مزایا: محیط کاری خوب فضای یادگیری مناسب بیمه تکمیلی نامحدود حقوق مناسب و به موقع جو دوستانه بین تیمی معایب: انعطاف پذیری پایین در دورکاری زمانهای تحویل نسبتا زیاد
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بچه ها امروز یکی از هم تیمی های شرکت به من زنگ زد و گفت برو تجربه ات را در ویکی تجربه بنویس. من که تا حالا ویکی تجربه را ندیده بودم. نظرات را راجع به شرکت خوندم کلی شکه شدم. چون با چیزی که الان تیم برنامه نویس داره تجربه می کنه کاملا متفاوته. اول از خودم بگم من از اول امسال با کارآموزی در سمت فرانت اند شروع کردم مدیر فنی شرکت که یکی از مدیران شرکت است خیلی با حوصله و منظم کار بهم سپرد و خیلی باهاش حال می کنم. الان بعد از چند ماه یه برنامه نویس جونیورم و هرچند در مقایسه با بقیه بچه ها به نظرم کمی عقب تر هستم ولی از اینکه این محیط منجر به پیشرفت من شده کاملا راضی ام. محیط فنی تیم الان بسیار حرفه ای است و از تکنولوژی های روز داره استفاده می کنه و من هم خیلی چیزها یاد گرفتم. هر چند ساختمان محیط کاری قدیمیه ولی گل و گیاه حیاط که به بخش فنی شرکت وصله خیلی باصفا است و بچه های تیم همگی با هم خیلی راحتند و شناوری ساعت کار هم برایم خیلی خوبه چون من صبح ها زودتر میام و عصر ها هم زودتر میرم. به نظرم مطلب نوشته شده دیروز نه تنها درست نیست بلکه کاملا برعکس است. حتی نمی تونم تصور کنم این آدم کدامیک از بچه های تیم می تونه باشه چون الان اگر بیایید شرکت از همه ما بپرسید مطمئن هستم هیچکدام از ما این مطلب را تایید نمی کنه.
من به تازگی در اینجا تجربه ام را نوشته ام ولی جالبه بعد از من یکی تحت عنوان برنامه نویس در تاریخ 16 آبان مطالبی را نوشته که معلومه یا قدیمی است ( چون قبلا نبودم نمی تونم قضاوت کنم) یا با این شرکت خصومت داره . چون الان ما که در تیم برنامه نویسی شرکت هستیم و ترکیبی از آدم های کارآموز تا سینیور را داریم می بینیم چنین حسی را نداریم.
یک ماه بدون بیمه و حقوق به صورت کارآموزی کار کردم. مدیریت بسیار ضعیف و اخلاق کاری مدیریت دفتر اصفهان خودخواهانه قانون های من دربیاری بسیار، اگر در مورد تصمیم اشتباه ایشان نقد میکردی ، این در ذهن ایشان باقی میماند و تلافی آن را در حجم کاری بالا، حذف پاداش، و عدم افزایش حقوق در موعد تمدید قرارداد جبران میکردند . کار بیشتر برای خانم ها بود اما حقوق بیشتر برای خودشان و پسران مجموعه. مدیریت یک تیم بوجود آورده که تفریح و باغ با آنها و نظرات کاری آنها و همیشه حق به جانب تیم خودشان هستند و یک رفتار سازمانی بسیار زشت و زننده و غیر حرفه ای دارند هر چه زیرآب زنی بیشتر محبوب تر و این باعث شد در شش ماه اول سال ۶ نفر نیروی متخصص به خاطر رفتار سازمانی این دفتر محل کار را ترک کنند. آموزش در این مجموعه بسیار ضعیف که نتوانید در این مجموعه و دیگر کار کنید . حقوق اصلا به موقع دریافت نمیکنید شرکت هر موقع که دلش میخواهد حقوق میدهد . استرس کاری بالا که مضر سلامتی هر انسان ساعت کاری بالا ، اگر به موقع از شرکت بیرون بروی باید با اجازه مدیریت خارج شوید و در طول یکماه نیز باید اضافه کاری مورد رضایت ایشان را داشته باشید. ارزش و قدر زحمات نیرو را زیر سوال میبرند.
سلام وقتتون بخیر احساسی که از تجربه کار در این شرکت بدست میارید واقعا مضخرفه. تنها چیزی که برای مدیران مهم هست پیشبرد کارشون به هرقیمتی و به کرسی نشوندن حرفشون هست. برای شما هیچ ارزشی قایل نیستن. فقط مهم هست با حقوق کم کار رو پیش ببرید .رضایت شما از محیط کار و حقوق هیچ اهمیتی نداره. محیط شرکت کاملا قدیمی و روحیه خراب کن هست. احترام و شان شما به عنوان یک مهندس و برنامه نویس حتی برای آبدارچیش هم مهم نیست چه برسه به مدیران. نظرات قبلی رو بخونید می فهمید. من 100 درصد نظرات رو تایید میکنم. اون یک نفری هم که تعریف کرده دیگه خودتون می تونید حدس بزنید که یکی از خود افراد شرکت و بصورت سفارشی نظر گذاشته. برای تجربه کردن یک محیط کاری بد نیست ولی کاملا استثمار میشید.
اوایل 1400 بود برای سمت کارشناس Nocرفتم شرکت رسپینا اول یک کارشناس منابع انسانی باهام مصاحبه کرد فوق العاده حرفه ای و همه جوانب و شرایط کار هم توضیح داد واقعا تنها مصاحبه ای بود که خیلی سوالات حرفه ای پرسیده شد ازم در کل از جو رسپینا خوشم اومد بعد رفتم دفتر توانیر با مدیر noc مصاحبه شدم اونم عالی بود منتها محل کارم استعفام و نپذیرفت با حقوقی که میخواستم موافقت کردن و محل کار سابقم موندگار شدم تا امسال چون دلم با رسپینا بود مجدد رزومه ارسال کردم و سریع هم دعوت شدم برای سمت سرپرست NOC ،رفتم اولش باز کارشناس منابع انسانی باهام مصاحبه کرد که مزخرف ترین مصاحبه عمرم بود کسی که حتی از رو نوشته ای که دستش بود نمیتونست بخونهدر کلا هم انگار داشتم بازجویی میشدم خودش وسط حرفاش توپوق میزد یهو سوالات شخصی میپرسید که خیلی شخصی بود واقعا مونده بودم به رفتار اون خانم...... بعد مدیر منابع انسانی اومد خانم مسن که صلاح نیست حرفی راجعبش بزنم فقط به حرمت سنش و الا از واجبات بود یه دعوا باهاش کنم .....بعد حقوق و گفتن که از حقوق فعلی خودم خیلی خیلی خیلی پایین بود که اصرار بیاین شما ...حقوق و افزایش میدیم که اخرم گفتن وقت دارید مصاحبه فنی شید گفتم خیر راغب نیستم *نمیدونم چه اتفاقی برای این شرکت افتاد ولی چندسال پیش واقعا اون حس و حالی که دیدم اصلا تو اون فضا نبود........
یعنی فکر کن وقت بزاری حضوری بری مصاحبه بعد یه آدم بخواد سوالای بی ربط با حوزه تخصصت ازت بپرسه البته وقتی به جای مسئول فنی مسئول اچآر از روی لیست ازت سوال کنه همین میشه! حالا هی بیا براش توضیح بده که فلان ابزار توی حیطه کاری من نیست یا مثلا فلان ابزار دیگه فقط برای یه کار ساده که تو میگی استفاده نمیشه و میشه خیلی کاربردی تر باشه
بنده مدت کوتاهی با این شرکت همکاری داشتم و تجربه کاری خوبی نداشتم و واقعا توصیه نمی کنم با این شرکت همکاری کنید. در پایان کار در قضیه مالی به تعهدات خودشون پایبند نبودند. از بدو استخدام از بنده ضمانت گرفتند و بابت اون اذیت کردند. سرو ناهارشون با کم کردن حقوق و مزایاشون عدم تعهد هست. در قضیه تحویل کار هم خیلی جدی هستند برعکس تعهداتی که به گردنشون هست و اگر کار اشتباهی کنید باهاتون برخورد بدی میشه. الان حدود یک سال هست که این شرکت را زیر نظر گرفتند و در این مدت حدود 4 الی 5 دسته افراد آمدند و رفتند. و این نکته نشان دهنده ضعف این شرکت و اینکه افراد خیلی کمی می تونن باهوشون کنار بیان و از قضا با اونها نسبت فامیلی دارند. از همکارانی که با هم بودیم هم خبر دارم که به در پایان تعهدات مالی را اجرا نکردند و نارضایتی داشتند.
کاش پیش از آغاز دوره کارآموزی اینجا را میخواندم. فکر نمیکنم کار در اینجا توصیه شود. باورم نمیشود هیچ نکتهای به من یاد داده نشد و وقتی تصمیم به رفتن میگرفتم، میگفتند که وقتشان را گرفتهام و باید جبران کنم.
من اگر بخوام کوتاه بگم، بهتره از تابان شهر دوری کنید تا به وقت و شخصیتتون احترام گذاشته بشه. تمامی کامنتهای مثبت رو به نظر خود مدیریت اونجا گذاشته و با وجود اینکه از نظر من پر از اشکال املاییاند، میتونم بگم فشار عصبی زیادی تحمل میکنه و در شرکت هم معمولا هر چیزی رو پرت میکنه و باعث جنگ اعصاب میشه. ما کی هستیم که باهاشون درست رفتار کنیم وقتی که حتی رفتار با دوستدخترف خودش هم پر از مشکلات است؟ اگر تصور میکنید کامنتهای منفی فیک هستند، میتونید به همکاران سابقشون در لینکدین سوال کنید یا اینکه فقط سه روز کارآموزی برید تا بفهمید چگونه رفتار میکنند. عیدی و سنوات اینجا وجود ندارند یا حداقل به شکل کامل و سروقت پرداخت نمیشوند. از طرف دیگر، لیوانتو میشکنند و تنها یک ربع وقت داری تا ناهارت را بخوری، اگر با جلسههای بازخواست و توهینهای پیدرپی همراه نباشد. پیش از گذاشتن یک کامنت مثبت، مطمئن بشوید که غلطهای املاییات را درست کردهای؛ میدانم که رفتار عصبی است، اما واقعا عجیب است که تمام کامنتهای مثبت درباره مجموعه با اشتباهات املایی و تایپی پر باشند.
در ابتدای مسیر حرفهایام با جوان فکران داده گستر وارد شدم و حدود نه ماه قبل از آنجا جدا شدم؛ قبلا هم مدتی با این تیم همکاری داشتم. فضای کاری در آن ایام خیلی دوستانه بود و واقعا به رشد مهارتهایم کمک کرد، چون پروژههای مهم و جدی را به من سپرده بودند و منتورم با دلگرمی همراهی میکرد. تجربه کلی برای من مثبت بود. اما سال گذشته به دلیل مشکلات مالی شرکت، تعدیل نیرو انجام شد و من هم به دلیل دنبال کردن تجربیات تازه تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم. پرداخت حقوق با تأخیر همراه بود و برخی همکاران بدهی داشتند؛ بعد از چند ماه با من تسویه کردند. فکر میکنم الآن وضعیت شرکت بهتر شده باشد، هرچند به آن شرایط ناراحتکنندهای که در برخی کامنتها مطرح شده، نیست.
دو سال قبل فرصتی برای همکاری در این شرکت برای من پیش آمد. به خاطر دارم که محصولاتش، از جمله یک پیامرسان و یک سیستمعامل امن، به ادارهای مربوط به اطلاعات ارسال میشود. هرچند این شرکت خصوصی است، اما پروژههایی را برای نهادهای امنیتی اجرا میکند.
برای مصاحبه از قبل باهام هماهنگ شد و من بخاطر ترافیک یکم دیرتر رسیدم، با اینکه دیر رسیدم باهام برخوردی خوبی داشتند و هماهنگ شد باهام مصاحبه فنی انجام دادند و خوب سؤالاتشون هم انصافا خیلی خوب بود ولی من متاسفانه خیلی اماده نبودم و تا اونجایی که کار کرده بودم به سوالات جواب دادم و حتی خییلی جاها برای اینکه یاد بگیرم خودم سوال پرسیدم و با برخورد عالی برام توضیح دادن، در کل که همه چی نرمال و خوب پیش رفت، من خودم طرفدار مصاحبه حضوری ام چون هم فضا هم ادم های شرکت و از نزدیک میشه دید
در خاطرم میماند که همکاری با کلینیک ایران نوین بهترین تجربهای بود که تا کنون داشتم. از خانواده بزرگ ایران نوین سپاسگزارم برای پذیرشى که در تمام سالها به من نشان دادند و اجازه دادند تا در کنارشان تجربههای جدیدی بیابم.
مدتی است با کلینیک ایران نوین همکاری میکنم و این مجموعه را به عنوان یکی از شرکتهای خصوصی بزرگ و حرفهای میشناسم که نیروهای متخصص و مدیریان با تجربهای دارد. از تجربهام با این سازمان به دست آوردم که تیمهای خلاق و حرفهای جذب میکنند و به دنبال استخدام افراد با تجربه کم نیستند.
من تجربه کاریم رو اینطور دیدم که وقتی با انتقادهای مطرحشده درباره شرکت مواجه میشدم، پاسخهای خانم ح.ج همواره در توضیح عملکرد تیم و بیتجربگی مدیرعامل جدید به چشم میخورد. او به صراحت تأکید میکرد که اعضای تیم بسیار خوباند و از نظر کیفیت کار جای هیچ شک و تردیدی نیست. با این حال، حرف او بیش از هر چیز نشان میداد که بحرانهای ناشی از تجربه کم مدیران جدید هنوز هم مطرح است و ناظران بهطور مداوم نسبت به آینده شرکت ابراز نگرانی میکنند. من به عنوان کارشناس، مشاهده کردم که برخی از نقدها با پاسخهایی از این دست پاسخ داده میشدند و این تعامل، تصویر واحدی از وضعیت تیم نشان نمیداد. نتیجه این بود که تجربهام از شرکت، ترکیبی از تحسین توان تیم و دغدغههای مداوم پیرامون رهبری جدید بود.
مصاحبه شون حضوری هست. رزومه رو قبلش نمیخونن! خودشون رو اولش معرفی نمیکنن! در ساعت ذکر شده اونجا بودم، یک ربع نشستم تا مصاحبه کننده ها از نهار یا هرجای دیگه تشریف بیارن. بعدش یه فرم اطلاعات فردی، سوابق، معرف، حقوق قبلی و ... در زمانی که داشتم فرم رو پر میکردم، توی اتاق کناری، یکی که تازه رزومه ام رو دیده بود در مورد رزومه ام حرف میزد و شرکت قبلی بودم رو مسخره میکرد، ادبیات فوق العاده بد بود. ظاهرا خصومت شخصی داشت و همونجا فهمیدم این مصاحبه الکیه. خود مصاحبه فنی شون هم در حد پنج دقیقه بود که احتمالا بخاطر این بود که اولش همین نکات بالا رو بهشون گفتم. مصاحبه فنی همون سوالای ساده و مرسوم ری اکت و جاوا اسکریپت بود که با سرچ پیدا میکنید. امیدوارم خودشون رو اصلاح کنن!
وقتی میری واسه مصاحبه، اونقدر از خودشون تعریف میکنن و مزیت ها رو میگن که فکر میکنی، اونجا مایکروسافت هست... وقتی میری استخدام میشی، تازه میفهمی که چقدر شرکت مزخرف و بدون ساختاری هست. چیزی به اسم مشتری مداری وجود نداره. هرچی خودشون تشخیص بدن، همونه. مدیرانش پشت سر پرسنل هر دفعه یه چیز میگن. یه روز میگن فلانی خوبه، یه روز میگن فلانی هیچی حالیش نیست. واقعا حرفاشون یکی نیست.. خاله زنک و دورو هستند. اگه کسی میخواد از نظر روحی زجر بکشه، حتما برای این شرکت رزومه بفرسته... راستی سفته هم بعنوان یک ابزار برای اذیت کردن پرسنلی که استعفا میدن گرفته میشه.
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و مزایای کارمندان، فضا به سمت فشار کاری و انتظار از هر زن و مردی برای کار بیوقفه رفت. مدیران شرکت به نظر میرسیدند با ملاکهای اخلاقی و رفتاری مطلوب فاصله دارند و بعضی برخوردها به لحاظ حرفهای و انسانی مناسب نبود. به باور من برخی مدیران و بخش منابع انسانی نتوانستند معانی درستی از احترام به پرسنل ارائه دهند و پاسخها به نظرات و اعتراضها چندان پاسخگو نبودند. پشتیبانی و پاداشها هم به طور قابل توجهی با انتظارها فاصله داشت و گاهی آخر سال تنها بستهای کوچک از سوی شرکت ارائه میشد که از منظر من و همکاران خیلی معمولی بود. من شخصا تصمیم گرفتم از آن شرکت جدا شوم و اکنون در یک محیط با امکانات و پاداشهای بهتر مشغول به کارم. با وجود حرفهای دلسوزانهای که از همکارانم شنیدم، واقعا احساس میکردم که اگر همکاران قدرنشناس نبودند و افراد مناسب و با اخلاق در ردههای مدیریتی جایگزین میشدند، شرکت میتوانست مسیر بهتری را پیش بگیرد. مشتریان شرکت نیز از وضعیت نرمافزارها و خدمات راضی نبودند و با مشکلات زیادی مواجه بودند که مطمئنا به سطحی بالاتر از انتظار نیاز داشت. من امیدوارم روزی این مسائل در سطح کلانتری رسیدگی شود تا تجربه کاری بهتری برای پرسنل و مشتریان رقم بخورد. واقعیت این است که اگر افراد با انگیزه و رویکرد مثبت در تیم بوده باشند، شرکت قطعا پایداری بیشتری پیدا میکند و من هم با نگاه به آینده بهتر، تصمیمی درست گرفتم که به نفع همه است.
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها هستم. ابتدا یادآوری میکنم که نسبت به نظرات مختلف همکاران، من تنها از تجربه شخصیام صحبت میکنم و به هیچ عنوان قصد ندارم پیامی فراتر از واقعیت ارائه دهم. بهزودی پس از ورودم فهمیدم فضای شرکت تا چه اندازه غیرعادی است و کمکم نکتهبهنکته را فهمیدم. به طور مثال امنیت شغلی وجود ندارد؛ همکاران ممکن است امروز با هم خداحافظی کنند و فردا دیگر دیده نشوند چون دیروز آخرین روز کاریشان بوده است. مدیرعامل گاهی بهطور مداوم بر رفتارها نظارت دارد و در جلسات ممکن است پاسخها و حرفهای شما بهطور عمومی بازگو شود. اگر بخواهید استراحت کنید یا چای بیاورید، باید تلفنتان را خاموش یا قطع کنید و گاهی ایمیلها نیز بهطور هفتگی به شما اعلام میشود که اگر تماسهای زیادی دارید جریمه میشوید. سیستمها قدیمیاند، فضای کار نامناسب و چیدمان صندلیها بههم ریخته است و گاهی بهدلیل کمبود فضا مجبور میشوید کنار همکار خود کار کنید. تهویه مناسب نیست و در تابستان خیلی گرم میشود. امکانات رفاهی و آموزشی وجود ندارند، فقط یک برنامه تفریحی کوتاه در روزهای چهارشنبه بود که بیشتر شبیه تبلیغی بیثمر بود. روز اول، یک میز بدون لوازم پایه به دستم دادند و تلفن هم از نمونههای قدیمی بود. حقوقها پایین است و تفاوت زیادی بین تازهکار و کارمند با سه تا پنج سال تجربه وجود دارد. منابع انسانی وجود ندارد و مدیریت تا حدی در برخی کارها به نوعی بههمریخته است. اتاقی که بهعنوان اتاق بازی معرفی میشد واقعا همان اتاق جلسات شرکت بود؛ محل ناهار هم بهنوعی با محدودیت زمان و فضای مناسب روبهرو بود. با وجود این، کارفرما با چالشهای داخلی نسبت به قراردادها و تمدیدها و نحوه پیگیری شکایتها روبهرو است و برخی رفتارها حس بیاعتماد بودن را القا میکند. کاهش اعتماد بهنفس و فشارهای غیرمنصفانه از طریق نظارتهای گسترده و شنود و پخش صداها در جلسات از جمله تجربههای من بود. برخورد با مشکلات فنی نرمافزار و نقصهای زیرساختی به چشم میخورد، اما بهخاطر فشارهای محیطی و مدیریتی، تمرکز بر بهبود فنی بهخوبی میسر نبود. برخی روالها، مثل درخواستهای درونسازمانی، بدون شفافیت و با احساس اجبار انجام میشدند و این وضعیت موجب خشونت کلامی یا فشردهشدن روحیه تیمی میشد. فرض میکنم مدیریت باید به لحن و برخورد با کارکنان توجه بیشتری نشان دهد و دور از تنشهای بینتیجه باشد تا محیط کار آرام و سازندهای شکل بگیرد. بهبود سیستمها و بهروزرسانی زیرساختها، ایجاد امکانات رفاهی، و توجه به حقوق مرخصی و پرداخت اضافهکاری میتواند به لحاظ اخلاقی و حرفهای به نفع همه باشد. از دید من، وقتی تعداد نیروها زیاد هر سال است و بازخوردهای منفی درباره فضای کار ادامه دارد، باید راهکارهای جدی برای اصلاح وضع ارائه شود تا شرکت به جای سقوط، به سمت بهبود گام بردارد. در پایان، تجربه من از این شرکت آنقدر تلخ بود که درک کردم کار معنادار یعنی یک محیط سالم، پشتیبان و منصف؛ جایی که هر کسی بتواند بدون ترس
مزایا: محیط کاری خوب فضای یادگیری مناسب بیمه تکمیلی نامحدود حقوق مناسب و به موقع جو دوستانه بین تیمی معایب: انعطاف پذیری پایین در دورکاری زمانهای تحویل نسبتا زیاد
بچه ها امروز یکی از هم تیمی های شرکت به من زنگ زد و گفت برو تجربه ات را در ویکی تجربه بنویس. من که تا حالا ویکی تجربه را ندیده بودم. نظرات را راجع به شرکت خوندم کلی شکه شدم. چون با چیزی که الان تیم برنامه نویس داره تجربه می کنه کاملا متفاوته. اول از خودم بگم من از اول امسال با کارآموزی در سمت فرانت اند شروع کردم مدیر فنی شرکت که یکی از مدیران شرکت است خیلی با حوصله و منظم کار بهم سپرد و خیلی باهاش حال می کنم. الان بعد از چند ماه یه برنامه نویس جونیورم و هرچند در مقایسه با بقیه بچه ها به نظرم کمی عقب تر هستم ولی از اینکه این محیط منجر به پیشرفت من شده کاملا راضی ام. محیط فنی تیم الان بسیار حرفه ای است و از تکنولوژی های روز داره استفاده می کنه و من هم خیلی چیزها یاد گرفتم. هر چند ساختمان محیط کاری قدیمیه ولی گل و گیاه حیاط که به بخش فنی شرکت وصله خیلی باصفا است و بچه های تیم همگی با هم خیلی راحتند و شناوری ساعت کار هم برایم خیلی خوبه چون من صبح ها زودتر میام و عصر ها هم زودتر میرم. به نظرم مطلب نوشته شده دیروز نه تنها درست نیست بلکه کاملا برعکس است. حتی نمی تونم تصور کنم این آدم کدامیک از بچه های تیم می تونه باشه چون الان اگر بیایید شرکت از همه ما بپرسید مطمئن هستم هیچکدام از ما این مطلب را تایید نمی کنه.
من به تازگی در اینجا تجربه ام را نوشته ام ولی جالبه بعد از من یکی تحت عنوان برنامه نویس در تاریخ 16 آبان مطالبی را نوشته که معلومه یا قدیمی است ( چون قبلا نبودم نمی تونم قضاوت کنم) یا با این شرکت خصومت داره . چون الان ما که در تیم برنامه نویسی شرکت هستیم و ترکیبی از آدم های کارآموز تا سینیور را داریم می بینیم چنین حسی را نداریم.
یک ماه بدون بیمه و حقوق به صورت کارآموزی کار کردم. مدیریت بسیار ضعیف و اخلاق کاری مدیریت دفتر اصفهان خودخواهانه قانون های من دربیاری بسیار، اگر در مورد تصمیم اشتباه ایشان نقد میکردی ، این در ذهن ایشان باقی میماند و تلافی آن را در حجم کاری بالا، حذف پاداش، و عدم افزایش حقوق در موعد تمدید قرارداد جبران میکردند . کار بیشتر برای خانم ها بود اما حقوق بیشتر برای خودشان و پسران مجموعه. مدیریت یک تیم بوجود آورده که تفریح و باغ با آنها و نظرات کاری آنها و همیشه حق به جانب تیم خودشان هستند و یک رفتار سازمانی بسیار زشت و زننده و غیر حرفه ای دارند هر چه زیرآب زنی بیشتر محبوب تر و این باعث شد در شش ماه اول سال ۶ نفر نیروی متخصص به خاطر رفتار سازمانی این دفتر محل کار را ترک کنند. آموزش در این مجموعه بسیار ضعیف که نتوانید در این مجموعه و دیگر کار کنید . حقوق اصلا به موقع دریافت نمیکنید شرکت هر موقع که دلش میخواهد حقوق میدهد . استرس کاری بالا که مضر سلامتی هر انسان ساعت کاری بالا ، اگر به موقع از شرکت بیرون بروی باید با اجازه مدیریت خارج شوید و در طول یکماه نیز باید اضافه کاری مورد رضایت ایشان را داشته باشید. ارزش و قدر زحمات نیرو را زیر سوال میبرند.
سلام وقتتون بخیر احساسی که از تجربه کار در این شرکت بدست میارید واقعا مضخرفه. تنها چیزی که برای مدیران مهم هست پیشبرد کارشون به هرقیمتی و به کرسی نشوندن حرفشون هست. برای شما هیچ ارزشی قایل نیستن. فقط مهم هست با حقوق کم کار رو پیش ببرید .رضایت شما از محیط کار و حقوق هیچ اهمیتی نداره. محیط شرکت کاملا قدیمی و روحیه خراب کن هست. احترام و شان شما به عنوان یک مهندس و برنامه نویس حتی برای آبدارچیش هم مهم نیست چه برسه به مدیران. نظرات قبلی رو بخونید می فهمید. من 100 درصد نظرات رو تایید میکنم. اون یک نفری هم که تعریف کرده دیگه خودتون می تونید حدس بزنید که یکی از خود افراد شرکت و بصورت سفارشی نظر گذاشته. برای تجربه کردن یک محیط کاری بد نیست ولی کاملا استثمار میشید.
اوایل 1400 بود برای سمت کارشناس Nocرفتم شرکت رسپینا اول یک کارشناس منابع انسانی باهام مصاحبه کرد فوق العاده حرفه ای و همه جوانب و شرایط کار هم توضیح داد واقعا تنها مصاحبه ای بود که خیلی سوالات حرفه ای پرسیده شد ازم در کل از جو رسپینا خوشم اومد بعد رفتم دفتر توانیر با مدیر noc مصاحبه شدم اونم عالی بود منتها محل کارم استعفام و نپذیرفت با حقوقی که میخواستم موافقت کردن و محل کار سابقم موندگار شدم تا امسال چون دلم با رسپینا بود مجدد رزومه ارسال کردم و سریع هم دعوت شدم برای سمت سرپرست NOC ،رفتم اولش باز کارشناس منابع انسانی باهام مصاحبه کرد که مزخرف ترین مصاحبه عمرم بود کسی که حتی از رو نوشته ای که دستش بود نمیتونست بخونهدر کلا هم انگار داشتم بازجویی میشدم خودش وسط حرفاش توپوق میزد یهو سوالات شخصی میپرسید که خیلی شخصی بود واقعا مونده بودم به رفتار اون خانم...... بعد مدیر منابع انسانی اومد خانم مسن که صلاح نیست حرفی راجعبش بزنم فقط به حرمت سنش و الا از واجبات بود یه دعوا باهاش کنم .....بعد حقوق و گفتن که از حقوق فعلی خودم خیلی خیلی خیلی پایین بود که اصرار بیاین شما ...حقوق و افزایش میدیم که اخرم گفتن وقت دارید مصاحبه فنی شید گفتم خیر راغب نیستم *نمیدونم چه اتفاقی برای این شرکت افتاد ولی چندسال پیش واقعا اون حس و حالی که دیدم اصلا تو اون فضا نبود........
یعنی فکر کن وقت بزاری حضوری بری مصاحبه بعد یه آدم بخواد سوالای بی ربط با حوزه تخصصت ازت بپرسه البته وقتی به جای مسئول فنی مسئول اچآر از روی لیست ازت سوال کنه همین میشه! حالا هی بیا براش توضیح بده که فلان ابزار توی حیطه کاری من نیست یا مثلا فلان ابزار دیگه فقط برای یه کار ساده که تو میگی استفاده نمیشه و میشه خیلی کاربردی تر باشه
بنده مدت کوتاهی با این شرکت همکاری داشتم و تجربه کاری خوبی نداشتم و واقعا توصیه نمی کنم با این شرکت همکاری کنید. در پایان کار در قضیه مالی به تعهدات خودشون پایبند نبودند. از بدو استخدام از بنده ضمانت گرفتند و بابت اون اذیت کردند. سرو ناهارشون با کم کردن حقوق و مزایاشون عدم تعهد هست. در قضیه تحویل کار هم خیلی جدی هستند برعکس تعهداتی که به گردنشون هست و اگر کار اشتباهی کنید باهاتون برخورد بدی میشه. الان حدود یک سال هست که این شرکت را زیر نظر گرفتند و در این مدت حدود 4 الی 5 دسته افراد آمدند و رفتند. و این نکته نشان دهنده ضعف این شرکت و اینکه افراد خیلی کمی می تونن باهوشون کنار بیان و از قضا با اونها نسبت فامیلی دارند. از همکارانی که با هم بودیم هم خبر دارم که به در پایان تعهدات مالی را اجرا نکردند و نارضایتی داشتند.
کاش پیش از آغاز دوره کارآموزی اینجا را میخواندم. فکر نمیکنم کار در اینجا توصیه شود. باورم نمیشود هیچ نکتهای به من یاد داده نشد و وقتی تصمیم به رفتن میگرفتم، میگفتند که وقتشان را گرفتهام و باید جبران کنم.
من اگر بخوام کوتاه بگم، بهتره از تابان شهر دوری کنید تا به وقت و شخصیتتون احترام گذاشته بشه. تمامی کامنتهای مثبت رو به نظر خود مدیریت اونجا گذاشته و با وجود اینکه از نظر من پر از اشکال املاییاند، میتونم بگم فشار عصبی زیادی تحمل میکنه و در شرکت هم معمولا هر چیزی رو پرت میکنه و باعث جنگ اعصاب میشه. ما کی هستیم که باهاشون درست رفتار کنیم وقتی که حتی رفتار با دوستدخترف خودش هم پر از مشکلات است؟ اگر تصور میکنید کامنتهای منفی فیک هستند، میتونید به همکاران سابقشون در لینکدین سوال کنید یا اینکه فقط سه روز کارآموزی برید تا بفهمید چگونه رفتار میکنند. عیدی و سنوات اینجا وجود ندارند یا حداقل به شکل کامل و سروقت پرداخت نمیشوند. از طرف دیگر، لیوانتو میشکنند و تنها یک ربع وقت داری تا ناهارت را بخوری، اگر با جلسههای بازخواست و توهینهای پیدرپی همراه نباشد. پیش از گذاشتن یک کامنت مثبت، مطمئن بشوید که غلطهای املاییات را درست کردهای؛ میدانم که رفتار عصبی است، اما واقعا عجیب است که تمام کامنتهای مثبت درباره مجموعه با اشتباهات املایی و تایپی پر باشند.
در ابتدای مسیر حرفهایام با جوان فکران داده گستر وارد شدم و حدود نه ماه قبل از آنجا جدا شدم؛ قبلا هم مدتی با این تیم همکاری داشتم. فضای کاری در آن ایام خیلی دوستانه بود و واقعا به رشد مهارتهایم کمک کرد، چون پروژههای مهم و جدی را به من سپرده بودند و منتورم با دلگرمی همراهی میکرد. تجربه کلی برای من مثبت بود. اما سال گذشته به دلیل مشکلات مالی شرکت، تعدیل نیرو انجام شد و من هم به دلیل دنبال کردن تجربیات تازه تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم. پرداخت حقوق با تأخیر همراه بود و برخی همکاران بدهی داشتند؛ بعد از چند ماه با من تسویه کردند. فکر میکنم الآن وضعیت شرکت بهتر شده باشد، هرچند به آن شرایط ناراحتکنندهای که در برخی کامنتها مطرح شده، نیست.
دو سال قبل فرصتی برای همکاری در این شرکت برای من پیش آمد. به خاطر دارم که محصولاتش، از جمله یک پیامرسان و یک سیستمعامل امن، به ادارهای مربوط به اطلاعات ارسال میشود. هرچند این شرکت خصوصی است، اما پروژههایی را برای نهادهای امنیتی اجرا میکند.
برای مصاحبه از قبل باهام هماهنگ شد و من بخاطر ترافیک یکم دیرتر رسیدم، با اینکه دیر رسیدم باهام برخوردی خوبی داشتند و هماهنگ شد باهام مصاحبه فنی انجام دادند و خوب سؤالاتشون هم انصافا خیلی خوب بود ولی من متاسفانه خیلی اماده نبودم و تا اونجایی که کار کرده بودم به سوالات جواب دادم و حتی خییلی جاها برای اینکه یاد بگیرم خودم سوال پرسیدم و با برخورد عالی برام توضیح دادن، در کل که همه چی نرمال و خوب پیش رفت، من خودم طرفدار مصاحبه حضوری ام چون هم فضا هم ادم های شرکت و از نزدیک میشه دید
در خاطرم میماند که همکاری با کلینیک ایران نوین بهترین تجربهای بود که تا کنون داشتم. از خانواده بزرگ ایران نوین سپاسگزارم برای پذیرشى که در تمام سالها به من نشان دادند و اجازه دادند تا در کنارشان تجربههای جدیدی بیابم.
مدتی است با کلینیک ایران نوین همکاری میکنم و این مجموعه را به عنوان یکی از شرکتهای خصوصی بزرگ و حرفهای میشناسم که نیروهای متخصص و مدیریان با تجربهای دارد. از تجربهام با این سازمان به دست آوردم که تیمهای خلاق و حرفهای جذب میکنند و به دنبال استخدام افراد با تجربه کم نیستند.
من تجربه کاریم رو اینطور دیدم که وقتی با انتقادهای مطرحشده درباره شرکت مواجه میشدم، پاسخهای خانم ح.ج همواره در توضیح عملکرد تیم و بیتجربگی مدیرعامل جدید به چشم میخورد. او به صراحت تأکید میکرد که اعضای تیم بسیار خوباند و از نظر کیفیت کار جای هیچ شک و تردیدی نیست. با این حال، حرف او بیش از هر چیز نشان میداد که بحرانهای ناشی از تجربه کم مدیران جدید هنوز هم مطرح است و ناظران بهطور مداوم نسبت به آینده شرکت ابراز نگرانی میکنند. من به عنوان کارشناس، مشاهده کردم که برخی از نقدها با پاسخهایی از این دست پاسخ داده میشدند و این تعامل، تصویر واحدی از وضعیت تیم نشان نمیداد. نتیجه این بود که تجربهام از شرکت، ترکیبی از تحسین توان تیم و دغدغههای مداوم پیرامون رهبری جدید بود.
مصاحبه شون حضوری هست. رزومه رو قبلش نمیخونن! خودشون رو اولش معرفی نمیکنن! در ساعت ذکر شده اونجا بودم، یک ربع نشستم تا مصاحبه کننده ها از نهار یا هرجای دیگه تشریف بیارن. بعدش یه فرم اطلاعات فردی، سوابق، معرف، حقوق قبلی و ... در زمانی که داشتم فرم رو پر میکردم، توی اتاق کناری، یکی که تازه رزومه ام رو دیده بود در مورد رزومه ام حرف میزد و شرکت قبلی بودم رو مسخره میکرد، ادبیات فوق العاده بد بود. ظاهرا خصومت شخصی داشت و همونجا فهمیدم این مصاحبه الکیه. خود مصاحبه فنی شون هم در حد پنج دقیقه بود که احتمالا بخاطر این بود که اولش همین نکات بالا رو بهشون گفتم. مصاحبه فنی همون سوالای ساده و مرسوم ری اکت و جاوا اسکریپت بود که با سرچ پیدا میکنید. امیدوارم خودشون رو اصلاح کنن!
وقتی میری واسه مصاحبه، اونقدر از خودشون تعریف میکنن و مزیت ها رو میگن که فکر میکنی، اونجا مایکروسافت هست... وقتی میری استخدام میشی، تازه میفهمی که چقدر شرکت مزخرف و بدون ساختاری هست. چیزی به اسم مشتری مداری وجود نداره. هرچی خودشون تشخیص بدن، همونه. مدیرانش پشت سر پرسنل هر دفعه یه چیز میگن. یه روز میگن فلانی خوبه، یه روز میگن فلانی هیچی حالیش نیست. واقعا حرفاشون یکی نیست.. خاله زنک و دورو هستند. اگه کسی میخواد از نظر روحی زجر بکشه، حتما برای این شرکت رزومه بفرسته... راستی سفته هم بعنوان یک ابزار برای اذیت کردن پرسنلی که استعفا میدن گرفته میشه.
هرچند تجربهای با تمام جزئیات منفی دارم اما من سعی کردم بیان را به شکلی صریح و رو به جلو اما با لحن ملایمتر بازگو کنم. من از وقتی که در این شرکت بودم احساس کردم انرژی و توانم بیپاسخ مانده و به جای توجه به حقوق و مزایای کارمندان، فضا به سمت فشار کاری و انتظار از هر زن و مردی برای کار بیوقفه رفت. مدیران شرکت به نظر میرسیدند با ملاکهای اخلاقی و رفتاری مطلوب فاصله دارند و بعضی برخوردها به لحاظ حرفهای و انسانی مناسب نبود. به باور من برخی مدیران و بخش منابع انسانی نتوانستند معانی درستی از احترام به پرسنل ارائه دهند و پاسخها به نظرات و اعتراضها چندان پاسخگو نبودند. پشتیبانی و پاداشها هم به طور قابل توجهی با انتظارها فاصله داشت و گاهی آخر سال تنها بستهای کوچک از سوی شرکت ارائه میشد که از منظر من و همکاران خیلی معمولی بود. من شخصا تصمیم گرفتم از آن شرکت جدا شوم و اکنون در یک محیط با امکانات و پاداشهای بهتر مشغول به کارم. با وجود حرفهای دلسوزانهای که از همکارانم شنیدم، واقعا احساس میکردم که اگر همکاران قدرنشناس نبودند و افراد مناسب و با اخلاق در ردههای مدیریتی جایگزین میشدند، شرکت میتوانست مسیر بهتری را پیش بگیرد. مشتریان شرکت نیز از وضعیت نرمافزارها و خدمات راضی نبودند و با مشکلات زیادی مواجه بودند که مطمئنا به سطحی بالاتر از انتظار نیاز داشت. من امیدوارم روزی این مسائل در سطح کلانتری رسیدگی شود تا تجربه کاری بهتری برای پرسنل و مشتریان رقم بخورد. واقعیت این است که اگر افراد با انگیزه و رویکرد مثبت در تیم بوده باشند، شرکت قطعا پایداری بیشتری پیدا میکند و من هم با نگاه به آینده بهتر، تصمیمی درست گرفتم که به نفع همه است.
من بیش از دو سال سابقه کار در این شرکت را دارم و میخواهم تجربهام را بهصورت روشن و واقعی بازگو کنم تا کسانی که دنبال کار هستند از بحرانهای روحی احتمالی دوری کنند، چون من پس از یک سال استعفا هنوز درگیر برخی تروماها هستم. ابتدا یادآوری میکنم که نسبت به نظرات مختلف همکاران، من تنها از تجربه شخصیام صحبت میکنم و به هیچ عنوان قصد ندارم پیامی فراتر از واقعیت ارائه دهم. بهزودی پس از ورودم فهمیدم فضای شرکت تا چه اندازه غیرعادی است و کمکم نکتهبهنکته را فهمیدم. به طور مثال امنیت شغلی وجود ندارد؛ همکاران ممکن است امروز با هم خداحافظی کنند و فردا دیگر دیده نشوند چون دیروز آخرین روز کاریشان بوده است. مدیرعامل گاهی بهطور مداوم بر رفتارها نظارت دارد و در جلسات ممکن است پاسخها و حرفهای شما بهطور عمومی بازگو شود. اگر بخواهید استراحت کنید یا چای بیاورید، باید تلفنتان را خاموش یا قطع کنید و گاهی ایمیلها نیز بهطور هفتگی به شما اعلام میشود که اگر تماسهای زیادی دارید جریمه میشوید. سیستمها قدیمیاند، فضای کار نامناسب و چیدمان صندلیها بههم ریخته است و گاهی بهدلیل کمبود فضا مجبور میشوید کنار همکار خود کار کنید. تهویه مناسب نیست و در تابستان خیلی گرم میشود. امکانات رفاهی و آموزشی وجود ندارند، فقط یک برنامه تفریحی کوتاه در روزهای چهارشنبه بود که بیشتر شبیه تبلیغی بیثمر بود. روز اول، یک میز بدون لوازم پایه به دستم دادند و تلفن هم از نمونههای قدیمی بود. حقوقها پایین است و تفاوت زیادی بین تازهکار و کارمند با سه تا پنج سال تجربه وجود دارد. منابع انسانی وجود ندارد و مدیریت تا حدی در برخی کارها به نوعی بههمریخته است. اتاقی که بهعنوان اتاق بازی معرفی میشد واقعا همان اتاق جلسات شرکت بود؛ محل ناهار هم بهنوعی با محدودیت زمان و فضای مناسب روبهرو بود. با وجود این، کارفرما با چالشهای داخلی نسبت به قراردادها و تمدیدها و نحوه پیگیری شکایتها روبهرو است و برخی رفتارها حس بیاعتماد بودن را القا میکند. کاهش اعتماد بهنفس و فشارهای غیرمنصفانه از طریق نظارتهای گسترده و شنود و پخش صداها در جلسات از جمله تجربههای من بود. برخورد با مشکلات فنی نرمافزار و نقصهای زیرساختی به چشم میخورد، اما بهخاطر فشارهای محیطی و مدیریتی، تمرکز بر بهبود فنی بهخوبی میسر نبود. برخی روالها، مثل درخواستهای درونسازمانی، بدون شفافیت و با احساس اجبار انجام میشدند و این وضعیت موجب خشونت کلامی یا فشردهشدن روحیه تیمی میشد. فرض میکنم مدیریت باید به لحن و برخورد با کارکنان توجه بیشتری نشان دهد و دور از تنشهای بینتیجه باشد تا محیط کار آرام و سازندهای شکل بگیرد. بهبود سیستمها و بهروزرسانی زیرساختها، ایجاد امکانات رفاهی، و توجه به حقوق مرخصی و پرداخت اضافهکاری میتواند به لحاظ اخلاقی و حرفهای به نفع همه باشد. از دید من، وقتی تعداد نیروها زیاد هر سال است و بازخوردهای منفی درباره فضای کار ادامه دارد، باید راهکارهای جدی برای اصلاح وضع ارائه شود تا شرکت به جای سقوط، به سمت بهبود گام بردارد. در پایان، تجربه من از این شرکت آنقدر تلخ بود که درک کردم کار معنادار یعنی یک محیط سالم، پشتیبان و منصف؛ جایی که هر کسی بتواند بدون ترس