در یک محیط کار نامنظم و پر از استرس بود که به نظر میرسید هیچچیز درست مدیریت نمیشود. قبل از شرکت در مصاحبه حتما تجربههای همکاران را در سایتهای کاریابی میخواندم تا بفهمم به چه وضعیتی ممکن است برخورد کنم. منابع انسانی تعویق میداد و فقط به حرفهای من گوش میدادند؛ هیچ اقدام ملموسی انجام نمیشد. مرا به زیرزمین بردند جایی بدون پنجره، شرایطی شبیه به زندان داشتیم و آنجا یک ماه کامل کار میکردیم تا به طبقه بالاتر رفتیم که در گرمای تابستان یک کولر هم برای سالن وجود نداشت و جمعیت زیادی آنجا بود. وقتی اعتراض میکردم، به جای شنیده شدن، با بیتفاوتی روبهرو میشدم و جرات صحبت نبود. هر جا به جز دستشویی دوربین داشت و حتی زمانی که برای تسویهحساب تماس گرفتم، بهطور غیرمنتظرهای با دنیا برخورد میکردم؛ وقتی من به تسویه مخالف بودم، فهمیدم از طریق یکی از همکاران که زودتر تسویه کرده بود، موضوع را فهمیدم و به من زنگ نزدند تا خودم تماس بگیرم. آنقدر بیشخصیت و بیثبات بودند که بستهای اسکناس تاخورده و تراول چک به من دادند بدون اینکه شماره حساب یا روال مشخصی وجود داشته باشد. فضای محیطی و وظایف بهطور کامل نامناسب بود و استرس بهحدی بود که تنها حمایت به نظر میرسید زیر پایانیبودن مدیران سطح بالا و رفتارهای سیاسی درون سازمانی است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با این وضعیتی که من میبینم پروژمونو ببریم بدیم وب سیما بی دلیل نیست خدماتشون انقدر ارزونه چون اصلا خدماتی ندارن اینطور که معلومه من تازه با این شرکت صحبت کردم بابت بحث طراحی سایت و سئو خیلی آدمای درستی بودن به نظرم یه تابان شهر سرچ کردم بررسی کنم ببینم نظر بقیه در مورد شرکت چیه این سایتو دیدم که بله اینا قبل قرارداد خوب رفتار میکنن مثل اینکه منون از دوستانی که اینجا مارو آگاه کردن رکب نخوردیم
گول تبلیغات این شرکت را نخورید، فقط کلاهبرداریه،مبلغ ۴۲میلیون از سال ۹۸ از من گرفتند، قرار بود، اپلیکیشن در اختیار من بدهند و حدود ۳٠میلیون دیگر هزینه کردم، نه تنها اپلیکیشن را تحویل ندادند بلکه چکهایی که قرار بود بعد از تحویل وصول کنند اجرا گذاشتند، زندگی منو نابود کردند هرچه دار و ندارمو گرفتند، بیچاره ام کردند.
در آغاز میخواهم بگویم تجربهام در دوران حضور در این شرکت خیلی روشن و مشخص است و اگرچه قدیمی است، اما به خوبی نشان میدهد چه چیزهایی در آنجا رخ میدهد. مدیری که با نامی که در متن آمده بود، به هیچ وجه نمونهای قابل اعتماد نبود و رفتارهایش نشان میداد که به خاطر جایگاهش خیلی به خودش بها میدهد و به کارمندها احترام نمیگذاشت. ورودی کار من در این دوره، وقتی وارد تیم پروژه بودم، با چالشی جدی روبهرو شدم؛ کار اول من در مقام کارشناس PMO بود و همزمان با تسلطی که در دورههای تخصصی از فرانسه داشتم، انتظار میرفت بتوانم با تیم مدیریت پروژهها همگام شوم. اما رفتار مدیر پروژه به گونهای بود که هیچ فضای امنی برای یادگیری و ارائهی ایدهها ایجاد نمیکرد. او گاه با لحن و رفتارش طوری رفتار میکرد که احساس میکردم تحت فشار قرار گرفتهام و در جمع از من انتقاد میشد. من از داکیومنتهایی که تیم به اشتراک میگذاشت، نکاتی را مطرح کردم که به نظر من حرکت به سمت درستی داشت، اما او واکنشهای تند و بیاحترامی نشان میداد و ادعا میکرد که حرف من درست نیست. در آغاز کار، دفتر مرکزی بسیار کنترلگر بود و به هر حرکت ما نظارت میکردند تا نحوهی ورود دادهها در اکسل را یاد بگیریم. این فشار جدی و حس استرس، به ویژه برای کسی که تازه کار بود، توان روحی را پایین میآورد. همچنین به دلیل وجود مسیری ناواضح در انتقال نیروها به محلهای مختلف پروژه، برای من که سوار خودرویی بودم تا مسیر طولانی را طی کنم، مشکلاتی پیش میآمد. در یکی از روزها با وضعیت جسمی نامطلوبی روبهرو شدم و به خاطر دود کارخانه و شرایط محیطی، شدت سرفهام بیشتر شد و مدیر پروژه در آن پروژه به شدت برخورد کرد و من را زیر سوال برد. در طول مدت کار، برخوردهای ناخواسته و برخی اتهامات بیمنطق هم مطرح شد و گاه از طرف همکاران یا کارفرماها گزارشهایی منتشر میشد که نشان میداد برخی افراد با حالت دشمنی به من نگاه میکنند و برای من مشکلاتی ایجاد میشد تا کارم به شکل مطلوبی پیش نرود. با وجود اینکه در آغاز تلاش میکردم با وجود برخی چالشها، کار را به درستی انجام دهم، اما فضا و رفتارها به گونهای بود که احساس رقابت ناسالم و بیاحترامی میکردم. در نهایت باید گفت که این تجربه برای من درسهایی داشت: نیاز به محیطی با فرهنگ کاری سالم، ارتباطهای روشن و حمایتی، و مدیرانی که با احترام و شفافیت با تیم رفتار کنند. همچنین روشن بود که برای موفقیت در پروژهها، باید کارکنانی با سابقه و تخصص وجود داشته باشند که از نظر حقوقی و اخلاقی، فضای کاری امن و سازندهای بسازند تا افراد بتوانند با آرامش و تمرکز بیشتری به کار خود بپردازند.
این سه ماه تجربه من بهعنوان برنامه نویس در پخش فردوس بود و به شدت تأثیر منفی روی روحیهم گذاشت. اولین نکته این بود که دوره آزمایشی من هر چه سریعتر طی شد و بعد از این مدت، تمدید قرارداد را پیشنهاد کردن اما من نپذیرفتم به خاطر موارد زیر. ساعت کار از ۸ تا ۱۶:۳۰ بود و پنجشنبهها هم تعطیل بودند، اما اضافهکاری اجباری بود. معمولا تا ساعت شش میماندم و پنجشنبهها از ۸ تا ۱۴ کار میکردم؛ اگر کمی دیرتر یا زودتر میرفتم تذکر میگرفتم. با این روال، در یک هفته نزدیک به ۶۰ ساعت کار میکردم. حقوق هم پایین بود؛ به من میگفتند برای این سمت حدود ده میلیون است، اما یک سوم این مقدار اضافهکاری محسوب میشد و در واقع حقوق پایه در حدود هفت میلیون بود. فضای فرهنگی شرکت بسیار پایین بود و ارتباط با همکاران دشوار بود. برخوردها بهطور کلی سرد بود و به نظر میرسید رفتارها در محیط خیلی خانوادگی و مزاحمانه باشد. مدیر پروژه فردی با خودمحوری بود و بارها به من گفت که چیزی بلد نیستم، در حالی که در ماه آخر حضورم در مصاحبه با سه شرکت دیگر پذیرش گرفتم و در نهایت پس از ترک شرکت، در یک شرکت نرمافزاری معتبر شروع به کار کردم. مدیر بخش نرمافزار و IT هم باتوجه به خانمی بود که رفتارش با زیردستان بیادبانه بود و کنار او پسربچهای بود که دائم مزاحم کار بود. مرخصی هم بهشدت سختگیرانه بود و گاه حتی یک روز در ماه هم اجازه استفاده نمیدادند. در کل، طی این مدت از نظر روحی دچار فشار شدید شدم و استرس زیادی را تجربه کردم و هیچوقت کار در چنین فضایی را به کسی توصیه نمیکنم.
در این شرکت هم تجربه من به عنوان کارشناس PMO کاملا ناخوشایند بود و از همان روزهای اول حس بیاعتمادی و بیانگیزگی به من دست میداد. مدیر پروژه به شدت پرخاشگر و بیحوصله بود و با هر حرفی میکوبید به انهکه چرا از غذای کارخانه نمیخورم و تلاش میکرد در هر موضوعی دخالت کند؛ انگار هیچ ربطی به کارم نداشت اما همیشه جوی پر از کنجکاوی ایجاد میکرد. یکبار اکسل حاوی دادههای خام را بدون بررسی برای جلسه فرستاده بودم و او با وجود هیچ بررسیای، همان را برای جلسه فرستاد که من دچار استرس و خجالت شدم و او با صدایی بلند مرا زیر سوال برد. او به رغم اینکه ادعا میکرد باید چک میکرد کار را، در نهایت اعتراف کرد که اشتباه از او بوده است، اما رفتارهای توهینآمیزش تا مدتها روی روحیه من باقی ماند. به اندازهای که در برابر ارزیابی کارم، برخوردی فرمانبردارانه داشت و حتی واحد منابع انسانی که من با فردی بیسواد از همسایه او برخورد میکردم، به جای کمک، تنها با مشکلاتی روبهرو میشدم. در طول هفتهای که در واحد HR بودم، مشاهده کردم که مدیر فروش با یکی از کارمندانش در حضور بقیه رفتارهای غیر حرفهای داشت و فسادی در شرکت وجود داشت، که هیچ آموزشی یا ارزش افزودهای به من ارائه نشد. بهخصوص در حوزه مدیریت پروژه، مدیر پروژه فراتر از آنچه انتظار میرفت، واقعا چیز جدیدی به من یاد نداد و بهعکس، فهمیدم نیروهای قبلی هم تنها از چند مطلب پایه برخوردار بودهاند. یک نکته جالب این بود که مدیر عامل، طبقه ما، با ویژگیهای دوگانه ایرانی-آلمانی، رفتارش را به شکل بهظاهر دوستانه اما گاهی از حد خارج میکرد و با شوخیها و جکهای سطحی، باز هم فضای کار را غیر حرفهای میکرد. او گاهی با شوخیهایی مانند پوشیدن کفش ورزشی و یا صحبتهایی درباره بیمه پاها، فضای کار را غیررسمی و گاهی مبهم میکرد. در نهایت تصمیم به ترک گرفتم و استعفا دادم. باورش برای مدیر پروژه سخت بود و فکر میکردم با ترک کار، حقوقم را از دست میدهم یا به من ضربهای بزند؛ اما من با آرامش گفتم که به هر حال مسیرم را عوض میکنم. حقوق در جای بعدی برای من دو برابر شد و این تفاوت، نتیجه تصمیم من بود.
در اینجا مثل همه جای ایران : ، یکسری چند موتوره کار میکنند، یکسری زخم بستر می گیرند ازبس خوابیدن، مدیریت از خودت کمتر میدونه . مدیرعامل دوستاش رو آورده مشخص نیست قبلا کجا بودند ، هروز با تاخیر میان و ماموریت میزنن، در عوض وقتی تو مرخصی میخوای مدیرت یا کارشناس مسئولت میتونه با اخم و قیافه و اکراه بهت مرخصی بده.
در شرکت گرایش تازه کیش کار میکنم و حقوقم خیلی پایین است، در حد کارآموزی اما به موقع پرداخت میشود. سطح فنی تیم و پروژهها واقعا پایین است؛ آنچه در توضیحات شرکت نوشته شده فقط حرفهای زیباست و هیچ پروژه واقعی یا ادعای بیاساس نیستند. منابع انسانی بهطور دقیق وجود ندارد؛ تا چند ماه قبل واحدی هم برای منابع انسانی نبود و یک نفر به عنوان مدیر منابع انسانی وارد شرکت شد اما به محض فهمیدن وضع، ترجیح داد کنار برود و رفت. مدیران شرکت تصور میکنند ارباباند و سایران مثل رعیت به اوامرشان پاسخ میدهند. اگر دنبال جایی هستید تا دانش و تجربه و شخصیتتان را با کمترین دستمزد (در حد کارآموزی) مقایسه کنید، اینجا گزینهای مناسب است. انتخاب مدیران ارشد ناکارآمد و نتیجهی باندبازی را به ارزشهای اخلاقی و حرفهای شرکت اضافه کنید.
در آغاز کار حس میکردم محیط شرکت واقعا دوستانه است و احترام برابر، هم به تیم خدمات و هم به مدیران و تیم فنی، وجود دارد. به نظر میرسید اعضای شرکت همچنان به عنوان خانوادهای واحد عمل میکنند؛ اما همین حس خانوادگی وقتی به حقوق و سطح سمتها میرسید، بهطور کامل برقرار نبود. ما در فضای کار با هم دوستانه بودیم، اما موقع تقسیم وظایف و تعیین مدیر تیم، اختلاف نظرها را میدیدم و گاه احساس میکردم که فلانی واقعا شایستگی مدیر فنی ندارد هرچند که به ظاهر همه چیز متعادل بود. در برههای از زمان شرکت تا حدی خوب جلو میرفت اما با تغییر معاونت، بخش زیادی از تیمها یا رفتند یا تغییر کردند. مشکل اصلی چیزی نیست که واقعا حقوق اضافه یا کم باشد، بلکه تناسب دستمزد با وظایف و توقعات بود که بسیار پایین بود و واقعا آزاردهنده به نظر میرسید. اگر دوباره امکان انتخاب داشتم، سها را برای آینده انتخاب نمیکردم.
فقط باند بازی هست هرکی آشنا داشته باشه پیشرفت میکنه نداشته باشه نه هر روز باید کارکنی حتی جمعه و ایام تعطیل به تکنسین بها نمیدن و بسیار اذیت میکنن
****من به عنوان شخصی که میخواهد خیلی بی طرفانه به این شرکت نگاه کند**** برای مدیریت عامل این شرکت یک سری توصیه ها دارم ورود و خروج افراد در شرکت های کوچک که اکوسیستم درستی ندارند طبیعی است اما تمام این افراد ناراضی تنها با یک حرکت هوشمندانه از بین می روند. این ****** به هیچ عنوان مناسب برای مدیریت کردن نیستن چرا که تمامی انتقادات بر علیه ایشان هست.(من با ایشان مشکلی ندارم و قصد نقد بی طرفانه دارم) به نظر بنده وجود یک مدیر توانمند که توانایی ارتباط صحیح با افراد رو داشته باشد و هنر مدیریت کردن رو بلد باشد تمام این مسائل رو حل میکند. یک مدیر باید توانمند آگاه به رفتار سازمانی و حرفه ای آگاه به شرایط دارای روابط عمومی بالا دارای درک بالا برای کارمندان القا کننده حس خوب در محیط کار برای کارمندان برقرار کننده آرامش در محیط کار برای کارمندان مدیریت و جلب رضایت و نگهداری کارمندان و... رو بلد باشه شما خودتان بفرمایید ****** کدام یک از موارد بالا رو دارند؟ هیچکدام جز چشم چرانی و هوچی گری در محیط کار چیز دیگری وجود نداشت بنابراین نسبت به اصلاح بدنه این شرکت به فکر تدبیری باشید.
این شرکت از لحاظ دانش فنی به شدت ضعیفه و افرادی تیم لید هستن که بی تجربن مسئول بخش هارو رو اشخاصی انتخاب کردن که به هیچ عنوان دانشی تو این زمینه ندارن (فکر میکنن بلدن) از محیط سازمان هم که براتون بگم ی مدیر دارن که به همه دختزا پیشنهاد داده!!! پر از حاشیه و خاله زنک بازیه
سلام من چندین ماه متوالی برای کانون تابان شهر محتوا تولید میکردم؛ تسویه مارو ماه به ماه با ده روز تاخیر اینور اونور انجام میدادن تا اینکه ماه آخر تعداد پروژه هایی که دست من بود رو کم کردن و برای تسویه به ****** اونجا پیام دادم که انجام بشه معذرت میخوام اما ایشون یک آدم بد دهن و کلاهبرداره به من گفتن محتواهای شما به درد نمیخوره ابزار ما کپی تشخیص داده(در صورتی که من همشو خودم نوشتم) برای همین هم هزینه ای بهتون پرداخت نمیشه من گفتم اوکی بگید کدوم محتواها ایراد داره من درست کنم با یه لحن بدی به من گفتن نه شما دانش ندارید حرفه ای نیستید محتواهاتون ارزش نداره در صورتی که من واقعا زحمت کشیده بودم براشون. خلاصه که هرچی من میگفتم ایشون با همون لحن تند و بدش ادامه میداد و میخواست دستمزد من رو پرداخت نکنه تا اینکه زنگ زدم و گفتم اگر تسویه نکنین توی لینکدین تمام اسکرین شات ها و صداهایی که فرستادید رو منتشر میکنم اینو که گفتم ترسیدن و سریع همون روز برام واریز کردن این تجربه کار من توی تابان شهر بود هنوزم بابت حرفام مستنداتم موجود هستش و تازه همکاران دیگر هم هستند که این آقا باهاشون همینکارو کرده و حتی پول خیلی هارو نداده.
امروز خیلی اتفاقی داشتم ازینجا رد میشدم که اسم تابان شهر رو دیدم و برام جالب اومد اومدم دیدم واقعا چقدر آدمای غیر حرفه ای اینجا کامنت گزاشتن واقعا چطور دلتون میاد در مورد ****** اینجوری بنویسید؟ ایشون از همه بیشتر کار میکنه توی شرکت واقعا سختی میکشه و جریمه میشه بله فامیل مدیر عامل هست طبق گفته خودشون تو اون کامنته، شما نمیدونید اون مرد ظالم چطور ****** رو جریمه میکنه چپ و راست هر روز ****** رو جریمه میکرد اصلا هم بخاطر این نیست که کارش رو بلد نیستا اتفاقا توی ایران بهترینه وای باید ببینیدش یه تیپای خفنی میزنه کروات و شلوار گشاد و اووف دیدم اینجا بعضیا گفتن داد میزنه و تلفن میکوبه باید بگم لطفا قضاوت نکنین همه اینا نشونه های تروماهاشه ما که نمیدونیم واقعا فشار زیادی روی ایشونه حق داره تلفن و پنجره بکوبه عصبی باشه حتی حق داره با کارمنداش تو رابطه باشه چون کارش واقعا سخته و از همه بیشتر جریمه میشه الهی چقدر که شما ظالمین نمیبینین همش داره جریمه میشه واقعا ناراحت کنندس مدیریت واقعا با دانشه کاملا به زبان فارسی و انگلیسی مسلطه و دکترای ادبیات فارسی داره توی دانشگاه آکسفورد هم مدرسه ولی همش جریمه میشه از یاران و دوستان قدیمیه هیتلره واسه همین تو شرکت هر روز جریمه میشه به نظرم که این چیزایی که میگید تو همه شرکتا هست به جز اون قسمت جریمه شدن چون فقط ****** جریمه میشه واقعا همه تو تابان شهر راضی بودن اتفاقا اینجوری نیست که میگین هیچکس اینجا بیشتر از یک سال نبوده من خودم 13 سال تو تابان شهر کار کردم هرچند 12 ساله شرکت به وجود اومده الانم مثل همه کامنتای دیگه اگه توی تابان نیستم چون مهاجرت کردم مثل اینکه ازانس مهاجرتی شده تابان شهر البته اینو فراموش نکنین وقتی من مهاجرت کردم، ****** جریمه شد چون زیاد کار میکرد بهرحال شما باید رفتار حرفه ای داشته باشین اگه حقوق کمه، مزایا ندارین، زیراب زنی داره شرکت، مدیریت خوب نیست یا هرچیز دیگه ای که دارین میگین دلیلش میدونین چیه ؟ اینه که رفتار حرفه ای ندارینو بله اگه رفتارتون حرفه ای بود میفهمیدید ****** همش داره جریمه میشه این حرفا رو دیگه روتون نمیشد بزنین من کاراموز که بودم خیلی کمکم کردن برای یادگیری واقعا من هر سوالی که میپرسیدم بهم میگفتن برو سرچ کن یبار زیاد سوال پرسیدم ****** خلاصه که من دارم میگم از الان بهتون اگه یه کامنت دیگه بزارین ****** جریمه میشه نه بخاطر کامنت شما بلکه بخاطر کار زیاد پس خودتونین و وژدانتون
برای مدتها وعدههای بیعمل میدادن؛ چند روز اول همه چیز رو با قولهای رنگی مطرح میکردن اما هیچکدوم عملی نمیشد. بهانه کمبود منابع انسانی رو میآوردن و مدام میگفتن فردا قرارداد میبنند، اما بعدش هم هیچ قرارداد واقعی امضا نمیشد و فقط برگههای بیخاصیت دستبهدست میگشت. حقوقی هم پرداخت نمیکردن و از دلایل مختلف حساب شرکت رو میستن و میگن ما هیچکارهایم و از شرکت شکایت شده، صبر کنید. در نهایت هم اصرار میکردن که کار نکردی و در قالب تهدید میگفتن که ازت شکایت میکنن و به تلفنت هم پاسخ نمیدن؛ عادت رفتاری فرار از پاسخگویی رو ادامه میدادن و میگفتن برید شکایت کنید. حقوقم رو نگرفتم و تنها امیدوارم مقداری از حقم به دست بیاد و حداقل فشارها کم بشه.
من تقریبا ۹ سال پیش تو این شرکت چند ماهی کار کردم. راستش اونها نخواستن با من ادامه همکاری بدهند، یه پسری کنارم بود، اسمش یادم نیست، خیلی بد بود و من آدم خامی بودم، منو اجین میکرد کار نکنم، و منو میبرد تو حاشیه، یه خانمی اونجا مدیر بود انسان شریفی بودند، ولی مهندس محمودی رو بخاطر دارم، کاری ندارم به حرفای دیگران، مقصر خودم بودم که به حرف اون پسر عمل کردم. حقوقش خوب، سر وقت و مزایای خوبی داشت.
امروز داشتیم با دوستام برای سال آینده شرکت ها و تجربه های کاری رو بررسی میکردیم این تابان شهر عجب جای داغونیه(از هر لحاظ) که اینقدر همه نیروهاش ناراضی هستن راستش رفتیم توی لینکدین شون آخه جالبه که آدم هایی که هیچ کار بزرگ انجام ندادن و سابقه کاریشون به انگشت های یه دست نمیرسه چطوری لید شدن و manager ؟!؟!؟!؟!؟! خوب شد رزومه ندادم مرسی از دوستانی که برای بقیه شفاف سازی کردند
من تجربم توی این شرکت نه خوب بود نه بعد بچه های شرکت خیلی خوب بودن به جز دو نفر که نام نمیبرم ولی با مدیریت زیاد ارتباطی نداشتم که بخوام نظر بدم. یه مسئله ای که وجود داره اینه که تمام این کامنتای خوب برای تابان شهر(راست و دروغش رو نمیدونم) همشون دارن میگن از مزایا این شرکت اینه که حقوق به موقع سر 15ام هر ماه میدن بله این درسته اما حقوق به موقع یعنی 1ام به 1ام سر برج نهایتا با دو روز تاخیر باید واریز شه شما 15 روووز دیرکرد دارید تو پرداخت من فقط میخوام بدونم کدوم کارمندی از این موضوع خوشحال و راضی هستش ؟ من شرکت درست و حسابی ای ندیدم که انقدر حقوقش رو با تاخیر پرداخت کنه یه موضوع جالب هم که پرسیدم از منشی اینه که تسویه اسفند ماه شما، طبق قانون شرکت که خودشون مشخص کردن تاریخ 20 ام فروردین پرداخت میشه!!! و هیچ هزینه ای هم بابت عیدی و سنوات بهتون تعلق نمیگیره!!! هیییییچ انسان عاقلی تاکید میکنم هیچ انسان عاقل و حرفه ای با این موضوع نمیتونه اوکی باشه و مشکلی نداشته باشه و بیاد اینجا تعریف و تمجید بکنه. این محکم ترین دلیلی هستش که میتونیم بگیم این کامنتای مثبت همه کار خودشونه(: لطفا با فکت صحبت کنید کامنت های منفی ای هم که گذاشته شده رو صحتشون رو نمیدونم اما منصفانه نگاه کنم خیلیا هستن که این شرکت رو نمیشناسن و توی مارکت هم اصلا رقیب کسی به حساب نمیان که کسی بخواد بیاد آوازه تابان رو خراب کنه چون اصلا اسم و رسمی ندارن و شرکت کوچکی به حساب میان برای همین نمیشه گفت الکیه و من حسی که داشتم از این کامنتا واسم واقعی به نظر میومدن. به هر حال این نظر شخصی منه و هرکی میتونه نظر خودش رو داشته باشه.
اوووو چه خبره اینجا آقا دعوا نکنین برید لینکدین تابان شهر رو بیارین کارمندای سابقش رو پیدا کنید و ازشون بپرسید تمام. یا نه؟ برید تابان شهر برای دوره کارآموزی یه هفته تستی کار کنید محیط رو خودتون بسنجین دیگه چجوری بگیم وقت ارزشمندتون و تو این شرکت هدر ندین؟ من خودم از تیمی که باهاشون کار میکردم راضی بودم ولی قوانین شرکت و خود شرکت و قرارداد و پیمنت افتضااااح این مدیر اونورم راست میگن ***** بود فکر کنم اسمش در و تلفن و میکوبید همیشه ما ایرپاد میزاشتیم ولش میکردیم با خودش حال کنه🤣
من تجربه خوبی رو داشتم و به عنوان کارمند راضی بودم ۲ تا نکته جالب در این جا وجود دارد ۱- چرا افرادی که ناراضی هستند بعد از چند ماه متوجه میشن یعنی جایی که بد هست چرا چند ماه و چند سال کار میکنید؟؟؟ فکر میکنم جای دیگه مشکل باشه خوب اگر دوست نداری چرا میمونی بیا بیرون درست نمیگم!!! ۲- چرا هر کی دلش میخواد میاد پیام میذاره این سایت چطور میخواد متوجه بشه من اونجا بودم یا نه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.