من حدود دو سال با شرکت آکاف همکاری داشتم. این همکاری در ابتدا بهصورت یک دورهی سهماهه آغاز شد تا دو طرف بیشتر با یکدیگر آشنا شوند، و پس از آن نیز دو بار، هر بار به مدت یک سال، تمدید شد. در مجموع مشکل جدی خاصی وجود نداشت، اما نکتهای که خودم هم با مجموعه مطرح کرده بودم این بود که فرآیند ورود به شرکت کمی بیش از حد آسان بود. بهدلیل اینکه سطح حقوق برای نیروهای جونیور مناسب به نظر میرسید، افراد زیادی جذب میشدند. این موضوع باعث میشد زمان قابل توجهی از تیم باتجربه صرف آموزش و همراهی این افراد شود، اما در بسیاری از موارد پس از حدود یک ماه مشخص میشد که توانمندیهای فرد با آنچه اعلام کرده بود همخوانی ندارد و در نهایت از تیم کنار گذاشته میشد. این روند انرژی زیادی از تیم اصلی میگرفت.
آخرین تجربهها
سلام تجربه مصاحبه ام با توسن رو دوست داشتم در میون بزارم. مصاحبه اول تلفنی بود و مسئول واحد تماس گرفتن. بعد از اون یه مصاحبه حضوری با منابع انسانی و بازهم مسئول واحد. مصاحبه سوم اسما فنی بود که ایمیل زدن راجع به این مطالب امادگی داشته باشید ... و اما زمانی که تو جلسه رفتم... ۵ نفر دور یه میزمیشینن و پشت هم ازت سوال میکنن. که حس خوشایندی نیست. انگار بهت پوزخند میزنن . این مورد رو توی چندین تجربه دوستان دیگه در ویکی تجربه خونده بودم و تاییدش میکنم به شخصه. جالبتر اینکه حتی یک سوال در مورد موضاعات فنی و تخصصی که گفته بودن نپرسیدن. سوالات بیشتر شخصی و روانشناسی بود. درکل روند مصاحبه رو با اون ایمیلی که فرستادن منحرف کردن
بدون شک یکی از بدترین تجربه های کاری من به این شرکت برمیگرده و مهمترین دلیل این تجربه ناخوشایند هم مدیریت شرکت هست. نیروها از خودشون اختیاری ندارن. علیرغم تجربه و تخصص، مسئول اجرای دستورات شخص مدیر هستن ولو اینکه اشتباه باشه. میکرومنیجمنت در حد چک کردن ساعت کاری از سمت مدیر کل مجموعه انجام میشه. اما اینها قسمتهای خوب شرکت هستن. شخص مدیر شرکت هر زمان اراده کنه میتونه هرکسی رو اخراج کنه. برخوردش با نیروها به شدت توهین آمیز و زننده است. ناسزا و تحقیر بخش جدایی ناپذیر مدیریته. در طول قطعی اجباری اینترنت ک هیچ دسترسی به اینترنت برای کسی مهیا نبود، پرداختهای تمام کارکنان گرو نگه داشته شد تا همه در حد یک ساعت هم شده به اینترنت وصل بشن. در روزهای پرالتهاب جنگ، مدیریت شرکت فقط نیروها رو به اخراج تهدید میکرد در صورتی که اینترنت عملا قطع بود در نهایت ایشون همه نیروها رو که سالها با تمام شرایط بد ایشون راه اومده بودن اخراج کرد و هیچ پرداختی بعد از حدود یک ماه انجام نشده تعداد کسایی که موفق نشدن پولشون رو از شرکت بگیرن خیلی زیاده.
تجربه کاری من در شرکت ایرانیکارت ترکیبی از نکات مثبت محدود و چالشهای جدی بود که فکر میکنم دانستنش برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد. از نظر نکات مثبت، محل شرکت از لحاظ دسترسی با وسایل نقلیه عمومی شرایط بسیار خوبی دارد و رفتوآمد برای کسانی که از حملونقل عمومی استفاده میکنند راحت است. همچنین فضای همکاران را میتوان نقطه قوت اصلی مجموعه دانست؛ همکاران عموماً همراه، محترم و دوستداشتنی هستند و این موضوع تا حدی فشارهای کاری را قابل تحملتر میکند. اما در مقابل، چالشها و نقاط ضعف قابل توجهی وجود دارد. مهمترین مسئله، حقوق پایین نسبت به حجم و حساسیت کار است. در برخی دپارتمانهای عملیاتی، ریسک کاری بالاست؛ به این صورت که شما حقوق را به ریال دریافت میکنید اما در صورت بروز خطا ممکن است مجبور به جبران خسارت دلاری شوید، که این موضوع فشار زیادی ایجاد میکند. ساعت کاری نیز از دیگر مشکلات است؛ زمان ورود مشخص است اما زمان خروج عملاً نامشخص بوده و میتواند طولانی شود. همچنین زمان پرداخت حقوق و مزایا شفاف نیست و این موضوع باعث ایجاد بینظمی در برنامهریزی مالی کارکنان میشود. مزایا نیز وضعیت مشخص و قابل اعتمادی ندارند. مواردی که در زمان استخدام اعلام میشود، در بسیاری از موارد به شکل وعده باقی میماند. از طرفی، امکان پیشرفت شغلی در شرکت بسیار محدود است و مسیر رشد روشنی برای کارکنان وجود ندارد. برای افرادی که با خودروی شخصی رفتوآمد میکنند، نبود جای پارک یک چالش جدی است. همچنین واحد منابع انسانی انعطافپذیری لازم را در مواجهه با مسائل و درخواستهای کارکنان ندارد. در سطح مدیریتی نیز چالشهای قابل توجهی وجود دارد. به نظر میرسد بسیاری از مدیران از دانش تخصصی و مهارتهای مدیریتی کافی برخوردار نیستند و انتصاب آنها بیش از آنکه بر پایه شایستگی حرفهای باشد، بر اساس ارتباطات شکل گرفته است. این موضوع تأثیر مستقیمی بر کیفیت تصمیمگیریها و فضای کاری گذاشته است. در خصوص مزایا: وام عملاً وجود خارجی ندارد بیمه تکمیلی هزینه بالایی دارد اما پوشش آن نسبت به بسیاری از شرکتها ضعیفتر است حمایت از آموزش و توسعه فردی وجود ندارد و دورههای آموزشی محدود به مدیران و آن هم صرفاً در راستای نیازهای داخلی شرکت است تسهیلات رفاهی و گردشگری بسیار محدود (در حد حدود ۱ میلیون تومان در سال و آن هم معمولاً به شکل بن با کاربرد محدود) امکاناتی مثل کتابخانه عملاً کاربرد خاصی ندارند، چون زمان استراحت کوتاه است و بیشتر صرف صرف غذا میشود هدایای مناسبتی نیز بسیار محدود و ناچیز هستند در مجموع، با توجه به درآمد بالای شرکت، سطح خدمات و مزایای ارائهشده به کارکنان تناسب چندانی با این درآمد ندارد و این موضوع یکی از نکات قابل تأمل در مورد این مجموعه است.
اگه برای آبرو، احترام، وقت و توانایی های خودتون پشیزی ارزش قائل نیستین به پارسا شریف بپیوندین. اینجا یه سیرکه با انواع اقسام آدم های پرمدعای بی سواد و دروغگو. قراره کلی چیزای خوب از این خانواده دوست داشتنی یاد بگیرین، از مدیریت کم کاری و بی تفاوتی نسبت به مشکلات و رفتارهای غیر حرفه ای موجود، از مرد ریشوی قد بلند که پایین اشاره کردند دودوزه بازی و بهادادن به افراد بی ارزش، از یکی دیگه دو بهم زنی و فخر به بی سوادی و .... کل مجموعه هم به طور تخصصی در زمینه فراری دادن افراد حرفه ای و دوستداران پژوهش و کار فنی واقعی فعالیت میکنند.
بعضی میان اینجا به امثال نوری یا اقای محمودی فحش میدن بجوری انگار خودشون فرق دارن خودم شخصا دیدم اقای نوری بخاطر لجبازی چند نفرو بیکار کرد ولی عزیزه دلم تو که بعد چند سال هنوز جای سوزشش خوب نشده میای متن چند صفحه ای مینویسی نشونه عقده ای بودنه طرف خودش رفته یه جای داغون نور چشمی شده از صدتایه نوری بدتره تو که ادعا میکنی حتمی باید فرق کنی با اونی که بهش فحش میدی دبگه عزیز دلم
من نمیدونم چرا واقعا بعضی ها عقدهای خود را خالی میکنند و با اینکه نون نمک میخورند باز هم نمکدون مشکنند این که تا اون زمان که تو یک مجموعه هستیم اونجا خوبه و وقتی بیرون می آیم همه چیز ایراد داشت و ما خوب بودیم از در دیوار توالت و.... آدمهای اونجا ایراد بگیریم به نظر من این آدمها اگه واقعا راست میگند مشخصات خودشون را هم بزارند تا واقعا انصاف رعایت شود ولی به نظرم اینقدر بزدل هستند که جرات این کار را هم ندارند واقعا متاسفم
خوبی های این مجموعه پرداخت منظم حقوق با مزایا هستش بدیش اینکه شرایط روانی نامطلومبی داره و اصلا محیط دوستانه ای که برای کار کردن که آرامش داشته باشید وجود نداره. دلیلش هم : 1. فامیل بازی و تبعیض : طرف چیزی بلد نیست ولی مسئولیت بهش می دن 2. ناظر هایی برای شما تعیین میشه که سواد فنی ندارند و نمی تونن زمان بندی درستی بدن و دائما فکر می کنن دارین بهشون کلک میزنین و جنگ اعصاب براتون درست می کنن نکته مهم : اگر در بخش نرم افزار وزارت معدن مشغول به کار شدین یک پشتیبان خانوم اونجا هست بنام شه... که با هر رفتار موذیانه ای که بتونه اعصاب و روان شما رو بهم میریزه پس مراقب باشین
حدود دو ماه پیش فرآیند مصاحبه با این شرکت آغاز شد که در مجموع شامل پنج مرحله بود. امروز پس از اعلام عدم پذیرش رزومه، از من دعوت شد تا در جلسهای شرکت کنم و درباره روند مصاحبهها نظرم را ارائه بدهم. من نیز با توجه به اینکه اعلام شده بود پس از این جلسه، بازخوردی برای بهبود رزومه و توانمندیها ارائه خواهد شد، در این جلسه شرکت کردم. چنین رویکردی را در هیچ شرکت دیگری تجربه نکرده بودم و برایم جالب و جذاب بود. انتقاداتی که مطرح کردم با استقبال خوبی از سوی تیم مواجه شد.
سلام متن چند ماهی هست که در این شرکت کار می کنم. 5 سال پیش مصاحبه داشتم اما با شرکت قبلی توافق کردم و ادامه دادم باهاشونو سال گذشته که اومدم شرکت جدیدشون زمین تا آسمون عوض شده بود. الان فضای کاری اینجا هیچ فرقی با شرکت های درجه 1 ایران نداره. خداییش شیک تمیز در آوردند. الان که زمان جنگ است و من به سختی وصل شدم. از اول جنک بلافاصله همه را دورکار کردند و خداییش خیلی همراهی کردند. اصلا فکرش را نمیکردم اینقدر همراهی کنند. در این چند ماه هم من موردی باهاشون ندیدم . کارها همه چی روال پیش میره. تلاش میکنند تا 10 هر ماه همه حقوق را تسویه کنند. پروژه بزرگی دارند. برای من تجربه خوبیه . همیشه دوست داشتم روی نرم افزار حسابداری و انبار و ... کار کنم. بخش از کد ها قدیمی است که تقریبا داره همش ری فکتور میشه . مشتری های خوبی دارند و شخصا وقتی میبینم روی نرم افزرای کار می کنم که در شرکت ها و کارخونه های بزرگ کار میکنه لذت میبرم. این یک حس شخصیه. توی شرکت قبلی این حسی که بدونم کسی با نرم افزارمون کار میکنه را نداشتم. اگر ماشین داشته باشید باید قبل از 8 اونجا باشید تا جای پارک پیدا کنید. استند آپ های روزانه، گرومینگ و رویو هم داریم همین.
قرارداد اولم شش ماهه بود و اخیراتمدید شد ، تیم بسیار خوب هست و در مشکلات به هم کمک میکنیم و خود مدیریت در جلسات میتینگ حضور دارند من در شرکت های قبلی کمتر مستقیم با مدیریت در ارتباط بودم ولی اینجا هر زمان تیم فنی بخاهد مستقیما میتواند صحبت کند که من فکرکنم بهترین نکته مثبت هست که تیم راحت تر پیش بره و هر موردی بود بلافاصله میتواند با مدیریت مطرح کند
من چند ساله تو این شرکت کار میکنم و واقعاً چیزی که تو بعضی کامنتها نوشته شده با تجربهای که من داشتم خیلی فرق داره. تو این مدت همیشه محیط کار رو دوستانه و محترمانه دیدم و رابطه بین همکارها کاملاً خوب بوده. مدیریت هم همیشه سعی کرده فضای آروم و منصفانهای برای کار فراهم کنه. از نظر حقوق و شرایط کاری هم شخصاً مشکلی نداشتم و همه چیز روال مشخصی داشته. از نظر فنی هم اینجا برای من جای پیشرفت و یادگیری بوده و خیلی چیزها یاد گرفتم. همکارها معمولاً هوای همدیگه رو دارن و کار تیمی واقعاً معنا داره. طبیعیه هر کسی ممکنه تجربه متفاوتی داشته باشه، ولی به نظرم درست نیست با یه دلخوری کل مجموعه رو زیر سؤال برد. من خودم از کار کردن اینجا راضی بودم و هنوز هم هستم. بهتره هر کسی بر اساس تجربه واقعی خودش نظر بده. این فقط تجربه شخصی چند سال کار من تو این مجموعهست.
فاجعه من اصلا مدارک تکمیل نکردم که بتونم شیفت رزرو کنم.بعدش به من بیست امتیاز منفی داده که چرا سفارش اومده نگرفتیش شیفت داشتی.برنامشو پاک کردم.از همین اولش معلوم بود چه خبره.قوانینش هم کاملا یه طرفه هست.تمام ۲۳ موردش رو کامل خوندم.دقیقا انگار مجرم گرفتن و دوران حبسش رو داره سپری میکنه.مصداق بارز کلاه برداری.
جناب آقایان نفیسی، امینی ، ابراهیمی که از دست اندرکاران ، دزدان و قالتاقان واحد شبکه یاس هستند و به شغل خانوم بازی و دزدی مشغول هستند . خانم فرهادی بعنوان مدیر منابع انسانی کیر تو دهنت . مدیر عامل شرکت کیر تودهنت . یه مشت آدم نفهمه بدرد نخور و لاش گوشت. آشغال گوشتهای حروم خوره دزد . کثافتهای بیشرف . شاشیدم سر در شرکت یاس
واقعاً یکی از بهترین تجربههای کاری من همینجا بوده، مخصوصاً از نظر نظم مالی. حقوق همیشه دقیق و حتی بعضی وقتها زودتر از موعد واریز میشه و این موضوع توی این شرایط اقتصادی خیلی ارزشمنده. بیمه هم منظم رد میشه و بیمه تکمیلی هم داریم که خیالم رو از بابت درمان راحت کرده. آدم وقتی بدونه حق و حقوقش کامل رعایت میشه، با دلگرمی بیشتری کار میکنه. این حس امنیت شغلی باعث شده تمرکزم کاملاً روی پیشرفت کارم باشه. کمتر جایی دیدم اینقدر منظم و متعهد باشن. همین موضوع به نظرم یکی از بزرگترین نقاط قوت این مجموعهست.
اسمش شرکته ولی شما بگید خانه ی دیکتاتوری وفایی و خانواده در راس ام پدر پیر و خرفت خانواده قرارداره که بخاطره سنش مغزش پردازش نمیکنه کارکنه ولی تامیتونه سرک میکشه تو کاره بقیه که بگه منم هستم. مثلا دارید کار میکنید و تمرکز کردید وارد میشه و سلام کردن (مگه دکتر حسابی آخه تو پیرمرد پر حاشیه؟؟؟) یا میاد بالا بهت گیر میده چرا الان داری سیگار میکشی و سره کارت نیستی و تحقیر پشت تحقیر و مقایسه با نیروهای چینی و ژاپنی که اونا ۱۰ ساعت کار میکنن و فقط ده دقیقه ناهار میخورن و ادامه ی کار. اگه انقد نیروی چینی دوست داری از اونور بیار خب. آهان حواسم نبود باید به دلار حقوق بدید و شما همین ریالشم تو چندین پارت میدین همونم سره تاخیر و سیگار و پوشش و رفتن به دستشویی فلان طبقه و غیره کلی ازش کسر میکنید و در آخر کارمند ی چیزی ام بهتون بدهکار میشه. بی منطق ترین آدم شرکت همین ایشونه. حالا میرسیم به پسرناخلف خانواده کسی که فقط بلده صدا ببره بالا و پشت دوربین بشینه رصد کنه و از پدرش تو سری بخوره که چرا شرکت خوب مدیریت نمیکنه دوستان اینا از قانون همه چیزایی ک به نفعشونه تاکید دارن و چیزایی که به ضررشونه رو دور انداختن بطور مثال مرخصی ۲/۵ روزتون درماه شما فقط ۲روز دارید که همونم باید از ۴۵نفر امضا و اثرانگشت بگیرید و اگر والاحضرت اجازه دادن بعد تشیف ببرید(اینم درنظربگیرید مرخصی ام باشید همچنان تماس کاری باهاتون گرفته میشه) تاخیر بیش ازیکساعت ضریب بشدت بالایی میگیره مثلا یکی از بچه ها یهو ۳۴ ساعت تاخیر و ۳تومن کسراز حقوق خورد الان ک نزدیک عید مراقب رفتارتون باشید چون کوچیک ترین اشتباهی میتونه باعث این شه که عیدی و حقوق به شما داده نشه اما بعده عید که موقع بستن قرارداد جدید همگی فرشته مهربون میشن و به مدت دوالی سه هفته شرکت ایده آل میشه و بعد روز از نو اب و چایی و سرویس بهداشتی حداقل امکاناتی که هرشرکتی بی منت داره ولی این خراب شده کلا دوسه تا آبسردکن داره که سالهاست فقط تانکر آب از شیر پر میکنن و سالی یه بار نمیرن از بیرون بخرن چایی ساعت ۱۰صبح دم میشه و تا عصر رو تفاله ها آب ریخته میشه. اینم بدونید که اشغال ترین چایی که اصن تو عمرتون ندیدو میخرن و همونم زحمت نمیکشن عین آدمیزاد هروقت تموم شد دم کنن سرویس بهداشتی بوی تعفن میده و یه روز درمیون چاه گرفته میشه و مثل دزدا یواشکی بایدبرید طبقات دیگه و همسر مدیریت که بشه مدیرمنابع انسانی ببینه جر واجرتون میکنه عمر عزیزتونو اینجا هدر ندید
فرآیند مصاحبه شامل سه مرحله فنی، منابع انسانی و گفتگو با مدیرعامل است. مصاحبه فنی آنلاین برگزار شد. سؤالها بهصورت بداهه مطرح میشد و ساده بود. برخورد تیم فنی صمیمی و دوستانه بود. مصاحبه دوم حضوری بود و پیش از جلسه آزمونی برگزار شد که اهم آن معطوف به کار کردن بیش از زمان اداری، تحمل انجام کارهای تکراری، مابعدالطبیعه، دین و سیاست بود. جلسه با حضور دو تن از مدیران نرمافزاری و یک کارشناس منابع انسانی برگزار شد و بیش از ۲٫۵ ساعت طول کشید. اکثر سؤالها بهشکل وسواسگونهای پیرامون فواصل بین همکاریها، طول تحصیل و علت جابهجایی بین شرکتها متمرکز بود. این در حالی است که طول تحصیلات من هیچگاه از حد استاندارد بیش از یک سال نبوده و در تجربه اخیر کاری خود بیش از ۲٫۵ سال مشغول بودم. فضای گفتوگو پر از بیاعتمادی و عدم توازن میان طرفین بود. بیتوجهی و بیمیلی یکی از مدیران در سراسر جلسه و در نهایت نشان دادن برگهٔ خروج من به کارشناس منابع انسانی جهت اعلام تلویحی اتمام جلسه و ترک زودهنگام اتاق ناراحتکننده بود. در انتها زمان کافی داده شد تا در مورد مدیریت پروژه و تیم هر آنچه میخواستم بپرسم.
پیامها رو میخوندم اینجا تا به حال ندیدم کسی اشاره کنه که اینترنت همیشه ملی هست توی تایگر :))) در واقع اومدن یک سیستم درون شرکتی درست کردن که فقط سایت هایی که اجازه میدن رو بتونی باز کنی. به دو روش این کار رو میکنن. یک اینکه یک مرورگر خودشون نوشتن که توش دسترسی همه سایتها بسته است مگر اینکه ازشون بخوای یک سایت خاص رو دسترسی بدن بر حسب نوع کارت، و دو اینکه یه افزونه برای گوگل کروم نوشتن که اون هم همین کارو میکنه. ضمنا علاوه بر این که میتونن دسترسی شما رو محدود کنن میتونن لاگ اون مرورگر و افزونه رو هم چک کنن و ببینن توی چه سایتهایی رفتی و بازخواستت کنن. جالبه نه؟ خلاصه اگه میخوای هر روز اینترنتت ملی باشه حتماااااا برو در تایگر استخدام شو.
مدیر فروش مجموعه با بنده مصاحبه کردن رفتار بسیار زشت تند و زننده بسیار کودکانه و بچگانه از ابتدا حمله کرد سمت بنده اصلا درکی نسبت به این ندارن که ممکنه مصاحبه قبلی شخص طول بکشه ترافیک باشه یا اتفاقی افتاده باشه و دیر برسی به مجموعه ای کن بنده ۳۰ دقیقه دیر کردم من رو ۱ ساعت منتظر گذاشتن وقتی وارد میشن اصلا اعتقاد ندارن باید احترام مخاطب رو حفظ کنن و سلام کنن حال و احوال کنن طلبکارانه حمله میکنن سمتت کلا طلبکار هستن برای ایشون دربون شرکت ارزش بیشتری داره حقوق دربون ۴۰ میلیون حقوق کارشناس فروش ۲۵ تومن با افتخار میگن دربون مجموعه ۴۰ میگیره تو ۲۵ این اقا حس کنه شما توانمند هستی تو بخش فروش و تجربه داری وکار رو بلدی و توانمندی فقط و فقط قصد تخریبت رو داره و فقط توهین امیز حرف میزنه و میخواد عصبیت کنه هرچی بگم کم گفتم هرچی دورتر از این مجموعه باشین اعصاب راحت تری داری تحمل ۱ساعت ایشون غیر ممکن بود چه برسه برای کار
اگر دوست دارین مثل ی برده با شما رفتار بشه کافیه عضو نوبیتکس بشین ظاهرا قابل احترامن ولی تا زمانیکه مثل ی برده و بره اروم باشی سردرستت که معلوم نیس از کدوم کوره دهات اومده تهران به تو تیکه میندازه تو جمع ولی شما حق پاسخ حتی به شوخی هم نداری خود محیط بسیار حرفه ایه ولی چهارتا پسربچه خورده ننه قمری گل کش و سیگاری سرپرستنن البته شعبه پردیس نه دفتر ....مزیت خوبشم حقوق بالا...یخچال و خوراکیهای که هروز شارژ میشد و ممنوعیت برداشت نداشت پرداخت بموقع ...من احترام از جنبه مالی واسم مهمتر بود
من حدود دو سال با شرکت آکاف همکاری داشتم. این همکاری در ابتدا بهصورت یک دورهی سهماهه آغاز شد تا دو طرف بیشتر با یکدیگر آشنا شوند، و پس از آن نیز دو بار، هر بار به مدت یک سال، تمدید شد. در مجموع مشکل جدی خاصی وجود نداشت، اما نکتهای که خودم هم با مجموعه مطرح کرده بودم این بود که فرآیند ورود به شرکت کمی بیش از حد آسان بود. بهدلیل اینکه سطح حقوق برای نیروهای جونیور مناسب به نظر میرسید، افراد زیادی جذب میشدند. این موضوع باعث میشد زمان قابل توجهی از تیم باتجربه صرف آموزش و همراهی این افراد شود، اما در بسیاری از موارد پس از حدود یک ماه مشخص میشد که توانمندیهای فرد با آنچه اعلام کرده بود همخوانی ندارد و در نهایت از تیم کنار گذاشته میشد. این روند انرژی زیادی از تیم اصلی میگرفت.
سلام تجربه مصاحبه ام با توسن رو دوست داشتم در میون بزارم. مصاحبه اول تلفنی بود و مسئول واحد تماس گرفتن. بعد از اون یه مصاحبه حضوری با منابع انسانی و بازهم مسئول واحد. مصاحبه سوم اسما فنی بود که ایمیل زدن راجع به این مطالب امادگی داشته باشید ... و اما زمانی که تو جلسه رفتم... ۵ نفر دور یه میزمیشینن و پشت هم ازت سوال میکنن. که حس خوشایندی نیست. انگار بهت پوزخند میزنن . این مورد رو توی چندین تجربه دوستان دیگه در ویکی تجربه خونده بودم و تاییدش میکنم به شخصه. جالبتر اینکه حتی یک سوال در مورد موضاعات فنی و تخصصی که گفته بودن نپرسیدن. سوالات بیشتر شخصی و روانشناسی بود. درکل روند مصاحبه رو با اون ایمیلی که فرستادن منحرف کردن
بدون شک یکی از بدترین تجربه های کاری من به این شرکت برمیگرده و مهمترین دلیل این تجربه ناخوشایند هم مدیریت شرکت هست. نیروها از خودشون اختیاری ندارن. علیرغم تجربه و تخصص، مسئول اجرای دستورات شخص مدیر هستن ولو اینکه اشتباه باشه. میکرومنیجمنت در حد چک کردن ساعت کاری از سمت مدیر کل مجموعه انجام میشه. اما اینها قسمتهای خوب شرکت هستن. شخص مدیر شرکت هر زمان اراده کنه میتونه هرکسی رو اخراج کنه. برخوردش با نیروها به شدت توهین آمیز و زننده است. ناسزا و تحقیر بخش جدایی ناپذیر مدیریته. در طول قطعی اجباری اینترنت ک هیچ دسترسی به اینترنت برای کسی مهیا نبود، پرداختهای تمام کارکنان گرو نگه داشته شد تا همه در حد یک ساعت هم شده به اینترنت وصل بشن. در روزهای پرالتهاب جنگ، مدیریت شرکت فقط نیروها رو به اخراج تهدید میکرد در صورتی که اینترنت عملا قطع بود در نهایت ایشون همه نیروها رو که سالها با تمام شرایط بد ایشون راه اومده بودن اخراج کرد و هیچ پرداختی بعد از حدود یک ماه انجام نشده تعداد کسایی که موفق نشدن پولشون رو از شرکت بگیرن خیلی زیاده.
تجربه کاری من در شرکت ایرانیکارت ترکیبی از نکات مثبت محدود و چالشهای جدی بود که فکر میکنم دانستنش برای افرادی که قصد همکاری دارند مفید باشد. از نظر نکات مثبت، محل شرکت از لحاظ دسترسی با وسایل نقلیه عمومی شرایط بسیار خوبی دارد و رفتوآمد برای کسانی که از حملونقل عمومی استفاده میکنند راحت است. همچنین فضای همکاران را میتوان نقطه قوت اصلی مجموعه دانست؛ همکاران عموماً همراه، محترم و دوستداشتنی هستند و این موضوع تا حدی فشارهای کاری را قابل تحملتر میکند. اما در مقابل، چالشها و نقاط ضعف قابل توجهی وجود دارد. مهمترین مسئله، حقوق پایین نسبت به حجم و حساسیت کار است. در برخی دپارتمانهای عملیاتی، ریسک کاری بالاست؛ به این صورت که شما حقوق را به ریال دریافت میکنید اما در صورت بروز خطا ممکن است مجبور به جبران خسارت دلاری شوید، که این موضوع فشار زیادی ایجاد میکند. ساعت کاری نیز از دیگر مشکلات است؛ زمان ورود مشخص است اما زمان خروج عملاً نامشخص بوده و میتواند طولانی شود. همچنین زمان پرداخت حقوق و مزایا شفاف نیست و این موضوع باعث ایجاد بینظمی در برنامهریزی مالی کارکنان میشود. مزایا نیز وضعیت مشخص و قابل اعتمادی ندارند. مواردی که در زمان استخدام اعلام میشود، در بسیاری از موارد به شکل وعده باقی میماند. از طرفی، امکان پیشرفت شغلی در شرکت بسیار محدود است و مسیر رشد روشنی برای کارکنان وجود ندارد. برای افرادی که با خودروی شخصی رفتوآمد میکنند، نبود جای پارک یک چالش جدی است. همچنین واحد منابع انسانی انعطافپذیری لازم را در مواجهه با مسائل و درخواستهای کارکنان ندارد. در سطح مدیریتی نیز چالشهای قابل توجهی وجود دارد. به نظر میرسد بسیاری از مدیران از دانش تخصصی و مهارتهای مدیریتی کافی برخوردار نیستند و انتصاب آنها بیش از آنکه بر پایه شایستگی حرفهای باشد، بر اساس ارتباطات شکل گرفته است. این موضوع تأثیر مستقیمی بر کیفیت تصمیمگیریها و فضای کاری گذاشته است. در خصوص مزایا: وام عملاً وجود خارجی ندارد بیمه تکمیلی هزینه بالایی دارد اما پوشش آن نسبت به بسیاری از شرکتها ضعیفتر است حمایت از آموزش و توسعه فردی وجود ندارد و دورههای آموزشی محدود به مدیران و آن هم صرفاً در راستای نیازهای داخلی شرکت است تسهیلات رفاهی و گردشگری بسیار محدود (در حد حدود ۱ میلیون تومان در سال و آن هم معمولاً به شکل بن با کاربرد محدود) امکاناتی مثل کتابخانه عملاً کاربرد خاصی ندارند، چون زمان استراحت کوتاه است و بیشتر صرف صرف غذا میشود هدایای مناسبتی نیز بسیار محدود و ناچیز هستند در مجموع، با توجه به درآمد بالای شرکت، سطح خدمات و مزایای ارائهشده به کارکنان تناسب چندانی با این درآمد ندارد و این موضوع یکی از نکات قابل تأمل در مورد این مجموعه است.
اگه برای آبرو، احترام، وقت و توانایی های خودتون پشیزی ارزش قائل نیستین به پارسا شریف بپیوندین. اینجا یه سیرکه با انواع اقسام آدم های پرمدعای بی سواد و دروغگو. قراره کلی چیزای خوب از این خانواده دوست داشتنی یاد بگیرین، از مدیریت کم کاری و بی تفاوتی نسبت به مشکلات و رفتارهای غیر حرفه ای موجود، از مرد ریشوی قد بلند که پایین اشاره کردند دودوزه بازی و بهادادن به افراد بی ارزش، از یکی دیگه دو بهم زنی و فخر به بی سوادی و .... کل مجموعه هم به طور تخصصی در زمینه فراری دادن افراد حرفه ای و دوستداران پژوهش و کار فنی واقعی فعالیت میکنند.
بعضی میان اینجا به امثال نوری یا اقای محمودی فحش میدن بجوری انگار خودشون فرق دارن خودم شخصا دیدم اقای نوری بخاطر لجبازی چند نفرو بیکار کرد ولی عزیزه دلم تو که بعد چند سال هنوز جای سوزشش خوب نشده میای متن چند صفحه ای مینویسی نشونه عقده ای بودنه طرف خودش رفته یه جای داغون نور چشمی شده از صدتایه نوری بدتره تو که ادعا میکنی حتمی باید فرق کنی با اونی که بهش فحش میدی دبگه عزیز دلم
من نمیدونم چرا واقعا بعضی ها عقدهای خود را خالی میکنند و با اینکه نون نمک میخورند باز هم نمکدون مشکنند این که تا اون زمان که تو یک مجموعه هستیم اونجا خوبه و وقتی بیرون می آیم همه چیز ایراد داشت و ما خوب بودیم از در دیوار توالت و.... آدمهای اونجا ایراد بگیریم به نظر من این آدمها اگه واقعا راست میگند مشخصات خودشون را هم بزارند تا واقعا انصاف رعایت شود ولی به نظرم اینقدر بزدل هستند که جرات این کار را هم ندارند واقعا متاسفم
خوبی های این مجموعه پرداخت منظم حقوق با مزایا هستش بدیش اینکه شرایط روانی نامطلومبی داره و اصلا محیط دوستانه ای که برای کار کردن که آرامش داشته باشید وجود نداره. دلیلش هم : 1. فامیل بازی و تبعیض : طرف چیزی بلد نیست ولی مسئولیت بهش می دن 2. ناظر هایی برای شما تعیین میشه که سواد فنی ندارند و نمی تونن زمان بندی درستی بدن و دائما فکر می کنن دارین بهشون کلک میزنین و جنگ اعصاب براتون درست می کنن نکته مهم : اگر در بخش نرم افزار وزارت معدن مشغول به کار شدین یک پشتیبان خانوم اونجا هست بنام شه... که با هر رفتار موذیانه ای که بتونه اعصاب و روان شما رو بهم میریزه پس مراقب باشین
حدود دو ماه پیش فرآیند مصاحبه با این شرکت آغاز شد که در مجموع شامل پنج مرحله بود. امروز پس از اعلام عدم پذیرش رزومه، از من دعوت شد تا در جلسهای شرکت کنم و درباره روند مصاحبهها نظرم را ارائه بدهم. من نیز با توجه به اینکه اعلام شده بود پس از این جلسه، بازخوردی برای بهبود رزومه و توانمندیها ارائه خواهد شد، در این جلسه شرکت کردم. چنین رویکردی را در هیچ شرکت دیگری تجربه نکرده بودم و برایم جالب و جذاب بود. انتقاداتی که مطرح کردم با استقبال خوبی از سوی تیم مواجه شد.
سلام متن چند ماهی هست که در این شرکت کار می کنم. 5 سال پیش مصاحبه داشتم اما با شرکت قبلی توافق کردم و ادامه دادم باهاشونو سال گذشته که اومدم شرکت جدیدشون زمین تا آسمون عوض شده بود. الان فضای کاری اینجا هیچ فرقی با شرکت های درجه 1 ایران نداره. خداییش شیک تمیز در آوردند. الان که زمان جنگ است و من به سختی وصل شدم. از اول جنک بلافاصله همه را دورکار کردند و خداییش خیلی همراهی کردند. اصلا فکرش را نمیکردم اینقدر همراهی کنند. در این چند ماه هم من موردی باهاشون ندیدم . کارها همه چی روال پیش میره. تلاش میکنند تا 10 هر ماه همه حقوق را تسویه کنند. پروژه بزرگی دارند. برای من تجربه خوبیه . همیشه دوست داشتم روی نرم افزار حسابداری و انبار و ... کار کنم. بخش از کد ها قدیمی است که تقریبا داره همش ری فکتور میشه . مشتری های خوبی دارند و شخصا وقتی میبینم روی نرم افزرای کار می کنم که در شرکت ها و کارخونه های بزرگ کار میکنه لذت میبرم. این یک حس شخصیه. توی شرکت قبلی این حسی که بدونم کسی با نرم افزارمون کار میکنه را نداشتم. اگر ماشین داشته باشید باید قبل از 8 اونجا باشید تا جای پارک پیدا کنید. استند آپ های روزانه، گرومینگ و رویو هم داریم همین.
قرارداد اولم شش ماهه بود و اخیراتمدید شد ، تیم بسیار خوب هست و در مشکلات به هم کمک میکنیم و خود مدیریت در جلسات میتینگ حضور دارند من در شرکت های قبلی کمتر مستقیم با مدیریت در ارتباط بودم ولی اینجا هر زمان تیم فنی بخاهد مستقیما میتواند صحبت کند که من فکرکنم بهترین نکته مثبت هست که تیم راحت تر پیش بره و هر موردی بود بلافاصله میتواند با مدیریت مطرح کند
من چند ساله تو این شرکت کار میکنم و واقعاً چیزی که تو بعضی کامنتها نوشته شده با تجربهای که من داشتم خیلی فرق داره. تو این مدت همیشه محیط کار رو دوستانه و محترمانه دیدم و رابطه بین همکارها کاملاً خوب بوده. مدیریت هم همیشه سعی کرده فضای آروم و منصفانهای برای کار فراهم کنه. از نظر حقوق و شرایط کاری هم شخصاً مشکلی نداشتم و همه چیز روال مشخصی داشته. از نظر فنی هم اینجا برای من جای پیشرفت و یادگیری بوده و خیلی چیزها یاد گرفتم. همکارها معمولاً هوای همدیگه رو دارن و کار تیمی واقعاً معنا داره. طبیعیه هر کسی ممکنه تجربه متفاوتی داشته باشه، ولی به نظرم درست نیست با یه دلخوری کل مجموعه رو زیر سؤال برد. من خودم از کار کردن اینجا راضی بودم و هنوز هم هستم. بهتره هر کسی بر اساس تجربه واقعی خودش نظر بده. این فقط تجربه شخصی چند سال کار من تو این مجموعهست.
فاجعه من اصلا مدارک تکمیل نکردم که بتونم شیفت رزرو کنم.بعدش به من بیست امتیاز منفی داده که چرا سفارش اومده نگرفتیش شیفت داشتی.برنامشو پاک کردم.از همین اولش معلوم بود چه خبره.قوانینش هم کاملا یه طرفه هست.تمام ۲۳ موردش رو کامل خوندم.دقیقا انگار مجرم گرفتن و دوران حبسش رو داره سپری میکنه.مصداق بارز کلاه برداری.
جناب آقایان نفیسی، امینی ، ابراهیمی که از دست اندرکاران ، دزدان و قالتاقان واحد شبکه یاس هستند و به شغل خانوم بازی و دزدی مشغول هستند . خانم فرهادی بعنوان مدیر منابع انسانی کیر تو دهنت . مدیر عامل شرکت کیر تودهنت . یه مشت آدم نفهمه بدرد نخور و لاش گوشت. آشغال گوشتهای حروم خوره دزد . کثافتهای بیشرف . شاشیدم سر در شرکت یاس
واقعاً یکی از بهترین تجربههای کاری من همینجا بوده، مخصوصاً از نظر نظم مالی. حقوق همیشه دقیق و حتی بعضی وقتها زودتر از موعد واریز میشه و این موضوع توی این شرایط اقتصادی خیلی ارزشمنده. بیمه هم منظم رد میشه و بیمه تکمیلی هم داریم که خیالم رو از بابت درمان راحت کرده. آدم وقتی بدونه حق و حقوقش کامل رعایت میشه، با دلگرمی بیشتری کار میکنه. این حس امنیت شغلی باعث شده تمرکزم کاملاً روی پیشرفت کارم باشه. کمتر جایی دیدم اینقدر منظم و متعهد باشن. همین موضوع به نظرم یکی از بزرگترین نقاط قوت این مجموعهست.
اسمش شرکته ولی شما بگید خانه ی دیکتاتوری وفایی و خانواده در راس ام پدر پیر و خرفت خانواده قرارداره که بخاطره سنش مغزش پردازش نمیکنه کارکنه ولی تامیتونه سرک میکشه تو کاره بقیه که بگه منم هستم. مثلا دارید کار میکنید و تمرکز کردید وارد میشه و سلام کردن (مگه دکتر حسابی آخه تو پیرمرد پر حاشیه؟؟؟) یا میاد بالا بهت گیر میده چرا الان داری سیگار میکشی و سره کارت نیستی و تحقیر پشت تحقیر و مقایسه با نیروهای چینی و ژاپنی که اونا ۱۰ ساعت کار میکنن و فقط ده دقیقه ناهار میخورن و ادامه ی کار. اگه انقد نیروی چینی دوست داری از اونور بیار خب. آهان حواسم نبود باید به دلار حقوق بدید و شما همین ریالشم تو چندین پارت میدین همونم سره تاخیر و سیگار و پوشش و رفتن به دستشویی فلان طبقه و غیره کلی ازش کسر میکنید و در آخر کارمند ی چیزی ام بهتون بدهکار میشه. بی منطق ترین آدم شرکت همین ایشونه. حالا میرسیم به پسرناخلف خانواده کسی که فقط بلده صدا ببره بالا و پشت دوربین بشینه رصد کنه و از پدرش تو سری بخوره که چرا شرکت خوب مدیریت نمیکنه دوستان اینا از قانون همه چیزایی ک به نفعشونه تاکید دارن و چیزایی که به ضررشونه رو دور انداختن بطور مثال مرخصی ۲/۵ روزتون درماه شما فقط ۲روز دارید که همونم باید از ۴۵نفر امضا و اثرانگشت بگیرید و اگر والاحضرت اجازه دادن بعد تشیف ببرید(اینم درنظربگیرید مرخصی ام باشید همچنان تماس کاری باهاتون گرفته میشه) تاخیر بیش ازیکساعت ضریب بشدت بالایی میگیره مثلا یکی از بچه ها یهو ۳۴ ساعت تاخیر و ۳تومن کسراز حقوق خورد الان ک نزدیک عید مراقب رفتارتون باشید چون کوچیک ترین اشتباهی میتونه باعث این شه که عیدی و حقوق به شما داده نشه اما بعده عید که موقع بستن قرارداد جدید همگی فرشته مهربون میشن و به مدت دوالی سه هفته شرکت ایده آل میشه و بعد روز از نو اب و چایی و سرویس بهداشتی حداقل امکاناتی که هرشرکتی بی منت داره ولی این خراب شده کلا دوسه تا آبسردکن داره که سالهاست فقط تانکر آب از شیر پر میکنن و سالی یه بار نمیرن از بیرون بخرن چایی ساعت ۱۰صبح دم میشه و تا عصر رو تفاله ها آب ریخته میشه. اینم بدونید که اشغال ترین چایی که اصن تو عمرتون ندیدو میخرن و همونم زحمت نمیکشن عین آدمیزاد هروقت تموم شد دم کنن سرویس بهداشتی بوی تعفن میده و یه روز درمیون چاه گرفته میشه و مثل دزدا یواشکی بایدبرید طبقات دیگه و همسر مدیریت که بشه مدیرمنابع انسانی ببینه جر واجرتون میکنه عمر عزیزتونو اینجا هدر ندید
فرآیند مصاحبه شامل سه مرحله فنی، منابع انسانی و گفتگو با مدیرعامل است. مصاحبه فنی آنلاین برگزار شد. سؤالها بهصورت بداهه مطرح میشد و ساده بود. برخورد تیم فنی صمیمی و دوستانه بود. مصاحبه دوم حضوری بود و پیش از جلسه آزمونی برگزار شد که اهم آن معطوف به کار کردن بیش از زمان اداری، تحمل انجام کارهای تکراری، مابعدالطبیعه، دین و سیاست بود. جلسه با حضور دو تن از مدیران نرمافزاری و یک کارشناس منابع انسانی برگزار شد و بیش از ۲٫۵ ساعت طول کشید. اکثر سؤالها بهشکل وسواسگونهای پیرامون فواصل بین همکاریها، طول تحصیل و علت جابهجایی بین شرکتها متمرکز بود. این در حالی است که طول تحصیلات من هیچگاه از حد استاندارد بیش از یک سال نبوده و در تجربه اخیر کاری خود بیش از ۲٫۵ سال مشغول بودم. فضای گفتوگو پر از بیاعتمادی و عدم توازن میان طرفین بود. بیتوجهی و بیمیلی یکی از مدیران در سراسر جلسه و در نهایت نشان دادن برگهٔ خروج من به کارشناس منابع انسانی جهت اعلام تلویحی اتمام جلسه و ترک زودهنگام اتاق ناراحتکننده بود. در انتها زمان کافی داده شد تا در مورد مدیریت پروژه و تیم هر آنچه میخواستم بپرسم.
پیامها رو میخوندم اینجا تا به حال ندیدم کسی اشاره کنه که اینترنت همیشه ملی هست توی تایگر :))) در واقع اومدن یک سیستم درون شرکتی درست کردن که فقط سایت هایی که اجازه میدن رو بتونی باز کنی. به دو روش این کار رو میکنن. یک اینکه یک مرورگر خودشون نوشتن که توش دسترسی همه سایتها بسته است مگر اینکه ازشون بخوای یک سایت خاص رو دسترسی بدن بر حسب نوع کارت، و دو اینکه یه افزونه برای گوگل کروم نوشتن که اون هم همین کارو میکنه. ضمنا علاوه بر این که میتونن دسترسی شما رو محدود کنن میتونن لاگ اون مرورگر و افزونه رو هم چک کنن و ببینن توی چه سایتهایی رفتی و بازخواستت کنن. جالبه نه؟ خلاصه اگه میخوای هر روز اینترنتت ملی باشه حتماااااا برو در تایگر استخدام شو.
مدیر فروش مجموعه با بنده مصاحبه کردن رفتار بسیار زشت تند و زننده بسیار کودکانه و بچگانه از ابتدا حمله کرد سمت بنده اصلا درکی نسبت به این ندارن که ممکنه مصاحبه قبلی شخص طول بکشه ترافیک باشه یا اتفاقی افتاده باشه و دیر برسی به مجموعه ای کن بنده ۳۰ دقیقه دیر کردم من رو ۱ ساعت منتظر گذاشتن وقتی وارد میشن اصلا اعتقاد ندارن باید احترام مخاطب رو حفظ کنن و سلام کنن حال و احوال کنن طلبکارانه حمله میکنن سمتت کلا طلبکار هستن برای ایشون دربون شرکت ارزش بیشتری داره حقوق دربون ۴۰ میلیون حقوق کارشناس فروش ۲۵ تومن با افتخار میگن دربون مجموعه ۴۰ میگیره تو ۲۵ این اقا حس کنه شما توانمند هستی تو بخش فروش و تجربه داری وکار رو بلدی و توانمندی فقط و فقط قصد تخریبت رو داره و فقط توهین امیز حرف میزنه و میخواد عصبیت کنه هرچی بگم کم گفتم هرچی دورتر از این مجموعه باشین اعصاب راحت تری داری تحمل ۱ساعت ایشون غیر ممکن بود چه برسه برای کار
اگر دوست دارین مثل ی برده با شما رفتار بشه کافیه عضو نوبیتکس بشین ظاهرا قابل احترامن ولی تا زمانیکه مثل ی برده و بره اروم باشی سردرستت که معلوم نیس از کدوم کوره دهات اومده تهران به تو تیکه میندازه تو جمع ولی شما حق پاسخ حتی به شوخی هم نداری خود محیط بسیار حرفه ایه ولی چهارتا پسربچه خورده ننه قمری گل کش و سیگاری سرپرستنن البته شعبه پردیس نه دفتر ....مزیت خوبشم حقوق بالا...یخچال و خوراکیهای که هروز شارژ میشد و ممنوعیت برداشت نداشت پرداخت بموقع ...من احترام از جنبه مالی واسم مهمتر بود