تصور میکنم تجربهی دقیقِ مصاحبه را میخواهم با بیانی تازه و ملموس بیان کنم. در فرآیند دعوت به مصاحبه برای پوزیشن کارشناس ارشد بودجه و برنامهریزی، ابتدا گفتند دو پوزیشن موجود است، یکی کارشناس و دیگری ارشد. من از همان ابتدا گفتم کارشناس را نمیخواهم و اگر برای ارشد فرصت وجود دارد، لطفاً ادامه بدهند تا برای آن مصاحبه کنم. در جلسه دوم به ساختمان رفتنم اما نحوهی هماهنگی مبهم بود؛ همکاران هم در جلسه مطمئن نبودند مسئول مصاحبه کیست و خود مصاحبهکننده هم بدون معرفی واحدی که از آن هستند (اداری یا مالی) شروع به طرح سوالاتی نمودند که ارتباطی با نقش درخواستشده نداشتند. به نظر میرسید که سوالات بیشتر حول مسائل مرتبط با کنترل کسبوکار بود تا بودجه و برنامهریزی، بنابراین هدف از مصاحبه روشن نبود و به تعامل حرفهای لازم نمیرسید. طرز برخورد و نحوهی طرح سوالها هم کاملاً حرفهای به نظر نمیرسید و نتیجهای که خواسته بودم را ندارد. حقیقتاً به خاطر تجربهای که سه سال قبل هم در مصاحبه داشتم، وقتی روز مصاحبه فهمیدم آشنایان یکی از مدیران تأیید شدهاند و مصاحبه به روالِ نمایش یا جلوهدادن حسابداری به جای حسابرسی جلو میرود، دوباره با ناهمگونی واحدها و پوزیشنها مواجه شدم و از این بابت هم احساس بیاعتمادی داشتم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای ج قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک
به نظرم از همان اول باید میگفتم که همه چیز ظاهر شادهنور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر میرسید حرفهای نیست و انگیزهای هم در کار نمیدیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبتشان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح میکردند، مثل این که از روز اول باید وثیقهای ۲۵۰ میلیون میدادم. در حین مصاحبه سطح سوالها سطحی و بیتمرکز به نظر میرسید؛ گوشیشان زنگ میخورد و میگفتند ادامه بده و بعد با موبایلشان دوباره صحبت میکردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخها را بیحال و بیدقت ارائه دادم تا هرچه سریعتر از آن فضای خستهکننده خلاص شوم.
جزو کوبل دارو هستند خب معتبر بنظر میومد یک مصاحبه انلاین با مدیر جذب داشتم تجربم مرتبط بود با صنعتشون و ۹۰ درصد سوالاتشون رو جواب دادم و شانس قبولی داشتم اما انتظار ۱۰۰ درصد داشتن که همچین چیزی فکر نمیکنم پیدا بشه بعد از مدتی خبری ندادن خودم پیگیری کردم گویا خود اون مدیر هم مردد بود رد کنه یا اکسپت یه مصاحبه انلاین دوم گذاشتن با یک خانم برای یک فیلد متفاوت تو حوره کاریم و در نهایت باز هم مدتی خبر ندادن و پیگیری کردم رد شدم مطمعنم توانایی هام بدرستی درک نشد چراکه تو صنعت خودشون سال ها تجربه داشتم و قطعا چالش ها رو میدونستم و میتونستم عملکرد خوبی داشته باشم شاید نتونستم بصورت مناسب پرزنت کنم و دلیل بر این نبود که ضعف دارم انتظار داشتم قضاوت سریع نمی کردند
امور مصاحبه به خوبی برای زمانبندی مقدمات انجام شده بود و یادآوریها هم دقیق بود. با این حال قرار بود نتیجه نهایی، چه پذیرش و چه رد، چند روز بعد به من اعلام شود و تا الان خبری دربارهاش نشنیدم. به نظرم این یک نقطه ضعف است و واحد منابع انسانی باید در این زمینه پیگیری و رسیدگی بیشتری انجام دهد.
بابت مصاحبه رفتم به ادرسی که دادن یک ساختمان بی نام نشون که چندبار پرسیدم کجاست طبقه دوم یک داروخانه هیچ تابلویی نداشت داخل شدم استاندارد ها در حد صفر داشتن با یکی مصاحبه میکردن چون اتاق مصاحبشون داغون بود تمام دیالوگ ها شنیده میشد خلاصه نوبت من شد سرپرست جذب خانم م.س فیس افاده ای ک ای کاش ظاهر این اداها رو حداقل داشت با یک لپ تاپ اومد و کنارش یه آقا که از اول تا اخر مصاحبه هیچ نگفت و نگاه کرد بدون هیچ وارم آپ شروع کرد سوالا در حد جونیور جذب و دیکته شده عین ربات فقط تو ذهنش بود اینارو بپرسه و جواب بله خیر بگیره اصلا دانش مناسبی برای کشف استعداد رو مداشت اصلااااا و هر جواب ک دادم همون لحظه داشت تایپ می کرد تلاق تولوق کیبورد 😅 اخه بیسواد اون لحظه تمرکزت بهم نیخوره صرف تایپ میشه نمیتونی بفهمی طرف جی میگه تایپتم که ۱۰ انگشتی نبود همش مطمعنم غلط نوشتی 😅 اخر سر نه من فهمیدم چی شد نه اون فهمید چیکار کرد رد کرد 😅 خداشاهده ناراحت نیستم رد شدما از این ناراحتم که استاندارد ها برای این شرکت مطرح رعایت نمیشه و گند زده میشه تو برند کارفرمایی بخاطر یه ادم بی سواد ایشون سطحش کارشناس بود نمیدونم چرا هد بود شاید واس اینکه قبلا تو شرکت کوبل بوده که اصلا کافی نیست باید تجدید نظر بشه در موردشون چون استعداد ها الکی رد میشن الان ۷ ماهه خداشاهده آگهی این شغل فعاله همه جا هم گذاشتن اونم برای این شغل مه کلی متقاضی داره باید شک کرد به توانایی این خانم و تو ارزیابیش تاثیر داد قبل از اینکه ویکی تجربه بپره کلی ادم از تجربه افتضاحی که از مصاحبه با این خانم داشتن نوشته بودن حیف شد که پرید کاش برگرده دیتا واقعا مفید بود
تصور میکنم تجربهی دقیقِ مصاحبه را میخواهم با بیانی تازه و ملموس بیان کنم. در فرآیند دعوت به مصاحبه برای پوزیشن کارشناس ارشد بودجه و برنامهریزی، ابتدا گفتند دو پوزیشن موجود است، یکی کارشناس و دیگری ارشد. من از همان ابتدا گفتم کارشناس را نمیخواهم و اگر برای ارشد فرصت وجود دارد، لطفاً ادامه بدهند تا برای آن مصاحبه کنم. در جلسه دوم به ساختمان رفتنم اما نحوهی هماهنگی مبهم بود؛ همکاران هم در جلسه مطمئن نبودند مسئول مصاحبه کیست و خود مصاحبهکننده هم بدون معرفی واحدی که از آن هستند (اداری یا مالی) شروع به طرح سوالاتی نمودند که ارتباطی با نقش درخواستشده نداشتند. به نظر میرسید که سوالات بیشتر حول مسائل مرتبط با کنترل کسبوکار بود تا بودجه و برنامهریزی، بنابراین هدف از مصاحبه روشن نبود و به تعامل حرفهای لازم نمیرسید. طرز برخورد و نحوهی طرح سوالها هم کاملاً حرفهای به نظر نمیرسید و نتیجهای که خواسته بودم را ندارد. حقیقتاً به خاطر تجربهای که سه سال قبل هم در مصاحبه داشتم، وقتی روز مصاحبه فهمیدم آشنایان یکی از مدیران تأیید شدهاند و مصاحبه به روالِ نمایش یا جلوهدادن حسابداری به جای حسابرسی جلو میرود، دوباره با ناهمگونی واحدها و پوزیشنها مواجه شدم و از این بابت هم احساس بیاعتمادی داشتم.
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای ج قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک
به نظرم از همان اول باید میگفتم که همه چیز ظاهر شادهنور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر میرسید حرفهای نیست و انگیزهای هم در کار نمیدیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبتشان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح میکردند، مثل این که از روز اول باید وثیقهای ۲۵۰ میلیون میدادم. در حین مصاحبه سطح سوالها سطحی و بیتمرکز به نظر میرسید؛ گوشیشان زنگ میخورد و میگفتند ادامه بده و بعد با موبایلشان دوباره صحبت میکردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخها را بیحال و بیدقت ارائه دادم تا هرچه سریعتر از آن فضای خستهکننده خلاص شوم.
جزو کوبل دارو هستند خب معتبر بنظر میومد یک مصاحبه انلاین با مدیر جذب داشتم تجربم مرتبط بود با صنعتشون و ۹۰ درصد سوالاتشون رو جواب دادم و شانس قبولی داشتم اما انتظار ۱۰۰ درصد داشتن که همچین چیزی فکر نمیکنم پیدا بشه بعد از مدتی خبری ندادن خودم پیگیری کردم گویا خود اون مدیر هم مردد بود رد کنه یا اکسپت یه مصاحبه انلاین دوم گذاشتن با یک خانم برای یک فیلد متفاوت تو حوره کاریم و در نهایت باز هم مدتی خبر ندادن و پیگیری کردم رد شدم مطمعنم توانایی هام بدرستی درک نشد چراکه تو صنعت خودشون سال ها تجربه داشتم و قطعا چالش ها رو میدونستم و میتونستم عملکرد خوبی داشته باشم شاید نتونستم بصورت مناسب پرزنت کنم و دلیل بر این نبود که ضعف دارم انتظار داشتم قضاوت سریع نمی کردند
امور مصاحبه به خوبی برای زمانبندی مقدمات انجام شده بود و یادآوریها هم دقیق بود. با این حال قرار بود نتیجه نهایی، چه پذیرش و چه رد، چند روز بعد به من اعلام شود و تا الان خبری دربارهاش نشنیدم. به نظرم این یک نقطه ضعف است و واحد منابع انسانی باید در این زمینه پیگیری و رسیدگی بیشتری انجام دهد.
بابت مصاحبه رفتم به ادرسی که دادن یک ساختمان بی نام نشون که چندبار پرسیدم کجاست طبقه دوم یک داروخانه هیچ تابلویی نداشت داخل شدم استاندارد ها در حد صفر داشتن با یکی مصاحبه میکردن چون اتاق مصاحبشون داغون بود تمام دیالوگ ها شنیده میشد خلاصه نوبت من شد سرپرست جذب خانم م.س فیس افاده ای ک ای کاش ظاهر این اداها رو حداقل داشت با یک لپ تاپ اومد و کنارش یه آقا که از اول تا اخر مصاحبه هیچ نگفت و نگاه کرد بدون هیچ وارم آپ شروع کرد سوالا در حد جونیور جذب و دیکته شده عین ربات فقط تو ذهنش بود اینارو بپرسه و جواب بله خیر بگیره اصلا دانش مناسبی برای کشف استعداد رو مداشت اصلااااا و هر جواب ک دادم همون لحظه داشت تایپ می کرد تلاق تولوق کیبورد 😅 اخه بیسواد اون لحظه تمرکزت بهم نیخوره صرف تایپ میشه نمیتونی بفهمی طرف جی میگه تایپتم که ۱۰ انگشتی نبود همش مطمعنم غلط نوشتی 😅 اخر سر نه من فهمیدم چی شد نه اون فهمید چیکار کرد رد کرد 😅 خداشاهده ناراحت نیستم رد شدما از این ناراحتم که استاندارد ها برای این شرکت مطرح رعایت نمیشه و گند زده میشه تو برند کارفرمایی بخاطر یه ادم بی سواد ایشون سطحش کارشناس بود نمیدونم چرا هد بود شاید واس اینکه قبلا تو شرکت کوبل بوده که اصلا کافی نیست باید تجدید نظر بشه در موردشون چون استعداد ها الکی رد میشن الان ۷ ماهه خداشاهده آگهی این شغل فعاله همه جا هم گذاشتن اونم برای این شغل مه کلی متقاضی داره باید شک کرد به توانایی این خانم و تو ارزیابیش تاثیر داد قبل از اینکه ویکی تجربه بپره کلی ادم از تجربه افتضاحی که از مصاحبه با این خانم داشتن نوشته بودن حیف شد که پرید کاش برگرده دیتا واقعا مفید بود
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.