به نظرم وارد شدن به این شرکت اصلا تصمیم درستی نیست و بهتر است از اول بزنم به کارهای دیگری. از یک سالهای طولانی کارم در اینجا، بعد از این همه سال برای تعدیل نیرو بدون هیچ توضیحی مواجه شدم و تنها درخواستشان این بود که شکایت نکنم. با وجود سالهای خدمت، احساس کردم به ارزش کار من ارزش کمی قائل نیستند و این رفتارشان به نظر من بیاهمیت بود. زمانی که خبر لو رفتن حقوق مدیران را دیدم، فهمیدم با چه شرکتی روبهرو هستم و چه فضایی برای کار کردن دارم. اگر قصد دارید به این شرکت بروید، باید آمادهء هر گونه استرس، تنش و ناامنیت شغلی باشید و واقعا به خودتون فشار بیاورید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اولین چیزی که میخواهم بهش اشاره کنم، فشار کاری و حجم سنگینی است که در محیط کار وجود دارد. کار آسانی نیست و نهایتا برای مردانی که مسئولاند اتفاقا دشوارتر هم میشود. با این حال، گاهی رفتارهای برخی سوپروایزرها و مدیران منابع انسانی واقعا ناامیدکننده است: بیسوادی مدیریتی و کمتجربگی در این حوزه باعث میشود کارگران با دیدی ناعادلانه تحتفشار قرار بگیرند و به سادگی با کوچکترین بهانهای اخراج شوند. اخراجها غالبا بر اساس منافع شخصی مدیران شعب صورت میگیرد تا جایگاهی را برای خودشان معتبرتر نشان دهند. در این فضا، کارگر به چشم نیروی انسانی صرف نگاه میشود و نه یک سرمایه انسانی واقعی، که برای یک استارتاپ مانند اسنپ گروسری به نظر میرسد آسیبزا باشد و از این رو احساس نارضایتی و شرم را به دنبال دارد.
برای بار اول به کار مینشینم تا بفهمم معنی خالهزنکبازی چیست و خوشآمدگوییهای بیمعنا را میبینم در اینجا با مدیرانی بیسواد روبهرو میشویم که جامعه را به مفتخوری دعوت میکنند، اینجا خوشآمد میگوید پیامهایی که نوشتند را یکی یکی تگ زدم و خواندم همه چیز درست بود اما واقعیت چیزی فراتر بود بدترین محیطی بود که میشه تصور کرد واقعا خدارا شکر که از آنجا بیرون آمدم
گذشتهای را که با این شرکت داشتم به طور واضح بهخاطر میآورم: مدیریتی سنتی و سفت و سخت که به نظر میرسید بیشتر از هر چیز دنبال کنترل باشد. رفتارهایی دیدم که نشان میداد در درون سازمان، بحث و جدل و کشمکش بین همکاران رایج است و بعضا نسبتهای نادرستی میان همکاران مطرح میشد. برخی از افراد که به آنها اعتماد میکردم، به عنوان مدیران به گونهای رفتار میکردند که من را به تردید میانداخت و از ارتباطهای غیرضروری میان تیمها سخن میگفتند. به نظر میرسید ارتباط با کارفرما و تصمیمگیریهای پروژهها گاهی با نگاههای شخصی و سلیقهای همراه است. اگرچه فردی که مدیرعامل بود دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه دیگر بود، اما ارتباط بین تخصص و حوزه کاری فناوری اطلاعات برای من واضح نبود. در کار با برخی همکاران، فضا طوری بود که گاهی نسبتها و شایعاتی بین همکاران پخش میشد و جو سازمانی به سمت تشنج میرفت. اینکه در چنین شرایطی افراد خاصی بتوانند نقشآفرینی منفی یا فتنهگری داشته باشند، بارها به گوشم رسید و فضایی پرتلاطم را ایجاد میکرد. به طور کلی، با وجود تمام تلاشها، تجربهای که از همکاری با این تیم داشتم به سختی میخواست بین بازخوردها و واقعیتها همسو بماند و با توجه به این تجربیات، توصیه میکنم اگر به این شرکت میرسید، دقیقا درباره شیوههای مدیریتی و فضای کار پرسوجو و ارزیابی کنید تا مسیر شغلیتان با خطرات کمتری همراه باشد.
سلام سال 98 واسه این شرکت کار کردم این شرکت انقدر به درد نخوره میانگین حضور یک شخص تو این شرکت زیر یک سال هست هرکی میاد نمیمونه فرار میکنه فقط به آرامش برسه این شرکت کار تخصصیش بیشتر زد و بند و آشنا بازی و پول شویی هست تا کارای کامپیوتری و نرم افزاری هرچی مجوز گرفته همه رو با آشنا بازی گرفته
من به عنوان کارشناس در این شرکت تجربهای داشتم که میخواهم به صورت روشن و صادقانه بازگو کنم. مدت کوتاهی که با این مجموعه کار کردم، متوجه شدم حقوق من به درستی پرداخت نمیشد و بابت حق و حقوقم احساس فشار میکردم. وقتی موضوع را پیگیری میکردم، با چند نوع قرارداد، سفته و تضمین روبهرو میشدم و گمان میکردم احتمالا به نتیجه مطلوب نمیرسم. از تجربهی همکارانم هم چنین برداشتها را شنیدم؛ همهگی ناراضی بودند و به نظر میرسید مدیریت بیشتر به دنبال سود فوری برای مشتریان است تا حفظ اعتماد و رعایت اصول حرفهای. من هم فقط منتظر اتمام قرارداد هستم تا بتوانم از آنجا بیرون بروم و برای مسیر شغلی خودم تصمیم به خروج بگیرم. تعداد زیادی از دوستانم هم احساس مشابهی داشتند.
من سالی را در این شرکت سپری کردم و در سیستمی که تغییرات مدیریتی زیادی به وجود آمد، به ویژه زمانی که مدیر مالی سابق به جایگاه مدیرعاملی رسید، اوضاع سبک و سنگین شد. با انتصابش به عنوان مدیرعامل، کسانی که رابطهای نزدیک با او داشتند وارد فهرست مدیران شدند و حقوق و مزایای بالایی دریافت کردند. از آن طرف، افرادی که پیشتر در شرکت وجود داشتند و به لحاظ تجربه چندان قابل توجه نبودند، به سرعت به سمت مدیران مختلف گمارده شدند؛ به عنوان مثال منشی به مدیریت اداری و منابع انسانی رسید یا فردی در واحد مالی که از او راضی نبودند به عنوان مدیر اعتبار معرفی شد. فرزندان و بستگانش هم بدون سابقه کاری مشخص به مقامهایی مانند مدیر صندوق رسیدند. همچنین مدیری مالی هم از جانب او استخدام شد که تنها به او خود را مدیر مالی مینامید و سایرین از رفتارهای منفی نسبت به او صحبت میکردند. در نهایت به خاطر نبود تجربه مدیریتی قوی در او، تصمیم گرفتند افراد وابسته و کمریسک را به عنوان رأس هرم مدیریتی بنشانند تا موقعیتشان امن باشد. نتیجه این تغییرات برای من و بسیاری از همکاران، ترک شرکت بود.
حرفه ای نیستن به افراد متخصص پیشنهاد نمیکنم و مصاحبه هم حرفه ای نبود مشکلات اساسی دارن که از همون اول مشخصه برای جونیور خوبه که مهم نباشه خیلی چیزا
با سلام ، متاسفانه بازار کاری ایران اونقدر خراب شده که کارجو باید فقط دنبال شرکتای بزرگ بگرده تا شاید یه ذره خیالش از بابت پرداختیا راحت باشه .... ولی خب گول این اسم های بزرگ رو نخورید ! 1- یه فرم برای من فرستادن که نوشته بود یک و ساعت و نیم مصاحبه الگوریتم، یک ساعت و نیم مصاحبه تکنیکال سیستم دیزاین ، یک ساعت و نیم مصاحبه سازمانی و.. و... دنبال چی می گردین ؟؟؟ ( همین جا باید انصراف می دادم ! ) 2- مصاحبه با کمی تاخیر شروع شد و طرف شروع کرد به سوال ریاضی پرسیدن یه چیزایی پیش خودش پشت سر هم تند تند می گفت و از جبر و احتمال، که وقتی اخرش ازش می پرسیدی خب جواب درست چی بود ؟ خودش هم نمی دونست!! 3- حالا رفتیم سراغ سوال الگوریتمی و باز هم تند تند یک سوالی رو شروع کرد به تعریف کردن و کد خواستن - جالب اینجاس که ایشون فرهنگ (live coding ) رو ندارن ! نه صورت سوالو گذاشتن که ادم ببینه یا فکر کنه نه تست کیسی نه چیزی، بعد اسرار من یه دوتا تیس کیس بزور نوشت که من ببینم بگذریم از اینکه ادب واحترام ، این چیزام که تعطیل ( ایشون می گفتم رزومتونو تعریف کنین - وسطش حوصلش سر می رفت قطعش می کرد !) ولی در کل اینکه هرکاری فرهنگی و استانداردی داره اینجوری که شما دوست داری پیش ببری نیست ! فکر نکنین چون اسمم تپسی یه ( همه دوست دارن بیان اینجا ) هرکاری دوست دارم می تونم انجام بدم ! باید تو اون چهار چوب حرکت کنید
من به عنوان کسی که در تیم PMO شرکت نقش اول کیفیت کار کردم، میخواهم حقیقتی که در مورد این تیم تجربه کردم را به اشتراک بگذارم. اونجا جو خیلی ناسالم بود و توصیه نمیشود. رفتار با افراد مثل کارگرانی بیجان بود و انگار نه انگار که انسان هستند؛ تنها انتظار میکشیدن که بیهیچ اعتراضی کار کنند و حرفی نزنند، چون هر گونه نقد یا پیشنهاد ممکن بود به برچسبهای زیادی منجر شود و بعدها با همان صفتها شناخته میشدیم. از جمله برچسبهایی که به کارمندان نسبت میدادند، لوس بودن، بیمسئولیتی، استرس بالا و حساسیت بودند و این وضعیت مدام تکرار میشد. کار در این تیم به طور مداوم احساس کمبود اعتماد به نفس را تقویت میکرد و فشار کاری بیشمار بود؛ اکثر شبها تا ساعات پایانی همانند ۷-۸ شب باید میماندیم و کار میکردیم بدون اضافهکاری پرداخت نشده و در پایان هم همیشه بدهکار بودیم و تعادل کار و زندگی دیگر وجود نداشت. مشکلاتی که تیم PMO داشت، به مدیریت نامناسب این تیم برمیگشت؛ مدیرانی که فقط ظاهر و PMP را میدیدند و به تیم نگاه عمیق مدیریتی نداشتند. آنهایی که تنها به جایگاه نیروها اهمیت میدادند و از لیدر تیم حمایت میکردند، حتی اگر کارشناس حق با او باشد، پشت تیم لیدر پنهان میشدند و افراد را کنار میکردند. در مصاحبهها هم به دنبال شخصیتهای مطیع میگشتند تا هر طور میخواهند با آنها رفتار کنند و تمایلی به پاسخگویی و گفتگو نشان نمیدادند. نرخ خروج از تیم هم گواهی بود بر تجربهام؛ هر چند ماه یکبار ایمیل خداحافظی میرسید و میدیدیم چه برخورد نامطلوبی با همکاران میشود و حتی جرات استعفا هم نداشتیم. به طور کلی اگر هدف از کار در فضایی سالم برای رشد است، تیم PMO نقش اول کیفیت را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.
زمانی که وارد این شرکت شدم، به نظر میرسید که همه چیز به هم ریخته است و جای هیچکس مشخص نیست. هیچ مدیر واحدی وجود ندارد و افراد گاهی واقعا کارهایشان را درست انجام نمیدهند. مدیر عامل به صورتی بیثبات رفتار میکند، نگاهش بیشتر سلطهگرانه است تا حمایتی و انصاف لازم در برخورد با تیم را ندارد؛ تخصصی هم در حوزه مدیریت ندارد. حقوقها به نظر منصفانه نمیآمد و به شدت پایینتر از سطح بازار بود، هرچند تصور میشد حقوق خوبی میدهند. پروژهها به نتیجه مطلوبی نمیرسند و پایان روشنی ندارند. تسکها به وضوح مشخص نشدهاند و معلوم نیست تا کی و چه زمانی چه کاری باید انجام بشود. به کار کردن در اینجا علاقهای ایجاد نمیشود. در بخش سختافزار احتمالا در سال اول میشود مقداری تجربه و دانش به دست آورد، اما در بخش نرمافزار طی سه ماه اول هر چیزی که لازم باشد یاد میگیری، بعد از آن عملا خبری نیست. بخشهای دیگر هم از خیلی چیزها بیخبرم، اما به طور خلاصه شرکت شلخته است و ساختار سلسلهمراتبی مشخصی ندارد. مدیران رفتار مناسبی ندارند و دانش مدیریتی کافی هم در آنها دیده نمیشود.
فوق العاده کالای بی کیفیتی ارائه میدهند متاسفانه یکدستگاه استند خریدم بعد از ارسال متوجه شدم کار دست دو و استوک به من دادن خیلی دقت کنید در خریدتون
کار هیچ خوبی نداره و فقط باید راه برید و چندین ساعت و بار جا به جا کنید نفرات بالا سری شما با رفیقا و آشنا های خودشون اوکی هستن و کار آسون رو میدن به اونا و کسی که تازه میاد رو در کل روز فقط میفرستن پی حمالی و براشون ام مهم نیست کار سنگین کردی و فقط کار های منفی تو رو میبینن در کل برای ۱ .۲ ماه که حقوق بگیری و لنگ نمونی بد نیست حقوق ۱۳ ۱۴
برای من تجربهکاری در این شرکت نسبتا خوب آغاز شد و در کل میتونم بگم جای بحث بالایی از انتظار رو برآورده نمیکنه. شاید از نظر حقوق و مزایا یا امکانات خاصی که برای راحتی کار در نظر بگیرن، نباید خیلی انتظار داشت؛ همچنین ابزارها و تجهیزات پیشرفتهای که به کارم آدم راحتتر بشه رو هم زیاد نمیشه انتظار داشت. برخورد با همکاران هم یک سبک خاصی داره؛ معمولا با همدیگه صمیمی نمیشن، به نام کوچیک صدا نمیزنن، از واژه آقا یا خانم همراه با فامیلی استفاده میکنن، و از بهکارگیری فعل مفرد هم پرهیز میکنن. این قوانین بعضی وقتها برای نیروها ممکنه آزاردهنده و خیلی خشک و سختگیرانه به نظر بیاد؛ مخصوصا وقتی از نظر محیطی و انعطافپذیری کمبود وجود داشته باشه. در ادامه با اینکه کارم رو بلد بودم و یادگیری جدیدی هم انجام میدادم، حس میکردم که دیگه توی مجموعه فرصت رشد و ارتقاء وجود نداره و به نوعی کنار گذاشته میشم. به طور کلی، اگر سابقه کار زیادی ندارید و در حال یادگیری هستید، میشه گفت شرکت نسبتا خوبیه.
ترجمیک محلی مناسب برای کار نیست، اما چالشهای خاصی هم در آن وجود دارد. فشار کاری گاهی زیاد است و انتظارهای مدیران میتواند استرسزا باشد. برخی پروژهها تکراریاند و فرصتهای خلاقانه کمی فراهم میشود. تسویهها معمولا به موقع انجام میشوند، اما مقدارشان چندان بالا نیست. همچنین ارتباط بین بخشها گاهی ضعیف است که ممکن است سردرگمی ایجاد کند. به طور کلی محیط کار خوب است، هرچند هنوز جای پیشرفت در برخی زمینهها حس میشود.
کسی میدونه حقوق کارشناس لایه ۲ در آسیاتک چقدره؟۱۷تا شیفت ۱۲ ساعتست مثل این که و این که صحبتی تا به حال در مورد حقوق انجام نشده با من اگر کسی میدونه ممنون میشم بگه
قالب تیمی ما در تدبیر کیش نسبت به بسیاری از شرکتها تفاوت دارد؛ تقریبا دو سال را با تمام فراز و نشیبهایش در اینجا سپری کردم. برخی همکارها که رفتند یا رفتند، واقعا دیگران را در ذهن به خاطر میآورند، اما وقتی شرکت از حضورشان کلاه میگرفت، تنها پشیمانی میدیدند و ما میماندیم با تجربیاتی که به دست آوردیم. در اینجا احساس همدلی و همراهی واقعی وجود دارد و تیم به شکل یک خانواده عمل میکند. کارهای ما حرفهای و چالشبرانگیز است و به همین دلیل به هر کسی که وارد میشود، به شرطی که بتواند با پروژهها همگام شود، فرصت ماندن داده میشود. آن دسته از همکارانی که از شرکت جدا شدند و عذرشان خواسته شد، دقیقا همان زمانی که خبر رفتنشان را شنیدیم، بسیاری از اعضا با دیدی مثبت به آینده نگاه کردند و فقط چند نفر که به دلایل شخصی جدا شدند برای ما ناراحتی داشت. به طور کلی بحثهای بیربط درباره فضای کاری و ضد و نقیضها برایمان فقط شوخی و تفنن ایجاد کرده است.
من تجربه مصاحبه با این سازمان داشتم، مصاحبه کاملا غیر حرفه ای بود و چند تا سوالی پرسیده شد که دور از ادب و اخلاق و کار حرفه ای بود.مصاحبه ای نزدیک به یک ساعت با سوال های خیلی بی خود و اکثر سوال ها غیر مرتبط با محیطی بسیار خشک و دولتی طوری و متاسفانه توقع کارزیاد و اضافه کاری اجباری با حقوق پایین داشتند.
این موارد خوب که مینوسه رو مدیرعامل مینویسه توروخدا گول نخورید خیلی داغون در باغ سبز نشون میده میری میبینی جهنم نه مرخصی داره نه رفتار درست میبینی از مدیرعامل کامل نامردند توروخدا اسیر این شرکت های سمی نشیدهیچ مزایا نداره نه ناهار نه کارانه توی 2تا پارت حقوق میده که مالیات نده
تجربه خوبی دارم، باعت رشدم شد و چیزای جدیدی یاد گرفتم، مشکلات هم بوده. بطور میانگین خوبه و بیمه و حقوقش منظمه، گاهی هم یه چیزایی میدن... هر کسی یه سلیقه ای داره اما من برام نزدیکی و رفت و آمد مهم بود و راضی ام تجربه کاری زیادی نداشتم و اینجا جذب شدم الان دوسال شده... نظرم برای افراد جدید که میخوان بیان ثبت کردم، بد نیست و طبق تعریفی که از بقیه شرکت های شنیدم مثل بقیه جاهاست.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.