وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۶۵ تجربه منتشرشده · صفحه ۱ از ۴
گروه بین المللی نامدار تجارت دیبا
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
محیط کاری مسموم

به‌نظرم شرایط شرکت‌های زیرمجموعه‌ی بانک، واقعاً پر از چالش است و به خاطر همین، کار در چنین فضایی انگیزه و انرژی را به‌شدت می‌گیرد. فناوری‌ای که به‌کار می‌برند دسته‌بندی‌شده و منظم نیست و از نظر حرفه‌ای هم محیط کاری سالم و اخلاقی مطلوبی دیده نمی‌شود. اصولاً حقوق و مزایای معیّن و قابل‌قبولی ارائه نمی‌شود و همین باعث می‌شود نیروهای متخصص به‌سرعت از آنجا جدا شوند. نتیجه‌اش این است که افراد با استرس و فشار کاری بالا دست و پنجه نرم می‌کنند. اگر برایتان حفظ سلامت روحی و روانی اهمیت دارد، توصیه می‌کنم درخواست همکاری ندهید تا زمان و انرژی‌تان هدر نرود.

الماس سفید قرن
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
حقوق کم، پیشرفت صفر

مدت سه سال در اینجا کار کردم و در نهایت احساس کردم حقوقم واقعاً پایین است و مزایایی هم دریافت نمی‌کردم. اولین جلسه مصاحبه‌شان به ظاهر جذاب بود، اما فکر می‌کنم نباید به حرف‌هایشان خیلی اعتماد کرد. منابع انسانی به‌شدت ضعف دارد و مشکلات اداری زیادی وجود دارد. برای تسویه‌ی حساب باید صبر کرد و معمولاً این فرایند بین شش ماه تا یک سال طول می‌کشد. هیچ فرصت روشن برای پیشرفت وجود ندارد و انگار هیچ چیزی اضافه نمی‌شود. احساس می‌کنم با کمترین حقوق و بدون مزایا زمانم را هدر دادم. به نظر من این شرکت باید آخرین گزینه برای انتخاب کار باشد.

آریا طب پدیده
واردات و صادرات · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·متخصص IT·۱۶ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که اصلاً حرفه‌ای نبود

به نظرم انتظارم از جلسه مصاحبه برای یک موقعیت فنی در زمینه IT خیلی فراتر از چیزی بود که دیدم. نحوه‌ی برگزاری و سطح تیم مصاحبه‌گرها آنقدر پایین بود که واقعاً ناامید شدم؛ انتظار داشتَم برای یک ارزیابی تخصصی با ابزار و تجهیزات مناسب صحبت کنن، نه این‌که بنشینن پشت تخته و با ماژیک تمرین کنن. واقعاً این اتلاف وقت، انرژی و منابع رو می‌فهمم و از این تجربه دلسرد شدم.

آذر انرژی خاورمیانه
واردات و صادرات · تبریز
مصاحبه
کاربر ناشناس·مدیر محصول·۱۴ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه و استخدام تو یه استارتاپ

با نخستین گفت‌وگو با یکی از بنیان‌گذاران شروع شد و بیشتر سوال‌ها جنبه شخصی داشت. سپس درباره تجربه‌ها و تخصص‌هایم رفتیم و در پایان فرصتی برای پرسش‌های خودم در نظر گرفتند و با صبر و حوصله به همه پاسخ دادند. در جلسه‌ای جداگون برای بحث‌های فنی دوباره با من صحبت کردند و در نهایت ظرف سه هفته پذیرفته شدم. فضای کاری شرکت نوآورانه و عالی است، اما محیط دفتر کمی آرام و خاموش به نظر می‌رسید و هیجان لازم در آن مشاهده نمی‌شد.

تی سی جی
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس/کارشناس امنیت و زیرساخت شبکه·۹ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
خونه دوم با آرامش و رفاقت

در یک محیط کار آرام، بدون حاشیه و غیررسمی احساس امنیت می‌کردم و این ویژگی‌ها برای من تیکِ بزرگی بود. خوش‌شانس بودم که حدود هشت سال فرصت کار در چنین فضایی رو داشتم و بابت اون خیلی سپاسگزارم. جدا شدن من هم به دلیل مهاجرتم بود وگرنه اگر در ایران می‌ماندم و مدیرعامل سابق همچنان مدیر بود، احتمال داشت ادامه بدهکارم. فقط مالکیت تغییر کرد و سازمانی نیمه‌دولتی هم سهامدار شد که همین نکته را می‌رسد. این شرکت برای من مثل خانه دوم بود؛ با وجود چالش‌های معمول، فرهنگ سازمانی به‌طور عمیق و صمیمی جا افتاده بود و فضای دوستانه و آرامش ذهنی حاکم بود؛ حاشیه‌های غیرکاری به حداقل می‌رسید. دوستان خوبی پیدا کردم که مطمئناً باقی خواهند ماند. روش کار در زمان حضور من این بود که همه می‌دانستند برای پیشبرد کار، باید با هم همکاری کنند؛ احساس تعهد و همدلی بالا بود و از نظر من سلسله‌مراتب تحکم‌آمیز نبود. حدود هفتاد تا هشتاد درصد نیرو از کارکنان قدیمی با سابقه‌ای بین پنج تا هفده سال بودند. در چنین فضایی، کسانی که تنها به دنبال انجام تکالیف روزانه و حقوق بالا بودند، به راحتی احساس بی‌جاافتادگی می‌کردند. البته نمی‌خواهم ادعا کنم همه‌چیز بی‌نقص بود؛ نقدهایی هم وجود داشت که در فضای مثبت بیان می‌شد. اما وقتی مزایا و معایب را می‌سنجی، امنیت شغلی، فضای غیررسمی، آرامش روانی و کم‌ بودن حاشیه‌ها وزن بیشتری داشتند. از نظر حقوق با تجربه من، نه خیلی بالا بود و نه خیلی پایین؛ پرداخت‌ها معمولاً منظم بود (گاه اوایل ماه که جمعه می‌افتاد، کمی جا‌به‌جایی می‌شد) و پاداش‌هایی در میانه و پایان سال داده می‌شد. اگر کسی انتظار داشت در یک شرکت کوچک با گردش مالی پایین‌تر همان حقوق شرکت‌های بزرگ دولتی یا شبه‌دولتی را ببیند، برداشت درستی ندارد. تمام مدیران فعلی از پایین به بالا رشد کردند و فرصت ارتقا وجود داشت؛ حتی در سال هزار و چهارصد و سه، لایه جدیدی از جوان‌ترها برای ارتقا در حال باز شدن هستند. اگر محل کار با فرهنگ شما هم‌سو نیست، بهتر است به خودتان اجازه دهید بمانید و از ناسازگاری گلایه نکنید تا فضا برای باقی افراد سمی نشود. به‌طور کلی برای کسی که به دنبال پیشرفت، یادگیری و کار حرفه‌ای است، تا زمانی که ساختار و افراد فعلی حضور دارند، من این شرکت را پیشنهاد می‌کنم.

هونامیک موتور برق
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند فروشگاه اینترنتی·۵ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
پزِ مدیرها، جوِ عصبی

به عنوان کارمند فروشگاه اینترنتی، احساس می‌کنم که این مجموعه نسخه‌ای کوچک از یک فروشگاه بزرگ است. مدیران دائماً از تجربیات گذشته‌شان در شرکت‌های بزرگ صحبت می‌کنند و انگار با صرفا تکیه به همان سابقه، به خودی خود اهمیت می‌دهند. فضای کار در اینجا پر از استرس است و به نظر می‌رسد احترام چندانی وجود ندارد.

تجارت بین المللی فولاد حامیران
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نگم بهتره·۲ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مالک شرکت و مدیران کاملا سمی و تاکسیک

فقط افرادی که چیزی حالیشون نیست و دهاتی هستن فرهنگ سبزی پاک کردن و پایین شهری و شهرستانی بالا میزن و حاکم شرکتن مدیر عامل هیچ اختیاری از خودش نداره زیراب زنی وحشتناک و باند بازی حسودای زیاد منابع انسانی حسود که نمیذاره بالا بری هیچ کس رو نمیذاره مخصوصا معاون منابع انسانی و شوهرش افراد با استعداد زیر نظر یک مدیر بی استعداد و نفهم اداره میشن انتخاب های مدیرعامل و رییس هیئت مدیره برای سمت افراد افتضاحه مدیر عامل به شدت لجباز که ادم تاسف میخوره براش سمت الکی به افراد بی خاصیت میده و کلا اگر میخوای موفق بشی باید بله قربان گو و بی خاصیت باشی تا بالا بری هیچ کدوم از مدیران توسعه فردی انجام نمیدن مدیز عامل و رئیس هیئت مدیره به شدت دهن بین و بی عقل که عشق سرکوب کردن داره هر کسی بهش بگه من فلان استعداد دارم تمام تمرکزشو میذاره که طرفو سرکوب کنه تا فرد تسلیم بشه که واقعا لایق سرکوبم مدیریت سمی داره دو سه جهار نفر پشت یکی حرف بزنن حرف اونا قبول میکنه خودشم بی خاصیته و مدیرانشم و لایق خیانته کسی که بهش خیانت کنه برای اون عزیزتره فقط بایذ جلوی روش چشم بگی ولی از پشت خنجر بزنی اونجوری بیشتر دوست داره اگر حس میکنی نالایقی و هیچ چیزی حالیت نیست و هیچ استعدادی نداری استخدام شو

فرا پار آیین
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·قالبساز·۲ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
کار تو خط قالبسازی

شرکت فرا پار آیین را تجربه کردم؛ مجموعه‌ای نسبتاً بزرگ با هزاران نفر نیرو که در صنعت تولید هواکش فعال است. همیشه درگیر جذب نیروی تازه هستند و هر روز چند نفر وارد می‌شوند در حالی‌که تعدادی هم انصرافی دارند. شیفت‌ها دو شیفته‌اند، از هفت صبح تا هفت شب و بالعکس. اکثر کارکنان از خط تولید هستند و حقوقِ در سطح کارگری است؛ به‌طور کلی حقوق پایین یا میان‌پایینی حس می‌شود. صبحانه، ناهار، عصرانه و شام ارائه می‌شود که کیفیتش نسبتاً خوب است. کار در تولید به صورت سری‌کاری است و هر روز باید آمار تولید به سمت افزایش باشد؛ در مجموعه نظم و مقررات نسبتاً سختگیرانه است و با شدتی بالا دنبال می‌شود. اکثر دستگاه‌ها فرسوده‌اند. فرآیند جذب هم ساده است و فقط کافی است جلوی در شرکت بروی. برخورد و ارتباط بیشتر با سرپرست‌هاست و واقعاً بستگی به شخصیت فردی مدیر دارد که چه رفتاری نشان بدهد. تقریباً هر دو ماه یک‌بار اتفاقی یا حادثه‌ای در بخش دایکست و پرس ثبت می‌شود که اغلب به دلیل فرسودگی ماشین‌آلات و فشار بالا برای رسیدن به آمار تولید است. حقوقی که توافق کرده بودی معمولاً به‌طور کامل پرداخت می‌شد.

رویال پارت
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
چند سال کار توی این شرکت

برای مدتی به عنوان برنامه‌نویس در شرکتی نرم‌افزاری کار می‌کردم. فضای کار واقعا باروحیه و همیارانه بود؛ همکاران و مدیران همگی اهل تجربه و دانش بودن و همیشه راهنمایی می‌کردن و تجربه‌هاشون رو به اشتراک می‌گذاشتن. در ابتدا شرکت مشتریان چندانی نداشت، اما با افزودن قابلیت‌های جدید و ارتقای محصول، رشد قابل توجهی پیدا کرد و با کارفرماهای بزرگ در صنایع مختلف همکاری شروع کرد. همچنین گواهی‌ها و تأییدیه‌های نرم‌افزاری به دست آورد. اوضاع مالی به طور کلی مناسب بود و حقوق و مزایا به موقع پرداخت می‌شد، هرچند گاهی به دلیل شرایط اقتصادی کمی تأخیر داشت. من تجربهٔ خوبی از این شرکت داشتم و برای موفقیت‌های آینده‌شان آرزوی موفقيت دارم.

آریان تجارت شرق
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند سابق·۲۸ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
یادش بخیرِ اون استارتاپ

پس از مدتی کار در استارتاپی که فکر می‌کنم دیگر وجود ندارد یا حداقل دفتر حضوری ندارد، تجربه‌ام را می‌گویم. آن زمان شرایط شرکت واقعا خوب بود و حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، یاد آن روزها و فضای کاری‌شان می‌فهمم که چه طور بود.

وقتی من بودم جای خوبی بود
خاطرات کاری خوب
استارتاپ شکست خورده و ظاهراً بسته شده
اگر فعال باشه دیگه دفتر و نیرو حضوری نیست
آراد بازرگانی
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس مخابرات·۲۸ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
جای خوبی واسه پیشرفت

من کلید واژه‌های تجربه را به زبان خودم بازگو می‌کنم و با ساختاری تازه آغاز می‌کنم تا هم‌سو با واقعیت گفته‌شده باشد و حسش حفظ شود. شرکت آراد بازرگانی در نگاه من، یک واحد خصوصی و دانش‌محور در حوزه مخابرات است که در ناحیه غرب شهر جای گرفته و فرصت‌های زیادی برای یادگیری و پیشرفت ارائه می‌دهد. وقتی به سایر شرکت‌ها نگاه می‌کنم، واضح می‌شود که در اینجا استعدادهای حوزه‌های الکترونیک و مخابرات واقعاً مسیر ترقی را به‌راحتی در برابرشان قرار می‌دهند و حقوق، مزایا و پاداش‌ها مطلوب به نظر می‌رسد. یک نکته مثبت دیگر این است که کارکنان بخش تولید و تحقیق و توسعه در سود شرکت سهیم می‌شوند؛ امتیازی که خیلی از شرکت‌ها آن را ندارند. بسیاری از همکاران نیز سابقه کار طولانی دارند؛ بیش از چهل‌وپنجم نفر با حداقل هفت تا هشت سال سابقه. خلاصه اگر دنبال کار بلندمدت در یک شرکت خصوصی واقع در غرب شهر می‌گردی، این شرکت گزینه‌ای است که ارزش نگاه کردن دارد.

اکستریم والز
واردات و صادرات
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس جذب استخدام·۲۷ تیر ۱۴۰۵
برند ضعیف کارفرمایی

در بدو ورود نکهبانی خوش رفتار بودن راهنمایی کردن مصاحبه ای با مدیر منابع انسانی داشتم انگار خودشون در جریان قرار مصاحبه نبودن و نمیدونستن چیکار باید بکنن اصلا آماده نبودن انگار هول شده بودن . فکر کنم تجربه شغلی زیادی نداشتن صرفا چون فارغ التحصیل فلان دانشگاه بودن منتصب شدن چند سوال سطحی و بیس صرفا جهت رفع تکلیف آخرم بعد 3 ماه نفهمیدیم چی شد و منم چون جذاب نبود پیگیری نکردم و جالب اینکه بصورت دوره ای آگهی برای این شغل میزارن انگار نرخ خروجشون بالاست و طبیعیه چون شرکتی که در چارچوب منابع انسانی و دستورالعمل ها پیش نمیره قطعا هرکی رای خودشو میده . در کل منابع انسانیشون رو قوی ندیدم و از بقیه هم شنیدم پرداخت ها طبق توافق انجام نمیشه و ساختار ضعیف دارن و درگیر مشکلات هستن پنج شنبه ها هم کاری ناهار نداشتن و آفر خاصی نداشتن فقط برای کسایی که تازه قصد فعالیت تو این حوزه دارن پیشنهاد میشه

گیلار فناوران امید
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۵ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
جو کاری واقعاً ته‌دره

از همان ابتدای ورود به شرکت احساس می‌کردم که چیزی در اینجا درست نیست: خارج از فضای خصوصی بودن ادعا می‌شود اما واقعاً دولتی رفتار می‌کند. جو کاری پر از فشار و پشت‌پازدن است و به هر کسی که دنبال کار حرفه‌ای است، با شروط ناگفته‌ای روبه‌رو می‌شود. گاهی با نامه‌های نامعتبر و اتهامات بی‌پایه، به بازرسی‌ها و اعتراض‌های مالی می‌پردازند. تیم حفاظت هم به‌طور مستقل عمل می‌کند و ممکن است رفتارهایی غیرمنصفانه با افراد انجام دهند؛ دفعاتی در بخش‌ها حضور پیدا کردند و در مورد مسائل پوشش و حجاب حرف و بحث به وجود آوردند. ساختمان محدود است و فضاها کوچک‌اند، در حالی که برخی اتاق‌های حفاظت کوچکتر را به کار گرفته‌اند و با رفتارهای نظارت شدید و پیگیری‌های مداوم، مثل فرمان دادن برای کارهای ساده ایجاد فشار می‌شود. به‌طور کلی رفتارها سطحی است، با کلی‌گویی و ترکیبی از بی‌سوادی و بی‌کلاسی؛ در مجموع وضعیت تأسف‌بار به نظر می‌رسد.

صنایع غذایی آرمانی
واردات و صادرات
مصاحبه
کاربر ناشناس·مدیر دیجیتال مارکتینگ·۲۵ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه بی‌سر و ته

هرگز این شرکت را به عنوان محل کار آینده به چشم اعتماد مگر با دیدی واقع‌بینانه نگاه نکردم. در روند مصاحبه، از ابتدا تا انتها چیز خاصی دستگیرم نشد. ابتدا با یک راهنمای مصاحبه زن صحبت کردم و سپس مرحلهٔ ارزیابی به یک نفر دیگر واگذار شد. کل فرایند مصاحبه‌ها حس ضعف و ناکافی بودن داشت؛ چهار نفر در تیم منابع انسانی حضور داشتند و برخی از آن‌ها به نظر می‌رسید تسلط کافی ندارند. در نهایت با پرسش‌های کلی و با ژستی از حرفه‌ای‌نما بودن روبه‌رو شدم. از من خواستند پروپوزال آماده کنم؛ حدود یک هفته زمان دادم و بالاخره تماس گرفتم که آماده‌ام و ایمیل کنم. پاسخ مشخصی ندادند و پس از ارسال ایمیل هم خبری از نتیجه نشد. اگر شرایط کار و جو سازمانی را می‌دیدم، شاید امیدوار می‌شدم، اما تجربه نشان داد که هم شغل مشخصی وجود ندارد و هم ارتباطی قاطع با من نگرفتند؛ هیچ نشانی از احترام یا پیگیری ساده دیده نشد. اینجا به نظر شبیه به یک رویداد کوتاه و بی‌روح می‌ماند: نه سازوکار قابل‌اعتماد، نه ارتباط روشن، همه چیز بی‌دلیل و بدون نتیجه بود.

تجارت چوب جهانيان
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·اپراتور مرکز تماس·۲۴ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
مسیرِ طولانیِ استخدام

در ابتدای کار، دوره‌ای آموزشی یک ماهه برای من برگزار شد که بیشترش تئوری بود و بخش عملی چندانی وجود نداشت. پس از آن با یک آزمون روبه‌رو شدم و اگر نمره‌ام خوب بود، وارد دوره دو ماهه آزمایشی می‌شدیم. اگر از این مرحله هم موفق بیرون می‌آمدیم، به عنوان کارمند جدید شرکت معرفی می‌شدم. روند استخدام واقعاً طولانی به نظر می‌رسد و گاهی حس می‌کردم عجیب است. تیم آموزش رفتار چندان مطلوبی ندارند و به نظر می‌رسد استخدام‌ها در دست دلخواه مدیران است. با وجود این‌ها، در کل شرکت خوبی است و نکته‌ی مهم برایشان این است که فرد درس‌خوان باشد.

خدمات گستر سپهر تابان گیتی
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده·۲۴ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
دو ساله همه‌چی به‌هم ریخته

وقتی وارد این شرکت شدم، احساس می‌کردم که می‌تونم رشد کنم اما کم‌کم اوضاع به هم ریخت و به مرور شرایط کاری سزاوارتر از این نبود. چند سالی بود که اینجا بودم، اما در دو سال اخیر فضای کار و نحوه‌ی مدیریت به طور قابل توجهی تغییر کرد و مشکلات جدیدی اضافه شد بدون اینکه چیز تازه‌ای بهبود یابد. واقعیت اینه که از وضعیت فعلی‌ی مدیریت راضی نیستم و امیدی به تغییر اوضاع نمی‌بینم.

ارم آرا
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس مهندسی·۸ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
اصلا سمتش نری

من در یک شرکت کارخانه‌ای کارشناس مهندسی بودم و می‌خواهم تجربه‌ام را به‌طور تازه و طبیعی بازگو کنم. شرکت ادعای جذب مدیران مهندسی داشت، اما در عمل اکثر افراد را به‌عنوان کارشناس پذیرش می‌کردند. ساختار شرکت خیلی سنتی است و تمرکز اصلی روی تولید است؛ به‌طور عملی فقط تولید برای آنها ارزش دارد. حجم کار بالاست و هرچه بیشتر در سالن بگردی و شلوغی کنی، مدیران گمان می‌کنند عملکرد بهتری داری؛ امکان استفاده از زمان‌های آزاد پشت سیستم وجود ندارد و اگر کار سیستمی هم داشتی، زمانبندی‌ات محدود است و اگر دایم تحت نظارت نباشی، از طریق دوربین‌ها زیر ذره‌بین قرار می‌گرفی و به‌جاهای مختلف توبیخ می‌شدی. توقعات آنها مثل یک سیستم قدیمی و فرسوده بود. به طور کلی پیشنهاد کار در کارخانه را نمی‌دادم. فشار کار به‌خصوص روی اپراتورها بالاست؛ همواره راندمان را اندازه می‌گیرند و باید عملکرد ثبت شود، حال آنکه حقوق‌ها پایین است. سطح نارضایتی بالا بود و کارکنان قدیمی با وجود فرصت‌ها مذاکره برای پیشرفت نیروهای جدید و جوان در بخش مهندسی را خالی می‌کردند. مدیریت کارخانه هم به‌طور واضح دنبال منافع شخصی است و به‌جای اینکه بین واحدها ارتباط سازنده‌ای برقرار کند، همواره اختلاف‌ها را دامن می‌کند و از این وضعیت سود می‌برد. در مجموع مدیران توانایی کافی ندارند، حقوقشان بیش از حد شایسته است و به پیشرفت مجموعه لطمه می‌زنند. محیط کار کاملا غیرحرفه‌ای است، کار طولانی است، جلسات بدون دلیل زیاد است و به نیروهای تازه‌کار برای پوشاندن کم‌کاری قدیمی‌ها انتقاد می‌شود. واقعا این تجربه را توصیه نمی‌کنم؛ امیدوارم ظاهربینی شرکت نتواند کسی را گول بزند.

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

در ابتدای کار، تصمیم گرفتم با انگیزه و احساس مسئولیت درباره واقعیت‌های رخ‌داده توضیح دهم تا اطلاعاتی عادلانه به دست آید و هیچ هدف شخصی در کار نباشد. شرکت دوار صنعت سپنتا، واقع در پایین میدان ونک، برج خورشید بود. همه چیز از بیست اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج شروع شد؛ رزومه‌ام را از طریق سایت جاب این جاب فرستادم و برای مصاحبه هماهنگی شد. در نخستین برخورد، فضای مناسبی را دیدم؛ خانمی که مسئول مشاوره مالیاتی و تا حدودی مدیر مالی بود، سوالاتی از من پرسید و من با صداقت پاسخ دادم. او توضیحاتی درباره فرآیند کار و شرکت ارائه کرد؛ شرکت دو دفتر داشت و حسابدار زیادی آمده و رفته بودند. او گفت اکثر افراد برای بازی در می‌آیند و رفت و آمدها زیاد است و اسناد زیادی وجود دارد که باید ثبت شوند، چه رسمی و چه غیررسمی. من هم گفتم مشکلی نیست؛ من تجربه رسمی زیادی دارم و می‌توانم از ابتدا تا انتها کار را به‌طور کامل انجام دهم. او استقبال کرد و گفت فردا ساعت هشت و سی دقیقه برای آغاز کار بیایم. روز اول ورودم، ساعت مقرر رسیدم و تا نزدیک ده صبح مقداری صبحانه نوش جان کردم. یک خانم حسابدار ارشد احوال‌پرسی کرد و توضیحات لازم درباره نحوه انجام کار و ساختار سیستم حسابداری را داد. در اولین مرحله از من خواسته شد سند تنخواه را وارد کنم. در حین کار با او صحبت کردم و پرسیدم که از حضورم راضی هستند و چند وقت است اینجا هستند. گفتند امروز آخرین روز حضورشان است و دو هفته اینجا بودند و می‌روند. کمی تعجب کردم چرا خیلی کوتاه، اما به صحبت‌های بعدی درباره شرکت و مدیریت ادامه دادیم. شایان به ذکر است که توی زمان‌های استراحت و ناهار کمتر به مسائل غیرمهم می‌پرداختم و روی محتوای اصلی متمرکز می‌شدم. ساعتی حدود پنج عصر، از شرکت خارج شدیم و دوباره درباره شرکت به شکل جامع‌تر صحبت کردیم. مدیر عامل مردی بود به نام امیر که به نظر من شخصیتی بی‌روح داشت و بی‌مهری و ناآرامی در برخوردهایش مشهود بود. او به شکلی بی‌پروا رفتار می‌کرد و رفتارهایش به‌خصوص با بخش فروش خانم‌ها، به نظر من، مداخله زیادی بود. گاه با کمال تندی به همکاران نگاه می‌کرد و به صورت لحظه‌ای حضور می‌شد و سوالاتی درباره انجام کار می‌کرد که گویی ناتوان در مدیریت بود. صحبت‌ها به من پیشنهاد شد که با فشار زیاد کار کنم و اضافه‌کاری هم داده نمی‌شد؛ تنها وعده حقوق داده می‌شد. او تأکید داشت که پول و شرایط سختی که وجود دارد، برهم‌کننده آرامش شغلی است و به من گفت همه باید با مقاومت و تحمل کار را انجام دهند و اگر مشکلی داشتی، فردا هم نیا. من با بررسی و تفکر تصمیم گرفتم به مدت یک هفته آزمایشی در نظر بگیرم تا ببینم شرایط چگونه است و بعد تصمیم نهایی بگیرم. روز دوم ورودم به کار، شرایط واقعا بی‌نظم و بی‌دروپیکر بود. با وجود علاقه به ادامه کار، فهمیدم که محیط کار به شکل نامنظم و با کمبود سیستم‌ها و رویه‌های اجرایی است. من با وجود این‌ها به کار خود ادامه دادم و کار را از تهیه زون تا اصلاح سندهای حسابداری انجام دادم، چون برخی ماهیت‌های اشتباه وجود داشت و برخی ثبت‌ها در سیستم انجام نشده بود. در پایان ماه، ناچار شدم برای لیست بیمه و حقوق و مالیات به تنظیم دقیق بپردازم. در روز دوم، مدیرعامل از من خواست تا به اتاقش بروم و قرارداد سه ماهه

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

شرکت سابق: الکترو صنعت دوار سپنتا تجربه را طوری روایت می‌کنم که هدفش فقط اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده باشد و بدون هیچ نگاه شخصی یا هدف‌دار اضافه‌ای باشد. از همان روز اول، یعنی ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، رزومه‌ام را از طریق سایت جاب‌این‌جاب برای شرکت فرستادم و مقرر شد که برای مصاحبه به واحد مربوطه بیایم. در ابتدا وضعیت نسبتا خوب و مناسب به نظر می‌رسید؛ مسئول مشاوره مالیاتی و همچنین مدیر مالی از من سوال‌هایی پرسیدند و من صادقانه پاسخ دادم و توضیحاتی هم درباره روند کار و شرکت شنیدم. گفته شد که شرکت دو دفتر دارد و خیلی از همکاران حسابداری آمده و رفته‌اند، و برخی کارها به شکل رسمی و بعضی به صورت غیررسمی ثبت می‌شوند. من هم گفتم که در حوزه رسمی تجربه دارم و از صفر تا صد را می‌توانم انجام بدهم. آن خانم استقبال کرد و گفت از فردای همان روز، بیایم سر کار. روز اول حضور من، ۲۱ ام، سر ساعت ۸:۳۰ رسیدم. حدودا تا ساعت ۹ برای نخستین بار با توضیحات مدیر مالی آشنا شدم و روند کارها و سیستم حسابداری توضیح داده شد. در ادامه فهمیدم که فردی که حسابدار ارشد بودند چند دقیقه بعد گفتند امروز آخرین روز کاری‌شان است و در واقع من تنها دو هفته اینجا بودم. این موضوع برایم تازه بود و تعجب کردم؛ معمولا افراد شرکت یک هفته تا حداکثر یک ماه می‌مانند. صحبت‌های اولیه راجع به شرکت و مدیریت ادامه یافت و تأکید شد که استراحت و ناهار را کنار می‌گذارم تا به نکات مهم تر بپردازم. به گفته مدیرعامل، آقایی به نام امیر فراز…مند وجود دارد که به شدت بی‌سیاست و بی‌وجدان توصیف شد و گفته شد که رفتارها و کنترل‌های نظارتی کاملا موجود است و حتی در حضور کارکنان خانم، به شدت نظارت می‌کند. درباره رفتارهایش توضیحاتی داده شد: گاهی با توهین یا تخریب شخصیت، به خصوص وقتی کارهای روزمره انجام می‌دهی، به شکلی فشار می‌آورد که احساس می‌کنی نمی‌توانی عملکردت را درست انجام دهی. مثلا با انجام کارهای ساده، ناگهان وارد می‌شود و با فشار حقوق و آماده‌سازی فاکتورها و ارجاع به مودیان و خروج کالا، به شکل غیرمنطقی هدایت می‌کرد. برخوردها به شکلی بود که گاهی می‌گفت کارم انجام بشود و حق الزحمه اضافه‌ای هم پرداخت نخواهد شد؛ می‌گفت حقوقی می‌دهم که کارها درست انجام شود و اگر نتوانی مدیریت کنی، باید بنشینی و کارها را انجام بدهی. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که پول و شرایط سخت زندگی اهمیت دارد و این جو روانی به من فشار می‌آورد و آرامش شغلی را از من می‌گیرد. با این شرایط دو هفته بیشتر نتوانستم دوام بیاورم و تصمیم گرفتم به طور موقت به‌عنوان کارمند جدید به مدت کوتاه‌تری حضور پیدا کنم، تا تصمیم نهایی بگیرم. ۲۲ ام، آغاز دوباره کار بود و واقعا تمامی فضا به نحوی بی‌نظم و شلخته بود. از مراجعه کارکنان به دفتر و ثبت سند و اصلاح اشکالات حسابداری تا ثبت‌هایی که هنوز در سیستم ثبت نشده بود، همه چیز به هم ریخته بود. با وجود تمایل به ادامه کار و آغاز پروژه‌های حسابداری، برخوردها و جو شرکت فشار زیادی می‌آورد. از جمله اتفاقات دیگر این بود که مدیرعامل با من قرارداد سه ماهه‌ای با سفته ۲۰۰ میلیون تومان مطرح کرد و با وجود مخالفت من مبنی بر آغاز با یک دوره آزمایشی یک هفته‌ای تا روشن شدن وضعیت، با فشار، قرارداد و سفته

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه طراح گرافیک·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه طراح گرافیک

برای من مصاحبه‌کننده، سوال اصلی این بود که چگونه نگاه می‌کنم و چه تجربه‌ای از طراحی گرافیک دارم. در جلسه، از من پرسیدن که آیا والدینم از من راضی هستند و در صورت تماس برای نظر آن‌ها چه می‌گویند. بعد از آن مرا فرستادند نزد یک خانم که فرم را بررسی کرد و پرسید از من در نرم‌افزارهای مندرج در فرم، سطح حرفه‌ای یا پایه را چطور می‌سنجم. پاسخ دادم که این نرم‌افزارها واقعا انتهای مشخص و پایان‌ناپذیری ندارند و هیچ‌کس نمی‌تواند ادعایی قطعی داشته باشد. تصورم این بود که معیار ارزیابی در فرم مشخص شده و گزینه‌هایی مانند مقدماتی، پیشرفته و حرفه‌ای وجود دارد. با توجه به تجربه‌ی کار واقعی و پروژه‌های رسمی‌ای که در کارنامه داشتم، سطح پیشرفته و حرفه‌ای را انتخاب کردم.

گروه بین المللی نامدار تجارت دیبا
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۲۰ مرداد ۱۴۰۵
۲.۰
محیط کاری مسموم

به‌نظرم شرایط شرکت‌های زیرمجموعه‌ی بانک، واقعاً پر از چالش است و به خاطر همین، کار در چنین فضایی انگیزه و انرژی را به‌شدت می‌گیرد. فناوری‌ای که به‌کار می‌برند دسته‌بندی‌شده و منظم نیست و از نظر حرفه‌ای هم محیط کاری سالم و اخلاقی مطلوبی دیده نمی‌شود. اصولاً حقوق و مزایای معیّن و قابل‌قبولی ارائه نمی‌شود و همین باعث می‌شود نیروهای متخصص به‌سرعت از آنجا جدا شوند. نتیجه‌اش این است که افراد با استرس و فشار کاری بالا دست و پنجه نرم می‌کنند. اگر برایتان حفظ سلامت روحی و روانی اهمیت دارد، توصیه می‌کنم درخواست همکاری ندهید تا زمان و انرژی‌تان هدر نرود.

الماس سفید قرن
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۱۹ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
حقوق کم، پیشرفت صفر

مدت سه سال در اینجا کار کردم و در نهایت احساس کردم حقوقم واقعاً پایین است و مزایایی هم دریافت نمی‌کردم. اولین جلسه مصاحبه‌شان به ظاهر جذاب بود، اما فکر می‌کنم نباید به حرف‌هایشان خیلی اعتماد کرد. منابع انسانی به‌شدت ضعف دارد و مشکلات اداری زیادی وجود دارد. برای تسویه‌ی حساب باید صبر کرد و معمولاً این فرایند بین شش ماه تا یک سال طول می‌کشد. هیچ فرصت روشن برای پیشرفت وجود ندارد و انگار هیچ چیزی اضافه نمی‌شود. احساس می‌کنم با کمترین حقوق و بدون مزایا زمانم را هدر دادم. به نظر من این شرکت باید آخرین گزینه برای انتخاب کار باشد.

آریا طب پدیده
واردات و صادرات · تهران
مصاحبه
کاربر ناشناس·متخصص IT·۱۶ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه‌ای که اصلاً حرفه‌ای نبود

به نظرم انتظارم از جلسه مصاحبه برای یک موقعیت فنی در زمینه IT خیلی فراتر از چیزی بود که دیدم. نحوه‌ی برگزاری و سطح تیم مصاحبه‌گرها آنقدر پایین بود که واقعاً ناامید شدم؛ انتظار داشتَم برای یک ارزیابی تخصصی با ابزار و تجهیزات مناسب صحبت کنن، نه این‌که بنشینن پشت تخته و با ماژیک تمرین کنن. واقعاً این اتلاف وقت، انرژی و منابع رو می‌فهمم و از این تجربه دلسرد شدم.

آذر انرژی خاورمیانه
واردات و صادرات · تبریز
مصاحبه
کاربر ناشناس·مدیر محصول·۱۴ مرداد ۱۴۰۵
مصاحبه و استخدام تو یه استارتاپ

با نخستین گفت‌وگو با یکی از بنیان‌گذاران شروع شد و بیشتر سوال‌ها جنبه شخصی داشت. سپس درباره تجربه‌ها و تخصص‌هایم رفتیم و در پایان فرصتی برای پرسش‌های خودم در نظر گرفتند و با صبر و حوصله به همه پاسخ دادند. در جلسه‌ای جداگون برای بحث‌های فنی دوباره با من صحبت کردند و در نهایت ظرف سه هفته پذیرفته شدم. فضای کاری شرکت نوآورانه و عالی است، اما محیط دفتر کمی آرام و خاموش به نظر می‌رسید و هیجان لازم در آن مشاهده نمی‌شد.

تی سی جی
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس/کارشناس امنیت و زیرساخت شبکه·۹ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
خونه دوم با آرامش و رفاقت

در یک محیط کار آرام، بدون حاشیه و غیررسمی احساس امنیت می‌کردم و این ویژگی‌ها برای من تیکِ بزرگی بود. خوش‌شانس بودم که حدود هشت سال فرصت کار در چنین فضایی رو داشتم و بابت اون خیلی سپاسگزارم. جدا شدن من هم به دلیل مهاجرتم بود وگرنه اگر در ایران می‌ماندم و مدیرعامل سابق همچنان مدیر بود، احتمال داشت ادامه بدهکارم. فقط مالکیت تغییر کرد و سازمانی نیمه‌دولتی هم سهامدار شد که همین نکته را می‌رسد. این شرکت برای من مثل خانه دوم بود؛ با وجود چالش‌های معمول، فرهنگ سازمانی به‌طور عمیق و صمیمی جا افتاده بود و فضای دوستانه و آرامش ذهنی حاکم بود؛ حاشیه‌های غیرکاری به حداقل می‌رسید. دوستان خوبی پیدا کردم که مطمئناً باقی خواهند ماند. روش کار در زمان حضور من این بود که همه می‌دانستند برای پیشبرد کار، باید با هم همکاری کنند؛ احساس تعهد و همدلی بالا بود و از نظر من سلسله‌مراتب تحکم‌آمیز نبود. حدود هفتاد تا هشتاد درصد نیرو از کارکنان قدیمی با سابقه‌ای بین پنج تا هفده سال بودند. در چنین فضایی، کسانی که تنها به دنبال انجام تکالیف روزانه و حقوق بالا بودند، به راحتی احساس بی‌جاافتادگی می‌کردند. البته نمی‌خواهم ادعا کنم همه‌چیز بی‌نقص بود؛ نقدهایی هم وجود داشت که در فضای مثبت بیان می‌شد. اما وقتی مزایا و معایب را می‌سنجی، امنیت شغلی، فضای غیررسمی، آرامش روانی و کم‌ بودن حاشیه‌ها وزن بیشتری داشتند. از نظر حقوق با تجربه من، نه خیلی بالا بود و نه خیلی پایین؛ پرداخت‌ها معمولاً منظم بود (گاه اوایل ماه که جمعه می‌افتاد، کمی جا‌به‌جایی می‌شد) و پاداش‌هایی در میانه و پایان سال داده می‌شد. اگر کسی انتظار داشت در یک شرکت کوچک با گردش مالی پایین‌تر همان حقوق شرکت‌های بزرگ دولتی یا شبه‌دولتی را ببیند، برداشت درستی ندارد. تمام مدیران فعلی از پایین به بالا رشد کردند و فرصت ارتقا وجود داشت؛ حتی در سال هزار و چهارصد و سه، لایه جدیدی از جوان‌ترها برای ارتقا در حال باز شدن هستند. اگر محل کار با فرهنگ شما هم‌سو نیست، بهتر است به خودتان اجازه دهید بمانید و از ناسازگاری گلایه نکنید تا فضا برای باقی افراد سمی نشود. به‌طور کلی برای کسی که به دنبال پیشرفت، یادگیری و کار حرفه‌ای است، تا زمانی که ساختار و افراد فعلی حضور دارند، من این شرکت را پیشنهاد می‌کنم.

هونامیک موتور برق
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند فروشگاه اینترنتی·۵ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۳.۰
پزِ مدیرها، جوِ عصبی

به عنوان کارمند فروشگاه اینترنتی، احساس می‌کنم که این مجموعه نسخه‌ای کوچک از یک فروشگاه بزرگ است. مدیران دائماً از تجربیات گذشته‌شان در شرکت‌های بزرگ صحبت می‌کنند و انگار با صرفا تکیه به همان سابقه، به خودی خود اهمیت می‌دهند. فضای کار در اینجا پر از استرس است و به نظر می‌رسد احترام چندانی وجود ندارد.

تجارت بین المللی فولاد حامیران
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·نگم بهتره·۲ مرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مالک شرکت و مدیران کاملا سمی و تاکسیک

فقط افرادی که چیزی حالیشون نیست و دهاتی هستن فرهنگ سبزی پاک کردن و پایین شهری و شهرستانی بالا میزن و حاکم شرکتن مدیر عامل هیچ اختیاری از خودش نداره زیراب زنی وحشتناک و باند بازی حسودای زیاد منابع انسانی حسود که نمیذاره بالا بری هیچ کس رو نمیذاره مخصوصا معاون منابع انسانی و شوهرش افراد با استعداد زیر نظر یک مدیر بی استعداد و نفهم اداره میشن انتخاب های مدیرعامل و رییس هیئت مدیره برای سمت افراد افتضاحه مدیر عامل به شدت لجباز که ادم تاسف میخوره براش سمت الکی به افراد بی خاصیت میده و کلا اگر میخوای موفق بشی باید بله قربان گو و بی خاصیت باشی تا بالا بری هیچ کدوم از مدیران توسعه فردی انجام نمیدن مدیز عامل و رئیس هیئت مدیره به شدت دهن بین و بی عقل که عشق سرکوب کردن داره هر کسی بهش بگه من فلان استعداد دارم تمام تمرکزشو میذاره که طرفو سرکوب کنه تا فرد تسلیم بشه که واقعا لایق سرکوبم مدیریت سمی داره دو سه جهار نفر پشت یکی حرف بزنن حرف اونا قبول میکنه خودشم بی خاصیته و مدیرانشم و لایق خیانته کسی که بهش خیانت کنه برای اون عزیزتره فقط بایذ جلوی روش چشم بگی ولی از پشت خنجر بزنی اونجوری بیشتر دوست داره اگر حس میکنی نالایقی و هیچ چیزی حالیت نیست و هیچ استعدادی نداری استخدام شو

فرا پار آیین
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·قالبساز·۲ مرداد ۱۴۰۵
۳.۰
کار تو خط قالبسازی

شرکت فرا پار آیین را تجربه کردم؛ مجموعه‌ای نسبتاً بزرگ با هزاران نفر نیرو که در صنعت تولید هواکش فعال است. همیشه درگیر جذب نیروی تازه هستند و هر روز چند نفر وارد می‌شوند در حالی‌که تعدادی هم انصرافی دارند. شیفت‌ها دو شیفته‌اند، از هفت صبح تا هفت شب و بالعکس. اکثر کارکنان از خط تولید هستند و حقوقِ در سطح کارگری است؛ به‌طور کلی حقوق پایین یا میان‌پایینی حس می‌شود. صبحانه، ناهار، عصرانه و شام ارائه می‌شود که کیفیتش نسبتاً خوب است. کار در تولید به صورت سری‌کاری است و هر روز باید آمار تولید به سمت افزایش باشد؛ در مجموعه نظم و مقررات نسبتاً سختگیرانه است و با شدتی بالا دنبال می‌شود. اکثر دستگاه‌ها فرسوده‌اند. فرآیند جذب هم ساده است و فقط کافی است جلوی در شرکت بروی. برخورد و ارتباط بیشتر با سرپرست‌هاست و واقعاً بستگی به شخصیت فردی مدیر دارد که چه رفتاری نشان بدهد. تقریباً هر دو ماه یک‌بار اتفاقی یا حادثه‌ای در بخش دایکست و پرس ثبت می‌شود که اغلب به دلیل فرسودگی ماشین‌آلات و فشار بالا برای رسیدن به آمار تولید است. حقوقی که توافق کرده بودی معمولاً به‌طور کامل پرداخت می‌شد.

رویال پارت
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناس·برنامه‌نویس·۱ مرداد ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
چند سال کار توی این شرکت

برای مدتی به عنوان برنامه‌نویس در شرکتی نرم‌افزاری کار می‌کردم. فضای کار واقعا باروحیه و همیارانه بود؛ همکاران و مدیران همگی اهل تجربه و دانش بودن و همیشه راهنمایی می‌کردن و تجربه‌هاشون رو به اشتراک می‌گذاشتن. در ابتدا شرکت مشتریان چندانی نداشت، اما با افزودن قابلیت‌های جدید و ارتقای محصول، رشد قابل توجهی پیدا کرد و با کارفرماهای بزرگ در صنایع مختلف همکاری شروع کرد. همچنین گواهی‌ها و تأییدیه‌های نرم‌افزاری به دست آورد. اوضاع مالی به طور کلی مناسب بود و حقوق و مزایا به موقع پرداخت می‌شد، هرچند گاهی به دلیل شرایط اقتصادی کمی تأخیر داشت. من تجربهٔ خوبی از این شرکت داشتم و برای موفقیت‌های آینده‌شان آرزوی موفقيت دارم.

آریان تجارت شرق
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند سابق·۲۸ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
یادش بخیرِ اون استارتاپ

پس از مدتی کار در استارتاپی که فکر می‌کنم دیگر وجود ندارد یا حداقل دفتر حضوری ندارد، تجربه‌ام را می‌گویم. آن زمان شرایط شرکت واقعا خوب بود و حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، یاد آن روزها و فضای کاری‌شان می‌فهمم که چه طور بود.

وقتی من بودم جای خوبی بود
خاطرات کاری خوب
استارتاپ شکست خورده و ظاهراً بسته شده
اگر فعال باشه دیگه دفتر و نیرو حضوری نیست
آراد بازرگانی
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مهندس مخابرات·۲۸ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۴.۰
جای خوبی واسه پیشرفت

من کلید واژه‌های تجربه را به زبان خودم بازگو می‌کنم و با ساختاری تازه آغاز می‌کنم تا هم‌سو با واقعیت گفته‌شده باشد و حسش حفظ شود. شرکت آراد بازرگانی در نگاه من، یک واحد خصوصی و دانش‌محور در حوزه مخابرات است که در ناحیه غرب شهر جای گرفته و فرصت‌های زیادی برای یادگیری و پیشرفت ارائه می‌دهد. وقتی به سایر شرکت‌ها نگاه می‌کنم، واضح می‌شود که در اینجا استعدادهای حوزه‌های الکترونیک و مخابرات واقعاً مسیر ترقی را به‌راحتی در برابرشان قرار می‌دهند و حقوق، مزایا و پاداش‌ها مطلوب به نظر می‌رسد. یک نکته مثبت دیگر این است که کارکنان بخش تولید و تحقیق و توسعه در سود شرکت سهیم می‌شوند؛ امتیازی که خیلی از شرکت‌ها آن را ندارند. بسیاری از همکاران نیز سابقه کار طولانی دارند؛ بیش از چهل‌وپنجم نفر با حداقل هفت تا هشت سال سابقه. خلاصه اگر دنبال کار بلندمدت در یک شرکت خصوصی واقع در غرب شهر می‌گردی، این شرکت گزینه‌ای است که ارزش نگاه کردن دارد.

اکستریم والز
واردات و صادرات
مصاحبه
کاربر ناشناس·کارشناس جذب استخدام·۲۷ تیر ۱۴۰۵
برند ضعیف کارفرمایی

در بدو ورود نکهبانی خوش رفتار بودن راهنمایی کردن مصاحبه ای با مدیر منابع انسانی داشتم انگار خودشون در جریان قرار مصاحبه نبودن و نمیدونستن چیکار باید بکنن اصلا آماده نبودن انگار هول شده بودن . فکر کنم تجربه شغلی زیادی نداشتن صرفا چون فارغ التحصیل فلان دانشگاه بودن منتصب شدن چند سوال سطحی و بیس صرفا جهت رفع تکلیف آخرم بعد 3 ماه نفهمیدیم چی شد و منم چون جذاب نبود پیگیری نکردم و جالب اینکه بصورت دوره ای آگهی برای این شغل میزارن انگار نرخ خروجشون بالاست و طبیعیه چون شرکتی که در چارچوب منابع انسانی و دستورالعمل ها پیش نمیره قطعا هرکی رای خودشو میده . در کل منابع انسانیشون رو قوی ندیدم و از بقیه هم شنیدم پرداخت ها طبق توافق انجام نمیشه و ساختار ضعیف دارن و درگیر مشکلات هستن پنج شنبه ها هم کاری ناهار نداشتن و آفر خاصی نداشتن فقط برای کسایی که تازه قصد فعالیت تو این حوزه دارن پیشنهاد میشه

گیلار فناوران امید
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارمند·۲۵ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
جو کاری واقعاً ته‌دره

از همان ابتدای ورود به شرکت احساس می‌کردم که چیزی در اینجا درست نیست: خارج از فضای خصوصی بودن ادعا می‌شود اما واقعاً دولتی رفتار می‌کند. جو کاری پر از فشار و پشت‌پازدن است و به هر کسی که دنبال کار حرفه‌ای است، با شروط ناگفته‌ای روبه‌رو می‌شود. گاهی با نامه‌های نامعتبر و اتهامات بی‌پایه، به بازرسی‌ها و اعتراض‌های مالی می‌پردازند. تیم حفاظت هم به‌طور مستقل عمل می‌کند و ممکن است رفتارهایی غیرمنصفانه با افراد انجام دهند؛ دفعاتی در بخش‌ها حضور پیدا کردند و در مورد مسائل پوشش و حجاب حرف و بحث به وجود آوردند. ساختمان محدود است و فضاها کوچک‌اند، در حالی که برخی اتاق‌های حفاظت کوچکتر را به کار گرفته‌اند و با رفتارهای نظارت شدید و پیگیری‌های مداوم، مثل فرمان دادن برای کارهای ساده ایجاد فشار می‌شود. به‌طور کلی رفتارها سطحی است، با کلی‌گویی و ترکیبی از بی‌سوادی و بی‌کلاسی؛ در مجموع وضعیت تأسف‌بار به نظر می‌رسد.

صنایع غذایی آرمانی
واردات و صادرات
مصاحبه
کاربر ناشناس·مدیر دیجیتال مارکتینگ·۲۵ تیر ۱۴۰۵
مصاحبه بی‌سر و ته

هرگز این شرکت را به عنوان محل کار آینده به چشم اعتماد مگر با دیدی واقع‌بینانه نگاه نکردم. در روند مصاحبه، از ابتدا تا انتها چیز خاصی دستگیرم نشد. ابتدا با یک راهنمای مصاحبه زن صحبت کردم و سپس مرحلهٔ ارزیابی به یک نفر دیگر واگذار شد. کل فرایند مصاحبه‌ها حس ضعف و ناکافی بودن داشت؛ چهار نفر در تیم منابع انسانی حضور داشتند و برخی از آن‌ها به نظر می‌رسید تسلط کافی ندارند. در نهایت با پرسش‌های کلی و با ژستی از حرفه‌ای‌نما بودن روبه‌رو شدم. از من خواستند پروپوزال آماده کنم؛ حدود یک هفته زمان دادم و بالاخره تماس گرفتم که آماده‌ام و ایمیل کنم. پاسخ مشخصی ندادند و پس از ارسال ایمیل هم خبری از نتیجه نشد. اگر شرایط کار و جو سازمانی را می‌دیدم، شاید امیدوار می‌شدم، اما تجربه نشان داد که هم شغل مشخصی وجود ندارد و هم ارتباطی قاطع با من نگرفتند؛ هیچ نشانی از احترام یا پیگیری ساده دیده نشد. اینجا به نظر شبیه به یک رویداد کوتاه و بی‌روح می‌ماند: نه سازوکار قابل‌اعتماد، نه ارتباط روشن، همه چیز بی‌دلیل و بدون نتیجه بود.

تجارت چوب جهانيان
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·اپراتور مرکز تماس·۲۴ تیر ۱۴۰۵
۲.۰
مسیرِ طولانیِ استخدام

در ابتدای کار، دوره‌ای آموزشی یک ماهه برای من برگزار شد که بیشترش تئوری بود و بخش عملی چندانی وجود نداشت. پس از آن با یک آزمون روبه‌رو شدم و اگر نمره‌ام خوب بود، وارد دوره دو ماهه آزمایشی می‌شدیم. اگر از این مرحله هم موفق بیرون می‌آمدیم، به عنوان کارمند جدید شرکت معرفی می‌شدم. روند استخدام واقعاً طولانی به نظر می‌رسد و گاهی حس می‌کردم عجیب است. تیم آموزش رفتار چندان مطلوبی ندارند و به نظر می‌رسد استخدام‌ها در دست دلخواه مدیران است. با وجود این‌ها، در کل شرکت خوبی است و نکته‌ی مهم برایشان این است که فرد درس‌خوان باشد.

خدمات گستر سپهر تابان گیتی
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·توسعه‌دهنده·۲۴ تیر ۱۴۰۵
۳.۰
دو ساله همه‌چی به‌هم ریخته

وقتی وارد این شرکت شدم، احساس می‌کردم که می‌تونم رشد کنم اما کم‌کم اوضاع به هم ریخت و به مرور شرایط کاری سزاوارتر از این نبود. چند سالی بود که اینجا بودم، اما در دو سال اخیر فضای کار و نحوه‌ی مدیریت به طور قابل توجهی تغییر کرد و مشکلات جدیدی اضافه شد بدون اینکه چیز تازه‌ای بهبود یابد. واقعیت اینه که از وضعیت فعلی‌ی مدیریت راضی نیستم و امیدی به تغییر اوضاع نمی‌بینم.

ارم آرا
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس مهندسی·۸ تیر ۱۴۰۵·شاغل فعلی
۲.۰
اصلا سمتش نری

من در یک شرکت کارخانه‌ای کارشناس مهندسی بودم و می‌خواهم تجربه‌ام را به‌طور تازه و طبیعی بازگو کنم. شرکت ادعای جذب مدیران مهندسی داشت، اما در عمل اکثر افراد را به‌عنوان کارشناس پذیرش می‌کردند. ساختار شرکت خیلی سنتی است و تمرکز اصلی روی تولید است؛ به‌طور عملی فقط تولید برای آنها ارزش دارد. حجم کار بالاست و هرچه بیشتر در سالن بگردی و شلوغی کنی، مدیران گمان می‌کنند عملکرد بهتری داری؛ امکان استفاده از زمان‌های آزاد پشت سیستم وجود ندارد و اگر کار سیستمی هم داشتی، زمانبندی‌ات محدود است و اگر دایم تحت نظارت نباشی، از طریق دوربین‌ها زیر ذره‌بین قرار می‌گرفی و به‌جاهای مختلف توبیخ می‌شدی. توقعات آنها مثل یک سیستم قدیمی و فرسوده بود. به طور کلی پیشنهاد کار در کارخانه را نمی‌دادم. فشار کار به‌خصوص روی اپراتورها بالاست؛ همواره راندمان را اندازه می‌گیرند و باید عملکرد ثبت شود، حال آنکه حقوق‌ها پایین است. سطح نارضایتی بالا بود و کارکنان قدیمی با وجود فرصت‌ها مذاکره برای پیشرفت نیروهای جدید و جوان در بخش مهندسی را خالی می‌کردند. مدیریت کارخانه هم به‌طور واضح دنبال منافع شخصی است و به‌جای اینکه بین واحدها ارتباط سازنده‌ای برقرار کند، همواره اختلاف‌ها را دامن می‌کند و از این وضعیت سود می‌برد. در مجموع مدیران توانایی کافی ندارند، حقوقشان بیش از حد شایسته است و به پیشرفت مجموعه لطمه می‌زنند. محیط کار کاملا غیرحرفه‌ای است، کار طولانی است، جلسات بدون دلیل زیاد است و به نیروهای تازه‌کار برای پوشاندن کم‌کاری قدیمی‌ها انتقاد می‌شود. واقعا این تجربه را توصیه نمی‌کنم؛ امیدوارم ظاهربینی شرکت نتواند کسی را گول بزند.

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

در ابتدای کار، تصمیم گرفتم با انگیزه و احساس مسئولیت درباره واقعیت‌های رخ‌داده توضیح دهم تا اطلاعاتی عادلانه به دست آید و هیچ هدف شخصی در کار نباشد. شرکت دوار صنعت سپنتا، واقع در پایین میدان ونک، برج خورشید بود. همه چیز از بیست اردیبهشت هزار و چهارصد و پنج شروع شد؛ رزومه‌ام را از طریق سایت جاب این جاب فرستادم و برای مصاحبه هماهنگی شد. در نخستین برخورد، فضای مناسبی را دیدم؛ خانمی که مسئول مشاوره مالیاتی و تا حدودی مدیر مالی بود، سوالاتی از من پرسید و من با صداقت پاسخ دادم. او توضیحاتی درباره فرآیند کار و شرکت ارائه کرد؛ شرکت دو دفتر داشت و حسابدار زیادی آمده و رفته بودند. او گفت اکثر افراد برای بازی در می‌آیند و رفت و آمدها زیاد است و اسناد زیادی وجود دارد که باید ثبت شوند، چه رسمی و چه غیررسمی. من هم گفتم مشکلی نیست؛ من تجربه رسمی زیادی دارم و می‌توانم از ابتدا تا انتها کار را به‌طور کامل انجام دهم. او استقبال کرد و گفت فردا ساعت هشت و سی دقیقه برای آغاز کار بیایم. روز اول ورودم، ساعت مقرر رسیدم و تا نزدیک ده صبح مقداری صبحانه نوش جان کردم. یک خانم حسابدار ارشد احوال‌پرسی کرد و توضیحات لازم درباره نحوه انجام کار و ساختار سیستم حسابداری را داد. در اولین مرحله از من خواسته شد سند تنخواه را وارد کنم. در حین کار با او صحبت کردم و پرسیدم که از حضورم راضی هستند و چند وقت است اینجا هستند. گفتند امروز آخرین روز حضورشان است و دو هفته اینجا بودند و می‌روند. کمی تعجب کردم چرا خیلی کوتاه، اما به صحبت‌های بعدی درباره شرکت و مدیریت ادامه دادیم. شایان به ذکر است که توی زمان‌های استراحت و ناهار کمتر به مسائل غیرمهم می‌پرداختم و روی محتوای اصلی متمرکز می‌شدم. ساعتی حدود پنج عصر، از شرکت خارج شدیم و دوباره درباره شرکت به شکل جامع‌تر صحبت کردیم. مدیر عامل مردی بود به نام امیر که به نظر من شخصیتی بی‌روح داشت و بی‌مهری و ناآرامی در برخوردهایش مشهود بود. او به شکلی بی‌پروا رفتار می‌کرد و رفتارهایش به‌خصوص با بخش فروش خانم‌ها، به نظر من، مداخله زیادی بود. گاه با کمال تندی به همکاران نگاه می‌کرد و به صورت لحظه‌ای حضور می‌شد و سوالاتی درباره انجام کار می‌کرد که گویی ناتوان در مدیریت بود. صحبت‌ها به من پیشنهاد شد که با فشار زیاد کار کنم و اضافه‌کاری هم داده نمی‌شد؛ تنها وعده حقوق داده می‌شد. او تأکید داشت که پول و شرایط سختی که وجود دارد، برهم‌کننده آرامش شغلی است و به من گفت همه باید با مقاومت و تحمل کار را انجام دهند و اگر مشکلی داشتی، فردا هم نیا. من با بررسی و تفکر تصمیم گرفتم به مدت یک هفته آزمایشی در نظر بگیرم تا ببینم شرایط چگونه است و بعد تصمیم نهایی بگیرم. روز دوم ورودم به کار، شرایط واقعا بی‌نظم و بی‌دروپیکر بود. با وجود علاقه به ادامه کار، فهمیدم که محیط کار به شکل نامنظم و با کمبود سیستم‌ها و رویه‌های اجرایی است. من با وجود این‌ها به کار خود ادامه دادم و کار را از تهیه زون تا اصلاح سندهای حسابداری انجام دادم، چون برخی ماهیت‌های اشتباه وجود داشت و برخی ثبت‌ها در سیستم انجام نشده بود. در پایان ماه، ناچار شدم برای لیست بیمه و حقوق و مالیات به تنظیم دقیق بپردازم. در روز دوم، مدیرعامل از من خواست تا به اتاقش بروم و قرارداد سه ماهه

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

شرکت سابق: الکترو صنعت دوار سپنتا تجربه را طوری روایت می‌کنم که هدفش فقط اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده باشد و بدون هیچ نگاه شخصی یا هدف‌دار اضافه‌ای باشد. از همان روز اول، یعنی ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، رزومه‌ام را از طریق سایت جاب‌این‌جاب برای شرکت فرستادم و مقرر شد که برای مصاحبه به واحد مربوطه بیایم. در ابتدا وضعیت نسبتا خوب و مناسب به نظر می‌رسید؛ مسئول مشاوره مالیاتی و همچنین مدیر مالی از من سوال‌هایی پرسیدند و من صادقانه پاسخ دادم و توضیحاتی هم درباره روند کار و شرکت شنیدم. گفته شد که شرکت دو دفتر دارد و خیلی از همکاران حسابداری آمده و رفته‌اند، و برخی کارها به شکل رسمی و بعضی به صورت غیررسمی ثبت می‌شوند. من هم گفتم که در حوزه رسمی تجربه دارم و از صفر تا صد را می‌توانم انجام بدهم. آن خانم استقبال کرد و گفت از فردای همان روز، بیایم سر کار. روز اول حضور من، ۲۱ ام، سر ساعت ۸:۳۰ رسیدم. حدودا تا ساعت ۹ برای نخستین بار با توضیحات مدیر مالی آشنا شدم و روند کارها و سیستم حسابداری توضیح داده شد. در ادامه فهمیدم که فردی که حسابدار ارشد بودند چند دقیقه بعد گفتند امروز آخرین روز کاری‌شان است و در واقع من تنها دو هفته اینجا بودم. این موضوع برایم تازه بود و تعجب کردم؛ معمولا افراد شرکت یک هفته تا حداکثر یک ماه می‌مانند. صحبت‌های اولیه راجع به شرکت و مدیریت ادامه یافت و تأکید شد که استراحت و ناهار را کنار می‌گذارم تا به نکات مهم تر بپردازم. به گفته مدیرعامل، آقایی به نام امیر فراز…مند وجود دارد که به شدت بی‌سیاست و بی‌وجدان توصیف شد و گفته شد که رفتارها و کنترل‌های نظارتی کاملا موجود است و حتی در حضور کارکنان خانم، به شدت نظارت می‌کند. درباره رفتارهایش توضیحاتی داده شد: گاهی با توهین یا تخریب شخصیت، به خصوص وقتی کارهای روزمره انجام می‌دهی، به شکلی فشار می‌آورد که احساس می‌کنی نمی‌توانی عملکردت را درست انجام دهی. مثلا با انجام کارهای ساده، ناگهان وارد می‌شود و با فشار حقوق و آماده‌سازی فاکتورها و ارجاع به مودیان و خروج کالا، به شکل غیرمنطقی هدایت می‌کرد. برخوردها به شکلی بود که گاهی می‌گفت کارم انجام بشود و حق الزحمه اضافه‌ای هم پرداخت نخواهد شد؛ می‌گفت حقوقی می‌دهم که کارها درست انجام شود و اگر نتوانی مدیریت کنی، باید بنشینی و کارها را انجام بدهی. در نهایت هم به این نتیجه رسیدم که پول و شرایط سخت زندگی اهمیت دارد و این جو روانی به من فشار می‌آورد و آرامش شغلی را از من می‌گیرد. با این شرایط دو هفته بیشتر نتوانستم دوام بیاورم و تصمیم گرفتم به طور موقت به‌عنوان کارمند جدید به مدت کوتاه‌تری حضور پیدا کنم، تا تصمیم نهایی بگیرم. ۲۲ ام، آغاز دوباره کار بود و واقعا تمامی فضا به نحوی بی‌نظم و شلخته بود. از مراجعه کارکنان به دفتر و ثبت سند و اصلاح اشکالات حسابداری تا ثبت‌هایی که هنوز در سیستم ثبت نشده بود، همه چیز به هم ریخته بود. با وجود تمایل به ادامه کار و آغاز پروژه‌های حسابداری، برخوردها و جو شرکت فشار زیادی می‌آورد. از جمله اتفاقات دیگر این بود که مدیرعامل با من قرارداد سه ماهه‌ای با سفته ۲۰۰ میلیون تومان مطرح کرد و با وجود مخالفت من مبنی بر آغاز با یک دوره آزمایشی یک هفته‌ای تا روشن شدن وضعیت، با فشار، قرارداد و سفته

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه طراح گرافیک·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه طراح گرافیک

برای من مصاحبه‌کننده، سوال اصلی این بود که چگونه نگاه می‌کنم و چه تجربه‌ای از طراحی گرافیک دارم. در جلسه، از من پرسیدن که آیا والدینم از من راضی هستند و در صورت تماس برای نظر آن‌ها چه می‌گویند. بعد از آن مرا فرستادند نزد یک خانم که فرم را بررسی کرد و پرسید از من در نرم‌افزارهای مندرج در فرم، سطح حرفه‌ای یا پایه را چطور می‌سنجم. پاسخ دادم که این نرم‌افزارها واقعا انتهای مشخص و پایان‌ناپذیری ندارند و هیچ‌کس نمی‌تواند ادعایی قطعی داشته باشد. تصورم این بود که معیار ارزیابی در فرم مشخص شده و گزینه‌هایی مانند مقدماتی، پیشرفته و حرفه‌ای وجود دارد. با توجه به تجربه‌ی کار واقعی و پروژه‌های رسمی‌ای که در کارنامه داشتم، سطح پیشرفته و حرفه‌ای را انتخاب کردم.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.