقت و انرژی‌ای که گذاشتم حیف شد. الان همکاری‌ام تموم شده و خلاص.

ادوات برتر آکام
تولید و صنایع · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس گرافیک·۱۳ تیر ۱۴۰۵
اولین مصاحبه کاری‌م

دوست داشتم بدون استرس وارد مصاحبه بشم و به همین دلیل نخستین گفت‌وگوم با مدیرعامل شرکت بود. با حال و هوای صمیمی و گرمی آغاز شد و از همان لحظه احساس کردم نباید نگران چیزی باشم. درباره سابقه‌های کاری و نرم‌افزارهایی که بلد بودم به طور صادقانه صحبت کردم و خودم رو معرفی کردم. سوالاتی درباره نحوه تفکرم، سبک طراحی‌ام و علایقم پرسیده شد و اینکه چرا تمایل دارم تجربه کار تمام‌وقت توی یک مجموعه داشته باشم هم مطرح شد. در جلسه بعد، چند نمونه‌کار فرستادم تا نظرشان را ببینند و ارائه‌دهند. جو کار، نسبتا آرام بود و به نظر می‌رسید سیاست شرکت این است که بر پایه توانایی و امکان پوزیشن تصمیم بگیرند. از نگاه آنها، ویژگی‌های مهم شامل اهل فکر بودن، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.

بافت اختر ثریا
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۱۳ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
خلاصه: اینجا ارزشش رو نداره

وقتی وارد شرکت بافت اختر ثریا شدم، فهمیدم باید با احتیاط بیشتری قدم بردارم. کار فراتر از حد انتظار، اما اینجا ارزش کار تیمی برای نیروها خیلی پایینه و امنیت شغلی وجود نداره؛ به نظر من می‌تونه یه کار موقت باشه. در آغاز استخدام، تعدادی مزایا رو قول می‌دن، اما واقعا اکثرشون وعده‌های بی‌پشتوانه‌اند. مدیران ضعف زیادی دارن و نظم و ترتیب در امور روزمره خیلی کم مشاهده می‌شه. در نتیجه تجربه کار کردن اینجا از نظر من ارزشمند نیست.

گروه فنی مهندسی نوین ماشین
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده·۱۳ تیر ۱۴۰۵
۴.۰
محیط کار صمیمی و در حال رشد

تجربه من در شرکت گروه فنی مهندسی نوین ماشین به عنوان توسعه‌دهنده بود. فضای کار آرام و بدون تشریفات بود و به سرعت با همکاران راحت می‌شدم. مدیران جوانی داشتیم که با تیم با احترام برخورد می‌کردند و عموما پای حرف و تعهدشان می‌ماندند. احساس می‌کنم کل مجموعه در حال رشد و پیشرفت است و مسیر مشخصی طی می‌کند.

جام صنعت آذین البرز
تولید و صنایع · کرج
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند قدیمی·۱۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
اوایل خوب بود، بعدش خراب شد

سال‌ها پیش که وارد این شرکت شدم اوضاع نسبتا قابل‌قبول بود، اما به مرور همه چیز افت کرد. حقوق و مزایا مرتب عقب می‌افتادند و تجربه‌سال‌های بالاتر جایگزین نمی‌شدند، در نتیجه کار سنگین روی دوش دیگران سنگینی می‌کرد. مدیران خوب را از دست دادیم و به جای آن‌ها مدیران بی‌کیفیت و چاپلوس به کار آمدند. یکی از بزرگ‌ترین معضل‌ها بیمه تکمیلی بود؛ با وجود این که کنار می‌گفتند شرکت هزینه‌های درمان را می‌پردازد، اما شرطش این بود که حداقل پانزده سال بمانی وگرنه هنگام خروج ازت کم می‌کردند — این را از دوستانی که رفتند شنیدم و واقعا خیلی از شرایط برایشان کسر شده بود. پایه حقوق خیلی پایین بود و واقعا کارمند ارزش چندانی در اینجا پیدا نمی‌کرد. حتی مدیرعامل گاهی صریحا می‌گفت چون ناراضی هستی برو، ما پر از جایگزین هستیم. من سال‌ها اینجا ماندنم و زمانی واقعا به کارم علاقه داشتم، اما حالا به صراحت می‌گویم: توی این مجموعه وارد نشوید.

مهندسی طرح و انرژی فرتاک
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۱۲ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
خلاصه‌ی تجربه کاری خیلی بد

با اینکه هنوز هم تصمیم داشتم واقعیت رو بگم، این تجربه رو به‌طور صادقانه روایت می‌کنم تا به‌اون حدس و گمان‌ها ختم نشه. اینجا یکی از بدترین محیط‌های کار بود که تجربه‌ش کردم. مدیریتی بی‌پرواتر و اهل دروغ دیدم که به‌نوعی به‌عنوان بنگاه خانوادگی کار رو جلو می‌بردند و از کارکنان برای رسیدن به اهدافشون سوءاستفاده می‌کردند. اگر زیاد کار می‌کردی و حقوقی کم می‌خواستی، به‌عنوان نیروی ایده‌آل ازت استفاده می‌شد. وقتی زمان خروج بود، تعهد می‌گرفتن که درباره‌شان هیچ چیزی در شبکه‌های اجتماعی ننویسی. خیلی از همکاران تازه وارد بودند و بعضی‌ها هم رفته بودند، بدون اینکه مشخص باشد چه کسی می‌ماند. تاریخ پایان همکاری را خودشان تعیین می‌کردند و گاهی می‌گفتند کارت دوی دو هفته دیگر تمام است. این‌جا مفهوم سنوات و اضافه‌کاری خیلی معنا ندارد. از کارکنان می‌خواستند روزی به اندازه ده یا نه ساعت کار کنند؛ اگر کم می‌ماندی با تو رفتاری می‌کردند و معمولا اجازه خروج تا پایان روز را نمی‌دادند. اضافه‌کاری هم به ازایش حقوقی پرداخت نمی‌شد. اگر با دستورهای وقیح‌شان مخالفت می‌کردی و دنبال حق‌وحقوقت می‌رفتی، خیلی سریع از کار کنار گذاشته می‌شدی. متأسفانه برخی مدیران به‌ویژه در جذب دختران علاقه نشان می‌دهند و گمان می‌کنن دختران نیروی ارزان و کنترل‌پذیرند. برای روز زن با گل و پول خوش‌آمد می‌گفتند، اما برای روز مرد کمترین توجهی نبود. روال‌های فنی درحد پایین و سطحی بود. مثلا یک سرویس داخلی پس از آزمایش به پروداکشن رفت و هیچ‌کس متوجه نشد کاربران از آن استفاده می‌کنند تا اینکه سه روز بعد تیم فنی متوجه شد. مدیر فنی رفتار نامطلوبی داشت، دروغ می‌گفت و غرور زیادی داشت و مشکلات بزرگی را به وجود می‌آورد. یک‌بار دیتابیس کل شرکت پاک شد و برای بازگردانی، فرد تازه‌کار را در کار حساس قرار دادند که اتفاقا خوش‌یمن بود چون فقط یک نسخه پشتیبان دو ساعته وجود داشت. تیم DevOps از این وضعیت به‌شدت گله داشت. و وعده‌های پاداش هم همانطور که هر فصل می‌گفتند، اکثر مواقع محقق نمی‌شد. خیلی زحمت می‌کشیدی تا به هدف برسى، اما می‌گویند هنوز مستحقش نیستی یا پرداخت‌ها را عقب می‌انداختند تا فراموش یا خسته شوی. پاداش پاییز ۱۴۰۱ تا بهار ۱۴۰۲ هنوز پرداخت نشده بود.

لوگوشو
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس شبکه·۱۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
واحد شبکه افتضاحه

برای تجربه‌ای که از واحد شبکه و امنیت می‌دیدم، احساس ناخوشایندی داشتم و ناامیدی نسبت به مدیریت و تیم‌های زیرمجموعه‌اش وجود داشت. واحد مربوطه به نظر می‌رسید که با کمترین سطح تخصص و حرفه‌ایگری اداره می‌شود و رفتار و رفتار کاری برخی مدیران و سرپرستان آنها نشان از بی‌دقتی و بی‌انگیزگی بود. گمان می‌کنم در صورت ادامه‌ی همین روند، آینده‌شان هم در همان سطح باقی بماند و بهتر است به دنبال فرصت‌های جدیدی باشند.

رسیس
تولید و صنایع · کرج
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس·۱۱ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
ظاهرش شیکه ولی عملا دردسره

ظاهر شرکت در نگاه اول خیلی چشم‌نواز و منطبق با طراحی‌های شیک بود و انگار وارد جایی حرفه‌ای می‌شوی؛ اما واقعیت خیلی فرق داشت. اکثر مدیران از نظر فنی اطلاعات کمی داشتند و معمولا سابقه‌شان فقط به همین مجموعه محدود می‌شد و از میانشان فقط تعدادی دو-سه نفر وجود دارند که بتوان ازشان یاد گرفت. فضای کلی برای کارهای روزمره مطلوب به نظر می‌رسید، اما از نظر یادگیری و رشد واقعا مناسب نبود. حقوق‌ها به‌موقع پرداخت نمی‌شدند و از ابتدای تأسیس تاکنون حتی یک‌بار هم سر موعد پرداخت نشده بودند. مزایای خاصی وجود نداشت جز همان حقوقی که گاهی تاریخ مشخصی هم برایش تعیین نشده بود. بیشتر از نصف نیروها معمولا هر شش ماه یک‌بار از شرکت جدا می‌شدند؛ بنابراین اگر سایتی را بررسی کنی، همیشه آگهی استخدام می‌بییند. در یک سال گذشته حدود ۱۳ تا ۱۴ نفر از بخش مهندسی جدا شدند. از نظر مالی شرکت پول داشت، اما این منابع به دلیل تصمیمات عجیب و اشتباه مدیران هدر می‌رفت و شرکت تعهد نمی‌کرد حقوق‌ها را به‌موقع بدهد. تجربه من نشان می‌داد سه ماه تاخیر داشتم (که قبلا گاهی تا شش ماه هم می‌رسید)، و در سال ۱۴۰۲ اولین پنج ماه سال را فقط علی‌الحساب از حقوق سال قبل پرداخت می‌کردند، با تاخیر یک‌ماهه. خلاصه اینکه پروژه‌ها نسبتا زیاد بودند ولی به پرسنل توجه کافی نمی‌کردند.

گروه پخش قطعات یدکی اتحاد
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارآموز طراحی سایت·۱۱ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
یه ماه تو یه فضای مسموم

برای یک ماه کارآموز طراحی سایت بودم و در محیطی تجربه کردم که واقعا فضای کاری‌اش حال بهم زن بود. مدیر مجموعه به‌شدت پرادعا و بی‌ادب بود و بیشتر وقتش صرف مقایسه تاریخ ثبت دامنه با نتایج جستجو می‌شد تا کمک به تیم. ساختار کار هم به این شکل بود که اغلب کارآموز می‌گرفتند و پروژه‌ها را با حداقل مشارکت خودشان پیش می‌بردند. انگار دائم آگهی جذب نیرو می‌زدند و هیچ‌کس در آنجا دوام طولانی نمی‌آورد. ظرف کمتر از ده روز متوجه شدم امکان ماندن در چنین فضایی وجود ندارد و پس از پایان یک ماه، تصمیم گرفتم ادامه ندهم و ترک کنم. نکته مثبت اینکه یکی از اعضای قدیمی تیم از من حمایت می‌کرد و در همان ماه روی فرانت‌اند تا حدی پیشرفت کردم.

آرون صنعت سفیران
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱۰ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
پر از وعده‌های پوچ، جو مسموم

من دو سال تجربه‌ام از این مجموعه را به‌طور واقعی به‌اشتراک می‌گذارم، با این تفاوت که بازنویسی صریح و نوشتاری تازه‌ای ارائه می‌دهم. در ابتدا باید بگویم که نظرهای مثبت زیادی از سوی شرکت وجود دارد که برای مخاطبان نوشته می‌شود، اما حقیقت چیزی فراتر از این تصویر است. حقوقی که در آغاز کار دریافت کردم بسیار ناچیز بود و وعده‌های مختلفی مطرح شد، مثل افزایش حقوق پس از یک ماه، کلاس‌های آموزشی رایگان و گواهی‌ها، اما تقریبا هیچ‌یک عملی نشدند. هر ماه از من می‌خواستند به اتاق مدیریت بروم و بگویند باید بیشتر کار کنم و بیشتر تلاش کنم؛ به‌طور مداوم انگیزه‌ها زیر سوال می‌رفت و فشار روانی و توهین‌های شخصی وجود داشت. امکانات و مزایای خاصی ارائه نمی‌شد و رشد واقعی یا یادگیری عملی هم به‌طور جدی فراهم نمی‌شد؛ کلاس‌ها یا نیمه‌کاره بودند یا به کل لغو می‌شدند. تصمیمات مدیریتی بر اساس سلایق مشخصی اتخاذ می‌شد و صدای بسیاری از کارمندان شنیده نمی‌شد. آزادی بیان و ایده‌پردازی برای کارکنان معنایی نداشت. حقوق‌ها مرتب تاخیر داشت و نسبت به شرکت‌های نرم‌افزاری هم مبلغشان پایین‌تر بود؛ حتی نسبت به برخی شرکت‌های کوچک‌تر نیز کم‌تر بود. در مجموع محیط کار سمی بود و فشار مالی و روحی زیادی به همراه داشت.

میلاد صنعت
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبان محتوا·۱۰ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
برای ده تومن؟!

وقتی اینجا کار می‌کنم، استرس همواره کنارم بوده است. حجم کار بالا و بی‌وقفه است و مدیر تیم تقریبا هر مشکلی را به من نسبت می‌دهد. معضل‌های کوچک و بی‌معنی کاربری من را درگیر می‌کنند و حقوق هم در سطح پایین‌ای است که انگار از من سوءاستفاده می‌شود. نگاه به فیش حقوقی نشان می‌دهد که مرخصی‌ها و تعطیلات به طور مرتب محاسبه نمی‌شوند و کسری‌هایی که انجام نداده‌ام از حقوقم کسر می‌شود و حتی مقدار این کسرها بیشتر از مقدار ناچیز حقوق اولیه است. احساس ناامیدی و بی‌اعتمادی به وجود می‌آید. جمعه‌ها و تعطیلات گنگ می‌مانند، هشت ساعت پشت سیستم کار می‌کنم و فشار فیزیکی و چشمی زیادی تحمل می‌کنم؛ همه این‌ها برای دستمزد خیلی کم.

گروه صنعتی عباس پور آدرین
تولید و صنایع · تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·عضو تیم محصول·۹ تیر ۱۴۰۵
۴.۰
رشد دست خودته

برای من حوزه‌ی کار محصول در اینجا فرصتی برای رشد است که هر کس بتونه با تیم همدل و هم‌سو باشه، می‌تونه با تلاش خودش پیشرفت‌های قابل توجهی داشته باشه. برخلاف خیلی از شرکت‌های بزرگ که ماموریت‌ها رو ساکن نگه می‌دارن، این گروه درک می‌کنه که وقتی نیروها رشد کنن، شرکت هم رشد می‌کنه. فضای یادگیری و امکان بهره‌گیری ازش وجود داره و به خود فرد بستگی داره که از این فرصت استفاده کنه یا نه. اگر به‌کار نباشی یا به حاشیه‌ها اهمیت بدی، انتظار پیشرفتی هم از اینجا یا هیچ جای دیگری نخواهد بود. این شرکت دو محصول قوی دارد که هر روز رو به بهبود می‌گذارن و فرصت‌های رشد زیادی در اختیار تیم‌هاست؛ تیم‌ها هم پر از افراد حرفه‌ای هستن که ازشون می‌شود چیزهای زیادی یاد گرفت. من هم سعی کردم با بهبود خودم، شرکت را به جلو هدایت کنم و تأثیرش را لمس کردم.

کیهان ماشین آداک
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۹ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
مشکل اصلی اینجا: نیروی انسانی

شرکت کیهان ماشین آداک را با وجود نام خوبی که دارد، تجربه کردم که عمده‌ترین مشکلش در مدیریت منابع انسانی بود. در واقع در این واحد افراد خبره‌ای دیده نمی‌شدند؛ مسئول مربوطه سال‌هاست در همان جایگاه نشسته و هیچ حرکت نوآورانه‌ای، ایده‌ای تازه یا تغییری ملموس از او مشاهده نکردیم—همه چیز به همان حالت قبلی باقی مانده بود و هیچ اشتیاق یا انگیزه‌ای برای بهبود دیده نمی‌شد.

کارخانه منشور سیمین
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۸ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
واقعیت کار بک‌اند

شرکت کارخانه منشور سیمین را تجربه کردم؛ جاهایی که از نظر من خیلی خوب بود و چیزهایی که لازم بود بدونم را هم گفتم تا تصور درستی بسازید. خوش‌بختانه در اینجا استقلال عمل دارم و تصمیم‌گیری با من است؛ هیچ‌کس مدام مداخله نمی‌کند و در صورت بروز مشکل مدیر مجموعه پشت من می‌ایستد تا فرصت درست‌کردن کار را پیدا کنم. داشتن یک پایه‌ی ساده در پایگاه داده کافی است و برای کار کردن به چیزهای پیچیده‌ای نیاز نیست. حقوق و بیمه را به‌طور کامل پرداخت می‌کنند. اگر مسئولیت‌پذیر باشی، رفتارها بیشتر محترمانه است. اما نکاتی که باید بدانید منفی‌های کار را هم دربر می‌گیرد: اگر دنبال یادگیری فناوری‌های جدیدی هستید، اینجا به شما کمکی قابل توجه نمی‌شود؛ باید با فریم‌ورک داخلی شرکت کار کنید و چیز تازه‌ای به شما اضافه نمی‌شود؛ در واقع فقط در دیتابیس تخصص شما بالا می‌رود. نظم کار پایین است و پروژه‌ها به‌طور مکرر دست‌به‌دست می‌شود. گاهی ممکن است یک ماه یک نفر روی پروژه‌ای کار کند و ناگهان شما ادامه‌شود بدهید یا صبح، تسکی دو روزه بدهند و تا ظهر تحویل بخواهند. فرهنگ بی‌نظمی و ماست‌مالی در بسیاری از موارد دیده می‌شود و پروژه‌ها گاهی همین‌طور تحویل داده می‌شوند. همکاران گوناگون‌اند: برخی واقعا کاری نمی‌کنند و برخی دیگر با تمام وجود تلاش می‌کنند. تلاش اضافه‌ای که می‌کشم، اغلب دیده نمی‌شود و حقوق افراد غیرکاری با کسانی که کار می‌کنند برابر است. اگر قصد داری دل‌سوز کار باشی، خیلی اذیت می‌شوی چون احساس می‌کنی غیر از تو کسی همدل نیست، حتی مدیران هم. مسئولیت هم بالاست چون دسترسی دارید و داده‌های مردم را خیلی راحت تغییر می‌دهید. مفروضات استخراج نیازمندی‌ها، اندازه‌گیری جلسات و نگارش مستندات با خود من است و پایان این چرخه هم همیشه روشن نیست. اسکرام و اجایل به معنای واقعی در اینجا وجود ندارد؛ ممکن است گاهی یک هفته کاری انجام نشود، اما هنگام تحویل خیلی سوال و ایراد می‌گیرند. گیتی توسعه هم به نام گیت و چرخه‌ی کدنویسی وجود ندارد؛ کدها به‌طور مستقیم روی سرور می‌روند و اگر اشتباهی پیش بیاید، برگرداندن کار آسان نیست. پروژه‌ها گاه پرابهام‌اند و مشخص نیست نتیجه نهایی چیست؛ می‌گویند شروع کن تا ببینیم و بعد همه چیز ممکن است به هم بریزد. وعده‌های رشد شغلی زیاد می‌دادند، اما به عملیاتی‌شدنشان خیلی کم رسیده‌ام.

گروه صنعتی ملکی
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر پشتیبانی·۸ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
چند سال تو پشتیبانی بودم

در همان مجموعه‌ای که با نام گروه صنعتی ملکی شناخته می‌شد، چند سالی به‌عنوان مدیر پشتیبانی فعالیت می‌کردم. از ابتدای کار حقوق به‌موقع بود و بیمه تکمیلی هم فراهم می‌کردند، ساعات کاری مشخص بود و پنج‌شنبه‌ها تعطیل به‌حساب می‌آمد. مدیرعامل فردی بسیار منظم و باسواد بود و تا حدی سختگیر؛ علاقه‌اش به کیفیت خدمات و رضایت مشتری باعث می‌شد این رفتار را در سطح کل واحدها دنبال کند. تصمیم‌های حیاتی و کلی در کف سازمان از دیتای لازم برخوردار بود، اما اجرا در هر واحد به‌عهده‌ی تیم مربوطه بود و هر گروه روال و دستورالعمل مختص خود را داشت. در طول این مدت، من ندیدم کسی بدون دلیل اخراج شده باشد، مگر اینکه از نظر دانش یا رفتار برای تیم مشکل‌آفرین می‌شد. معمولا حجم کار بالا بود و غیبت فشار را روی سایر اعضا می‌گذاشت؛ به همین دلیل گرفتن مرخصی گاهی کار را دشوار می‌کرد. مدیران میانی گاهی جابه‌جا می‌شدند، اما بدنه‌ی اصلی با سابقه‌ی طولانی کار می‌کرد و به‌طور جدی مشکلات مدیریتی وجود نداشت. فرآیندهای استخدام فنی دو مرحله‌ای بود: اول با مدیر واحد و دوم با مدیرعامل، و تنها ایرادش در زمان‌بندی و تأخیرهای مربوط به مصاحبه‌ها بود. به‌طور کلی، این شرکت تجربه‌ای قدیمی و تخصصی بود و آن تجربه برای کار اخیر من پس از مهاجرت، تأثیر قابل‌توجهی گذاشت.

ایت پرینت
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند سابق·۸ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
کاش هرگز اونجا استخدام نشده بودم

دو سالی می‌شود که از شرکت خارج شدم و هنوز تسویه‌حسابم را نگرفته‌ام. پیگیرم ولی فایده ندارد و هر روز نامه‌نگاری می‌کنم اما خبری نمی‌شود. وقتی آن موقع از شرکت بیرون آمدم نرخ دلار چقدر بود و الان چند؟ واقعا رفتارشان انصاف ندارد. من هیچ موقعی تاخیر نداشتم و حالا می‌خواهم حقم را بگیرم و پاسخ بدهند؛ مصرف اعصاب و تحملم تمام شده، و دلم می‌خواهد پاسخ واحد و روشن دریافت کنم.

سالوت
تولید و صنایع · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس مرکز تماس·۸ تیر ۱۴۰۵
رفتیم مصاحبه، بی‌خیال شدم

به من گفتن برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس دعوت شدم. در اتاق دو مرد و یک زن که مسئول منابع انسانی بود حضور داشتند. رزومه‌ام را یکی از بستگان فرستاده بود و پس از بررسی فرم رزومه اعلام کردند به دلیل وجود یکی از آشنایانم در شرکت نمی‌توانند من را استخدام کنند. مشکل این بود که از شهر دیگری آمده بودم چون در شهر خودمان جذب نداشتند و اصلا برایشان مهم نبود که با تجربه و توانایی کار سخت، سفر طولانی برای مصاحبه را به جان خریدم. ای‌کاش همان اول با یک تماس می‌گفتند به خاطر آشنا بودن نمی‌توانند پذیرش کنند تا این همه مسیر را بی‌دلیل طی نمی‌کردم.

گروه صنایع گیتی پسند
تولید و صنایع · اصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۷ تیر ۱۴۰۵
۱.۳
بی عدالتی

شرکت گیتی پسند زمانی یکی از موفق‌ترین مجموعه‌های صنعتی شهر ما بود. بنیان‌گذارش، مردی پرتلاش و عادل بود؛ کسی که کارگرانش را به اسم می‌شناخت و باور داشت ستون اصلی شرکت، همین نیروهای زحمتکش‌اند. اما با فوت ناگهانی او، همه‌چیز آرام‌آرام تغییر کرد. مدیریت به دست هیئت‌مدیره‌ای افتاد که بیشتر از آن‌که دغدغه تولید داشته باشند، درگیر اعداد و نمودارها بودند، چشمهایشان را به روی فسادها بسته بودند و هیچ‌کس دیگر صدای کارگران را نمی‌شنید. اولین موج تعدیل نیرو که آمد، همه شوکه شدند؛ قدیمی‌ترین و وفادارترین کارکنان با چند سر عائله، یکی‌یکی اخراج شدند، آن هم به بهانه بهینه‌سازی هزینه‌ها. در همین میان، عجیب‌ترین چیز این بود که بعضی‌ نیروهای فاسد و سوء استفاده گر نه‌تنها حذف نشدند، بلکه بیشتر هم دیده شدند. سرپرستی در دفتر تهران به نام م.ص که همه ی افراد کارخانه از مدیران تا کارگران از بی‌انضباطی و سوءاستفاده‌هایش خبر داشتند، همچنان در جایگاهش باقی ماند. زمزمه‌هایی در شرکت می‌چرخید؛ از مأموریت‌های کاری عجیبی که بیشتر شبیه سفرهای تفریحی بودند. او با یکی از کارمندان نزدیکش، که رابطه‌ای غیرحرفه‌ای با او داشت، به اسم مأموریت به این شهر می آمد و بارها کارکنان شرکت آنها را در یک اتاق مشترک هتل با هم می دیدند و جالبتر اینکه هزینه‌ها را شرکت پرداخت میکرد و تمامی خط قرمز های بنیان گذار شرکت را رد کرده بود در حالی که شرکت و مدیران اصلی به ظاهر مذهبی هستند ولی چشم هایشان را روی چنین فسادهای اخلاقی امثال م.ص بسته بودند. هیچ‌کس جرأت اعتراض به فساد او نداشت. هرکس حرفی می‌زد، فردای آن روز اسمش در لیست خروجی‌ها دیده می‌شد. کارخانه هنوز کار می‌کرد، دستگاه‌ها روشن بودند، اما روحی در آن جریان نداشت. دیگر خبری از همدلی، انگیزه یا افتخار نبود. کارگران باقی‌مانده فقط برای حقوق آخر ماه سر کار می‌آمدند، نه برای ساختن آینده. و واقعیت همین بود؛ شرکتی که زمانی با ارزش‌ها ساخته شده بود، حالا زیر سایه بی‌عدالتی و فساد امثال این سرپرست، فقط پوسته‌ای از گذشته‌اش را حفظ کرده بود...

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲ تیر ۱۴۰۵
۱.۰

اگر دنبال محیطی هستی که مدیریت و برنامه‌ریزی کارآمد بوده و احترام به نیروهای انسانی و پرداخت حقوق به‌طور منظم تأمین شود، بهتر است پیش از همکاری با این مجموعه دقیق‌تر بیندیشی و دوباره تصمیم بگیری. یکی از تجربه‌های پرچالش من در جایی بود که به نظر می‌رسید هیچ‌بخش وظیفه‌شان را به شیوه‌ای اصولی دنبال نمی‌کند و نتیجه چنین بی‌نظمی‌ای به دوش نیروهای اجرایی می‌افتد. مشکلاتی که باید در سطح بالادستی حل می‌شد، به پایین‌ترین سطح منتقل می‌شد و پاسخگویی هم نه به‌خاطر نقش کم، که به خاطر کمبود مسئولیت در مدیریت صورت می‌گرفت. در این مجموعه، به‌جای اصلاح فرآیندها، اشتباهات تکرار می‌شد و به‌جای داشتن برنامه‌ریزی مشخص، مدیریت بحران حکمفرما بود. ریشه‌یابی مشکلات هم به جای پیدا شدن، فقط صورت مسئله عوض می‌شد و در نهایت نتیجه‌اش فرسودگی نیروها، نارضایتی گسترده و خروج مستمر افراد متخصص بود. دستور کار پرداخت حقوق و تعهدات قانونی نیز نکته‌ای است که هر متقاضی کار باید درباره‌اش تحقیق کند. هیچ چیز بدتر از صرف ماه‌ها زمان و انرژی برای یک مجموعه نیست و در نهایت برای دریافت حقوق پایه‌ای خود مجبور به پیگیری‌های طولانی شوید و با پادرمیانی‌های پراکنده بخشی از حقوق معوق به شکل مساعده پرداخت شود؛ اگر هم بتوانید دریافت کنید. متأسفانه یکی از ویژگی‌های رایج چنین محیط‌هایی این است که مدیران به جای پذیرش مسئولیت تصمیماتشان، همیشه دیگران را مقصر می‌دانند. وقتی خطاها از سوی همه به جز مدیران تکرار می‌شود، معمولا مشکل از کارکنان نیست بلکه از نظامی است که سال‌هاست حاضر به نگاه عمیق به ضعف‌هایش نیست. نرخ بالای خروج نیروها، نارضایتی کارکنان و حجم بالای مشکلات داخلی معمولا به‌عنوان علامت‌های هشداردهنده دیده می‌شود که هر فرد جویای کار باید پیش از امضا به آن‌ها توجه کند. برای کسانی که قصد همکاری دارند، فقط یک توصیه دارم: پیش از هر تصمیمی تا حد امکان تحقیق کن و از ظاهر شیک و نشان‌های سطحی این شرکت فریب نخور. گاهی فهمیدن واقعیت پیش از ورود، هزینه‌ای کمتر از هزینه‌ای است که بعدها با زمان، اعصاب، درآمد و آینده شغلی‌ات پرداخت خواهی کرد.

همراه صنعت کاوه
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۶ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰
کارشناس

مدت کوتاهی در این شرکت کار کردم و می‌خواهم تجربه‌ام را این‌طور توصیف کنم: در کل محیط کار نسبتا دوستانه و آرامی داشت و برای گرفتن اولین تجربه کاری گزینه مناسبی بود. فرصت یادگیری به‌خوبی فراهم بود و می‌شد مهارت‌های پایه را تقویت کرد. با این حال بعضی از همکاران رفتارهای حاشیه‌دار و پرتنش داشتند که لازم بود با احتیاط در روابط کاری برخورد کنم و از ورود به حاشیه‌ها پرهیز کنم. به طور کلی برای یک تا دو سال اول تجربه و آشنایی با حوزه کار مناسب بود، اما برای پیشرفت حرفه‌ای بلندمدت شاید گزینه‌های دیگری بتواند مسیر بهتری ارائه بدهد.

ایمن محفوظ طب
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۱۴ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
پشیمون از وقتی که اینجا گذاشتم

این تجربه رو با صداقتی تازه و به زبان ساده بازنویسی می‌کنم تا حس و واقعیت رو حفظ کنم اما ساختار جمله‌بندی تغییر کرده باشه. وقتی به این شرکت وارد شدم، فهمیدم که برای کارمندها ارزشی قائل نیستن. هر مشکلی پیش بیاد یا باید خودت به تنهایی حلش کنی یا خودت بسازیش و ادامه بدی؛ آنها معمولاً کوتاه‌ترین مسیر رو انتخاب می‌کنن و ساده‌ترین کار براشون بیرون کردن آدمه. با وعده‌های فریبنده‌ای که می‌دن، به بهانه‌ی کار، کارمند رو نگه می‌دارن و بعد میان بالا دست می‌گن که ما از پسش برآمدیم؛ کسی هم که زحمت کشیده رو نام نمی‌برن. منابع انسانی هم اوضاعش خیلی نامطلوبه؛ اول کسی رو بالا می‌کشن که تجربه‌ای کافی نداره، و وقتی یکی با تجربه بیاد کمک بخواد، اوضاع بدتر می‌شه. فضای کار هم خیلی افسرده‌کننده‌ست؛ اونقدر آدم‌ها رو توی فضای بسته و تنگ جمع کردن که نفس کشیدن هم سخت شده. حجم کار اونقد زیاده که انرژی برای بقیه نمی‌مونه و بعد از کار دیگه وقتی باقی نمی‌مونه برای خودت. ظاهراً منابع انسانی از این قضیه مستثناست یا حداقل اهمیتی بهش نمی‌دن. اگر مدیران دقیق‌تر نگاه کنن، می‌تونن مشکل‌هایی رو ببینن، اما واقعاً برای اونها مهمه یا نه؟ اینجا چاپلوس‌ها خیلی زود به رُخش می‌زنن. چند سال اینجا کار کردم و حقیقتاً وقت و انرژی‌ای که گذاشتم حیف شد. الان همکاری‌ام تموم شده و خلاص.

ادوات برتر آکام
تولید و صنایع · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس گرافیک·۱۳ تیر ۱۴۰۵
اولین مصاحبه کاری‌م

دوست داشتم بدون استرس وارد مصاحبه بشم و به همین دلیل نخستین گفت‌وگوم با مدیرعامل شرکت بود. با حال و هوای صمیمی و گرمی آغاز شد و از همان لحظه احساس کردم نباید نگران چیزی باشم. درباره سابقه‌های کاری و نرم‌افزارهایی که بلد بودم به طور صادقانه صحبت کردم و خودم رو معرفی کردم. سوالاتی درباره نحوه تفکرم، سبک طراحی‌ام و علایقم پرسیده شد و اینکه چرا تمایل دارم تجربه کار تمام‌وقت توی یک مجموعه داشته باشم هم مطرح شد. در جلسه بعد، چند نمونه‌کار فرستادم تا نظرشان را ببینند و ارائه‌دهند. جو کار، نسبتا آرام بود و به نظر می‌رسید سیاست شرکت این است که بر پایه توانایی و امکان پوزیشن تصمیم بگیرند. از نگاه آنها، ویژگی‌های مهم شامل اهل فکر بودن، خلاقیت، مطالعه و سفر بود.

بافت اختر ثریا
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۱۳ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
خلاصه: اینجا ارزشش رو نداره

وقتی وارد شرکت بافت اختر ثریا شدم، فهمیدم باید با احتیاط بیشتری قدم بردارم. کار فراتر از حد انتظار، اما اینجا ارزش کار تیمی برای نیروها خیلی پایینه و امنیت شغلی وجود نداره؛ به نظر من می‌تونه یه کار موقت باشه. در آغاز استخدام، تعدادی مزایا رو قول می‌دن، اما واقعا اکثرشون وعده‌های بی‌پشتوانه‌اند. مدیران ضعف زیادی دارن و نظم و ترتیب در امور روزمره خیلی کم مشاهده می‌شه. در نتیجه تجربه کار کردن اینجا از نظر من ارزشمند نیست.

گروه فنی مهندسی نوین ماشین
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده·۱۳ تیر ۱۴۰۵
۴.۰
محیط کار صمیمی و در حال رشد

تجربه من در شرکت گروه فنی مهندسی نوین ماشین به عنوان توسعه‌دهنده بود. فضای کار آرام و بدون تشریفات بود و به سرعت با همکاران راحت می‌شدم. مدیران جوانی داشتیم که با تیم با احترام برخورد می‌کردند و عموما پای حرف و تعهدشان می‌ماندند. احساس می‌کنم کل مجموعه در حال رشد و پیشرفت است و مسیر مشخصی طی می‌کند.

جام صنعت آذین البرز
تولید و صنایع · کرج
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند قدیمی·۱۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
اوایل خوب بود، بعدش خراب شد

سال‌ها پیش که وارد این شرکت شدم اوضاع نسبتا قابل‌قبول بود، اما به مرور همه چیز افت کرد. حقوق و مزایا مرتب عقب می‌افتادند و تجربه‌سال‌های بالاتر جایگزین نمی‌شدند، در نتیجه کار سنگین روی دوش دیگران سنگینی می‌کرد. مدیران خوب را از دست دادیم و به جای آن‌ها مدیران بی‌کیفیت و چاپلوس به کار آمدند. یکی از بزرگ‌ترین معضل‌ها بیمه تکمیلی بود؛ با وجود این که کنار می‌گفتند شرکت هزینه‌های درمان را می‌پردازد، اما شرطش این بود که حداقل پانزده سال بمانی وگرنه هنگام خروج ازت کم می‌کردند — این را از دوستانی که رفتند شنیدم و واقعا خیلی از شرایط برایشان کسر شده بود. پایه حقوق خیلی پایین بود و واقعا کارمند ارزش چندانی در اینجا پیدا نمی‌کرد. حتی مدیرعامل گاهی صریحا می‌گفت چون ناراضی هستی برو، ما پر از جایگزین هستیم. من سال‌ها اینجا ماندنم و زمانی واقعا به کارم علاقه داشتم، اما حالا به صراحت می‌گویم: توی این مجموعه وارد نشوید.

مهندسی طرح و انرژی فرتاک
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۱۲ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
خلاصه‌ی تجربه کاری خیلی بد

با اینکه هنوز هم تصمیم داشتم واقعیت رو بگم، این تجربه رو به‌طور صادقانه روایت می‌کنم تا به‌اون حدس و گمان‌ها ختم نشه. اینجا یکی از بدترین محیط‌های کار بود که تجربه‌ش کردم. مدیریتی بی‌پرواتر و اهل دروغ دیدم که به‌نوعی به‌عنوان بنگاه خانوادگی کار رو جلو می‌بردند و از کارکنان برای رسیدن به اهدافشون سوءاستفاده می‌کردند. اگر زیاد کار می‌کردی و حقوقی کم می‌خواستی، به‌عنوان نیروی ایده‌آل ازت استفاده می‌شد. وقتی زمان خروج بود، تعهد می‌گرفتن که درباره‌شان هیچ چیزی در شبکه‌های اجتماعی ننویسی. خیلی از همکاران تازه وارد بودند و بعضی‌ها هم رفته بودند، بدون اینکه مشخص باشد چه کسی می‌ماند. تاریخ پایان همکاری را خودشان تعیین می‌کردند و گاهی می‌گفتند کارت دوی دو هفته دیگر تمام است. این‌جا مفهوم سنوات و اضافه‌کاری خیلی معنا ندارد. از کارکنان می‌خواستند روزی به اندازه ده یا نه ساعت کار کنند؛ اگر کم می‌ماندی با تو رفتاری می‌کردند و معمولا اجازه خروج تا پایان روز را نمی‌دادند. اضافه‌کاری هم به ازایش حقوقی پرداخت نمی‌شد. اگر با دستورهای وقیح‌شان مخالفت می‌کردی و دنبال حق‌وحقوقت می‌رفتی، خیلی سریع از کار کنار گذاشته می‌شدی. متأسفانه برخی مدیران به‌ویژه در جذب دختران علاقه نشان می‌دهند و گمان می‌کنن دختران نیروی ارزان و کنترل‌پذیرند. برای روز زن با گل و پول خوش‌آمد می‌گفتند، اما برای روز مرد کمترین توجهی نبود. روال‌های فنی درحد پایین و سطحی بود. مثلا یک سرویس داخلی پس از آزمایش به پروداکشن رفت و هیچ‌کس متوجه نشد کاربران از آن استفاده می‌کنند تا اینکه سه روز بعد تیم فنی متوجه شد. مدیر فنی رفتار نامطلوبی داشت، دروغ می‌گفت و غرور زیادی داشت و مشکلات بزرگی را به وجود می‌آورد. یک‌بار دیتابیس کل شرکت پاک شد و برای بازگردانی، فرد تازه‌کار را در کار حساس قرار دادند که اتفاقا خوش‌یمن بود چون فقط یک نسخه پشتیبان دو ساعته وجود داشت. تیم DevOps از این وضعیت به‌شدت گله داشت. و وعده‌های پاداش هم همانطور که هر فصل می‌گفتند، اکثر مواقع محقق نمی‌شد. خیلی زحمت می‌کشیدی تا به هدف برسى، اما می‌گویند هنوز مستحقش نیستی یا پرداخت‌ها را عقب می‌انداختند تا فراموش یا خسته شوی. پاداش پاییز ۱۴۰۱ تا بهار ۱۴۰۲ هنوز پرداخت نشده بود.

لوگوشو
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس شبکه·۱۲ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
واحد شبکه افتضاحه

برای تجربه‌ای که از واحد شبکه و امنیت می‌دیدم، احساس ناخوشایندی داشتم و ناامیدی نسبت به مدیریت و تیم‌های زیرمجموعه‌اش وجود داشت. واحد مربوطه به نظر می‌رسید که با کمترین سطح تخصص و حرفه‌ایگری اداره می‌شود و رفتار و رفتار کاری برخی مدیران و سرپرستان آنها نشان از بی‌دقتی و بی‌انگیزگی بود. گمان می‌کنم در صورت ادامه‌ی همین روند، آینده‌شان هم در همان سطح باقی بماند و بهتر است به دنبال فرصت‌های جدیدی باشند.

رسیس
تولید و صنایع · کرج
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس·۱۱ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
ظاهرش شیکه ولی عملا دردسره

ظاهر شرکت در نگاه اول خیلی چشم‌نواز و منطبق با طراحی‌های شیک بود و انگار وارد جایی حرفه‌ای می‌شوی؛ اما واقعیت خیلی فرق داشت. اکثر مدیران از نظر فنی اطلاعات کمی داشتند و معمولا سابقه‌شان فقط به همین مجموعه محدود می‌شد و از میانشان فقط تعدادی دو-سه نفر وجود دارند که بتوان ازشان یاد گرفت. فضای کلی برای کارهای روزمره مطلوب به نظر می‌رسید، اما از نظر یادگیری و رشد واقعا مناسب نبود. حقوق‌ها به‌موقع پرداخت نمی‌شدند و از ابتدای تأسیس تاکنون حتی یک‌بار هم سر موعد پرداخت نشده بودند. مزایای خاصی وجود نداشت جز همان حقوقی که گاهی تاریخ مشخصی هم برایش تعیین نشده بود. بیشتر از نصف نیروها معمولا هر شش ماه یک‌بار از شرکت جدا می‌شدند؛ بنابراین اگر سایتی را بررسی کنی، همیشه آگهی استخدام می‌بییند. در یک سال گذشته حدود ۱۳ تا ۱۴ نفر از بخش مهندسی جدا شدند. از نظر مالی شرکت پول داشت، اما این منابع به دلیل تصمیمات عجیب و اشتباه مدیران هدر می‌رفت و شرکت تعهد نمی‌کرد حقوق‌ها را به‌موقع بدهد. تجربه من نشان می‌داد سه ماه تاخیر داشتم (که قبلا گاهی تا شش ماه هم می‌رسید)، و در سال ۱۴۰۲ اولین پنج ماه سال را فقط علی‌الحساب از حقوق سال قبل پرداخت می‌کردند، با تاخیر یک‌ماهه. خلاصه اینکه پروژه‌ها نسبتا زیاد بودند ولی به پرسنل توجه کافی نمی‌کردند.

گروه پخش قطعات یدکی اتحاد
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارآموز طراحی سایت·۱۱ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
یه ماه تو یه فضای مسموم

برای یک ماه کارآموز طراحی سایت بودم و در محیطی تجربه کردم که واقعا فضای کاری‌اش حال بهم زن بود. مدیر مجموعه به‌شدت پرادعا و بی‌ادب بود و بیشتر وقتش صرف مقایسه تاریخ ثبت دامنه با نتایج جستجو می‌شد تا کمک به تیم. ساختار کار هم به این شکل بود که اغلب کارآموز می‌گرفتند و پروژه‌ها را با حداقل مشارکت خودشان پیش می‌بردند. انگار دائم آگهی جذب نیرو می‌زدند و هیچ‌کس در آنجا دوام طولانی نمی‌آورد. ظرف کمتر از ده روز متوجه شدم امکان ماندن در چنین فضایی وجود ندارد و پس از پایان یک ماه، تصمیم گرفتم ادامه ندهم و ترک کنم. نکته مثبت اینکه یکی از اعضای قدیمی تیم از من حمایت می‌کرد و در همان ماه روی فرانت‌اند تا حدی پیشرفت کردم.

آرون صنعت سفیران
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱۰ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
پر از وعده‌های پوچ، جو مسموم

من دو سال تجربه‌ام از این مجموعه را به‌طور واقعی به‌اشتراک می‌گذارم، با این تفاوت که بازنویسی صریح و نوشتاری تازه‌ای ارائه می‌دهم. در ابتدا باید بگویم که نظرهای مثبت زیادی از سوی شرکت وجود دارد که برای مخاطبان نوشته می‌شود، اما حقیقت چیزی فراتر از این تصویر است. حقوقی که در آغاز کار دریافت کردم بسیار ناچیز بود و وعده‌های مختلفی مطرح شد، مثل افزایش حقوق پس از یک ماه، کلاس‌های آموزشی رایگان و گواهی‌ها، اما تقریبا هیچ‌یک عملی نشدند. هر ماه از من می‌خواستند به اتاق مدیریت بروم و بگویند باید بیشتر کار کنم و بیشتر تلاش کنم؛ به‌طور مداوم انگیزه‌ها زیر سوال می‌رفت و فشار روانی و توهین‌های شخصی وجود داشت. امکانات و مزایای خاصی ارائه نمی‌شد و رشد واقعی یا یادگیری عملی هم به‌طور جدی فراهم نمی‌شد؛ کلاس‌ها یا نیمه‌کاره بودند یا به کل لغو می‌شدند. تصمیمات مدیریتی بر اساس سلایق مشخصی اتخاذ می‌شد و صدای بسیاری از کارمندان شنیده نمی‌شد. آزادی بیان و ایده‌پردازی برای کارکنان معنایی نداشت. حقوق‌ها مرتب تاخیر داشت و نسبت به شرکت‌های نرم‌افزاری هم مبلغشان پایین‌تر بود؛ حتی نسبت به برخی شرکت‌های کوچک‌تر نیز کم‌تر بود. در مجموع محیط کار سمی بود و فشار مالی و روحی زیادی به همراه داشت.

میلاد صنعت
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·پشتیبان محتوا·۱۰ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
برای ده تومن؟!

وقتی اینجا کار می‌کنم، استرس همواره کنارم بوده است. حجم کار بالا و بی‌وقفه است و مدیر تیم تقریبا هر مشکلی را به من نسبت می‌دهد. معضل‌های کوچک و بی‌معنی کاربری من را درگیر می‌کنند و حقوق هم در سطح پایین‌ای است که انگار از من سوءاستفاده می‌شود. نگاه به فیش حقوقی نشان می‌دهد که مرخصی‌ها و تعطیلات به طور مرتب محاسبه نمی‌شوند و کسری‌هایی که انجام نداده‌ام از حقوقم کسر می‌شود و حتی مقدار این کسرها بیشتر از مقدار ناچیز حقوق اولیه است. احساس ناامیدی و بی‌اعتمادی به وجود می‌آید. جمعه‌ها و تعطیلات گنگ می‌مانند، هشت ساعت پشت سیستم کار می‌کنم و فشار فیزیکی و چشمی زیادی تحمل می‌کنم؛ همه این‌ها برای دستمزد خیلی کم.

گروه صنعتی عباس پور آدرین
تولید و صنایع · تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·عضو تیم محصول·۹ تیر ۱۴۰۵
۴.۰
رشد دست خودته

برای من حوزه‌ی کار محصول در اینجا فرصتی برای رشد است که هر کس بتونه با تیم همدل و هم‌سو باشه، می‌تونه با تلاش خودش پیشرفت‌های قابل توجهی داشته باشه. برخلاف خیلی از شرکت‌های بزرگ که ماموریت‌ها رو ساکن نگه می‌دارن، این گروه درک می‌کنه که وقتی نیروها رشد کنن، شرکت هم رشد می‌کنه. فضای یادگیری و امکان بهره‌گیری ازش وجود داره و به خود فرد بستگی داره که از این فرصت استفاده کنه یا نه. اگر به‌کار نباشی یا به حاشیه‌ها اهمیت بدی، انتظار پیشرفتی هم از اینجا یا هیچ جای دیگری نخواهد بود. این شرکت دو محصول قوی دارد که هر روز رو به بهبود می‌گذارن و فرصت‌های رشد زیادی در اختیار تیم‌هاست؛ تیم‌ها هم پر از افراد حرفه‌ای هستن که ازشون می‌شود چیزهای زیادی یاد گرفت. من هم سعی کردم با بهبود خودم، شرکت را به جلو هدایت کنم و تأثیرش را لمس کردم.

کیهان ماشین آداک
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۹ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
مشکل اصلی اینجا: نیروی انسانی

شرکت کیهان ماشین آداک را با وجود نام خوبی که دارد، تجربه کردم که عمده‌ترین مشکلش در مدیریت منابع انسانی بود. در واقع در این واحد افراد خبره‌ای دیده نمی‌شدند؛ مسئول مربوطه سال‌هاست در همان جایگاه نشسته و هیچ حرکت نوآورانه‌ای، ایده‌ای تازه یا تغییری ملموس از او مشاهده نکردیم—همه چیز به همان حالت قبلی باقی مانده بود و هیچ اشتیاق یا انگیزه‌ای برای بهبود دیده نمی‌شد.

کارخانه منشور سیمین
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس بک‌اند·۸ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
واقعیت کار بک‌اند

شرکت کارخانه منشور سیمین را تجربه کردم؛ جاهایی که از نظر من خیلی خوب بود و چیزهایی که لازم بود بدونم را هم گفتم تا تصور درستی بسازید. خوش‌بختانه در اینجا استقلال عمل دارم و تصمیم‌گیری با من است؛ هیچ‌کس مدام مداخله نمی‌کند و در صورت بروز مشکل مدیر مجموعه پشت من می‌ایستد تا فرصت درست‌کردن کار را پیدا کنم. داشتن یک پایه‌ی ساده در پایگاه داده کافی است و برای کار کردن به چیزهای پیچیده‌ای نیاز نیست. حقوق و بیمه را به‌طور کامل پرداخت می‌کنند. اگر مسئولیت‌پذیر باشی، رفتارها بیشتر محترمانه است. اما نکاتی که باید بدانید منفی‌های کار را هم دربر می‌گیرد: اگر دنبال یادگیری فناوری‌های جدیدی هستید، اینجا به شما کمکی قابل توجه نمی‌شود؛ باید با فریم‌ورک داخلی شرکت کار کنید و چیز تازه‌ای به شما اضافه نمی‌شود؛ در واقع فقط در دیتابیس تخصص شما بالا می‌رود. نظم کار پایین است و پروژه‌ها به‌طور مکرر دست‌به‌دست می‌شود. گاهی ممکن است یک ماه یک نفر روی پروژه‌ای کار کند و ناگهان شما ادامه‌شود بدهید یا صبح، تسکی دو روزه بدهند و تا ظهر تحویل بخواهند. فرهنگ بی‌نظمی و ماست‌مالی در بسیاری از موارد دیده می‌شود و پروژه‌ها گاهی همین‌طور تحویل داده می‌شوند. همکاران گوناگون‌اند: برخی واقعا کاری نمی‌کنند و برخی دیگر با تمام وجود تلاش می‌کنند. تلاش اضافه‌ای که می‌کشم، اغلب دیده نمی‌شود و حقوق افراد غیرکاری با کسانی که کار می‌کنند برابر است. اگر قصد داری دل‌سوز کار باشی، خیلی اذیت می‌شوی چون احساس می‌کنی غیر از تو کسی همدل نیست، حتی مدیران هم. مسئولیت هم بالاست چون دسترسی دارید و داده‌های مردم را خیلی راحت تغییر می‌دهید. مفروضات استخراج نیازمندی‌ها، اندازه‌گیری جلسات و نگارش مستندات با خود من است و پایان این چرخه هم همیشه روشن نیست. اسکرام و اجایل به معنای واقعی در اینجا وجود ندارد؛ ممکن است گاهی یک هفته کاری انجام نشود، اما هنگام تحویل خیلی سوال و ایراد می‌گیرند. گیتی توسعه هم به نام گیت و چرخه‌ی کدنویسی وجود ندارد؛ کدها به‌طور مستقیم روی سرور می‌روند و اگر اشتباهی پیش بیاید، برگرداندن کار آسان نیست. پروژه‌ها گاه پرابهام‌اند و مشخص نیست نتیجه نهایی چیست؛ می‌گویند شروع کن تا ببینیم و بعد همه چیز ممکن است به هم بریزد. وعده‌های رشد شغلی زیاد می‌دادند، اما به عملیاتی‌شدنشان خیلی کم رسیده‌ام.

گروه صنعتی ملکی
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر پشتیبانی·۸ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
چند سال تو پشتیبانی بودم

در همان مجموعه‌ای که با نام گروه صنعتی ملکی شناخته می‌شد، چند سالی به‌عنوان مدیر پشتیبانی فعالیت می‌کردم. از ابتدای کار حقوق به‌موقع بود و بیمه تکمیلی هم فراهم می‌کردند، ساعات کاری مشخص بود و پنج‌شنبه‌ها تعطیل به‌حساب می‌آمد. مدیرعامل فردی بسیار منظم و باسواد بود و تا حدی سختگیر؛ علاقه‌اش به کیفیت خدمات و رضایت مشتری باعث می‌شد این رفتار را در سطح کل واحدها دنبال کند. تصمیم‌های حیاتی و کلی در کف سازمان از دیتای لازم برخوردار بود، اما اجرا در هر واحد به‌عهده‌ی تیم مربوطه بود و هر گروه روال و دستورالعمل مختص خود را داشت. در طول این مدت، من ندیدم کسی بدون دلیل اخراج شده باشد، مگر اینکه از نظر دانش یا رفتار برای تیم مشکل‌آفرین می‌شد. معمولا حجم کار بالا بود و غیبت فشار را روی سایر اعضا می‌گذاشت؛ به همین دلیل گرفتن مرخصی گاهی کار را دشوار می‌کرد. مدیران میانی گاهی جابه‌جا می‌شدند، اما بدنه‌ی اصلی با سابقه‌ی طولانی کار می‌کرد و به‌طور جدی مشکلات مدیریتی وجود نداشت. فرآیندهای استخدام فنی دو مرحله‌ای بود: اول با مدیر واحد و دوم با مدیرعامل، و تنها ایرادش در زمان‌بندی و تأخیرهای مربوط به مصاحبه‌ها بود. به‌طور کلی، این شرکت تجربه‌ای قدیمی و تخصصی بود و آن تجربه برای کار اخیر من پس از مهاجرت، تأثیر قابل‌توجهی گذاشت.

ایت پرینت
تولید و صنایع
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند سابق·۸ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
کاش هرگز اونجا استخدام نشده بودم

دو سالی می‌شود که از شرکت خارج شدم و هنوز تسویه‌حسابم را نگرفته‌ام. پیگیرم ولی فایده ندارد و هر روز نامه‌نگاری می‌کنم اما خبری نمی‌شود. وقتی آن موقع از شرکت بیرون آمدم نرخ دلار چقدر بود و الان چند؟ واقعا رفتارشان انصاف ندارد. من هیچ موقعی تاخیر نداشتم و حالا می‌خواهم حقم را بگیرم و پاسخ بدهند؛ مصرف اعصاب و تحملم تمام شده، و دلم می‌خواهد پاسخ واحد و روشن دریافت کنم.

سالوت
تولید و صنایع · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس مرکز تماس·۸ تیر ۱۴۰۵
رفتیم مصاحبه، بی‌خیال شدم

به من گفتن برای مصاحبه کارشناس مرکز تماس دعوت شدم. در اتاق دو مرد و یک زن که مسئول منابع انسانی بود حضور داشتند. رزومه‌ام را یکی از بستگان فرستاده بود و پس از بررسی فرم رزومه اعلام کردند به دلیل وجود یکی از آشنایانم در شرکت نمی‌توانند من را استخدام کنند. مشکل این بود که از شهر دیگری آمده بودم چون در شهر خودمان جذب نداشتند و اصلا برایشان مهم نبود که با تجربه و توانایی کار سخت، سفر طولانی برای مصاحبه را به جان خریدم. ای‌کاش همان اول با یک تماس می‌گفتند به خاطر آشنا بودن نمی‌توانند پذیرش کنند تا این همه مسیر را بی‌دلیل طی نمی‌کردم.

گروه صنایع گیتی پسند
تولید و صنایع · اصفهان
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۷ تیر ۱۴۰۵
۱.۳
بی عدالتی

شرکت گیتی پسند زمانی یکی از موفق‌ترین مجموعه‌های صنعتی شهر ما بود. بنیان‌گذارش، مردی پرتلاش و عادل بود؛ کسی که کارگرانش را به اسم می‌شناخت و باور داشت ستون اصلی شرکت، همین نیروهای زحمتکش‌اند. اما با فوت ناگهانی او، همه‌چیز آرام‌آرام تغییر کرد. مدیریت به دست هیئت‌مدیره‌ای افتاد که بیشتر از آن‌که دغدغه تولید داشته باشند، درگیر اعداد و نمودارها بودند، چشمهایشان را به روی فسادها بسته بودند و هیچ‌کس دیگر صدای کارگران را نمی‌شنید. اولین موج تعدیل نیرو که آمد، همه شوکه شدند؛ قدیمی‌ترین و وفادارترین کارکنان با چند سر عائله، یکی‌یکی اخراج شدند، آن هم به بهانه بهینه‌سازی هزینه‌ها. در همین میان، عجیب‌ترین چیز این بود که بعضی‌ نیروهای فاسد و سوء استفاده گر نه‌تنها حذف نشدند، بلکه بیشتر هم دیده شدند. سرپرستی در دفتر تهران به نام م.ص که همه ی افراد کارخانه از مدیران تا کارگران از بی‌انضباطی و سوءاستفاده‌هایش خبر داشتند، همچنان در جایگاهش باقی ماند. زمزمه‌هایی در شرکت می‌چرخید؛ از مأموریت‌های کاری عجیبی که بیشتر شبیه سفرهای تفریحی بودند. او با یکی از کارمندان نزدیکش، که رابطه‌ای غیرحرفه‌ای با او داشت، به اسم مأموریت به این شهر می آمد و بارها کارکنان شرکت آنها را در یک اتاق مشترک هتل با هم می دیدند و جالبتر اینکه هزینه‌ها را شرکت پرداخت میکرد و تمامی خط قرمز های بنیان گذار شرکت را رد کرده بود در حالی که شرکت و مدیران اصلی به ظاهر مذهبی هستند ولی چشم هایشان را روی چنین فسادهای اخلاقی امثال م.ص بسته بودند. هیچ‌کس جرأت اعتراض به فساد او نداشت. هرکس حرفی می‌زد، فردای آن روز اسمش در لیست خروجی‌ها دیده می‌شد. کارخانه هنوز کار می‌کرد، دستگاه‌ها روشن بودند، اما روحی در آن جریان نداشت. دیگر خبری از همدلی، انگیزه یا افتخار نبود. کارگران باقی‌مانده فقط برای حقوق آخر ماه سر کار می‌آمدند، نه برای ساختن آینده. و واقعیت همین بود؛ شرکتی که زمانی با ارزش‌ها ساخته شده بود، حالا زیر سایه بی‌عدالتی و فساد امثال این سرپرست، فقط پوسته‌ای از گذشته‌اش را حفظ کرده بود...

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲ تیر ۱۴۰۵
۱.۰

اگر دنبال محیطی هستی که مدیریت و برنامه‌ریزی کارآمد بوده و احترام به نیروهای انسانی و پرداخت حقوق به‌طور منظم تأمین شود، بهتر است پیش از همکاری با این مجموعه دقیق‌تر بیندیشی و دوباره تصمیم بگیری. یکی از تجربه‌های پرچالش من در جایی بود که به نظر می‌رسید هیچ‌بخش وظیفه‌شان را به شیوه‌ای اصولی دنبال نمی‌کند و نتیجه چنین بی‌نظمی‌ای به دوش نیروهای اجرایی می‌افتد. مشکلاتی که باید در سطح بالادستی حل می‌شد، به پایین‌ترین سطح منتقل می‌شد و پاسخگویی هم نه به‌خاطر نقش کم، که به خاطر کمبود مسئولیت در مدیریت صورت می‌گرفت. در این مجموعه، به‌جای اصلاح فرآیندها، اشتباهات تکرار می‌شد و به‌جای داشتن برنامه‌ریزی مشخص، مدیریت بحران حکمفرما بود. ریشه‌یابی مشکلات هم به جای پیدا شدن، فقط صورت مسئله عوض می‌شد و در نهایت نتیجه‌اش فرسودگی نیروها، نارضایتی گسترده و خروج مستمر افراد متخصص بود. دستور کار پرداخت حقوق و تعهدات قانونی نیز نکته‌ای است که هر متقاضی کار باید درباره‌اش تحقیق کند. هیچ چیز بدتر از صرف ماه‌ها زمان و انرژی برای یک مجموعه نیست و در نهایت برای دریافت حقوق پایه‌ای خود مجبور به پیگیری‌های طولانی شوید و با پادرمیانی‌های پراکنده بخشی از حقوق معوق به شکل مساعده پرداخت شود؛ اگر هم بتوانید دریافت کنید. متأسفانه یکی از ویژگی‌های رایج چنین محیط‌هایی این است که مدیران به جای پذیرش مسئولیت تصمیماتشان، همیشه دیگران را مقصر می‌دانند. وقتی خطاها از سوی همه به جز مدیران تکرار می‌شود، معمولا مشکل از کارکنان نیست بلکه از نظامی است که سال‌هاست حاضر به نگاه عمیق به ضعف‌هایش نیست. نرخ بالای خروج نیروها، نارضایتی کارکنان و حجم بالای مشکلات داخلی معمولا به‌عنوان علامت‌های هشداردهنده دیده می‌شود که هر فرد جویای کار باید پیش از امضا به آن‌ها توجه کند. برای کسانی که قصد همکاری دارند، فقط یک توصیه دارم: پیش از هر تصمیمی تا حد امکان تحقیق کن و از ظاهر شیک و نشان‌های سطحی این شرکت فریب نخور. گاهی فهمیدن واقعیت پیش از ورود، هزینه‌ای کمتر از هزینه‌ای است که بعدها با زمان، اعصاب، درآمد و آینده شغلی‌ات پرداخت خواهی کرد.

همراه صنعت کاوه
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس·۲۶ خرداد ۱۴۰۵
۳.۰
کارشناس

مدت کوتاهی در این شرکت کار کردم و می‌خواهم تجربه‌ام را این‌طور توصیف کنم: در کل محیط کار نسبتا دوستانه و آرامی داشت و برای گرفتن اولین تجربه کاری گزینه مناسبی بود. فرصت یادگیری به‌خوبی فراهم بود و می‌شد مهارت‌های پایه را تقویت کرد. با این حال بعضی از همکاران رفتارهای حاشیه‌دار و پرتنش داشتند که لازم بود با احتیاط در روابط کاری برخورد کنم و از ورود به حاشیه‌ها پرهیز کنم. به طور کلی برای یک تا دو سال اول تجربه و آشنایی با حوزه کار مناسب بود، اما برای پیشرفت حرفه‌ای بلندمدت شاید گزینه‌های دیگری بتواند مسیر بهتری ارائه بدهد.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.