به جایی که سختکوشی و نظم حرف اول را میزند کار کردن را ترجیح میدهم و این شرکت با فضایی کاملا منسجم و دقیق همسوست. اغلب پروژههای اصلی گروه به حوزهای امنیتی و نظامی مرتبط است، بنابراین فضای کاری گستردهای وجود دارد که با انضباط شدید و ساختار پادگانی همراه است. در شرکت با نظارت گسترده دوربینها روبهرو هستید و هر حرکت به دقت ثبت و تحلیل میشود. بهزعم من برخی مدیران تیم از نظر مهارتی چندان تجربهای مشاهده نمیشود و فرآیند اجرای اسکرام نیز به شیوهای با انسجام بالا اما تا حدی خشک و رسمی دنبال میشود. اگر روحیهای منضبط دارید و به دنبال کارهای سطح بالا با چالشهای فنی میگردید، این مجموعه میتواند برایتان گزینه مناسبی باشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بلاخره بعد از 4 سال تونستم سنواتمو از آینده کاوان کهکشان نرم افزار بگیرم البته با کمک اداره کار شمیرانات! عکس حکم اداره کارو پایینتر گذشتم از منابع انسانی اومدن نظر مثبت نوشتن امتیاز بالا دادن که افتضاحاتی که درست کردنو پاک کنن! کارمندای گوگل و اپل هم امتیاز 5 از 5 به شرکتشون نمیدن! که اینا دادن بعد از استخدام در آینده کاوان دو تا چیز تا آخر عمر یادتون میمونه : هیات مدیره آینده کاوان آدرس اداره کار شمیرانات! [](https://postimg.cc/R6g5fFDJ)
به معنای واقعی یه شرکت بسیار پرحاشیه ،و دارای مدیران خاله زنک و دیکتاتوره که فقط حرف ،حرف خودشونه ونمیخوان با مشارکت بقیه کارمندان شرکت رو به پیشرفت باشه ، واحد فروش که سنتی کارمیکنه وبا روش های صدسال پیش اداره میشه واصلا هدف گزاری مشخصی ندارند ،اصلا تواین شرکت جای پیشرفتی نداره و پشیمونم که یه مدت تواین شرکت کار کردم
برای من که تجربهام را از کار در فلایتیو ثبت میکنم، یکی از نکات منفی همواره بیاحترامی به پرسنل و بیارزشی کار حرفهای در واحد مالی بود. در اینجا احساس میکنم هیچ جایی برای ارائهی کار با کیفیت و حرفهای وجود ندارد و به سواد و دانش مالی کماهمیت میگرازند. آنجا بیشتر به دنبال اضافهکاری و تشویق به انجام کار بیشتر با حقوق ثابت نیستند و وقتی ساعتهای اضافه به صورت نامتعارف بالا میرود، فهمیدم که مشکلات جدی در سازمان و واحد مالی وجود دارد. کار مالی اینجا به عنوان پیک کاری دیده میشود ولی نه به صورت مداوم و پایدار. در طول مدت حضور، تنها سه نفر از نیروهای قدیمی باقی مانده بودند و باقیها یا رفتند یا به خاطر ترس از پیدا نکردن کار، ماندند. به نظر من ارزش افزودهی فنی برای کسانی که میخواهند رشد کنند، در اینجا وجود ندارد. البته الان نیروها بیشتر از افرادی هستند که به صلاحیتهای پایه توجهی ندارند و تجربه برای من نشان میدهد که این محیط مناسب افراد جوان و اهل کار پاسخگو نیست؛ بیشتر برای افراد با سن بالاتر و دنبال حقوق مناسب میتواند مناسب باشد تا برای کسانی که میخواهند باهوش و پویا باشند و دانش بهروز را به کار بگیرند.
متاسفانه مدیر شرکت، فقط و فقط به فکر سود خالص است. پروژه ها را ماست مالی میکند و بسیار بسیار دروغ میگوید. رفتارش با آدمها مثل رفتار با برده است. چون از بچه ها سفته گرفته، بنده های خدا مجبورند تا اخر قرارداد صبر کنند. هرچی که میگی یا حتی امضاء میکنه رو میزنه زیرش. توی دفتر ما روی دیوار نوشته اند، فقط چیزهایی که سند مکتوب دارید قابل پذیرش است. یعنی حتی به اندازه چند ثانیه هم حرفش اعتبار ندارد. چند ماه از قراردادم مونده. بعدش عمرا پام رو بزارم توی دفترشون
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان عزیز در خدمتتون هستم با بهترین (کیبی ترین) تجربه کاری خودم با شرکت ترزنان پوخ افزار آذربایجان رو باهاتون به اشتراک بزارم از امتیازات بسیار عالی این شرکت(پارت اول): ۱ـ خدمات منحصر به فرد ورزشی{۱۶۰ عدد پله با استانداردهای ۸۰ گانه استاد علی صافکار که باعث سوزاندن کالری و افزایش سلامت کارکنان میگردد} ۲ـ پروژه های قدرتمند{چندین ماژول کرسی شعر که از حتی خودشان هم نمیدانند که چه اتفاقی در آن در حال رخ دادن است} ۳- موجود بودن لوازم جانبی برای کاربا کامپیوتر{اعم از موس و کیبورد و هدفون که در شرکت های دیگر آپشن محسوب میشود } ۴- امکان پیشرفت چشمگیر برای همگان{فراموشی و به زیر سوال رفتن سواد قدرتمند شما توسط مدیرانی با که سوادی در حد مایکروسافت (اتاق تعویض و شاسی ضربه) دارند} ۵- حقوق بسیار بالا و فضایی{شما با انجام تسک های پیچیده و روز ها کار دقیق بر روی ان می توانید حقوقی دریافت کنید که قابلیت رقابت تنگاتنگ با حقوق یک روز کارگر ساده داشته باشد} ۶- وجود پکیج های آموزشی قابل استفاده{آموزش های جامع و حرفه ای دزدی به غیر از برنامه نویسی} ۷- افزایش روز افزون امید{شما با کار کردن در این شرکت میتواند هر روز یک قدم خود را به امید مرگ نزدیک کنید} با من در وارت های بعدی از امتیازات بی پایان این شرکت همراه باشید
به این شرکت کار نمیکردم و تجربهام را اینطور به خاطر میآورم که حقوق ثابت ماهیانهای برابر ده میلیون بود و از همان ابتدا با اجبار برای ماندن تا ساعت شش مواجه بودم؛ در addition مجبور بودم هر پنجشنبه هم بیایم. تیم برنامهنویسی تنها با من بودم و رئیس IT که خانم هستند، برخوردشان با پرسنل اخلاقی نبود. اکثر کارها به بخش پشتیبانی مرتبط بود. مرخصی استحقاقی بهراحتی در شرکت وجود ندارد و برای هر روز مرخصی باید توضیحات دقیق بدهی تا تأیید شود. وقتی در مشکلات برنامهنویسی گیر میافتادم، ارتباط با رئیس نرمافزار داشتم اما پاسخها غالبا تهکلامی و تحقیرآمیز بود و میگفتند تو هیچچیز بلد نیستی. از طرفی رئیس نرمافزار بدون اجازه وارد سیستم من میشد. حقوق پایه نیز بهطور کامل رعایت نمیشد و واریزیها مطابق پایه بود، با وجود این که برای مناسبتها فقط پنجصد هزار تومان پرداخت میشد. با اولین حقوق ده میلیونی همواره از من میخواستند برای آنها ناهار یا شیرینی بدهی. اگر صبحها قبل از ساعت هفت و نیم حضور میداشتی، اضافهکار محسوب نمیشد و اگر دفعاتی بعد از چهار و پانزده عصر کار میکردی، با پایهای پایین بهازای هر ساعت سی هزار تومان محاسبه میشد. تنها امتیاز شرکت، اینترنت رایگان بیحد و حصر بود که به گوشی من داده میشد.
من تجربهام از کار در پخش فردوس را اینطور تعریف میکنم: به همکاری با این شرکت هیچ وقت پیشنهاد نمیکنم. در حالی که با اسنپ کار میکردم و درآمدم ماهی بیش از ده میلیون بود، آنها برای یک مهندس نرمافزار با سابقه کاری مشخص، شرطی عجیب گذاشته بودند؛ پایهی دستمزد را شش هزار و هشتصد میخواستند برای بسته شدن. گفتند ماه اول ده میلیون است و اگر در همان ابتدای کار خودی نشان بدهی، به مرور درآمدها بیشتر میشود. نکتهی منفی دیگر این بود که رئیس مجموعه زن بود و کار با ایشان را برای من تجربهناپذیر میکرد. از پیش هم گفته بودند هر روز تا شش اضافهکاری اجباری وجود دارد. در کل تیم برنامهنویسشان تنها یک پسر بود. در نهایت خوشحال بودم که با این شرکت وارد همکاری نشدم.
من پارسال تابستان اینجا مصاحبه اومده بودم و روز مصاحبه از جو و فضاش خوشم نیومد، امسال مجدد دنبال کار بودم رزومه در جاب اینجا گذاشته بودم، باهام تماس گرفتن دو دل بودم که برم، بلاخره رفتم ولی برعکس سال قبل فوق العاده منظم و دقیق روز ساعت مصاحبه باهام هماهنگ شد، وقتی رفتم خیلی از نظم و جو تعجب کردم خیلی با سال قبل فرق داشت تو مصاحبه فنی من متاسفانه اماده نبودم و خیلی سوالات و نشد جواب بدم، و خیلی مودبانه بعد جلسه مصاحبه نتیجه رو گفتند ، در کل نمیشه به این نظرات توکانال ها اتکا کرد هر کسی خودش باید فضا محیط و تجربه کنه و تصمیم بگیره
بسیار بسیار شرکت مزخرفیه حیف از زمانی که من در اون شرکت هدر دادم توی یه شرکت به عنوان بازاریاب داشتم کار میکردم که سرپرست یکی از شرکتهای گلرنگ گفت که زیرمجموعه های گروه صنعتی گلرنگ باشی امنیت شغلی بالایی و حقوق و مزایای بالایی داره و از این حرف های که دروغی بیش نبود بعد از ۴۷ روز که در نوبت بودم بالاخره به عنوان بازاریاب استخدام شدم از ۷ صبح تا ۱۱ کار میکردم و بعد از بیست روز گفتن باید بری انبار بعد توزیع بعد نگهبان خلاصه در یک ماه چند بار تغییر شغل و بالاخره یه روز گفتن باید برگه های ترک کار رو امضا کنی نه امنیت شغلی نه یک کلمه راست همه از مدیر تا سرپرست گرفته آدم های نامرد و دروغگو من یک دهم از بدیهای شرکت و مدیران و بلاهایی که سرم آوردن رو نتونستم بگم خودتون فکر کنید
بسیار بسیار شرکت مزخرفیه حیف از زمانی که من در اون شرکت هدر دادم توی یه شرکت به عنوان بازاریاب داشتم کار میکردم که سرپرست یکی از شرکتهای گلرنگ گفت که زیرمجموعه های گروه صنعتی گلرنگ باشی امنیت شغلی بالایی و حقوق و مزایای بالایی داره و از این حرف های که دروغی بیش نبود بعد از ۴۷ روز که در نوبت بودم بالاخره به عنوان بازاریاب استخدام شدم از ۷ صبح تا ۱۱ کار میکردم و بعد از بیست روز گفتن باید بری انبار بعد توزیع بعد نگهبان خلاصه در یک ماه چند بار تغییر شغل و بالاخره یه روز گفتن باید برگه های ترک کار رو امضا کنی نه امنیت شغلی نه یک کلمه راست همه از مدیر تا سرپرست گرفته آدم های نامرد و دروغگو من یک دهم از بدیهای شرکت و مدیران و بلاهایی که سرم آوردن رو نتونستم بگم خودتون فکر کنید
در این شرکت فضای کار پر از بیثباتی بود و من از نزدیک با جو حاکم آشنا شدم. آنچه در میان همکاران درباره مدیرعامل و ردههای مدیریتی گفته میشود، به نظر میرسد که این افراد برای برخی از کارمندان سنگین و دشوار باشند. در طول سالها تجربه، با مواردی روبهرو شدم که نشان میدهد سطح دانش و انگیزه برخی از مدیران و همپرسیها پایین است و روابط داخل تیم دچار تنش و ناملایماتی زیادی است. رفتارهای گروهی، شیوه برخورد با کارمندان، و تضییع حقوق مشتریان از جمله مسائلی بود که میدیدم و تجربهاش را به صورت عینی ثبت میکردم. بهویژه اخراجهای ناگهانی و بیتوجهی به وضعیت فردی کارمندانی که ازدواج کردهاند یا در آستانه تعطیلات بودند، از جمله رویدادهایی بود که تأثیر عمیقی گذاشت و باعث شد احساس نارضایتی و فشار زیادی ایجاد شود. من حتی در زمان عملیاتی اخراجهای لحظهای شاهد واکنشهای همکاران و دلتنگیهای باری بودم، به خصوص پس از اخراج یکی از واحدهای مشتریان. به نکتهای اشاره کنم که برای کارجویان مهم است: ممکن است دوره کار در اینجا با فشار و تنگنا همراه باشد و بهتر است با دیدی واقعبینانه به گزینههای شغلی دیگر نگاه کنند تا از سرمایهگذاری زمان و انرژی خود حفاظت کنند.
سال گذشته به این تیم ملحق شدم و از آغاز تا پایان فرایند استخدام تجربهای نسبتا طولانی داشتم؛ مراحل گزینش دو تا سه ماه طول کشید اما برخورد همه در مراحل جذب بسیار حرفهای و با احترام بود. پس از گذشت یک سال کار، میتونم بگم که مزایای قابل توجهی وجود دارد و واقعا فرهنگی سازمانی بالاست؛ در اینجا احساس ارزشمندی به من منتقل میشود. یکی از نکات ضعفی که به ذهنم میرسد این است که حقوق دریافتی در سطح متوسطی است، بهخصوص که بخش کوچکی از آن به مزایای کارم encabez میشود. همچنین نبود روز مشخص برای واریز حقوق، واریز هر ماه معمولا بین پنجم تا دهم اتفاق میافتد که این مسئله گاهی اذیتکننده است. امیدوارم با مدیریت مربوطه در این زمینه بازنگری انجام شود تا حقوق بهطور منظمتری هر ماه واریز گردد.
اگر هیچ سابقه کار نداری و دنبال کسب سابقه هستی تازه دانشگاهت تموم شده پیشنهاد میشه یکسال باشی و بیایی بیرون البته تو اون یکسال خیلی محتاط باش تا نندازنت بیرون فقط به خاطر اینکه سابقه کسب کنی مزیتی که فقط داره حقوق خیلی کم که از همه جا پایین تره به موقع میدن فقط برای اینکه تازه اول جونیته خرج کرایه بدی و بری بیایی خوبه و بیمه دارن همین. و الا محیط کاری واقعا کسل کننده مدیران بی کفایت که با هر کی حال نکنن میگن نیا مرخصی هم که حقته، دو روزبخوای بگیری کلا یه کار میکن از زندگی سیر شی.کلا هم عین ربات باید باشی و الا کسی که سابقه کاری داره به هیچ عنوان رسپینا نیاد کلاهشم افتاد نیاد در این حد جهنمه سر مصاحبه میگن هر چی شما بگین حقوق و بعد روز قرارداد هم میگن ببخشید حقوق همینه کلا مریضن ........
من تو این شرکت چهار سال مشغول بکار بودم از زمانی که خانم ... که خانم پیری بودن مدیر منابع انسانی شدن به جای اینکه پر از تجربه بود به قول خودش، فضای امن و ارامش و ایجاد کنه تو منابع انسانی، فضای کار ما شده بود پر از استرس چه برسه به واحدهای دیگه...جرات حرف زدن سوال پرسیدن از همکارمون جرات چک کردن گوشی جرات هیچ کاری نداشتیم دقیقا عین ربات باید به صفحه کامپیوترمون فقط نگاه میکردیم به هیچ عنوان نباید جویا از واحدهای دیگه میشدیم ناسلامتی منابع انسانی بودیم و باید همدل بچها میشدیم ببینیم مشکلی دارن یا نه،زمانی که میخواستیم نیرو بگیریم ایشون میگفت تو مصاحبه عددی که میگه رو اوکی بده بعد بنده خداها میومدن سر قرارداد ما میگفتیم ببخشید رقم اینه بنده خدا استعفا داده با اون رقم پیشنهادی خودش اومده بعد ما میگفتیم رقم اینه دقیقا فقط ما رو بده میکرد جلو مردم بعد خودش همش میگفت اگه طرف قبول نکرد خواست من و ببینه بگو من جلسه م در این حد بیشعور....و ایشون کاملا عین یه حیون که فقط منتظر بود خطا کنی هر روز صبح میومد میگفت فقط نیرو بگیرید مهم نیست تجربه داره یا نه کسی باشه فقط حقوق کم بخواد اصلا هیچی براش مهم نبود فقط میخواست دهن مدیر عامل بسته باشه علاوه بر اینها زنگ میزد به مدیر واحدهای دیگه میگفت از هر کی راضی نیستی بگو بندازمش بیرون که البته تو کرونا اسفند1400 با بچها قرارداد هم بست اواخر اسفند 50 نفر بدون دلیل انداخت بیرون و بعد گفت نیازی نداریم قشنگ عید به اون اقایونی که اکثرا زن و بچه داشتن زهرمار کرد من نهایت چندماه با این خانم کار کردم و بعدش استعفا دادم.
سال اول حضورم در تابان شهر پر از یادگیری و هیجان بود و واقعا احساس کردم جای درست را برای رشد انتخاب کردهام. از همان ابتدای ورود به تیم، با اعضای باحال و دوستانه، به ویژه همکارانم مانند آقای پارسا، تجربه کار مشترک را به شکل واقعا مثبتی تجربه کردم. وقتی کارم را آغاز کردم، با دنیای تازهای روبهرو شدم و چیزهای زیادی یاد گرفتم، از بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو گرفته تا افزایش ترافیک ارگانیک و سایر مهارتهای مرتبط. با این حال آنچه بیشتر از همه برایم جذاب بود، مواجهه با چالشهای روزانه بود که هر بار با بهکارگیری خلاقیت حل میشد. تابان شهر برای من فراتر از یک محیط کاری است؛ اینجا به نوعی خانهای است که در آن از هم حمایت میکنیم و به رشد یکدیگر کمک میکنیم. امیدوارم سالهای بیشتری کنار تیم حرفهای اینجا بمانم و به دستاوردهای تازهای دست پیدا کنم.
شرکت پرشیا خودرو را تجربه کردم و با وجود ظاهر بیرونی به نظر میرسید که از درون دچار ضعف جدی باشد. همواره مدیران تغییر میکنند و جایگاه امنیت شغلی وجود ندارد، چرا که به صورت مداوم معمولا تعدیل نیرو صورت میگیرد. هیچ برنامه مشخصی برای آینده شرکت ندارد و به نظر میرسد تنها از بانکها وامهای سنگین میگیرد تا در پروژههای دیگر سرمایهگذاری کند. رفتارهای سطحی و نمایشهای ظاهری زیادی میبینم، اما در واقع شرکت از درون فروپاشیده است. حاشیهسازی زیادی وجود دارد و کارمندان گاه رفتارهای حاشیهساز نشان میدهند. واحد اداری و بخش کارگزینی به نحوی عمل میکند که به کار سایر همکاران آسیب میزند و با وجود اینکه خودشان به مدت ده سال همین شرکت هستند، افراد واحدهای تعمیرات و نیروهای مکانیک را نسبتا بهطور گسترده اخراج میکنند. این شرکت در مجموع بسیار ضعیف است و هیچگاه توصیه نمیکنم برای استخدام به آنجا مراجعه شود.
این دوست عزیزی که اومده گفته 3 ساله داره کار می کنه یا همونیه که ماهی 500 هزار تومن بیشتر میگیره (که دوست عزیز دیگری در کامنت پایین تر توضیح داده) یا خود مدیر عامله اومده یه چی بگه که گفته باشه. آقای @ق جمع کن لطفا بزار بانک سودشو بگیر با چه زبونی بگیم تو اینکاره نیستی. اگه اینم کپی پیست نمیکنی لای کدات بفروشی ما بریم ! با اجازه. دوستان لطفا تمام کامنت ها خوانده شود و بعدش قضاوت کنید. با تشکر.
مدیران این مجموعه همانند جریانی بیثبات و پر از شبهه به نظر میرسند؛ از همفکری و همسویی تیمی خبری نیست و هر بار با تغییرات گسترده در سطح مدیریتی روبهرو هستیم. امنیت شغلی وجود ندارد و تبلیغات گسترده فریبنده است، از ادعاهای بزرگ تا واقعیت اجرایی فاصله دارد. در عمل تنها هیاهویی برای جذب نیرو دیده میشود و از جانب شرکت هیچ پشتوانهای برای سرمایهگذاری و پایداری دیده نمیشود. فهرست مشکلات به ترتیب زمانی از کمبودن حمایتهای مدیریتی تا عدم نظم در ساختار سازمانی و انجام کارها ادامه دارد، بهطوریکه مشخص نیست چه کسی مسئول چه بخشی است. به نظر میرسد در تیمی با تغییرات مکرر مدیران، کارمندان بهمراتب کمتر از انتظار حقوق و مزایا دریافت میکنند و فرایندهای پرداخت یا تامین مایحتاج روزمره مثل هزینه غذا و ایابوذهاب هم با تاخیر و مشکلاتی همراه است. دورنمای رشد و انگیزه در چنین فضایی کاهش مییابد و برخی اوقات تشویقهای غیرواقعی یا معکوس داده میشود. نکتهای که همیشه شنیده میشود این است که ساختار سازمانی بهدرستی تعریف نشده و در نتیجه ارتباطات داخلی و وظایف افراد بهدرستی مشخص نیست. در کنار اینها، تفاوتهای بین واحدهای مختلف شرکت هم به چشم میخورد و برخی کارکنان بهطور همزمان در پستها و بخشهای مختلف مشغول به کارند بدون هماهنگی مناسب. در زمینه پرداختها نیز گزارشهایی از سهم بازار و پورسانتهای کمتر از حد انتظار برای برخی محصولات مطرح شده است و این موضوع به اعتماد کارکنان آسیب میزند. با وجود این همه، هنوز امیدی در میان نیروها برای بهبود وجود دارد، اما نیازمند بازنگری جدی در ساختار، پاسخگویی مدیران و بهبود فرایندهای اجرایی است تا تجربه کاری سالم و پایداری ارائه شود.
تجربهام از کارآموزی در هیوا وب همچنان دلگرمکننده است. فرصت کار روی پروژههای واقعی و یادگیری عملی وردپرس و سئو را داشتم و از این بابت خیلی خوشحال بودم. فضای کار دوستانه و از همکاران با تجربه، کمک بزرگی برای یادگیری من بود. برخلاف برخی از همزنجیران که نظرهای منفی میدادن، من از این تجربه کاملا راضی بودم و همین دوره آموزشی باعث شد تا در ادامه بتوانم با تکیه بر منابعی که دیدم، خودم هم در حوزه فریلنسری به درآمد قابل توجهی دست یابم.
به جایی که سختکوشی و نظم حرف اول را میزند کار کردن را ترجیح میدهم و این شرکت با فضایی کاملا منسجم و دقیق همسوست. اغلب پروژههای اصلی گروه به حوزهای امنیتی و نظامی مرتبط است، بنابراین فضای کاری گستردهای وجود دارد که با انضباط شدید و ساختار پادگانی همراه است. در شرکت با نظارت گسترده دوربینها روبهرو هستید و هر حرکت به دقت ثبت و تحلیل میشود. بهزعم من برخی مدیران تیم از نظر مهارتی چندان تجربهای مشاهده نمیشود و فرآیند اجرای اسکرام نیز به شیوهای با انسجام بالا اما تا حدی خشک و رسمی دنبال میشود. اگر روحیهای منضبط دارید و به دنبال کارهای سطح بالا با چالشهای فنی میگردید، این مجموعه میتواند برایتان گزینه مناسبی باشد.
بلاخره بعد از 4 سال تونستم سنواتمو از آینده کاوان کهکشان نرم افزار بگیرم البته با کمک اداره کار شمیرانات! عکس حکم اداره کارو پایینتر گذشتم از منابع انسانی اومدن نظر مثبت نوشتن امتیاز بالا دادن که افتضاحاتی که درست کردنو پاک کنن! کارمندای گوگل و اپل هم امتیاز 5 از 5 به شرکتشون نمیدن! که اینا دادن بعد از استخدام در آینده کاوان دو تا چیز تا آخر عمر یادتون میمونه : هیات مدیره آینده کاوان آدرس اداره کار شمیرانات! [](https://postimg.cc/R6g5fFDJ)
به معنای واقعی یه شرکت بسیار پرحاشیه ،و دارای مدیران خاله زنک و دیکتاتوره که فقط حرف ،حرف خودشونه ونمیخوان با مشارکت بقیه کارمندان شرکت رو به پیشرفت باشه ، واحد فروش که سنتی کارمیکنه وبا روش های صدسال پیش اداره میشه واصلا هدف گزاری مشخصی ندارند ،اصلا تواین شرکت جای پیشرفتی نداره و پشیمونم که یه مدت تواین شرکت کار کردم
برای من که تجربهام را از کار در فلایتیو ثبت میکنم، یکی از نکات منفی همواره بیاحترامی به پرسنل و بیارزشی کار حرفهای در واحد مالی بود. در اینجا احساس میکنم هیچ جایی برای ارائهی کار با کیفیت و حرفهای وجود ندارد و به سواد و دانش مالی کماهمیت میگرازند. آنجا بیشتر به دنبال اضافهکاری و تشویق به انجام کار بیشتر با حقوق ثابت نیستند و وقتی ساعتهای اضافه به صورت نامتعارف بالا میرود، فهمیدم که مشکلات جدی در سازمان و واحد مالی وجود دارد. کار مالی اینجا به عنوان پیک کاری دیده میشود ولی نه به صورت مداوم و پایدار. در طول مدت حضور، تنها سه نفر از نیروهای قدیمی باقی مانده بودند و باقیها یا رفتند یا به خاطر ترس از پیدا نکردن کار، ماندند. به نظر من ارزش افزودهی فنی برای کسانی که میخواهند رشد کنند، در اینجا وجود ندارد. البته الان نیروها بیشتر از افرادی هستند که به صلاحیتهای پایه توجهی ندارند و تجربه برای من نشان میدهد که این محیط مناسب افراد جوان و اهل کار پاسخگو نیست؛ بیشتر برای افراد با سن بالاتر و دنبال حقوق مناسب میتواند مناسب باشد تا برای کسانی که میخواهند باهوش و پویا باشند و دانش بهروز را به کار بگیرند.
متاسفانه مدیر شرکت، فقط و فقط به فکر سود خالص است. پروژه ها را ماست مالی میکند و بسیار بسیار دروغ میگوید. رفتارش با آدمها مثل رفتار با برده است. چون از بچه ها سفته گرفته، بنده های خدا مجبورند تا اخر قرارداد صبر کنند. هرچی که میگی یا حتی امضاء میکنه رو میزنه زیرش. توی دفتر ما روی دیوار نوشته اند، فقط چیزهایی که سند مکتوب دارید قابل پذیرش است. یعنی حتی به اندازه چند ثانیه هم حرفش اعتبار ندارد. چند ماه از قراردادم مونده. بعدش عمرا پام رو بزارم توی دفترشون
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان عزیز در خدمتتون هستم با بهترین (کیبی ترین) تجربه کاری خودم با شرکت ترزنان پوخ افزار آذربایجان رو باهاتون به اشتراک بزارم از امتیازات بسیار عالی این شرکت(پارت اول): ۱ـ خدمات منحصر به فرد ورزشی{۱۶۰ عدد پله با استانداردهای ۸۰ گانه استاد علی صافکار که باعث سوزاندن کالری و افزایش سلامت کارکنان میگردد} ۲ـ پروژه های قدرتمند{چندین ماژول کرسی شعر که از حتی خودشان هم نمیدانند که چه اتفاقی در آن در حال رخ دادن است} ۳- موجود بودن لوازم جانبی برای کاربا کامپیوتر{اعم از موس و کیبورد و هدفون که در شرکت های دیگر آپشن محسوب میشود } ۴- امکان پیشرفت چشمگیر برای همگان{فراموشی و به زیر سوال رفتن سواد قدرتمند شما توسط مدیرانی با که سوادی در حد مایکروسافت (اتاق تعویض و شاسی ضربه) دارند} ۵- حقوق بسیار بالا و فضایی{شما با انجام تسک های پیچیده و روز ها کار دقیق بر روی ان می توانید حقوقی دریافت کنید که قابلیت رقابت تنگاتنگ با حقوق یک روز کارگر ساده داشته باشد} ۶- وجود پکیج های آموزشی قابل استفاده{آموزش های جامع و حرفه ای دزدی به غیر از برنامه نویسی} ۷- افزایش روز افزون امید{شما با کار کردن در این شرکت میتواند هر روز یک قدم خود را به امید مرگ نزدیک کنید} با من در وارت های بعدی از امتیازات بی پایان این شرکت همراه باشید
به این شرکت کار نمیکردم و تجربهام را اینطور به خاطر میآورم که حقوق ثابت ماهیانهای برابر ده میلیون بود و از همان ابتدا با اجبار برای ماندن تا ساعت شش مواجه بودم؛ در addition مجبور بودم هر پنجشنبه هم بیایم. تیم برنامهنویسی تنها با من بودم و رئیس IT که خانم هستند، برخوردشان با پرسنل اخلاقی نبود. اکثر کارها به بخش پشتیبانی مرتبط بود. مرخصی استحقاقی بهراحتی در شرکت وجود ندارد و برای هر روز مرخصی باید توضیحات دقیق بدهی تا تأیید شود. وقتی در مشکلات برنامهنویسی گیر میافتادم، ارتباط با رئیس نرمافزار داشتم اما پاسخها غالبا تهکلامی و تحقیرآمیز بود و میگفتند تو هیچچیز بلد نیستی. از طرفی رئیس نرمافزار بدون اجازه وارد سیستم من میشد. حقوق پایه نیز بهطور کامل رعایت نمیشد و واریزیها مطابق پایه بود، با وجود این که برای مناسبتها فقط پنجصد هزار تومان پرداخت میشد. با اولین حقوق ده میلیونی همواره از من میخواستند برای آنها ناهار یا شیرینی بدهی. اگر صبحها قبل از ساعت هفت و نیم حضور میداشتی، اضافهکار محسوب نمیشد و اگر دفعاتی بعد از چهار و پانزده عصر کار میکردی، با پایهای پایین بهازای هر ساعت سی هزار تومان محاسبه میشد. تنها امتیاز شرکت، اینترنت رایگان بیحد و حصر بود که به گوشی من داده میشد.
من تجربهام از کار در پخش فردوس را اینطور تعریف میکنم: به همکاری با این شرکت هیچ وقت پیشنهاد نمیکنم. در حالی که با اسنپ کار میکردم و درآمدم ماهی بیش از ده میلیون بود، آنها برای یک مهندس نرمافزار با سابقه کاری مشخص، شرطی عجیب گذاشته بودند؛ پایهی دستمزد را شش هزار و هشتصد میخواستند برای بسته شدن. گفتند ماه اول ده میلیون است و اگر در همان ابتدای کار خودی نشان بدهی، به مرور درآمدها بیشتر میشود. نکتهی منفی دیگر این بود که رئیس مجموعه زن بود و کار با ایشان را برای من تجربهناپذیر میکرد. از پیش هم گفته بودند هر روز تا شش اضافهکاری اجباری وجود دارد. در کل تیم برنامهنویسشان تنها یک پسر بود. در نهایت خوشحال بودم که با این شرکت وارد همکاری نشدم.
من پارسال تابستان اینجا مصاحبه اومده بودم و روز مصاحبه از جو و فضاش خوشم نیومد، امسال مجدد دنبال کار بودم رزومه در جاب اینجا گذاشته بودم، باهام تماس گرفتن دو دل بودم که برم، بلاخره رفتم ولی برعکس سال قبل فوق العاده منظم و دقیق روز ساعت مصاحبه باهام هماهنگ شد، وقتی رفتم خیلی از نظم و جو تعجب کردم خیلی با سال قبل فرق داشت تو مصاحبه فنی من متاسفانه اماده نبودم و خیلی سوالات و نشد جواب بدم، و خیلی مودبانه بعد جلسه مصاحبه نتیجه رو گفتند ، در کل نمیشه به این نظرات توکانال ها اتکا کرد هر کسی خودش باید فضا محیط و تجربه کنه و تصمیم بگیره
بسیار بسیار شرکت مزخرفیه حیف از زمانی که من در اون شرکت هدر دادم توی یه شرکت به عنوان بازاریاب داشتم کار میکردم که سرپرست یکی از شرکتهای گلرنگ گفت که زیرمجموعه های گروه صنعتی گلرنگ باشی امنیت شغلی بالایی و حقوق و مزایای بالایی داره و از این حرف های که دروغی بیش نبود بعد از ۴۷ روز که در نوبت بودم بالاخره به عنوان بازاریاب استخدام شدم از ۷ صبح تا ۱۱ کار میکردم و بعد از بیست روز گفتن باید بری انبار بعد توزیع بعد نگهبان خلاصه در یک ماه چند بار تغییر شغل و بالاخره یه روز گفتن باید برگه های ترک کار رو امضا کنی نه امنیت شغلی نه یک کلمه راست همه از مدیر تا سرپرست گرفته آدم های نامرد و دروغگو من یک دهم از بدیهای شرکت و مدیران و بلاهایی که سرم آوردن رو نتونستم بگم خودتون فکر کنید
بسیار بسیار شرکت مزخرفیه حیف از زمانی که من در اون شرکت هدر دادم توی یه شرکت به عنوان بازاریاب داشتم کار میکردم که سرپرست یکی از شرکتهای گلرنگ گفت که زیرمجموعه های گروه صنعتی گلرنگ باشی امنیت شغلی بالایی و حقوق و مزایای بالایی داره و از این حرف های که دروغی بیش نبود بعد از ۴۷ روز که در نوبت بودم بالاخره به عنوان بازاریاب استخدام شدم از ۷ صبح تا ۱۱ کار میکردم و بعد از بیست روز گفتن باید بری انبار بعد توزیع بعد نگهبان خلاصه در یک ماه چند بار تغییر شغل و بالاخره یه روز گفتن باید برگه های ترک کار رو امضا کنی نه امنیت شغلی نه یک کلمه راست همه از مدیر تا سرپرست گرفته آدم های نامرد و دروغگو من یک دهم از بدیهای شرکت و مدیران و بلاهایی که سرم آوردن رو نتونستم بگم خودتون فکر کنید
در این شرکت فضای کار پر از بیثباتی بود و من از نزدیک با جو حاکم آشنا شدم. آنچه در میان همکاران درباره مدیرعامل و ردههای مدیریتی گفته میشود، به نظر میرسد که این افراد برای برخی از کارمندان سنگین و دشوار باشند. در طول سالها تجربه، با مواردی روبهرو شدم که نشان میدهد سطح دانش و انگیزه برخی از مدیران و همپرسیها پایین است و روابط داخل تیم دچار تنش و ناملایماتی زیادی است. رفتارهای گروهی، شیوه برخورد با کارمندان، و تضییع حقوق مشتریان از جمله مسائلی بود که میدیدم و تجربهاش را به صورت عینی ثبت میکردم. بهویژه اخراجهای ناگهانی و بیتوجهی به وضعیت فردی کارمندانی که ازدواج کردهاند یا در آستانه تعطیلات بودند، از جمله رویدادهایی بود که تأثیر عمیقی گذاشت و باعث شد احساس نارضایتی و فشار زیادی ایجاد شود. من حتی در زمان عملیاتی اخراجهای لحظهای شاهد واکنشهای همکاران و دلتنگیهای باری بودم، به خصوص پس از اخراج یکی از واحدهای مشتریان. به نکتهای اشاره کنم که برای کارجویان مهم است: ممکن است دوره کار در اینجا با فشار و تنگنا همراه باشد و بهتر است با دیدی واقعبینانه به گزینههای شغلی دیگر نگاه کنند تا از سرمایهگذاری زمان و انرژی خود حفاظت کنند.
سال گذشته به این تیم ملحق شدم و از آغاز تا پایان فرایند استخدام تجربهای نسبتا طولانی داشتم؛ مراحل گزینش دو تا سه ماه طول کشید اما برخورد همه در مراحل جذب بسیار حرفهای و با احترام بود. پس از گذشت یک سال کار، میتونم بگم که مزایای قابل توجهی وجود دارد و واقعا فرهنگی سازمانی بالاست؛ در اینجا احساس ارزشمندی به من منتقل میشود. یکی از نکات ضعفی که به ذهنم میرسد این است که حقوق دریافتی در سطح متوسطی است، بهخصوص که بخش کوچکی از آن به مزایای کارم encabez میشود. همچنین نبود روز مشخص برای واریز حقوق، واریز هر ماه معمولا بین پنجم تا دهم اتفاق میافتد که این مسئله گاهی اذیتکننده است. امیدوارم با مدیریت مربوطه در این زمینه بازنگری انجام شود تا حقوق بهطور منظمتری هر ماه واریز گردد.
اگر هیچ سابقه کار نداری و دنبال کسب سابقه هستی تازه دانشگاهت تموم شده پیشنهاد میشه یکسال باشی و بیایی بیرون البته تو اون یکسال خیلی محتاط باش تا نندازنت بیرون فقط به خاطر اینکه سابقه کسب کنی مزیتی که فقط داره حقوق خیلی کم که از همه جا پایین تره به موقع میدن فقط برای اینکه تازه اول جونیته خرج کرایه بدی و بری بیایی خوبه و بیمه دارن همین. و الا محیط کاری واقعا کسل کننده مدیران بی کفایت که با هر کی حال نکنن میگن نیا مرخصی هم که حقته، دو روزبخوای بگیری کلا یه کار میکن از زندگی سیر شی.کلا هم عین ربات باید باشی و الا کسی که سابقه کاری داره به هیچ عنوان رسپینا نیاد کلاهشم افتاد نیاد در این حد جهنمه سر مصاحبه میگن هر چی شما بگین حقوق و بعد روز قرارداد هم میگن ببخشید حقوق همینه کلا مریضن ........
من تو این شرکت چهار سال مشغول بکار بودم از زمانی که خانم ... که خانم پیری بودن مدیر منابع انسانی شدن به جای اینکه پر از تجربه بود به قول خودش، فضای امن و ارامش و ایجاد کنه تو منابع انسانی، فضای کار ما شده بود پر از استرس چه برسه به واحدهای دیگه...جرات حرف زدن سوال پرسیدن از همکارمون جرات چک کردن گوشی جرات هیچ کاری نداشتیم دقیقا عین ربات باید به صفحه کامپیوترمون فقط نگاه میکردیم به هیچ عنوان نباید جویا از واحدهای دیگه میشدیم ناسلامتی منابع انسانی بودیم و باید همدل بچها میشدیم ببینیم مشکلی دارن یا نه،زمانی که میخواستیم نیرو بگیریم ایشون میگفت تو مصاحبه عددی که میگه رو اوکی بده بعد بنده خداها میومدن سر قرارداد ما میگفتیم ببخشید رقم اینه بنده خدا استعفا داده با اون رقم پیشنهادی خودش اومده بعد ما میگفتیم رقم اینه دقیقا فقط ما رو بده میکرد جلو مردم بعد خودش همش میگفت اگه طرف قبول نکرد خواست من و ببینه بگو من جلسه م در این حد بیشعور....و ایشون کاملا عین یه حیون که فقط منتظر بود خطا کنی هر روز صبح میومد میگفت فقط نیرو بگیرید مهم نیست تجربه داره یا نه کسی باشه فقط حقوق کم بخواد اصلا هیچی براش مهم نبود فقط میخواست دهن مدیر عامل بسته باشه علاوه بر اینها زنگ میزد به مدیر واحدهای دیگه میگفت از هر کی راضی نیستی بگو بندازمش بیرون که البته تو کرونا اسفند1400 با بچها قرارداد هم بست اواخر اسفند 50 نفر بدون دلیل انداخت بیرون و بعد گفت نیازی نداریم قشنگ عید به اون اقایونی که اکثرا زن و بچه داشتن زهرمار کرد من نهایت چندماه با این خانم کار کردم و بعدش استعفا دادم.
سال اول حضورم در تابان شهر پر از یادگیری و هیجان بود و واقعا احساس کردم جای درست را برای رشد انتخاب کردهام. از همان ابتدای ورود به تیم، با اعضای باحال و دوستانه، به ویژه همکارانم مانند آقای پارسا، تجربه کار مشترک را به شکل واقعا مثبتی تجربه کردم. وقتی کارم را آغاز کردم، با دنیای تازهای روبهرو شدم و چیزهای زیادی یاد گرفتم، از بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو گرفته تا افزایش ترافیک ارگانیک و سایر مهارتهای مرتبط. با این حال آنچه بیشتر از همه برایم جذاب بود، مواجهه با چالشهای روزانه بود که هر بار با بهکارگیری خلاقیت حل میشد. تابان شهر برای من فراتر از یک محیط کاری است؛ اینجا به نوعی خانهای است که در آن از هم حمایت میکنیم و به رشد یکدیگر کمک میکنیم. امیدوارم سالهای بیشتری کنار تیم حرفهای اینجا بمانم و به دستاوردهای تازهای دست پیدا کنم.
شرکت پرشیا خودرو را تجربه کردم و با وجود ظاهر بیرونی به نظر میرسید که از درون دچار ضعف جدی باشد. همواره مدیران تغییر میکنند و جایگاه امنیت شغلی وجود ندارد، چرا که به صورت مداوم معمولا تعدیل نیرو صورت میگیرد. هیچ برنامه مشخصی برای آینده شرکت ندارد و به نظر میرسد تنها از بانکها وامهای سنگین میگیرد تا در پروژههای دیگر سرمایهگذاری کند. رفتارهای سطحی و نمایشهای ظاهری زیادی میبینم، اما در واقع شرکت از درون فروپاشیده است. حاشیهسازی زیادی وجود دارد و کارمندان گاه رفتارهای حاشیهساز نشان میدهند. واحد اداری و بخش کارگزینی به نحوی عمل میکند که به کار سایر همکاران آسیب میزند و با وجود اینکه خودشان به مدت ده سال همین شرکت هستند، افراد واحدهای تعمیرات و نیروهای مکانیک را نسبتا بهطور گسترده اخراج میکنند. این شرکت در مجموع بسیار ضعیف است و هیچگاه توصیه نمیکنم برای استخدام به آنجا مراجعه شود.
این دوست عزیزی که اومده گفته 3 ساله داره کار می کنه یا همونیه که ماهی 500 هزار تومن بیشتر میگیره (که دوست عزیز دیگری در کامنت پایین تر توضیح داده) یا خود مدیر عامله اومده یه چی بگه که گفته باشه. آقای @ق جمع کن لطفا بزار بانک سودشو بگیر با چه زبونی بگیم تو اینکاره نیستی. اگه اینم کپی پیست نمیکنی لای کدات بفروشی ما بریم ! با اجازه. دوستان لطفا تمام کامنت ها خوانده شود و بعدش قضاوت کنید. با تشکر.
مدیران این مجموعه همانند جریانی بیثبات و پر از شبهه به نظر میرسند؛ از همفکری و همسویی تیمی خبری نیست و هر بار با تغییرات گسترده در سطح مدیریتی روبهرو هستیم. امنیت شغلی وجود ندارد و تبلیغات گسترده فریبنده است، از ادعاهای بزرگ تا واقعیت اجرایی فاصله دارد. در عمل تنها هیاهویی برای جذب نیرو دیده میشود و از جانب شرکت هیچ پشتوانهای برای سرمایهگذاری و پایداری دیده نمیشود. فهرست مشکلات به ترتیب زمانی از کمبودن حمایتهای مدیریتی تا عدم نظم در ساختار سازمانی و انجام کارها ادامه دارد، بهطوریکه مشخص نیست چه کسی مسئول چه بخشی است. به نظر میرسد در تیمی با تغییرات مکرر مدیران، کارمندان بهمراتب کمتر از انتظار حقوق و مزایا دریافت میکنند و فرایندهای پرداخت یا تامین مایحتاج روزمره مثل هزینه غذا و ایابوذهاب هم با تاخیر و مشکلاتی همراه است. دورنمای رشد و انگیزه در چنین فضایی کاهش مییابد و برخی اوقات تشویقهای غیرواقعی یا معکوس داده میشود. نکتهای که همیشه شنیده میشود این است که ساختار سازمانی بهدرستی تعریف نشده و در نتیجه ارتباطات داخلی و وظایف افراد بهدرستی مشخص نیست. در کنار اینها، تفاوتهای بین واحدهای مختلف شرکت هم به چشم میخورد و برخی کارکنان بهطور همزمان در پستها و بخشهای مختلف مشغول به کارند بدون هماهنگی مناسب. در زمینه پرداختها نیز گزارشهایی از سهم بازار و پورسانتهای کمتر از حد انتظار برای برخی محصولات مطرح شده است و این موضوع به اعتماد کارکنان آسیب میزند. با وجود این همه، هنوز امیدی در میان نیروها برای بهبود وجود دارد، اما نیازمند بازنگری جدی در ساختار، پاسخگویی مدیران و بهبود فرایندهای اجرایی است تا تجربه کاری سالم و پایداری ارائه شود.
تجربهام از کارآموزی در هیوا وب همچنان دلگرمکننده است. فرصت کار روی پروژههای واقعی و یادگیری عملی وردپرس و سئو را داشتم و از این بابت خیلی خوشحال بودم. فضای کار دوستانه و از همکاران با تجربه، کمک بزرگی برای یادگیری من بود. برخلاف برخی از همزنجیران که نظرهای منفی میدادن، من از این تجربه کاملا راضی بودم و همین دوره آموزشی باعث شد تا در ادامه بتوانم با تکیه بر منابعی که دیدم، خودم هم در حوزه فریلنسری به درآمد قابل توجهی دست یابم.