وقتی داشتم به این تجربه فکر میکردم، احساس میکنم محیط کار دی کامپیوتر واقعا از نظر اخلاقی و فرهنگی سردرگم بود. مدیرعاملشان پر از ادعاهای بزرگ است اما در واقع بسیاری از کارها طبل تو خالی به نظر میرسید. همکاران زیر دست هم بیسواد یا ناقص بودن، بهویژه آنهایی که تنها به خاطر بازارگرمی به هر کاری راضی میشدن و توسعه و ساختن را فراموش کرده بودن. سرپرستها هم با استفاده از روشی که بیشتر بر زور و تهدید استوار بود، از پرسنل میخواستن برای عزیز سرکردهشان لابی و چاپلی انجام بدهند و دنبال خودشیرینی باشند. در کنار اینها، وقتی به چشم دیدم یکی از همکاران با سابقهی مناسب در فروش و بازاریابی مورد اذیت قرار گرفت و نهایتا تصمیم گرفت کل وسایلش را جمع کند و برود، فهمیدم وضعیت شرکت به هم میریزد. از آن روز به بعد دچار بیاعتمادی شدم و دیدم که اطرافیان انگار همهکارهی شرکت همان نفر ویژهای است که به هر قیمتی باید از او حمایت شود. به گفتهی دوستان، منابع انسانی گاه صادق نیستند و دروغگو و حیلهگر هم دیده میشد. ادعا میکردند از دیجیکالا آمدهاند، اما رفتارشان نشان میداد که در کارشان مهارت کافی ندارند. همچنین قراردادها، ظاهرا تنها جنبهی حقوقی داشتند و تمدید نکردن قرارداد هم میتوانست منجر به شکایت شود. ساعات کاری طولانی بود و هر دقیقه که با موبایل صحبت میکردی با اختلال یا بازخواست مواجه میشدی، گویی حتی با دوربین هم در حال نظارت بودند تا بدانند چه میگویی. در مقایسه با محیطهای دیگر، فضای اینجا حس امنیتی ندارد و گمان میکردم شنودها بیش از حد معمول است. اگرچه نکتههای منفی زیادی وجود داشت، اما یکی از همکاران که سابقهی خوبی داشت، به خودی خود یک نمونهی مثبت بود و میشد در موقعیتهای کاری از او یاد گرفت. به هر حال تجربهاش خیلی روشن نشان میداد که مدیریت از این شرکت چندان پاسخگوی منافع پرسنل نیست و تنظیمات حقوقی و اخلاقی در جای دیگری باید دیده شوند. از بیان دقیق نامها یا جزییات شخصی اجتناب میکنم تا از حقوق افراد محافظت شود. بهطور کلی، فضای شرکت برای من غیرقابل قبول به نظر رسید و ترجیح میدهم دربارهی آن سکوت کنم تا همکاران و کارفرمایان آینده بتوانند تصمیمگیری امنتری داشته باشند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
هر کی که دوست داره، بدترین تجربهی کتری رو داشته باشه بره تایگر، دی کامپیوتر و یا پیشگام پردازش دی! بله، به این فکر کردی چرا به سه اسم رزومه میدن؟ چون همهجا کامنت منفی دارن! اینجا اول که میری همهچی، فکر میکنی رو اصول و سواد شکل گرفته! اما پس از مدتی میبینی که ۱.مدیرعامالان که پر از ادعاهای همه فن حریف هستن! طبل تو خالی بیش نیستن! آدمهای دهن بین، بیسواد! چون بازاری هستن، از هر کاری کاسبی کردن بلدن، نه توسعه بلدن و نه ساختن! ۲.سرپرستها، بدبختای چون دست مال هستن که فقط با آتو گرفتن از پرسنل، دنبال خودشیرینی برای عزیز سرکردهشون هستن! وقتی مدیرعاملت بیسواد باشه، اونا هم از اون چیزی کم ندارن! به چشم دیدم فقط یکی توشون خوب بود که فروش و مارکتینگ دستش بود و هم سابقهی بالایی داشت. انقدر اونو اذیت کردن، یه روز اومد وسایلشو جمع کرد رفت! از اون روز شرکتشون کلا بهم ریخت! همه پاچهی همو میگیرن، انگار همهکارهی شرکت فقط این بنده خدا بود! فریب مدیر منابع انسانی رو نخورید، یه آدم دروغ گو، دورو و بی همهچیزه! به همه میگه من از دیجی کالا اومدم بیرون! انقدر خنگ و دست و پا چلفتیه که قشنگ معلومه با تیپا اومده تو این خراب شده! اینا فقط یه ذره شه! دوست دارید بیاید تا باهاتون یه جور قرارداد ببندن که نتونی فرار کنی! قراردادشون کاری نیست، حقوقیه! تمدید هم نکنی ازت شکایت میکنن! ساعت کاریشون زیاده! با موبایل حرف بزنی بهت گیر میدن! تازه با دوربین گوش میدن که چی داری میگی! توی وزارت اطلاعات انقدر شنود نیست که اینجا هست! دقیقه به دقیقه تاخیرتو حساب میکنن راه در رو نداری! به من گفتن ارزاق میدیم، همین که فحش نمیدن بهم باید بگم خداروشکر چون یه سرپرست دارن فقط داد و فحش بلده! توی ماشینشم تبر داره معلومه شرخره شرکت بی پرستیژیه! من روم نمیشه بگم اینجا دارم کار میکنم
برای تجربهای که داشتم، با دیدن نمونههای مختلف شرکتها فهمیدم مشکلات اکثرشون مشابه است و این نکته روی تصمیم من تاثیر داشت. راستش پرداختها موقعی که اینجا بودم منظم بود و حقوق بهموقع میرسید. فرآیند بیمه و امور اداری هم بدون مشکل بود و دغدغهای نداشتم. اضافهکاری در اینجا اجبار نبود و برخلاف جاهای دیگر که تا دیر وقت نگه میداشتند، اینجا چنین فشاری نبود. جای کار نسبتا متوسط و قابل قبول بود و از نظر من چیزی فراتر از این نبود، اما نکته مثبت این است که وسط سال حقوق را گاهی افزایش میدهند که باعث میشود حقوق در مقایسه با سایر مدتها تغییر کند. در نهایت به نظر من، این شرکت در وضعیت فعلی تا حدودی با شرایط تورمی کنار میآید و کمک میکند. خلاصه اینکه نسبت به تجربههای دیگر، این شرکت در سطح متوسطی قرار میگیرد و از نظر من مزایا و معایب مشخصی دارد.
وقتی وارد این شرکت شدم، تصورم از محیط کار پرانرژی بود اما خیلی زود دیدم اوضاع فرق میکند. من به عنوان کارآموز تجربه عجیب و گاهی ناخوشایندی داشتم؛ در کنار کارهای یادگرفتهشده، فشارها و رفتارهای غیرحرفهای هم وجود داشت. از ابتدا به من گفتند که برای استخدام سفته میخواهند و برخی افراد قدیمیتر هم خاطر نشان کرده بودند که ممکن است برخی از همکاران از این موضوع بهره بگیرند. جو محیط به شدت ناسالم بود و روابط بین افراد اغلب تحتتأثیر روابط قدرت بود. به وضوح حس میکردم هرچه قدر بعضیها پررنگتر از دیروز باشن، جایگاه بهتری هم میگیرند. مسیر کاری شرکت هم خیلی معمولی بود و رفتوآمد از طریق مترو برایم خستهکننده میشد. مدت کوتاهی که آنجا بودم دائما احساس ارزیابی و کنترل داشتم و دسترسی به فضاهای ساده مانند سرویس بهداشتی همیشه بهخاطر کمبود منابع دشوار بود. در برخوردهای روزمره چای با طعم ناخوشایند کارخانهای احساس میشد و استراحتی در نظر نمیگرفتند؛ کارها اغلب باید کامل و بیوقفه انجام میشد و گاهی نرمافزارهایی که بهعنوان کارآموز مینوشتم، به تست نهایی نمیرسیدند. برخی روزها بوی نامشخصی از محیط به مشام میرسید و در کل با دیدن بعضی رفتارها، احساس میکردم محیطی که باید آرامشبخش باشد، حس زندان میدهد. در ابتدا گفته میشد شرکت خوب و پرانرژی است، اما بعدها واقعا چنین فضایی را تجربه کردم.
شرکت طرح پردازان آذرخش متأسفانه در شرکتی کار میکردم که دروغ، کلک، حقهبازی، رانت و لابیگری در آن وجود دارد. آقای شیبانی جز دروغ گفتن به واحدهایی که از او نرمافزار خرداری میکنند، کار دیگری نمیکند. نرمافزاری که اصلاً وجود ندارد را ادعا میکند که داریم ومیفروشد به دورغ به هر کسی که دلشان بخواهد حقوق میدهند؛ به بعضی گروهها افزاریش حقوق واریز میشود، اما به گروههای دیگر هیچ افزاریشی انجام نمیدهند. در این شرکت پارتیبازی بیداد میکند؛ هر کسی مثل گروه زیرساخت و پرسنلی وتحلیل، پاچهخواری بلد باشد، حقوقش را بالا میبرند. افرادی که برای آقای شیبانی پاچهخواری میکنند، حتی اگر تخصص فنی نداشته باشند، مورد حمایت قرار میگیرند. سیستم گرمایشی و سرمایشی هم به هیچ عنوان وجود ندارد. به هیچ وجه وارد این شرکت نشوید.
چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو
روزهای اولی که با این شرکت آشنا شدم، از همهجا بیشتر نگران این بود که ثبت نام کنان تازهکارها به دردسر بیفتند. من تجربهام رو حول محور این بود که با کاهشهای نامشخص وجه رو دریافت میکردم و به هیچوجه اطلاعی از دلیل این کار نمیگرفتيم. در نتیجه پیامهای پی در پی و فشار برای بازگشت وجه رواج پیدا میکرد. متأسفانه این رفتار باعث میشد احساس کنم که پول من بیدلیل از حسابم خارج شده و هیچ توضیح قانعکنندهای ارائه نمیشد. در مجموع، وجود چنین مواردی باعث شد که وقت زیادی تلف شود و نکات مثبتی از شرکت ملموس به نظر نرسد؛ درد دل من این بود که تنها یک امید باقی میماند و آن هم چیزی نبود که بتوان به آن تکیه کرد.
من چندین سال هست تو سداد هستم و صرفا جهت انتخاب درست افرادی که دوست دارن در این شرکت استخدام بشن این کامنت رو میذارم. اول بگم که سداد تیم های متفاوتی داره با پروژه های متفاوت مالی و غیر مالی شما مراحل استخدام رو خواستید طی کنید از مصاحبه کنندگان درباره تیم و فرهنگ تیم و همچنین پروژه بپرسید و اطلاعات بگیری به طریقی که می تونید بعد استخدام شما می تونید شبیه به کارمند اداری باشید و قصد پیشرفت علمی نداشته باشید و کسی هم با شما کار نخواهد داشت و صد در صد امنیت شغلی دارید تا بازنشستگی می تونید شخصی باشید کنار تایم کاری از تایم آزاد که خیلی هم زیاد هست استفاده کنید آموزش های خوب ببنید و دوره های آنلاین بردارید و پیشرفت کنید و به شرکت های مد نظر با بیزینس های متفاوت و حقوق های بهتر برید یا پروژه های خارج از شرکت به صورت فریلنس بگیرید حقوقتون رو افزایش بدید اگر حاشیه هم دوست دارید فراوووووون تو این شرکت پیدا میشه و می تونی تو خرد کردن سبزی بهشون کمک کنید و لذت ببرید
یه پروژه طراحی سایت همکاری داشتیم پروژه مربوط به خودشون نبود درواقع خودشون از یک شرکت دیگه پروژه گرفته بودند و مشکل خاصی نبود و همانطور که خواسته بودند تحویل دادم ولی از زمانی که تایید شد کاری که تحویل دادم تا پول به حساب بنشیند تقریبا ۵ روز طول کشید که ۵ روز هم کاری بود به هر حال آرزوی موفقیت دارم براشون
یه دور همکاری داشتیم و متاسفانه موقع جدایی سوء تفاهماتی با مدیریت داشتم اما الان بعد از دو سال برگشتم و همکاری جدیدی شروع کردیم و فعلا مشکل خاصی ندارم ! البته کامنت منفی که گذاشته بودم دسترسی برای حذفش نداشتم اما با مدیر شرکت صحبت کردیم و الان موضوعات قبلی حل شده برای هر دو طرف! الان با قرارداد یکساله شروع کردیم
با بیمه بازار تجربه کاری من از عنوان Product manager آغاز شد و باید بگویم تغییراتی که بعدش رخ دادند، باعث شدند اهمیت تجربه و اشخاص از بین برود و به راحتی همه از تیم جدا شوند. دیگر افراد قدیمی و با تجربه در تیم نیستند و همه جدیدند، حتی خبر چندانی از کارهای گذشتهشان ندارند. در حال حاضر رقابت برای رسیدن به لیدری بین همتیمیها وجود دارد، بدون توجه به این که اکنون چه نتیجهای به دست میآید یا حقوق چه مقدار افزایش پیدا میکند یا مزایایی مثل کاپ به چه کسی میرسد. رفتار مناسب از سوی منابع انسانی برای من و همکاران قابل لمس نبود و به نظر میرسید دلیل رفتن افراد، فشارهای داخلی و بیتوجهی به آنهاست. تعدادی از همکاران نیز همین تجربه را تأیید میکنند. حقوق بهموقع پرداخت میشود، اما هیچ اضافهحقوق یا پاداش مشخصی دریافت نمیکنیم؛ به همین دلیل فقط روی عدد خالص دریافتی تمرکز میکنم و یک هدف مالی مشخص را در نظر میگیرم. سایر آفرهایی که ارائه میشود، شفافیت کافی ندارد و مشخص نیست چه کسی چه مقدار گرفته است. مشکلات در تمامی تیمها وجود دارد و به نظر میرسد مشکل از سطح سازمانی است و نه فقط یک تیم خاص. سیلولها هم به نظر میرسد بهجز منافع خودشان به چیز دیگری توجهی ندارند. تنها نکته مثبت، امکان دورکاری بود که من از آن رضایت داشتم و با وجود آن مشکلی با دورکاری نداشتم.
در شرکت فرزان، فضای کار را چالش برانگیز میدانم و تجربهام از آنجا را بیواسطه بازگو میکنم. محیط داخلی به نظر من نامناسب بود و بهطور مداوم موجبات نگرانی و فشار روانی را فراهم میکرد. مدیریت مجموعه رویکردی همهجانبه داشت و با تیمی دو یا سه نفری، از نظافت سرویسها تا مسائل فنی مانند سینتکس و سورسها روزانه به پیگیری و گزارشگیری میپرداختند و برخوردها اغلب با شدت و گاه بیانگیزه بود. گاه گفته میشد که اگر تعهدی مانند امضای سفته سفید وجود دارد، پیامدهای منفیای میتواند در پی داشته باشد. در سوی دیگر، روزهای مصاحبه با لبخند آغاز میشد اما دوام چندانی نداشت و حتی اگر وظایف با دقت انجام میشد، به سرعت توجیهاتی از سوی مدیران مطرح میشد تا فضا به سمت درگیری با همکاران پیش رود. یکی از همکاران هم اشاره کرده بود که هدف از جذب نیرو در آنجا، کار بهطور مستقیم نبود بلکه ایجاد فضایی برای کنشهای نقدی و بحثهای تند بود. ساعات کاری طولانی و جلسات فشرده هم برای همین طراحی میشدند.
سالهاست که از حضورم در این شرکت تجربه دارم. مدیریت را ضعیف میبینم و برای پرسنل هیچ ارزشی قائل نیستند. یادم میآید روزی رئیس شرکت همه را جمع کرد و گفت هر کس از وضع موجود ناراضی است برود. شرکت به صورت خانوادگی مدیریت میشود. از نظر حقوق و مزایا هم به پرسنل حقوقی پایینتر از سطح کارشناس و مهندس میدهند. در کل وضعیت شرکت ضعیف است و به نظر میرسد با رانت و لابی توانسته قراردادهایی با ارگانها ببندد.
به نظر من حضور توی این موسسه واقعا نتیجهای جز اتلاف وقت ندارد و بهتون قول میدم پولتون همونجا دفن میشود. بهجز اینکه دانشآموزانه بودن تجربه را میگیریم، هیچ استاد یا کادر آموزشی علم یا تجربهی جدیای نشان نمیدهد، نه مدرک معقولی دارن و نه رزومهی قابل قبولی ارائه میدهند؛ گویی از خیابان برداشتهاند و برای تدریس به شما نشستهاند. اگر از همین الآن چند پرسش نسبتا حرفهای از اساتید بپرسید، متوجه میشوید که اکثرآنها توانایی پاسخگویی ندارند. آقای دودکانی هم در جایگاهی متفاوت است و بیشتر به دنبال صحبتکردن است تا ارائهی سادهترین مباحثی مانند HTML یا CSS. گاهی در کلاس حضور پیدا میکند و گاهی هم نیست، بستگی به میل شخصیاش دارد. درباره دورهی کارآموزی هم همه از قبل نوشتهاند و حقیقتا لازم نیست دوباره تکرار کنم.
مدت دو هفته است که با نقصها و بحرانهای متوالی در سامانهها و سرورها درگیرم و هیچکدام از مشکلات به راحتی حل نمیشوند. سادهترین کارها مثل چک حضور و غیاب هم به درستی انجام نمیشود و وقت در شرکت به سختی پاسخگو پیدا میشود. چند سرور مهم برای توسعه و عملیات سامانهها از دست رفتند و پیگیریها در واحد فناوری اطلاعات بیپاسخ ماندهاند؛ در حالی که باید اطلاعرسانی میکردند. افراد ناآشنا و بیتجربه در حوزه فناوری اطلاعات در این بخش آسیبهای جدی به شرکت میزنند. این شیوهی پاسخگویی سیاست اصلی شرکت است؛ اگر فردا یکی از سامانههای حاکمیتی شرکت دچار اختلال شود، همین روال پاسخگویی تکرار میشود. پرشمار نمونهها نشاندهندهی وضعیت است: پرسنل واحد جبران خدمت همواره عصبانیاند، واحد مالی به شدت سکوت میکند و به نظر میرسد سطح بلوغ فعلی برای مدیریت رخدادهای بزرگ ناکافی است. هیچکس از مدیریت ذینفعان اطلاعی ندارد و فناوری اطلاعات را نمیخوانند و از اخلاق حرفهای در این حوزه چیزی نمیدانند. اگر به جایگاهی آسیب میزنیم، باید اطلاعرسانی کنیم نه اینکه ساکت بمانیم. کار شما برای ما جدی نیست اما کار ما حرفهای است. لطفا به وضعیت واحد فناوری اطلاعات توجه بیشتری کنید؛ در حال حاضر تشکلها و جلسات، به نظر میرسد کار آموزشی و پیگیری جدیشان به مهدکودک شبیه شده و گاهی برخی جلسات به شکل گفتگوهای خانوادهمحور بینتیجه برگزار میشوند.
جهنم دره ای به اسم آسیاتک یعنی هر چی بگم از مزخرف بودنش کم نمیشه،مثل پادگان نظامی میمونه اصلا هیچ چیز شما براشون مهم نیست جدیدا تماس های تی دی ال تی هم بهمون اضافه کردن بدون هیچ اموزشی،مشترک ها همه از آسیاتک ناراضی هستن من چند ماهه اینجا هستم دارم قرص اعصاب میخورم،تک تک تماس ها رو گوش میدن و نمره منفی میدن و از حقوق کم میکنن،مزخرف تر از اینجا هیچ جایی پیدا نمیکنید
شرکت رستافن را ترک میکنم چون در نهایت متوجه شدم حقوقم آنقدر نيست که وعدههای اولیه را به ذهن بسپارم. در فرآیند مصاحبه، قولهای زیادی داده میشود، اما با تورم و تغییرات ساعت کاری شناور، فاصله بین قولها و واقعیت بسیار زیاد است. در تیمهای فنی تحقیقات یا تولید، مدیران پاییندستی با رفتارهای بیادبانه و توهینآمیز برخورد میکنند و فضای کار به شکل اربابرعایتی است که همکاران زیر دست را بهنوعی تحت فشار قرار میدهد. فضای همدلی برای همکاری و رشد کم است و برای کسانی که دنبال پیشرفت هستند، معمولا با محدودیتهای زیادی مواجه میشوید و گاه مجبور میشوید فراتر از ساعات کاری کار کنید. در شرایط خاص کشور، امنیت شخصی هم کمی زیر سؤال میرود. شرکت بخشی از هزینههای ناهار را میدهد و میانوعده هم ارائه میکند که خوب است، اما پاداش و سود تنها به برخی تعلق میگیرد و برای کارمندای رده پایین ناچیز است. بیمه تکمیلی هم وجود دارد، اما در کل تجربه از نظر فرصت یادگیری و رشد مطلوب نیست.
در این مجموعه، جو کار بسیار ناسالم و پرتنش است و احساس میکنم مدیریت رفتارهای کنترلگرانه و بیرحمانهای دارد که با منطق و هماهنگی کمتری همراه است. گزارشهای روزانه کار به شکل مکرر درخواست میشود و این نظارت، فشار زیادی به تیم وارد میکند. محصولاتی که به عنوان نمونه معرفی شدهاند، هنوز از نظر کیفیت در جایگاهی نیستند که انتظار میرود و در سایت شرکت هم به نمایش گذاشته شدهاند؛ به نظر میرسد این پروژهها تا کنون توسط مصرفکنندگان جدی استفاده نشدهاند و آمار نصب آنها عمدتا به شرکتکنندگان در فرآیند مصاحبه نسبت داده میشود. شرکت به طور معمول تبلیغات استخدامی متعددی دارد و از داوطلبان خواسته میشود که اپها را نیز نصب کنند. از سوی دیگر، برخی کامنتهای مثبت در شبکههای اجتماعی به صورت ناشناس منتشر میشود و یکی از وظایف منشی شرکت، ثبت این نظرات است. مراسمی برای کارکنان برگزار میشود، اما جو آن به سختی و نامطلوب است و مدیریت با هدف گرفتن عکس، لبخند اجباری را به لبان کارکنان ناراحت میآورد؛ در هنگام قطع شدن کیک، تنش و اعصابخوردی به اوج میرسد. به نظر میرسد ساختار سازمانی قوام ندارد و همه تصمیمها به طور مستقیم از جانب مدیریت اجرایی میشود. ساعات کاری طولانی است و فشاری که از سوی مدیریت غیرمنصفانه و مداوم وجود دارد، به روان و اعصاب کارکنان فشار میآورد. اگر دنبال تجربه کار در محیطی با فضای کاملا پرتنش و ساختار مدیریتی سخت هستید، فرزان را میتوانید تجربه کنید…
ایجاد محیطی پویا و یک تجربه کارآمد برای من در فراداده رایانه سورنا رقم خورد. در این فضا همکاران با دلسوزی همراهی میکردند و فضای حرفهای شرکت فرصت مناسبی برای رشد فردی و ارتقای مهارتهای تخصصی فراهم میشد. از ویژگیهای مثبت حضور در این مجموعه میتوان به نظم سازمانی، احترام متقابل، تعهد به کیفیت کار و روحیه کار تیمی اشاره کرد که تجربه کاربری من را بهبود بخشید. رهبری مجموعه با رویکردی خردمندانه و برنامهریزی دقیق و پشتیبانی مستمر، انگیزهبخش بود و نقش موثری در افزایش سطح کاری و توسعه حرفهای من ایفا کرد. بیصبرانه از فرصتی که برای همکاری در این محیط سازنده داشتم سپاسگزارم.
سلام دوست عزیز، لازمه چند نکته را شفاف خدمتتان عرض کنم: ۱. درباره صحبتهایی که در مورد مدیران شرکت فرمودید: اشاره کردید برخی مدیران «اخراجی» بودهاند؛ این ادعا نادرست است. تمام مدیران فعلی شرکت افراد باتجربه و باسابقه مدیریتی هستند و هیچکدام سابقه اخراج ندارند. اگر شما سند یا اطلاعات دقیق در این مورد دارید، لطفا به عنوان مدیر منابع انسانی به بنده ارائه کنید تا بررسی شود. اما بیان چنین مواردی بدون هویت مشخص، هم یکطرفه قضاوت کردن است و هم دور از انصاف. ۲. موضوعی که فرمودید “دو ماه از زندگیتان حرام شده”: برای اینکه موضوع را دقیق بررسی کنیم، لطفا مشخص بفرمایید منظور چیست؟ آیا کاری خارج از تخصص شما به شما محول شده؟ آیا انتظاری خارج از شرح وظایف از شما خواسته شده؟ آیا حقوق یا مزایای شما پرداخت نشده؟ اینها مسائل مربوط به حقوق منابع انسانی است و قطعا قابل پیگیری است. در خصوص کارانه نیز دقیقا درست است—جزو حقوحقوق شماست و حتی اگر فقط چند ماه حضور داشتید، در زمان تسویه برای شما پرداخت میشود. اگر فکر میکنید حقی از شما تضییع شده، بفرمایید تا پیگیری کنم؛ و اگر نیاز بود، با هم خدمت مدیرعامل محترم مراجعه خواهیم کرد. ۳. درباره مدیرعامل محترم: به نظر میرسد از سوابق ایشان اطلاع کافی ندارید. تنها با یک جستوجوی ساده میتوانید سوابق قابلتوجه ایشان را مشاهده کنید، از جمله: بیش از ۱۷ سال سابقه مدیریتی در بانک ملت، شرکت یاس ارغوانی، بانک سامان، پردازشگران سامان، شرکت خدمات انفورماتیک و نگاه بانک کارآفرین دکتری هوش مصنوعی از دانشگاه تربیت مدرس (۱۳۹۳) ۱۲ سال سابقه تدریس دانشگاهی و مرتبه دانشیاری و دو سال مدیریت عامل همین شرکت در همین دو سال، شرکتی که چهار سال متوالی زیانده و در آستانه تعطیلی بود، به سوددهی پایدار رسیده و یک تیم قوی، متعهد و متخصص برای بانک شکل گرفته است. چند پروژه بزرگ و ملی نیز انشاءالله تا پایان سال رونمایی خواهد شد. بنابراین بهتر است بدون اطلاعات کامل، درباره دیگران داوری نفرمایید. در نهایت، اگر ابهامی دارید یا موضوعی هست که نیاز به صحبت دارد، در اتاق من به روی شما باز است. بیایید حضوری صحبت کنیم تا سوءتفاهمها برطرف شود و اگر حقی برای شما وجود دارد، حتما پیگیری شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.