در اولین ملاقات با فردی که مسئول دفتر من بود، به گفتگو پرداختیم تا توقعاتش از نقش ویلای دفتر را بشناسد. پس از حدود یک هفته برای یک مصاحبه دیگر دعوت شدم که رفتارها در آن جلسات به شکل عمومی بود و مصاحبهگر تجربهتری داشت. دو هفته بعد، مرحله تخصصی آغاز شد؛ دو نفر شرکتکننده با وجود اندکی کمتجربگی در همین جلسه حاضر بودند و من در این مرحله هم تجربه خوبی داشتم. انتظار داشتم مسئول دفتر حرفهای و باتجربهای این مصاحبه تخصصی را برگزار کند. بعد از آن، یک آزمون کتبی و یک آزمون عملی در همان روز برگزار شد. همچنین جلسهای خارج از شرکت هم وجود داشت که آنجا بیشتر به ارزیابی کلی و نه مصاحبهای مفصل پرداخته شد. در نهایت بهخاطر انتخابهایی که صورت میگیرد، باید هوشیار بود چرا که برای کارفرما اهمیت دارد که بداند چرا به چنین گزینهای پاسخ میدهند و آیا میتوان به عنوان نیروئی بلندمدت روی او حساب کرد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت شامل صبر، وفاداری، رازداری، تحمل و مدیریت احساسات و هیجانات بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در اولین تماس، دو نفر با من صحبت کردند و مکالمه به صورت صوتی انجام شد. یکی از مصاحبهکنندگان فنی مردی با رفتاری محترمانه سوالات تخصصی پرسید و پاسخهای من هم مطلوب بود. اما خانمی هم حضور داشت که سوالات کلیتری مطرح میکرد؛ درباره سربازی، برنامههای آینده و اهدافم. صادقانه گفتم فعلا قصد رفتن ندارم. وقتی فهمیدند که مدرک تافل دارم، گفتند افرادی که این عنوان را دارند تمایل به ترک شرکت دارند؛ با این اظهارات من هم لبخند زدم اما پس از آن به من اتهام زدند که دروغ میگویم و باید صادق باشم، که برخورد آرامشبخشی نبود. به نظر من اگر شرکت با چنین برخوردی آغاز به قضاوت کند، تجربه خوبی نخواهد بود و حتی با وجود درآمد بالا هم چنین محیط کاری را توصیه نمیکنم. نسبت به این شرکت احساس کردم بهزودی با این نوع برخورد مواجه میشویم و توصیهی من این است که در چنین فضایی وارد نشوید.
در مجموعهای از مراحل مصاحبه، تجربهام را از فرآیند استخدام همراه اول تعریف میکنم. در ابتدا یک مصاحبه آنلاین عمومی بود که سوالات تخصصی در آن مطرح نمیشد و تیم جذب شرکت در جلسه حضور داشتند. سپس برای مصاحبه تخصصی دعوت شدم و به صورت حضوری با سه نفر مصاحبهکننده روبهرو شدم؛ دو نفر از آنها متخصصان حوزه مرتبط بودند و یک نفر نیز نماینده منابع انسانی بود. مرحله سوم، مصاحبه رفتاری بود که احتمالا براساس مدل شایستگی عمومی سوالاتی در جهت بررسی نحوه رفتار و تجربههای کاری مطرح شد. در نهایت ایمیلی رسید که نشان میداد در بین داوطلبان ارزیابیشده امتیازم کمتر از نفر برگزیده بوده و رد شدهام. به نظرم ارزش این تجربه در بودن در معرض ارزیابی با حضور تیمی متخصص است؛ همین فرصت میتواند به رشد کمک کند. مهمترین ویژگیای که برای آنها اهمیت داشت، توانایی همکاری و انجام کار گروهی بود.
به خاطر داشتن سابقهای در حوزه تحلیل داده و از دانشگاهی معتبر فارغالتحصیل بودن، فرصت خوبی برای مصاحبه با همراه اول پیداکردم، هرچند رزومهام را یکی از دوستان برایم فرستاده بود. نخستین تماس، یک مصاحبه آنلاین غیررسمی بود که به نظر میرسید به آنها میگویند مصاحبه رفتاری؛ گپ کوتاهی بود و بعد از آن مرحله دوم با یک پنل تخصصی برگزار شد که در آن یک نفر از منابع انسانی حضور داشت و سه نفر هم از واحدی که قصد داشتم به آن ملحق شوم. مصاحبه جدی بود و سوالات چالشبرانگیزی مطرح شد. چند نکته که بهخاطرشان خاطر نشان میکنم: ۱. دانشگاه برایشان اهمیت دارد، و از صحبتهای همکاران منابع انسانی مشخص بود که احتمال وجود همبستگی بین سطح دانشگاهی و هوش یا عملکرد وجود دارد. بنابراین اگر مدرک دانشگاهی معتبر ندارید و برایشان اپلای میکنید، خیلی به نتیجه امیدوار نباشید. ۲. فرایند استخدام دو تا سه مرحلهای است و حقوق و مزایای پیشنهادی نسبتا مطلوب است، به همین دلیل در جذب دقیق و دقیقطلب هستند. ۳. پیگیری و رفتار تیم جذب بسیار خوب بود؛ در طول مراحل مختلف با من تماس میگرفتند و موضوع را پیگیری میکردند.
میشه گفت بدترین مصاحبه ای بود که رفتم تا الان. یکی اونجا بود به عنوان مدیر دپارتمان. کلا رزومه ام رو زیر سوال برد و در نهایت برگشت گفت هیچی بلد نیستی . در صورتیکه من الان در سازمان مطرحی شاغلم و برای شرایط بهتر درخواست داده بودم. ” هیچی بلد نیستی” این جمله رو هر دودیقه تکرار میکرد. سوالهایی که جاهای دیگه می پرسند هم نپرسید. مثلا علاقه ات چین اینا… نقاط قوت و ضعف رو پرسید. و قرار شد زنگ بزنن. ولی کلا الان خودم حس میکنم اینجا جایی نیست که دوستش داشته باشم. اصلا تکنیک مصاحبه بلد نبود و اولین بار بود در مصاحبه این طرز صحبت رو در یک سازمان بزرگ می دیدم!! بنظرم این فرهنگ سازمانیشون هست. انتظارم خیلی فراتر و حرفه ای تر بود از همراه اول. به نظرم سازمانیه که برات فرش قرمز نمیندازن و مکنه برای اینکه حقوق کمتر بدن می کوبونن رو سر مهارت هات. اگر روحیه قوی داری برو. وگرنه نرو چون سرخورده میشی. حقوقشون هم بر اساس ضوابط هست نه پیشنهاد متقاضی.
ورود به توگا از من تجربهای جمعوجور و پر جزئیات در مسیر استخدام بود. فرایند مصاحبه حاضر بود در هفت مرحله جلو برود؛ ابتدا تماس تلفنی برای آشنایی بود که توسط مدیر واحد مربوط انجام میشد. سپس فرا میرسید دعوت به مصاحبه و صحبت با مدیر همان واحد درباره کارهای گذشتهام، فضایی نسبتا دوستانه و توضیح توقعات مجموعه از محیط کار را میشنیدم. پس از آن مرحله آزمون کتبی بود که پرسشهای فنی مرتبط با حوزهای که میخواستم در آن پذیرفته شوم، داشت؛ سطح سؤالات نه خیلی دشوار بود و نه خیلی ساده. مرحله بعدی با مدیران سطح دو بود که مدیران بالادستی همان واحد هستند و در این جلسه سوالات تخصصیتر و جدیتر مطرح میشد و از دلایل تمایل من به توگا و میزان علاقهام سؤال میکردند. دو مرحله پس از آن، شامل آزمونهای زبان، کامپیوتر و روانشناسی میشد که به مجتمع فنی و مرکزی در کرج ارجاع داده میشدم. آزمون کامپیوتر بهصورت آنلاین و در حد کار با اکسل و ورد بود و خیلی ساده بود. آزمون زبان هم به طور متوسطی بود؛ نه خیلی آسان و نه خیلی سخت و شامل بخش کتبی و مصاحبه حضوری با هدف معرفی خودم بود. پس از آن به کمیته فنی ارجاع داده میشدم که معاونان سازمان بودند و غالبا در مورد پایبندی من به اصول سازمان سؤال میکردند. در نهایت، اگر تمام مراحل را پشت سر میگذاشتم، امضای نهایی از مدیرعامل برای جذب انجام میشد.
قبل از هر چیز باید بگم که تجربهای که از این شرکت داشتم به من فهمیدی داد که فرایندهای استخدامیشون با اینکه میگن بهصورت شایسته انجام میشه، واقعا همونقدر که از بیرون بهنظر میرسه منصفانه نیست. من قبلا کارآموز بخش پروژههای نیروگاهی شرکت رو داشتم چون دانشگاه دولتی بودم و معدل خوبی داشتم، با کلی تلاش و کارشکنیهای کوچیک تونستم پذیرش بگیرم؛ اما وقتی ازم پرسیدن معرف من کیه و بدون معرف کارآموز نمیگیرن، فهمیدم فرایندها خیلی جدی و سختگیرانهاند. بعد از فارغالتحصیلی به من تماس گرفتن تا برای کار نیروی پارهوقت منابع انسانی مصاحبه شوم، اما گفتند بهخاطر نداشتن سابقه کار قبول نیستم، در حالی که رزومهام قبلا بررسی شده بود. یک سال در شرکت دیگری کار کردم تا دوباره ازم دعوت به کار برای سمت دستیار معاونت شد؛ اینبار گفتند بهصورت تماموقت میخواهند با تجربهای که دارم. مصاحبه را بهخوبی انجام دادم؛ سوالهای نرمافزاری و تخصصی رشته صنایع پرسیده شد و به پاسخهایم نگاه مثبتی داشتند، در پایان چند سوال روانشناسی درباره رفتار در شرایط سخت پرسیدند. جریان مصاحبه تا حدی خوب بود و گفتند مدیر واحد هم میخواهد من را ببیند. رفتم و ایشان هم تأیید کردند، اما اکثر سوالات حول اخلاق و شخصیت بود و گفتند برای امتحان عملی نرمافزار و حضور در کمیته استخدام آماده باشم. بهطور کلی قرار شد با توجه به نظر کمیته تصمیم نهایی بگیرند، اما پس از گذشت تقریبا یک ماه هیچ خبری نشد و من پیگیر شدم. کارشناس مربوطه گفت که واقعا قصد داشتند من را جذب کنند، اما از بالا تصمیم گرفتند یک نفر که قبلا اینجا بوده را انتخاب کنند و بهخاطر آن تصمیمی اتخاذ نشد. این روند بعدها تکرار شد و حدودا چهارهفته بعد دوباره با من تماس گرفتند و گفتند برای پوزیشن دیگری که پروژه بود، منسوخ شدهام و اینکه سوابق من در همانجا وجود دارد، اما احتمال جذب من کم است. بالاخره در مسیر گفتند برای این پوزیشن مناسب نیستم و بهنظر میرسید درگیریهای داخلی مسیر استخدامی وجود دارد. از بافت رفتار مصاحبهکنندهها و تیم پرسنل و زمانبندیهایی که به من میگفتند بیای، تا حد زیادی رضایت داشتم و فرایندها دقیق و رسمی بود، هرچند نتیجه کار به آن چیزی که امیدش را داشتم نمیان و با وجود اینکه میگویند استخدامشان فقط با شایستهسالاری انجام میشود، واقعیت متفاوت بود و من از این روند ناامید شدم. امیدوارم که این وضعیت بهبود پیدا کند.
به نظر من روند مصاحبه برای کارشناس منابع انسانی خیلی خوب پیش رفت. روز نخست با مدیر بخش صحبت کردم؛ فردی آرام و منظم بود که به صورت منظمی از تجربیات و تخصصهایم گفت و با لبخند اتاق جلسه را ترک کردم، هرچند مطمئن نبودم به مرحله بعد میروم یا نه. با این حال حس خوبی داشتم. چند روز بعد فهمیدم که در مرحله اول پذیرفته شدهام. برای مرحله بعد به من پروژهای دادند تا در قالب یک فایل پاورپوینت آماده کنم. مرحله بعدی یک آزمون کتبی درباره فرآیندهای منابع انسانی بود و سپس در کمیته علمی استخدام شرکت شرکت کردم؛ تجربهای بسیار جذاب و لذتبخش بود، جمعی از افراد حرفهای که دقیقا میدانستند برای چه تخصصی در مصاحبه حضور دارند و بهعنوان کارشناس منابع انسانی، متوجه شدم که مصاحبه کاملا شایستهمحور است. همان عصر به من اطلاع دادند که باید آزمونهای ورد و اکسل و زبان را در یک مجموعه معتبر که خودشان معرفی کردهاند، انجام دهم. پس از آن بهصورت آنلاین، کمیته استخدام نهایی را برگزار کردند. تقریبا یک ماه طول کشید تا نتیجه نهایی مشخص شود و خوشبختانه من قبول شدم. به همه پیشنهاد میکنم این فرآیند حرفهای را تجربه کنند.
متوجه شدم برای مصاحبه مهندسی مکانیک با شرکت حمل و نقل چندوجهی مپنا، تجربهام خیلی مثبت بود. خوشبختانه مصاحبهکنندهها خیلی بافرهنگ بودند و فضای مصاحبه هم آرام و خوب بود؛ چند نفر برای ارزیابی حضور داشتند و من از بین آنها موفق به استخدام شدم. روند برخورد براساس احترام بود و فضا حمایتی به نظر میرسید. سه نفر سوال میپرسیدند و سوالات کاملا تخصصی بود. اگر کمی باهوش بودی، پاسخها را میدانستی و جای نگرانی نبود؛ اما اگر نکتهای را بلد نبودم، سعی میکردم پاسخ قابل قبولی بدهم تا به جایی نخورد. آنها هم میدانستند که ممکن است همه چیز را بلد نباشند و از قبل انتظار ندارند که کامل بلد باشی. به طور کلی تجربهای خوب بود و فضای کارگاهی و تیمی این شرکت را معتبر میدیدم.
در یکی از آزمونهای مصاحبهای که برای واحد منابع انسانی داشتم، با برخوردی بسیار بد و غیرحرفهای مواجه شدم. مصاحبهکنندهان از نگاه بالا به پایین و با لحنی تحقیرآمیز نگاه میکردند و روند ارزیابی فقط بر نقاط ضعف و ضعفهای کوچک متمرکز بود؛ دستاوردها و نقاط قوت به هیچ وجه به درستی مطرح نمیشدند. کاش از نظر سیاستها و روشهای قدیمی و غیرمدرن مصاحبهشان کمی بازنگری و بهبود پیدا میکردند.
فراخوان داده بودن برا استخدام.گزینش چهار مرحله بود. اول با مسئول مستقیم بخشی که قراره توش کار کنی و این مرحله مهمترین مرحله هس. سوالا کاملا فنی و مربوط به سابقه کارت هست. این شخص قراره که تو رو انتخاب کنه و همون جلسه اول انتخابش رو انجام میده و اگه تو رو بخواد تا مرحله آخر هواتو داره که انتخاب بشی اگرم که تو انتخابش نباشی که یا دیگه خبرت نمیکنن یا اگه خبرت کنن و بقیه مراحل رو طی کنی جنبه ی فرمالیته داره مگر اینکه تو جلسه ی دوم که اونم جنبه ی فنی داره چیزای جدیدی رو کنی. بقیه مصاحبه ها جنبه ی تایید شخص توسط مدیران رده بالاتر رو دارن. مصاحبه دوم هم فنی بود اما غیر از مصاحبه کننده جلسه اول، مدیر همون شخص و یکی از معاونای مدیرعامل که مربوط به اون بخش میشه هم هستن که تو به اون جواب میدی و باید تواناییاتو به اون ثابت کنی. تو هر جلسه ممکنه اشخاص دیگه ای هم باشن. جلسه سوم تست روانشناسی بود و مصاحبه با پزشک روانشناس. یه مصاحبه هم با مدیر منابع انسانی داره. مصاحبه آخر هم با مدیرعامل شرکت هست که زیاد طول نمیکشه. تو این جلسه مدیر منابع انسانی و همون معاون جلسه دوم و مدیر بخشی که میخوای بری توش هستن. اینجا طرف صحبتت مدیرعامل هست. بعد از این جلسه اگه تایید بشی خبرت میکنن که بیا برای تشکیل پرونده و آزمایش خون و اعتیاد و سوء پیشینه و بعدشم شروع به کار 🙂 حالا اگرم نشد و نخواستنت فکر نکنی چیز خیلی آسی رو از دست دادی. مث دانشگاه میمونه از بیرون برق میزنه ولی وقتی رفتی توش چیز خاصی نیس و برات عادی میشه سابقه کار براشون مهمه. و کارایی که تو دانشگاه انجام دادی. اگه پروژه های دانشگات و پایان نامت یا مقاله هایی که دادی مرتبط با کاری باشه که قراره انجام بدی خیلی تاثیر مثبت داره. کلا اگه کاربلد باشی میخوانت. من هیچ کس رو اونجا نمیشناختم و آشنا نداشتم ولی رزومه ام خیلی مشتی و خوب بود. ویژگیهایی که براشون مهم بود: مصاحبه عقیدتی سیاسی نداره. تاکید دارن که تمرکزت رو روی کار اینجا بزاری و جای دیگه پروژه نگیری.
دیروز بعد از ظهر در حوالی ساعت شش و نیم با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه به شرکت ماموت تلکا برم، با همان شمارهای که از خود شرکت دریافت کرده بودم. من اول پاسخ ندادم، دوباره زنگ زدم اما کسی پاسخ نداد. بعد از چند تماس بالاخره صدای آقایی شنیدم که گفت در شرکت هیچکس حضور ندارد و ساعات کاری تا پنج عصر است. فردای آن روز چند بار با ایشان تماس گرفتم اما مشخص نیست کسی از این موضوع خبر داشت. واقعا جالب بود؟
نمونهای از تجربهام در مصاحبه پشتیبانی مشتریان شرکت مامان پز را توضیح میدهم: ابتدا تماس تلفنی گرفتند و ازم پرسیدند که تا حالا در این حوزه کار کردهام یا نه و اگر کار به طول بیانجامد ماندگار میشوم یا نه و سوالاتی از این دست مطرح شد. سپس گفتند برای مصاحبه حضوری بیایم. در جلسه حضوری برخوردشان بسیار حرفهای بود و بخش عمدهای از سوالات مربوط به پشتیبانی بود. مثلا اگر مشتری ناراضی بودم چه én کاری انجام میدادم یا اگر ارسالها با مشکلی مواجه بود چه رویکردی را ترجیح میدادم. سوال دیگری که پرسیدند این بود که به نظر من یک مدیر خوب چه ویژگیهایی دارد و به طور کلی سوالهای جالبی مطرح کردند که واقعا در فهم من از کار کمک میکرد. رفتارشان کاملا حرفهای و مطلوب بود.
در مصاحبهای که با حضور مدیر بازاریابی و مدیر منابع انسانی برگزار شد، درباره مهارتها و حوزههای علاقهمندیم صحبت شد. از من پرسیدند چه کارهایی را به خوبی انجام میدهم و چه زمینههایی برایم جذاب است. همچنین درباره حداقل حقوق مورد انتظارم سوال شد. برخی سوالات هم پیرامون دیجیتال مارکتینگ مطرح شد و در قالب آن به بررسی شاخصهای کلیدی عملکرد در بازاریابی پرداخته شد. علاوهبر این، درباره سطح تحصیلات و تجربیات مرتبط با حوزه دیجیتال مارکتینگ نیز پرسشهایی مطرح شد.
در شرکت مکتبخونه تجربهای از مصاحبه برای سرپرستی پشتیبانی دارم که اوایل با تیم منابع انسانی آغاز شد و دومین مرحله با مدیر سابق پوزیشن بود و نهایتا مرحله آخر با مدیر مجموعه برگزار شد. در دو مرحله اول موفق شدم اما دلیل رد شدن در مرحله سوم را هیچ فیدبکی نگرفتم و همگی چیزها به خوبی پیش میرفت. حس کردم از قبل مشخص کرده بودند چه کسی برای این پوزیشن انتخاب میشود و این مصاحبهها تنها وجود داشتند تا گزارشی مستند تهیه شود. با این باور، گمان میکنم زمانم را تلف نکردم بلکه به نظر من بهتر است دنبال فرصت دیگری باشم؛ به نظر نمیرسد اینجا جای مناسبی باشد و شاید افراد از قبل تعیینشده باشند.
شرکت مهسان را از نزدیک دیدن برایم تجربهای مثبت بود؛ مصاحبه مراحل متعددی داشت و در نهایت پیشنهاد همکاری را دریافت کردم. فرایند را با دو جلسه آشنایی آغاز کردم و پس از آن جلسهای برای بررسی پیشنهاد انجام شد. در اولین جلسه، با حضور مدیر منابع انسانی و مدیران دو دپارتمان گفتگو کردیم. رزومهام را به طور خلاصه مرور کردند و نکات پامالشده را با هم بررسی کردیم. معمولا تمرکز اصلی سوالات روی جنبههای مدیریتی، تواناییهای رهبری و غیر فنی بود و بهرغم اینکه برایم اولی بود که به چنین رویدادی ورود میکردم، حس مثبتی از ابتدای کار منتقل شد و صحبتهای دوستانه مدیر منابع انسانی فضای جلسه را تا حدودی از سکوت خارج کرد. در جلسه دوم که چند روز فاصله داشت، با یکی از مدیران جلسه قبل ملاقات داشتم اما این بار پرسشها فنیتر و تخصصیتر شد و موضوعات متنوعی مانند امنیت و برنامهنویسی جاوا مطرح شد. جلسه بعدی، حدود ده روز پس از جلسه دوم برگزار شد و در آن مدیر منابع انسانی نکات حقوقی مرتبط با سازمان و برخی اطلاعات کلی درباره شرکت را توضیح داد که دید بهتری از محیط کار به من ارائه کرد. به نظر من برای تیمهای فنی، تسلط بر مباحث الگوریتمی ضروری است و همچنین آشنایی آکادمیک با مفاهیم حوزه درخواستشده و مطالعه برند شرکت برای موفقیت در جلسه مصاحبه مفید است. تعامل کاری برایشان اهمیت زیادی دارد و شرکت از روحیهای مذهبی-کارگاهی برخوردار است.
من در مصاحبهی شرکت مهسان با نقش برنامهنویس بکاند جاوا شرکت کردم. دو بخش داشت: اولی فنی و منابع انسانی و دومی جلسهی پذیرش آفر بود. در بخش فنی، سوالات گسترده بود چون مهارتها و علاقهمندیهایم متنوع بود و میخواستم با تیمهای گوناگون همکاری کنم. سوالها تا حد زیادی به چند حوزه رسید: چند تا سوال الگوریتمی، پرسشهایی درباره سیپلاسپلاس، جاوا، امنیت شبکه، طراحی شیگرا و دیتابیس. همچنین کمی درباره سیستمهای توزیعشده صحبت شد و به طور کلی میشد گفت تقریبا همهچیز مطرح شد. پس از آن، مسئول منابع انسانی به سوالات کوتاه و واضحی پاسخ داد و گفتوگوی ده دقیقهای کوتاهی داشتیم. او درباره حساسیتها و علاقهمندیهایم پرسید و از قوانین و فضای شرکت گفتند. بحث درباره ترجیح فضای باز یا بسته محل کار و محیط صمیمی یا جدی هم بود. صمیمیت و اعتماد در هر دو بخش مصاحبهی فنی و انسانی نکتهای مثبت بود. برای توصیهها، گفتند بهتر است روی تخصصها مرور داشته باشم، هرچند سوالات مفهومی و معقول هستند و لزومی به حفظ جزئیات نیست. پیشنهاد دیگر این بود که خودم باشم؛ شفافیت و صراحت تیم فنی و مسئول منابع انسانی در حین مصاحبه نشان داد که صداقت برای شرکت ارزشمند است. ویژگیهایی که برایشان مهم بود شامل سرعت و اشتیاق به یادگیری، توانایی حل مسئله، صمیمیت و صداقت بود.
توی مرحله اول که ی نفر که بعد متوجه شدم از اعضای فنی بود( قبل از مصاحبه بهم نگفتند ) اومد و ازم سوالاتی رو پرسید، بعد از اون یه تماس تلفنی باهام داشتند و قرار شد برم شرکتشون. توی شرکتشون توی یه مصاحبه با سه نفر صحبت کردم و هر کدوم یه سری سوال ازم پرسیدند. مثلا فردی که از منابع انسانی اومده بود ازم پرسید میدونی چرا دریچه های فاضلاب رو به جای اینکه مربع بسازند، گرد می سازند !؟ منم پاسخ دادم به خاطر این هستش که دریچه رو وقتی می خوان از جاش بردارن نیافته توی لوله فاضلاب و همچنین واسه یه سطح لوله مشخص ساختن دریچه گرد مقرون به صرفه تره و ماده کمتری می بره، و بعدش هم اضافه کردم که این سوال شما خیلی قدیمیه و هر کسی یکم توی نت گشته باشه این سوالات رو بهش برخورد کرد و پاسخش رو می دونه بعد همکارش یه پوزخندی بهش زد، که همون منابع انسانی بهم گفت نه فقط همین دلیل نیست حداقل ۸-۹ تا دلیل دیگه هم داره یکم بهشون فکر کن و اونا رو بهم بگو . منم یکم فکر کردم و بهش گفتم که جواب دیگه ای به نظرم نمی رسه ولی خیلی مشتاقم که جوابش رو بدونم که گفت نه خودتون برید از توی نت پیدا کنین !!! بعد فردی که از طرف فنی اومده بود کلی سوال ازم در مورد پایتون و جنگو پرسید مثل اینکه کاربرد تابع لامبدا چیه؟ و یا ام وی سی رو توضیح بده و یا اینکه مثلا کانستراکتورها توی پایتون چطور نوشته میشند و بعد هم یه سوالی پرسیدند ازم که مثلا اگه یه تعداد خط تکست داشته باشیم و بخواهیم توی اون کل اون فایل تعداد تکرار یه کلمه رو پیدا کنیم چطور بنویسیمش توی پایتون که بعد از اینکه من راه حلم رو گفتم گفت خب این کار خیلی طول می کشه راه بهتری سراغ داری که کمی فکر کردم و یکم سوال پرسیدم که مساله رو برام شفاف ترش کرد و بعد پاسخ دادم که خب اوکی بود پیشنهادم. برخورد کسی که توی این مرحله مصاحبه فنی رو بر عهده داشت خیلی خیلی بهتر از مسئول منابع انسانی بود که به نظرم جای تعجب داشت ! بعد از این یه فرد دیگه که مدیر عامل شرکت بود ازم سوالاتی پرسید که اشتیاق و خودانگیختگی منو می سنجید. بعد از این مصاحبه باهام تماس گرفتند و گفتند که تصویر صفحه اول شناسنامه و کارت ملی رو براشون بفرستم که من سوال کردم که آیا من قبول شدم و اون گفت که هنوز نه، ولی روال کار ما به این صورت هست که هر کسی میاد مصاحبه رو قبل از مصاحبه نهایی ازش تصویر کارت ملی و شناسنامه رو می خواهیم. بعد پرسیدم خب چرا بعد از اینکه مصاحبه نهایی تکمیل شد اینارو نمی گیرید که گفت قوانین شرکت ما به این صورت هستش. منم مدارکم رو نفرستادم. بعد از اون دوباره تماس گرفتند و گفتند که مدارکتون رو نفرستادین که منم گفتم با این اوصافی که شما گفتین، (در مورد ارسال تصویر شناسنامه و کارت ملی) من تمایلی به همکاری ندارم، چون به نظرم شرکتی که همون اول کار کارجو رو فردی می دونه که باید هر کاری گفت انجام بده هیچ احترامی به کارکنانش هم نمی ذاره ! برای مصاحبه فنی خودش رو آماده کنه و کاملا مسلط روی مطالب حضور داشته باشه، اشتیاق خودش رو نشون بده. ویژگیهایی که براشون مهم بود: به علاقه مندی به یادگیری و اشتیاق برای کار و همچنین آمادگی داشتن اضافه کار توجه داشتند.
منابع انسانی شرکت از طریق لینکدین من رو پیدا کرد. من سعی کرده بودم که لینکدینام رو آپدیت و کامل نگهدارم. به من پیام دادن، رزومهام رو براشون ارسال کردم و بعد حدودا سه هفته تماس گرفتن و برای مصاحبه یه زمانی رو ست کردیم. توی زمان مصاحبه، من دانشجوی ترم ۶ مهندسی کامپیوتر بودم. تقریبا یک سال سابقهی کار رسمی جاوا و بکاند داشتم. تا قبل از اون هم روی پروژههای مختلف و توی جاهای مختلف به صورت فان کار کرده بودم. اول مصاحبه چند صفحه فرم بهم دادند و اونها رو پر کردم. بعد از چند دقیقه هم افراد مصاحبهکننده وارد اتاق مصاحبه شدند. در کل سه نفر بودند که همزمان باهم صحبت میکردیم. یک نفر مدیر پروژه، یک نفر مدیر فنی و یک نفر از منابع انسانی. منابع انسانی یک کم دیرتر اومد و قبلش سوالای فنی شروع شده بود. مصاحبهگر فنی واقعا آدم با سوادی بودش. سوالای فنی رو میشه به دو بخش تقسیم کرد. یک بخش سوالات الگوریتمی و ساختمان داده و اینجور چیزها. مثلا یک سوالی مطرح کردند که باید با الگوریتم پرایم حل میشد. یک سال پیشش الگوریتم رو پاس کرده بودم و خیلی یادم نبود. کاری که کردم این بودش که سعی کردم بلند بلند فکر کنم و هر چیزی که به ذهنم میرسید رو میگفتم. نمیدونم از قصد بودش یا نه، ولی حسم اینه که مدیر فنی سعی میکرد که یه کم اذیت کنه تا ببینه چه واکنشی نشون میدم. شایدم هدف واقعا کمک کردن بودش. بخش دیگهی سوالات مربوط به تکنولوژیهای مختلف بود. چیزهایی که کار کرده بودم رو میپرسیدن تا ببینن چقدر اوکی هستم باهاشون. مثلا elasticsearch رو نوشته بودم و چند تا سوال از اون پرسیدن. یا مثلا docker. خلاصه اینکه چیزایی که نوشته بودم رو دونه دونه میرفتن جلو و میپرسیدن. سوال دربارهی جاوا و شیگرایی و ویژگیهای جاوا ۸ و Spring و بخشهای مختلف Spring و IoC و … هم که بودش. وسط مصاحبه یه جا به کانفلیکت خوردیم با همدیگه. سوال این بودش که polymorphism رو توضیح بده و مثال بزن. من از قبل شنیده بودم که دو نوع static و dynamic داره. نوع استاتیکش میشه همون overload کردن و نوع dynamic اش میشه همون override کردن. من اینو گفتم. مدیر پروژه قبولش نداشت. بعدش من گفتم که چیزی که من میدونم و دیدم اینه. گفتش که خب چیزی که تو میدونی که مرجع نیستش. منم گفتم درسته. بعدش بحث سوییش شدش رو یه ویژگی دیگهای توی جاوا ۸ که میشه باهاش برای interfaceها یه متد رو پیادهسازی کرد. من اینو نمیدونستم. بهم گفتش. منم گفتم جالبه و تشکر کردم. بعد از مصاحبه هم سرچ کردم و یه لینک از چیزی که گفتم رو یه جوری رسوندم به دست مدیر پروژه. من که بعد از مصاحبه تقریبا هیچ امیدی نداشتم که قبول بشم. ولی گفتم اینو بفرستم، شاید نفر بعدیای که میاد واسه مصاحبه، دیگه این کانفلیکت براش پیش نیاد! بعدش صحبتهام با منابع انسانی شروع شد. سوالات روانشناسی و چیزایی که دوست دارم و برنامم واسهی بعدا و اینجور سوالا رو پرسید. منم همه چیز رو رو راست گفتم. مثلا گفتش میخوای اپلای کنی، گفتم نمیدونم واقعا. بعدش پرسید که میتونم بدونم چرا میخوای اینکارو بکنی؟ گفتم که دوست دارم بقیه جاها رو ببینم و تجربه کنم. آشنا شدن با چیزای جدید رو دوست دارم. مثلا یه سوال دیگش این بودش که رهبری کردن رو دوست داری یا نه. گفتم آره، خیلی! ولی الان توی وضعیتی نیستم که بتونم انجامش بدم. پرسید چرا؟ گفتم که یه سری چیزا رو باید یاد بگیرم. از همین تیپ سوالات پرسیده شد. آخرش هم مدیر پروژه و منابع انسانی رفتن و من مصاحبهام با مدیر فنی ادامه پیدا کرد. دربارهی کار کردن با لینوکس و محیطی که ترجیح میدی و چه زمانایی ازش استفاده میکنی، فرق چند نخی و موازیکاری، مباحث مربوط به شبکه مثل اینکه DHCP چیه، NAT چیه، با چه پروتکلهایی کار کردی و … سوال پرسیده شد. در کل بخوام اسم چند تا درس که توی دانشگاه ازشون سوال شد رو بگم، ایناس: مبانی برنامهنویسی، برنامهنویسی پیشرفته، ساختمان داده، طراحی الگوریتم، سیستمعامل و شبکه. من برای تیم بکاند که قسمت اصلیش با جاوا بودش رفته بودم. مهسان کلی تیم داره و نظری که میگم شاید دربارهی بقیهی تیمها درست نباشه، چون اطلاع زیادی ازشون ندارم. خودتون باشید و رو بازی کنید. هیچ چیزی رو خالی نبندین. اگر گیک و مشتاق باشین، احتمال قبول شدنتون توی مصاحبه بیشتر میشه. اگر بتونید و دربارهی تکنولوژیهایی که کار کردین یه ذره منظمتر و ساختار یافتهتر اطلاعات کسب کنید، خیلی خوب میشه. مثلا من با چیزای زیادی کار کرده بودم، ولی دربارشون زیاد نمیدونستم و صرفا میتونستم کارم رو باهاشون راه بندازم. من خیلی از سوالاتی که پرسیده میشد رو بلد نبودم و صرفا چیزی که به ذهنم میرسید و احتمال میدادم که درست باشه رو میگفتم. خیلی از سوالات رو هم هیچ ایدهای نسبت بهشون نداشتم و میگفتم که نمیدونم.
برای مصاحبه یک شرکت فعال در حوزه توسعه اندروید، در آغاز کار با تیم منابع انسانی بودم و سوالات رایجی درباره دلیل ترک کار قبلی و اطلاعات شخصی مطرح شد و سه نمونه سؤال فراتر از انتظار هم پرسیده شد. بخش فنی مصاحبه بیشتر جنبه کلی داشت و من بعضی موارد را بلد نبودم. فکر میکنم برای ارزیابی فنی کافی نیست که فقط به پرسشها بسنده کنند؛ به نظر من یک فرد با یک سال سابقه نمیتواند تمامی مباحث اندروید را تسلط داشته باشد. آیا بهتر نیست به جای فقط پرسش، پروژهای هم داده شود تا تواناییها سنجیده شود؟ در کل هر دو مصاحبهگر رفتار خیلی محترمانهای داشتند و پس از اتمام مصاحبه نتیجه را از طریق پیامک اطلاع دادند که رفتار درستی بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.