برای من اینجا کار کردن تجربهای قابل اعتماد و رضایتبخش بوده است. دو سالی است که در ویستا کار میکنم و با وجود اظهار نظر همکاران درباره حقوق پایینتر، من تفاوت فاحشی نسبت به شرکتهای بزرگ نرمافزاری احساس نمیکنم و گاهی حتی حقوقهای برخی شرکتهای گمنامتر از اینجا هم میتواند بیشتر باشد. اما واقعیت این است که فرهنگ کار در این مجموعه واقعاً مطلوب است و وفاداری بین تیم بالا است. امنیت شغلی هم وضعیت خوبی دارد و لازم نیست همیشه بابت تمدید قرارداد استرس داشت. محیط کار برای یادگیری فراهم است و به طور مداوم چیزهای جدید یاد میگیرم و ارتباطاتم بهبود پیدا میکند. من اینجا را به دیگران توصیه میکنم و خودم نیز حس خوبی دارم، گویی در کنار خانواده کار میکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
کار کردن اینجا برای من تجربهای بود که از خیلی جهات با انتظاراتم همخوانی نداشت. حقوقی که میدادن با کارِ واقعاً خواسته شده همسویی نمیکرد و معمولاً ازم انتظار میبردن نقش واسطه بین والدین و تیمهای مختلف را ایفا کنم. وقتی مشکلی پیش میآمد، بیش از همه نگاهها به من بود و هر دو طرف اول از من سوال میکردن یا از من نتیجه میخواستن. اگر واقعاً دوست داشتی با بچهها کار کنی، زمان آزاد زیادی داری و به دنبال پول یا پیشرفت سریع نیستی، شاید تحملشپذیر باشه. اما در غیر این صورت نه پیشرفت چشمگیری میبینی و نه تجربهای که ارزش زیادی داشته باشه.
برای چهار سال کنار این مجموعه بودم و روزهای پرتلاشش برای من تجربهای پر از رشد بود. آدمهای بااستعداد زیادی در آنجا حضور داشتند و واقعاً فضای حرفهای و انگیزهبخش را میساختند. برای دوستانی که دنبال کار هستند، آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم راهی برایشان هموار شود.
دو ماه طول کشید تا کل روند مصاحبهام با مجموعهای از پنج مرحله به پایان برسد. امروز وقتی گفتن رزومهام قابل قبول نیست، ازم خواستن به جلسهای بیایم تا درباره روند مصاحبه نظر بدهم. گفته بودن پس از این جلسه بازخورد میدهند تا بتوانم رزومه و مهارتهای خودم را بهتر کنم، بنابراین شرکت کردم. تا حالا چنین روشی را جای دیگری تجربه نکرده بودم و برایم جالب و جذاب بود. نقدها و پیشنهادهایی که ارائه کردم، با استقبال خوب تیم روبهرو شد.
در این مجموعه حس تیمی بودن واقعاً به خوبی احساس میشد و با همکاران رفتار صمیمی و گرمی داشتم. حقیقتاً از کار کردن لذت میبردم و زمان چهاردیواری کار بارها با سرعت میگذشت. از این تیم و فضای کاریشان قدردانی میکنم و خوشحالم که تجربهای مثبت بود.
در اینجا بر پایه رابطهای از رانت و رابطهمحوری کارها پیش میرود و اگر با مدیران ارتباط خوبی نداشته باشی، مسیر رشد برایت بسته میشود. هیچ واحد منابع انسانی وظیفهای برای پیگیری مشکلات ندارد و حقوق هم بهدرستی پرداخت نمیشود. سرپرست دائما فریاد میزند و مدیران هیچ اقدام مشخصی انجام نمیدهند؛ بهنظر میرسد از واکنش ترس دارند. برخی مدیران گاهی به دختران پیشنهادهایی میدهند و برای مسائل دیگر اهمیتی قائل نیستند. باید واقعاً انرژی زیادی صرف کنی و در پایان هم نتیجهای پیدا نمیشود؛ اگر بخواهی شرکت را ترک کنی، مسیر طولانی و پرمشقتی برای دریافت حقوقت طی میشود تا شاید بالاخره مبلغی به تو بدهند.
برای من این کار رو مجبور شدم انتخاب کنم فقط وقتی که گزینههای دیگهای نبود. حقوق کم بود و فضای کار خیلی سرد و خشک بود و از هم نوعی ارتباط واقعی احساس نمیشد. مدیرا برخوردی داشتند که انگار من اختیار ندارم و مثل این بود که تحت فشار باشم. ضمنی بودن کامنتهای مثبت هم به چشم میخورد و به نظر میرسید که رَدّی از سمت جمعه و همسو با هم نوشته شده باشند.
سلام از اول مراحل جذب که منابع انسانی بسیار محترمانه و پیگیر همراهی کردن سپس یک مصاحبه آنلاین با مدیریت بخش فنی انجام شد که سوالات دقیقا مرتبط با شغل درخواستی بود و بعدش مصاحبه حضوری جهت معارفه بود بیشتر . درکل فرآیند جذب و استخدام بسیار عالی و بدون مشکل بود
سلام .میخوام تجربه کاری حدود دو ساله خودم رو در فن آوا به اشتراک بگذارم در اول فقط به این مورد اشاره کنم که شاید تنها موردی که این شرکت رو بخوام به کسی معرفی کنم فقط کسانی هستند که اولین شغل خودشون رو میخوان داشته باشن و هیچ سابقه کاری نداشتن بنظرم جای خوبی برای رشد هست (مثل کوره که آتیشت میزنه ولی پخته میشی ) توی مبحث حقوق بسیار ضعیف عمل میکنن و کارشناس بعد از دوسال سابقه کاری و ارتقا شغلی که داشته به واحد جدید ولی همچنان حقوقش درست نمیشه و همیشه به همه افراد واحد اعلام میشه که شما از لحاظ فنی صلاحیت حقوق کامل رو ندارید . مورد دوم در رابطه با امنیت شغلی هست که در طول جنگ تعدیل های بسیاری داشت این شرکت . مورد سوم ضعف شدید عملکرد مدیران در رابطه با ارتباط با کارمندان هست که فقط زبان تعامل با کارمند جریمه های مکرر و توهین هستش . مورد چهارم نقطه قوت پرداخت به موقع حقوق (بسیار ناچیز) هستش .و اینکه تمام رفاهیات سال های قبل به طور محسوسی کاهش پیدا کرده به طور مثال کادو های مناسبتی یا کارانه که سالی دوبار واریز میشه به مقدار بسیار کمتر نسبت به سال های گذشته . مورد پنجم اینکه از حق نگذریم واقعا جای رشد خوبی هستش به لحاظ فنی و این بزرگ ترین نکته مثبت این شرکت هست جمعبندی حدالامکان سعی کنی خودتون وارد این باتلاق نکنید مگر بخاطر بی تجربگی و عدم دانش فنی لازم که شرکت دیگری نمیتوانید بروید
به دنبال یک مصاحبه طولانی اما بینتیجه بودم؛ چهار نفر را در یک بازه زمانی طولانی معطل کردند و حداقل نیم ساعت وقت تلف شد. در نهایت تنها خودم را معرفی کردم و عملاً گفتوگوی جدی یا سوال فنی نبود، و از رفتار و فضای مجموعه احساسی مثبت نگرفتم.
به عنوان کارمند این شرکت تجربهای ناامیدکننده داشتم که میخواهم با صداقت توضیحش بدهم. مدیریت ضعف زیادی داشت و از فناوریها و ابزارهای بهروز سردرنمیآوردند. ما در تیم برنامهنویسی با تلاش زیاد کار میکردیم اما افراد بالادستی حتی درک درستی از کارمان نداشتند. فرصت رشد و پیشرفت وجود نداشت و جو کاری ناسالم بود؛ رقابت ناسالم و پشتپا زدن به هم کار همه را خسته میکرد، فرقی هم نمیکرد در کدام بخش ساختمان باشید. بهطور خلاصه، به نظر میرسید مدیران هر بخش بیانگیزهاند و تنها به دنبال فرصتداشتن برای پایان یافتن روز کاریشان هستند.
وقتی وارد ساختمان شدم، جو سالن فضا رو خو گرفت و خیلی خودمونی به نظر میرسید. برای مصاحبه خبری از فرمهای خشک نبود و تنها ده دقیقه بعد من رو برای گفتوگو صدا زدند. ابتدا پرسشهای تخصصی تیم مارکتینگ مطرح شد و سپس چند سؤال درباره هوش و روانشناسی مطرح شد. در کل حس کردم وارد مجموعهای حرفهای، آرام و چابک شدهام.
شرکت رنتیفا برای من تجربهای پرتلاطم و پر از نامطمئنی بود. در طول یک سال مدیرعامل دوبار تغییر کرد و تیم مدیریتی ما نیز سه بار عوض شد؛ هر بار تغییر، فشار روانی و سردرگمی زیادی به تیم اضافه میشد. اکثر همکاران بدون قرارداد رسمی کار میکردند؛ در ابتدا قرارداد سهماههای بسته شد اما هرگز تمدید نشد و وقتی اعتراضی میکردیم، پاسخ مشخصی نمیگرفتیم و تنها میگفتند نگران نباشید. چندینبار دیدم که همکاران بدون اطلاع قبلی از کار برکنار میشدند و بعضیها همان روز با ایمیل اعلام میشد که لازم نیست بیایند. حقوق کم بود و اضافهکاری هم بدون پرداخت هیچ مزدی انجام میشد و مزیت خاصی هم وجود نداشت. جو کاری هم بهلحاظ سالم بودن مناسب نبود؛ قبل از عید ninety-nine تقریباً نود درصد کارکنان بهطور ناگهانی و بدون توضیح تعدیل شدند.
شرکت در بهترین شرایط هر ۲ ماه پرداختش کامل میشه سبک مدیریت به شدت ضعیفهست و مدیر عامل عمده وقت خود را در دخالت امور شخصی کارکنان صرف میکند تا پیشرفت شرکت.جالب تر این هست شرکت بیشتر از اینکه مهندسی باشه شبیه به موکب هست واقعا تجربه تلخی بود این همکاری هرچند کوتاه
قبل از پیوستن، درباره فضای واقعی کار تحقیق کنید اگر قصد دارید همکاری با این مجموعه را شروع کنید، پیشنهاد میکنم قبل از تصمیم نهایی، کمی بیشتر درباره فضای کاری و نحوه مدیریت آن تحقیق کنید. تجربه من نشان داد که بین تصویری که در زمان جذب نیرو ارائه میشود و واقعیت روزمره محیط کار، ممکن است تفاوتهایی وجود داشته باشد. یکی از مسائل مهم، احساس نبود ثبات و امنیت شغلی است که میتواند باعث شود کارکنان با اطمینان کافی برای آینده کاری خود برنامهریزی نکنند. در کنار آن، کیفیت مدیریت و نحوه برخورد برخی مدیران با کارکنان نیز جای تأمل دارد؛ در مواردی برخوردها از چارچوب یک ارتباط حرفهای خارج شده و احساس احترام متقابل به اندازهای که انتظار میرود وجود ندارد. از طرف دیگر، واحد منابع انسانی و برخی فرایندهای داخلی نیاز به بهبود جدی دارند. بخشی از امور اداری و سازمانی پیچیده و زمانبر است و به جای اینکه مسیر انجام کار را سادهتر کند، گاهی خودش به یک مانع تبدیل میشود. از نظر امکانات و شرایط کاری نیز نمیتوان انتظار یک محیط کاملاً استاندارد و ایدهآل را داشت. در کنار این موارد، فشار و شرایط کار باعث میشود تعادل میان زندگی شخصی و شغلی برای بسیاری از افراد چالشبرانگیز باشد. در مجموع، اگر این مجموعه را برای شروع یا ادامه مسیر شغلی خود در نظر گرفتهاید، توصیه میکنم پیش از قبول پیشنهاد، حتماً با کارکنان فعلی یا سابق گفتوگو کنید و درباره سبک مدیریت، شرایط واقعی کار، ثبات شغلی و فضای تیمی اطلاعات بیشتری به دست آورید. این نوشته صرفاً بیان یک تجربه شخصی است و طبیعتاً ممکن است تجربه افراد در تیمها و دورههای مختلف متفاوت باشد.
تجربه من از کار در فرنا، تجربه مثبتی نبود. شرکتیه که به نظرم بیشتر تلاش میشه ظاهر ساختار منابع انسانی حفظ بشه، اما در عمل مشکلات جدی در مدیریت و نظم سازمانی وجود داره. مدیریت رو بسیار ضعیف دیدم و بعضی تصمیمها و فرآیندها واقعاً بینظم و بیقاعده به نظر میرسن. از طرفی، نسبت بین حقوق و حجم و میزان کاری که از افراد انتظار میره، به نظرم اصلاً متعادل نیست. در بعضی موقعیتها هم برخوردهایی وجود داشت که از نظر من رنگ و بوی تحقیرآمیز داشت و فضای کاری رو سختتر میکرد. در مجموع، با توجه به تجربه شخصی خودم، این شرکت رو برای کار پیشنهاد نمیکنم؛ مخصوصاً اگر براتون مدیریت حرفهای، ساختار سازمانی سالم و تناسب بین مسئولیت و دریافتی و حتی آرامش روان براتون اهمیت داره.
قصهی تلخِ پشتِ نقابِ «هوشمندی» وقتی اسم یک شرکت «توسعه تجارت هوشمند» است، آدم انتظار دارد حداقل رفتار با نیروهای انسانیاش هم «هوشمندانه» باشد. اما متأسفانه تجربهی حضور در شرکت «فرنا»، قصهی متفاوتی است. من این متن را نه برای تخریب، بلکه برای شفافسازی مینویسم؛ برای تمام همکارانی که در جستوجوی محیطی حرفهای هستند و ممکن است مثل ما، فریب ظاهرِ کار را بخورند. واقعیت این است که در فرنا، به جای توسعه و هوشمندی، ما با مجموعهای از چالشهای فرساینده طرف بودیم: از عدم امنیت شغلی و بینظمیهای کلافهکننده گرفته، تا حقوقی که با هیچ متر و معیاری «کافی» نبود و نبودِ پاداش که خستگیِ کار را دوچندان میکرد. اما دردناکتر از همه، فرهنگِ «کنترلِ حداکثری» است؛ اینکه به جای اعتماد، با دوربین و نظارت افراطی با متخصصها رفتار شود، یعنی عملاً اصلیترین سرمایهی یک شرکت، یعنی «اعتماد»، در این مجموعه گم شده است. اینجا محیطی است که در آن «توازن کار و زندگی» بیشتر شبیه یک شوخی تلخ است و «مدیریت ضعیف» باعث میشود بهترین استعدادها، بهجای رشد، فقط به فکر فرار باشند. نوشتنِ این کلمات سخت است، اما سکوت کردن در برابر «محیطِ غیرحرفهای» و «بیعدالتی»، یعنی همدستی در ادامه دادنِ همین چرخه. امیدوارم این کلمات، تلنگری باشد برای مدیریت مجموعه؛ شاید هنوز راهی برای بازگشت به مسیر حرفهای و انسانی وجود داشته باشد. و هشدار و توصیهای برای دوستان عزیزم که در حال جستوجوی کار هستند: قبل از انتخاب، فقط به برند نگاه نکنید، به فرهنگِ پشتِ پردهاش هم دقت کنید.
تجربه کاری من در شرکت نرمافزاری مدیریت رستوران «حامی» چندان مثبت نبود و مهمترین مشکل، ضعف جدی در مدیریت و ارتباط با کارکنان بود. از نظر مدیریتی، تصمیمگیری و ارتباط بین واحدها ضعیف بود و در محیط کاری متأسفانه حاشیه، زیرآبزنی و انتقال نادرست مسائل بین افراد هم دیده میشد. بخشی از زمان کاری بهجای یادگیری و پیشرفت، صرف حاشیه و اتلاف وقت میشد و شخصاً احساس نکردم فرصت مناسبی برای رشد و یادگیری تخصصی وجود داشته باشد. موضوع پرداخت حقوق نیز یکی از نکات منفی مهم بود؛ پرداخت بهموقع و منظم حقوق آنطور که انتظار میرود انجام نمیشد. در کنار آن، شرایط مربوط به بیمه تکمیلی هم مناسب نبود و شرکت توانایی یا امکان ارائه بیمه تکمیلی مطلوب به کارکنان را نداشت. از طرف دیگر، تایمهای آنکال نسبت به مبلغ دریافتی، تناسب چندانی نداشت و مسئولیت و زمانی که از کارکنان انتظار میرفت، با جبران خدمات همخوانی کافی نداشت. در مجموع، تجربه من از این شرکت بیشتر از آنکه باعث رشد شغلی شود، با ضعف مدیریت، ارتباط نامناسب با کارکنان، حاشیههای سازمانی و اتلاف زمان همراه بود. اگر برایتان محیط کاری سالم، مدیریت منظم، پرداخت بهموقع، یادگیری و مسیر رشد شغلی اهمیت دارد، پیشنهاد میکنم اصلا سمت این شرکت نرید . مدیریت بیشتر به فکر حقوق کارمنداش باشه بیشتر به فکر عشق و حال سفراشه .
روال مصاحبه خوب بود ۲ بار حضوری رفتم یکبار آنلاین بود رفتارشون محترمانه بود ولی اواخر مصاحبه جنگ شد و هرگز جواب ندادن کاشکی حداقل برای زمان خودشان ارزش قائل بودن و خبر میدادن به دلیل جنگ استخدام ها معوق شد یا رد میکردن آدم از این شرکتهای احساس بی مسئولیتی شدید میگیره
تجربه مصاحبه حضوری من خیلی بد بود برای ورود به سازمان اصلا هماهنگ نشده بود کلی تو هر طبقه معطل میشدم و با منابع انسانی خودم تماس میگرفتم نهایت منابع انسانی بعد از ۳ مصاحبه جواب دقیق و کاملی از مصاحبه بهم اعلام نکرد و تلفن رو جواب نمیدادن بعد از دو هفته یک ایمیل با متن ثابت که برای همه میفرستن برای من هم فرستادن و از شرکت در مصاحبه تشکر کردن آدم نباید وقتش رو برای چنین شرکتهای از دست بده
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.