از مصاحبه تا جذب و فرآیندشون لذت بردم. مسیر و دانش فنی خوبی در این شرکت وجود داره. اما متاسفانه شرایط این شرکت ایجاب کرد تا ریموت بودن به صورت دائم مقدور نباشه برام. اهل مشهد هستم و 13 سال تجربه کاری در محیط های بزرگ دارم. 2 هفته با این تیم بودم و شرایطم برای نقل مکان به تهران فراهم نشد. علاقمند بودم جهت تغییر محیط زندگی و حقوق خوبی هم توافق کرده بودیم. قسمت نشد بیشتر باهم همکاری کنیم. انصافا با اینکه قول حضور در تهران داده بودم و بد قول شدم خیلی حرفه ایی و با اخلاق با من جلو رفتند. برای این تیم موفقیت رو خواستارم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت با وجود ادعای کارفرما، شرایط کاری برای من به شکل ناخوشایندی کمرشکن بود و از همان روزهای آغازین احساس ناامنی داشتم. به طور خلاصه، ایجاد محیطی توأم با بیاحترامی و فشار فراوان به کارکنان به چشم میخورد: اولا بیاحترامی مستقیم به تیم پرسنل، از جمله استفاده از ناسزا و الفاظ نامناسب در برخوردهای روزمره، که جو عمومی کارگاه را مخدوش میکرد. ثانیا طنزها و شوخیهای جنسی از طرف مدیرعامل با همکاران زن به صورت مداوم دیده میشد. ثالثا تأخیرهای مکرر در پرداخت حقوق و پایین کشیدن حقوق اضافهکاری، که منجر به کاهش انگیزه و فشار مالی روی کارکنان میشد. رابعا سختگیری بیش از حد و بیعدالتی در تقسیم کار و استثمار نیروی کار بدون دریافت مزایا یا افزایش حقوق. خامسا خودمحوری مدیرعامل و ادعای دانستن کامل همهچیز بدون پذیرش مشورت یا بازخورد دیگران. سادسا شنود مکالمات خصوصی کارکنان از طریق سیستمهای صوتی یا دوربینهای موجود در محیط کار. هفتما وجود روابط خارج از چارچوب حرفهای بین برخی اعضای شرکت. هشتما استفاده از کارآموزان به عنوان جایگزین برای پرداخت حقوق، بهویژه در شرایطی که حقوق سایر کارکنان پرداخت نمیشد. نهما تشویق به دروغ گفتن به مشتریان از سوی مدیریت. دهما تعیین مدیران از میان افراد با سطوح سواد پایین یا آشنایی محدود با وظایف مدیریتی. در مجموع، فضای کار به جای تمرکز روی حرفهمندی و توسعه، بیشتر به سوی فشارکاری، بیاحترامی و اجبار برای هماهنگی با رفتارهای غیرحرفهای میرفت.
من همین اول کار یه سری چیزا رو روشن کنم که اینا دیگه نتونن بیان این صحنه سازی هارو بکنن هیچکس از تابان شهر راضی نبوده برید بپرسید از کسایی که کار کردن لینکدین ببینین تجربه کاری هارو مشخصه تمام این کامنتای مثبت اینجا هم بهشون دقت کنید متوجه میشید فیکه و همشون حرفای مدیریت بی دانششونه که ته دانشش آی ام بلک بورده چه برسه بروکراسی و اینا دقتم کنین تو همشون دارن میگن مدیریت خیلی خوبه باید حرفه ای باشی وگرنه نمیتونی اینجا باشی و ... اینا خودشون هیچ حرفه ای ندارن واقعا هیچکدومشون آخه کی از مدیریت تعریف میکنه اونم همشون یه تعریف یکسان؟ بعد از کامنت من متدشون رو عوض میکنن چون خیلی فکر میکنن زرنگن یبار صادقانه من همه چیزایی که باید در مورد این شرکت بدونید رو بگم و تمام: من کاری به روابط غیر اخلاقی و این چیزای این شرکت ندارم(که چقدر هیزن و با کارمنداشون تو رابطن) من میخوام براتون نکاتیو بنویسم که واقعیت این شرکت توی چند ماهی گه اونجا بودم هستش و اگر قصد دارید برین اینجا واسه کار خوبه که بدونید: اول بحث قرارداد: (این اطلاعات رو من هم خودم تجربش کردم هم از اداریشون پرسیدم) توجه: هرکی اومد گفت کامنت منصفانه بزارید یا حرفای من دروغه ازش قبول کنید برید تابان شهر خودتون متوجه میشید حالا خودتون میدونید. قرارداد به این شکله که شما به ازای هر ساعت کارتون در این شرکت پول میگیرید! یعنی حقوق ثابت ماهیانه وجود نداره، درنتیجه عیدی و سنوات هم ندارین! در نتیجه اگه مرخصی بگیرین با حقوق نیست! در نتیجه شرکت 15 روز عید که تعطیله، اگر کار نکنین بابت فروردین نصف حقوق میگیرین! (این چیه دیگه؟) حالا اگه شما خیلی زیاد کار بکنی و در ماه 190 ساعت کار کنی که در حقیقت باید 176 ساعت کار کنی، اگه ساعتی 70 هزااار تومنم بگیری که طبق گفته منشیشون اونایی که چندساله اونجان به زور همچین عددی میگیرن، درامدت میشه ماهی 13.300.000 تومن. کههه بیمه و اینا هم ازش کم میشه و میشه .12.500.000 تقریبا این در حالتیه که تو جابینجا یه نگاه بندازین، پایه حقوق های آژانس های مشابه که خیلی معروف ترم هستن و واقعا علم و دانش واقعی دارن بابت 176 ساعت کار ازین بیشتره، مرخصی با حقوق 2.5 روز دارن، عیدی و سنوات هم دارن، مزایا و پاداش دارن و ... دوم بحث فنی و علمی: دانش؟ اینجا سرپرستیه سئو به عهده ****** و خیلی خودشو میگیره در صورتی که هیچکس نمیشناستش. ایشون کلا دانش خاصی نداره، هرچی میگه از یجایی شنیده، توهمات خودشم داره، هرچی هم میگه از خودش نیست از ****** مشاوره میگیره چون با یکی از بچه های شرکت میرفت کلاساشو. تحصیلاتی نداره و دانشگاه نرفته و تازه مخالفشم هست چون نرفته🤣 پس اگه دنبال جایی هستین که به دانشتون اضافه بشه، اگر خیلی مبتدی هستین خوبه ولی اگر میخواین حرفه ای بشین اینجا جاتون نیست چون دانش خوبی ندارن. اما چون خودشون سطحشون مبتدیه و خیلی موارد پایه ای رو بلدن میتونید برای ابتدای کارتون اینجا مشغول شین یه چیزایی یاد بگیرین و بعد برین یه جای بهتر سوم بحث محیط: شرکت خیلی تمیزیه امکانات خوبی داره دسترسیش آسونه و خوش مسیره. محیط داخل شرکت سمیه و روابط غیراخلاقی توش وجود داره. مدیریت هیزه خیلی، مشکل عصبی داره یهو میاد پنجره میکوبه یهو در میکوبه تلفن میکوبه داد میزنه تو شرکت با کارمندا بد صحبت میکنه و اصن عجیب و غریب چهارم بحث مدیریت: ضعیف ترین، بدترین و افتضااااح ترین مدیریتی که میتونین ببینین همینجاس روابط دوستانه و فامیلی بین مدیرای شرکت(همین نشون میده که همش فامیل بازیه و تخصص در کار نیست و کسی هم نمیتونه پیشرفت کنه چون شرکت فامیلیه) روابط نا مشروع و هیز بودن مدیران (یعنی نمیتونی لباس راحت بپوشی انقدر که دیدت میزنن) اگر پسرین باید چاپلوسی کنین اگر هم دخترین باید واسه مدیریت عشوه بیاین تا بتونین افزایش حقوقی چیزی داشته باشید(مدیریت به شدت آویزونه =/) عدم داشتن دانش کافی یعنی این اقا با دانشگاه و درس خوندن هم مخالفه احتمالا چون خودش نخونده بود و جوری میگفت که مثلا تویی که دانشگاه میری داری وقت تلف میکنی و … خودش یه لینکدین نداره. کلا هم همه باید تاییدش کنن عقده داره نه تحصیلات داره نه دانش داره نه تجربه فقط بلد بود تلفن بکوبه و بد حرف بزنه 3 دسته آدم میان تو این شرکت: سئو: اینجا چیزی به شما اضافه نمیشه شرکت های دیگه سئویی خیلی بیشتر میتونن بهتون یاد بدن. وردپرس: وردپرسی در کار نیست، فقط بلدن با المنتور و قالب آماده سایت بزنن همین. تمام نمونه کارا مشخصه. اگه یکم بلد باشین خودتون همون ماه اول میفهمین که سرپرستتون چیز زیادی بلد نیست و خودتون بیشتر ازش بلدین. اصلا هم سلیقه نداره و حرف خودشو میزنه فقط مدیریت هم تاییدش میکنه به یه سری علت های خاص که تو رفتاراشون مشخصه. طراح: واسه اینکه حقوق ندن میان کارآموز میگیرن، در صورتی که هیچ کس نیست که بهت چیزی یاد بده و نرم افزار هاشونم غیر تخصصیه مثل کانوا و کمتازیا که اجباره همه باهاشون کار کنن بعد مدیر همه اینا کیه ؟ ****** که تو هیچکدوم اینا تخصص نداره. کجا این شکلیه اخه کدوم شرکت؟ تازه لیوانتم میشکونن(: چندتا سوالم ازون دسته از افرادی میخوام بپرسم که ازین به بعد میان کامنت مثبت میزارن(ما که میدونیم فیکه ولی اگه نیست اینارو جواب بدین): شما با حقوق کم و مرخصی بدون حقوق نداشتن حق و حقوق کارمندی مشکلی نداری؟(وقتی جاهای دیگه که شرکت های بهتری هم هستن و اسم و رسم دارن با همین سطحت بهترن؟) با ساعت کاری طولانی چطور؟ با داد زدنا و توهین کردنای مدیریت چطور؟ با رابطه مدیریت با دخترای اونجا چطور؟ اینا هم جواب بدید تو کامنت مثبتاتون دیگه خلاصه که عزیزان شما میتونید یا به حرفای من گوش بدید یا خودتون برید تجربه کنید یا از کسی که توی این شرکت بوده پرس و جو کنین. این کامنتای مثبتم جدی نگیرین همه ادمایی که اینجا کار کردن با مدیریت ضعیفش مشکل دارن بای
صبحی که از خواب بیدار میشوید و میخواهید کار را آغاز کنید، ایمیلی از واحد منابع انسانی این شرکت به دستتان میرسد که روشن میکند به دلیل محدودیت بودجه، ادامه همکاری با شما ممکن نیست. تنها با همین سادگی و بدون توضیح اضافی، وضعیت برای شما و حدود صد نفر دیگر چنین است. با احتیاط وارد شوید. در گذشته شرکت راجی میدانستم.
اومدم تایید کنم نظرات منفی دوستان کاملا درسته. این شرکت تبدیل شده به شرکت خانوادگی. هر کسی فامیل و دوستان و اقوامشو دور خودش جمع کرده و حداکثر کارانه و پاداش ها و حقوق مال خودشونه و یا کسایی که غلام حلقه به گوششون میشن. موقع تحویل کار که میشه یه عده بدبخت دیگه کارها رو میکنند ولی دریغ از یک تشکر یا جبران مالی درست و حسابی. تازه بعضی وقتا بدهکارشونم میشی.فقط تو فهم یه چیز خیلی نادونند اونم اینه که وقتی نیروهای متخصصتون برن، کی قراره کارهاتونو بکنه!
اصلا تو دوره های کارآموزی اینجا شرکت نکنین. چون نتنها دوره رو کامل یاد نمیدن بلکه بدون برنامه ریزی هر موقع که دلشون بخواد به شما کار میدن(حتی ممکنه شب ساعت ۱۱ به شما واسه انجام پروژه زنگ بزنن) و بدون مشورت با شما برای یک یا دو ساعت دیگه وقت حضور در شرکت میزارن.
وقتی از این شرکت خارج شدم فهمیدم چه تجربهی ناخوشایندی داشتم و ترجیح میدم اسمش رو روی رزومه نبینم چون همه میفهمن چطور جاییه. مدیر باهامون میگفت حقوق میگیریم و در ازای کارتون هم باید هر وقت گفتن حتما کار کنید؛ هیچ احترام یا چارچوبی برای زمان کار وجود نداره و حتی اگر لازم باشه از ساعاتی مثل چهار صبح هم میتونن تماس بگیرن یا کسی نباشه باید دیگران جایگزینش رو تقبل کنن. کارمندها به چشم یک ابزار نگاه میکنن و انتظار دارن مطیع باشن و اگر جایی کوتاهی کنن باهاش برخورد میشه، انگار خودشون هم گوسفندها هستند و مدعیاند چوپوناند. همیشه روی مشتریها کلاه میذارن و از مدیر شرکت به کارمندهاشون میگن به مشتری دروغ بگین. برای مثال میگن سرورشون سوخته و در واقعیت دیتاسنتر مشکل داره و به اشتباه دادههای مشتری رو پاک میکنن، چون نیروهای با تجربهشون رفتن و حالا همگیشون کارآموز زیر بیست سال هستند. دلیل اصلی این رفتارها اینه که مدیر حقوق کافی پرداخت نمیکنه و حتی نسبت به کارآموزها هم فکری ندارن. وقتی کسی خرید کرده، میبینن سرور مجازیها کنده و روی یک سرور با ۶۴ گیگ رم به اندازه یک ترابایت میفروشند؛ سرور دوم هم پر نیست و مشتری با وجود اظهار مشکل، پاسخ داده میشود که پولت را نمیدهم و سرعت real واقعی هم پایین است. حتی با وجود داشتن پورت ۱۰ گیگ، وقتی مشتری میپرسد چرا سرعت به اندازه ۵۰۰ مگ هم نیست، میگویند در ایران چنین سرعتی نیست و همهجا همینطور است، در حالی که به نظر میرسد شبکهی خودشون مشکل داره و دنبال سود هستند، مانند افرادی که خدمات VPN ارائه میدهند. امیدوارم هرگز گرفتار چنین شرکتی نشوید.
باتلاق این سازمان اداره عملیاته. وقتی بی سوادترین شخص تو اداره میشه ***** و بعدم با زیراب زنی و دروغ میشه رییس اداره، توقع پیشرفت و کارآمدی نداشته باشید. جز اینکه به چند نفر مثل خودش پر و بال بده و با کمک هم برن به سمت نابودی. به دوستانی که میخوان وارد این اداره بشن توصیه میکنم عمرتونو تلف نکنید و برید جایی که با آدمای سالم سر و کار داشته باشید و رشد کنید. اینجا عادت دارن واسه ی اینکه کم نیارن، خودشونو بالا نمیکشن، بلکه شمارو پایین میکشن تا فضا واسشون بازتر بشه.
شرکت اونطور ها که میگن خدایی بد نیست . نظرات برخی بشدت مغرضانه در اینجا دیده می شود . هر چی باشه از بخش خصوصی که ازت بیگاری میکشن خوبه و در حد خودش مزایا داره
من چندوقتی در این شرکت کار میکردم اول اینکه حقوق و مزایا سروقت پرداخت میشد این شرکت اسم شرکت خدمات رو یدک میکشید اما حدود ۳۰درصد از همه نظر پایینتر از شرکت خدمات بود. بشدت ازتون کار میکشن و انواع گزارش کار میخوان اما حقوقش بسیار کم بود نود درصد مدیران این مجموعه متاسفانه رابطهای و فک و فامیل و دوست آشنا بیرونی بودند بشدت نسبت به استفاده از تکنولوژی جدید مقاومت داشتند و فقط به صورت سنتی جاوا اوراکل کار میکردند بی نظمی کاری به حدی بود که یک کار چندبار گاها انجام میشد تا نتیجه به صمع مشتری برسه حقوق و مزایا سر وقت پرداخت می شد اما دست این شرکت در جیب بانک مرکزی بود تا بتونه رووی پاش وایسه به نسبت شرکتهای بانکی حدود ۳۰ درصد ضعیفتر هست در مدیریت و تکنولوژی و محصولات متاسفانه افراد تاپ و قوی در این شرکت وجود ندارند و قبلا از این شرکت جدا شدند و عملا چیزی از کسی یاد نمیگیرید. بیشتر بدرد کارآموزی میخوره و ۲۵درصد جمعیت شرکت کارآموز بودند که اغلب می رفتند از نظر دسیپلین و محیط کاری خیلی شیک و تر و تمیز بود و ناهار و صبحانه هم میدادند که از حقوق کم میکردند مثل تمام شرکتهای خصولتی این شرکت هم حیاط خلوت اقوام آقایون بالا بود امیدوارم در انتخابتون نهایت دقت رو داشته باشین
من به مدت دو سال و نیم به صورت مستمر در این شرکت کار کردم و همچنان بهصورت پروژهای با آنها همکاری دارم. تجربهای بسیار مثبت ثبت شده برای من بود؛ ابتدا به عنوان کارآموز جذب شدم و پس از چهار ماه با شرکت قرارداد بستم، از همان روز اول بیمه برای من درج شد و حقوقم با تاخیر معمولا سه تا چهار روز پرداخت میشد. جو کار تیمی و صمیمی بین اعضا بسیار عالی بود و هیچ وقت احساس خستگی یا خستگی کار نکردم.
به خاطر شیوع کرونا، فرآیند مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد و سوالات ابتدایی خیلی ساده بودند. بعد از آن، منابع انسانی قرارداد سهماههای را برای من امضا کردند. پروژه، یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که قرار بود به جاوا تبدیل شود. در تیم، مدیران غیر فنی و یکی دو نفر با سابقه تحصیلی پایین حضور داشتند؛ یکی از معاونان اداره نیز دارای مدرک فوقدیپلم جغرافیا بود. برای پاسخگویی به سوالات فنی، کسی نبود که به اندازه کافی تسلط داشته باشد؛ معمولا من باید پاسخها را بهطور مکرر به زبانی که یکی از مدیران آشنا بود توضیح میدادم. به نظر میرسید که کار برای افراد اهمیت زیادی ندارد و تقریبا نیمی از انرژی تیم صرف سفارش و واسطهگری فامیلی میشد.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
شرکت بهار سامانه شرق تجربه من در قالب کار Back End بود. اینجا کارهای کوچک میگیرن، بعد چند برنامهنویس خوب جمع میکنن و مدام میگن پروژه دیر میافته و باید سریع تحویل بشه. قرارداد هم که به صورت یک نسخهای تنظیم میکنن و ازم امضا میگیرن تا خیال خودشون راحت بشه. وعدههای فراوان میدن و ظاهرا قولهای زیادی میدن، اما وقتی موعد میرسه، شروع میفروشند و در نهایت پاسخگو نیستن و حقوق و مزایا رو هم پرداخت نمیکنن. خیلی هم ادای دوستیه درمیآورند تا منو به اعتماد دعوت کنند، اما در واقع تنها با وعدهها و دروغ همراهاند.
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
برای من هیچوقت محیط کاری با این شکل تمایل نداشت؛ در پایان دیدم که نمیتونم اونجا دوام بیارم. مدیرعامل اغلب در کارها دخالت میکنه و فکر میکنه از همه باهوشتر و صالحتر است. اطرافش هم افرادی با رویکردهای متفاوت حضور دارند که هر کدام به نوعی فشار روانی به همکاران وارد میکنند. هیچکس مدت طولانی در آنجا نمیماند، چون واقعا همه میدانند چه وضعیتی درست شده است. در روزهای اول، مدیرعامل سعی میکرد خود را فردی شاد و دوستانه معرفی کند، اما به مرور حقیقت آشکار شد. مراقب باشید.
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
شرکت فالنیک ایران اچ پی تجربهای پر از نکتههای آموزشی بود که با وجود فرصتهای یادگیری، راحتی اخلاقی و سیستم مدیریتی سنتی در آن احساس میشد. در این محیط به نظر میرسید که روابط خانوادگی در رأس کارها قرار دارد و هر بخش مدیر یا مسئول خاصی از همان گروه افراد فامیل است، به گونهای که انتظار میرفت امکان بیان نقد یا اعتراض کمتر شود. حقوق پایه در مقایسه با انتظارها ناچیز بود و زمان زیادی صرف جلسات میشد بدون این که نتیجه قابل توجهی حاصل شود. از نظر منابع انسانی هم بهبود قابل توجهی دیده نمیشد و کارفرمایی سفته یا تضمین با مبلغ بالا برای آغاز همکاری را ارائه میکرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.