وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۸۴ تجربه منتشرشده – صفحه ۱ از ۵
آیتانیش
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳ مهر ۱۴۰۵
۱٫۰
بی احترامی

وقتی یک کارمند سالم مجبور می‌شود برای حفظ آرامش و شأن خودش از یک سازمان فرار کند، آیا واقعاً مشکل از رفتن او بوده است؟ یا از سیستمی که ماندن افراد ناسالم را آسان‌تر از ماندن افراد سالم کرده است؟

هیچ نکته مثبتی ندارند
مدیریت ضعیف
اکستریم والز
واردات و صادرات
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس جذب استخدام۲۹ شهریور ۱۴۰۵
در انتظار نتیجهسختی: آسان
برند ضعیف کارفرمایی

در بدو ورود نکهبانی خوش رفتار بودن راهنمایی کردن مصاحبه ای با مدیر منابع انسانی اقای نظری داشتم انگار خودشون در جریان قرار مصاحبه نبودن و نمیدونستن چیکار باید بکنن اصلا آماده نبودن انگار هول شده بودن . فکر کنم تجربه شغلی زیادی نداشتن صرفا چون فارغ التحصیل فلان دانشگاه بودن منتصب شدن چند سوال سطحی و بیس صرفا جهت رفع تکلیف آخرم بعد 3 ماه نفهمیدیم چی شد و منم چون جذاب نبود پیگیری نکردم و جالب اینکه بصورت دوره ای آگهی برای این شغل میزارن انگار نرخ خروجشون بالاست و طبیعیه چون شرکتی که در چارچوب منابع انسانی و دستورالعمل ها پیش نمیره قطعا هرکی رای خودشو میده . در کل منابع انسانیشون رو قوی ندیدم و از بقیه هم شنیدم پرداخت ها طبق توافق انجام نمیشه و ساختار ضعیف دارن و درگیر مشکلات هستن پنج شنبه ها هم کاری ناهار نداشتن و آفر خاصی نداشتن فقط برای کسایی که تازه قصد فعالیت تو این حوزه دارن پیشنهاد میشه

رونیکس
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس طراحی بسته بندی۲۰ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
فضای مسموم، مریض، فاسد

تجربه من از کار در رونیکس، برخلاف تصویری که این مجموعه از خودش به‌عنوان یک سازمان حرفه‌ای و تخصص‌محور ارائه می‌دهد، تجربه‌ای بسیار منفی بود. فضای کاری را پرتنش، ناسالم و فاقد امنیت شغلی دیدم؛ جایی که گاهی بدون هشدار قبلی به فرد گفته می‌شود دیگر نیازی به حضورش نیست. یکی از جدی‌ترین مشکلات، مدیر ارتباطات و برندینگ بود. در تجربه من، رفتارهای پرخاشگرانه و غیرقابل‌پیش‌بینی، عصبانیت‌های شدید، پرت کردن وسایل، حرف‌ها و شوخی‌های +۱۸ و رفتارها و نگاه‌هایی که از نظر من رنگ‌وبوی جنسی داشت، فضای کاری را برای کارکنان بسیار آزاردهنده می‌کرد. قرار گرفتن مداوم در چنین محیطی می‌تواند به استرس، اضطراب، احساس ناامنی، فرسودگی روانی، کاهش تمرکز و افت اعتمادبه‌نفس منجر شود و انگیزه و کیفیت کار افراد را تحت تأثیر قرار دهد. در کنار این موضوع، جایگاه سرپرست واحد گرافیک که تجربه قبلی اش منشی دفتر تبلیغاتی بود و تسلط لازم بر روی نرم افزار های کاربردی نداشت نیز از نظر تخصص و تناسب حرفه‌ای برای من سؤال‌برانگیز بود و با ادعای تخصص‌محوری مجموعه همخوانی نداشت. در مجموع، اگر فردی حرفه‌ای هستید و برای احترام، شایسته‌سالاری، امنیت شغلی و سلامت روان ارزش قائلید، بر اساس تجربه شخصی من رونیکس را پیشنهاد نمی‌کنم. شاید برای افراد کم‌تجربه جهت کسب سابقه مناسب باشد، اما به‌نظر من محیطی نیست که یک نیروی متخصص بتواند در آن با آرامش و امنیت رشد کند.

تولیپ
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱۷ شهریور ۱۴۰۵
۲٫۰
لطفاً نیاین

برای من خیلی سخت بود که توی شرکت تولیپ با چنین فضایی روبه‌رو بشم؛ محیط کار کاملاً مردسالار و با فضای مذهبیِ اغراق‌شده‌ای بود که هر جنبه‌ای از زندگی شخصی‌ام زیر نظر بود و فشار زیادی به وجود می‌آمد. روزها پر از صحبت‌های کنترل‌شده و محدودیت‌های نامشخص بود و حس می‌کردم هر تصمیمی که می‌گیرم زیر ذره‌بین است.

بازرگانی امیر
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۱۷ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
واقعاً تجربه‌ی بدی بود

باور کنید برای من هم پذیرش در اینجا همانند بازگشت به مدرسه بود. اولین مرحله با ارائه‌ی مجموعه‌ای از قوانین بیمه شروع می‌شود که اگر چه از نظر من کم‌وکیفش روشن نیست، اما گفتند اگر دوبار قبول نشوی، با تو قطع همکاری می‌کنند و در همان مرحله هم دنبال حاشیه‌سازی و زیرآب زدن هستند. سپس باید تستی در حوزه‌ی SQL بدهی و در نهایت به یک آزمون برنامه‌نویسی می‌روی، اما با استفاده از یک فریم‌ورک قدیمی و مجموعه قوانینِ دست‌ساز که اکثرشان ارتباطی با دنیای واقعِ کدنویسی ندارد و از تو می‌خواهند طبق آنچه گفتند کد بزنی. هر مرحله ممکن است ناگهان گفته شود که برو از دفتر کار خارج شو. فضا هم فوق‌العاده منفی است؛ مدیری که اواخر روز انتظار دارد درباره‌ی عملکرد همکاران گزارش بدهی، و بسیاری از سوال‌هایی که در مصاحبه مطرح می‌شدند، در کار واقعاً به کار نمی‌آیند.

آیتانیش
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۷ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
مدیر منابع انسانی بی ادب

یکی از بدترین تجربه‌های کاری من، کار کردن در یک شرکت کوچک بود؛ جایی که متأسفانه مدیر منابع انسانی بیشتر از اینکه نقش «منابع انسانی» داشته باشد، خودش را مسئول کنترل و تحت فشار گذاشتن کارکنان می‌دانست. بی‌احترامی در مکالمه، لحن تحقیرآمیز، برخورد از بالا به پایین و بی‌توجهی به شرایط کارکنان، کم‌کم تبدیل به بخشی از فرهنگ شرکت شده بود. در چنین محیطی اگر درباره یک مشکل کاری صحبت می‌کردی، به‌جای اینکه حرفت شنیده شود، احساس می‌کردی داری برای خودت دردسر درست می‌کنی. اگر درباره حق و حقوقت سؤال می‌کردی، به‌جای پاسخ منطقی، با رفتاری سرد و تند مواجه می‌شدی. تلخ‌تر از همه این بود که ظاهراً کوچک بودن شرکت تبدیل شده بود به بهانه‌ای برای نبودن ساختار، نبود شفافیت و نادیده گرفتن شأن نیروی انسانی. من یاد گرفتم که کوچک بودن شرکت هیچ ایرادی ندارد؛ کوچک بودن نگاه مدیریتی است که مشکل ایجاد می‌کند. منابع انسانی قرار است پناهگاه ارتباط بین کارمند و سازمان باشد، نه جایی برای ایجاد ترس، تحقیر و فشار. شاید یک شرکت کوچک باشد، اما آدم‌هایی که در آن کار می‌کنند، کوچک نیستند. احترام به نیروی انسانی، هزینه نیست؛ حداقل استاندارد یک محیط کاری سالم است.

آیتانیش
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۶ شهریور ۱۴۰۵
۱٫۰
شرکت کوچک با مدیر منابع انسانی کوته فکر

مدتی رو از روی اجبار با این خانم مدیر منابع انسانی کار کردیم که پر از عقده بود گاهی در یک شرکت، مشکل از کمبود نیروی متخصص نیست؛ مشکل از مدیری است که تحمل نیروی متخصص را ندارد. مدیر منابع انسانی قرار است آدم‌ها را بشناسد، استعدادها را کشف کند، انگیزه ایجاد کند و بین منافع سازمان و کارکنان تعادل برقرار کند؛ نه اینکه اتاقش را به محلی برای قدرت‌نمایی، تحقیر و اثبات برتری شخصی تبدیل کند. مدیری که از نیروی توانمند می‌ترسد، معمولاً به‌جای رشد دادن او، سعی می‌کند کوچکَش کند. مدیری که نگاهش کوتاه است، آدم‌ها را بر اساس توانایی و شایستگی نمی‌سنجد؛ بر اساس میزان فرمان‌برداری‌شان قضاوت می‌کند. و مدیر منابع انسانی‌ای که خودش را بالاتر از کارکنان می‌بیند، فراموش کرده که عنوان «مدیر» مجوز رفتار غیرحرفه‌ای نیست. کوته‌بینی مدیریتی دقیقاً از جایی شروع می‌شود که مدیر فکر می‌کند هرکس از او بهتر، باسوادتر یا باتجربه‌تر باشد، تهدید است. سازمان حرفه‌ای جایی نیست که همه از مدیر بترسند؛ جایی است که مدیر بتواند آدم‌های قوی‌تر از خودش را جذب کند، رشد دهد و حفظ کند. اگر یک مدیر منابع انسانی به‌جای ساختن اعتماد، ترس می‌سازد؛ به‌جای کشف استعداد، استعدادها را سرکوب می‌کند؛ و به‌جای حل مسئله، از جایگاهش برای کوچک کردن دیگران استفاده می‌کند، شاید وقت آن رسیده باشد که خود سازمان یک سؤال جدی از خودش بپرسد: چه کسی قرار است منابع انسانیِ منابع انسانی را مدیریت کند؟ چون بزرگ‌ترین هزینه یک شرکت همیشه حقوق کارکنان نیست؛ گاهی نگه‌داشتن یک مدیر نالایق، گران‌تر از از دست دادن ده‌ها نیروی توانمند تمام می‌شود.

کیمیا
واردات و صادرات
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده نرم‌افزار۱۵ شهریور ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه نرم‌افزاری؛ شروع امیدوارکننده

روزهای اولی که با کیمیا صحبت کردم، با اعتماد به نفس و صداقت آغاز شد. گفتگو را با مدیران واحد نرم‌افزار و تیم منابع انسانی آغاز کردم و سوالات فنی را پاسخ دادم؛ پس از بخش فنی، نوبت به پرسش‌های مربوط به حوزه منابع انسانی رسید و در نهایت با چند دقیقه گفت‌وگوی انگلیسی کار به پایان رسید. قرار شد در صورت تأیید، ایمیلی برایم ارسال شود و حدود دو هفته بعد هم همزمان ایمیل و تماس را گرفتم تا حضوری به دفتر مدیر منابع انسانی بیایم. آنجا درباره شرایط و مزایا دوباره توافق کردیم و هم‌اکنون در فرآیند اداری هستم تا از ابتدای ماه آینده به عنوان عضو تیم کیمیا به کارم رسمیت ببخشم. نکته‌ای که برای‌شان خیلی مهم بود، نظافت، پوشش مناسب و نظم اداری بود.

خدمات گستر سپهر تابان گیتی
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۱۲ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
شرکتِ قدیمی که داره از هم می‌پاشه

در گذشته این مجموعه با نامی معتبر شناخته می‌شد، اما اکنون به دلیل ضعف مدیریتی از رده‌های بالا و تصمیمات نادرست مدیران ارشد، اوضاع چندان مناسب نیست. امیدوارم مدیرعامل به مشورت با افراد ماهرتر روی بیاورد تا راه حل موثری پیدا شود. حقوق‌ها به‌طور منظم پرداخت نمی‌شود و به کارکنان احترام کافی گذاشته نمی‌شود؛ شعارها تنها ظاهری‌اند و شفافیت داخل شرکت وجود ندارد. نیازهای اساسی پرسنل پاسخ داده نمی‌شود و حمایتی از نیروها از سوی مدیرعامل احساس نمی‌شود.

ارمغان امید شمیلا
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارگر/کارمند کارگاه۹ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
جو کار واقعاً سمیه

برای من، محیط کار در این واحد به شدت ناسالم بود؛ هم در دفتر و هم در کارگاه از شایعه‌ها و بحث‌های بی‌حاصل پر بود و اصول انصاف و شایسته‌سالاری رعایت نمی‌شد. رفتار مدیران و سرپرستان هم خیلی بی‌احترمانه بود و هیچ‌کس به درستی جایگاهش را نمی‌دانست. فضای سازمانی به‌هم‌ریخته و ناراضی بود و اوضاع به دردنخور اداره می‌شد. پرداختی‌ها اغلب با تاخیر انجام می‌شد یا با فرمول‌های نامشخص و دخیل در تصمیم‌های سلیقه‌ای محاسبه می‌شد؛ علاوه بر این از من سفته و ضامن می‌گرفتند و دائما تحت نظر با دوربین بودم.

گروه بین المللی نامدار تجارت دیبا
واردات و صادرات
مصاحبه
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس بک‌اند۴ شهریور ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه افتضاح

در این شرکت به یک مصاحبهٔ بک‌اند امیدوار بودم، اما تجربه خیلی ناامیدکننده بود. مصاحبه‌کننده قصد داشت جذاب به‌نظر برسد، اما واقعاً بی‌اطلاعی زیادی داشت و هیچ شناختی از سیستم پیدا نکردم. به جای سوال‌های منطقی، مشکلات داخلی تیم را کشاند وسط جلسه و با سؤالات بی‌ربط و غیرواقعی فضای مصاحبه را دچار اختلال کرد. ضمن آن، حجم بالای سوالات مربوط به بخش منابع انسانی هم وجود داشت؛ چیزی حدود دویست و بیست سوال در قالب نظرسنجی! به نظر می‌رسد مدیران بدگمانی دارند و واحد HR با هر دویست تا سیصد سوال بی‌هدف، فرایند را طولانی می‌کند. به طور کلی پروسهٔ دعوت و مصاحبه نزدیک به حوالیِ هفتاد و پنج روز طول کشید.

زمهریر کیش
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناساپراتور۴ شهریور ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
بعد از ده سال مثل تازه‌کار

شرکت زمهریر کیش را در ذهن دارم همچنان با تمام وفتی که پشت سر گذاشتم. اوایل کار را دوست داشتم و از حضور در محیط لذت می‌بردم، با وجود فشارها و سختی‌ها. اما به نظر می‌رسید برای برخی اهمیت چندانی نداشت؛ مدیران ارشد تجربه کافی نداشتند و صحبت‌هایی بی‌پایه و شایعه‌ها تأثیرگذار شدند و به شکلی نامناسب من را کنار گذاشتند. بعد از ده سال هم همچنان مرا به شکل یک تازه‌وارد نگاه کردند. اگر واقعاً مشکلی وجود داشت، چرا طولانی‌تر کنارمان ماندند؟ وقتی در جست‌وجوی شغل بودم، همه تعجب می‌کردند که چگونه مجموعه‌ای می‌تواند از نیروی باتجربه خود عبور کند، در حالی که برای من نامه‌ای از حسن‌عمل هم صادر شده بود. با صدای شکسته و قلبی رنجور از مجموعه جدا شدم و دیگر به‌آن بازنمی‌گردم.

شیمی کاران سهند
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسپشتیبان نرم‌افزار۳۱ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
حقیقت support؛ آموزشِ بی‌فایده و حقوقِ کم

شرکت شیمی کاران سهند را تجربه کردم. پشتیبان نرم‌افزار بودن برای این سازمان به مرور فهمیدم که اتوماسیونِ فروش‌رفته به ارگان‌ها پر از ایراد و منوهای درهم‌برهم است و کار پشتیبانی از همان نرم‌افزار هم با مشکلاتی فراوان همراه بود. ابتدا باید ماه‌ها زمان بگذاری تا به این سیستم عادت کنی، انگار درسِ هشت واحدی خوانده‌ای اما آنچه یاد می‌گیری عملاً در جای دیگر به کارت نمی‌آید. فرض بر این بود که پشتیبانی جواب تلفن بدهد و مشکلات مشتری را برطرف کند، اما فرایندِ صدپله‌ای ساختن برای هر مشکل را تجربه کردم؛ دفترچه‌ای که باید بنویسی تا بگویی چه کار باید کنی و به چه کسی ارجاع بدهی، و این روال‌ها گاهی ناگهان تغییر می‌کرد و هیچ‌کس به تو خبر نمی‌داد. ناگهان بالادستی از تو می‌خواست بابت کارها توضیح بدهی و با تحقیر روبه‌رو می‌شدی. حقوق واقعاً پایین بود. در ابتدا می‌گفتند کارانه وجود دارد تا حقوقت بالاتر برود، اما سه ماه اول هیچ کارانهای پرداخت نمی‌شد یا مبلغی ناچیز بود. گاه می‌دیدم که فقط برای موارد خاصی کارانه تعریف می‌شود که مدیران می‌دانند اما به تیم توضیح نمی‌دادند. رفتار مدیران سلیقه‌ای و نامناسب بود و کیفیت کارِ من و همکاران برایشان اهمیت چندانی نداشت. کسانی که دوست داشتند، با آنها برخوردِ مطلوب می‌شد و مزایا می‌گرفتند؛ اما سایرین حتی با وجود توانایی، مورد اذیت قرار می‌گرفتند. آموزش نیروهای جدید بر عهده تیمِ قبلی می‌افتاد و این فشار را دوچندان می‌کرد چون اکثر افراد بعد از مدت کوتاهی می‌رفتند و وظیفه آموزشِ مداوم بر عهده ما بود. شیفت‌ها و محل کار ثابت نبود؛ ممکن بود هفته‌ای یکی تا سه روز یا حتی یک ماه پشتِ سر هم سرِ سایت مشتری باشی و هزینه رفت‌وآمد را خودت باید بدهی؛ گاه فقط بخشی از این هزینه‌ها را محاسبه می‌کردند و باز هم به‌طورِ کلی سلیقه‌ای بود. اضافه‌کاریِ اجباری هم بسیار بود و با حقوقِ قراردادِ پایین، محاسبه‌اش چندان عادلانه نبود. گاهی به عنوان نیرویِ مقیمِ مشتری شناخته می‌شدی و باید جای کارت را عوض می‌کردی، رفت‌وآمد و ساعات کار بالا می‌رفت ولی حقوق تغییر نمی‌کرد. هر سال وعده می‌دادند که آموزش فنی مثل لینوکس ارائه می‌کنند، اما واقعیت این بود که باید خارج از زمان کاری و با هزینهٔ شخصی کلاس می‌رفتی تا شاید بتوانی وارد تیم فنی شوی. سو مدیریت و فشارِ کاری شدید هم به‌شدت محسوس بود.

تی سی جی
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۳۰ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۳٫۰
جو کار تیمی خوب، ولی پولش داستان داره

فعلاً اینجا کار می‌کنم و فضای همکارانه و تیمی با بچه‌های جوان، واقعاً آرامش‌بخش و راحت است. کار با دیگران هم خیلی ساده و بدون دردسر است. اما از لحاظ مالی اوضاع مناسب نیست؛ اگر دنبال حقوق منظم و بدون پیگیری اضافی هستی، اینجا گزینه‌ای نیست؛ حقوق و پاداش یا دیر و نامنظم می‌آید و اغلب باید خودت پیگیر باشی. این را گفتم تا در صورت تصمیم برای آمدن، از جلو بدانند چه چیزی انتظارشان را می‌کشد.

سفیر گستر
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند/نیروی اجرایی۲۹ مرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
اگه دنبال پیشرفتید، دورش خط بکشید

وقتی با این شرکت کار می‌کردم، متوجه شدم که کارها خیلی سطحی است و حس آماتور بودن را به‌وضوح می‌دهد؛ فرصت رشد وجود ندارد و احساس می‌کنم در محیطی که ظرفیت پیشرفت نباشد، نمی‌شود نتایج بلندمدت داشت. از این نظر با وضعیت حقوق هم مشکل دارم و به‌دنبال دریافت عادلانه‌ای نیستم. اگر جای بهتری برای کار پیدا شود، بهتر است از همان‌جا شروع کرد تا زمان را از دست ندهم و موقعیت بهتری بیابد.

توسعه تجارت حیان صبح اروند
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناستستر QA۲۸ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
تجربه‌ی تلخِ تعدیلِ ناگهانی

در این تیم QA با موانع و فشارهای زیادی روبه‌رو بودم. تلخ‌ترین تجربه این است که بدون هیچ اطلاع قبلی از کار تغییر پیدا کرد و دلیل این تصمیمات برای من روشن نبود. برخوردها همچنان حرفه‌ای به نظر نمی‌رسید و حتی به منابع انسانی هم گفته شده بود که این افراد را استخدام نکنند. وقتی از بیرون نگاه می‌کنیم، همه چیز به نظر خوب و مرتب می‌آید، اما واقعیت درون سازمان تفاوت زیادی دارد.

بازرگانی جاویدان
واردات و صادراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسبرنامه‌نویس۲۶ مرداد ۱۴۰۵
۴٫۰
تجربهٔ برنامه‌نویسی هیجان‌انگیز

در یکی از فرصت‌های شغلی که داشتم، کار به‌عنوان برنامه‌نویس واقعاً برایم جذاب بود. آشنایی با نرم‌افزارهای تخصصی، از جمله سیستم‌های مکانی و ابزارهای مدیریت ارتباطات، حس خوبی به من می‌داد و اشتیاق زیادی در وجودم روشن می‌شد. در مدت کوتاهی یادگیری‌های زیادی داشتم و توانستم شرایط کاری مناسبی برای خودم فراهم کنم. علاوه بر این، قدرت کار از راه دور برای من خیلی مهم بود و خوشبختانه امکان انجام وظایف به‌صورت غیرحضوری هم فراهم بود.

تجارت جویان هیراد
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناسمشاور تحصیلی۲۶ مرداد ۱۴۰۵
۴٫۰
خوشحالم که برگشتم

از سه سال پیش کارم رو با این مجموعه به عنوان مشاور تحصیلی آغاز کردم و حدود سه ماه اونجا موندم. به دلیل مسائل شخصی نتونستم ادامه بدم و استعفا دادم؛ که استقبال مهربانانه‌ای از من شد. سال قبل وقتی اوضاعم بهتر شد، دوباره فرم استخدام رو پر کردم و برگشتم. برخورد همکاران و مدیریت هنگام بازگشت واقعاً خوب بود؛ پیش از شروع کار نخست یک دوره یادآوری و رفع اشکال برگذار شد و حالا دوباره به‌عنوان مشاور اینجا فعالیت می‌کنم. خیلی خوشحالم که به تیم حرفه‌ای برگشتم.

بازرگانی میرترابی
واردات و صادرات
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲۲ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
همه‌چی زیر نظره

کسی که این تجربه را دارم برملا می‌کند که مرزهای شخصی را چندان جدی نمی‌گیرند و به راحتی وارد کارهای خصوصی افراد می‌شوند؛ دوربین‌ها به صورت دائم حضور دارند و حس می‌کنم هر حرکت شخصی زیر نظر است. از نظر مدیریتی هم اوضاع به گونه‌ای است که ارتقاء‌ها بیشتر به روابط مربوط می‌شود تا به شایستگی؛ خیلی‌ها به خاطر پارتی‌بازی بالا می‌روند و واقعاً سطح سواد یا تسلط برخی مدیران و سرپرستان قابل اعتراض است.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.