برای مصاحبه با من قراری کذاشتند راس موعد حتی زودتر هم رسیدم جدا از ظاهر سنتی و تم مذهبی شرکت مدت قابل توجهی برای مصاحبه منتظر بودم و ولکام خوبی هم صورت نگرفت و منشی مدیر عامل ادبیات و لحن خوبی بابت وقفه پیش اومده نداشت .برق رفته بود اتاق گرم انتظار و… داشتم منصرف میشدم برم که بالاخره مدیر منابع انسانی تشریف اوردن رفتارشون محترمانه بود ظاهرا نگرششون هم با جو و فضای سنگین سازمان متفاوت بود ، عذرخواهی کردن و گفتگو کردیم ایشون با بیان مناسب نظر من رو در مورد فرهنگ سازمانشون تغییر داد اما مشخص بود کلی کار هست تا به درجه تعالی و بلوغ سازمانی و ارتقا برند کارفرمایی برسن بهرحال فارغ از نتیجه تجربه جالبی بود
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی شیوع کرونا بود رزومهام را فرستادم و بهزودی پاسخ گرفتم. حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و چند سوال کلی از من پرسیدند، مثل حقوق درخواستی و تاریخ شروع. گفتند با من تماس میگیرند اما بهطور مشخص جلسه حضوری همان لحظه تعیین نشد؛ فکر اولم این بود که شاید حقوق پیشنهادی من بالاتر از انتظار بوده، اما بعد فهمیدم که این روند طبیعی است. بهخاطر دورکاری و عید، فاصلهای نزدیک به یک ماه برای مرحله بعدی افتاد. پس از آن مرا برای ملاقات حضوری دعوت کردند؛ جلسه آرام و مناسب بود و سوالها چالشبرانگیز بود اما روند مصاحبه روان پیش رفت. بعد از آن از من خواسته شد تا یک روز بیایم و از نزدیک با کار و تیم آشنا شوم و حدود یک ساعت با همکارها صحبت کنم. دو روز بعد برایم آفر ارسال شد و کارم را آغاز کردم. در نهایت به نظر میرسد که اگر سر وقت به مصاحبه برسید، نتیجه خوبی خواهید گرفت؛ تیم منابع انسانی هم با برخوردی دوستانه و خوب کار را جلو میبرند.
من کنار تیمی گرم و منسجم کار کردن رو تجربهای واقعاً دلنشین میدونم. جو صمیمی و همکاری منظمِ گروه به وضوح توی روند کار حس میشد. پرداختیها به طور منظم و بهموقع انجام میشد و حقوق هم دقیقاً سر زمان محاسبه میشد. مصاحبه هم بهطور دقیق و منظم برگزار شد؛ برای من زمان آزادم اهمیت داشت و سوالات مطرحشده علمی و تخصصی بودند که از سطح حرفهای تیم گواهی میداد.
احساس کردم جلسه مصاحبه از همان قدم اول با اضطراب مواجه شد؛ وقتی وارد اتاق شدم، حدود ده تا بیست دقیقه منتظر شدم تا فرم تازهای بدهند که همان اطلاعات رزومهام بود و دوباره پر شود، نشانی از منطق سیستموار نبود و خیلی برایم عجیب بود. پس از یک ساعت معطلی، با وجود ناراحتی خیلی زیاد تصمیم گرفتم بروم سراغ مصاحبه، اما خیلی سریع گفتند بروید به اتاق مصاحبه. اولین نکتهای که به چشمم خورد حضور چهار نفر در جمع بود: مدیر تیم، توسعهدهنده اندروید، توسعهدهنده iOS و مسئول منابع انسانی. در همان لحظه حس کردم این محیط به اندازهای حرفهای نیست و با انگیزهای پایین وارد شوی. اگر بخواهم صریح باشم، یکی از بیانگیزترین مصاحبههایی بود که تاکنون تجربه کردهام. سؤالات فنی به شکل پراکنده و سطحی مطرح میشد؛ انگار هیچ یک از حاضرین تجربه مصاحبهی حرفهای نداشتند و تنها کنار هم نشسته بودند تا بتوانند پاسخی بدهند. تنها سوالی که درباره SOLID مطرح شد بیشتر جنبه حفظی داشت، چون مصاحبهکننده در پاسخ دادن نتوانست نکته جانبی یا بازخوردی ارائه بدهد. یکی از اعضای تیم که روی iOS کار میکرد دربارهی مالتیتریدینگ پرسید و من پاسخهایی مانند ترد ساده، Rx و coroutine را ارائه دادم؛ ناگهان آن فرد عصبی شد و مصر بود ادعا کند که اندروید در این حوزهها خوب نیست، بدون ارائه دلیل معقول. رفتار او بچگانه بود و همتیمیها سعی میکردند صحبت او را قطع کنند. در پایان از من پرسیدند که چرا به مصاحبه آمدهام و چرا فکر میکنم لیاقت حقوقی که میخواهم را دارم. به نظر من اگر دنبال محیط کاری با افراد حرفهای هستید، توصیه نمیکنم برای مصاحبه به این مجموعه مراجعه کنید. حقوقشان هم تا حدی بر پایهی سیستم VAS محاسبه میشود، این را در نظر بگیرید. نکتهی دیگری که برایشان مهم بود این بود که ببینند تا چه حد مرئوس پذیر هستم.
شرکت تجارت بدون مرز را در ذهنم ثبت کردم، چون تجربه مصاحبه بهنوعی روشن و صریح بود. در فرآیند مصاحبه برای موقعیت برنامهنویس جاوا معیارهای مشخصی داشتند: حل مسئله، اصول پایهٔ برنامهنویسی، دیتابیس و مفاهیم جاوا. مصاحبهکننده واقعا مسلط بود و فضای گفتوگو را بهطور چشمگیری آرام و بدونتنش کرد. جو کلی مثبت بود و از همان ابتدای کار فهمیدم چه مباحث فنی برایشان اهمیت دارد. در میانهٔ جلسه، در بخش فنی، نزدیک به پایان یکی از همکاران منابع انسانی وارد شد و چند سوالی مطرح کرد. نکتهای که بهدست میآید این است که باید اصول برنامهنویسی و شیءگرایی را خوب بلد بود؛ اگر با فریمورکها کار کردهای، نشان دادن تجربه و تسلطشان، مفید است. آشنایی با design pattern و شناخت ضدالگوها و دلایلشان هم خیلی کمککننده است. سوالها نه بازی بود و نه عجلهای برای پاسخهای گنده، و هر زمان که مینشستند و میدیدند جواب را درست میدانم، اجازه نمیدادند که توضیحات اضافی بدهیم تا زمان برای همهٔ ما صرف نشود. در مجموع تجربهام بهعنوان یک مصاحبهٔ استاندارد و خوب توصیف میشود. روند استخدامشان به این شکل بود که پس از تأیید، دورهٔ آزمایشی وجود داشت و پس از آن مراحل بعدی انجام میشد.
مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم میتونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداختشون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ میکنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ میکنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت میکنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت میکنن! اما چون پاداش هست میتونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت میکنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه میشه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون میبندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون میبندن که قطعا یکطرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژههای شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفهای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت میمونید! اگر داستان گروگانگیری و بهرهکشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین میخواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکیتجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوانهای مردم میرن این شرکت و گرفتار میشن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمیکنید. دو طبقه مجزا از هم فکر میکنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفتوآمد باشید که اندازهی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، میدونم فشار اقتصادی روی همهمون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدمهای مریض و سمی، و شرکتهای دوزاری کار نکنید.
در مصاحبه با این شرکت، حس میکردم فضای کار دوستانه و پویایی زیادی حاکم است. سوالها به جزئیات گیر نکردن و بیشتر به نحوهی حل مسئله و مواجهه با چالشها توجه داشتند. بعد از جلسه هم واقعاً برای پرسشهایم وقت گذاشتند و این احساس را داشتم که چنین رفتاری برای اولین بار دیدهام. در کل فرایند دو مرحلهای بود که هر دو از جنس رفتاری بودند و به نظر میرسید تمرکزشان روی اشتیاق به یادگیری و میل به کسب تجربه است.
بابت مصاحبه رزومه دادم دفتر تهران جلوتر تر از بیمارستان تریتا و مصاحبه اول با یک کارشناس جذب انجام شد که تجربه عجیبی بود تجربه ایشون بسیار کمتر از من بود ولی مشکلی نبود جالب اینجا بود که وقتی وارد شدم در راهرو منتظر بودم برای مصاحبه یهو دیدم این نفر با دمپایی اومد و همونجا تو راهرو باهام مصاحبه کرد 😅😅😅 این مرحله قبول شدم رفتیم واحد روبرو برای مصاحبه با مدیر اچ آر که قبل ورود بهم گفتن کفشاتونو در بیارید !!!!! شگفتا گفتم چرا گفت اخه موکت کردیم 😅😅😅 تازه به دوران رسیده های ندید بدید وای خدای من وارد شدم دیدم چند نفر تو یه واحد ۷۰ متری هستن گویا همه مدیر ومدیر عامل بودن همه هم با دمپایی 😂😂😂😂😂 خلاصه رفتیم مصاحبه ادم بدی نبودن و نظرشون مثبت شد بعدش رفتم پیش حاجی ایشونم حرفایی زد ک مدتی ازمایشی باید باشی و وزارت کار میدیمو… که صریحا گفتم نه خلاصه ایشونم دید اینجوریه قبول کرد و قرار شد یه روز دیگه برم مصاحبه چهارم با مدیر عامل باز هم با دمپایی تازه تو اون جلسه یهو به من گفت قراره کار دیگه ای نسبت به تخصصم انجام بدم و اصلا ربطی به تجربم نداشت 😂😂😂 که منم قبول نکردم حالا جالب اینکه تو کاری که مدنظرشون بود نه دانش داشتن نه تجربه نه قابل قیاس با رقبا بودن 😂😂😂 اوضاع بیریخت بود خلاصه فقط وقت منو کرفتن الکی مطمعنم مدیر اچ ار تازه اونجا مشغول بود و از رو ناچاری اونجا بود زبان بدنش اینو میگفت کلا اگه میخواهین یه جای بی در پیکر برین جای خوبیه اسمشو میزارم شرکت دمپایی پوشان 😂😂😂😂😂
به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
در جلسهای برای استخدام به عنوان کارشناس فروش رفتم و همان آغاز کار با پرسشهای دقیق درباره سابقهام و شرکتهایی که پیش از این در آنها کار کرده بودم روبهرو شدم، سوالاتی که کاملا روشن و جامع مطرح شدند. در پایان مصاحبه، سوالهای بیشتری مطرح شد که از نظر جذابیت خوب بودند اما کمی مرا سردرگم کردند، چون چیزهایی که در مصاحبههای قبلی شنیده بودم نبودند. مصاحبه با مدیر انجام شد و به نظر میرسید فردی باهوش و با رفتاری محترمانه دارد. دفتر کار مرتب و منظم به نظر میآمد و گمان میکنم حدود ده تا پانزده نفر در آنجا مشغول به کار بودند.
برای مصاحبه با من قراری کذاشتند راس موعد حتی زودتر هم رسیدم جدا از ظاهر سنتی و تم مذهبی شرکت مدت قابل توجهی برای مصاحبه منتظر بودم و ولکام خوبی هم صورت نگرفت و منشی مدیر عامل ادبیات و لحن خوبی بابت وقفه پیش اومده نداشت .برق رفته بود اتاق گرم انتظار و… داشتم منصرف میشدم برم که بالاخره مدیر منابع انسانی تشریف اوردن رفتارشون محترمانه بود ظاهرا نگرششون هم با جو و فضای سنگین سازمان متفاوت بود ، عذرخواهی کردن و گفتگو کردیم ایشون با بیان مناسب نظر من رو در مورد فرهنگ سازمانشون تغییر داد اما مشخص بود کلی کار هست تا به درجه تعالی و بلوغ سازمانی و ارتقا برند کارفرمایی برسن بهرحال فارغ از نتیجه تجربه جالبی بود
وقتی شیوع کرونا بود رزومهام را فرستادم و بهزودی پاسخ گرفتم. حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و چند سوال کلی از من پرسیدند، مثل حقوق درخواستی و تاریخ شروع. گفتند با من تماس میگیرند اما بهطور مشخص جلسه حضوری همان لحظه تعیین نشد؛ فکر اولم این بود که شاید حقوق پیشنهادی من بالاتر از انتظار بوده، اما بعد فهمیدم که این روند طبیعی است. بهخاطر دورکاری و عید، فاصلهای نزدیک به یک ماه برای مرحله بعدی افتاد. پس از آن مرا برای ملاقات حضوری دعوت کردند؛ جلسه آرام و مناسب بود و سوالها چالشبرانگیز بود اما روند مصاحبه روان پیش رفت. بعد از آن از من خواسته شد تا یک روز بیایم و از نزدیک با کار و تیم آشنا شوم و حدود یک ساعت با همکارها صحبت کنم. دو روز بعد برایم آفر ارسال شد و کارم را آغاز کردم. در نهایت به نظر میرسد که اگر سر وقت به مصاحبه برسید، نتیجه خوبی خواهید گرفت؛ تیم منابع انسانی هم با برخوردی دوستانه و خوب کار را جلو میبرند.
من کنار تیمی گرم و منسجم کار کردن رو تجربهای واقعاً دلنشین میدونم. جو صمیمی و همکاری منظمِ گروه به وضوح توی روند کار حس میشد. پرداختیها به طور منظم و بهموقع انجام میشد و حقوق هم دقیقاً سر زمان محاسبه میشد. مصاحبه هم بهطور دقیق و منظم برگزار شد؛ برای من زمان آزادم اهمیت داشت و سوالات مطرحشده علمی و تخصصی بودند که از سطح حرفهای تیم گواهی میداد.
احساس کردم جلسه مصاحبه از همان قدم اول با اضطراب مواجه شد؛ وقتی وارد اتاق شدم، حدود ده تا بیست دقیقه منتظر شدم تا فرم تازهای بدهند که همان اطلاعات رزومهام بود و دوباره پر شود، نشانی از منطق سیستموار نبود و خیلی برایم عجیب بود. پس از یک ساعت معطلی، با وجود ناراحتی خیلی زیاد تصمیم گرفتم بروم سراغ مصاحبه، اما خیلی سریع گفتند بروید به اتاق مصاحبه. اولین نکتهای که به چشمم خورد حضور چهار نفر در جمع بود: مدیر تیم، توسعهدهنده اندروید، توسعهدهنده iOS و مسئول منابع انسانی. در همان لحظه حس کردم این محیط به اندازهای حرفهای نیست و با انگیزهای پایین وارد شوی. اگر بخواهم صریح باشم، یکی از بیانگیزترین مصاحبههایی بود که تاکنون تجربه کردهام. سؤالات فنی به شکل پراکنده و سطحی مطرح میشد؛ انگار هیچ یک از حاضرین تجربه مصاحبهی حرفهای نداشتند و تنها کنار هم نشسته بودند تا بتوانند پاسخی بدهند. تنها سوالی که درباره SOLID مطرح شد بیشتر جنبه حفظی داشت، چون مصاحبهکننده در پاسخ دادن نتوانست نکته جانبی یا بازخوردی ارائه بدهد. یکی از اعضای تیم که روی iOS کار میکرد دربارهی مالتیتریدینگ پرسید و من پاسخهایی مانند ترد ساده، Rx و coroutine را ارائه دادم؛ ناگهان آن فرد عصبی شد و مصر بود ادعا کند که اندروید در این حوزهها خوب نیست، بدون ارائه دلیل معقول. رفتار او بچگانه بود و همتیمیها سعی میکردند صحبت او را قطع کنند. در پایان از من پرسیدند که چرا به مصاحبه آمدهام و چرا فکر میکنم لیاقت حقوقی که میخواهم را دارم. به نظر من اگر دنبال محیط کاری با افراد حرفهای هستید، توصیه نمیکنم برای مصاحبه به این مجموعه مراجعه کنید. حقوقشان هم تا حدی بر پایهی سیستم VAS محاسبه میشود، این را در نظر بگیرید. نکتهی دیگری که برایشان مهم بود این بود که ببینند تا چه حد مرئوس پذیر هستم.
شرکت تجارت بدون مرز را در ذهنم ثبت کردم، چون تجربه مصاحبه بهنوعی روشن و صریح بود. در فرآیند مصاحبه برای موقعیت برنامهنویس جاوا معیارهای مشخصی داشتند: حل مسئله، اصول پایهٔ برنامهنویسی، دیتابیس و مفاهیم جاوا. مصاحبهکننده واقعا مسلط بود و فضای گفتوگو را بهطور چشمگیری آرام و بدونتنش کرد. جو کلی مثبت بود و از همان ابتدای کار فهمیدم چه مباحث فنی برایشان اهمیت دارد. در میانهٔ جلسه، در بخش فنی، نزدیک به پایان یکی از همکاران منابع انسانی وارد شد و چند سوالی مطرح کرد. نکتهای که بهدست میآید این است که باید اصول برنامهنویسی و شیءگرایی را خوب بلد بود؛ اگر با فریمورکها کار کردهای، نشان دادن تجربه و تسلطشان، مفید است. آشنایی با design pattern و شناخت ضدالگوها و دلایلشان هم خیلی کمککننده است. سوالها نه بازی بود و نه عجلهای برای پاسخهای گنده، و هر زمان که مینشستند و میدیدند جواب را درست میدانم، اجازه نمیدادند که توضیحات اضافی بدهیم تا زمان برای همهٔ ما صرف نشود. در مجموع تجربهام بهعنوان یک مصاحبهٔ استاندارد و خوب توصیف میشود. روند استخدامشان به این شکل بود که پس از تأیید، دورهٔ آزمایشی وجود داشت و پس از آن مراحل بعدی انجام میشد.
مدیرعامل اینجا فکر کرده چون اوضاع اقتصادی خرابه اینم میتونه هر غلطی دلش خواست بکنه. نحوه پرداختشون به این صورت هست که عدد درخواستی شما رو ضربدر ۱۲ میکنن تا عدد سالیانه به دست بیاد، سپس عدد سالیانه رو تقسیم بر ۱۶ میکنن و هر ماه ۱/۱۶ عدد سالیانه (یعنی ٪۷۵ عدد درخواستی ماهانه!) رو به عنوان حقوق پرداخت میکنن و هر سه ماه یک بار هم ۱/۱۶ عدد سالیانه رو به عنوان پاداش پرداخت میکنن! اما چون پاداش هست میتونن پرداخت نکنن تو این اوضاع و مدیرعامل گفت یا ۱/۱۶ کامل یا کمتر یا بیشتر رو بر اساس عملکرد پرداخت میکنیم. اما بیمه، مالیات، عیدی، و سنوات شما بر اساس همون عدد ٪۷۵ از حقوق درخواستی محاسبه میشه که کاملا به ضرر شماست. چرا باید تو این وضعیت اقتصادی ٪۲۵ حقوق من و امثال من دست شما بمونه و باهاش کاسبی کنید و بعد از سه ماه، پول خودم رو به عنوان پاداش بهم پرداخت کنید؟! تازه اگه پرداخت کنید، چون از اول دنبال بهانه هستید! مدیرعامل گفت پرداخت عدد اصلی بستگی به محاسبات مالیات داره که این هم یک بهانه هست که هر بار خواستن عدد کمتری پرداخت کنن. سه نوع قرارداد باهاتون میبندن + سفته! یک قرارداد کار باهاتون میبندن که قطعا یکطرفه خواهد بود. یک قرارداد NDA برای پروژههای شرکت. یک قرارداد تعهدات حرفهای که شما باید تعهد بدید تا پایان مدت قرارداد در شرکت میمونید! اگر داستان گروگانگیری و بهرهکشی از نیروی کار نیست چرا این همه تضمین میخواید از یه نیروی کار؟ قطعا دنبال سواستفاده هستید، قبلا در گروه ویکیتجربه تلگرام خوندم که گفته بودن جوانهای مردم میرن این شرکت و گرفتار میشن. موقعیت شرکت جنب میدان نیلوفر در سهروردی هست، جای بسیار شلوغ، و داخل کوچه شرکت شما حتی جای پارک موتور پیدا نمیکنید. دو طبقه مجزا از هم فکر میکنم ۳ و ۵ دارند که شما احتمالا باید بین این طبقات با آسانسوری در رفتوآمد باشید که اندازهی تابوت متحرک هست و به سختی ۳ نفر ظرفیت داره. دوستان عزیز، میدونم فشار اقتصادی روی همهمون هست، ولی این شرایطی که گفتم اسمش هرچی باشه کار نیست. برای تخصص و اعصاب و روان و وقت و انرژی و انگیزه خودتون احترام قائل باشید و با این مدل آدمهای مریض و سمی، و شرکتهای دوزاری کار نکنید.
در مصاحبه با این شرکت، حس میکردم فضای کار دوستانه و پویایی زیادی حاکم است. سوالها به جزئیات گیر نکردن و بیشتر به نحوهی حل مسئله و مواجهه با چالشها توجه داشتند. بعد از جلسه هم واقعاً برای پرسشهایم وقت گذاشتند و این احساس را داشتم که چنین رفتاری برای اولین بار دیدهام. در کل فرایند دو مرحلهای بود که هر دو از جنس رفتاری بودند و به نظر میرسید تمرکزشان روی اشتیاق به یادگیری و میل به کسب تجربه است.
بابت مصاحبه رزومه دادم دفتر تهران جلوتر تر از بیمارستان تریتا و مصاحبه اول با یک کارشناس جذب انجام شد که تجربه عجیبی بود تجربه ایشون بسیار کمتر از من بود ولی مشکلی نبود جالب اینجا بود که وقتی وارد شدم در راهرو منتظر بودم برای مصاحبه یهو دیدم این نفر با دمپایی اومد و همونجا تو راهرو باهام مصاحبه کرد 😅😅😅 این مرحله قبول شدم رفتیم واحد روبرو برای مصاحبه با مدیر اچ آر که قبل ورود بهم گفتن کفشاتونو در بیارید !!!!! شگفتا گفتم چرا گفت اخه موکت کردیم 😅😅😅 تازه به دوران رسیده های ندید بدید وای خدای من وارد شدم دیدم چند نفر تو یه واحد ۷۰ متری هستن گویا همه مدیر ومدیر عامل بودن همه هم با دمپایی 😂😂😂😂😂 خلاصه رفتیم مصاحبه ادم بدی نبودن و نظرشون مثبت شد بعدش رفتم پیش حاجی ایشونم حرفایی زد ک مدتی ازمایشی باید باشی و وزارت کار میدیمو… که صریحا گفتم نه خلاصه ایشونم دید اینجوریه قبول کرد و قرار شد یه روز دیگه برم مصاحبه چهارم با مدیر عامل باز هم با دمپایی تازه تو اون جلسه یهو به من گفت قراره کار دیگه ای نسبت به تخصصم انجام بدم و اصلا ربطی به تجربم نداشت 😂😂😂 که منم قبول نکردم حالا جالب اینکه تو کاری که مدنظرشون بود نه دانش داشتن نه تجربه نه قابل قیاس با رقبا بودن 😂😂😂 اوضاع بیریخت بود خلاصه فقط وقت منو کرفتن الکی مطمعنم مدیر اچ ار تازه اونجا مشغول بود و از رو ناچاری اونجا بود زبان بدنش اینو میگفت کلا اگه میخواهین یه جای بی در پیکر برین جای خوبیه اسمشو میزارم شرکت دمپایی پوشان 😂😂😂😂😂
به صورت آنلاین مصاحبه برگزار شد و چهار نفر حضور داشتند. مسئول جذب و مدیر منطقه با رفتاری مودبانه و حرفهای پاسخگو بودند، اما دو نفر دیگر رفتارشان بیادبانه و غیرحرفهای بود.
وقتی وارد دفتر شدم، برخورد اولیه تیم کار و شرکت به وضوح حرفهای بود و در عین حال دوستانه و صمیمی به نظر میآمد. در طول مصاحبه، سوالات متنوعی مطرح شد؛ بیشترشان فنی بودند و بخش زیادی هم به سابقه کار من مربوط میشدند. همه سوالها بجا و منطقی به نظر میرسیدند و از اهمیت حرفهای بودن و توانایی انجام وظیفه توسط داوطلبان صحبت میشد. از این رو حس کردم شرکت واقعا به تخصص و قابلیتهای فرد متقاضی اهمیت میدهد و به کیفیت کار اهمیت میدهد.
در یک مصاحبه استخدامی ناامیدکننده با مواجههای روبهرو شدم که به نظر میرسید انتظار تجربهای سطح بالا را دارند در حالی که من تازهکار بودم. ساعات کاری شرکت از شنبه تا پنجشنبه و از هفت صبح تا شب بود و بهجز ایام عاشورا و تاسوعا تعطیلیای نداشتند؛ در واقع تعطیلات رسمی هم اغلب به کار میکشیدند. زمانی که شرکت هنوز به شهرت مطلوب نرسیده بود، به جوانهای تازهکار فرصت میدادند، اما با مشهور شدن، دیگر پاسخگوی تماسها نبودند. امیدوارم برایتان بهتر پیش برود.
دوست داشتم روال مصاحبه با این شرکت رو به طور روشن روایت کنم. تماس اولیه تلفنی بود و پس از اون، جلسه حضوری با واحد منابع انسانی و مدیر واحد ترتیب داده شد. نامهای هم دریافت کردم که سومین جلسه به صورت «فنی» برگزار میشود و باید چه چیزهایی را آماده کنم. اما وقتی رسیدم، جمعیت پانزده نفر نبودند، فقط پنج نفر دور میز نشسته بودند و هر کدام یکی پس از دیگری از من سوال میپرسیدند؛ حس نسبتا ناخوشایندی داشتم، انگار پشتسرهم پوزخند میزدند. جالب این که عملا سوالات فنیای که در نامه ذکر شده بود را نپرسیدند و بیشتر پرسشها شخصی و روانشناسی بود. این سبک رفتار را در تجربههای قبلی هم دیده بودم و حالا به واقع تجربهاش کردم. در مجموع، روند مصاحبه با چیزی که در ایمیل نوشته شده بود همخوانی نداشت و این مغایرت باعث شد تجربهی ناخوشایندی داشته باشم.
در جلسهای برای استخدام به عنوان کارشناس فروش رفتم و همان آغاز کار با پرسشهای دقیق درباره سابقهام و شرکتهایی که پیش از این در آنها کار کرده بودم روبهرو شدم، سوالاتی که کاملا روشن و جامع مطرح شدند. در پایان مصاحبه، سوالهای بیشتری مطرح شد که از نظر جذابیت خوب بودند اما کمی مرا سردرگم کردند، چون چیزهایی که در مصاحبههای قبلی شنیده بودم نبودند. مصاحبه با مدیر انجام شد و به نظر میرسید فردی باهوش و با رفتاری محترمانه دارد. دفتر کار مرتب و منظم به نظر میآمد و گمان میکنم حدود ده تا پانزده نفر در آنجا مشغول به کار بودند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.