ویکی‌تجربهجستجو

آخرین تجربه‌ها

۴۸ تجربه منتشرشده · صفحه ۱ از ۳
الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

مطالبی که در ادامه بیان می‌شود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت به‌منظور اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه می‌گردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی درباره وقایع رخ‌داده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود. شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

مطالبی که در ادامه بیان می‌شود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت به‌منظور اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه می‌گردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی درباره وقایع رخ‌داده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه طراح گرافیک·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه طراح گرافیک

اینکه پدر و مادرت ازت راضی هستن؟؟! اینکه الان تماس بگیریم پدرو مادرت چی درموردتت میگن! بعدش اینکه منو فرستادن پیش یک شخص دیگه یک خانومی بود که فرم رو دید و گفت چطور در نرم افزارهای مندرج در فرم زدی پیشرفته یا حرفه ای؟ این نرم افزار ته نداره و کسی نمیتونه ادعا کنه. گفتم لابد معیار قابل ارزیابی بود که تو فرم گزینه گذاشتید (مقدماتی)، (پیشرفته), (حرفه ای). من هم بر حسب تجربه کار واقعی و سفارش دهنده های رسمی ای که داشتم پیشرفته و حرفه ای رو انتخاب کردم.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس سیستم ها و روش ها·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس سیستم ها و روش ها

افتضاح! من سابقه کاری مرتبطی نداشتم ولی چون توی آگهی حرفی از سابقه کاری زده نشده بود صرفا چون رشتم مرتبط بود رزومه فرستادم. اولا که مصاحبه با ۳۵ دقیقه تاخیر پشت میزی که معمولا نگهبان ها وایمیسن برگزار شد! اینا به کنار! خانم عینکی مصاحبه کننده اندک اطلاعاتی هم راجع به موقعیت شغلی مدنظرشون نداشتن. و سوالاشون از سابقه کاری بنده بود که توضیح بدم چه کارایی کردم. اولش فکر کردم که میخوان سطح اطلاعات من رو بسنجن و ببینن رزومه ای که فرستادم تا چه حد درسته! ولی چند دقیقه بعد، از رفتارهاشون متوجه شدم که قصد مچ گیری داشتن و وقتی هم درست جواب میدادم (و ایشون نمیفهمیدن حتی) یه پوزخند میزدن و سریع موضوع رو عوض میکردن و دوباره همون رفتارها تکرار میشد. رفتارشون اصلا مناسب نبود و به شدت تحقیر آمیز بود. و همون چند دقیقه اول متوجه شدم که مصاحبه ای در کار نیست! جدا از همه این مسائل به نظرم اگر نگاهی به رزومه بنده انداخته بودن نیازی به دعوت به مصاحبه حضوری و معطلی من نبود. چون مشخص بود سابقه کاری مرتبط نداشتم. و سوالات ایشون پشت سر هم این بود:” فلان زمینه رو اصلا کار نکردید؟ عه؟ خب باشه فلان زمینه چی؟ آهان پس فلان زمینه چی؟” که جواب این سوالات به وضوح تو رزومه هست! در هر صورت تحمل کردم تا زمانش بگذره و تموم بشه. به هیچ وجه محیط حرفه ای نداره. کسب و کار سنتیه که با پول زیاد یه محیطی درست کرده که از دور حرفه ای به نظر میرسه. در هر صورت اگر مجبورید کار کنید و چاره ای ندارید گزینه مناسبیه.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس کنترل پروژه·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس کنترل پروژه

در ابتدا یه ساختمون شیک دارند که وقتی وارد میشید باید در قسمت لابی منتظر بمونید و همزمان فرم استخدام رو پر کنید.مصاحبه من دقیقا در زمان مشخص صورت گرفت. یه خانوم بودند که اول درباره اهداف شرکت صحبت کردند (خیلی تمایل دارند که شرکت رو فوق بزرگ نشون بدن)بعد گفتند چقدر با شرکت اشنا هستید از خودت بگو سوابق شغلی و سوالات منابع انسانی که زود عصبانی میشی یا دیر نقاط مثبت و منفیتو بگو و همون سوالات همیشگی منابع انسانی بعد درباره شرایط کار توضیح دادن. اما هیچ اطلاعی ندادن که قبول شدی یا رد گفتن زنگ میزنیم اما یهتماس هم نداشتم از طرف این شرکت که بنظرم خیلی ناشیانه هست برای چنین شرکتی. امیدوارم شما موفق باشید

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه تولیدکننده محتوا به زبان فرانسه·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه تولیدکننده محتوا به زبان فرانسه

بنابر آگهی، به افراد مسلط به یکی از چند زبان خارجی (از جمله فرانسه) با تسلط کامل به انگلیسی نیاز داشتن برای تولید محتوای متنی.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه فرانت اند·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه فرانت اند

سلام برای فرانت سایت درخواست داده بودم که بعد فرستادن رزومه بعد یک روز تماس گرفتن و در درجه اول ساختمان شرکت نظر منو جلب کرد که شیک بود ولی به من گفته بودن ساعت ده که مت وقتی فرم رو پر کردم و تموم شد تقریبا تا ۱۱ و ده دقیقه معطل بودم که کسی بیاد باهام مصاحبه کنه بعد از شروع مصاحبه که فک میکردم با ارشد فنی بود یه سری سوال درباره سوابق و نمونه کارام پرسیده شد بعدش یک سیستم جلوم گذاشتن که صفحه اصلی سایت شرکت رو طراحی کنم که قرار خبر بدن درکل به جز تایم انتظار اون شخض که ارشد فنی بود به نظرم فرد قابل احترام ومتخصصی بود تو کارش

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدیر اسکرام مستر·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدیر اسکرام مستر

ابتدا یک مصاحبه ی فنی بسیار خوب بود. آقایی بودند که تیم لیدر فنی نرم افزار بودند. برخورد خوب، سوالات فنی و مشخصا بسیار با تجربه بودند. در همون روز با مدیر آی تی شون آقایی به نام پژوهان صحبت کردم، در اون روز برخورد خوبی داشتند. اما از مدیر منابع انسانی شون آقایی بودند به نام ریوندی، حس خوبی نگرفتم. دیدشون خیلی از بالا به پایین بود. فکر میکرد مدیر منابع انسانی مایکروسافته با اینکه چیزی از اصول فنی نمی دونستند اما خیلی دوست داشتند سوالات فنی بپرسن. از همه ی خوبی های شرکتشون گفتند اما نگفتند که بیمه ی شرکتشون بر اساس حقوق پایه رد میشه. این یک خیانتی هست که شرکتها در حق پرسنل می کنن و افرادی که دارن اینطوری کار میکنن نمیدونن که چه کلاهی داره سرشون میره. روزی که میخواست کار شروع بشه تازه به من گفتند. چند ساعت وقتمو گرفتند و حسابی کلافه شدم. اما تجربه ای که شد اینه که در مصاحبه های آینده همون اول باهاشون اتمام حجت کنم.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مسئول دفتر مدیرعامل·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مسئول دفتر مدیرعامل

من ساعت ١١ زمان مصاحبه ام بود و سر ساعت مصاحبه انجام شد با اونکه نفرات زیادی برای مصاحبه بخش های مختلف آمده بودند مدیر روابط عمومی (آقای ریوندی) با من مصاحبه کردن، بسیاااااار خوش برخورد ، با احترام و پر انرژی بودن. سوالاتی که میپرسیدن کاملا حرفه ای و هدفمند بود، نوع نگاهشون به کارمند و پروسه جذب خیلی برام جالب و دوستداشتنی،امیدوارم یکی از اعضای این خانواده حرفه ای باشم

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس IT·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس IT

شرایط مصاحبه با سرپرست آی تی و بعد از اون با مدیر تیم آی تی انجام شد. هر دو نفر بسیار وارد به موضوع و مصاحبه خوب انجام شد. مرحله بعد مصاحبه با مدیر منابع انسانی بود که ایشون به نظر من حرفه ای نبودند ( در اول صحبت عرض کردن که ساعات کار شرکت ۸:۳۰ تا ۱۸:۰۰ و پنج شنبه ها تا ۱۳:۰۰ و اینکه اضافه کار نداریم ) یکم حس خوبی از این برخورد نداشتیم که اولین جملشون با اضافه کار شروع شد و سئوال شخصی راجع به شرایط شخصی خانواده و همسرم . مصاحبه آخر با مدیر عامل که مصاحبه خوبی بود. پذیرفته شدم ولی به دلیل مسیر دفتر نسبت به منزل و نداشتن هیچ گونه مزایا دارم فکر می کنم.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه طراح گرافیست·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه طراح گرافیست

من رزومه و تمام نمونه کارهام رو برای شرکت از طریق واتساپ ارسال کردم ، چند روز بعد پیام دادن ساعت و روز مصاحبه رو تعیین کردن و آخر پیام درخواست کردن در صورت تغییر ساعت مصاحبه اطلاع بدید. من هم طبق وقت تعیین شده مراجعه کردم فرم رزومه که خودشون دادن رو در همون لابی پر کردم نگهبان تماس گرفتن عنوان کردن که من برای مصاحبه اونجا هستم ، وقتی قطع کردن به من گفتن اون آقایی که با شما مصاحبه باید کنه جلسه مدیرعاملی داره طول میکشه ، معطل میشید من هم گفتم “من وقت مصاحبه رو تعیین نکردم ، خودشون وقت رو تعیین کردن و رسم ادب بود در این ساعت وقتشون رو آزاد بذارن یا حداقل اطلاع بدن ، بهرصورت به نظر من این سیاستهای نخ نمای بعضی از مدیران نالایق شرکتها هست برای استخدام کارجو که خیلی هم زننده هست، حتما پیغام من رو به ایشون برسونین و بگید که من هم میدونم این جلسات صوری صرفا برای تحقیر و بی ارزش کردن کارجو هست” بعد هم گفتم رزومه ای که پر کردم رو برگردونین بهم ، چون بهرحال اطلاعات هویتی و شخصیم هست و مصاحبه ای هم انجام نشد ، گفت من رزومه رو نمیدم بهتون پاره میکنم ، و همون جا جلوی خورم پارشون کرد و کلی هم عذرخواهی کرد. این شرکت حتی ارکان اول معیار خوب و ایده آل بودن یک شغل رو که نداره هیچ ، سعی در نداشتنش هم میکنه.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس فروش·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس فروش

سلام. من وارد شرکت شدم قرار مصاحبه ساعت ۱۰صبح بود.. خیلی کم وقت میزارن واس مراجعه کننده ها.. تا فرم را پر کردم زمانی طول نکشید.. برای مصاحبه اول حدودا ۱۰دقیقه بعداز پر کردن فرم صدام کردن.. بعد از مصاحبه اول گفتن بشینید صدا میکنیم برای مصاحبه دوم. که حدودا دوساعت طول کشید.من وقت من رو معطل کرد… مصاحبه دوم که انجام شده.. فرم دوم گرفتم. مشخصات اعضای خانواده بود. از ساعت ۱۲تا ساعت ۱۵نشستم تا نوبت بشه.. یعنی سه ساعت وقت آدم رو میگیرن آخرش هم هیچی ب هیچی.. کاشک مسئولین اصلی شرکت این متن ها رو بخونن و رسیدگی کنند.. چرا شرکت به این بزرگی مشکلی به این بزرگی دارد. کلا برای مصاحبه کاری ۵ساعت وقت ی نفر میگیرن. آخرسر هم جواب منفی می‌دهند. اصلا صحیح نیست.. وسط مصاحبه دوم طرف دنبال خط قرمز شرکت بود.. و زود عصبی میشد. بعد از اینکه ازش سوال میکردیم انگار بهش برمیخورد. روز خوش ممنون وقت گذاشتین خوندین

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه حسابداری·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه حسابداری

یه مصاحبه تخصصی با مدیر مالی انجام دادم اوکی بود بعد با منابع انسانی از نظر اونم اوکی بود بعد با مدیر عامل .در کل شرکت بزرگ و داغونی بود شرایطشون خیلی افتضاح بود باید اضافه کار میموندی ولی پولی بابت اضافه کار پرداخت نمیکردن رفتار هم فکر میکردن خدا هستن از بالا به ادمها نگاه میکردن منم حس خوبی نگرفتم نپذیرفتم برم باهاشون همکاری کنم وقتتون رو‌هدر نکین درست شرکته بزرگیه ولی ادمهای عقده ای توش کارمیکنن مدیر عامله یه جور حرف میزنه انگار خداست خیلی منم منم داره برا همچین ادمی میلیارد هم بدن بازم گرونه کار کنی براش ویژگی‌هایی که براشون مهم بود: اینکه خیلی معطیع باشی هر چی گفتن بگی چشم

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس ارشد روابط عمومی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس ارشد روابط عمومی

من برای مصاحبه دعوت شدم بعد از ۲ هفته سر تایم به شرکت رونیکس رسیدم و بعد از پر کردن مجدد فرم مصاحبه ( پس از چه رزومه ای منو دعوت کردن ) به حراست یا نگهبان انجا بود تحویل دادم و فرمودند صدا میکنند و در لابی تشریف داشته باشد ( خدایی خیلی با احترام رفتار میکردند ) من حدود ۴۵ دقیقه منتظر در لابی شرکت صبر کردم و بعد که اعتراض کردم که من این تایم منتظر هستم گفتند که اقای فلانی در جلسه با مدیر عامل هستند . آخه این درسته اصلا به ارباب رجوع چیزی نمیگویند و طرف رو این مدت تایم زیاد منتظرمی گذارند !!! از اونجایی که من برای خودم شان و شخصیت دارم بهشون انصراف از مصاحبه ام را اعلام و از شرکت رونیکس خارج شدم الان دارم میفهمم که یه روابط عمومی برای شرکتی که فقط ویترین قشنگ داره و اصلا از اصول اولیه ارتباط با احترام به ارباب ارجوع و بیرون از شرکت قایل نیستند و براشون متاسفم واقعا !! من حقیقتا در مورد شرکت رونیکس برای اینکه به مصاحبه دعوت شدم سرچ میکردم که این سایت خوب ” سالپا ” پیدا شد و وقتی باز کردن و قسمت شرکت رونیکس رو خوندم با اگاهی از اینکه اونجا چه رفتاری با مصاحبه شونده ها خواهد شد جالب بود برام که برم و ببینم . اما شرکت عریض و طویل و ویترین قشنگی داره اما اداب و رفتار و احترام حتی به مصاحبه شونده را رعایت نمیکنند و وقت طرف براشون هیچ ارزشی نداره ( بدون اطلاع دادن ۴۵ دقیقه طرف را معطل میکنند ) ویژگی‌هایی که براشون مهم بود: اونها خودشون اداب اولیه رفتار و شخصیت را رعایت نمیکنند پس نباید هم انتظار داشته باشند دیگران بهشون احترام بگذارند

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه فروش·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه فروش

ی شماره تو همشهری بود ک من به واتس اپش رزومه دادم فرداش رفتم برا مصاحبه.. شرکت اوکی بود ظاهرش اما متوجه شدن کسی میخواد مصاحبه کنه هیچی بارش نیست با اینکه من سابقه فروش تو شرکتای معتبر رو داشتم اول گفت ماسکتو دربیار قیافتو باید ببینم بعد گفت کارای قبلیتو توصیح بده دقیقا چ کردی تا اومدم بگم گفت جزیاتو نگو(خب پس چطو توضیح بدم ؟؟؟) بعد گفت من حرفه ایم یهوام شما فروش نکردی چون ب حرفام گوش نکرد وقتی کارمو دوباره توصیح دادم گفت بله فروش داشتی ولی من حرفه ای میخوام. از خودش گفت ک استاد دانشگاستو از بچگییییی تا الان تو کار فروش بودا????یه چیز خیلی مهم اینه این ادم ۱۲ میلیون خیلی بود براش البته بقول خودش از بچگی تو فروش بود اما نمیدونست ۱۲ تومن پولی نیست الان و میگفت درصد پایینی میتونن اعتماد کنن و ۸ میلیون یا ۱۲ میلیون پول ی دستگاه رو با تلفن بریزن ب حساب???? من تو تجهیزات صنعتی کار کردم کمترین فاکتورها از ۶۰ میلیون شروع میشد تا ۲ .الی ۳ میلیارد بستگی به قطعه ای ک میخواستن داشت…. فک میکردم شرکت رونیکس چون برنده جای پیشرفت داره اما متوجه شدم کارمندش هیچی از فروش نمیدونست و محض اینکه تو این اوضاع حوصلش سر نره اگهی استخدام دادن دور هم شاد باشن

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·منابع انسانی·۱ دی ۱۴۰۴
۲.۰
منابع انسانی

سلام این شرکت فقط ظاهرش قشنگه. تو لینکدین که میری میبینی وای چقد خفن. فقط ظاهرسازی میکنن. داخلش که میری برده داری نوین هست. همه رئیس هستند و دستور میدن. یه سری مدیر شدن که هیچی حالیشون نیست فقط چون رفیقای مدیرعامل هستن شدن مدیر. گول ظاهر نخورین. مزایای ظاهری زیادی داره. اما حقوق خیلی کم میدن و فقط یه سری عزیز کرده های خودشون حقوق خیلی بالا دارن. اگر هم از هر چیزی احساس ناراحتی کنی خیلی راحت باهات خداحافظی میکنن و یه سری آدم نابلد و بی تجربه جایگزینت میکنن.

توسعه فناوران آگرین
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۱۲ آذر ۱۴۰۴
۳.۰

بنده در بسیاری از شرکتها کار کردم اما این شرکت ویژگی های خاصی دارد که در عرض چند ماه می تونید تجربشون کنید. شرکت به شدت نسبت به نیروهای متخصص بی تفاوت است . به تعداد موهای سر نیرو تغییر می کنه در شرکت و همچنین دکوراسیون تغییرات می کنه. حقوق های متخصصین چندین ماه عقب انداخته میشه بدون توضیح. اگر شخصی هستید که در کار خود تخصص دارید و می خواهید با این شرکت همکاری کنید، اشتباه محض است. مدیر محور بودن شرکت اینکه برای هر بخشی مدیریت ندارند و یک نفر است که کار فروش می کند و نظرات فنی بی اساس نیز اعمال می کند. مدیران شرکت همگی نفراتی بی ملاحضه و انسان نما هستند که فقط به جیب و منافع شخصی خود نگاه می کنند. از نظر تکنولوژی خوب هستند و به دلیل پول باد آورده قطعات خوبی در شرکت موجود است.

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

مطالبی که در ادامه بیان می‌شود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت به‌منظور اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه می‌گردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی درباره وقایع رخ‌داده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود. شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید

الکترو صنعت دوار سپنتا
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·کارشناس حسابداری·۲۲ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
کارشناس حسابداری

مطالبی که در ادامه بیان می‌شود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت به‌منظور اطلاع‌رسانی درباره واقعیت‌های رخ‌داده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه می‌گردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیت‌های موجود و اطلاع‌رسانی درباره وقایع رخ‌داده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه طراح گرافیک·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه طراح گرافیک

اینکه پدر و مادرت ازت راضی هستن؟؟! اینکه الان تماس بگیریم پدرو مادرت چی درموردتت میگن! بعدش اینکه منو فرستادن پیش یک شخص دیگه یک خانومی بود که فرم رو دید و گفت چطور در نرم افزارهای مندرج در فرم زدی پیشرفته یا حرفه ای؟ این نرم افزار ته نداره و کسی نمیتونه ادعا کنه. گفتم لابد معیار قابل ارزیابی بود که تو فرم گزینه گذاشتید (مقدماتی)، (پیشرفته), (حرفه ای). من هم بر حسب تجربه کار واقعی و سفارش دهنده های رسمی ای که داشتم پیشرفته و حرفه ای رو انتخاب کردم.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس سیستم ها و روش ها·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس سیستم ها و روش ها

افتضاح! من سابقه کاری مرتبطی نداشتم ولی چون توی آگهی حرفی از سابقه کاری زده نشده بود صرفا چون رشتم مرتبط بود رزومه فرستادم. اولا که مصاحبه با ۳۵ دقیقه تاخیر پشت میزی که معمولا نگهبان ها وایمیسن برگزار شد! اینا به کنار! خانم عینکی مصاحبه کننده اندک اطلاعاتی هم راجع به موقعیت شغلی مدنظرشون نداشتن. و سوالاشون از سابقه کاری بنده بود که توضیح بدم چه کارایی کردم. اولش فکر کردم که میخوان سطح اطلاعات من رو بسنجن و ببینن رزومه ای که فرستادم تا چه حد درسته! ولی چند دقیقه بعد، از رفتارهاشون متوجه شدم که قصد مچ گیری داشتن و وقتی هم درست جواب میدادم (و ایشون نمیفهمیدن حتی) یه پوزخند میزدن و سریع موضوع رو عوض میکردن و دوباره همون رفتارها تکرار میشد. رفتارشون اصلا مناسب نبود و به شدت تحقیر آمیز بود. و همون چند دقیقه اول متوجه شدم که مصاحبه ای در کار نیست! جدا از همه این مسائل به نظرم اگر نگاهی به رزومه بنده انداخته بودن نیازی به دعوت به مصاحبه حضوری و معطلی من نبود. چون مشخص بود سابقه کاری مرتبط نداشتم. و سوالات ایشون پشت سر هم این بود:” فلان زمینه رو اصلا کار نکردید؟ عه؟ خب باشه فلان زمینه چی؟ آهان پس فلان زمینه چی؟” که جواب این سوالات به وضوح تو رزومه هست! در هر صورت تحمل کردم تا زمانش بگذره و تموم بشه. به هیچ وجه محیط حرفه ای نداره. کسب و کار سنتیه که با پول زیاد یه محیطی درست کرده که از دور حرفه ای به نظر میرسه. در هر صورت اگر مجبورید کار کنید و چاره ای ندارید گزینه مناسبیه.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس کنترل پروژه·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس کنترل پروژه

در ابتدا یه ساختمون شیک دارند که وقتی وارد میشید باید در قسمت لابی منتظر بمونید و همزمان فرم استخدام رو پر کنید.مصاحبه من دقیقا در زمان مشخص صورت گرفت. یه خانوم بودند که اول درباره اهداف شرکت صحبت کردند (خیلی تمایل دارند که شرکت رو فوق بزرگ نشون بدن)بعد گفتند چقدر با شرکت اشنا هستید از خودت بگو سوابق شغلی و سوالات منابع انسانی که زود عصبانی میشی یا دیر نقاط مثبت و منفیتو بگو و همون سوالات همیشگی منابع انسانی بعد درباره شرایط کار توضیح دادن. اما هیچ اطلاعی ندادن که قبول شدی یا رد گفتن زنگ میزنیم اما یهتماس هم نداشتم از طرف این شرکت که بنظرم خیلی ناشیانه هست برای چنین شرکتی. امیدوارم شما موفق باشید

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه تولیدکننده محتوا به زبان فرانسه·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه تولیدکننده محتوا به زبان فرانسه

بنابر آگهی، به افراد مسلط به یکی از چند زبان خارجی (از جمله فرانسه) با تسلط کامل به انگلیسی نیاز داشتن برای تولید محتوای متنی.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه فرانت اند·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه فرانت اند

سلام برای فرانت سایت درخواست داده بودم که بعد فرستادن رزومه بعد یک روز تماس گرفتن و در درجه اول ساختمان شرکت نظر منو جلب کرد که شیک بود ولی به من گفته بودن ساعت ده که مت وقتی فرم رو پر کردم و تموم شد تقریبا تا ۱۱ و ده دقیقه معطل بودم که کسی بیاد باهام مصاحبه کنه بعد از شروع مصاحبه که فک میکردم با ارشد فنی بود یه سری سوال درباره سوابق و نمونه کارام پرسیده شد بعدش یک سیستم جلوم گذاشتن که صفحه اصلی سایت شرکت رو طراحی کنم که قرار خبر بدن درکل به جز تایم انتظار اون شخض که ارشد فنی بود به نظرم فرد قابل احترام ومتخصصی بود تو کارش

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مدیر اسکرام مستر·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مدیر اسکرام مستر

ابتدا یک مصاحبه ی فنی بسیار خوب بود. آقایی بودند که تیم لیدر فنی نرم افزار بودند. برخورد خوب، سوالات فنی و مشخصا بسیار با تجربه بودند. در همون روز با مدیر آی تی شون آقایی به نام پژوهان صحبت کردم، در اون روز برخورد خوبی داشتند. اما از مدیر منابع انسانی شون آقایی بودند به نام ریوندی، حس خوبی نگرفتم. دیدشون خیلی از بالا به پایین بود. فکر میکرد مدیر منابع انسانی مایکروسافته با اینکه چیزی از اصول فنی نمی دونستند اما خیلی دوست داشتند سوالات فنی بپرسن. از همه ی خوبی های شرکتشون گفتند اما نگفتند که بیمه ی شرکتشون بر اساس حقوق پایه رد میشه. این یک خیانتی هست که شرکتها در حق پرسنل می کنن و افرادی که دارن اینطوری کار میکنن نمیدونن که چه کلاهی داره سرشون میره. روزی که میخواست کار شروع بشه تازه به من گفتند. چند ساعت وقتمو گرفتند و حسابی کلافه شدم. اما تجربه ای که شد اینه که در مصاحبه های آینده همون اول باهاشون اتمام حجت کنم.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه مسئول دفتر مدیرعامل·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه مسئول دفتر مدیرعامل

من ساعت ١١ زمان مصاحبه ام بود و سر ساعت مصاحبه انجام شد با اونکه نفرات زیادی برای مصاحبه بخش های مختلف آمده بودند مدیر روابط عمومی (آقای ریوندی) با من مصاحبه کردن، بسیاااااار خوش برخورد ، با احترام و پر انرژی بودن. سوالاتی که میپرسیدن کاملا حرفه ای و هدفمند بود، نوع نگاهشون به کارمند و پروسه جذب خیلی برام جالب و دوستداشتنی،امیدوارم یکی از اعضای این خانواده حرفه ای باشم

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس IT·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس IT

شرایط مصاحبه با سرپرست آی تی و بعد از اون با مدیر تیم آی تی انجام شد. هر دو نفر بسیار وارد به موضوع و مصاحبه خوب انجام شد. مرحله بعد مصاحبه با مدیر منابع انسانی بود که ایشون به نظر من حرفه ای نبودند ( در اول صحبت عرض کردن که ساعات کار شرکت ۸:۳۰ تا ۱۸:۰۰ و پنج شنبه ها تا ۱۳:۰۰ و اینکه اضافه کار نداریم ) یکم حس خوبی از این برخورد نداشتیم که اولین جملشون با اضافه کار شروع شد و سئوال شخصی راجع به شرایط شخصی خانواده و همسرم . مصاحبه آخر با مدیر عامل که مصاحبه خوبی بود. پذیرفته شدم ولی به دلیل مسیر دفتر نسبت به منزل و نداشتن هیچ گونه مزایا دارم فکر می کنم.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه طراح گرافیست·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه طراح گرافیست

من رزومه و تمام نمونه کارهام رو برای شرکت از طریق واتساپ ارسال کردم ، چند روز بعد پیام دادن ساعت و روز مصاحبه رو تعیین کردن و آخر پیام درخواست کردن در صورت تغییر ساعت مصاحبه اطلاع بدید. من هم طبق وقت تعیین شده مراجعه کردم فرم رزومه که خودشون دادن رو در همون لابی پر کردم نگهبان تماس گرفتن عنوان کردن که من برای مصاحبه اونجا هستم ، وقتی قطع کردن به من گفتن اون آقایی که با شما مصاحبه باید کنه جلسه مدیرعاملی داره طول میکشه ، معطل میشید من هم گفتم “من وقت مصاحبه رو تعیین نکردم ، خودشون وقت رو تعیین کردن و رسم ادب بود در این ساعت وقتشون رو آزاد بذارن یا حداقل اطلاع بدن ، بهرصورت به نظر من این سیاستهای نخ نمای بعضی از مدیران نالایق شرکتها هست برای استخدام کارجو که خیلی هم زننده هست، حتما پیغام من رو به ایشون برسونین و بگید که من هم میدونم این جلسات صوری صرفا برای تحقیر و بی ارزش کردن کارجو هست” بعد هم گفتم رزومه ای که پر کردم رو برگردونین بهم ، چون بهرحال اطلاعات هویتی و شخصیم هست و مصاحبه ای هم انجام نشد ، گفت من رزومه رو نمیدم بهتون پاره میکنم ، و همون جا جلوی خورم پارشون کرد و کلی هم عذرخواهی کرد. این شرکت حتی ارکان اول معیار خوب و ایده آل بودن یک شغل رو که نداره هیچ ، سعی در نداشتنش هم میکنه.

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس فروش·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس فروش

سلام. من وارد شرکت شدم قرار مصاحبه ساعت ۱۰صبح بود.. خیلی کم وقت میزارن واس مراجعه کننده ها.. تا فرم را پر کردم زمانی طول نکشید.. برای مصاحبه اول حدودا ۱۰دقیقه بعداز پر کردن فرم صدام کردن.. بعد از مصاحبه اول گفتن بشینید صدا میکنیم برای مصاحبه دوم. که حدودا دوساعت طول کشید.من وقت من رو معطل کرد… مصاحبه دوم که انجام شده.. فرم دوم گرفتم. مشخصات اعضای خانواده بود. از ساعت ۱۲تا ساعت ۱۵نشستم تا نوبت بشه.. یعنی سه ساعت وقت آدم رو میگیرن آخرش هم هیچی ب هیچی.. کاشک مسئولین اصلی شرکت این متن ها رو بخونن و رسیدگی کنند.. چرا شرکت به این بزرگی مشکلی به این بزرگی دارد. کلا برای مصاحبه کاری ۵ساعت وقت ی نفر میگیرن. آخرسر هم جواب منفی می‌دهند. اصلا صحیح نیست.. وسط مصاحبه دوم طرف دنبال خط قرمز شرکت بود.. و زود عصبی میشد. بعد از اینکه ازش سوال میکردیم انگار بهش برمیخورد. روز خوش ممنون وقت گذاشتین خوندین

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه حسابداری·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه حسابداری

یه مصاحبه تخصصی با مدیر مالی انجام دادم اوکی بود بعد با منابع انسانی از نظر اونم اوکی بود بعد با مدیر عامل .در کل شرکت بزرگ و داغونی بود شرایطشون خیلی افتضاح بود باید اضافه کار میموندی ولی پولی بابت اضافه کار پرداخت نمیکردن رفتار هم فکر میکردن خدا هستن از بالا به ادمها نگاه میکردن منم حس خوبی نگرفتم نپذیرفتم برم باهاشون همکاری کنم وقتتون رو‌هدر نکین درست شرکته بزرگیه ولی ادمهای عقده ای توش کارمیکنن مدیر عامله یه جور حرف میزنه انگار خداست خیلی منم منم داره برا همچین ادمی میلیارد هم بدن بازم گرونه کار کنی براش ویژگی‌هایی که براشون مهم بود: اینکه خیلی معطیع باشی هر چی گفتن بگی چشم

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه کارشناس ارشد روابط عمومی·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه کارشناس ارشد روابط عمومی

من برای مصاحبه دعوت شدم بعد از ۲ هفته سر تایم به شرکت رونیکس رسیدم و بعد از پر کردن مجدد فرم مصاحبه ( پس از چه رزومه ای منو دعوت کردن ) به حراست یا نگهبان انجا بود تحویل دادم و فرمودند صدا میکنند و در لابی تشریف داشته باشد ( خدایی خیلی با احترام رفتار میکردند ) من حدود ۴۵ دقیقه منتظر در لابی شرکت صبر کردم و بعد که اعتراض کردم که من این تایم منتظر هستم گفتند که اقای فلانی در جلسه با مدیر عامل هستند . آخه این درسته اصلا به ارباب رجوع چیزی نمیگویند و طرف رو این مدت تایم زیاد منتظرمی گذارند !!! از اونجایی که من برای خودم شان و شخصیت دارم بهشون انصراف از مصاحبه ام را اعلام و از شرکت رونیکس خارج شدم الان دارم میفهمم که یه روابط عمومی برای شرکتی که فقط ویترین قشنگ داره و اصلا از اصول اولیه ارتباط با احترام به ارباب ارجوع و بیرون از شرکت قایل نیستند و براشون متاسفم واقعا !! من حقیقتا در مورد شرکت رونیکس برای اینکه به مصاحبه دعوت شدم سرچ میکردم که این سایت خوب ” سالپا ” پیدا شد و وقتی باز کردن و قسمت شرکت رونیکس رو خوندم با اگاهی از اینکه اونجا چه رفتاری با مصاحبه شونده ها خواهد شد جالب بود برام که برم و ببینم . اما شرکت عریض و طویل و ویترین قشنگی داره اما اداب و رفتار و احترام حتی به مصاحبه شونده را رعایت نمیکنند و وقت طرف براشون هیچ ارزشی نداره ( بدون اطلاع دادن ۴۵ دقیقه طرف را معطل میکنند ) ویژگی‌هایی که براشون مهم بود: اونها خودشون اداب اولیه رفتار و شخصیت را رعایت نمیکنند پس نباید هم انتظار داشته باشند دیگران بهشون احترام بگذارند

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·مصاحبه فروش·۳ خرداد ۱۴۰۵
۱.۰
مصاحبه فروش

ی شماره تو همشهری بود ک من به واتس اپش رزومه دادم فرداش رفتم برا مصاحبه.. شرکت اوکی بود ظاهرش اما متوجه شدن کسی میخواد مصاحبه کنه هیچی بارش نیست با اینکه من سابقه فروش تو شرکتای معتبر رو داشتم اول گفت ماسکتو دربیار قیافتو باید ببینم بعد گفت کارای قبلیتو توصیح بده دقیقا چ کردی تا اومدم بگم گفت جزیاتو نگو(خب پس چطو توضیح بدم ؟؟؟) بعد گفت من حرفه ایم یهوام شما فروش نکردی چون ب حرفام گوش نکرد وقتی کارمو دوباره توصیح دادم گفت بله فروش داشتی ولی من حرفه ای میخوام. از خودش گفت ک استاد دانشگاستو از بچگییییی تا الان تو کار فروش بودا????یه چیز خیلی مهم اینه این ادم ۱۲ میلیون خیلی بود براش البته بقول خودش از بچگی تو فروش بود اما نمیدونست ۱۲ تومن پولی نیست الان و میگفت درصد پایینی میتونن اعتماد کنن و ۸ میلیون یا ۱۲ میلیون پول ی دستگاه رو با تلفن بریزن ب حساب???? من تو تجهیزات صنعتی کار کردم کمترین فاکتورها از ۶۰ میلیون شروع میشد تا ۲ .الی ۳ میلیارد بستگی به قطعه ای ک میخواستن داشت…. فک میکردم شرکت رونیکس چون برنده جای پیشرفت داره اما متوجه شدم کارمندش هیچی از فروش نمیدونست و محض اینکه تو این اوضاع حوصلش سر نره اگهی استخدام دادن دور هم شاد باشن

رونیکس
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·منابع انسانی·۱ دی ۱۴۰۴
۲.۰
منابع انسانی

سلام این شرکت فقط ظاهرش قشنگه. تو لینکدین که میری میبینی وای چقد خفن. فقط ظاهرسازی میکنن. داخلش که میری برده داری نوین هست. همه رئیس هستند و دستور میدن. یه سری مدیر شدن که هیچی حالیشون نیست فقط چون رفیقای مدیرعامل هستن شدن مدیر. گول ظاهر نخورین. مزایای ظاهری زیادی داره. اما حقوق خیلی کم میدن و فقط یه سری عزیز کرده های خودشون حقوق خیلی بالا دارن. اگر هم از هر چیزی احساس ناراحتی کنی خیلی راحت باهات خداحافظی میکنن و یه سری آدم نابلد و بی تجربه جایگزینت میکنن.

توسعه فناوران آگرین
واردات و صادرات · تهران
تجربهٔ کاری
کاربر ناشناس·۱۲ آذر ۱۴۰۴
۳.۰

بنده در بسیاری از شرکتها کار کردم اما این شرکت ویژگی های خاصی دارد که در عرض چند ماه می تونید تجربشون کنید. شرکت به شدت نسبت به نیروهای متخصص بی تفاوت است . به تعداد موهای سر نیرو تغییر می کنه در شرکت و همچنین دکوراسیون تغییرات می کنه. حقوق های متخصصین چندین ماه عقب انداخته میشه بدون توضیح. اگر شخصی هستید که در کار خود تخصص دارید و می خواهید با این شرکت همکاری کنید، اشتباه محض است. مدیر محور بودن شرکت اینکه برای هر بخشی مدیریت ندارند و یک نفر است که کار فروش می کند و نظرات فنی بی اساس نیز اعمال می کند. مدیران شرکت همگی نفراتی بی ملاحضه و انسان نما هستند که فقط به جیب و منافع شخصی خود نگاه می کنند. از نظر تکنولوژی خوب هستند و به دلیل پول باد آورده قطعات خوبی در شرکت موجود است.