اگر براتون احترام و طرز برخورد مهم هست بنظرم اصلا وقتون را نگذارید برای رفتن به این مصاحبه، بدترین تجربه من از مصاحبه با این شرکت بود از اول که وارد شرکت میشی سطح رفتار بی ادبانه اشون مشخصه تا زمانیکه میری توی اتاق مصاحبه من رفتم به این شرکت و منشی من را راهنمایی کردن که توی اتاق منتظر باشم اولا که اتاقشون کثیف بود و چندشم شد و بعدش منشی از پشت شیشه زد به در که بلند شو و برو به سمت اتاق مصاحبه، من این رفتار برام خیلی عجیب بود که زحمت نداد بلند شه و در بزنه و راهنمایی کنه، بعدشم که رفتم مصاحبه البته اونها با تاخیر اومدن و مدیر یکی از بخش هاشون انقدر بد اخلاق بود که ادم احساس میکرد چیزی بدهکاری بهش، راستش من انقدر تو ذوقم خورد که اصلا دوست نداشتم خودمو پرزنت کنم و جذب بشم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بابت مصاحبه به ادرسی که دادن رفتم . یک ساختمان بی نام نشان که مجبور شدم چندبار آدرس بپرسم تا پیدا کنم. شرکت طبقه دوم یک داروخانه بود و هیچ تابلویی نداشت .استاندارد ها در حد صفر ، داشتن با یکی مصاحبه میکردن چون اتاق مصاحبشون داغون بود تمام دیالوگ ها شنیده میشد خلاصه نوبت من شد سرپرست جذب خانم م.سفرچی سرشار از عقده و کمبود که واقعا از خیلیا اینو شنیدم فیس افاده ای ک ای کاش حداقل ظاهر این اداها رو داشت با یک لپ تاپ اومد و کنارش یه آقا که از اول تا اخر مصاحبه هیچ نگفت و نگاه می کرد بدون هیچ وارم آپی شروع به سوال پرسیدن کرد . سوالا در حد جونیور جذب و دیکته شده عین ربات فقط تو ذهنش بود اینارو بپرسه و جواب بله خیر بگیره. اصلا دانش مناسبی برای کشف استعداد رو نداشت اصلااااا و هر جواب ک دادم همون لحظه داشت تایپ می کرد با صدای تالاق تولوق کیبورد 😅 اخه بیسواد اون لحظه تمرکزت صرف تایپ کردن میشه نمیتونی بفهمی طرف چی میگه ! تایپتم که ۱۰ انگشتی نبود مطمعنم همه رو دری وری و غلط نوشتی 😅 اخر سر نه من فهمیدم چی شد نه اون فهمید چیکار کرد😅 خداشاهده ناراحت نیستم رد شدما از این ناراحتم که استاندارد ها برای این شرکت مطرح رعایت نمیشه و گند زده میشه تو برند کارفرمایی بخاطر یه ادم بی سواد. ایشون سطحش کارشناس بود نمیدونم چرا هد بود شاید واس اینکه قبلا تو شرکت کوبل بوده که اصلا کافی نیست باید تجدید نظر بشه در موردشون چون استعداد ها الکی رد میشن الان ۹ ماهه خداشاهده آگهی این شغل فعاله همه جا هم گذاشتن اونم برای این شغل که کلی متقاضی داره . باید شک کرد به توانایی این خانم و تو ارزیابیش تاثیر داد قبل از اینکه ویکی تجربه بپره کلی ادم از تجربه افتضاحی که از مصاحبه با این خانم داشتن نوشته بودن حیف شد که پرید کاش برگرده دیتا واقعا مفید بود
تماس گرفتن برم برای مصاحبه مدیر دیجیتالمارکتینگ. شرکت شیک و لابی برای انتظار و... با خودم گفتم حرفهای هستن حتما. محمودرضا چمنی اومد برای مصاحبه. با اون همه ادعا، با شعور ناکافی، همش داشت به گوشی و در و دیوار نگاه میکرد. صحبتهای من که تموم شد، رسما هیچ سوال فنیای نپرسید. فقط پرسید از نظر خودم نقاط ضعفم چیه و در کوتاهترین زمان ممکن مصاحبه رو تموم کرد. رسما فقط گفته بود بیام ببینه از تیپ و قیافه من خوشش میاد یا نه. گفت تا آخر هفته حتما به جمعبندی نهایی میرسیم و اطلاع میدیم، سههفته بعد ایمیل ریجکت دادن.
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای جوان قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک دنبال یکی شبیه خودشون بودن با اون سن و جایگاه سازمانی کمر شلوارش از این مدل دخترونه بند دارای پاپیونی بود !!تسسترون لازم معلومه فقط سلیقشون نبودم والا از لحاظ تجربی حتی دانش نداشتن بتونن ارزیابی کنن
برای مصاحبهی برنامهنویسی سالها پیش اتفاقی افتاد که هنوز هم یادآوریاش انرژیام را میگیرد. اوایل کار مشخص بود که وضعیت شرکت چندان مطلوب نیست و حقوق به موقع پرداخت نمیشود. مصاحبهکننده هم رفتاری ناخوشایند و غیرحرفهای داشت؛ همان مدیری که مدتها در همان جا حضور داشت، ناگهان در حین صحبت به روند پیشرفت من واکنش نشان داد و گفت که مسیرم صعودی بوده اما میشد بهتر باشد. در عین حال با وجود اینکه تازه همان ابزارهای اتوماسیون ناقص را هم پیادهسازی کرده بودند، از من سوالهای تکراری دربارهی دلیل ترک کار میپرسیدند و اصرار داشتند مرا قانع کنند که از شرکت جدا شوم. در نهایت یکی از همکارانش گفت که «تموم کن»، اما او همچنان ادامه داد. تجربهام خیلی منفی و آزاردهنده بود و اعصابم را به هم ریخت.
مصاحبه برای عنوان فرانتاند دولوپر خیلی هم سخت نبود؛ در ابتدا یک آزمون فنی نسبتاً ساده گرفتم و نهایتاً زود از آن عبور کردم. سپس گفتگو با یکی از مسئولان اسکرام ادامه یافت، اما طولانی و پر از پرسشهایی شد که به نظر من بیربط بودند. بهظاهر قصد داشتند با توجیههایی مثل اینکه ممکن است نشانگر هوش باشد، بحثهایی کلیشهای و شخصی را مطرح کنند؛ به عنوان نمونه شغل پدرم، محل کار دقیق، نحوه پیدا کردن دوستان، سابقه حقوق در جایگاههای قبلی یا حتی توضیح دقیق آخرین اختلافی که داشتم. این گونه سوالها برایم جذاب یا منطقی بهنظر نمیرسید و با وجود تأکید زیادی که روی آنها بود، مزاحم بهحساب میآمد. به کلی انتظار میرود که با پرسشهای شخصی روبهرو شوید و لازم است زمان بیشتری برای پاسخگویی صرف کنید.
سلام وقتتون بخیر من برای این شرکت رزومه فرستادم قبول شدم از بنده سفته ۱۰۰ میلیونی خواسته شد ولی با حقوق ناچیز اداره کار و از شهرستان باید تهران میرفتم اما هیچ رو نوشتی از قرارداد برای من ارسال نشد و اصرار به امضای قرارداد به تهران پس اینکه آماده حرکت شدم پیام دادم تا ساعت امضای قرارداد رو بپرسم به من گفته شد به دلیل عدم اعتماد شما به شرکت ما نمیتوانیم شمارو قبول کنیم آخه چه اعتمادی؟ حتی رو نوشت قرارداد ارسال نشد تا من سفته ۱۰۰ میلیونی رو تحویل بدم!!!! مدیران تهران اغلب به زمان و تایمی که کارمند از شهری به شهری دیگه میزارن رو بی ارزش میدونن و اهمیتی نمیدن تجربه فوق العاده بدی برای من رقم خورد
پس از ارسال رزومهام به کلینیک روانشناسی نیهاد، دو روز بعد باهام تماس گرفتند و سوالاتی درباره تجربهم با React و Redux مطرح کردند. سپس تسکی سه صفحهای فرستادند که توضیح داده بود چگونه کد تمیز بنویسم، دارای ساختار باشم، از Redux استفاده بکنم و نکات دیگری را رعایت کنم؛ برای انجامش ۷۲ ساعت زمان داده شد. من تسک را تحویل دادم و یک روز بعد گفتند اوکی است و برای مصاحبه فنی دعوت شدم. فردای آن روز، مصاحبه فنی دو ساعتهای داشتم که سوالات از آسان تا دشوار را پوشش میداد و همگی مرتبط و حرفهای بودند. دو روز بعد اعلام شد که مصاحبه نهایی یکشنبه برگزار میشود و بیشتر روی مهارتهای نرم با لید فرانت کار کرده بودم. در نهایت روز بعد، تماس از HR گرفتم و شرایط کاری و تبریک گفتند. من تصمیم رفتم و پذیرفتم و کار را آغاز کردم.
برای انجام مصاحبه به عنوان موبایلنویس، با دو نفر از تیم فنی اپ تماس تصویری گرفتم و وارد جلسهای با سوالات کاملاً تخصصی شدم. پس از آن، یک پروژه تسک برای من فرستادند و یک هفته فرصت دادند تا آن را تکمیل کنم. پس از ارسال تسک، مصاحبهای دیگر با مدیر فنی برگزار شد و نهایتاً از طریق ایمیل اعلام کردند که رد شدم. برخورد تیم حرفهای و مهیای سوالات نیز مثبت بود، هرچند از نتیجه ناراحت شدم. اگر تسک به شما بدهند، حتماً سعی کنید در همان بازه زمانی اقدام به ارسال کنید.
مصاحبه خیلی با تاخیر شروع شد و همینطور قبل از انجام مصاحبه مجبوز به انجام یکسری تست روانشناسی شدم که یکساعت زمان بنده رو گرفت و همینطور مصاحبه با کلی تأخیر شروع شد و همینطور بخوام بگم تمامی افراد داخل شرکت انگار از دماغ فیل افتادن و به شدت فضای سمی بود
دعوت کردن برای مصاحبه واسه پوزیشنِ کارشناس ارشد بودجه و برنامهریزی. تههمون گفتن دو تا پوزیشن دارن، یکی کارشناس یکی ارشد، من هم از اول گفتم کارشناس رو قبول ندارم و اگر برا ارشد هست دوباره وقت بذارید. برا جلسه دوم تماس گرفتن و رفتم؛ همکارها همونجا گیج بودن و معلوم نبود مسئول مصاحبه کیه. خودِ مصاحبهکننده هیچ خودشونو معرفی نکردن که از کدوم واحدن (اداریه یا مالیه) و رگباری سوالای بیربط پرسیدن. از مدل سوالا که معلوم شد انگار دنبال بیزینس کنترلر هستن نه برنامهریزی و بودجه، یعنی اصلاً مشخص نبود چی دارن مصاحبه میگیرن. طرز برخورد و ادای سوال پرسیدن کاملاً غیرحرفهای بود و اصلاً راضیم نکرد. راستی، سه سال پیش هم برای یه مصاحبه رفته بودم و روز مصاحبه فهمیدم آشناهای یکی از مدیرها تایید شده بودن و از من مصاحبه فقط یه جور نمایش گرفتن، حسابداری جلوه دادنشون به جای حسابرسی؛ انگار واحدها و پوزیشنها رو درست تفکیک نکرده بودن.
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
به نظرم از همان اول باید میگفتم که همه چیز ظاهر شادهنور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر میرسید حرفهای نیست و انگیزهای هم در کار نمیدیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبتشان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح میکردند، مثل این که از روز اول باید وثیقهای ۲۵۰ میلیون میدادم. در حین مصاحبه سطح سوالها سطحی و بیتمرکز به نظر میرسید؛ گوشیشان زنگ میخورد و میگفتند ادامه بده و بعد با موبایلشان دوباره صحبت میکردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخها را بیحال و بیدقت ارائه دادم تا هرچه سریعتر از آن فضای خستهکننده خلاص شوم.
جزو کوبل دارو هستند خب معتبر بنظر میومد یک مصاحبه انلاین با مدیر جذب داشتم تجربم مرتبط بود با صنعتشون و ۹۰ درصد سوالاتشون رو جواب دادم و شانس قبولی داشتم اما انتظار ۱۰۰ درصد داشتن که همچین چیزی فکر نمیکنم پیدا بشه بعد از مدتی خبری ندادن خودم پیگیری کردم گویا خود اون مدیر هم مردد بود رد کنه یا اکسپت یه مصاحبه انلاین دوم گذاشتن با یک خانم برای یک فیلد متفاوت تو حوره کاریم و در نهایت باز هم مدتی خبر ندادن و پیگیری کردم رد شدم مطمعنم توانایی هام بدرستی درک نشد چراکه تو صنعت خودشون سال ها تجربه داشتم و قطعا چالش ها رو میدونستم و میتونستم عملکرد خوبی داشته باشم شاید نتونستم بصورت مناسب پرزنت کنم و دلیل بر این نبود که ضعف دارم انتظار داشتم قضاوت سریع نمی کردند
امور مصاحبه به خوبی برای زمانبندی مقدمات انجام شده بود و یادآوریها هم دقیق بود. با این حال قرار بود نتیجه نهایی، چه پذیرش و چه رد، چند روز بعد به من اعلام شود و تا الان خبری دربارهاش نشنیدم. به نظرم این یک نقطه ضعف است و واحد منابع انسانی باید در این زمینه پیگیری و رسیدگی بیشتری انجام دهد.
در هر زمان به یاد دارم که مرحله نهایی مصاحبه برای من با مصاحبهکننده نهایی بود و متأسفانه رفتار او بسیار بیادب، بیوقت و بیملاحظه بود. مسئول اداری هم ظاهرا برای خودش پنج دقیقه اهمیت قائل میشد و اگر من با هماهنگی قبلی پنج دقیقه دیر میکردم، احتمال کنسل شدن زمان مصاحبه وجود داشت. اما طرف مقابل در زمانهای عجیبی مانند ۱۱:۱۱، ۹:۴۵ یا ۱۴:۵۵ برای مصاحبه وقت میگذاشت و مدت مصاحبه را بین ده تا پانزده دقیقه میگنجاند. با وجود حضور بهموقع من در محل، معمولا دو تا سه ساعت انتظار میکشیدم تا بتوانم حتی ده دقیقه هم با مصاحبهکننده صحبت کنم. این اتفاق دو روز پیاپی تکرار شد و مسئولان فقط عذرخواهی کردند، که هیچ فایدهای برای من نداشت. از این رو، به دلیل اعتماد به زمانبندی ارکید فارمد، موقعیتهای دیگر را از دست دادم و برخی از شرکتها را کنسل یا انصراف دادم. واقعیت این است که این شرکت از نظر ظاهری جذاب بهنظر میرسد، ولی در نخستین موضوعات با ضعفهای جدی روبهرو است. تجربه کار با چنین سازمانی نشان داده است که رفتار افراد ناکارآمد زمینههای خسارتها و پشیمانیهای جدی را برای فرد جویای کار فراهم میکند و برخی از افراد به دلیل نبود مسئولیتپذیری و بیوقتشناسی از این سازمان فاصله گرفتهاند.
صبح اول چهاردست و پا نشسته بودم که یک سری سوال تستی هوش ارائه شد و گفتن باید طی بیست دقیقه پاسخ بدهی. مصاحبه فنی آن روز اجرا نشد چون فرد متخصص قرار بود حضور نداشته باشد. تنها مدیرعامل شرکت درباره سابقه کارم و اینکه کار گذشتهام با چه فناوریها و فریمورکهایی بود، پرسید. در کل برخوردشان آدابمند بود و برخورد حرفهای نشان میدادند. نتیجه مصاحبه را گفتند دو روز بعد مشخص میشود، اما حالا بیش از یک روز است که خبری ندارم و نمیدانم چه verdictی میآید. از نظر مسافت هم محل شرکت نسبتا دور بود و در مرکز شهر نبود. گفتند چند تا سوال را برای مطالعه با خودت بردار و برو.
دوست داشتم فرصتی دست بده تا از طریق آگهی کار در سایت کار پیدا کنم و رزومهام را ارسال کنم. یک روز بعد از ارسال رزومه متوجه شدم برای مصاحبه تایید شدم و با من تماس گرفتند؛ گفتند شرکت ارکید فارمد هستم و حوزه فعالیت ما در زمینه مارکتینگ علمی داروهای ایرانی است. دنبال نیرویی برای دستیار منابع انسانی میگردند تا تماسها و ایمیلها را مدیریت کند، نامهنگاری انجام دهد و مقداری هماهنگیهای دیگر را انجام دهد. حقوق اعلامشده سه میلیون دویست هزار بود. در آگهی ذکر نشده بود که تجربه کاری مهم است، فقط تأکید شده بود که علاقه به حوزه منابع انسانی خیلی حائز اهمیت است و باید تا حدودی با ورد و اکسل آشنا باشی، پیگیر، دقیق و دارای روابط عمومی خوب باشی. برای مصاحبه دقیقا ساعت مقرر رسیدم، مرا به طبقه اول واحد منابع انسانی راهنمایی کردند و یک خانم جوان با لبخند به سمت من آمد و مرا به اتاق مسئول جذب و استخدام هدایت کرد. پرسیدند که از تجارب کاریام بگویم و جزئیاتش را ارائه دهم. گفتم که تجربه مشخصی در این حوزه ندارم، اما تا اندازهای با وظایف آن آشنا هستم. درباره واحد منابع انسانی شرکتشان توضیح دادند که از سطح ابتدایی کار را شروع میکنید و با پشتکار و علاقه خود، پس از یکی دو سال به سطح بالاتر میروید؛ وظایف هر فرد بهوضوح تعریف شده است و کارهای ثابت مشخصی وجود دارد که باید هر کس انجام بدهد. حجم کار بالا است و باید سریع، دقیق و پویا بود تا کار بهموقع انجام شود. از اشتیاقم به حوزه منابع انسانی خوشحال شدند و نشان دادم که به این مسیر علاقهمندم. در نهایت گفتند که سه مرحله مصاحبه داریم و نتیجه هر مرحله ظرف حداکثر چهلوه eightساعت از طریق ایمیل اعلام میشود؛ اما کمتر از چهلوهشت ساعت بعد ایمیل آمد و گفتند پذیرش نیستم. من دارای مدرک لیسانس و ارشد از دانشگاههای سراسری هستم، نسبتا با آفیس آشنا، روابط عمومی قوی، برخورد خوش، آراسته بودن پوششام همسو با استانداردهای شرکت بود، و مرتب، منظم، دقیق، پیگیر و صبور و واقعا علاقهمند به حوزه منابع انسانی بودم. دلیلم برای ناراحتی این بود که این فرصت ممکن بود برای من که واقعا به HR علاقه دارم مناسب باشد. ما جوانها در مسیر جستوجوی کار، دورانهای تحصیل معتبر را پشت سر گذاشتهایم و حالا تجربه کاری چندانی نداریم، اما انگیزه و اشتیاق زیادی برای رشد داریم. از کارفرماها میخواهم تا کمی به ما فرصت بدهند، از ما حمایت کنند و مطمئن باشند نتیجه مثبتش را خواهند دید. به دنبال افرادی که صرفا مانند ربات کار میکنند تا حقوق ماهانهشان را بگیرند، نباشید؛ اینگونه افراد به رشد و موفقیت شرکت کمکی نمیکنند.
برای مصاحبه بکاند در ارکید فارمد به نظرم برخورد ساده و مستقیم بود، اما فضایش کمی خشک و سرد به نظر میرسید. ورود من کند شد چون باید با نگهبانی و واحد منابع انسانی هماهنگ کنم و در نهایت به طبقهی مربوطه رسیدم. مسئول منابع انسانی با من خوشوباشی کرد و یک تبلت در اختیارم گذاشت تا اطلاعات رزومهام را دوباره وارد کنم. قبلش یک تست شخصیتشناسی آنلاین هم داشتیم که اجرای آن جالب بود. بعد از تکمیل فرم، با همان فرد منابع انسانی به طبقهای دیگر رفتیم تا مصاحبهی فنی آغاز شود. پس از مدت کوتاهی، اتاقی پیدا شد، دو صندلی چیدند و جلسه آغاز شد. خودم را معرفی کردم اما به نظرم مصاحبهکننده روی حرفهای من چندان تمرکز نکرد و بیشتر به رزومه نگاه میکرد و از روی آن نکات را میپرسید و گاه توضیح میداد که برخی کلمات چه معنایی دارند. جو مصاحبه نسبتا کوتاه و ساده بود؛ سه پرسش مطرح شد که یکیشان را نتوانستم پاسخ بدهم و احساس کردم مصاحبهکننده چندان تمایلی به ادامه ندارد. در پاسخ به سوالات مربوط به شرکت، پاسخهایش خیلی مختصر و محدود بود و در نهایت مصاحبه ختم شد. به هر شرکتی برای مصاحبه رفتن توصیه نمیکنم و بهتر است پیش از حضور، دربارهی شرکت تحقیق کنید. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت، را نتوانستم به خوبی درک کنم.
برای مصاحبهای که با شرکت ارکید فارمد داشتم، خیلی حرفهای و با ظرافت برگزار شد و در نهایت فهمیدم که واقعا سطح بالای تخصصی در این فضا وجود دارد. آغاز ارتباط از طریق یکی از اعضای داخل شرکت در لینکدین بود و بعد از حدود ده دقیقه گفتوگو، دعوت به مصاحبه شد. برخورد اولیه با مسیر حرفهای و محترمانه بود و شمارهام را کامل گرفتند؛ بعد با واحد منابع انسانی همان روز تماس گرفتند و با همان لحن دوستانه به گفتوگو پرداختند. برای اوایل هفته بعد، زمان مصاحبه تعیین شد. ورودی به ساختمان خوشساخت و لابی باکلاس بود و نگهبان با فردی که قرار بود مصاحبه را انجام دهد تماس گرفت. بعد از چند دقیقه مرا به اتاق مصاحبه دعوت کردند. فضای شرکت بهجز شیک بودن، کمی پرسروصدا بود که کار من در زمان ناهار کمی دشوار کرد، اما مصاحبهکننده با روی خوش از این موضوع عذرخواهی کرد و به صحبت ادامه داد. مصاحبهکننده با برخوردی حرفهای و شادیآمیز آغاز کرد؛ با وجود این که گمان میکردم سن او بیشتر باشد، اما سطح تجربهاش در حوزه VOIP کاملا واضح بود و سوالاتش به صورت کیسمحور و نسبتا دشوار مطرح میشد. من هم سعی کردم به تعدادی از پرسشها پاسخ بدهم. در پایان، پیرامون تجهیزات و مسئولیتهای شغلی صحبت شد و برگهای با چند سوال هوش نشان دادند؛ عنوانی که گفتند مربوط به استدلال است، اما واقعا احساس کردم ماهیتش هوش است. آنها تقریبا مدت هفتاد و پنج دقیقه برای حل این بخش در نظر گرفته بودند، اما من با کمتر از سی دقیقه کارم را تمام کردم. نکته جالب این بود که در حین کار از من پذیرایی شد و دو بار پرسیدند که چیزی لازم دارم یا نه. در کل اگر بخواهم نتیجه بگیرم، تجربهی حرفهای بودن این مجموعه را پس از کنار هم گذاشتن سوالات هوش و کار با تجهیزات فناوری بهخوبی حس کردم و باورم نمیشد چنین فضایی در ایران هم وجود داشته باشد. از همان آغاز که تیم استخدام به دنبال جذب نیرو بود تا برخورد نگهبان و تیم مصاحبه، همگی حرفهای به نظر میرسیدند و محیط تا حد زیادی شیک بود. نکته جالب این بود که پیش از رفتنم پیشنهاد داده شد تست کیس علمی را ایمیل کنند و برای سه روز فرصت بگذارم تا پاسخ دهم. وقتی آن تست را فرستادند، سخت بود و پاسخ را نتوانستم ارائه کنم؛ اما بعد از چهار روز ایمیل رد درخواستم را دریافت کردم که طبیعی به نظر میرسید چون پاسخ را برایشان ارسال نکرده بودم. در نهایت، به این نتیجه رسیدم که شرکتهایی با تیمهای مجرب و فراتر از انتظار وجود دارند و شرایط برای مصاحبه با سطح بالا از نظر من آموزنده بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.